در سفر سه روزه وزیر میراث فرهنگی به اصفهان چه نکاتی ناگفته ماند؟
شهر زخمی در قابِ خوشبینیِ وزیر
۲ خرداد ۱۴۰۵، ۲۲:۳۱
سفر اخیر سهروزه «سید رضا صالحیامیری»، وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی به اصفهان را نمیتوان صرفاً یک سفر استانی معمول تلقی کرد؛ این سفر در بستری شکل گرفت که اصفهان هنوز زیر سایه زخمهای جنگ اخیر، موج انفجارها و التهاب ناشی از آسیب به میراث تاریخی خود ایستاده است. شهری که نه فقط یک جغرافیای اداری، بلکه بخش مهمی از حافظه تاریخی و هویت تمدنی ایران محسوب میشود و حالا پس از حملات نظامی آمریکا و اسرائیل، با پرسشهایی جدی درباره آینده میراثفرهنگی، شیوه مرمت، مدیریت بحران و حتی نسبت دولت با میراث تاریخی روبهروست.
از ۹ اسفند ۱۴۰۴ تا آتشبس بامداد ۱۹ فروردین ۱۴۰۵، اصفهان پس از تهران بیشترین حجم حملات را تجربه کرد. آسیب به محدوده «دولتخانه صفوی»، حریم «میدان نقشجهان»، «کاخ چهلستون»، «عالیقاپو»، «تالار اشرف»، «رکیبخانه»، «مسجد جامع عباسی» و دهها اثر تاریخی دیگر، مسئلهای نبود که صرفاً در چارچوب خسارت فیزیکی تعریف شود. آنچه در اصفهان آسیب دید، بخشی از سرمایه نمادین ایران بود؛ سرمایهای که در حافظه جهانی نیز ثبت شده است.
در چنین شرایطی، سفر وزیر میراثفرهنگی به اصفهان، بیش از آنکه یک بازدید اداری باشد، آزمونی برای سنجش رویکرد دولت در مواجهه با بحران میراثفرهنگی پس از جنگ محسوب میشد. بااینحال، مرور آنچه در این سه روز گذشت، نشان میدهد این سفر در کنار نکات مثبت و امیدبخش، واجد ابهامها، خلأها و تناقضهایی نیز بود که نمیتوان از کنار آنها ساده عبور کرد.
سفری میان بحران و نمایش بازسازی
صالحیامیری در اغلب سخنان خود تلاش کرد تصویری امیدوارکننده از آینده اصفهان ارائه دهد؛ تصویری مبتنی بر بازسازی، مرمت، احیای گردشگری و بازگشت حیات فرهنگی به شهر. او بارها تأکید کرد که اصفهان دوباره خواهد درخشید، گردشگران باز خواهند گشت و مرمت آثار تاریخی بهسرعت آغاز میشود.
این رویکرد از منظر روانی و اجتماعی قابلدرک است. جامعهای که جنگ، اضطراب و تخریب را تجربه کرده، نیازمند بازتولید امید است. اما مسئله اینجاست که مرز میان امیدآفرینی و خوشبینی زودهنگام بسیار باریک است. آنچه در سخنان وزیر میراثفرهنگی کمتر دیده شد، ارائه تصویری دقیق، فنی و شفاف از ابعاد واقعی خسارتها و پیچیدگی روند مرمت بود.
اعلام خسارت هفت و نیم همتی به ۱۴۹ بنای تاریخی، اگرچه عددی قابلتوجه است، اما هنوز روشن نیست مبنای این برآورد چیست؟ اولویتبندی آثار چگونه انجام شده و چه سهمی از این هزینهها واقعاً تأمین خواهد شد. تجربه سالهای گذشته نشان داده که بسیاری از وعدههای مرمتی، در نهایت یا در پیچوخم بروکراسی گرفتار شدهاند یا به دلیل کمبود بودجه نیمهتمام ماندهاند.
در چنین شرایطی، طبیعی است که بخشی از جامعه کارشناسی نسبت به فاصله میان وعدهها و امکان تحقق آنها تردید داشته باشد.
یونسکو؛ میان دیپلماسی فرهنگی و مستندسازی جنگ
یکی از مهمترین محورهای سفر وزیر، تأکید بر ورود کارشناسان یونسکو به اصفهان بود. صالحیامیری این موضوع را نه فقط در قالب یک همکاری فنی، بلکه بهمثابه بخشی از روند مستندسازی جنایت علیه میراثفرهنگی مطرح کرد.
این رویکرد، از منظر حقوق بینالملل فرهنگی اهمیت دارد. ثبت و مستندسازی آسیبها میتواند در آینده در پروندههای حقوقی و دیپلماتیک مورداستفاده قرار گیرد. بااینحال، پرسش مهمتر آن است که آیا نظام مدیریت میراثفرهنگی ایران اساساً برای مواجهه با بحرانهای جنگی آمادگی کافی داشته است؟
جنگ اخیر نشان داد بخش مهمی از بناهای تاریخی کشور فاقد نظام حفاظت بحران، سناریوهای اضطراری و پروتکلهای تابآوری در برابر حملات نظامی هستند. حتی در شهری مانند اصفهان که مهمترین ذخیره میراثی کشور را در خود جایداده، هنوز مشخص نیست در روزهای نخست حملات چه سازوکار دقیقی برای حفاظت از آثار، جابهجایی اشیای موزهای یا کنترل آسیبها وجود داشته است.
