آیا حفاظت از طبیعت میتواند نگاه جهان به تنگه هرمز را تغییر دهد؟
تنگه هرمز؛ گلوگاه اکولوژیک
این تنگه برای امنیت انرژی اهمیت راهبردی دارد؛ اما به همان اندازه برای حیات نیز مهم است. حیات تنها سرمایهای است که کشورهای منطقه نمیتوانند هر زمان که بخواهند، آن را دوباره بخرند.
۲۱ تیر ۱۴۰۵، ۱۷:۰۳
اگر تنگه هرمز تنها بهعنوان گذرگاهی برای انتقال نفت دیده شود، مهمترین پرسش این خواهد بود که چگونه میتوان جریان انرژی را بدون وقفه حفظ کرد. اما چنین نگاهی واقعیتی بسیار مهمتر را نادیده میگیرد؛ تنگه هرمز منطقهای با تنوع زیستی غنی و در عین حال بسیار شکننده است. این تنگه با جنگلهای حرا، کلونیهای پرندگان دریایی، آبسنگهای مرجانی، سواحل محل تخمگذاری لاکپشتهای دریایی و جزایر متعدد، یک کریدور باریک اکولوژیک است که از طریق آن آب میان خلیج فارس، دریای عمان و اقیانوس هند مبادله میشود و پیوندهای طبیعی را فراتر از مرزهای سیاسی برقرار میکند.
در ماههای اخیر، تنگه هرمز بار دیگر با همان واژگانی توصیف شده است که جهان بیش از همه با آن آشناست؛ نفت، نفتکشها، خطر درگیریهای دریایی، امنیت انرژی و جنگ. این رویکرد قابل درک است. در شرایط عادی، حدود یکپنجم صادرات جهانی نفت و گاز طبیعی مایع (LNG) از این گذرگاه باریک میان ایران و عمان عبور میکند. هرگاه تنگه هرمز با تهدیدی روبهرو شود، بازارهای جهانی واکنش نشان میدهند و دولتها دست به محاسبه میزنند.
اما این تنها یکی از روایتهای ممکن درباره تنگه هرمز است. حفاظت از طبیعت، روایت دیگری پیش روی ما میگذارد. تنگه هرمز فقط یک گلوگاه انتقال نفت نیست؛ بلکه یک گلوگاه اکولوژیک نیز هست؛ دهانه باریکی که از طریق آن آب میان خلیج فارس، دریای عمان و اقیانوس هند مبادله میشود و جزایر، جنگلهای حرا، کلونیهای پرندگان دریایی، آبسنگهای مرجانی، سواحل محل تخمگذاری لاکپشتهای دریایی و جوامع ساحلی را فراتر از مرزهای سیاسی به یکدیگر پیوند میدهد.
این شیوه نگاه به تنگه هرمز امروز اهمیت ویژهای دارد. باید بدانیم گزارشهای اخیر درباره تأسیسات نفتی، به پهنهای خالی از آب اشاره نمیکنند، بلکه به مکانهایی واقعی و زنده مربوط هستند. جزیره شیدور، جزیرهای غیرمسکونی در محدوده لاوان و ثبتشده در فهرست تالابهای رامسر، جایی است که آسیب به تأسیسات نفتی اطراف آن میتواند بهسرعت زیستگاه زادآوری سالانه بیش از ۸۰ هزار پرستوی دریایی را تهدید کند. قشم و جنگلهای حرا، بزرگترین رویشگاه حرا در خلیج فارس که آن نیز در فهرست رامسر ثبت شده است؛ جزیره خارک؛ و همچنین بنادر کوچک، صیدگاهها و آبهای ساحلی، نمونههایی از مکانهایی هستند که در آنها زندگی انسان و حیاتوحش بهسادگی از یکدیگر قابل تفکیک نیستند.
ابعاد کامل پیامدهای زیستی این رخدادها هنوز روشن نیست، اما جغرافیای منطقه بهتنهایی نکته مهمی را آشکار میکند؛ در خلیج فارس، آلودگی نفتی وارد فضایی خالی نمیشود، بلکه به یک چشمانداز دریایی زنده راه پیدا میکند.
نشت نفت، اگرچه ممکن است با آسیب به زیرساختها آغاز شود، اما بهسرعت به بحرانی برای پرندگان دریایی، شیلات، کیفیت آب، جنگلهای حرا، لاکپشتهای دریایی و حتی اعتماد جوامع ساحلی به دریایی که معاششان به آن وابسته است، تبدیل میشود. ویژگیهای این دریا باعث میشود آثار چنین تهدیدی بسیار بیشتر از عمر جنگی که آن را پدید آورده است، باقی بماند.
خلیج فارس دریایی کمعمق و نیمهبسته است که تنها از طریق تنگه هرمز با آبهای آزاد ارتباط دارد. عمق متوسط آن بین ۶۰ تا ۱۰۰ متر است و عرض تنگه هرمز نیز تنها حدود ۵۰ کیلومتر برآورد میشود. در تابستان، دمای آبهای سطحی گاه از ۳۶ درجه سانتیگراد فراتر میرود، شوری آب بسیار بیشتر از میانگین اقیانوسهاست و تبادل آب با آبهای آزاد بهکندی انجام میشود. در برخی نقاط خلیج فارس، پاکسازی طبیعی و جایگزینی آب ممکن است سالها زمان ببرد.
آلایندهها منتشر میشوند، جانوران مهاجرت میکنند
خلیج فارس پیشتر نیز پیامدهای جنگ را تجربه کرده است. در جریان جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱، برآورد میشود حدود ۷ میلیون بشکه نفت بهطور عمدی وارد دریا شد؛ رخدادی که نزدیک به ۷۰۰ کیلومتر از سواحل، از کویت و عربستان سعودی تا قطر، را آلوده کرد.
سالها پس از پایان جنگ نیز تنوع زیستی همچنان درگیر پیامدهای بحرانی بود که دیگر از تیتر رسانهها کنار رفته بود. نفت در رسوبات بستر دریا باقی ماند، زیستگاههای بینجزرومدی را پوشاند و به بخشی از حافظه اکولوژیک خلیج فارس تبدیل شد.
به همین دلیل، تنگه هرمز باید نهفقط بهعنوان گذرگاهی برای انتقال انرژی، بلکه بهعنوان گذرگاهی برای انتقال آسیبپذیری نیز دیده شود. آنچه از این تنگه عبور میکند، تنها نفت خام یا گاز طبیعی مایع (LNG) نیست؛ آب جریان دارد، گرما جابهجا میشود، آلایندهها منتشر میشوند و جانوران مهاجرت میکنند.
دانشمندان و فعالان حفاظت از طبیعت سالهاست شواهدی گردآوری کردهاند که نشان میدهد سامانههای زنده خلیج فارس مرزهای سیاسی را به رسمیت نمیشناسند. برای نمونه، یک کرکس مصری که در عمان به فرستنده ماهوارهای مجهز شده بود، از تنگه هرمز عبور کرد و وارد ایران شد. همچنین پرستوهای دریایی حلقهگذاریشده در جزایر ایرانی شمال خلیج فارس، بعدها در نقاطی دوردست، از جمله هند، مشاهده یا بازیابی شدند و دادههای دیگر نیز جابهجایی آنها میان جزایر ایرانی خلیج فارس را نشان میدهد.
از سوی دیگر، لاکپشتهای منقارعقابی که در سواحل ایران، عمان، قطر و امارات متحده عربی تخمگذاری میکنند، با استفاده از ردیابهای ماهوارهای تا زیستگاههای مشترک تغذیه در جنوبغربی خلیج فارس، در آبهایی که میان قطر، عربستان سعودی و امارات مشترک است، دنبال شدهاند.
یک لاکپشت نمیداند که از محدوده موفقیتهای حفاظتی یک کشور وارد منطقهای با خطر آلودگی در کشوری دیگر شده است؛ نه یک پرنده دریایی چنین مرزهایی را میشناسد، نه جریانهای آب و نه حتی لکههای نفتی. با این حال، نقشههایی که در زمان بحران منتشر میشوند، بهندرت این واقعیت را بازتاب میدهند.
ما مسیرهای کشتیرانی، استقرار نیروهای دریایی، پایانههای نفتی و خطوط لوله را با دقتی فوقالعاده نقشهبرداری میکنیم. ما بشکههای نفت را ردیابی میکنیم، نه کلونیهای زادآوری پرندگان را. تنگه هرمز را «راهبردی» مینامیم، زیرا نفت از آن عبور میکند، نه به این دلیل که حیات نیز از آن میگذرد.
پول نیز بسیار مهم است؛ بهویژه سرمایهای که برای حفظ حیاتوحش هزینه میشود. دبی از سرمایهگذاری بزرگی برای بازسازی و توسعه پناهگاه حیاتوحش راسالخور خبر داده است که ارزش آن حدود ۱۷۷ میلیون دلار اعلام شده است. برنامه کربن آبی عمان نیز هدفگذاری کرده است که ۱۰۰ میلیون اصله درخت حرا بکارد؛ طرحی که ارزش بالقوه اعتبارهای کربنی آن حدود ۱۵۰ میلیون دلار برآورد میشود.
