وقتی سیاست‌ها هنر را به بند می‌کشند

پژوهش‌های کلیدی هنری که می‌توانستند تحول ایجاد کنند، اکنون در سایه تصمیمات سلیقه‌ای و بی‌مبالاتی متوقف شده‌اند





وقتی سیاست‌ها هنر را به بند می‌کشند

۲۰ اسفند ۱۴۰۳، ۲۲:۳۳

چهل‌ودومین جایزه کتاب سال عصرگاه هفتمین روز ماه پایانی سال با حضور رئیس‌جمهور برگزار شد. کتاب‌های «بنیادهای فهم تاریخ معماری» تألیف مهرداد قیومی‌بیدهندی و «تعامل مرمت و تاریخ معماری در ایران» تألیف ذات‌الله نیک‌زاد از انتشارات فرهنگستان هنر، به‌ترتیب به‌عنوان کتاب برگزیده‌ی سال در بخش هنر و کتاب شایسته‌ تقدیر شدند.
این آثار فاخرِ تقدیرشده که ثمره‌ بخردی و فرزانگیِ نویسندگان آن است که با همکاری و تلاش بی‌دریغانه موسسه‌ متن فرهنگستان هنر و در زمره کارنامه پژوهشیِ معاونت پژوهشی فرهنگستان هنر در سال‌های ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۲ در زمانِ مدیریت پیشین است که مانند دیگر آثار منتشرشده و آثار فاخر و تقدیرشده با پای‌بندی بر وظایف و مأموریت‌های تعیین‌شده در اساسنامه و از طریق با همکاری و هم‌اندیشی جمعی از برجسته‌ترین شخصیت‌های فرهنگ و هنر کشور، شامل اعضای پیوسته و وابسته، گروه‌های تخصصی، استادان و پژوهشگران مجرب در حوزه‌های مختلف هنر، به جامعه هنری عرضه شده است. در این دو سال فرهنگستان هنر شاهد پویایی و تلاش بی‌وقفه به‌ویژه در گسترش، تعمیق و سامان‌بخشی فعالیت‌های علمی و پژوهشی منطبق بر نیازها و چالش‌های هنر کشور در جهان معاصر و آینده، بر سیاست‌شناسی، وضعیت‌شناســی، آسیب‌شناســی و مدیریــت هنــری، مطالعه تطبیقی تجربیات دیگر کشورها و الگوسازی در حوزه‌های پژوهــش، آموزش و آفرینش هنری بوده است. حاصل این پژوهش‌ها در قالب برپایی نشست‌های متعدد، تألیف کتاب و مقاله، تهیه گزارش‌های سیاستی و بیانیه‌ها ارائه‌شده و در حال تدوین بود که به یکباره با تغییر مدیریتی به‌کلی متوقف شد.
از ۳۰ خرداد ۱۴۰۲ تاکنون، بیش از یک سال و هفت ماه است که ۲۵ پژوهش علمی و هنری در فرهنگستان هنر بلاتکلیف مانده‌اند. این پژوهش‌ها که با تلاش استادان، پژوهشگران و هنرمندان برجسته کشور تدوین شده، مراحل داوری علمی را به‌طور کامل گذرانده، نهایی و توسط فرهنگستان هنر حتی تسویه حساب شده‌ است. می‌توانستند چراغ راه سیاستگذاری فرهنگی ایران باشند، اما در گرداب تصمیمات سلیقه‌ای و سیاست‌زده گرفتار شده‌اند.

در میان این آثار، مجموعه مقالات «همایش هنر و تمدن جنوب شرق ایران: شهر سوخته» به کوشش دکتر سید منصور سجادی و مجموعه مقالات «فرش، سنت و هنر» به کوشش تورج ژوله، به‌بهانه‌ای واهی همچون «کتاب‌سازی» از انتشار بازمانده‌اند. چگونه ممکن است پژوهش‌هایی که حاصل دو سال انرژی، تمرکز و پژوهش استادان بنام و پژوهشگران این سرزمین هستند، تنها با یک برچسبِ بی‌اساس کنار گذاشته شوند؟ در شرایطی که پروژه‌های کلان علمی و ملی نظیر «دانشنامه هنرهای از یادرفته ایران» و «کلک خیال‌انگیز: پاسداشت سرآمدان هنرهای سنتی ایران» به‌دلیل کمبود اعتبار مسکوت مانده‌اند و چرا باید پژوهش‌هایی با ارزش علمی کم و خارج از روند پژوهشی با بودجه‌های گزاف در دستورکار قرار گیرد؟
فهرست بلندبالایِ پژوهش‌های منتشرنشده که شامل موضوعات مهمی همچون: «سیاست‌گذاری و ارزیابی در حوزه هنر»، «تاریخ و معماری»، «موسیقی و مدیریت فرهنگی»، «اقتصاد هنر»، «نظام آموزشی در حوزه هنر»، «رسانه و فرهنگ»، «طراحی و هنرهای نمایشی» و … است، به‌وضوح نشان می‌دهد مدیریت این نهاد ملی با چالش‌های جدی روبه‌رو است.

اما اقدام بسیار ناشایست، تغییر کامل و بی‌اساس ترکیب برخی از گروه‌های تخصصی پرسابقه و پرتلاش با بیش از ۲۰ سال فعالیتِ خالصانه در گروه‌های تخصصی فرهنگستان هنر، چهره‌هایی مانند استاد غلامحسین امیرخانی (عضو پیوسته فرهنگستان هنر و گنجینه‌ زنده بشری در فهرست «نادره‌کاران میراث فرهنگی ناملموس» در دنیا) از گروه هنرهای سنتی، استاد مهرداد قیومی بیدهندی (عضو وابسته فرهنگستان هنر، سردبیر-پایه‌گذار دو فصلنامه‌ علمی فرهنگستان هنر (خیال و گلستان هنر) و برنده چندین کتاب سال) از گروه معماری و شهرسازی، دکتر سید محمدرضا بهشتی (فیلسوف ایرانی و عضو پیوسته فرهنگستان هنر) از گروه فلسفه هنر، دکتر مهدی مکی‌نژاد (عضو هیئت‌علمی فرهنگستان هنر، دبیر همایش‌های گنجینه‌های فراموش‌شده هنر ایران و سردبیر گلستان هنر) از گروه هنرهای سنتی و….
از طرفی فرهنگستان هنر، پیرو مأموریت‌های پیشگامانه خود، فعالیت متمرکزانه‌ای را در حوزه دیپلماسی هنر و آینده‌پژوهی هنر آغاز کرده بود. این امر به‌ویژه در شرایط جهانی امروز اهمیت دوچندانی دارد و برنامه‌ریزی‌های کلان فرهنگی بدون این دو موضوع غیرممکن است. اما در فرهنگستان هنر، این مسیر نیز با ضعف مدیریتی و بی‌توجهی‌ به نیروهای پژوهشی متخصص متوقف شد. بدون شک، غیاب این دو موضوع، پژوهش هنر کشور را از فرصت‌ها و ظرفیت‌های جهانی دور خواهد کرد و در دنیای امروز که علوم و هنر به‌شدت در تعامل با یکدیگر پیشرفت می‌کنند، جایی برای تداوم این روندهای علمی و پژوهشی باقی نخواهد گذاشت.
سؤالاتی که امروز درباره فرهنگستان هنر نباید بی‌پاسخ بماند:
فرهنگستان هنر چگونه می‌تواند در مواجهه با چالش‌های روزافزون در سیاستگذاری‌های فرهنگی، جایگاه خود را به‌عنوان نهاد پیشرو در تحقیق و پژوهش در حوزه‌های هنری و فرهنگی تقویت کند و از تبدیل شدن به نهاد فرعی در تصمیم‌گیری‌های کلان فرهنگی جلوگیری کند؟
آیا ممکن است فرایند تولید و انتشار دانش، به‌جای آنکه بر معیارهای علمی استوار باشد، در چنبره مصلحت‌اندیشی‌ها و حذف‌های گزینشی گرفتار شود؟ اگر چنین است، چه آینده‌ای برای اصالت پژوهش در فرهنگ و هنر ایران عزیزمان متصور است؟
اگر قرار است پژوهش‌های اثربخش که حاصل سال‌ها تلاش علمی‌اند، به محاق روند، چه تضمینی برای بقای تفکر خلاق و نوآورانه در ساختار پژوهش‌های هنری باقی می‌ماند؟
چرا در معادلات سیاستگذاری پژوهشی، نیروی انسانی به‌عنوان زیرساخت بنیادین تولید علم و هنر در نظر گرفته نمی‌شود، درحالی‌که پویایی یک نظام پژوهشی وابسته به تعامل مؤثر میان بدنه اجرایی و استادان و سرآمدان پژوهشی آن است؟
چگونه می‌توان توضیح داد که در سایه بی‌توجهی به امنیت شغلی و حمایت از پژوهشگران و کارکنان، انتظار تولید دانش عمیق و اثرگذار را داشت، درحالی‌که تاریخ نشان داده است شکوفایی علمی بدون توجه به سرمایه انسانی ممکن نیست؟
و سؤال آخر این است:
آیا زمان آن نرسیده است که جامعه علمی و هنری کشور، به‌عنوان حافظان میراث پژوهشی فرهنگ و هنر، خواستار بازگشت فرهنگستان هنر به رسالت اصیل خود شود؟
فرهنگستان هنر باید به‌عنوان یک سرمایه ملی مورد توجه قرار گیرد و از هرگونه تأثیرات غیرعلمی دوری جسته و به اصول علمی و پژوهشی پایبند بماند به‌عنوان یک نهاد پیشرو در حوزه پژوهش‌های هنری و فرهنگی کلان عمل کند. آینده پژوهش هنر در ایران، در گرو شفافیت، عدالت و پایبندی به اصول علمی است. سکوت در برابر این روند، به‌معنای نابودی یکی از مهمترین نهادهای علمی در حوزه هنر کشور خواهد بود.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زندگی در تعلیق

زندگی در تعلیق