مهرورزی تعطیل
فاطمه علی‌اصغرفاطمه علی‌اصغر حکم تخلیه خانه انجمن میراث‌ فرهنگی، گردشگری و صنایع‌ دستی «تسنیم» در دامغان صادر شده است
خبر شوک‌آور بود. خانه انجمن میراث‌ فرهنگی، گردشگری و صنایع‌ دستی «تسنیم» در دامغان باید تخلیه شود. دلیل آن هم به پایان‌آمدن موعد سه‌ ساله تفاهم‌نامه میان انجمن خانه تسنیم و اداره‌ میراث‌ فرهنگی و گردشگری سمنان است. این اما همه ماجرا نیست. ماجرا این‌ اندازه سرراست و ساده نیست. باید با ما همراه شوید […]
یادداشت
آیا معماری اسلامی رو به افول است؟
فاطمه علی‌اصغرفاطمه علی‌اصغر گنبدریزان بی‌سابقه در ایران
کار از هشدار گذشته است، اتفاقات چند سال اخیر این سوال را بیش از پیش مطرح می‌کند: «آیا معماری اسلامی در ایران رو به افول است؟» ایران به دلیل داشتن معماری غنی که ریشه آن به دوران باستان می‌رسد، پس از ورود اسلام توانست داعیه‌دار معماری اسلامی شود. گنبد هم که در ساخت مساجد اسلامی […]
یادداشت
گورباچف مرد ما ماندیم و چلمن‌‌بازها
فاطمه علی‌اصغرفاطمه علی‌اصغر یادداشتی از:
میخائیل گورباچف مرده است اما این مطلب ربطی به زندگی و مرگ آخرین رهبر اتحاد جماهیر شوروی ندارد. او از این جهت به کار ما می‌آید که نماد فروپاشی دوره‌ای بود که با نابودی روسیه تزاری آغاز شد. همان‌زمانی که تکانه‌های دگرگونی‌های شدیدش در سراسر جهان انعکاس پیدا کرد اما بازتابش در کوهستان‌های بدخشان شروع […]
از نفت‌فروشی به تاریخ‌فروشی رسیدیم!
فاطمه علی‌اصغرفاطمه علی‌اصغر مجلس علیه قانون قیام می‌کند
آیا چوب حراج به تاریخ ملت ایران می‌خورد و مهر تاییدی بر قاچاق اشیاء عتیقه؟ آیا از این پس باید شاهد خرید و فروش آثار تاریخی در ملاعام باشیم؟ بی‌شک شما هم شوکه می‌شوید: به زودی قرار است طرحی که تاریخ و گنجینه‌های ملی ایران را بر باد می‌دهد و به امضای ۴۶ نفر از […]
این گریه یک ملت است
فاطمه علی‌اصغرفاطمه علی‌اصغر چرا اسماعیل یغمایی سخت گریست؟
مرد اشک می‌ریزد، بر خاک چنگ می‌زند. فرزندش نمرده. ایرانش ویران شده است. فیلم اشک‌های اسماعیل یغمایی، باستان‌شناس شناخته‌شده بر ویرانه‌های ارگان یا ارجان که میراث‌خبر منتشر کرد، دست به دست در شبکه‌های اجتماعی می‌چرخد. او بر جنازه شهر دوره‌ي عیلامی ارگان اشک می‌ریزد. تهدید و تخریب اما تمامی ندارد. مسئولان این بار به سراغ […]
فاطمه علی‌اصغرفاطمه علی‌اصغر گفت‌وگو با زویا خاچاطور، مدیر موزه گنجینه موسیقی ارامنه
صدای تار یحیی می‌پیچد در دل و جان. از دل تاریخ بیرون آمده این نوا انگار. می‌آمیزد با نواهای کلیسایی. عرش به زمین می‌آید اینجا. خانه ایستاده تا بنوازد. محفل تار هوانس آبکاریان است. او که ما به نام یحیی می‌شناسیمش. تارش نشسته در دل این خانه که یتیم‌نواز بوده. ۶۴ سال گذشته. بانو «یغی […]
عزت‌الله ضرغامی، وزیر میراث‌فرهنگی در اصفهان چشم‌بندی می‌کند: «چایی داری غیر از بلال؟» به میان مردم می‌رود تا با کف خیابان همدلی کند. عکس می‌گیرد، پای درد دل بی‌آب‌ها می‌نشیند و به نوازنده‌های خیابانی می‌گوید برایش آهنگ قبل از انقلابی خوش‌خیم بنوازند. چقدر زیباست در کنار مردم ایستادن، اما این مردم واقعا چه می‌خواهند؟ آن […]
رازهای جویندگان طلای سیاه پشت درهای بسته
فاطمه علی‌اصغرفاطمه علی‌اصغر نفس‌های کارگران در موزه صنعت نفت غرب ایران حبس شده است
هیچ دری به این موزه باز نمی‌شود. محصور میان دیوارهاست. مجبور به زندگی هاویشام‌وار* است. دچار سرگیجه شده. نمی‌داند فلسفه وجود‌ی‌اش‌ چیست. کسی سر از کار کدخدا در نمی‌آورد. سال ۱۳۹۶ مسئولان وزارت نفت کشور آمدند و تکه‌تکه‌های تنش را از زیر خاک بیرون کشیدند. بر سر درش تابلو زدند: «موزه صنعت نفت غرب کشور». […]
چالش مدیران دولت با میراث‌ ملی
فاطمه علی‌اصغرفاطمه علی‌اصغر چرا مدیران فرهنگی اولویت‌شان باید ساخت توالت و گل‌کاری باشد؟
صدای «یا مرگ یا مصدق» چارستون خانه قوام‌السلطنه را لرزاند. ۳۰ تیر ۱۳۳۱ بود. مردم به چشم دیدند چگونه جوی خون تن خیابان را سرخ کرد. خانه قوام از میان همه‌ی این «مرده‌بادها و زنده‌بادها» جان سالم به‌ در برد تا روایت کند، حالا پس از ۶۹ سال دوباره چارستون خانه قوام‌السلطنه لرزیده است. این […]
شوک‌آور بود! حتی از انتخاب «چلمن سیزدهم» به عنوان رییس موزه فرش ایران شوک‌آورتر! این‌جا دیگر بحث رفیق‌بازی نیست آقای وزیر! بحث نام بردن اشتباه یک مجسمه هم نیست که بامزه باشد و به آن بخندید. بحث مرگ و زندگی است! می‌فهمید؟ مرگ و زندگی! شاید آن‌هایی که خبرهای میراث‌فرهنگی را دنبال نمی‌کنند، می‌پرسند، ماجرا […]
خاک باز از آتش نهر اسید!
فاطمه علی‌اصغرفاطمه علی‌اصغر اسماعیل یغمایی، باستان‌شناس ایرانی هشتاد ساله شد
و ما همچنان دوره می‌کنیم شب را روز را، هنوز را احمدشاملو «دل توی دلم نبود، اگر دکتر نگهبان اسم مرا خط می‌زد، باید سی سال توی حفاظت آثار باستانی همان میرزا بنویس باشم. دستی به سر و ریختم کشیدم و راه افتادم.» ما هم همراه نویسنده این سطور از کتاب «نقاط‌امن» می‌شویم و با […]
می‌گفتند، هیچ رقابتی برای سرپرستی‌اش در بین نبود، مگر بین شکست‌خورده‌ها و کارنابلدها. از پشت درهای بسته شنیده می‌شد، هیچ‌کس حاضر نیست راهی ساختمان ارگ خیابان آزادی شود و سکان وزارت نوپای میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی را بر عهده بگیرد. برخی گمانه‌زنی می‌کردند، «روح‌الله احمدزاده» با مهر مدیر اتوبوسی بر پیشانی‌اش، لابی‌گری‌های وسیعی را از […]

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *