درباره «صادق ملک شهمیرزادی» ایران‌دوستی که سال‌ها در محوطه‌های باستانی کاوش کرد و قدر ندید

قصه قهر شاپور با سیلک





قصه قهر شاپور با سیلک

۱۸ آذر ۱۴۰۴، ۱۹:۴۶

سهم «صادق ملک شهمیرزادی» از سال‌ها کاوش باستان‌شناسی و تدریس، نه قدردانی درخوری بود و نه حتی اتاقی در دانشگاه. مرگش هم در سال ۱۳۹۹ و در روزهای کرونا همانقدر مظلومانه بود که سال‌های پایانی عمر هشتادساله‌اش گذشت. پژوهشگری که نخستین تحلیل‌های انسان‌شناسانه را وارد باستان‌شناسی ایران کرد، از «مارلیک» تا «سیلک» لایه‌های پنهان تاریخ را آشکار ساخت و صدها دانشجو تربیت کرد، اما در تمام این سال‌ها در حد یک استادیار ماند و بارها نادیده گرفته شد و نخواست از کسی مقامی بالاتر طلب کند. با وجود این بی‌مهری‌ها، شهمیرزادی راه خود را ادامه داد؛ با وسواس علمی، تعهد حرفه‌ای و ایمان عمیق به میراث‌فرهنگی. تا جایی که منش و کردار او در نسل باستان‌شناسانی که تربیت کرد، دیده می‌شود و اقدامات باستان‌شناسی‌اش همچنان معتبر و سند است.

روز یکشنبه، ۱۶ آذر، در مؤسسه بین‌المللی تمدن‌های کهن و توسعه پایدار مستندی به کارگردانی «پژمان مظاهری‌پور» درباره فعالیت‌های کاری شهمیرزادی نمایش داد. این برنامه با حضور «عباس مقدم»، عضو هیئت‌علمی پژوهشگاه میراث‌فرهنگی و گردشگری برگزار شد؛ برنامه‌ای که پس از مدت‌ها از شهمیرزادی گفته و اقداماتش در حوزه باستان‌شناسی مرور شد.


پسر چشم‌آبی «سووشون»

در شناسنامه صادق نامیده می‌شد، اما دوستانش به او شاپور می‌گفتند و چنان با شاگردانش صمیمی بود که او را همان شاپور می‌خواندند. متولد اول آذر ۱۳۱۹ در شهمیرزادِ سمنان بود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران گذراند. برخلاف نظر خانواده‌اش که می‌خواستند پزشکی بخواند، خودش به باستان‌شناسی علاقه‌مند بود و سال ۱۳۴۰ وارد دانشکده ادبیات دانشگاه تهران شد. 

دانشگاه در او تحول عظیمی به وجود آورد و بانی‌اش یکی از استادانش، «سیمین دانشور» بود که تأثیر عمیقی بر او گذاشت و از شاپور تأثیر متقابلی گرفت. تا حدی که شخصیت پسر چشم آبی در رمان «سوووشون» همان صادق ملک شهمیرزادی است. 

هنگامی که وارد دانشگاه تهران شد، تنها ۲۰ سال از فارغ‌التحصیلی اولین‌ باستان‌شناسان ایرانی مانند «فریدون توللی» می‌گذشت.

زمانی که در دانشگاه پذیرفته شد «عزت‌الله نگهبان»، پدر باستان‌شناسی ایران، در حال حفاری در تپه‌ مارلیک بود. همان‌ جایی که «ابراهیم گلستان» فیلم‌مستندی در هنگام حفاری‌ها از آن ساخت و به‌دلیل گفتار مشهور و کارگردانی‌اش مورد ستایش قرار گرفت. 

شهمیرزادی در این مستند می‌گوید: «در آن زمان ما فقط اسم حفاری را شنیده بودیم. ندیده بودیم و نمی‌دانستیم چه کاری است. قبرکنی و شیء به‌دست‌آوردن نهایت چیزی بود که دانشجویان باستان‌شناسی از حفاری می‌دانستند. اما اگر از یک دانشجو می‌پرسیدند سفال زرین‌فام کاشان چیست؟ یک ساعت صحبت می‌کرد. بیشتر روی هنر در باستان‌شناسی متمرکز بودند.»

نگهبان در تپه مارلیک اولین حفاری‌های باستان‌شناسی را در اوایل ۱۳۴۰ رهبری می‌کرد. شهمیرزادی در آن زمان که دانشجو بود، تلاش کرد در این حفاری‌ها شرکت کند. در‌حالی‌که در آن زمان حضور دانشجو مرسوم نبود و این اولین حضور او در یک پژوهش باستان‌شناسی بود. تپه‌ای که محل یک قبرستان قدیمی و مربوط به دوران پیش‌ازتاریخ است و ساکنان تپه‌ها در حدود سه هزار تا سه هزار و ۵۰۰ سال قبل از میلاد مسیح در این محل زندگی می‌کردند. پس‌ازآن، این منطقه را ترک کردند و به سیلک کاشان رفتند. 


دوری ۱۶ساله از فعالیت‌های باستان‌شناسی

پس از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه تهران بورسیه تحصیلی گرفت و به آمریکا رفت. در خرداد ۱۳۴۸ از مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه شیکاگو فارغ‌التحصیل شد و همچنین دکترایش را در سال ۱۳۵۶ از دانشگاه پنسیلوانیا دریافت کرد، آن‌هم در رشته انسان‌شناسی.

او تعهد داشت بعد از بازگشت از آمریکا تا سه ماه کار باستان‌شناسی انجام دهد. هر دو استاد او قرار بود به ایران بیایند تا در تپه چغامیش حفاری کنند و فرصتی بود که او این سه ماه را در ایران بگذراند.

زمانی که کارش تمام شد، نگهبان در حال حفاری در هفت‌تپه بود و به او پیشنهاد داد با یکدیگر به هفت‌تپه بروند. 

سال ۱۳۴۹ در دانشگاه تهران استخدام شد و کاوش در تپه سگزآباد دشت قزوین را آغاز کرد؛ تپه‌ای که مربوط به عصر برنز و آهن است و بقایای یکی از اولین اجتماعات کشاورزی در این منطقه شناسایی شد. شهمیرزادی پس از کاوش در سگزآباد به تپه‌زاغه می‌رود که در چند کیلومتری تپه سگزآباد قرار دارد. ابتدا نگهبان در این تپه کاوش کرده بود، شهمیرزادی کاوش در این محل را گسترش داد. اسنادی که او به‌ دست آورده، گواه بر وجود یک روستای قدیمی پیش‌ازتاریخ است. او ۲۱ خانه از روستا را مشخص و نقشه‌نگاری کرد و مشخص‌شدن حریم روستا و کوچه‌های آن، نقطه پایانی کار او در تپه زاغه بود.

پس‌ازآن، راهی «آق‌تپه» گنبدکاووس شد. آن زمان انقلاب و فعالیت‌های باستان‌شناسی به‌مدت چند سال در سراسر کشور متوقف شد. او پس از انقلاب در دانشگاه تهران باستان‌شناسی تدریس کرد. نتیجه فقط ۱۶ سال تدریس در دانشگاه تهران و دوری از محوطه‌های باستان‌شناسی و کاوش بود.


آخرین کاوش

زمانی که در سال ۷۹ تقاضای بازنشستگی کرد، «سیدمحمد بهشتی»، رئیس وقت سازمان میراث‌فرهنگی، به او گفت به گنبدکاووس برود. نتیجه فعالیت‌هایش به این موضوع منتج شد که آنجا «کلاته»، یک آبادی متصل به روستا است و نه یک روستا. این‌چنین کهن‌ترین کلاته پیش‌ازتاریخ را در آنجا کشف کرد.

پس از پایان کاوش، بهشتی او را برای آخرین کاوش باستان‌شناسی‌اش راهی تپه سیلک کرد. سیلک از معروف‌ترین تپه‌های باستانی ایران است و جزو اولین تپه‌های باستانی کاوش‌شده. گریشمن اولین کسی بود که آنجا را کاوش کرد و پس از سال‌ها شهمیرزادی پذیرفت سیلک را ساماندهی کند. او موفق شد ۲۱ موردی را که گریشمن به آن توجه نکرده بود، به دست بیاورد؛ از جمله مسیر کهن‌ترین رودخانه‌ای که در ایران در حدود شش هزار سال پیش جریان داشته، کهن‌ترین روستا در سیلک شمالی و قدیمی‌ترین زیگورات در فلات مرکزی.

تپه‌های سیلک باقیمانده خانه‌هایی‌است که مردم در آن زندگی می‌کردند. بعدها متروک و ویران و با خاک یکسان شدند. پس‌ازآن، مردمی دیگر روی خانه‌های آنها خانه ساختند. خانه‌های سلیک در زمانی بیش از هفت هزار سال متمرکز و روی هم ساخته شد تا این تپه‌ها به وجود آمدند. برای مثال تنها لایه شماره ۲ دوره چهارم سیلک به ۱۷ لایه ساخت‌وساز تقسیم می‌شود.


سیلک پس از شهمیرزادی

آنچه در مستند پژمان مظاهری‌پور نمایش داده شد، نشان از این دارد که امروز ساخت‌وسازها چنان تپه‌های سیلک را از هم جدا کرده که به‌سختی می‌توان از بالای یک تپه، تپه دیگری را دید. در سال ۱۳۵۷ حریم تعریف‌شده سیلک باطل و زمین‌های اطراف آن به‌صورت غیرقانونی واگذار شد. پس‌ازآن، مالکان اقدام به کشاورزی و ساخت‌وساز کردند.

درحالی‌که بیش از ۶۰ سال از کار گریشمن می‌گذشت، در سال ۱۳۸۰ هیئت طرح بازنگری سیلک به سرپرستی شهمیرزادی با آواربرداری بخشی از تپه جنوبی پژوهش میدانی نخستین فصل کاوش خود را کارش را آغاز کرد. او طی چند فصل تمام اطلاعات مربوط به سیلک را به‌روز کرد. بازنگری سیلک آخرین پژوهش میدانی بود که شهمیرزادی در سال ۸۵ به انجام رساند و پس از برنامه مطالعات سیلک متوقف ماند.


ورود اولین‌ تحلیل‌های انسان‌شناسی به باستان‌شناسی

«عباس مقدم»، باستان‌شناس، در این برنامه به شرح خاطراتی از شهمیرزادی پرداخت: «او روزگاری از میان ما رفت که دوره بدی بود. یکی از حسرت‌های زندگی من این است که مراسمی در شأن او در زمانی که از دنیا رفت، برگزار نشد؛ چراکه در اوج کرونا بود.»

مقدم، شهمیرزادی را یکی از بارزترین سپاسگزاران عزت‌الله نگهبان خواند: «به ما می‌گفت اگر می‌خواهید باستان‌شناسی را بشناسید، ببینید استاد او که بوده و ما را به آن استادانی ارجاع می‌داد که آن دانشجو را تربیت کرده‌اند. فکر می‌کنم شهمیرزادی تبلوری از نگهبان برای نسل ما بود.»

او در بخش دیگری از صحبت‌های خود از تحلیل‌های انسان‌شناسانه استادش یاد کرد: «در دوره‌ای باستان‌شناسی ایران اسیر روایت‌های اسطوره‌ای بود و هیچ لایه دیگری از شناخت دیده نمی‌شد. ولی او برای اولین‌بار تحلیل‌های انسان‌شناسی را وارد باستان‌شناسی کرد؛ چراکه دکترایش را در حوزه انسان‌شناسی گرفته بود. برای نخستین‌بار می‌دیدیم او از الگوی اهلی‌سازی حیوانات، از بسیاری از تجربیات انسان در تولید سفال، غذا و… صحبت می‌کرد. بنابراین، ملک سطح تحلیل‌های ما از باستان‌شناسی را گسترده کرد.»


اجحاف و نادیده‌گرفته‌شدن

به‌گفته مقدم، توسعه شهری سیلک باعث شد لایه‌های این محوطه آسیب بسیاری ببیند: «کاری کردند دیگر سیلک نرود؛ چراکه می‌خواستند حدفاصل سیلک شمالی و جنوبی یک جاده آسفالت بکشند و گستره شهری را پی بگیرند. به‌دلیل این اجحافی که در حق سیلک شد، ملک قهر کرد و دیگر سیلک نرفت. می‌گفت حتی اگر بخواهم به اصفهان بروم، سعی می‌کنم با بیشترین فاصله از کاشان بگذرم.» 

بعد از انقلاب اجحاف‌ها در حق او شروع شد: «برنامه‌های زیادی برای باستان‌شناسی ایران داشت، اما می‌گفت ۱۶ سال کار میدانی نکرده‌ام و سال‌ها نادیده گرفته شد. حتی در سال‌های تدریسش باید به فردی در حد ملک اتاقی می‌دانند، اما در دانشگاه هیچ اتاقی نداشت.»

در تمامی سال‌های تدریس شهمیرزادی در حد استادیار ماند و هیچ‌گاه استاد تمام نشد: «از سال ۱۳۴۴ تا زمان رفتنش بیش از ۹۰ مقاله فارسی، ۲۵ مقاله انگلیسی، ۱۱ عنوان کتاب تألیفی، ۶ کتاب ترجمه، ۷ جلد گزارش از کاوش‌های سیلک و آق‌تپه نوشت و صدها دانشجو تربیت کرد. اما استادیار استخدام شد و استادیار هم بازنشسته شد. می‌گفت نمی‌خواهم افرادی که صلاحیت ندارند، به من دانشیاری یا استادی بدهند. هنوز که هنوز است دانشگاه تهران هیچ یادبود یا مراسمی برای او نگرفته است.»

از دیدگاه مقدم، میراث ماندگار شهمیرزادی ساختن انسان‌ها است: «اگر کسی می‌خواهد او را بشناسد، باید به شاگردهایش نگاه کند؛ چراکه ویژگی‌های او در شاگردانش وجود دارد. او به شاگردانش یاد می‌داد که ایران‌دوست باشند.» 

او در پایان صحبت‌های خود خاطره‌ای از شهمیرزادی تعریف کرد: «روزی در سمیناری یک فرد مسنی پرسید چرا میراث‌فرهنگی اهمیت دارد؟ ملک رو به من کرد و گفت تو بگو. توضیحاتی دادم و بعد از آنکه آن فرد رفت، گفت از این بعد اگر کسی پرسید میراث‌فرهنگی چرا اهمیت دارد؟ این را بگو: مدرک و سند هویت شخصی من در کشور خودم شناسنامه‌ام است. مدرک و سند هویتی من در خارج از کشور خودم پاسپورتم است. ولی میراث‌فرهنگی من هویت فرهنگی من در جامعه انسانی است.»

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

بودجه نداریــــم؛ بماند برای بعد

بودجه نداریــــم؛ بماند برای بعد

جشن ملی بوم‌گردی‌ها، برای بوم‌گردی‌های کرمان آورده‌ای نداشت

بازخوانی تجربه اولین جشن بوم‌گردی‌ها به میزبانی کرمان

جشن ملی بوم‌گردی‌ها، برای بوم‌گردی‌های کرمان آورده‌ای نداشت

ماجرای معدن بوکسیت شاهوار و بحران بی‌جاشدگی زنان سرپرست خانوار در جنگ در شماره ۳۴۰۸ «پیام ما»

مرور تازه‌ترین شماره روزنامه «پیام ما»

ماجرای معدن بوکسیت شاهوار و بحران بی‌جاشدگی زنان سرپرست خانوار در جنگ در شماره ۳۴۰۸ «پیام ما»

نگرانی از مرمت نمایشی

گفت‌وگو با «محسن طوسی»، مدیرکل حفظ، احیا و مرمت بناها، بافت‌ها و محوطه‌های تاریخی

نگرانی از مرمت نمایشی

نقش موزه‌ها در ترویج فرهنگ حفاظت از محیط‌زیست

نقش موزه‌ها در ترویج فرهنگ حفاظت از محیط‌زیست

۷۰ اثر فرهنگی تاریخی منقول موزه‌های آذربایجان‌شرقی در آستانه ثبت ملی

۷۰ اثر فرهنگی تاریخی منقول موزه‌های آذربایجان‌شرقی در آستانه ثبت ملی

گنجینه آثار ایران باستان در موزه هرمیتاژ روسیه

میراث فرهنگی ایران در جهان

گنجینه آثار ایران باستان در موزه هرمیتاژ روسیه

صالحی امیری: هفته میراث‌فرهنگی، روایتِ هویت، مقاومت، شکوه تمدنی و انسجام ملت ایران است

صالحی امیری: هفته میراث‌فرهنگی، روایتِ هویت، مقاومت، شکوه تمدنی و انسجام ملت ایران است

موزه‌های سنندج؛ از خانه کُرد تا موزه باستان‌شناسی و برنامه‌های هفته میراث فرهنگی

روز جهانی موزه و هفته میراث فرهنگی کردستان

موزه‌های سنندج؛ از خانه کُرد تا موزه باستان‌شناسی و برنامه‌های هفته میراث فرهنگی

رمت خانه پدری جلال آل‌احمد در مراحل پایانی

روز جهانی موزه و یک تجربه تازه در تهران

رمت خانه پدری جلال آل‌احمد در مراحل پایانی

بیشترین نظر کاربران

بوم‌گردی در بحران هویت

بوم‌گردی در بحران هویت