موانع شکلگیری موزههای باز شهری در گفتوگو با متخصصان و باستانشناسان
رؤیای روایت تاریخ در خیابانهای شهر
۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۴، ۲۰:۰۳
در شهرهایی با لایههای تاریخی متراکم، باستانشناسی نه در دل کوهها و بیابانها، بلکه در پیادهروها، خیابانها، خانهها و کوچهها جریان دارد. در چنین شهرهایی، موزه نه در چهاردیواریهای معمول، بلکه در بطن زندگی جاری است. «موزه باز شهری» مفهومی است که به رابطه زنده بین شهر، باستانشناسی و مردم اشاره دارد؛ مفهومی که هنوز در ایران جایگاه دقیق و اجرایی نیافته است، اما ظرفیتهایی عظیم برای خوانش تازهای از شهر و هویت شهری فراهم میآورد. در این گزارش بهبهانه روز جهانی موزه و هفته میراث فرهنگی، با سه پژوهشگر و باستانشناس به گفتوگو نشستهایم تا این ایده را واکاوی کنیم.
موزه باز شهری، پلی است میان تاریخ و زندگی روزمره مردم. «علی شجاعی اصفهانی»، عضو هیئتعلمی دانشگاه هنر اصفهان و سرپرست گروه کاوشهای باستانشناسی گذر کمرزرین، با اشاره به مفهوم «موزه باز شهری» به «پیام ما» میگوید: «موزههای باز شهری، فضاهایی در بستر شهر هستند که آثار مکشوفه در جریان کاوشهای باستانشناسی در آنها بهگونهای ساماندهی شدهاند که امکان مشاهده، درک آثار برای عموم فراهم باشد.» بهگفته او، براساس آییننامهها و تعاریف بینالمللی از جمله اسناد ایکوم، این موزهها بهنحوی طراحی میشوند که شهروندان بدون واسطه در فضای اصلی کشف آثار قرار بگیرند و بهجای تماشای اشیا در ویترین، تجربهای مستقیم از تاریخ داشته باشند. او میگوید: «این موزهها همانند پارکهای سافاری هستند؛ با این تفاوت که بهجای مشاهده حیوانات در قفس، انسان در دل همان بستر و مکانی که آثار تاریخی در آن کشف شدهاند، قدم میزند و گذشته را بیواسطه تجربه میکند.» او ادامه میدهد: «تجربه موزه باز شهری، امکان آشنایی ملموس با فرایندهای زیست در گذشته را فراهم میکند، بهویژه برای کسانی که آشنایی آکادمیک با باستانشناسی ندارند.»
بهاعتقاد این باستانشناس، شهرهای تاریخی کشور همچون اصفهان با وجود فراوانی بناهای تاریخی، در لایههای عمیقتر خود هنوز دارای ناشناختههای بسیاری هستند که فقط با کاوشهای باستانشناسی و شکلگیری موزههای باز شهری قابلشناسایی و عرضه به مردم هستند. ضمن اینکه از بسیاری از دورههای شهرهای تاریخی، بهجز روایتهای مکتوب، هیچ اثر مشهودی در فضاهای شهری در دسترس مردم نیست و عموماً آثار بهجایمانده متعلق به دورههای متأخر مانند صفوی و قاجارند. او با اشاره به تخریب گسترده لایههای تاریخی تصریح میکند: «موزه باز شهری میتواند این خلأ را با حفظ و عرضه درست یافتههای کاوشها، جبران کند. این اقدام، هم به شناخت علمی کمک میکند و هم موجب ارتقای درک عمومی از تاریخ میشود.»
خطر بازسازیهای غیرعلمی
یکی از هشدارهای مهم شجاعی درباره موزههای باز شهری، موضوع بازسازیهای غیرعلمی و مخرب است: «در بسیاری از موارد، بدون درک علمی کامل از ساختار تاریخی، اقدام به بازسازی میشود که نهتنها ارزش علمی ندارد، بلکه ممکن است اطلاعات نادرست و تحریفشدهای از تاریخ به مخاطب منتقل کند.» او با اشاره به نقدهای اخیر در این زمینه، تأکید میکند: «بازآفرینی ساختارهای ازدسترفته باید با تکیه بر دادههای دقیق علمی و درک چندبُعدی صورت گیرد و نباید به «تاریخسازی» منجر شود.» شجاعی میافزاید: «ما باید تفاوت بین روایت مستند علمی و داستانپردازی تاریخی را در فرایند عرضه آثار بهخوبی درک کنیم. از طرفی شناخت حاصل از باستانشناسی تدریجی و تکاملی است و باید با احتیاط، بدون تعجیل و در همکاری با حوزههای دیگر علمی، بهویژه موزهداری و معماری تاریخی، عرضه شود.»
چالشهای پیشِ رو
شجاعی با بیان اینکه در ایران نمونههای موفق و نظاممند موزههای باز شهری بهندرت شکل گرفتهاند، میگوید: «اگرچه برخی محوطهها مانند سایت عصر آهن تبریز، مسجد کبود یا سایت باستانی بندیان در خراسان نمونههایی از تلاشهای انجامشده در این زمینه هستند، اما در بیشتر موارد، پروژهها بهصورت ناقص یا غیراستاندارد اجرا شدهاند.» او به پروژه موسوم به «موزه باز شهر» در کاخ جهاننما در اصفهان اشاره میکند و میگوید: «در این مورد، تنها سطح کاوششده با کاهگل پوشانده و با شیشه محصور شده است، درحالیکه این اقدامات با تعریف علمی موزه باز شهری فاصله دارد. برای تحقق واقعی چنین پروژههایی، باید نگاه راهبردی، مشارکت مدیران شهری، برنامهریزی کلان و تعامل بینتخصصی میان رشتههایی همچون باستانشناسی، موزهداری، معماری، مدیریت شهری و گردشگری برقرار شود.»
غیبت نگاه باستانشناسی
شجاعی یکی از مهمترین موانع پیش روی شکلگیری موزههای باز شهری را عدم حضور مؤثر باستانشناسان در سیاستگذاریهای شهری میداند: «در حال حاضر تصمیمگیری درباره پروژههای شهری عمدتاً بهدست مدیران غیرتخصصی یا صرفاً با نگاه عمرانی یا میراثی انجام میشود و باستانشناسان نقشی در این تصمیمگیریها ندارند. نگاه به باستانشناسی همچنان محدود به یک رشته فانتزی و صرفاً کاوشگرایانه است، درحالیکه این دانش میتواند نقش راهبردی در توسعه پایدار شهری ایفا کند.» به باور او، شناسایی ظرفیتهای تاریخی و فرهنگی زیرسطحی شهرها، کلید پیوند بین گذشته و آینده شهرهاست و میتواند در طراحی شهری، مدیریت هویت و تقویت سرمایه اجتماعی نقش بسزایی داشته باشد.
تمایز موزه باز شهری با سایتموزهها
«مصطفی دهپهلوان»، باستانشناس و رئیس سابق پژوهشگاه میراثفرهنگی و گردشگری، با اشاره به تفاوت میان موزه باز شهری و سایتموزه به «پیام ما» میگوید: «سایتموزه میتواند بیرون از شهرها و در محوطههایی باستانی شکل گیرد، اما موزه باز شهری الزاماً در دل بافت تاریخی شهر قرار دارد و با رعایت موازین حفاظتی، آثار تاریخی را در همان محل کشف یا استقرارشان حفظ، معرفی و نمایش میدهد.» او با اشاره به پیچیدگی تفسیر لایههای تاریخی در باستانشناسی شهری میگوید: «گاهی یک محوطه تاریخی مثل دوره سلجوقی است، اما یافتهها از دوره صفویاند. تشخیص اینکه یک ساختار مربوط به چه دورهای است و چه میزان از آن در دورههای بعدی استفاده شده، به تبحر باستانشناس نیاز دارد و از سویی موزه باز شهری میتواند این روایت چندلایه را به شکل ملموس به مردم نشان دهد.»
راهی برای حفظ و فهم بهتر بافتهای تاریخی
بهگفته دهپهلوان، نگاه آرمانی باستانشناسان این است که بتوانند یک محوطه را کاوش و در همان محل آن را حفظ و معرفی کنند: «دیدن یک شیء باستانی در ویترین موزه، بدون درک بافتی که در آن قرار داشته، نمیتواند پیام تاریخی کاملی منتقل کند. اما در موزه باز شهری، بازدیدکننده مستقیماً با گور، ظروف، اسکلتها و حیوانات تدفینشده روبهرو میشود و از این طریق فرهنگ و سبک زندگی آن دوره را بهتر درک میکند.»
بحران نگهداری و اختلاف نهادها
این باستانشناس با اشاره به نمونهای از کاوشهایش در شمال بوشهر در یک پارک شهری میگوید: «تا سه ماه محوطه بهخوبی نگهداری شد، اما پسازآن به حال خود رها شد. هزینههای نگهداری، اختلافنظر بین نهادها، نبود درک کافی از ارزش اثر در میان مردم و مسئولان و نبود تعهد بلندمدت از سوی شهرداریها باعث شده است طرحهای ایجاد موزه باز شهری در شهرهای کشور ناپایدار باشند.» بهگفته او، برخی مدیران در زمان مسئولیت خود از چنین طرحهایی حمایت میکنند و مدیر بعدی ممکن است دغدغهای برای حفظ آن نداشته باشد، درنتیجه چنین محوطههایی دچار آسیبهای جبرانناپذیر میشوند. دهپهلوان با تأکید بر پیشرفت کشورهای ایتالیا، فرانسه و انگلستان در زمینه موزههای باز شهری، تصریح میکند: «ما در ایران فاصله زیادی با استانداردهای جهانی داریم. در اروپا، نهتنها آثار در محل کشف خود حفظ میشوند، بلکه از منظر گردشگری و آموزش عمومی هم بهرهبرداری فرهنگی و اقتصادی میشود. درحالیکه در ایران حتی موزههای بزرگ هم با کمبود بودجه، نیروی انسانی، عکاس، تجهیزات و پژوهشگر مواجهاند.» دهپهلوان با اشاره به گذر تاریخی کمرزرین بهعنوان یک نمونه از درگیریهای نهادی و اختلافات پیچیده میان شهرداری، میراث فرهنگی و مالکان خصوصی برای تاسیس موزه باز شهری، میگوید: «نکته مهم در ایجاد موزه باز شهری در شهرهای ایران این است که تا زمانی که اجماع و تعهد میان همه ذینفعان شکل نگیرد، امکان حفظ چنین فضاهایی وجود ندارد. باید سیاستگذاریها بهگونهای باشد که شهردار بعدی نیز متعهد به حفظ آثار پیشینیان باشد.» او تأکید میکند: «تا زمانی که نهادهای دولتی، مدیران شهری و مردم نسبت به اهمیت، کارکرد و ظرفیتهای موزه باز شهری آگاه نشوند، این طرحها یا در حد ایده باقی خواهند ماند یا بهسرعت از بین میروند. نیاز امروز ایران، یک بازنگری عمیق در سیاستهای کلان فرهنگی و توسعه پیوند میان میراث و زندگی روزمره شهروندان است.»
موزههای باز شهری، پلی بین مردم و گذشته
«محمد ابراهیم زارعی»، رئیس پژوهشگاه میراثفرهنگی و گردشگری در گفتوگو با «پیام ما» با اشاره به نقش کلیدی موزههای باز شهری در ارتقای سطح آگاهی عمومی و توسعه گردشگری پایدار تصریح میکند: «موزههای باز شهری با وجود اینکه نیازمند بودجه و همکاری نهادهای مختلفی هستند، اما میتوان با فعالیتهای کوچک و کاوشهای محدود نیز آثار مؤثری خلق کرد که مردم بتوانند از آنها بازدید کنند و روند شکلگیری شهر خود را بشناسند.» او معتقد است: «شهرداریها میتوانند نقش مؤثری در این مسیر ایفا کنند، زیرا علاوهبر دارا بودن بودجه قابلتوجه، ذاتاً درگیر فعالیتهای فرهنگی هستند و میتوانند از این طریق با مردم تعامل مستقیم برقرار کنند.» بهگفته زارعی، در بسیاری از شهرها نظیر نایین، برای شناسایی روند تحول تاریخی باید از کاوشهای موضعی، مدارک، مستندات، نقشهها، عکسهای تاریخی و حتی سنت شفاهی بهره گرفت.
ضرورت همافزایی شهرداریها، میراثفرهنگی و شهرسازی
رئیس پژوهشگاه میراثفرهنگی و گردشگری با اشاره به موانع حقوقی و اجرایی پیش روی راهاندازی موزههای باز شهری، میگوید: «یکی از چالشهای مهم، ناهماهنگی و نبود درک متقابل بین شهرداریها، ادارات کل میراثفرهنگی و مالکان خصوصی است. در مواردی که بقایای تاریخی در املاک شخصی کشف میشود، باید با احترام به حقوق مالک، راهحلهایی برای تبدیل آن به فضای نمایشی پیدا کرد.» او ادامه میدهد: «باید جلسات مشترکی میان مسئولان شهری و کارشناسان میراثفرهنگی تشکیل شود تا مستندات تاریخی شهرها ارائه و ضرورت حفاظت از لایههای باستانشناسی برای شهرداران تبیین شود.» زارعی پیشنهاد میدهد نهادهایی مانند راهوشهرسازی نیز در تأمین زمین یا تسهیل فرایندهای اجرایی همکاری کنند. بهگفته این باستانشناس شهری، مثال روشن این رویکرد را میتوان در میدان مرکزی شهر همدان مشاهده کرد که دانشجویان دکتری تحتنظر پژوهشگاه، آثار دوره ماد را در آنجا کشف کردهاند. زارعی تأکید کرد حفظ این آثار در محل و ایجاد موزه باز شهری در همان موقعیت، اهمیت فرهنگی شهر را بهروشنی به شهروندان و گردشگران منتقل میکند. او با اشاره به ناکامی برخی موزههای باز شهری در کشور، میگوید: «متأسفانه برخی از این فضاها بهدلیل نبود مراقبت و فقدان برنامه آموزشی به انبار زباله شهری تبدیل شدهاند» او با تأکید بر ضرورت آموزش مستمر شهروندان، میافزاید: «نمایش آثار کشفشده باید همراه با اطلاعرسانی دقیق و جذاب در فضاهای مجازی، رسانههای محلی و ملی باشد تا مردم به اهمیت این فضاها پی ببرند و خود در حفاظت از آنها مشارکت کنند.» زارعی تاکید میکند: «حتی اگر اشیای باستانی در موزههای تخصصی شرایط بهتری برای نگهداری داشته باشند، نمایش آنها در بستر اصلی کشف، همبستگی تاریخی و معنای ملموستری را برای مخاطب فراهم میکند.» او معتقد است: «زمانی که اشیای تاریخی در کنار سازهها و لایههای معماری مربوطه قرار گیرند، میتوانند روایت کاملتری از رخدادهای گذشته نظیر زلزله، جنگ یا شیوع بیماری داشته باشند.» بهگفته او، این نمایش در محل، به فرهنگ جهانی موزهداری نزدیکتر است و باید از این الگو در ایران بیشتر بهره گرفت.
آیندهای برای گذشته در دل شهر
آنچه از سخنان این سه استاد و پژوهشگر برمیآید، لزوم ایجاد نگاهی نو به نسبت میان شهر، مردم و گذشته است. موزه باز شهری صرفاً ایدهای زیبا یا آرمانی نیست، بلکه راهی است برای گره زدن تاریخ به زندگی امروز. در ایران با شهرهایی چون اصفهان، شیراز، یزد، همدان و نیشابور که دارای تاریخی لایهلایه از گذشتهاند، این ایده نهفقط ممکن، بلکه ضروری است. شاید زمان آن رسیده که در طراحی شهر، «باستانشناس» هم جایی داشته باشد؛ کسی که نهفقط گذشته را میکاود، بلکه آن را به زبان امروز بازگو میکند.
برچسب ها:
توسعه پایدار، توسعه گردشگری، گردشگری، گردشگری پایدار، محوطه تاریخی، مدیریت شهری، میراثفرهنگی
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
کاهش قنوات فعال در استان مرکزی؛
میراث کهن مدیریت آب در مسیر زوال
مشهد نامزد «پایتخت گردشگری کشورهای اسلامی» در سال ۲۰۳۰ شد
وزیر میراثفرهنگی خبر داد
بستههای حمایتی برای فعالان گردشگری بهزودی اعلام میشود
هشدار یک باستانشناس درباره تهدید غارهای تاریخی
هجوم «بوشکرفترها» به غارهای باستانی زاگرس؛ خطر تخریب میراث پارینهسنگی
وقتی گردشگری، درس احترام میشود
«پیام ما» کارکرد روابط خواهرخواندگی در حفاظت از میراث اصفهان را بررسی کرد
دیپلماسی شهری در دفاع از میراث جهانــــی
موزه شهدای مدرسه میناب باید به یک جریان فرهنگی جهانی تبدیل شود
عیسی امیدوار، نخستین جهانگرد ایرانی درگذشت
گیسوم در آستانه ورود به فهرست روستاهای جهانی
وزارت میراثفرهنگی اعلام کرد
رفع موانع اجرایی ۱۷۷ طرح سرمایهگذاری گردشگری با استفاده از ظرفیت ستاد تسهیل
وب گردی
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی بیشتر
بیشترین نظر کاربران
گنجیابی در سایه جنگ
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید