توسعه پایدار در دوران بی‌ثباتی لوکس یا ضرورت؟





توسعه پایدار در دوران بی‌ثباتی لوکس یا ضرورت؟

۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۲۲:۱۶

وقتی نان شب بر سر سفره نباشد، کسی از فردا نمی‌پرسد. این منطق ساده، این روزها مبنای بسیاری از تصمیم‌های کلان حکمرانی در ایران شده است. تورمی که از کنترل خارج شده، بازاری که نفس‌نفس می‌زند و محاصره‌ای که مانند سنگ آسیاب بر کمر اقتصاد ملی سنگینی می‌کند. در چنین فضایی، طرح مسئله توسعه پایدار را می‌توان به‌سادگی به «ایدئالیسم بی‌موقع» متهم کرد.

اما این تحلیل، هرچند به‌ظاهر منطقی و واقع‌بینانه به نظر می‌رسد، یک خطای راهبردی بزرگ در دل خود پنهان دارد. وضعیت «نه جنگ، نه صلح» ساختاری نیست که در یک بامداد پایان پذیرد. تجربه دهه‌های گذشته نشان داده که ایران تجربه زندگی در فضای متشنج (حساس کنونی) را دارد و احتمالاً در سال‌های آینده نیز در همین فضا نفس خواهد کشید. اگر توسعه پایدار را به «بعد از بحران» موکول کنیم، در واقع آن را به محالی موکول کرده‌ایم که شاید هرگز فرانرسد. کشوری که در شرایط بحران از مسیر پایداری خارج می‌شود، پس از بحران نیز فاقد زیرساخت، سرمایه انسانی و ظرفیت نهادی لازم برای بازگشت به آن مسیر خواهد بود.

توصیه به سیاست‌گذاران، نه ایدئالیسم انتزاعی است و نه انتظار معجزه در شرایط دشوار. پیشنهاد ما، یکپارچه‌سازی هوشمند ملاحظات پایداری با الزامات بحران است.

تعریف مجدد «فوری» در بودجه‌ریزی دولتی. هر سال در فشار کسری بودجه، اولین قلمی که حذف می‌شود ردیف‌های محیط‌زیست، انرژی‌های تجدیدپذیر و آموزش محیطی است. پیشنهاد این است که سقف مشخصی از بودجه عمرانی، حتی در حد دو تا سه درصد، به‌صورت قانونی برای این حوزه‌ها «قفل» شود و از منطق کسری خارج گردد.

پیوند امنیت غذایی و آب با توسعه پایدار. در شرایط تحریم، امنیت غذایی اولویت اول است؛ اما این اولویت می‌تواند هم‌زمان با کاهش وابستگی به آب‌های زیرزمینی، اصلاح الگوی کشت و گسترش کشاورزی هوشمند دنبال شود. بحران و پایداری لزوماً متضاد نیستند، اگر سیاست‌گذار این دو را در یک چارچوب ببیند.

حفظ سرمایه انسانی متخصص. موج مهاجرت نخبگان، خاموش‌ترین اما مخرب‌ترین آسیبی است که در این سال‌ها بر توسعه کشور وارد شده. ایجاد مشوق‌های مالی و حرفه‌ای هدفمند برای نگه‌داشتن متخصصان حوزه محیط‌زیست، انرژی و فناوری‌های سبز، سرمایه‌گذاری‌ای است که هیچ بحرانی توجیه حذف آن را ندارد.

استفاده از فشار تحریم به‌مثابه فرصت انرژی. وابستگی به سوخت‌های فسیلی یارانه‌ای، هم بار مالی دولت است و هم زخم محیط‌زیستی. اصلاح تدریجی و هدفمند قیمت انرژی (همراه با حمایت از اقشار آسیب‌پذیر) می‌تواند هم‌زمان منابع دولت را تقویت کند و هم مسیر گذار انرژی را هموار سازد. سیاستی که در ادامه تأکید رئیس‌جمهور به توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر خواهد بود.

بحران، عذر غیبت از مسئولیت نیست. کشورهایی که در دل بدترین بحران‌های اقتصادی و سیاسی، ریل توسعه پایدار را حفظ کردند، نه به این دلیل بود که شرایطشان آسان‌تر بود؛ بلکه به این دلیل بود که فهمیده بودند توسعه پایدار نه هدفی برای روزهای خوب، بلکه بیمه‌ای برای روزهای سخت است. روزنامه «پیام ما» در این فضای دشوار، همچنان این صدا را بلند نگه خواهد داشت.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زندگی در تعلیق

زندگی در تعلیق