بررسی وضعیت موجود و چشمانداز صنایعدستی ایران در گفتوگو با معاون صنایعدستی کشور
صنایع دستی در برنامه حاضر است در میدان نه!
۱۳ مرداد ۱۴۰۴، ۱۹:۳۹
باگذشت نزدیک به یک سال از فعالیت دولت چهاردهم، حوزه صنایعدستی کشور هنوز با پرسشهایی بنیادین مواجه است: سهم واقعی این حوزه در برنامهریزیهای کلان کجاست؟ چه نسبتی میان سیاستهای رسمی و زیست هنرمندان در میدان وجود دارد؟ آیا از مرحله شعارهای حمایتی عبور کردهایم یا هنوز در دام تصدیگری دولتی و کلیگویی گرفتار ماندهایم؟ «مریم جلالی» معاون صنایعدستی کشور در گفتوگو با «پیام ما» از چهار ابرپروژه تحولی سخن میگوید؛ پروژههایی که قرار است مسیر «معاصرسازی»، «حکمرانی دادهمحور»، «خصوصیسازی واقعی» و «صادراتمحور شدن» صنایعدستی را هموار کنند. بااینحال، آنچه در میدان دیده میشود، همچنان ناهمگونی در سیاستگذاری، ضعف در زیرساخت داده، فقدان نظامنامه حمایت شفاف، و مهمتر از همه، تکرار انتزاعی مفاهیمی است که تاکنون منجر به بهبود وضعیت هنرمندان نشدهاند. جلالی همچنین به سند پنجساله صنایعدستی، تلاش برای تثبیت جایگاه این حوزه در برنامه هفتم توسعه، و نیز پیوند صنایعدستی با اقتصاد خلاق اشاره میکند؛ اما سؤالی که همچنان باقی است، این است که: این اسناد و راهبردها تا چه اندازه قابلیت اجرا دارند و چگونه میتوانند به نجات صنایعی که نفسشان به شماره افتاده کمک کنند؟ آیا نظام سیاستگذاری صنایعدستی در ایران، واقعاً در حال گذار از نگاه نمایشی و رویدادمحور به یک حکمرانی مشارکتی و مسئلهمحور است؟ آیا صدای هنرمندان از حاشیه به متن تصمیمسازی راه یافته است؟ و آیا میتوان به ایجاد زنجیره ارزش پایدار در این حوزه امید بست؟ اینها پرسشهایی است که تلاش کردهایم در گفتوگو با معاون صنایعدستی، پاسخی برای آنها بیابیم.
در دوره جدید وزارتخانه، چه سیاستها و اولویتهایی در حوزه صنایعدستی در دستور کار قرار گرفته است؟
ما در معاونت صنایعدستی، بر اساس برنامه پنجسالهای که با مشارکت معاونتها و استانها تدوین شده، با تمرکز بر چهار گزاره اصلی، وارد دورهای جدید از حکمرانی در این حوزه شدهایم.
اولین گزاره، فاصلهگرفتن از تصدیگری و حرکت بهسوی «تولیگری» و سپس «حمایت و نظارت» است. صنایعدستی بیش از سایر حوزههای وزارتخانه ظرفیت واگذاری به بخش خصوصی را دارد. بر اساس قانون برنامه هفتم، مکلف به واگذاری امور اجرایی به تشکلها و جوامع حرفهای هستیم. نگاه ما نیز همین است: از دولتمحوری فاصله بگیریم و به سمت مشارکت مردمی و خصوصیسازی برویم.
نکته مهم آن است که بیش از ۷۵ درصد مجوزهای صادره در حوزه صنایعدستی بهصورت انفرادی است. در بخش هنری این شاید قابلقبول باشد، اما در بخشهای صنعتی و بازرگانی بدون تشکل و جامعه حرفهای نمیتوان زنجیره ارزش را تکمیل کرد. پس یکی از جهتگیریهای کلان، گذار از فعالیت فردی به فعالیت تشکیلاتی و حرفهای است.
پروژههای بعدی چیست و چه نقشی در توسعه آینده این حوزه دارند؟
دومین ابرپروژه، حکمرانی داده است. یکی از بزرگترین ضعفهای فعلی، نبود اطلاعات شفاف، قابلاتکا و بهروز است. ما نمیدانیم هر هنرمند چند بار حمایت شده، در چند نمایشگاه شرکت کرده، یا چه نوع کالاهایی تولید میکند. دادههایی که داریم، یا ناقصاند یا بهروز نیستند. بر همین اساس، در حال طراحی سکوها و پلتفرمهایی هستیم که بتواند پروفایلی شفاف از هر هنرمند و صنعتگر ارائه دهد. این دادهها مبنای تصمیمسازی و سیاستگذاری است. تنها در این صورت میتوانیم عدالت حمایتی را محقق کنیم و بهجای شنیدن صدای بلندترها، وضعیت واقعی همه فعالان را درک کنیم.
سومین ابرپروژه ما صادرات صنایعدستی است. بازار داخلی به دلیل وضعیت معیشتی، توان جذب مناسبی ندارد؛ بنابراین نگاه ما به بازارهای منطقهای و فرامنطقهای معطوف شده است. استانهای مرزی میتوانند درگاه صادرات باشند. ما کشورهای حاشیه خزر، خلیجفارس، اعضای بریکس و سازمان شانگهای را بهعنوان بازارهای هدف تعریف کردهایم.
در حال حاضر، با سازمان توسعه تجارت، بانک مرکزی و وزارت اقتصاد برای تدوین آییننامههای مشوقهای صادراتی در حال همکاری هستیم. یکی از اتفاقات خوب این است که صنایعدستی برای نخستینبار در کارگروه مشوقهای صادراتی نماینده دارد. نمونهای از عملکرد ما، نمایشگاه ملی سلیمانیه در عراق بود که با حضور تمام استانها برگزار شد و آزمون خوبی برای سنجش توانمندی صادراتی ما بود.
آیا ساختار فعلی، پاسخگوی نیازهای توسعهمحور این حوزه است؟ بسیاری معتقدند صنایعدستی همچنان در سایه میراثفرهنگی تعریف میشود و نه بهعنوان یک صنعت مستقل.
پاسخ این پرسش را میتوان در همان راهبرد فاصلهگرفتن از تصدیگری یافت. ساختار فعلی اگرچه زیرمجموعه وزارت میراثفرهنگی است، اما ترکیب سهگانه «میراثفرهنگی»، «گردشگری» و «صنایعدستی» با درک برنامهریزیشده و دقیق انجام شده است. این سه حوزه، بهصورت ریشه (میراث)، جذابیت و شبکه (گردشگری) و میوه (صنایعدستی) با یکدیگر ارتباط دارند.
اگر منظور شما، استقلال ساختاری است، بله در سطح سازمانی و بینالمللی ساختارها به سمت مردم پایه شدن میروند و دولتها صرفاً راهبرد میدهند. وظیفه دولت، تعریف منافع ملی و تسهیل مسیر رسیدن به آن است؛ نه دخالت در امور کسبوکار. بر همین اساس، برنامه پنجسالهای که با هدایت دکتر صالحی امیری تدوین شده، همراستا با سند برنامه هفتم، طراحی شده و بهزودی رونمایی خواهد شد. در این سند، روابط درونبخشی، بینبخشی و فرابخشی صنایعدستی بهروشنی تعریف شده است.
در سند برنامه هفتم توسعه، چه جایگاهی برای صنایعدستی در نظر گرفته شده و چقدر از آن به اجرا درآمده است؟
برای اولینبار، یک فصل مستقل به وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی اختصاص داده شده است. این در حالی است که از برنامه چهارم توسعه به بعد، صنایعدستی بهکلی از ادبیات برنامهریزی حذف شده بود. در برنامه هفتم، بند ۱۷ سیاستهای ابلاغی مقام معظم رهبری، بهصراحت به توسعه گردشگری و ترویج صنایعدستی اشاره دارد. علاوهبرآن، در فصلهای مختلفی چون زن و خانواده، اشتغال، آموزش، طرحهای کلان و حتی دانشبنیانها نیز به صنایعدستی توجه شده است. البته این برنامه، یک خطمشی است و باید به طراحی اجرایی، عملیات و در نهایت به خروجی تبدیل شود. به بیان دقیقتر، سیاست (Policy) باید به برنامه (Plan) و سپس به پروژه (Program) منتهی شود. صنایعدستی اکنون بهعنوان راهحلی برای رفع ناترازیها در اقتصاد ملی مطرح شده و این جایگاه کمنظیر است.
درباره سند ملی صنایعدستی، برخی انتقادات وجود دارد؛ از جمله اینکه سند توسط چه کسانی تدوین شده و چقدر اعتبار دارد. پاسخ شما چیست؟
سند توسعه ملی صنایعدستی حاصل جلسات متعدد کارشناسی در شورایعالی انقلابفرهنگی با حضور متخصصان حوزههای مختلف بوده است. شاید کاستیهایی داشته باشد، اما تا پیش از آن ما اصلاً سندی نداشتیم. همین که امروز سندی وجود دارد که میتوان دربارهاش بحث کرد، آن را بهبود داد و اصلاح نمود، یک نقطه قوت است.
صنایعدستی یک حوزه فرابخشی، میانبخشی و چندبخشی است؛ بنابراین همگرایی ارکان مختلف در تدوین و اجرای سند اهمیت دارد. با ابلاغ ریاست محترم جمهور و پیوست سند به نگاشت نهادی برنامه هفتم، ما مکلف به تکمیل زنجیره ارزش صنایعدستی و اجرای عملیاتی آن شدهایم. این سند قابلیت بهرهبرداری دارد؛ هم میتوان از آن استفاده عملیاتی کرد و هم آن را بهعنوان سند مرجع در اختیار پژوهشگران قرار داد.
برچسب ها:
برنامه هفتم توسعه، توسعه گردشگری، صنایع دستی، میراثفرهنگی، وزارت میراث
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
آنچه بر میــــــــراث میگذرد
صاحبنظران در گفتوگو با «پیام ما» درباره انتقال اموال پژوهشکده هنرهای سنتی به «کاخ سعدآباد» هشدار دادند
کوچ اجبـــــــاری یک قرن هنر
تعامل محیطزیست و میراث
تقویت همکاریهای عملیاتی یگان حفاظت محیطزیست با یگان حفاظت میراثفرهنگی
سالگرد صدور فرمان مشروطیت
گردشگری ایران در بنبست رانت و تحریم
در سالروز صدور فرمان مشروطه، یک تاریخپژوه از مهمترین دستاورد این انقلاب میگوید
میراث مشروطه؛ حکمرانی قانون
محدودیت آفرود در اصفهان؛ نگرانی از آینده گردشگری کویری
درباره ثبت الموت
تخریب طبقات مزاحم و جابهجایی نمازخانه، پرونده «تاریخانه دامغان» را به یونسکو نزدیکتر کرد
گرههای جهانیشدن «تاریخانه» باز میشود
قنوات وقفی و توسعه پایدار
قنوات وقفی خراسان جنوبی؛ پیوند میراث آبی با توسعه پایدار استان
وب گردی
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟
- درخواست لغو بسته شدن فرودگاه پیام
- مطالبه شفافیت در دانشگاه علوم پزشکی ایران
- خطاهای پنهان در ترجمه مدرک تحصیلی که پرونده اپلای را با تاخیر مواجه میکند
- درخواست توقف پروژه باملند برای حفاظت از درختان و طبیعت شهر لاهیجان
- بهترین پنل پیامکی ایران [4 تا از بهترین سامانه پیامکی ایران]
- آشنایی با خدمات متنوع اسنپفود در رشت
- بهترین مدل شومیز برای افراد چاق؛ 10 مدل ترند 1405 بیشتر
بیشترین نظر کاربران
بیمهری به آخرین مدافع تپهحصار
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید