خارگ فقط نفــــــــت نیست





خارگ فقط نفــــــــت نیست

۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۲۲:۱۳

گزارش درباره مشاهده لکه نفتی در نزدیکی جزیره خارگ را نباید فقط به‌عنوان یک خبر اقتصادی یا سیاسی خواند. بر اساس تصاویر ماهواره‌ای روزهای ۶ تا ۸ مه، لکه‌ای در غرب خارگ دیده شده که گستره آن حدود ده‌ها کیلومترمربع برآورد شده است. منشأ و علت دقیق این آلودگی هنوز روشن نیست، اینکه مربوط به روغن و پسماند آب توازن نفتکش‌ها است که به زیان محیط‌زیست توسط نفتکش اروپایی به دریا ریخته شده یا هر چیز دیگر؛ اما برای محیط‌زیست خلیج‌فارس، پرسش اصلی در این لحظه منشأ حادثه نیست. پرسش اصلی این است: آیا آلودگی کنترل می‌شود یا قرار است مثل بسیاری از بحران‌های زیست‌محیطی دیگر، اول انکار، بعد کوچک‌نمایی، بعد تأخیر، و در نهایت فراموش شود؟

خارگ برای بسیاری از مردم نامی گره‌خورده با نفت است. اما خارگ فقط جزیره نفت نیست. در کنار آن، جزیره کوچک «خارگو» قرار دارد؛ جزیره‌ای که با وجود ممنوعیت ورود در سال‌های طولانی، همچنان بخشی از مناطق چهارگانه تحت حفاظت محیط‌زیست است. اهمیت چنین جزایری فقط به اندازه آن‌ها نیست. گاهی یک جزیره کوچک در خلیج‌فارس، از نظر بوم‌شناختی ارزشی بسیار فراتر از وسعت خود دارد. به‌ویژه وقتی زیستگاه زادآوری پرندگان دریایی و لاک‌پشت‌ها باشد.

این زمان از سال، زمان عادی برای وقوع آلودگی نیست. در همین فصل، پرستوهای دریایی و دیگر پرندگان دریایی وارد دوره زادآوری می‌شوند و لاک‌پشت‌های دریایی نیز درگیر تخم‌گذاری یا خروج نوزادان از تخم هستند. آلودگی نفتی در چنین زمانی می‌تواند مستقیماً به پرندگان، جوجه‌ها، تخم‌ها، لاک‌پشت‌ها، سواحل زادآوری و چرخه تولیدمثل آسیب بزند. حتی اگر تلفات بلافاصله دیده نشود، آلودگی می‌تواند موفقیت زادآوری را کاهش دهد، رفتار پرندگان را مختل کند، سواحل را آلوده کند و اثری بگذارد که بعداً دیگر به‌سادگی قابل‌اندازه‌گیری یا جبران نیست.

مسئله فقط خارگ و خارگو هم نیست. در بخش‌های دیگر خلیج‌فارس هم در نزدیکی تأسیسات نفتی جزایر بسیار حساسی وجود دارند. «شیدور»، در نزدیکی «لاوان»، یک تالاب بین‌المللی و از مهم‌ترین زیستگاه‌های زادآوری پرندگان دریایی و لاک‌پشت‌ها در ایران است. اگر حادثه‌ای مشابه در نزدیکی لاوان رخ دهد، پیامد آن فقط یک آلودگی موضعی نخواهد بود. چنین حادثه‌ای می‌تواند یکی از ارزشمندترین پناهگاه‌های زادآوری در خلیج‌فارس را تهدید کند.
باید صریح گفت: سازمان حفاظت محیط‌زیست ایران امروز نه توان رصد دقیق و مستقل چنین آلودگی‌هایی را دارد، نه توان کارشناسی کافی برای برآورد واقعی خسارت‌های آن، و نه حتی در صورت وجود بودجه، جریمه یا غرامت، توان جبران خسارت واردشده به چنین زیست‌بوم‌هایی را. این نقد از سر بدبینی نیست؛ بلکه از سر شناخت واقعیت میدانی حفاظت در ایران است. وقتی یک لکه نفتی به زیستگاه زادآوری پرندگان و لاک‌پشت‌ها می‌رسد، خسارت فقط با پول، گزارش یا چند عملیات پاک‌سازی قابل‌جبران نیست. تخم ازدست‌رفته، جوجه تلف‌شده، ساحل آلوده‌شده و چرخه مختل شده تولیدمثل را نمی‌توان با بودجه سال بعد بازگرداند.

بنابراین در چنین شرایطی، اولویت مطلق باید توقف و کنترل فوری آلودگی باشد. نه تعلل، نه اما و اگر، نه انتظار برای روشن‌شدن کامل منشأ حادثه، و نه سپردن موضوع به فرایندهای کند اداری. هیچ‌چیز نباید بهانه‌ای برای تأخیر در واکنش اضطراری باشد.

وظیفه نهادهای دولتی و غیردولتی مرتبط با محیط‌زیست نیز روشن است. وقتی یک منطقه تحت حفاظت و زیستگاه‌های حساس خلیج‌فارس در معرض تهدید قرار می‌گیرند، سکوت قابل‌قبول نیست. سازمان حفاظت محیط‌زیست، تشکل‌های محیط زیستی، پژوهشگران، فعالان حفاظت از پرندگان و لاک‌پشت‌ها و همه نهادهایی که به‌نوعی خود را مسئول محیط‌زیست ایران می‌دانند، باید بدون لکنت و بدون ملاحظه‌کاری غیرضروری، خواستار محکوم‌کردن آسیب به محیط‌زیست در داخل و سازمان‌های بین‌المللی شوند.

من سیاست‌مدار نیستم. حفاظتگر طبیعتم. اما یک چیز را به‌روشنی می‌بینم: در بحران‌ها، طبیعت معمولاً آخرین چیزی است که درباره آن حرف زده می‌شود و یکی از اولین چیزهایی است که آسیب می‌بیند. پرندگان مهاجر، لاک‌پشت‌های دریایی و جزایر زادآور خلیج‌فارس قربانیان خاموش تصمیم‌هایی هستند که در آن هیچ نقشی نداشته‌اند. این پرندگان فقط متعلق به یک جزیره، یک استان یا یک کشور نیستند. آن‌ها بخشی از مسیرهای مهاجرتی و میراث طبیعی مشترکی هستند که از مرزها عبور می‌کند. خلیج‌فارس به اندازه کافی در طول چند دهه اخیر خسارت دیده است. این پهنه زیبای وسیع و غنی از تنوع زیستی، توان تاب‌آوری بیشتر آن هم در مقابل چنین فجایعی را ندارد.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *