بررسی چالش‌ها و مشکلات پایگاه‌های میراث ملی و جهانی از زبان مدیران این پایگاه‌ها؛ نگاهی به کمبود منابع، ضعف مدیریتی و بی‌توجهی به حفاظت آثار تاریخی

حقایق تلخ از درون پایگاه‌های میراثی

دخالت‌های سیاسی و مدیریتی در انتخاب مدیران پایگاه‌ها و تمرکز بر پروژه‌های گردشگری به‌جای حفظ و مرمت آثار، مشکلات بنیادی در سیستم مدیریت میراث فرهنگی ایجاد کرده است





حقایق تلخ از درون پایگاه‌های میراثی

۱۹ آذر ۱۴۰۳، ۱۸:۱۲

اخیراً نامه سرگشاده‌ای در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده است که به بی‌عدالتی در پرداخت حقوق کارکنان پایگاه‌های میراث فرهنگی اشاره دارد. قرار بود پیگیری این موضوع از مدیران پایگاه‌های چند استان کشور به‌عنوان محور اصلی گزارش باشد، اما در گفت‌وگو با آنها مسائلی آشکار شد که نشان از نابسامانی وضعیت پایگاه‌ها داشت و این مشکلات، مسئله‌ای فراتر از پرداخت حقوق بود. مشکلاتی ریشه‌دار که «بی‌عدالتی در پرداخت حقوق کارکنان» تنها یکی از وجوه آن است. برخی از مدیران پایگاه‌های ملی و جهانی، با این شرط که نامشان محفوظ بماند، حاضر به گفت‌وگو با «پیام ما» شدند و نکاتی را مطرح کردند که به‌گفته آنها، بازتاب‌دهنده حرف دل اغلب مدیران پایگاه‌های میراث ملی و جهانی کشور است. تلاش ما برای گفت‌وگو با «مصطفی پورعلی»، مدیرکل امور پایگاه‌های میراث ملی و جهانی، و انعکاس توضیحات او در این زمینه بی‌نتیجه ماند.

 یکی از مدیران پایگاه میراث جهانی در ابتدا می‌گوید: «مشکلات ما در پایگاه‌ها در سه سطح کلان دسته‌بندی می‌شود: مسائل مالی و اعتباری، مشکلات نیروی انسانی، و مسائل مربوط به نظام مدیریتی در سطوح ملی و استانی. در هیچ‌کدام از این موارد، پایگاه‌های میراث ملی و جهانی جایگاه مشخص و روشنی ندارند.» او ادامه می‌دهد: «غالب مشکلات پایگاه‌ها به‌نوعی به تمام مراکز میراث فرهنگی کشور تعمیم پیدا می‌کند. این مسائل در تمام ساختار میراث‌فرهنگی کشور وجود دارد.»

 

غیبت پایگاه‌ها در چارت سازمانی وزارت میراث‌فرهنگی

یکی از مدیران پایگاه‌های میراث جهانی با اشاره به غیبت پایگاه‌ها در چارت سازمانی وزارت میراث‌فرهنگی می‌گوید: «در هیچ بخشی از چارت سازمانی وزارت میراث‌فرهنگی، نامی از پایگاه‌ها آورده نشده است. این درحالی‌است که پایگاه‌های میراث جهانی مسئول حفاظت از آثاری هستند که ایران در کنوانسیون ۱۹۷۲ یونسکو به‌عنوان آثار جهانی پذیرفته و متعهد به حفاظت از آنهاست. چرا از سال ۱۹۷۲ تاکنون هنوز جایگاه مدیر میراث جهانی یا کارشناس میراث جهانی در ساختار سازمانی دیده نشده است؟» به‌گفته او، این وضعیت موجب شده است مشکلات نیروی انسانی به یک معضل ریشه‌ای و عمیق تبدیل شود: «ما نه توانسته‌ایم کارشناسان جدید جذب کنیم و نه توانسته‌ایم جایگزینی برای بازنشستگان که سال‌ها تجربه تخصصی در پایگاه دارند، داشته باشیم.»

 

او همچنین درباره پایگاه‌های ملی می‌گوید: «پایگاه‌های ملی هم اختیارات خاصی ندارند و بیشتر مانند واحدهایی محلی با مشکلات متعدد روبه‌رو هستند. وقتی پسوند «ملی» یا «جهانی» به آثار تاریخی داده می‌شود، باید ساختاری قوی برای حفاظت و معرفی آنها تعریف شود. وقتی می‌گوییم این اثر دارای ارزش‌های برجسته است و یک ثروت فرهنگی محسوب می‌شود، باید بتوانیم شأن آن را هم حفظ کنیم. اگر یک اثر دارای ویژگی‌های منحصربه‌فرد است و هنوز ثبت جهانی نشده، به این معنا نیست که باید به حال خود رها شود.»

