در نشست «باستان‌شناسی و منازعات» ایکوم مطرح شد

میراث‌فرهنگی قلمروی بی‌دفاع





میراث‌فرهنگی قلمروی بی‌دفاع

۳۱ تیر ۱۴۰۴، ۱۷:۰۹

|پیام ما| روزهای ابتدای حمله اسرائیل به ایران بود که خبر حمله به منطقه‌ای در نزدیکی تاق‌بستان کرمانشاه منتشر شد. این خبر وقتی کنار این پیش‌زمینه ذهنی که پایگاه‌های نظامی متعدد در نزدیکی این اثر ارزشمند قرار دارند، قرار می‌گرفت، نگرانی را تشدید می‌کرد. تاق‌بستان از خطر جنگ در امان ماند، بسیاری از محوطه‌های باستانی دیگر هم، اما این نگرانی که این آثار در معرض تهدید قرار دارند همچنان به قوت خود باقی است. شیوه حفاظت از محوطه‌ها و آثار تاریخی و باستانی که در فضای باز و وسیع قرار دارند، با توجه به گستردگی آثار در ایران، همواره محل بحث بوده است. در هشتاد و دومین نشست ایکوم هم این موضوع محور بحث کارشناسان بود. کارشناسانی که معتقد بودند آموزش و ثبت و مستندسازی ضروری‌ترین اقداماتی است که باید برای حفاظت از این آثار صورت گیرد. آنها بر مسئله صلح تأکید کردند؛ بهترین راه حفاظت از میراث‌فرهنگی پیش از تمام پروتکل‌ها و دستورالعمل‌ها، این است که جنگی شکل نگیرد و کشورها از جنگ‌های ویرانگر تاریخ عبرت بگیرند و آتش‌افروزان جنگ نباشند. در کنار این دیدگاه، مواردی نیز درباره حفاظت از محوطه‌های تاریخی و باستانی در این نشست مطرح شد.

در نشست «محوطه‌های باستان‌شناسی در منازعات» که در دبیرخانه ایکوم برگزار شد، «معصومه مصلی» رئیس پژوهشکده باستان‌شناسی، «ملیحه مهدی‌آبادی» کارشناس حوزه حفاظت و مرمت مدیر سابق پایگاه جهانی بیستون، «مهرداد ملک‌زاده» باستان‌شناس و «علیرضا قلی‌نژاد» عضو هیئت‌مدیره کمیته ملی ایکوم، به ارائه دیدگاه‌هایی درباره چگونگی حفظ محوطه‌های تاریخی و باستانی در منازعات پرداختند و تجربیات داخلی و بین‌المللی را مرور کردند. در این جلسه «حسین رایتی‌مقدم» مدیر کل اسبق حفظ و احیای بناهای تاریخی، نیز حضور داشت و به ذکر نکاتی درباره موضوع ثبت آثار و آموزش‌های پیشگیرانه پرداخت. 

علیرضا قلی‌نژاد در ابتدای این نشست با اشاره به آسیب‌های جنگ به مصادیق مختلف میراث‌فرهنگی از میراث ناملموس تا موزه‌ها و محوطه‌های تاریخی و باستانی پرداخت و گفت: «ما در جنگ اخیر در موضوع میراث‌فرهنگی، آمادگی لازم را نداشتیم. همان‌طورکه میراث‌فرهنگی سعی می‌کند از گذشته عبرت بگیرد تا آینده را بهتر بسازد، باید همین رویکرد را داشته باشیم. این تجربه دوازده‌روزه باید به ما این پیام را داده باشد که در کوتاه‌ترین زمان ممکن خود را آماده کنیم تا در مواجهه با چنین سوانحی یا مسائلی مانند زلزله که تهدیدی برای میراث‌فرهنگی هستند، آمادگی لازم را داشته باشیم.» 