در واقع، سفر وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی کشور بیشتر بر مرحله پس از بحران متمرکز بود، نه نقد و ارزیابی ساختارهای ناکارآمد پیش از بحران. این در حالی است که یکی از مهمترین کارکردهای چنین سفرهایی باید بازخوانی ضعفهای مدیریتی و درسآموزی از تجربه جنگ باشد.
کمیته عالی مرمت؛ تمرکززدایی یا بازتولید ساختارهای موازی؟
تشکیل کمیته عالی مرمت و بهرهبرداری از بناهای تاریخی اصفهان یکی از مهمترین خروجیهای رسمی این سفر بود؛ اقدامی که با مشارکت شهرداری و اداره کل میراثفرهنگی استان انجام شد و وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی کشور نیز آن را نشانه تفویض اختیار و چابکسازی تصمیمگیری دانست.
در ظاهر، این اقدام میتواند گامی مثبت تلقی شود. اصفهان به دلیل تراکم آثار تاریخی و گستردگی بحران، نیازمند ساختاری ویژه برای هماهنگی میان دستگاههاست. اما تجربه مدیریت میراثفرهنگی در ایران نشان داده که تعدد شوراها، کمیتهها و ساختارهای موازی، همیشه به معنای کارآمدی بیشتر نیست.
ابهام اصلی آنجاست که حدود اختیارات این کمیته چیست؟ نسبت آن با شورای فنی میراثفرهنگی چگونه تعریف میشود؟ چه سازوکاری برای نظارت مستقل بر تصمیمهای آن وجود دارد؟ و مهمتر از همه، آیا این کمیته قرار است به نهادی تخصصی تبدیل شود یا بیشتر کارکردی سیاسی و تبلیغاتی خواهد داشت؟
در فضای پس از جنگ، خطر شتابزدگی در مرمت بسیار جدی است. هرگونه مداخله عجولانه، نمایشی یا غیرعلمی میتواند آسیبهایی جبرانناپذیر بر اصالت بناها وارد کند. خود وزیر نیز به نگرانیها درباره مرمتهای صوری اشاره کرد، اما پاسخ او بیش از آنکه مبتنی بر ارائه سازوکار شفاف نظارتی باشد، بر نفی کلی این نگرانیها استوار بود.
این در حالی است که تجربه برخی پروژههای مرمتی در دهههای اخیر، نشان داده حساسیت جامعه کارشناسی نسبت به کیفیت مرمت، نگرانی بیدلیل یا فضاسازی رسانهای نیست.
اصفهان؛ میراث جهانی یا قربانی توسعه؟
یکی از تناقضهای پنهان در سخنان وزیر، همزمانی تأکید بر حفاظت میراث و دفاع گسترده از پروژههای توسعهای بود. در این سفر، از یکسو درباره هویت تاریخی اصفهان، ضرورت صیانت از دولتخانه صفوی و نقش تمدنی شهر سخن گفته شد و از سوی دیگر، افتتاح هتلهای بزرگ، توسعه گردشگری سلامت، کلنگزنی مجتمعهای گردشگری و گسترش زیرساختهای سرمایهگذاری بهعنوان محور اصلی توسعه معرفی شد.
این دوگانه، مسئلهای تازه در اصفهان نیست. سالهاست که شهر میان حفاظت از میراث تاریخی و فشار پروژههای عمرانی و گردشگری گرفتار شده است. پرسش اصلی اینجاست که آیا الگوی توسعهای که امروز دنبال میشود، با ظرفیت شکننده میراث تاریخی اصفهان سازگار است؟
تجربه سالهای گذشته نشان داده که توسعه نامتوازن شهری، ساختوسازهای بیضابطه، فشار ترافیکی، فرونشست زمین و پروژههای سنگین عمرانی، خود به یکی از مهمترین تهدیدها علیه میراث اصفهان تبدیل شدهاند؛ تهدیدی که گاه حتی از جنگ نیز پایدارتر و عمیقتر است.
در سفر اخیر، اگرچه وزیر بارها از هویت تاریخی اصفهان سخن گفت، اما کمتر نشانی از مواجهه انتقادی با این چالشهای ساختاری دیده شد. گویی مسئله اصلی تنها ترمیم زخمهای جنگ است، نه بازنگری در روندهایی که سالهاست به فرسایش تدریجی میراث اصفهان دامن زدهاند.
گردشگری سلامت؛ آرزوی بزرگ، زیرساختهای نامتوازن
بخش مهمی از سفر وزیر به افتتاح پروژههای گردشگری سلامت اختصاص داشت؛ حوزهای که دولت امیدوار است به یکی از منابع مهم ارزآوری کشور تبدیل شود. صالحیامیری از جذب ۱.۲ میلیون گردشگر سلامت و هدفگذاری شش میلیارددلاری سخن گفت و اصفهان را قطب آینده پزشکی و سلامت ایران نامید.
اما در این میان، یک پرسش کلیدی همچنان بیپاسخ باقی ماند؛ نسبت میان توسعه گردشگری سلامت و وضعیت کلی زیرساختهای شهری اصفهان چیست؟
اصفهان امروز با بحران آب، آلودگی هوا، فرونشست زمین، فشار بر منابع زیستی و مشکلات جدی حملونقل روبهروست. آیا توسعه گسترده گردشگری، بدون حل این بحرانها، خود به تشدید فشار بر شهر منجر نخواهد شد؟
افزون بر آن، هنوز روشن نیست چه میزان از منافع اقتصادی پروژههای بزرگ گردشگری به جامعه محلی، فعالان بومی یا حتی بدنه میراثفرهنگی بازمیگردد. در بسیاری از موارد، توسعه گردشگری در ایران بیشتر به سود سرمایهگذاران بزرگ بوده تا حفاظت پایدار از میراث یا ارتقای کیفیت زندگی شهروندان.
میراثفرهنگی در سایه گفتمان سیاسی
بخش مهمی از سخنان وزیر، رنگوبوی سیاسی و ایدئولوژیک داشت؛ از محکومیت آمریکا و اسرائیل گرفته تا تأکید بر مقاومت ملی، ایران فرهنگی و پیوند هویت تاریخی با انسجام اجتماعی.
در شرایط جنگی، طبیعی است که گفتمان رسمی کشور تحتتأثیر فضای سیاسی قرار گیرد. اما مسئله آنجاست که میراثفرهنگی، فراتر از کارکرد سیاسی روزمره، نیازمند نگاهی تخصصی، فراملی و مبتنی بر استانداردهای علمی است.
گاهی در میان انبوه شعارهای هویتی، خود بناهای تاریخی و مسائل واقعی آنها به حاشیه رانده میشوند. میراثفرهنگی تنها ابزار بازنمایی غرور ملی نیست؛ بلکه حوزهای تخصصی است که به مدیریت علمی، شفافیت، بودجه پایدار و مشارکت نهادهای مدنی نیاز دارد.
در سفر اخیر، سهم متخصصان مستقل، مرمتگران غیردولتی، انجمنهای میراثفرهنگی و دانشگاهیان در روایت رسمی سفر چندان پررنگ نبود. درحالیکه بازسازی اعتماد عمومی نسبت به آینده میراث اصفهان، بدون مشارکت واقعی جامعه تخصصی ممکن نیست.
جنگ تمام شده، اما بحران هنوز ادامه دارد
شاید مهمترین نکتهای که در روایت رسمی سفر وزیر کمتر دیده شد، این واقعیت باشد که بحران میراثفرهنگی اصفهان صرفاً محصول جنگ اخیر نیست. جنگ تنها زخمی تازه بر پیکر شهری وارد کرد که سالهاست با بحرانهای متراکم روبهروست؛ از فرونشست زمین و خشکی زایندهرود گرفته تا توسعه نامتوازن شهری، کاهش بودجه مرمت، مهاجرت استادکاران سنتی و فرسایش تدریجی بافت تاریخی.
به همین دلیل، آینده اصفهان تنها با مرمت چند گنبد و کاشیکاری ترمیم نخواهد شد. مسئله اصلی، بازتعریف نسبت توسعه، مدیریت شهری، گردشگری و میراثفرهنگی است.
سفر سهروزه وزیر میراثفرهنگی به اصفهان، اگرچه حامل پیام توجه دولت به بحران میراث بود و برخی اقدامات آن میتواند آغازگر روندی مثبت تلقی شود، اما هنوز فاصله زیادی میان روایت رسمی و واقعیت پیچیده میدان وجود دارد.
اصفهان امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند سیاستگذاری شفاف، برنامهای بلندمدت، مشارکت واقعی متخصصان و پرهیز از نگاه نمایشی به میراثفرهنگی است. زیرا آنچه در این شهر در معرض خطر قرار گرفته، تنها چند بنای تاریخی نیست؛ بلکه بخشی از حافظه تمدنی ایران است که اگر فرسوده شود، بازسازی آن با هیچ بودجه و هیچ کمیتهای ممکن نخواهد بود.
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
بودجه نداریــــم؛ بماند برای بعد
بومگردی؛ بازخوانی یک راهبرد پایداری در تلاطمهای عصر حاضر
بومگردی؛ قصه ما و غمِ زمین
بومگردی، محور و مدار تنوع فرهنگی است
روستا زنده است اگر بگذاریم
بومگردی یا هتل با دیوارهای کاهگلـــــی؟
بازخوانی تجربه اولین جشن بومگردیها به میزبانی کرمان
جشن ملی بومگردیها، برای بومگردیهای کرمان آوردهای نداشت
بومگردی با وعده توانمندسازی و واقعیت رهاسازی
روایت یوزپلنگهایی که نانآور شدند
واکاوی یک روز ملی در سایه بیمها و امیدها
خانههای خشتی هنوز نفس میکشند
وب گردی
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر بیشتر
بیشترین نظر کاربران
بومگردی در بحران هویت
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید