نگاهی به نمایش «پایان آن شب»

تابش نور تازه بر صحنه تئاتر





تابش نور تازه بر صحنه تئاتر

۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۰:۱۱

نمایش «پایان آن شب» به نویسندگی و کارگردانی «نرگس اصغری» که این روزها در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان (شعبه پارک لاله) روی صحنه رفته است، تجربه‌ای متفاوت از تئاتر نسل نو را رقم زده است. داستان نمایش که در محله‌ای پرآشوب روایت می‌شود، با محوریت روایت پیرمردی که خبر از دزدی بزرگی می‌دهد، به شکلی هوشمندانه از تقابل «ترس» و «امید» سخن می‌گوید.
آنچه در این اجرا بیش از هر چیز می‌درخشد، فراتر رفتن از جنبه‌های نمایشی و تبدیل‌شدن صحنه به عرصه‌ای برای نمایش «مسئولیت‌پذیری» و «کار گروهی» است. بازیگران نوجوان هرچند که در مسیر تجربه هستند؛ اما با ذوق و اشتیاقی مثال‌زدنی، توانسته‌اند به‌سادگی از مرزهای بازیگری عبور کنند. هماهنگی آن‌ها در لحظات حساس، حتی در زمان تغییر دکور، نشان‌دهنده تمرین‌های دقیق و مدیریت کارگردان در هدایت گروهی پرجمعیت و حساس است.
عناصر فنی هم به‌خوبی در خدمت روایت قرار گرفته‌اند. موسیقی و نورپردازی با ایجاد فضایی پرتنش، مخاطب را در میان ترس و اضطراب قرار می‌دهند؛ اما استفاده نمادین از «فانوس» در میانه تاریکی، همان روزنه امیدی است که داستان به دنبال آن است. نمایش «پایان آن شب» تجلی شجاعت نسلی است که با همدلی، از سایه بزرگ‌ترها فراتر می‌رود.
این روزها کانون پرورش فکری، حال‌وهوای خاصی دارد؛ بازیگران نوجوان این نمایش با ایفای نقش در آن تجربه کسب می‌کنند و حضور نوجوانان و خانواده‌هایشان و هنرآموزی نسل جدید حال‌وهوای خاصی به کانون داده است؛ هنرمندانی که گرچه بی‌تجربه و کم‌تجربه‌اند؛ اما به‌خوبی به ایفای نقش پرداختند و خوش درخشیده‌اند.
«پایان آن شب» از ترس می‌گوید و امید. از شجاعت نسلی حرف می‌زند که حتی از پدر و مادرهایشان پیشی گرفته‌اند. از همدلی و همکاری یک گروه نوجوان که بیش از بازی و ایفای نقش، کار گروهی و مسئولیت‌پذیری را به نمایش می‌گذارند و مخاطب نیز این هماهنگی و همکاری را حتی در صحنه و به هنگام تغییر دکور به‌خوبی لمس می‌کند.
فراز و فرودها در پرخاش و بگومگوها و دیالوگ‌گویی‌ها هرچند کوتاه‌اند، ولی همگی گویای همکاری و تمرین و ذوق و علاقه بازیگران جوان است. حتی تماشاگر، حمایت خانواده‌ها از فرزندانشان را نیز با حضورشان در سالن نمایش کاملاً حس می‌کند که با شور و اشتیاق از حضور فرزندشان در صحنه لذت می‌برند.
نورپردازی و موسیقی هم در برخی صحنه‌ها، ذهن مخاطب را با ترس می‌آمیزد و مخاطب کاملاً با فضا ارتباط برقرار می‌کند. به دست‌داشتن فانوس در برخی صحنه‌ها، روزنه امید و روشنایی را به ارمغان آورده و در دل تاریکی‌ها، گاهی نور می‌درخشد.
ناگفته پیداست که مدیریت یک گروه با تعداد بالایی بازیگر کم‌تجربه روی صحنه کار بسیار دشواری‌ست، به‌خصوص این‌که همه بازیگران در سن نوجوانی به سر می‌برند و از روحیات و دغدغه‌های متفاوتی برخوردارند؛ اما کارگردان به‌خوبی موفق شده این گروه را در کنار هم جمع کرده و به آن‌ها این امکان را داده تا هنرشان را روی صحنه به کار بگیرند و خوش بدرخشند.
تماشای این نمایش، فراتر از یک سرگرمی، تجربه تماشای «رشد» است؛ تماشای نوجوانانی که نه فقط در ایفای نقش، بلکه در مسئولیت‌پذیری و کار گروهی، درس‌های بزرگی به ما می‌دهند. نرگس اصغری، کارگردان این نمایش، توانسته گروهی از بازیگران جوان را که هر کدام روحیات متفاوتی دارند، در کنار هم بنشاند تا در صحنه، بر لبه باریک ترس و شجاعت قدم بردارند.
نمایش «پایان آن شب» یادآور این نکته است که حتی در پرآشوب‌ترین محله‌ها، اگر همدلی باشد، نور از دل تاریکی بیرون می‌زند. همچنین تماشای لبخند و غرورِ پدر و مادرانی که در سالن نشسته بودند و با تمام وجود فرزندشان را تشویق می‌کردند، خود بخشی از زیبایی این شب‌های اجراست.

به اشتراک بگذارید:

برچسب ها:

،





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زندگی در تعلیق

زندگی در تعلیق