خطر اصلی برای میراث‌فرهنگی، ناآگاهی انسانی‌ است نه جنگ

معصومه مصلی بعد از مرور نکاتی که در آن بر تعاریف محوطه باستانی و تخریب آثار اشاره داشت، با تأکید بر اینکه میراث‌فرهنگی کشور ما همواره در معرض بحران از بحران‌های طبیعی تا جنگ‌ها و بحران‌هایی که منشأ انسانی دارند، گفت: «در درجه اول، برای مقابله با بحران‌ها ارتباط با سازمان‌ها و نهادهای بین‌المللی از جمله یونسکو، ایکوم و ایکوموس ضروری است. به‌ویژه ارتباط با کمیته «سپر آبی» که در مواقع جنگ می‌تواند اقدامات فوری و سریعی انجام دهد. پیش‌نیاز این کار، این است که کشورها باید محوطه‌ها، بناها و تپه‌های خود را اعلام و ثبت کنند و مکان‌ و موقعیت هر اثر مشخص شود. با ارائه این اطلاعات محوطه‌ها و آثار تحت پوشش سپر آبی قرار می‌گیرد و این کمیته به کشورهای درگیر اعلام می‌کند که این آثار نباید مورد حمله قرار گیرند و تحت حفاظت بین‌المللی قرار دارند و تخلف از این موضوع جرم و جنایت جنگی تلقی خواهد شد.» مصلی معتقد است برای تحقق این هدف باید روند ثبت آثار در فهرست ملی تسریع شود: «در زمینه ثبت آثار، سرعت ما بسیار پایین است. وزارت میراث‌فرهنگی باید ثبت آثار را با سرعت بیشتری انجام دهد و تمامی محوطه‌ها و تپه‌ها را در فهرست میراث ملی ثبت کند. یکی دیگر از اقدامات ضروری، برگزاری کارگاه‌ها و نشست‌های آموزشی در سطوح مختلف است. از سطح نظامیان، پلیس و متخصصان گرفته تا مردم، باید در مورد مسائل حفاظت از میراث‌فرهنگی آگاه شوند.»

رئیس پژوهشکده باستان‌شناسی با بیان اینکه شکل جنگ‌ها تغییر کرده و بیشتر حملات هوایی و گاهی سایبری است، به این نکته اشاره کرد که این حملات ممکن است تخریب عمیق‌تری به‌دنبال داشته باشند، درعین‌حال ممکن است در جریان جنگ اتفاقاتی مانند غارت و تخریب هم بیفتد: «در جنگ‌های زمینی، علاوه‌بر تخریب محوطه‌ها، غارت و چپاول بیشتر می‌شود؛ زیرا در چنین جنگ‌هایی، مهاجمان به خاک یکدیگر وارد می‌شوند. به همین دلیل، آموزش مردم محلی و کارگاه‌های آموزشی برای حفاظت از آثار تاریخی اهمیت زیادی دارد. مردم محلی باید آگاه باشند که اگر چنین حوادثی اتفاق افتاد، بتوانند از آثار تاریخی خود محافظت کنند، حتی آنها را در یک جای امن نگهداری کنند و تخریب‌ها را گزارش دهند.» مستندسازی و ثبت سه‌بعدی اطلاعات محوطه‌های تاریخی و باستانی نکته دیگری بود که مصلی به آن اشاره کرد: «وزارت میراث‌فرهنگی باید با استفاده از فناوری‌های جدید، اسکن‌های سه‌بعدی از تمام محوطه‌ها تهیه کند. این کار باعث می‌شود درصورت بروز هرگونه حادثه، اطلاعات دقیقی از محوطه‌ها داشته باشیم و درصورت لزوم، بتوانیم بازسازی کنیم. در ایران متأسفانه در زمینه حفاظت از محوطه‌ها و تپه‌ها، کمتر از موزه‌ها مطالعه انجام شده است. در موزه‌ها وقتی اتفاقی رخ می‌دهد، دقیقاً می‌دانیم چه باید کرد. اما در محوطه‌ها و تپه‌های باستانی، هنوز به‌اندازه کافی اطلاعات وجود ندارد.» او به اقدامات پژوهشگاه میراث‌فرهنگی اشاره کرد و گفت این مرکز از اداره‌کل ثبت درخواست کرده تا سرعت ثبت آثار و تهیه پرونده‌های ثبتی را تسریع کند و اطلاعات این محوطه‌ها و آثار را در اختیار کمیته سپر آبی قرار دهد تا یک حفاظت بین‌المللی برای آثار تاریخی و باستان وجود داشته باشد: «یکی از اقدامات ثبت محوطه‌ها و نقطه‌گذاری آنها در نقشه‌های باستان‌شناسی است. تمام آمار محوطه‌ها و تپه‌ها به‌صورت GIS توسط پژوهشکده آماده شده و به وزارت میراث‌فرهنگی ارسال می‌شود تا درصورت لزوم به نهادهای بین‌المللی ارائه شود.»

معصومه مصلی معتقد است آموزش‌ها باید آنقدر مستمر و جدی باشد تا روزی برسد که هر ایرانی یک نیروی حفاظت برای میراث‌فرهنگی باشد. او حفاری‌های غیرمجاز گسترده را در محوطه‌های تاریخی و باستانی ناشی از ناآگاهی عمومی در این حوزه دانست و راهکار کنترل آن را آموزش و آگاهی‌بخشی و ایجاد حس تعلق نسبت به این آثار در میان عموم مردم دانست. 


میراث‌فرهنگی، قلمروی بی‌دفاع

مهرداد ملک‌زاده سخن خود را با یادآوری نام فیلم مشهور «رم شهر بی‌دفاع» آغاز کرد و گفت: «ما که در این سال‌ها با میراث‌فرهنگی و باستان‌شناسی زیستیم، می‌توانیم هرکدام کتاب‌ها بنویسیم و منظومه‌ها بسراییم تحت عنوان «فرهنگ، قلمروی بی‌دفاع». تمام این سال‌ها، فرهنگ ما درواقع قلمروی بی‌دفاعی بوده است. هرچند که سروران و نازنینانی در این مسیر عمری را گذراندند و مثل سربازانی سلحشور و ازجان‌گذشته در صف مقدم این جبهه جنگیدند، اما متأسفانه حجم ویرانی‌ها و دشمنی‌ها همیشه بیشتر از توان ما بوده است.» ملک‌زاده در ادامه سخنانش به شکل‌گیری اتحادیه اروپا اشاره کرد و آن را نتیجه جنگ‌های جهانی دانست، جنگ‌هایی که کشورهای اروپا از آن درس گرفتند و با ایستادن کنار یکدیگر اتحادیه‌ای تشکیل دادند تا در سایه آن دیگر جنگی شکل نگیرد. او در ادامه سخنانش با این مقدمه که برخی شهرهای اروپایی چهره‌های کهنه‌ای دارند، اما شهرهایی مثل برلن که در جنگ جهانی به‌کلی نابود شدند چهره جدیدی پیدا کرده‌اند، گفت: «در موزه‌های برلن، اتفاق جالب این است که در برخی بخش‌ها، ویرانی‌های حاصل از جنگ حفظ شده‌اند. مثلاً، در فاصله بین دو تالار موزه یک بخش از بناهای ویران‌شده از جنگ را مشاهده می‌کنید؛ دیوارها فروریخته و آثار ترکش‌ها روی آنها باقی مانده است. این را حفظ کرده‌اند تا نشان دهند موزه‌ها و آثار فرهنگی‌شان در طول جنگ جهانی دوم آسیب دیده‌اند. آیا نمی‌توانستند اینها را مرمت کنند؟ قطعاً می‌توانستند، اما نخواستند. چون می‌خواستند به بازدیدکنندگان نشان دهند که جنگ چقدر ویرانگر است و چگونه با خود نابودی به‌همراه می‌آورد، تا نسل‌های بعدی هرگز فراموش نکنند که جنگ چه فاجعه‌ای است.»

او در پی این مقدمه گفت: «ما هنوز در آستانه فهم یک اتحادیه آسیایی نیستیم. بلایی که داعش و طالبان سر مواریث فرهنگی مشرق زمین آوردند، درست جلوی چشم ما اتفاق افتاد. چه‌کار کردیم؟ هیچ! وقتی جنگ شروع می‌شود، با خود آتش و ویرانی می‌آورد. چه‌کاری می‌شود کرد؟ تمام کوشش ما باید این باشد که جنگ اتفاق نیفتد. جنگ بس است.» او بر این باور است که: «جنگ‌های گذشته بخشی از تاریخ‌اند. گذشته، گذشته است و نمی‌توان آن را تغییر داد، اما باید همیشه ویرانی‌های آن را جلوی چشم‌مان داشته باشیم تا از تکرار آن جلوگیری کنیم. ما باید جنگ‌افروز نباشیم.» او در ادامه با تکرار این جمله که «میراث‌فرهنگی قلمروی بی‌دفاع است.» گفت: «وقتی جنگ اتفاق می‌افتد، هیچ‌گونه حفاظتی  از محوطه‌های باستان‌شناسی ممکن نیست. یک عرصه وسیع و گسترده دارید. چه‌کاری می‌خواهید بکنید؟ آیا گنبد آهنینی مانند آنچه بر فراز شهرهای اسرائیل است، در تپه هگمتانه همدان یا میدان نقش‌جهان اصفهان خواهیم داشت؟ عملاً غیرممکن است. در جنگ حتی بیمارستان‌ها و مهدکودک‌ها هم مورد حمله قرار می‌گیرند. کار جنگ همین است. ما نباید بجنگیم. باید از گذشته خود و جهان عبرت بگیریم و به‌سمت خاموش کردن آتش همه جنگ‌ها برویم.»

ملک‌زاده در ادامه سخنانش به این موضوع اشاره کرد که در جنگ عراق علیه ایران محوطه‌ها و بناهای متعددی هدف راکت قرار گرفت. هرچند در جنگ دوازده‌روزه این اتفاق نیفتاد، اما تخریب‌ها در بعدی دیگر بسیار گسترده‌تر بود: «یکی از شهرهایی که صدام با راکت به آن حمله کرد، اصفهان بود، اما شهرداری اصفهان در طول سال‌های ۱۳۵۷ تا ۱۴۰۴ بیشتر از صدام، و صد برابر صدام، به مواریث فرهنگی ما لطمه زده است. چه بناهایی که ثبت ملی شده بود و چه بناهایی که ارزش‌های شگفت‌انگیز داشته‌اند، در این سال‌ها تخریب شده‌اند. دلیلش این است که هنوز فهم درستی از ارزشمندی میراث فرهنگی‌مان نداریم. محوطه‌های ما بی‌دفاع هستند.»


مدیریت بحران در سه مرحله: پیشگیری، حفاظت، بازسازی

ملیحه مهدی‌آبادی، با تفکیک مفهوم «جنگ» و «منازعه» به این نکته اشاره کرد که مواجهه با این دو مفهوم هم می‌تواند متفاوت باشد. او موقعیت مواجهه با بحران را در محوطه‌های تاریخی و باستانی به سه بخش تقسیم کرد: «پیش از بحران یا جنگ، یکی در زمان جنگ و بعد از جنگ.» او با استناد به کنوانسیون لاهه گفت: «در رویکرد اول (قبل از بحران): اولین کاری که می‌توان انجام داد، این است که محوطه‌های تاریخی را از سایت‌های نظامی دور کنیم؛ زیرا سایت‌های نظامی خود هدفی برای جنگ و حملات هوایی یا زمینی هستند. همچنین، باید تأسیسات اقتصادی و صنعتی را از محوطه‌های تاریخی دور کنیم، چون اینها نیز هدف‌های دومی برای جنگ‌ها هستند.» او به‌عنوان مصداق این مورد به مخاطراتی که محوطه جهانی بیستون را تهدید می‌کند و فعالیت پتروشیمی کرمانشاه در نزدیکی این اثر اشاره کرد و همچنین موقعیت موزه منطقه‌‍‌ای غرب کرمانشاه که در نزدیکی شرکت نفت قرار دارد و اینکه این شرکت و موزه کنار آن می‌تواند یکی از اهداف حملات در جنگ‌ها باشد: «رویکرد دوم (در زمان جنگ): در این مرحله باید اقدامات حفاظتی خاصی را در نظر بگیریم. یکی از این اقدامات مستندسازی آثار تاریخی در سیستم‌های GIS است تا درصورت بروز جنگ، بتوان از طریق نهادهای بین‌المللی برای حفاظت از آنها درخواست کمک کرد. یکی دیگر از کارهای مهم، ثبت آثار در فهرست میراث جهانی است؛ چراکه درصورت وقوع بحران یا جنگ، می‌توان از فشارهای بین‌المللی برای حفاظت از این آثار استفاده کرد. همچنین، باید به ساکنان محلی آموزش دهیم در زمان بحران چگونه از آثار تاریخی حفاظت کنند. به‌عنوان مثال، در غزه بسیاری از آثار تاریخی را خریدند و به خانه‌های خود منتقل کردند یا حتی به موزه‌های خارج از غزه بردند.» او درباره رویکرد سوم (بعد از جنگ) هم گفت: «بعد از پایان بحران، اولین کاری که باید انجام داد، مستندسازی آسیب‌ها است. باید ارزیابی کنیم که چقدر آسیب دیده‌ایم و شدت آسیب‌ها چقدر بوده است. در این مرحله می‌توان از نهادهای بین‌المللی درخواست کمک کرد و مرمت آثار آسیب‌دیده را آغاز کرد. همچنین، باید از حفاری‌های غیرمجاز جلوگیری کنیم و برای بازسازی و مرمت آثار، برنامه‌ریزی دقیق انجام دهیم.» 

حسین رایتی‌مقدم، در حاشیه این نشست با اشاره به محتوای سخنرانی‌ها درباره اجرایی شدن کنوانسیون لاهه در ایران گفت: «برخورد اصولی با آثار تاریخی مطابق با مفاد کنوانسیون لاهه صورت نمی‌گیرد. از زمان تأسیس سازمان میراث‌فرهنگی تاکنون، اقدام مؤثری در این زمینه انجام نشده؛ تنها در دوران ریاست آقای بهشتی بود که کمیته مشورت ملی تشکیل شد. این کمیته شامل مقامات عالی سازمان میراث‌فرهنگی، نمایندگان ارتش، وزارت امور خارجه، وزارت کشور بود. در آن زمان، دکتر صراف و دیگران علاوه‌بر نیروهای نظامی، قضات دادگستری را نیز آموزش می‌دادند تا آگاهی از این مسائل افزایش پیدا کند. در شرایط فعلی لازم است این مسائل به وزارتخانه‌ها یادآوری شود تا برنامه‌ریزی‌های لازم انجام و اقدامات مؤثری برای حفاظت از میراث‌فرهنگی کشور عملیاتی شود.»

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

گنج‌یابی در سایه جنگ

گنج‌یابی در سایه جنگ