در تغییر یک مفهوم از خانه بوم‌گردی تا اقامتگاه سنتی، توسعه پایدار چه جایگاهی دارد؟

بوم‌گردی بدون پیوست پایداری





بوم‌گردی بدون پیوست پایداری

۱۱ خرداد ۱۴۰۵، ۲۲:۱۸

چه شد که بوم‌گردی از مکانی برای زیستن تبدیل به مکانی صرفاً برای اقامت شد؟ سؤالی که اندیشیدن به آن مهم به نظر می‌رسد. خانه به‌مثابه مکانی که در آن زندگی می‌کنیم و تجربه زیسته به دست می‌آوریم مفهومی است که نیاز به مطالعه دارد. در یک نگاه پدیدارشناسانه بیان تجربه‌های زیسته تنها راه تفکیک خانه خوب از بد است. بوم‌گردی‌های اولیه خانه‌هایی برای زیستن و پذیرایی از مهمان بودند و تفکیک خوب از بدشان تنها با بیان تجربه زیسته امکان‌پذیر بود. درواقع بوم‌گردی‌های اولیه تجربه‌ای را به مهمان عرضه می‌کردند که تا پیش‌ازاین کسی نچشیده بود و این تجربه بومی کالایی جدید بود که هم نیاز بازار گردشگری را تأمین می‌کرد و هم یک راه‌حل برای بومی که داشت متروکه می‌شد و از بین می‌رفت. درنتیجه تفکیک خوب و بد یک بوم‌گردی هم بستگی به تجربه‌ای داشت که می‌فروخت.

از یک جایی به بعد بوم‌گردی تبدیل به اقامتگاه شد و داستان به نظر می‌رسد درست از همین نقطه خراب شد. درواقع دیگر فروش تجربه مسئله بوم‌گردی نبود. بلکه مسائله به اجاره اتاق تقلیل پیدا کرد و درنتیجه واژه‌ها تغییر کردند و به دنبال آن مفاهیم و تعریف‌ها هم عوض شدند. سؤال مهم این است که چرا عده‌ای به این نتیجه رسیدند که از واژه خانه عبور کنند؟ و آیا درکی از این موضوع داشتند که تغییر یک واژه می‌تواند ساختاری را تغییر دهد؟
برخی از فعالان حوزه بوم‌گردی معتقدند بالارفتن کمیت بوم‌گردی و تغییر واژه‌ها کمک می‌کرد که این مفهوم به رسمیت شناخته شود و درنتیجه دارای ساختار قانونی شود. اما چیزی که در عمل اتفاق افتاد این بود که خانه از امکانی «غیررسمی» برای سکونت و تجربه «مهمان» با دریافت «مجوز رسمی» جایی برای صرفاً اقامت «مشتری» شد. این‌گونه ارگان‌های رسمی توانستند آن را کنترل کنند؛ بنابراین بوم‌گردی از فعالیتی کاملاً غیررسمی و ارگانیک و تجربه‌محور بدل به یک ساختار رسمی چارچوب‌مند بی‌روح شد و این‌گونه واژه‌ها تغییر کردند و به دنبالش معنا هم دچار تغییر شد. درواقع به نظر می‌رسد قانون، بوم‌گردی را به‌عنوان یک مفهوم تازه پذیرفت؛ اما آن را درک نکرده و مانند هتل با آن رفتار کرد.

درست بعدازاین تغییر ساختار، دیگر یک خانه قدیمی جایی برای زندگی مالکان نبود؛ بلکه امکانی برای تولید ثروت بود. خانه قدیمی کنج روستا که سال‌ها پیش همه رهایش کرده بودند یک‌باره تبدیل به گنجی شد که برای راه‌اندازی‌اش و تبدیل‌کردنش به اقامتگاه وام‌های کم‌بهره داده می‌شد و تنها نیاز به یک کاه‌گل ساده برای بازسازی داشت و نه بیشتر. نه استحکام بنا اهمیت چندانی داشت و نه وسایل و خدمات. هرکس هرچه در انبارش اضافه داشت می‌آورد. رختخواب اضافه و وسایل دورریز برای راه‌اندازی بوم‌گردی و درنهایت دکور که چهار تکه سفال شکسته قدیمی و چند ظرف عتیقه کفایت می‌کرد و بعد هم یک نگهبان برای باز کردن در به روی مشتری و تمام. نگهبان هم اگر هزینه‌بر می‌شد کلید را یک گوشه‌ای قایم می‌کردند و تلفنی نشانی‌اش را می‌دادند و همین. تازه اگر مشتری، گردشگر بود که دیگر چه از این بهتر؟ شش‌ماهه پول همان بازسازی دم‌دستی هم در می‌آمد. هرکس هم می‌خواست معاشرتی بکند داستان تکراری کوبه‌های در را تعریف می‌کردند – که کوبه در قدیمی یکی‌اش مال زن‌هاست و آن دیگری از مردها و این‌گونه صاحب‌خانه می‌فهمید چه کسی پشت در است – و این‌گونه شد که خانه‌های قدیمی و بوم‌های روستایی از جایی برای زیستن به‌یک‌باره و بدون هیچ مطالعه‌ای تبدیل به امکانی برای خلق پول و ثروت و مقصدی مبتذل برای مسافر شد که دنبال جای خواب یک‌شبه ارزان می‌گشت.

این امکان در وهله اول اگرچه می‌توانست تبدیل به یک فرصت آبادگری شود؛ اما معضلات اجتماعی و نبود آگاهی نسبت به مفاهیم توسعه پایدار و بیشتر از همه ضعیف‌بودن اقتصاد روستایی درنهایت از بوم‌گردی، یک مصرف‌کننده انگلی ساخت که منابع ملموس و ناملموس بوم را مصرف کرد و در بسیاری از اقلیم‌ها چیزی جز ویرانی به جا نگذاشت. جنبه‌های ملموس داستان منابع آب زیرزمینی و محیط‌زیست بود و منابع ناملموس فرهنگ و ساختار فرهنگی محله. رشد نامتوازن اقتصاد هم منجر به برهم‌خوردن ساختار فرهنگی و بومی روستا شد و درنتیجه در هر روستایی که یک نفر موفق عمل می‌کرد سایرین هم به سمت این کار تشویق می‌شدند و در کمتر از یکی دو سال روستا مملو از بوم‌گردی می‌شد.

بااین‌حال همه این داستان‌ها تا زمانی که گردشگر وارد کشور می‌شد و چرخ این خانه‌ها به هر شکل می‌چرخید آن‌چنان به چشم نمی‌آمد اگرچه همان زمان هم عده‌ای از فعالین حوزه‌های مختلف علوم‌انسانی و محیط‌زیست نقد می‌کردند و نسبت به عاقبت ماجرا بدبین بودند. بااین‌حال از زمانی که کرونا شروع شد و سفرها کم و کمتر و تعداد توریست به صفر رسید، همه چیز شکل دیگری پیدا کرد. خانه‌ها دوباره متروکه شدند و بوم‌گردی‌ها تعطیل و بوم‌ها خالی از سکنه.

دلیل این کم‌رونقی اما در سال‌های گذشته تنها کرونا یا اعتراضات مردمی و جنگ نبود. دلیلش این بود که صاحبان بوم‌گردی آمده بودند پولی از این کار عایدشان شود و حالا دیگر نمی‌شد. کسی بوم‌گردی را به‌مثابه آبادگری نمی‌شناخت، همه آمده بودند پولی مفت به جیب بزنند و دیگر امکانش نبود. خلاقیتی هم در کارشان نبود. خانه آباواجدادی که یک‌شبه منبع تولید پول شده بود، به‌یک‌باره تعطیل و مجوزها هم دیگر تمدید نشد. درواقع کسی تمایلی به تمدید مجوز نداشت. رئیس جامعه بوم‌گردی در یک گفت‌وگوی رسانه‌ای گفته است که از سه هزار و ششصد بوم‌گردی هزار و دویست بوم‌گردی مجوزشان را تمدید نکرده‌اند. دلیل این موضوع واضح است. وقتی اقتصاد این حوزه چرخشی نداشته باشد و مسافری نباشد چه نیازی به تمدید مجوز است؟

صبر بوم‌گردی‌ها تمام شد. آبادگری همیشه در طول تاریخ هم‌ردیف تاب‌آوری بوده و صبر؛ ولی کسی با این مفاهیم آشنا نبود. صاحب بوم‌گردی چه می‌دانست آبادگری چیست؟ چه می‌دانست تاب‌آوری چیست؟ چه کسی برایشان از قنات گفته بود؟ آموزش بومگردی‌دارها آموزش‌های هتلی و مدیریت اقامتگاه بود. درحالی‌که مفهومی مانند قنات، مصداق توأمان آبادگری و تاب‌آوری خلاقانه است. در نگاه آبادگرانه البته مصرف منابع برای رسیدن به ثروت و اصولاً موفقیت با رویکرد مدرن جایی ندارد. آبادگری مصداق کاشتن است. آنکه دانه‌ای می‌کارد باید عمری را صرف کند تا درختی شود و در سایه آن بنشیند و محصولش به بار بنشیند. اما چه کسی این را به صاحب بوم‌گردی آموزش داده بود؟

بوم‌گردی درنتیجه رشد کمّی و قارچ‌گونه و با نگاه مدیریت هتلی آن‌هم از نوع هتل‌های تک‌ستاره و بدون هیچ درکی از مفاهیم اولیه مانند معاشرت و زیست در خانه و… تبدیل به یک معضل فرهنگی مبتذل برای بوم شد و مفاهیمی که آن را منحصربه‌فرد می‌کرد کم‌کم از یاد رفت. در بسیاری از روستاها و مقاصد گردشگری بوم‌گردی خالی از معنا و تبدیل به یک شکل از هتل بی‌کیفیت شد. حالا دیگر هیچ ملاک کیفی برای تفکیک وجود نداشت و متأسفانه هنوز هم ندارد. تفکیک کیفی بین هتل سنتی، اقامتگاه سنتی، بوتیک هتل با بوم‌گردی وجود ندارد. در هیچ‌کدام هیچ توجهی، نه به مفاهیمی مثل معاشرت و تعامل و تجربه‌محور بودن می‌شود و نه اصولاً چنین موضوعاتی اهمیت دارد. درست در همین نقطه که به نظر بسیار تیره می‌رسد جریان دیگری در حال شکل‌گیری است. جریانی که شاید بتوان آن را موج نوی بوم‌گردی دانست و در مطلب هفته بعد به معرفی این جریان جدید خواهیم پرداخت.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

بوم‌گردی در بحران هویت

بوم‌گردی در بحران هویت