مروری بر زندگی «همایون ارشادی»، نابازیگری که بازیگر محبوب کارگردانان خارجی شد

فراتر از نقش رفت، متین و عمیق





فراتر از نقش رفت، متین و عمیق

۲۰ آبان ۱۴۰۴، ۱۸:۱۴

«من بازیگر نیستم. فیلم شما را خراب می‌کنم.» کیارستمی در جواب به او امیدواری داد: «اگر فیلم خراب شود، تقصیر من خواهد بود و تقصیر تو نیست.» همین جمله‌ کوتاه، بار سنگین تردید را از دوش «همایون ارشادی» برداشت تا تجربه‌ای ماندگار و ادامه‌دار در سینما ایران داشته باشد و نقش‌آفرینی میان افسردگی و امید او در «طعم گیلاس» تصویرش را در سینمای ایران جاودانه کند. همایون ارشادی ۷۸ساله که هیچ‌گاه اهل جار و جنجال نبود و به‌عنوان یک نابازیگر غیرحرفه‌ای، مسیر حرفه‌ای‌اش آغاز شد، روز سه‌شنبه (۲۰ آبان) پس از دوره‌ای مبارزه با سرطان درگذشت.

ارشادی ثابت کرد یک بازیگر غیرحرفه‌ای می‌تواند جهان فیلم را به حرکت درآورد و نقشی ماندگار خلق کند. او، بی‌هیاهو اما اثرگذار، همان نقش‌آفرینی را ارائه داد که سینما به آن نیاز داشت.

متولد ۱۳۲۶ در اصفهان بود و پیش از آنکه پایش به سینما برسد، در دنیای دیگری زندگی می‌کرد. کودکی‌اش در آبادان گذشت. نخستین تجربه‌هایش از سینما در همان شهر شکل گرفت؛ شهری که سالن‌هایش از مجهزترین سینماهای ایران بودند. در آن سال‌ها، آبادان با سینما تاج و سالن‌های شرکت نفت، مرکز نمایش فیلم‌های خارجی بود. ارشادی می‌گفت: «در آن زمان تفریح زیادی نداشتیم. یادم می‌آید صبح جمعه‌ها هر هفته برای دیدن فیلم‌ها به سینما می‌رفتیم.» همین عادت هفتگی، نخستین جرقه‌های علاقه‌اش به تصویر را رقم زد.

سال‌ها بعد، وقتی برای تحصیل در رشته‌ معماری به ایتالیا رفت، این علاقه به تماشای فیلم شکل تازه‌ای به خود گرفت. در سال‌های انقلاب فرهنگی فرانسه، سینما برای جوانان دانشجو، پناهگاهی فکری بود. ارشادی می‌گفت: «هفته‌ای سه‌چهار بار به سینما می‌رفتیم. فیلم‌ها فرهنگی و سیاسی بودند و بعد از تماشا، ساعت‌ها درباره‌شان بحث می‌کردیم.» هرچند که آن زمان هنوز نمی‌دانست روزی خود در قاب سینما خواهد بود. در مصاحبه‌ای دیگر با «فیلم‌امروز» گفته بود ایتالیا بهترین مکان برای بازیگری بود: «اما آن زمان فقط سینما می‌رفتیم و فیلم می‌دیدیم و بحث می‌کردیم. با بچه‌ها که حرف می‌زدیم، می‌خواستم خواننده شوم.»

ارشادی پس از تحصیل در ایتالیا به ایران بازگشت و زندگی‌اش قبل از سینما در حوزه معماری جریان داشت. خانه «محمد نیک‌بین»، تهیه‌کننده سینما، در آبادان در همسایگی خاله ارشادی بوده. بعدها که ارشادی در کانادا و نیک‌بین در لس‌آنجلس زندگی می‌کردند، یکدیگر را می‌دیدند. هر دو هم‌زمان با یکدیگر تصمیم گرفتند به ایران بازگردند. نیک‌بین دفتر معماری تأسیس کرد که ارشادی در آن دفتر کار می‌کرد و بعدتر هم نیک‌بین با «تهمینه میلانی»، کارگردان سینما، ازدواج کرد. زمانی که میلانی تصمیم گرفت در دهه ۷۰ فیلم «کاکادو» را بسازد، به ارشادی پیشنهاد بازی داد و این فیلم اولین فیلمی شد که ارشادی در آن نقش‌آفرینی کرد.

برخلاف آن‌ که گفته می‌شود میلانی او را بعداً برای بازی در «طعم گیلاس» به کیارستمی پیشنهاد داده، خود ارشادی روایت دیگری داشت: «وقتی کیارستمی به من گفت می‌خواهم از تو تست بازیگری بگیرم، به او گفتم من شنیدم شما با بازیگرهای حرفه‌ای کار نمی‌کنید و من پیشتر یک سکانس در فیلم خانم میلانی بازی کرده‌ام. گفت اشکالی ندارد. آن زمان کیارستمی داشت به جشنواره لوکارنو می‌رفت و در هواپیما با تهمینه میلانی همراه بودند و نمی‌دانم که آنجا صحبتی پیش آمده که میلانی من را به او معرفی کند یا نه. اما صحبت ما از قبل انجام شده بود.»

مسیر یک تغییر آرام

ارشادی بارها گفته بود ورودش به سینما مدیون عباس کیارستمی است. برای پیشنهاد بازی در طعم گیلاس به کیارستمی گفته بود من بازیگر نیستم و فیلم شما را خراب می‌کنم. کیارستمی به او امیدواری داد اگر فیلم خراب شود، تقصیر من خواهد بود. «همین یک جمله خیال من را راحت کرد.» به‌گفته خودش، بسیاری از دیالوگ‌های طعم گیلاس فی‌البداهه است و فیلمنامه نداشتند: «تنها جایی که دیالوگ داشتم، سکانس صحبت‌کردن با سرباز در فیلم بود که اتفاقاً دیالوگ یادم رفت و کیارستمی کات نداد؛ چون آنقدر قیافه‌‌ام ریخته بود که همه‌چیز طبیعی شد.» فیلمی که درنهایت در سال ۱۹۹۷ نخستین نخل طلای کن را برای سینمای ایران به ارمغان آورد و در جهان مطرح شد.

ارشادی تصور نمی‌کرد این تجربه ادامه‌دار باشد؛ چراکه در فیلم‌های کیارستمی اغلب نابازیگران حضور داشتند و معمولاً فقط همان یک بار دیده می‌شدند. اما حضور آرام و اندیشمند او در «طعم گیلاس» به‌قدری تأثیرگذار بود که مسیر تازه‌ای در برابرش گشود. پس‌ازآن، در فیلم‌های «درخت گلابی»، «عشق گمشده»، «پارتی» و «ملکه» بازی کرد و تبدیل به چهره‌ای ماندگار شد؛ اما نه از جنس ستاره‌های پرنور و زودگذر، بلکه از نوع بازیگرانی که حضورشان تکیه‌گاه صحنه است.

بااین‌حال، ارشادی هیچ‌گاه اهل شهرت‌طلبی نبود. ترجیح می‌داد در یک سکانس خوب بازی کند تا نقش اولی غیرماندگار. این نگاه، فلسفه‌ بازیگری او را می‌ساخت؛ بازیگری که کیفیت را به کمیت حضور ترجیح می‌داد. از نظر او، بازیگری علمی بود که ریشه در درون انسان دارد و معتقد بود: «نقشی را می‌توانم بازی کنم که در وجودم باشد. اگر نباشد، از عهده‌اش برنمی‌آیم.» همین نگاه باعث می‌شد در نقش‌هایی صادق و باورپذیر ظاهر شود، چه در قامت مردی در جست‌وجوی مرگ در فیلم کیارستمی، چه در فیلم «ملکه» در سال ۱۳۹۰ به کارگردانی «محمدعلی باشه آهنگر» که در نقش متفاوتی بدون دیالوگ ظاهر شد.

بعد از موفقیت در طعم گیلاس، «داریوش مهرجویی» برای فیلم «درخت گلابی» سراغ او رفت تا شهرت ارشادی بار دیگر تثبیت شود. اثری اقتباسی از یکی از داستان‌های تحسین‌شده «گلی ترقی» که از جنبه‌های مختلفی مورد توجه قرار گرفت، اما در شانزدهمین دوره جشنواره فجر مورد بی‌مهری واقع شد؛ چراکه تمام توجه هیئت داوران متوجه «آژانس شیشه‌ای» ساخته «ابراهیم حاتمی‌کیا» بود و تقریباً تمام جوایز اصلی به آن فیلم رسید.

در کارنامه‌اش ده‌ها فیلم ایرانی دیگر از جمله «نارنجی‌پوش»، «سرو زیر آب»، «عطرآلود» و… دارد و در تمامی آن نقش‌ها، حضوری آرام و پرمعنا از خود به جا گذاشت.

همچنین، طی سال‌ها حضورش در سینما جوایز زیادی گرفت؛ از جمله جایزه بنیاد بلونلیج در بخش بازیگری در جشنواره بین‌المللی فیلم ونیز ۲۰۱۹، نامزد بهترین روایت در جوایز بین‌المللی فیلم و ویدئوی تورنتو برای فیلم آرمان‌شهر (۲۰۱۶)، نامزد بهترین بازیگر در جشنواره بین‌المللی فیلم اکشن آمریکا برای اینجا ایران (۲۰۱۳)، نامزد بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از انجمن منتقدان فیلم دالاس فورت‌ورث برای «بادبادک‌باز» (۲۰۰۸)، و نیز نامزد همین عنوان از انجمن بازنشستگان آمریکا برای همان نقش.

چهره‌ای بین‌المللی با ریشه‌های ایرانی

زندگی حرفه‌ای ارشادی اما فقط به مرزهای ایران محدود نماند. بعد از موفقیت «طعم گیلاس»، فیلمسازان خارجی هم او را کشف کردند. «مارک فورستر»، کارگردان آلمانی فیلم «بادبادک‌باز»، پس از دیدن فیلم کیارستمی، از او برای نقش بابا دعوت کرد؛ پدری مهاجر از کابل که در سکوت و وقارش شکوهی انسانی دارد. بعدها «آلخاندرو آمنابار» در فیلم «آگورا» نیز از او خواست در کنار «ریچل وایس» بازی کند. «سی دقیقه بامداد» به کارگردانی «کاترین بیگلو» یکی دیگر از تجربه‌های بین‌المللی او بود که داستان عملیات یافتن و قتل اسامه بن لادن را روایت می‌کرد.

بااین‌حال، خودش هیچ‌گاه نخواست عنوان «بازیگر بین‌المللی» را بپذیرد. در گفت‌وگویی گفته بود: «من بازیگر ایرانی هستم که چند تجربه‌ خارجی داشته‌ام. هرجا که می‌روم، خودم را ایرانی معرفی می‌کنم و به آن افتخار دارم.» انگار که برای او حضور در فیلم‌های خارجی، نه رسیدن به رؤیای هالیوود، که نوعی نمایندگی فرهنگی بود و به تعبیر خود ارشادی،  حضورش در یک پروژه بین‌المللی، مثل پیروزی یک قهرمان ورزشکار در مسابقات جهانی است که نام ایران را مطرح می‌کند.

مسیر همایون ارشادی از دیداری اتفاقی با عباس کیارستمی تا تبدیل شدن به یکی از بازیگران شناخته‌شده‌ سینمای جهان، نمونه‌ای است از بازیگری که با دقت و جسارت در انتخاب نقش‌ها، جایگاهی خاص در سینمای ایران و فراتر از مرزها پیدا کرد. او نشان داد بازیگری فراتر از اجرا، تعهدی است به شخصیت و داستان، و هر نقش می‌تواند فرصتی برای کشف پیچیدگی‌های انسانی باشد. ارشادی با نگاه دقیق و حساس خود به جزئیات، توانست شخصیت‌هایی ماندگار خلق کند که حتی پس از سال‌ها، در ذهن بیننده، زنده باقی می‌مانند.

به اشتراک بگذارید:

برچسب ها:

،





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

شفقت در آستانه بحران

نگاهی به فیلم «بخشش» به کارگردانی «آلن گیرودی»

شفقت در آستانه بحران

رقص میان نور  و تاریکی در جست‌وجوی حقیقت گم‌شده

نقدی بر نمایش «نامقصد» که در سالن «انتظامی» خانه هنرمندان روی صحنه رفته است

رقص میان نور و تاریکی در جست‌وجوی حقیقت گم‌شده

«غریبه» با متن و «بی‌خانمان» در معنا

چگونگی رابطه مخاطب با متون داستانی

«غریبه» با متن و «بی‌خانمان» در معنا

تابش نور تازه بر صحنه تئاتر

نگاهی به نمایش «پایان آن شب»

تابش نور تازه بر صحنه تئاتر

«خیام»، آن که  زودتر از ما فهمید

«خیام»، آن که زودتر از ما فهمید

وقتی پرده کنار می‌رود، جامعه نفس می‌کشد

وقتی پرده کنار می‌رود، جامعه نفس می‌کشد

آخرین قابِ یحیی

نگاهی به فعالیت‌های «یحیی دهقان‌پور»، عکاس ایرانی که در ۸۶سالگی از دنیا رفت

آخرین قابِ یحیی

«زاوقان» تاریخی گرفتار شهرسازی خودرو‌محور

محله تاریخی سمنان که شصت سال پیش از سیل ویرانگر نجات پیدا کرد، با تهدید توسعه چه خواهد کرد؟

«زاوقان» تاریخی گرفتار شهرسازی خودرو‌محور

وزیر میراث‌فرهنگی: مرکز میراث ناملموس تهران باید به کانون دیپلماسی فرهنگی تبدیل شود

تأکید وزیر میراث‌فرهنگی در بازدید از مرکز میراث ناملموس تهران

وزیر میراث‌فرهنگی: مرکز میراث ناملموس تهران باید به کانون دیپلماسی فرهنگی تبدیل شود

استفاده از ظرفیت کارشناسان ملی برای مرمت بناهای آسیب‌دیده اصفهان

بررسی خسارات بناهای تاریخی اصفهان پس از حملات اخیر

استفاده از ظرفیت کارشناسان ملی برای مرمت بناهای آسیب‌دیده اصفهان