 

مدیر یکی از پایگاه‌های میراث ملی درباره بی‌توجهی وزارت میراث‌فرهنگی به پایگاه‌ها می‌گوید: «درواقع، پایگاه‌ها برای وزارت میراث‌فرهنگی اهمیتی ندارند. ما در پایگاه‌ها امانت‌داران میراث بشری هستیم، اما آیا وزارت میراث‌فرهنگی و دولت ارزش واقعی این آثار را درک می‌کنند؟ آیا واقعاً این ارزش را برای آثاری که متعلق به بشریت است، قائلند و توانی برای حفظ و نگهداری و معرفی آنها می‌گذارند؟ نه! اگر این‌طور بود، چرا هزینه‌های جاری تخت‌جمشید با این حجم بازدید پرداخت نمی‌شود؟ با آقای چاوردی تماس بگیرید، ببینید چندماه است هزینه‌های جاری را دریافت نکرده است و چرا؟»

 

مشکلات ناشی از ضعف مدیریتی 

او توضیح می‌دهد: «تخت‌جمشید از ابتدای سال تاکنون حدود ۷۰ میلیارد تومان به خزانه واریز کرده است، اما مبنای تصمیم مدیر استان برای عدم پرداخت هزینه‌های جاری چیست؟ آیا این مدیر درکی از اهمیت اعتبار فرهنگی ایران دارد؟ چرا حاضر است مسائل دیگری همچون ساخت سرویس بهداشتی و برگزاری کنسرت در تخت‌جمشید را به آبروی ایران گره بزند، چرا هیچ‌کسی در وزارتخانه به این موضوع اهمیت نمی‌دهد؟ این فقط مشکل تخت‌جمشید نیست بلکه در استان‌های دیگر هم ما با مشکلاتی مشابه مواجهیم. از زمان واگذاری انتخاب مدیران به استانداری و دخالت مستقیم نمایندگان در عزل و نصب‌ها،  مسئله بسیاری از مدیران ارشد میراث فرهنگی صندلی‌شان و انجام اوامر فرمایشی است، نه میراث فرهنگی.»

 

یکی دیگر از مدیران پایگاه‌های جهانی درباره طرح «افق تحول و نهضت تفویض اختیار» می‌گوید: «این طرح مشکلات پایگاه‌ها را بیشتر کرد. اختیارات پایگاه‌های ملی و جهانی به ادارات کل استان‌ها واگذار شد و اعتبارات مستقیم در اختیار مدیران استان‌ها قرار می‌گیرد، این باعث تشدید مشکلات مالی ما شد. به‌عنوان مثال، مأمور برق می‌آید و می‌گوید که برق موزه یا پایگاه باید قطع شود؛ چون هزینه آن پرداخت نشده است. درحالی‌که پیش‌ازاین، اعتبارات جاری در اختیار معاونت میراث‌فرهنگی و مدیرکل پایگاه‌ها بود و به‌صورت روتین و ماهانه پرداخت می‌شد. حالا یک شلم‌شوربایی برای ما پخته‌اند که فقط باید عصای جادویی داشته باشیم تا در چنین شرایطی بتوانیم پایگاه را اداره کنیم.»

 

این مدیر همچنین با انتقاد از نحوه تخصیص درآمدهای پایگاه‌ها می‌گوید: «درآمدهای پایگاه‌ها به حساب خزانه واریز می‌شود، اما این مبلغ صرف افق‌های تحول، سفرهای وزرا و تشریفات می‌شود. به یاد دارم در همایش «افق پنجم تحول» مدیران پایگاه‌های جهانی دعوت شده بودند، اما هزینه‌های تشریفات آنقدر زیاد بود که احساس می‌کردید به یک ضیافت شاهانه دعوت شده‌اید. من خودم را یک سرباز در بخش میراث فرهنگی می‌بینم، برای این تشریفات به این جلسه نرفته بودم. اما درآمدهای پایگاه که باید صرف حفاظت شود، این‌چنین هزینه می‌شوند. در سال‌های اخیر اعتبارات و درآمدهای پایگاه‌ها بهتر شده است، مخصوصاً امسال که قیمت بلیت‌ها افزایش پیدا کرد. بعضی سایت‌های میراث فرهنگی درآمد قابل‌توجهی داشتند، اما این درآمد مستقیم در اختیار پایگاه‌ها قرار نمی‌گیرد؛ شاید درصد محدودی از آن به پایگاه تخصیص داده شود، آن‌هم با تأخیر و مشکلاتی که گفته شد.» یکی دیگر از مدیران پایگاه دراین‌باره می‌گوید: «ما می‌گوییم اصلاً پول نمی‌خواهیم، اجازه بدهید در مورد منابع مالی و درآمد پایگاه در پایگاه تصمیم‌گیری شود و این مبلغ برای پایگاه هزینه شود، شما هم نظارت کنید. نه اینکه درآمد خود پایگاه را به پایگاه ندهید»

 

مشکل حقوق کارکنان تنها یکی از مسائل پایگاه‌هاست

 مسئله حقوق کارکنان پایگاه‌ها سال‌ها به یکی از چالش‌های مهم در این بخش تبدیل شده بود، تا اینکه تصمیم بر این شد که تأمین هزینه‌های این بخش نه از محل اعتبار پروژه‌های عمرانی بلکه از طریق قراردادهای شرکتی و سرفصل اعتبارات جاری صورت گیرد. یکی از مدیران پایگاه‌های میراث فرهنگی درباره وضعیت پرداخت حقوق کارکنان با اشاره به اینکه در شرایط معیشتی موجود این مسئله بسیار مهم است، اما درعین‌حال تنها یکی از مسائل و مشکلات پایگاه‌هاست، می‌گوید: «گاهی پیش می‌آید که در پرداخت تسهیلات یا حق عائله‌مندی، فرد متأهل به اشتباه حقوقی معادل حقوق یک فرد مجرد دریافت می‌کند که البته این موضوع قابل حل است.» یکی دیگر از مدیران پایگاه‌ها با اشاره به مشکلات موجود می‌افزاید: «از زمانی که نیروهای پایگاه‌ها زیر نظر شرکت توسعه قرارداد منعقد کردند، سطح‌بندی و طبقه‌بندی مختصری صورت گرفته است، اما به‌طورکلی حقوق در بخش میراث فرهنگی پایین است. هرچند پرداخت‌ها منظم شده، اما متأسفانه تناسبی بین حجم فعالیت و میزان حقوق پرداختی وجود ندارد. برای مأموریت یا اضافه‌کاری مبلغی در نظر گرفته نمی‌شود که این مشکل به‌ویژه در بخش نگهبانی، مراقبت از آثار، راهنمایان گردشگری و موزه‌داران که باید شیفتی کار کنند، به یک چالش تبدیل شده است. همچنین، موضوع تبدیل وضعیت کارکنان هنوز به‌طور کامل حل نشده که آن‌هم تابع قانون کشوری است.»

 

ضعف مدیریت در سطح ملی و استانی

یکی از مدیران پایگاه‌ها با تأکید بر اینکه وضعیت پایگاه‌ها تنها بخش کوچکی از مشکلات بزرگتر میراث فرهنگی کشور است، می‌گوید: «مسئله این است که اهمیت موضوع میراث فرهنگی در کشور ما صفر است، فقط تکرار می‌کنیم که: «ایران مهمترین مقصد گردشگری است» یا «این استان چندهزار اثر تاریخی ثبتی دارد»، در همان استان به مدیرکل بگویید چقدر در مورد آثاری که مدام در موردشان صحبت می‌کنی اطلاعات داری؟ چه برنامه‌ای برای حفظ آنها داری؟ چرا با اینکه هشدار می‌دهند که این ساخت‌وساز برای میراث فرهنگی آسیب ایجاد می‌کند، باز اصرار به انجام آن داری؟ وقتی هم که ما با رسانه‌ها در مورد این آسیب‌ها مصاحبه می‌کنیم با ما تماس می‌گیرند که بیایید تکذیب کنید، چه چیزی را تکذیب کنیم؟ تخریب میراث فرهنگی را؟»

 

یکی دیگر از مدیران میراث جهانی در ادامه به مشکلات چارت سازمانی میراث‌فرهنگی اشاره می‌کند و می‌گوید: «جایگاه مدیر میراث جهانی مشخص نیست. هیچ مسئولی اهمیت نمی‌دهد که در محدوده مدیریتش یک اثر جهانی وجود دارد و باید به حریم این اثر تاریخی احترام بگذارد. این مسئله به‌خاطر نبود آموزش است. وقتی مسئولی منصوب می‌شود، باید به او آموزش داده شود که در محدوده استحفاظی‌اش آثار جهانی و ملی وجود دارد که باید به حریم آنها احترام بگذارد و رعایت ضوابط حریم میراث فرهنگی به‌عهده اوست. متأسفانه، این مسائل به استانداران و فرمانداران گوشزد نمی‌شود و باعث بروز مشکلاتی می‌شود که درنهایت این افراد، میراث فرهنگی را به‌عنوان مانعی برای توسعه می‌بینند.»

 

یکی دیگر از مدیران پایگاه‌ها در اظهارات خود به برخوردهای سلیقه‌ای مدیران استانی در مواجهه با پایگاه‌ها اشاره می‌کند و با انتقاد از استاندارد دوگانه معاون میراث‌فرهنگی می‌گوید: «یک نظامنامه درباره چگونگی نحوه مدیریت و شرح وظایف پایگاه‌ها تدوین و توسط معاونت میراث ابلاغ شد و ملاک عمل قرار گرفت. سؤالم از متولیان تدوین و تنظیم این نظامنامه این است که مگر می‌شود شما یک دستورالعمل را تهیه، تأیید و ابلاغ کنید، اما خودتان به آن عمل نکنید؟ چرا در نحوه انتخاب مدیران از همان شیوه‌نامه ابلاغی پیروی نمی‌شود؟ بله، مدیر استان -براساس نهضت تفویض اختیار- کسی را معرفی می‌کند که تابع او باشد و خود نیز تابع امر نماینده و مسئولین است. در این میان تخصص هیچ معنایی ندارد. اینکه یک آدم ناآگاه به نظام مسائل پایگاه‌ها و فقط به سفارش کسی، به‌عنوان مدیر یک پایگاه جهانی منصوب شود، مساوی است با هدر دادن منابع و به خطر انداختن یک اثر ملی یا جهانی و هویت فرهنگی ایران.»

 

یکی از مدیران پایگاه‌ها از فشارهای موجود در حوزه مدیریتی روی پایگاه‌ها می‌گوید و معتقد است: «مسئله ما، سیاستی است که در قبال تخریب آثار تاریخی و فرهنگی اتخاذ شده است. مدیران در تریبون‌ها از دغدغه‌های خود برای حفظ میراث فرهنگی می‌گویند، اما در عمل راه دیگری می‌روند. برای مثال، جشنواره‌های چندرسانه‌ای با هزینه‌های میلیاردی برگزار می‌کنند، اما سؤالم این است که چند نفر در این وزارتخانه تاکنون محتواهای این جشنواره‌ها را مشاهده کرده‌اند؟ حتی ما که در این حوزه فعالیت می‌کنیم، خروجی مفیدی از این جشنواره‌ها ندیدیم، چه برسد به عموم مردم. این درحالی‌است که در کنار چنین هزینه‌هایی، پایگاه‌هایی که زیرساخت مناسبی ندارند، به‌عنوان مقصد گردشگری معرفی می‌شوند.» او در ادامه می‌گوید: «وظیفه اصلی وزارت میراث‌فرهنگی و معاونت میراث چیست؟ آیا در مقاصد گردشگری بدون امکانات، محتوای مناسبی برای ارائه به مردم دارید؟ اگر نمی‌توانید حفاظت انجام دهید، لااقل مسیر معرفی این آثار را درست پیش بگیرید.»

 

اولویت اشتباه در مدیریت منابع

این مدیر همچنین به تصمیم اخیر درباره جداسازی صنایع‌دستی از بدنه وزارت میراث‌فرهنگی انتقاد می‌کند و می‌گوید: «به‌جای این کار، میراث‌فرهنگی باید از گردشگری جدا شود. مگر از میراث‌فرهنگی در راستای توسعه اهداف گردشگری و اقتصاد پایدار استفاده نمی‌شود؟ چرا از منابع مالی گردشگری که به استان‌ها تخصیص پیدا می‌کند، برای ساماندهی میراث فرهنگی استفاده نمی‌شود؟ یک مدیر استان می‌گوید امسال صد میلیارد تومان اعتبار در حوزه گردشگری دارم، اما این اعتبارات صرف ساخت نیمکت‌ها و آلاچیق‌ها در مناطق دورافتاده می‌شود که بعد از مدتی به سرقت می‌روند یا تخریب می‌شوند. چرا این هزینه‌ها را در یک سایت ملی و جهانی هزینه نمی‌کنند تا زیرساخت‌ها تقویت شود و ما مجبور نباشیم از بودجه حفاظت برای نگهداری زیرساخت‌ها هزینه کنیم؟»

در قانون برنامه چهارم توسعه، تشکیل و تجهیز پایگاه‌ها به ثبت رسیده، اما چرا تاکنون هیچ ساختاری برای آن در چارت وزارتخانه نیامده است؟ چرا تعهدمان را به پذیرفتن کنوانسیون ۱۹۷۲ با دور زدن قانون و نظارت‌های بین‌المللی پیش می‌بریم

