گفت‌وگو با «جلیل گلشن»، رئیس سابق پژوهشگاه میراث‌فرهنگی، به‌بهانه روز جهانی باستان‌شناسی

باستان‌شناسی ایران نیازمند تعامل بین‌المللی است





باستان‌شناسی ایران نیازمند تعامل بین‌المللی است

۲۵ مهر ۱۴۰۴، ۱۸:۰۱

|پیام ما| امروز روز جهانی باستان‌شناسی است؛ دانشی که ما را به ریشه‌هایمان وصل می‌کند. دانشی که پاسخ بسیاری از سؤالات بشر را داده و هنوز هم به‌دنبال پاسخ سؤالات بسیار دیگری است. دانشی که شاید در سال‌های اخیر بیش از همیشه مورد بی‌مهری قرار گرفته است؛ هم از سوی مسئولان و هم از سوی آنها که «حفاران غیرمجاز» می‌خوانیمشان. آنها که لایه‌های فرهنگی را که محل مطالعه و کاوش باستان‌شاسان است، در تمامی محوطه‌های باستانی ایران تاراج کرده‌اند. افرادی که با تخریب لایه‌های فرهنگی و تاریخی محوطه‌های باستانی ایران، میراث ارزشمند کشور را تاراج می‌کنند. این غارتگران که گاه خود را باستان‌شناس معرفی می‌کنند، تلاش می‌کنند چهره‌ای مشروع از خود بسازند و اعتبار بزرگانی را که جان و جوانی‌شان را برای شناخت حلقه‌های گمشده تمدن ایران صرف کرده‌اند، خدشه‌دار کنند. امروز شاید فرصتی باشد برای گفتن از اهمیت و ارزش این دانش ارجمند که نقش پررنگی در هویت‌بخشی به جوامع بشری دارد. با «جلیل گلشن»، باستان‌شناس پیشکسوت و رئیس پیشین پژوهشگاه میراث‌فرهنگی و گردشگری، درباره این روز و کاوش‌های انجام‌شده در ایران گفت‌وگوی کوتاهی داشتیم. او معتقد است باستان‌شناسی امروز ایران نیاز به تعامل بین‌المللی دارد؛ چراکه این دانش مرز نمی‌شناسد و این تعامل می‌تواند منجر به رشد دانش باستان‌شناسی و توسعه همکاری‌های بین‌المللی در ایران شود.

باستان‌شناسی هرچند در ابتدا به‌عنوان تلاشی برای جمع‌آوری اشیای جهت غنا بخشیدن به کلکسیون‌ها و موزه‌ها آغاز شد، اما از اوایل قرن نوزدهم به یک رشته علمی و دانشگاهی تبدیل شد که ریشه در اندیشه‌های دوران روشنفکری اروپا داشت. امروز اما این دانش نه‌تنها به تحلیل مواد فرهنگی می‌پردازد، بلکه به‌دنبال رسیدن به درکی عمیق‌تر از ساختارها و تحولات جوامع انسانی است. ایران ما را هم باستان‌شناسان بزرگ بسیاری کاویده‌اند؛ از «ارنست هرتسفلد» و «اریک اشمیت» تا «عزت‌الله نگهبان» و «علیرضا شاپور شهبازی»، آنها زیر تیغ آفتاب خاک را از رخ تاریخ کنار زدند تا معماهای یک سرزمین را حل کنند. بخشی از آنچه ما امروز از گذشته‌مان می‌دانیم، مدیون دانش و تلاش بزرگانی است که در محوطه‌های باستانی عمر خود را گذراندند. 


جیرفت مهمترین کاوش چند دهه اخیر

در جهان باستان‌شناسی، بارها کشفیات بزرگ تمدنی در نقاط مختلف جهان، باعث شگفتی باستان‌شناسان و محافل علمی شده است. ایران بارها این تجربه را از سر گذرانده است، اما شاید آخرین کشف بزرگی که در جغرافیای ایران توانست بازتابی جهانی داشته باشد و پاسخ سؤالات بسیاری را بدهد، کشف تمدن جیرفت بود. تمدنی که هرچند به‌شکلی تصادفی و با یک تراژدی بزرگ کشف شد، اما تلاش باستان‌شناسان تا حد قابل‌توجهی منجر به معرفی آن در سطح جهان شد. به باور «جلیل گلشن» باستان‌شناس پیشکسوت: «مهمترین کاوشی که در چهار دهه اخیر انجام شده، کشف تمدن جیرفت است. ما پیش از این کشف، تمدن بین‌النهرین و مصر و در شرق تمدن سند را می‌شناختیم. فاصله جغرافیایی این محوطه‌ها زیاد بود و یک خلأ در این میان وجود داشت که در اوایل دهه ۸۰ مشخص شد این جای خالی همان تمدن جیرفت است. یکی از ابعاد بارز مطالعات جیرفت این است که برای اولین‌ بار محوطه مربوط به تمدنی بزرگ توسط باستان‌شناسی اهل همان کشور کاوش و مطالعه شد. دکتر «یوسف مجیدزاده» تلاش‌های زیادی در جیرفت داشتند و مطالعاتی انجام دادند که نتایج آن بازتاب جهانی داشت.» البته گلشن تأکید می‌کند این ویژگی بارز به این معنا نیست که این مطالعات باید محدود به متخصصان داخلی شود: «کمااینکه در هیئت باستان‌شناسی جیرفت هم متخصصانی از دیگر کشورها حضور داشتند و یک همکاری بین‌المللی شکل گرفته بود؛ اما سرپرست کاوش‌ها یک ایرانی بود.»

جلیل گلشن معتقد است: «با توجه به اینکه باستان‌شناسی در ایران و جهان دانشی جوان است، مراوده بین کشورها و متخصصان برای رشد و توسعه آن لازم است؛ به‌ویژه برای ایران که یکی از مهمترین سرزمین‌ها است و می‌تواند در شناخت سیر تحول انسان نقش مهمی ایفا کند. بنابراین، لازم است متخصصان رشته‌های مرتبط با باستان‌شناسی در کشورهای مختلف با هم تعامل و تماس داشته باشند تا بتوانند بیشترین اطلاعات را از دستاوردهای یک کاوش به دست آورند. ما می‌دانیم باستان‌شناسی در عین اینکه اطلاعات مهمی به ما می‌دهد -در جریان به‌دست‌آوردن این اطلاعات- باعث ازبین‌رفتن بخشی از لایه‌های فرهنگی هم می‌شود؛ پس چه بهتر که از این روند مطالعاتی، اطلاعات بیشتری استخراج شود. این امر با همکاری و حضور متخصصان از سراسر جهان امکان‌پذیر است؛ زیرا تخصص‌های مرتبط با باستان‌شناسی در هر کشور، عموماً در یک حوزه تسلط دارند و همکاری باستان‌شناسان سراسر جهان می‌تواند باعث شناخت بیشتر از کشفیات باستان‌شناسی شود.» 


نداشتن شناخت از سرزمین؛ توسعه را به بیراهه می‌برد

گلشن درباره ضرورت دانش باستان‌شناسی در سرزمینی مثل ایران، به کتابی از «سید محمد بهشتی»، رئیس پیشین پژوهشگاه میراث‌فرهنگی و گردشگری، اشاره می‌کند و می‌گوید: «مهندس بهشتی معمار هستند، اما سال‌ها در سازمان میراث‌فرهنگی و پژوهشگاه سمت مدیریت داشتند و بارها از ایشان شنیدم اگر به عقب برگردند، حتماً در رشته باستان‌شناسی تحصیل می‌کنند. ایشان کتابی در همین زمینه نوشته‌اند با نام «توسعه در تاریکی» که در آن به موضوع توسعه و میراث‌فرهنگی در ایران پرداخته‌اند. در این کتاب تأکید شده است توسعه ایران بدون شناخت میراث‌فرهنگی و توجه به حفظ آن، در تاریکی اتفاق می‌افتد. اگر کسی سرزمین ایران را نشناسد، در مسیر توسعه به خطا خواهد رفت. در این کتاب به این مسئله هم اشاره شده که تمام مشکلاتی که امروز با آن مواجه‌ایم، در همین نداشتن شناخت نسبت به سرزمینمان، ریشه دارد.» او از تأکید این کتاب بر توجه به باستان‌شناسی در توسعه هم می‌گوید و اینکه: «اگر بخواهیم کاری درست و اصولی انجام دهیم، لازم است تمام تخصص‌ها با رشته باستان‌شناسی و دستاوردهای این دانش آشنا باشند. به‌عبارتی، زمانی می‌توانیم توسعه را تجربه و رشد کنیم که گذشته خودمان را بدانیم و مهمتر، اینکه بدانیم ایران کجاست و چه ویژگی‌هایی دارد. بدون شناخت سرزمین هیچ‌کدام از طرح‌ها و برنامه‌ها به مقصود خود نمی‌رسند. این راهی است که از باستان‌شناسی می‌گذرد.» گلشن با اشاره به دوران مدیریتش در پژوهشگاه میراث‌فرهنگی، می‌گوید: «۱۵ دانشجوی دکتری از دانشگاه آکسفورد آمدند و از ما خواستند هماهنگی لازم را برای بازدید آنها از شهر کاشان انجام دهیم. وقتی پرسیدم با چه هدفی قصد دارید به کاشان بروید، گفتند می‌خواهیم ببینیم در این سرزمین خشک ایرانی‌ها چطور زندگی می‌کردند. دانش آنها برای امروز و مواجهه با مشکلاتی که در پیش است، می‌تواند کمک‌کننده باشد.» گلشن معتقد است: «ما کمتر به این مسئله توجه داریم، اما تمام این موارد موضوع علم باستان‌شناسی است. اگر می‌خواهیم به توسعه دست پیدا کنیم، نیاز داریم گذشته خود و سرزمینمان را بدانیم و با دانشی که گذشتگان را در این سرزمین نگه داشته، آشنا شویم تا بتوانیم راه آینده را در پیش بگیریم.»