عربستان سعودی نیز متعهد شده است تا سال ۲۰۳۰، از ۳۰ درصد از قلمرو خشکی و دریایی خود حفاظت کند. اگرچه این تعهدها از نظر مقیاس و نحوه اجرا با یکدیگر تفاوت دارند، اما همگی نشان میدهند کشورهای حاشیه خلیج فارس، دستکم در سطح سیاستگذاری و سرمایهگذاری، پذیرفتهاند که اکوسیستمهای ساحلی و دریایی ارزشمند هستند.
اما جنگ، تناقضی آشکار را نمایان میکند؛ منطقه از یک سو در سرمایه طبیعی خود سرمایهگذاری میکند و از سوی دیگر، مخاطراتی را میپذیرد که میتوانند همین سرمایه را نابود کنند.
جنگلهای حرا کاشته میشوند، سواحل تخمگذاری لاکپشتها پایش میشوند و تالابها در فهرستهای حفاظتی ثبت میشوند، اما همزمان با همان دریا چنان رفتار میشود که گویی میتوان پیامدهای آسیب را پشت مرزهای سیاسی مهار کرد.
حفاظت از طبیعت نباید زمانی آغاز شود که موجهای سیاه نفت، پرندگان تلفشده یا ریشههای آغشته به نفت جنگلهای حرا نمایان شدهاند. در آن مرحله، حفاظت از طبیعت عملاً قواعد روایت امنیتی را پذیرفته است؛ روایتی که همواره دیرهنگام و واکنشی عمل میکند و بیش از آنکه بتواند درک ما از مخاطره را تغییر دهد، تنها به ثبت و شهادت دادن بر ویرانیها محدود میشود.
این دادهها تازه نیستند. سالهاست که جابهجایی لاکپشتها، پرندگان و جریانهای آب مستند شده و آسیبپذیری خلیج فارس نیز دهههاست شناخته شده است. آنچه امروز تازه به نظر میرسد، برجسته شدن دوباره جایگاه سیاسی تنگه هرمز است؛ تنگهای که بار دیگر در وزارتخانهها، اتاقهای خبر، نشستهای امنیتی و بازارهای انرژی به موضوع بحث تبدیل شده است.
همین موضوع فرصتی فراهم میکند تا متخصصان حفاظت از طبیعت، مدیران مناطق حفاظتشده، دانشمندان علوم دریایی و نهادهای محیطزیستی با صدایی رساتر و شفافتر سخن بگویند.
این استدلال، نگاهی رمانتیک یا آرمانگرایانه و دعوتی سادهلوحانه برای تبدیل یکی از نظامیترین آبراههای جهان به منطقهای حفاظتشده نیست. بلکه تأکیدی بر این واقعیت است که بازیگران سیاسی و اقتصادی در میانه بحران، به چیزی پی بردهاند که علم حفاظت از طبیعت سالهاست آن را نشان داده است؛ تنگه هرمز دربرگیرنده منافع مشترکی است که آنقدر بزرگاند که هیچ کشوری نمیتواند آنها را نادیده بگیرد.
اکنون باید از این فرصت استفاده کرد تا این دانش اکولوژیک که تاکنون کمتر شنیده شده، جایگاه و نفوذ بیشتری پیدا کند. تنگه هرمز باید در ارزیابیهای ریسک، برنامههای آمادگی برای مقابله با نشت نفت، پایشهای ماهوارهای، ردیابی حیاتوحش و برنامهریزیهای منطقهای حفاظت از طبیعت، بهعنوان یک کریدور اکولوژیک مشترک در نظر گرفته شود.
حفاظت از طبیعت باید نگاه جهان به تنگه هرمز را تغییر دهد
نقشههای امنیتی باید در کنار نقشههای اکولوژیک قرار گیرند؛ نقشههایی که مسیرهای مهاجرت لاکپشتهای دریایی، کلونیهای پرندگان دریایی، جنگلهای حرا، آبسنگهای مرجانی، بسترهای علفهای دریایی، محل برداشت آب تأسیسات آبشیرینکن، صیدگاهها و جوامع ساحلی را نیز نشان میدهند.
همچنین سامانههای هشدار زودهنگام اکولوژیک باید با همان میزان جدیت مورد توجه قرار گیرند که سامانههای هشدار زودهنگام در حوزه انرژی قرار میگیرند. چنین رویکردی قرار نیست مناقشه را حل کند، اما میتواند آنچه را که این مناقشه تاکنون مجاز دانسته و نادیده گرفته است، تغییر دهد.
اگر تنگه هرمز فقط بهعنوان یک کریدور انتقال نفت دیده شود، مهمترین پرسش این خواهد بود که چگونه میتوان جریان انرژی را حفظ کرد. اما اگر آن را همزمان یک کریدور اکولوژیک نیز بدانیم، پرسشی دیگر مطرح میشود؛ کشورهای منطقه تا چه اندازه حاضرند برای حفاظت از سرمایههای سیاسی و اقتصادی خود، سرمایه طبیعی و اکولوژیکشان را به خطر بیندازند؟
همینجاست که تناقض عمیق آشکار میشود. میلیاردها دلار برای ایجاد و حفظ سرمایههای طبیعی، از کاشت جنگلهای حرا و ایجاد پناهگاههای حیاتوحش گرفته تا اجرای برنامههای پایش، حفاظت از تالابها، صیانت از سواحل تخمگذاری لاکپشتهای دریایی و پژوهش درباره آبسنگهای مرجانی، هزینه میشود.
اما همزمان، خطرات ناشی از درگیریها میتواند نوع دیگری از سرمایه، یعنی همین سرمایه طبیعی را نابود کند. پس از آن نیز، اگر خسارت بهاندازه کافی گسترده باشد، باید بار دیگر هزینههای هنگفتی صرف احیای چیزی شود که شاید هرگز به وضعیت پیشین خود بازنگردد.
احیای اکوسیستمها دکمه «بازنشانی» نیست. میتوان نهال کاشت، برنامههای پایش را تأمین مالی کرد و لکههای قابل مشاهده نفت را پاکسازی کرد؛ اما همیشه نمیتوان رسوبات آلوده، یک فصل ناموفق زادآوری، یک جامعه آسیبدیده از آبسنگهای مرجانی یا اعتماد ازدسترفته میان جوامع ساحلی و دریایی را که زندگیشان به آن وابسته است، دوباره احیا کرد.
به همین دلیل، حفاظت از طبیعت باید نگاه جهان به تنگه هرمز را تغییر دهد. تنگه هرمز، بیتردید، برای امنیت انرژی اهمیت راهبردی دارد؛ اما به همان اندازه برای حیات نیز اهمیت دارد. حیات تنها سرمایهای است که کشورهای منطقه نمیتوانند هر زمان که بخواهند، آن را دوباره بخرند./مونگابی
برچسب ها:
اکوسیستم دریایی، تنگه هرمز، تنوع زیستی، توسعه پایدار، حفاظت از طبیعت، خلیج فارس، لاکپشتهای منقارعقابی، مدیریت بحران
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
راهاندازی اپلیکیشن پایش گرد و غبار در ایران
ایران نخستین اپلیکیشن پایش برخط کانونهای گرد و غبار جهان را راهاندازی میکند
اجرای پروژه پایلوت بازیافت پلاستیک در بهشهر؛ گامی برای نجات سواحل خزر
سقوط آزاد منابع آب تجدیدپذیر ایران؛ زنگ خطر ۷۵ درصد اتلاف سرمایههای آبی
آتشسوزی در جنگلهای ارمند؛ سرایت حریق از سایت زباله به قلب زاگرس + ویدیو
کشف گونهای جدید از دایناسور گردندراز در تایلند؛ غولی ۲۰ متری از عصر ژوراسیک
احیای «تالاب لاگون» کیاشهر چه شد؟
جادهای امن برای یوزها؛ موضوعی فراتر از مهندسی
احیای جنگلها؛ در گرو اصلاح قانون
چهار سال پس از یک تصمیم موقت
مسیر حفاظت از یوزپلنگ گم شده است؟
کتاب عکس «کاوشی پیرامون تالاب شادگان سایهها در همسازی» رونمایی شد
سایههای شادگـــــان
وب گردی
- درخواست توقف پروژه باملند برای حفاظت از درختان و طبیعت شهر لاهیجان
- بهترین پنل پیامکی ایران [4 تا از بهترین سامانه پیامکی ایران]
- آشنایی با خدمات متنوع اسنپفود در رشت
- بهترین مدل شومیز برای افراد چاق؛ 10 مدل ترند 1405
- جنس سیم چه تأثیری در کیفیت برق رسانی دارد؟
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس بیشتر
بیشترین نظر کاربران
طلا، تفتــــان را تکهتکه کرد
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید