بایگانی مطالب برچسب: محوطههای تاریخی
پرونده پرحاشیه بازنگری حریم باغ فین کاشان
ماجرای حریم باغ تاریخی فین کاشان، یکی از شناختهشدهترین باغهای ایرانی در فهرست میراث جهانی یونسکو، بار دیگر به صدر خبرها بازگشته است. پس از افشای نامهای از سوی شهرداری کاشان خطاب به وزیر میراثفرهنگی با درخواست بازنگری در حریم این باغ تاریخی، فعالان میراثفرهنگی نسبت به خطر کوچکشدن حریم ملی هشدار دادهاند. در مقابل، مقام مسئول وزارت میراثفرهنگی صراحتاً هرگونه تغییر را رد کرده و تأکید دارد هیچ اصلاحی در محدوده قانونی این باغ انجام نشده است. این وضعیت، تصویری پیچیده از یکی از حساسترین پروندههای میراثی کشور را پیش چشم کارشناسان قرار داده است؛ پروندهای که در قلب آن، مفهومی بنیادین از حفاظت و توسعه شهری نهفته است و سؤالی که باز هم مطرح میشود: آیا میتوان حریم آثار تاریخی را برای اجرای پروژههای شهری تغییر داد؟
وحشت تاریخ «دیلمان» از بازگشت کارخانه سیمان
|پیام ما| در کوههای «نیاوُل» و «سیدسرا»، جایی که غارهای هفتهزارساله و گورستانهای عصر آهن قرار دارد، کارخانه «سیمان گیلان سبز» با مجوزهایی مبهم و نظارتی نیمبند، به تخریب طبیعت، کوهها و محوطههای باستانی مشغول است. گزارشهای رسمی میراثفرهنگی میگویند بیش از ۵۵ درصد از محوطههای باستانی روستای نیاوُل در اثر فعالیتهای این کارخانه و معدن آن از بین رفته است. حالا مدتی است که نشانهگذاریهای جدید روی زمینهای اطراف روستا، اهالی را نگران کرده. نشانهگذاریهایی که خبر از اجرای فاز دوم فعالیتهای کارخانه و تخریب گستردهتر میراثفرهنگی و طبیعی دیلمان میدهد. بهرغم اینکه ادعا میشد فعالیت این کارخانه متوقف شده، این نشانهها نهتنها از تداوم فعالیت این کارخانه که خبر از برنامهریزی برای توسعه فعالیتها و گسترش تخریبها دارد. درصورت اجرایی شدن این برنامه بهیقین آثار تاریخی و فرهنگی بیشتری در این منطقه تخریب خواهد شد. منطقهای که در مطالعات اولیه باستانشناسان بالغبر ۱۴۰ اثر تاریخی از دورههای مختلف از نوسنگی تا قاجار در آن شناسایی شد و در شعاع ۱۵ تا ۲۰ کیلومتری محلی که معدن این کارخانه فعالیت دارد، گورستانهای هزاره اول و قلعههای تاریخی وجود دارد.
تمدنی که زیر آب مدفون شد
|پیام ما| توسعه بیضابطه بدون در نظر گرفتن ملاحظات فرهنگی و محیطزیستی، سالهاست که میراث ارزشمند تاریخی ایران را در معرض نابودی قرار داده است. در رأس این طرحها، سدسازی بهعنوان یکی از پرهزینهترین اشکال مداخله در طبیعت، همواره با تخریب گسترده محوطههای باستانی، جابهجایی آثار تاریخی و بیتوجهی به الزامات قانونی همراه بوده است. در نشستی با حضور کارشناسان حوزه میراث و باستانشناسی، ابعاد این بحران و راهکارهای مواجهه با آن مورد واکاوی قرار گرفت. این نشست نگاهی انتقادی به سیاستهای توسعه و چالشهای قانونی، نهادی و فرهنگی در زمینه حفاظت از میراث تاریخی در برابر طرحهای عمرانی داشت.
دولت در آتش پروژههای پرچالش مجلس
|پیامما| رئیسجمهوری در سفر هفته گذشته به اصفهان، در جمع نمایندگان اصناف کشاورزی این استان اعلام کرد با وجود بحرانهای آب و انرژی در کشور همچنان نمایندگان مجلس شورای اسلامی برای اجرای طرحهای توسعهای در حوزههای انتخابیه دولت را تحت فشار میگذارند. این سخنان در شرایطی از سوی رئيس دولت چهاردهم گفته شد که چهار وزیر دولت، هماکنون زیر تیغ استیضاح نمایندگان مجلس قرار دارند و دو نفر از آنان مستقیماً متولی آب و برق کشور هستند: یکی وزیر نیرو و دیگری وزیر جهادکشاورزی. بااینحال «فاطمه مهاجرانی»، سخنگوی دولت، در پاسخ به «پیام ما» از چگونگی مدیریت فشار مجلس بر دولت میگوید: «مصالح ملی بر طرحهای محلی و منطقهای در حوزههای انتخابیه ارجحیت دارد و دولت بحرانهای بزرگ کشور را قربانی فشارهای سیاسی نخواهد کرد.»
در جستوجوی طلا، تاریخ را میسوزانیم
حفاریهای غیرمجاز دیگر بلای جان محوطههای تاریخی شدهاند. محوطههایی آسیبپذیر که هرگونه تغییر در آنها میتواند منجر به تخریب کامل و ازدسترفتن اسناد و هویت تاریخی ایران شود. کارشناسان بارها درباره عواقب این پدیده هشدار دادهاند، اما همچنان رسیدگی قاطعی به آن نمیشود. در نشست تخصصی که به مناسبت روز جهانی باستانشناسی برگزار شد، باز هم این موضوع توسط صاحبنظران حوزه میراثفرهنگی بررسی و راهکارهایی برای آن ارائه شد.
بازی شکار گوزن و باستانشناسی!
چگونه خیر جمعی نادیده گرفته میشود؟
سدسازی به قیمت نابودی تاریخ ایران
وقتی سخن از سدسازی در ایران به میان میآید، معمولاً نخستین محورهای بحث، تخریب محیطزیست، برهمخوردن نظامهای هیدرولوژیک رودخانهها و نابودی زیستبومهای پاییندست است. اما کمتر گفته میشود که یکی از پیامدهای مهم و جبرانناپذیر سدسازی، ضربهای است که به پیکره میراثفرهنگی و محوطههای تاریخی وارد میشود. نخستین اعتراض گسترده و عمومی به یک پروژه سدسازی در ایران، در جریان ساخت سد سیوند بر رودخانه پلوار در استان فارس شکل گرفت. این سد نهتنها بخشی از محوطه باستانی «تنگ بلاغی» را به زیر آب برد، بلکه نگرانیهای جدی درباره افزایش رطوبت و تهدید میراث جهانی پاسارگاد ایجاد کرد. همین تجربه بود که برای نخستینبار واکنش جامعه مدنی و رسانهها را نسبت به تبعات سدسازی در حوزه میراثفرهنگی بهطور جدی برانگیخت. در این یادداشت میخواهیم بهشکلی کوتاه و مستند مرور کنیم که در دهههای گذشته سدسازی چه بر سر میراثفرهنگی ایران آورده است. نباید فراموش کنیم که محیطزیست و میراثفرهنگی در ایران توأمان مورد تخریب و ظلم قرار گرفتهاند. این دو عرصه همزمان و همسرنوشت، قربانی توسعه شتابزده و بیمحابا شدهاند.
کشف پادشاه ۴هزارساله در صخرههای ایذه
در دل صخرههای آیاپیر ایذه، کوچکترین نقشبرجسته ایلامی کشف شد؛ پادشاهی چهارهزارساله که بر تخت نشسته و «ناهونته، خدای خورشید و عدالت» را نیایش میکند. باستانشناسانی که چهارسال پیش برای پیمایش آثار باستانی راهی ایذه خوزستان شده بودند، آن را بهصورت اتفاقی دیدند تا پس از چهارهزار سال، صدای گمشده این پادشاه، در زمانه ما شنیده شود. نامش را گذاشتند: «نویافته ایلامی»؛ پادشاهی که در حال نیایش خدای عدالت است. حالا با این کشف جدید، سیزدهمین نقش ایلامی ایذه قرار است روزنهای شود به سنتهای نیایشی و هنر صخرهای این دوران ناشناخته. البته اگر مسئولان مربوطه در وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی برنامهای برای حفاظت از آن داشته باشند.