باستان‌شناسی ریشه‌های ما را به ما نشان می‌دهد؛ ریشه‌هایی که برای درک امروز و ساختن فردا به شناخت آنها نیاز داریم. باستان‌شناسی کاوش در لایه‌های هویتی یک ملت است؛ دانشی که ما را متوجه می‌کند توسعه بدون شناخت سرزمین، به بیراهه می‌رود. در روز جهانی باستان‌شناسی و برای بیان علت اهمیت این دانش در امروز و فردای جهان، شاید مهم‌ترین مسئله‌ای که باید به آن اندیشید، این باشد که آیا می‌توان بدون شناخت گذشته آینده‌ای روشن ساخت؟

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

سرمایه‌گذار گراندهتل کیست؟

ابهام در واگذاری و سرنوشت هتل تاریخی قزوین

سرمایه‌گذار گراندهتل کیست؟

مسجد جامع عتیق و ده‌ها بنای تاریخی در معرض تخریب کامل

هشدار یک مورخ معماری درباره خط دو مترو اصفهان

مسجد جامع عتیق و ده‌ها بنای تاریخی در معرض تخریب کامل

میراثی بی‌پارادایم؛ صنایع‌دستی میان هنر و صنعت

«پیام ما» چهار دهه سیاست‌گذاری در صنایع‌دستی ایران را بررسی می‌کند

میراثی بی‌پارادایم؛ صنایع‌دستی میان هنر و صنعت

سنتزی از دل «خوشه‌سار بومی»

روایت خانه‌هایی که میزبانی را تبدیل به یک کنش فرهنگی کرده‌اند

سنتزی از دل «خوشه‌سار بومی»

یتیم‌خانه هنـــــــــــر

خوانشی انتقادی بر منطق «توزیع اجباری» در موزه‌های ایران

یتیم‌خانه هنـــــــــــر

سپر آبیِ گمشده ایران

میراث جهانی ایران بدون ابزارهای حفاظتی بین‌المللی در جنگ چه شرایطی داشت؟

سپر آبیِ گمشده ایران

کاشی‌های ۴۰۰ساله در آستانه سقوط

با وجود هشدارها درباره فرسایش «حمام گنجعلی‌خان» کرمان مسئولان می‌گویند این آسیب‌ها در طولانی مدت ایجاد شده و وضعیت تحت کنترل است

کاشی‌های ۴۰۰ساله در آستانه سقوط

بوم‌گردی ایران در دوراهی کیفیــــت و تشریفات

در گفت‌وگو با «یاور عبیری»، رئیس «جامعه انجمن‌های حرفه‌ای اقامتگاه‌های بوم‌گردی ایران» مطرح شد

بوم‌گردی ایران در دوراهی کیفیــــت و تشریفات

تولد دوباره یک روستا در حاشیه «توران»

تولد دوباره یک روستا در حاشیه «توران»

برقراری ۴۰ پرواز بین‌المللی هفتگی در کانون‌های گردشگری خراسان رضوی و گیلان

آغاز رسمی گردشگری خارجی در ایران

برقراری ۴۰ پرواز بین‌المللی هفتگی در کانون‌های گردشگری خراسان رضوی و گیلان