مدیر پایگاه میراث جهانی با تأکید بر اینکه بودجه‌ریزی‌ها اشتباه است و توجهی به بعد پژوهشی پایگاه‌ها نمی‌شود و هزینه‌ها به‌سمت گردشگری و اقدامات عمرانی می‌رود، می‌گوید: «بودجه‌ای که برای حوزه میراث می‌آید، اصلاً صرف اقدامات پژوهشی نمی‌شود و منطق عقلی و مطالعه پشت اکثر اقدامات عمرانی ما نیست». یکی از همکاران او در پایگاهی دیگر نیز می‌گوید: «ما حتی نمی‌توانیم همکاری پژوهشگران را در قالب پروژه‌های پاره‌وقت داشته باشیم، در قانون برنامه چهارم توسعه، تشکیل و تجهیز پایگاه‌ها به ثبت رسیده، اما چرا تاکنون هیچ ساختاری برای آن در چارت وزارتخانه نیامده است و چرا تعهدمان را به پذیرفتن کنوانسیون ۱۹۷۲ با دور زدن قانون و نظارت‌های بین‌المللی پیش می‌بریم. مگر نه اینکه ضرورت مدیریت در این آثار شاخص موجب تصویب تشکیل پایگاه‌ها شده است؛ پس چرا در نظام مدیریت میراث فرهنگی در ایران، پایگاه‌ها محلی از اعراب ندارند. و از طرفی همین پایگاه‌ها مسئول پاسخ به گزارشات ادواری مدیریت میراث فرهنگی در سطح بین‌المللی هستند.» او در ادامه می‌گوید: «ما در حفاظت و نگهداری آثار جهانی تعهدات بین‌المللی داریم، اما گاهی اوقات این آثار فدای گردشگری می‌شوند. یک مدیرکل می‌گوید هیچ کار حفاظت و مرمت نکنید، فقط آمادگی گردشگری داشته باشید و دیگری معتقد است همه اعتبارات را ببرید سمت تابلو و سرویس بهداشتی یا مسیر گردشگری. در‌حالی‌که اعتبارات میراث فرهنگی ناچیز هستند و عنوانشان هم «اعتبارات حفاظت و مرمت» است، نه توسعه زیرساخت گردشگری. اما ازآنجاکه زیرساخت پایگاه‌ها کهنه و قدیمی و غیرقابل‌استفاده هستند، ناگزیریم اعتبارات حفاظت را ببریم سمت تعمیر و تعویض زیرساخت‌های گردشگری و این با تعهدات بین‌المللی منافات دارد.» 

 

سیاست‌های کلان میراث‌فرهنگی نیاز به بازنگری دارد

درنهایت یکی از مدیران پایگاه‌ها با اشاره به چالش‌های ریشه‌ای‌تر، به ایجاد انجمن خیرین اشاره می‌کند و می‌گوید: «کسانی که در مجمع خیرین اعلام کردند مبلغ مشخصی کمک می‌کنند، کجا هستند؟ آقای دارابی یک سال است این مجمع را ایجاد کرده، اما هیچ پولی وارد صندوق نشده و هیچ مرمت واقعی از محل این صندوق صورت نگرفته است. این سؤالات بسیاری از فعالان میراث فرهنگی است. چگونه می‌شود که مدیرکل یک واحد مهم در وزارت میراث که درگیر قاچاق آثار تاریخی و زدوبند مجوزها است، همچنان در سمت خود باقی بماند؟»

 

او همچنین از «نهضت بازنگری حرائم» انتقاد کرده است و می‌گوید: «این نهضت بدون هیچ مطالعه‌ای و صرفاً برای خوشایند برخی افراد مطرح شده و وزارت میراث‌فرهنگی را در موقعیت ضعف قرار داده است. حرایم باید براساس نیاز زمانه و مطالعات دقیق بازنگری شوند، اما در حال حاضر تنها به‌عنوان یک ابزار فشاری برای اعمال قدرت علیه وزیر استفاده می‌شود.»

 

در پایان، این مدیر تأکید می‌کند: «این صحبت‌ها مربوط به یک یا چند پایگاه نیست. مشکلات در تمام پایگاه‌ها و مراکز میراث فرهنگی مشترک است و نیازمند توجه جدی به سیاست‌های کلان وزارت میراث‌فرهنگی است. به همین دلیل، ما از دیگر مدیران قطع امید کرده‌ایم و تنها از وزیر انتظار داریم که شرایط را سامان دهد.»

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

Reza

سلام
عکسی که بالای متن هست،کجاست؟
مچکرم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

گنج‌یابی در سایه جنگ

گنج‌یابی در سایه جنگ