کوروش دیباج
روزنامهنگار
کوروش دیباج
۲۶ خرداد ۱۴۰۵
سیاستگذاری گردشگری در دو راهی شعار و برنامه
به بهانه سفر وزیر میراثفرهنگی به نصفجهان
کوروش دیباج
۱۹ خرداد ۱۴۰۵
میراثی بیپارادایم؛ صنایعدستی میان هنر و صنعت
در ادبیات توسعه فرهنگی، صنایعدستی معمولاً در زمره حوزههایی قرار میگیرد که در تقاطع اقتصاد محلی، میراث ناملموس و نظامهای دانشی بومی شکل میگیرند. این ویژگی دوگانه سبب میشود که مدیریت آن صرفاً با منطق تولید صنعتی یا صرفاً با رویکرد حفاظت فرهنگی قابلتوضیح نباشد. در ایران اما به نظر میرسد دقیقاً همین پیچیدگی ماهوی به یکی از نقاط مبهم در سیاستگذاری تبدیل شده است. با وجود گستره کمنظیر رشتههای صنایعدستی، پراکندگی جغرافیایی تولید و نقش تاریخی آن در اقتصاد مناطق مختلف کشور، این حوزه در بسیاری از مباحث کلان توسعهای کمتر بهعنوان یک مسئله ساختاری موردتوجه قرار گرفته است. پرسش اساسی اینجاست که چرا یکی از قدیمیترین نظامهای تولید فرهنگی در ایران هنوز در سطح سیاستگذاری با یک چارچوب تحلیلی منسجم مواجه نشده است. از سوی دیگر تحولات چند دهه اخیر در اقتصاد جهانی صنایع فرهنگی، جایگاه صنایعدستی را در بسیاری از کشورها از یک فعالیت سنتی به بخشی از زنجیره اقتصاد خلاق ارتقا داده است؛ حوزهای که به واسطه پیوند میان دانش بومی، طراحی معاصر، گردشگری فرهنگی و بازارهای جهانی میتواند به یکی از موتورهای توسعه محلی تبدیل شود. در چنین فضایی این پرسش اهمیت پیدا میکند که صنایعدستی ایران تا چه اندازه توانسته در این تحولات جایگاه خود را بازتعریف کند. آیا سیاستهای موجود توانستهاند میان تولید سنتی، بازار معاصر و نظام آموزش و پژوهش پیوند ایجاد کنند یا آنچه شکلگرفته مجموعهای از برنامههای پراکنده و کوتاهمدت بوده است که هنوز به یک راهبرد توسعهای تبدیل نشدهاند. همزمان مجموعهای از نشانهها در سالهای اخیر توجه پژوهشگران را به وضعیت این حوزه جلب کرده است؛ از تغییر الگوهای تولید و مصرف در بازار صنایعدستی گرفته تا تحول در ساختارهای اشتغال محلی، مهاجرت نیروهای ماهر، و تغییر نسبت میان دانش سنتی و آموزش رسمی در این حوزه. هر یک از این تحولات پرسشهای مهمی را درباره آینده صنایعدستی ایران مطرح میکند: آیا زیرساختهای مدیریتی و سیاستی موجود قادر بهمواجهه با این دگرگونیها هستند؟ نقش نهادهای علمی و پژوهشی در تحلیل این تحولات چه بوده است؟ و مهمتر از همه اینکه در غیاب یک نظام دادهمحور و تحلیلمحور، تصمیمگیری درباره آینده این حوزه بر چه مبنایی صورت میگیرد. همین پرسشها زمینهای است که در ادامه گزارش و در گفتوگو با کارشناسان به مناسبت آغاز هفته صنایعدستی این حوزه موردبررسی قرار میگیرد.
کوروش دیباج
۱۶ خرداد ۱۴۰۵
سپر آبیِ گمشده ایران
چهار میلیون اثر ثبتشده و شناساییشده، دهها محوطه جهانی، هزاران بنای تاریخی، صدها موزه و مجموعه فرهنگی و درعینحال نبود «کمیته ملی سپر آبی»؛ این همان تناقضی است که پس از اظهارات اخیر رئیس کمیته سپر آبی آمریکا درباره وضعیت ایران، دوباره به یکی از بحثهای مهم حوزه حقوق بینالملل میراثفرهنگی تبدیل شده است؛ بحثی که جنگ اخیر آمریکا و اسرائیل علیه ایران آن را از یک موضوع تخصصی در محافل میراثی به مسئلهای عمومی در افکار عمومی و رسانهها بدل کرد.
کوروش دیباج
۲ خرداد ۱۴۰۵
شهر زخمی در قابِ خوشبینیِ وزیر
سفر اخیر سهروزه «سید رضا صالحیامیری»، وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی به اصفهان را نمیتوان صرفاً یک سفر استانی معمول تلقی کرد؛ این سفر در بستری شکل گرفت که اصفهان هنوز زیر سایه زخمهای جنگ اخیر، موج انفجارها و التهاب ناشی از آسیب به میراث تاریخی خود ایستاده است. شهری که نه فقط یک جغرافیای اداری، بلکه بخش مهمی از حافظه تاریخی و هویت تمدنی ایران محسوب میشود و حالا پس از حملات نظامی آمریکا و اسرائیل، با پرسشهایی جدی درباره آینده میراثفرهنگی، شیوه مرمت، مدیریت بحران و حتی نسبت دولت با میراث تاریخی روبهروست.
کوروش دیباج
۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
میراث «قمصر» در خطر فراموشـــــی
قمصر کاشان برای بسیاری از ایرانیان با عطر گل محمدی و آیین کهن گلابگیری شناخته میشود؛ سنتی که قرنهاست در دامنههای این منطقه جریان دارد و هر بهار هزاران گردشگر را بهسوی خود میکشاند. بااینحال کمتر کسی میداند که در قلب این شهر کوچک، موزهای وجود دارد که بهصورت تخصصی به تاریخ، ابزارها، اسناد و روایتهای فرهنگی مرتبط با گل محمدی و گلاب اختصاصیافته است؛ موزهای که به گفته بنیانگذارش حاصل یک جرقه ساده اما سرنوشتساز است.
کوروش دیباج
۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیپلماسی شهری در دفاع از میراث جهانــــی
اصفهان در حافظه تاریخی جهان، شهری صرفاً بزرگ یا پرجمعیت نیست؛ این شهر یکی از مهمترین کانونهای شکلگیری معماری و شهرسازی ایرانی - اسلامی است که مجموعهای از بناها، میدانها، کاخها و محورهای تاریخی آن در فهرست میراث جهانی ثبت شده و بهعنوان بخشی از میراث مشترک بشریت شناخته میشود. بااینحال رخدادهای ناشی از جنگ سوم تحمیلی و حملات و آسیبهای فراوانی که در این دوره متوجه شاخصترین بناهای تاریخی ثبت ملی و جهانی اصفهان شد، بار دیگر پرسشهای جدی درباره سازوکارهای بینالمللی حفاظت از میراثفرهنگی در شرایط بحران را مطرح کرد.
کوروش دیباج
۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
مرثیهای برای کاشیهای ۴۵۰ ساله
در پی حملات اخیر به شهرهای ایران، گزارشهایی از آسیبدیدن زیرساختهای فرهنگی، علمی و همچنین تعدادی از بناهای تاریخی کشور منتشر شده است. این موضوع از منظر حقوق بینالملل فرهنگی و کنوانسیونهای مرتبط با حفاظت از میراثفرهنگی در زمان مخاصمات مسلحانه، اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا طبق اسناد بینالمللی از جمله کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه و پروتکلهای الحاقی آن، اموال فرهنگی از جمله بناهای تاریخی، موزهها، مراکز علمی و آموزشی باید در زمان جنگ از هرگونه حمله یا استفاده نظامی مصون بمانند.
کوروش دیباج
۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
در بازسازی تهران، رد جنگ را پاک نکنیم
ایران از ۹ اسفند ۱۴۰۴ درگیر جنگ سوم شده است؛وضعیتی که بار دیگر پرسشهای بنیادینی را درباره کیفیت شهرها، میزان تابآوری کالبدی و اجتماعی آنها، و نقش معماران و شهرسازان در مواجهه با بحرانهای کلان ، پیش روی کشور قرار داده است. در چنین شرایطی، معماری دیگر صرفاً یک هنر یا حرفه فنی نیست، بلکه بهمثابه دانشی میانرشتهای، در پیوند با امنیت، اقتصاد، حافظه تاریخی و زیستپذیری شهرها معنا پیدا میکند. از اینرو و با توجه به اینکه سوم اردیبهشت در ایران به عنوان «روز معمار» نامگذاری شده است، «پیام ما» در گفتوگو با «پیروز حناچی»، معمار، استاد دانشگاه و از چهرههای شناختهشده حوزه معماری و شهرسازی، به بررسی نسبت معماری با مفهوم «شهر تابآور»، دلایل گسست تاریخی در سنت شهرسازی ایران، نسبت پدافند غیرعامل با طراحی شهری، و در نهایت رسالت معماران در دوران پساجنگ پرداخته است. آنچه میخوانید، حاصل این گفتوگوست.
