۳۵۰۰ سال تجربه زیسته بشری در بوکان، آجر و سیمان می‌شود؟

دست‌های پنهان علیه «کل‌تپه»

کل‌تپه یکی از محوطه‌های داخل بافت شهری در آذربایجان‌غربی است که در معرض هجمه‌ای از خطرات قرار گرفته است





دست‌های پنهان علیه «کل‌تپه»

۲۳ آذر ۱۴۰۳، ۱۹:۲۴

دست‌های پنهان علیه یک محوطه ۳۵۰۰ساله مشغول به کار شدند. براساس اسنادی که به دست ما رسیده، درخواست‌های متعددی برای ساخت‌وساز روی عرصه و حریم محوطه «کل‌‌تپه» در بوکان آذربایجان‌غربی داده شده است که درصورت تأیید شهرداری و اداره میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی این استان، مردم به‌زودی باید با بخشی از هویت و تاریخ خود خداحافظی کنند. در حال حاضر، مردم بوکان در آستانه یک تصمیم بسیار مهم قرار گرفته‌اند؛ اینکه محوطه‌های باستانی خود را فدای منفعت برخی از مالکان بکنند یا اینکه نشانه‌های هویت ملی خود را پاس‌ بدارند و میراث‌دار بحق فرزندانشان باشند. در این میان، حق حاکمیتی این است که از پایمال شدن حق هویتی و میراثی بی‌شماری از مردم در برابر عده‌ای انگشت‌شمار جلوگیری کند.

درخواست‌هایی برای سیمان شدن «کل‌تپه»
اگر عکس‌های هوایی این محوطه را ببینید، آخرین تکه بازمانده شهری تاریخی است که در میان شهری جدید محاصره شده. «کل‌تپه» یکی از محوطه‌های ارزشمند این سرزمین است که ۵۸ سال پیش در زمره آثار ملی، ثبت شده است. این محوطه باستانی بیش از سه هزار و ۵۰۰ سال قدمت دارد و تا امروز کاوش‌های گسترده‌ای به‌منظور رسیدن به داده‌های هویتی روی آن انجام نشده است. اگرچه تابستان سال ۱۴۰۲ این محوطه به سرپرستی «نادر فرجی» تعیین عرصه و حریم شده است و نتایج به‌دست‌آمده نشان داد این محوطه بین دوره مس‌‌وسنگ در حدود ۳۵۰۰ پیش‌ازمیلاد تا عصر آهن متأخر در ۷۰۰ پیش‌ازمیلاد توالی استقراری داشته است. بااین‌حال، آخرین شنیده‌ها حاکی از آن است که این محوطه که با حمایت مالی شهردار وقت بوکان تعیین عرصه و حریم شده بود، با آمدن شهردار جدید در خطر هجوم سودجویان قرار گرفته است و عده‌ای درخواست ساخت‌وساز در آن را داده‌اند. سؤال اما این است که مسئولان میراث‌فرهنگی چه تصمیمی در برابر این خواسته‌ها دارند؟ «شورش محمدپور»، نماینده میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی بوکان، به «پیام ما» می‌گوید: «کل‌تپه تعیین حریم شده، اما هنوز نتیجه نهایی نیامده و پیش‌نویس در اختیار ماست. نتیجه نهایی از سوی شورای فنی وزارتخانه به دست ما می‌رسد. مطمئن باشید ما از حریم مصوب پاسداری می‌کنیم.»

هنوز معلوم نیست این پاسداری به‌ چه شکل خواهد بود، اما برپایه گفته بسیاری از کارشناسان میراث‌فرهنگی، محوطه‌هایی که در داخل بافت‌های شهری قرار گرفته‌‌اند پتانسیل بالایی برای تبدیل‌شدن به سایت موزه دارند. اگر چه این سایت موزه باید با نظارت کارشناسان فنی پژوهشگاه میراث‌فرهنگی صورت بگیرد. ازآنجاکه این روزها بحث گردشگری داغ است و تمرکز وزارتخانه میراث‌فرهنگی روی اقدامات توسعه گردشگری بیشتر شده؛ این سؤال پیش می‌آید که شهرداری چقدر قرار است با درخواست‌های مکرر عده‌ای برای دریافت پروانه مخالفت کند؟

پارک‌‌ اثر یا بتن‌ریزی؟
بررسی‌های ما نشان می‌دهد کل‌تپه یکی از محوطه‌های داخل بافت شهری در آذربایجان‌غربی است که در معرض هجمه‌ای از خطرات قرار گرفته است. پیش‌ازاین هم شاهد این بودیم که سه هزار و ۵۰۰ مترمربع از عرصه محوطه نوسنگی «اهرنجان» در سلماس، برخلاف بسیاری از پروتکل‌های میراث‌فرهنگی، در پروژه‌ای به‌نام «بهسازی و ساماندهی» بتن شد و به پارک تبدیل شد؛ بتن‌هایی که میراث فرهنگی استان دوست دارد آن را «پارک اثر» بنامد. محمدپور اما نظر دیگری درباره اجرای این پروژه دارد و می‌گوید: «ضوابط رعایت شده است.» سؤال اینجاست که چطور ممکن است این اندازه اختلاف دیدگاه کارشناسی وجود داشته باشد؟

چرا حرایم کوچک می‌شوند؟
درواقع، بحث بازنگری یا کوچک‌شدن حرایم آفتی بود که از زمان «عزت‌الله ضرغامی» به جان محوطه‌های تاریخی افتاد و همچنان این رویه خطری جدی به‌شمار می‌رود. همان‌طورکه گفته‌های جنجالی «سیدرضا صالحی امیری»، وزیر کنونی میراث‌فراهنگی، در حین دفاع از خود برای کسب مقام وزارت در مجلس جنجالی شد؛ چراکه عرصه‌ و حریم محوطه‌های تاریخی را هدف قرار می‌داد. محوطه‌هایی که بخش ناخوانده و مهم تاریخ ایران هستند. حال باید پرسید که این رویه تا کجا ادامه پیدا می‌کند و قرار است چه بر سر محوطه‌های تاریخی جامانده از تاریخ در شهرهای آذربایجان‌غربی بیاید. «داوود فرازی» معاون میراث‌فرهنگی آذربایجان‌غربی، در این زمینه به «پیام ما» این‌گونه توضیح می‌دهد: «طرح‌های مربوط به پارک‌ اثرها از سوی شورای فنی به ما داده شده و مورد تأیید پژوهشگاه است و ما براساس ضوابط عمل کردیم.» حال سؤال اینجاست که برخی از طرح‌های ارائه‌شده بر چه مبنایی تهیه می‌شوند که روی محوطه‌ها و آثار تاریخی بتن بریزند یا اینکه چمن‌کاری شود و هر روز با آبیاری، آب به لایه‌های پایینی نفوذ کند؟

چارچوب‌های غیر قابل احیا
چندی پیش وزیر میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی درباره حرایم گفته بود: «ما یک حق حاکمیت داریم و یک حق مردم. در تحلیل شما تضادی بین مطالبه حاکمیت و مردم وجود دارد، اما من این‌ تضاد را نمی‌بینم. حاکمیت موظف است طبق قانون از میراث‌فرهنگی ایران بزرگ صیانت مرمت و حمایت و از دسترسی افراد سودجو و یا زیاده‌خواه خارج کند، اما از سوی دیگر مطالبه‌ای از سوی مردم در بسیاری از نقاط کشور شکل می‌گیرد. دال بر اینکه حقوق آنها تضعیف شده است. مشخصاً مطالبه آنها بحث روشنی است دال بر حریم.»
صالحی امیری با تأکید بر این مطلب که بارها تکرار کرده‌ام و باز هم می‌گویم: «در بازار گرگان بودم که عده‌ای از مردم آمدند و خواسته‌هایی داشتند. معترض بودند اما من یک جمله می‌گویم که از روز اول گفتم و تا آخر هم تکرار می‌کنم. هیچ تصمیمی در وزارتخانه خارج از نظام کارشناسی برای بافت و حریم گرفته نخواهد شد. تصمیمات ما در یک چارچوب قانونی و کارشناسی خواهد بود و ما به‌صورت نظام سلیقه‌ای و روابط خارج از چارچوب قوانین و ضوابط عمل نمی‌کنیم.»
این درحالی‌است که وزیر میراث‌فرهنگی باید در جریان باشند؛ شاید بشود در جای دیگری از شهر سلماس و شهر بوکان، سه هزار متر زمین خرید و به پارک تبدیل کرد، اما دیگر نمی‌توان پول خرج کرد و تاریخ پنج‌هزارساله برای سلماس و بوکان خرید. مراقب تیغه‌های لودرهای شهردارانتان باشید، اینجا کهن‌سرای ایران است. این مسئله به بسیاری از آثار و محوطه‌های تاریخی ایران بسط پیدا می‌کند. مهم این است که دست‌های پنهان علیه آثار تاریخی کوتاه شوند.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

گنج‌یابی در سایه جنگ

گنج‌یابی در سایه جنگ