بایگانی مطالب برچسب: تخریب آثار تاریخی
در جستوجوی ایوان گمشده ناصرخسرو
|پیام ما| از کشف نخستین کارگاه ساخت شیشه تخت در ایران تا بقایای مسجد جامعی که ناصرخسرو از شکوه ایوان بلندش گفته، روایتی است که «رجبعلی لباف خانیکی» درباره شهر قدیم «قاین» نقل میکند. در دهه ۸۰ و اوایل دهه ۹۰ گمانهزنیها و کاوشهایی در این محوطه زیر نظر او انجام شده و به نتایج ارزشمندی رسیده است. لباف خانیکی که از پیشکسوتان باستانشناسی ایران است و تمرکز پژوهشهایش بر باستانشناسی خراسان دوران اسلامی است، در این گفتوگو درباره روند مطالعات در شهر قدیم قاین و دستاوردهایی که این مطالعات داشت، گفته است و اینکه امروز برای حفظ و معرفی این میراث ارزشمند چه باید کرد. او معتقد است شهر قدیم قاین نهفقط یک محوطه تاریخی، بلکه سندی است برای هویت فرهنگی جنوب خراسان؛ سندی که باید از گزند فراموشی و تخریب نجات پیدا کند.
اشکفت سلمان زیر تیغ شهرداری
محوطههای باستانی و آثار تاریخی شهرستان ایذه در خوزستان در وضعیت نگرانکنندهای قرار دارند. فعالان میراثفرهنگی و مردم فرهنگدوست ایذه از سال ۲۰۰۷ چشم به راه تهیه و ارائه پرونده ثبت جهانی این شهر هستند، اما تعرض و تخریب عرصه محوطه ۳۲۰۰ساله اشکفت سلمان توسط شهرداری ایذه، یادآور بیپناهی میراثفرهنگی در برابر بیلهای مکانیکی و لودرهای تخریبگر است. با این روند تخریب گسترده و تعرضهای مکرر شهرداری به تپهها، محوطهها و بناهای تاریخی ایذه، تحقق ثبت جهانی آن بیشازپیش دور از دسترس بهنظر میرسد.
نگهبانی از میراث در زمان جنگ
ایران چند روز است که چشم روی هم نگذاشته، صداهای مکرر آسمانش را فتح کرده و خواب را از چشم این سرزمین گرفته است. نگرانی، دیگر پنهانکردنی نیست. نگرانی از فردای این سرزمین؛ سرزمینی که قرار است بماند و این روزها را روایت کند برای فرزندانش. ایران ما ملتهب است و در میان این التهاب بخشی از جامعه در کنار تمام دلنگرانیهایشان وظیفه دیگری هم دارند و آن حفظ میراث و فرهنگ ایرانزمین است. میراثی که از دل حوادث عبور کرده و مانده تا به امروز ما برسد و وظیفه ماست تا آن را برای آیندگان حفظ کنیم. اما در میان این هیاهو چطور باید حافظ این میراث بود؟ پیشازاین، پاسخ این سؤال در دنیا داده شده است. دنیایی که جنگ بخشی جدانشدنی از آن است، به حفظ مواریث سرزمینها فکر کرده و برایش راهکارهایی پیدا کرده است. از جنگ جهانی دوم تا جنگ اخیر اوکراین، بودند و هستند کسانی که زیر آتش و خون وظیفه والاتری برای خود تعریف کردند و آن حفظ نشانههای تمدنی برای نسلهای بعدی است. در کنوانسیونهای متعدد بینالمللی بارها به موضوع مصون ماندن مراکز فرهنگی و تاریخی از آتش جنگ اشاره شده است. هرچند برای جنگافروزانی که مرزی برای جنون نمیشناسند و بیمارستان و مدرسه را زیر آتش میگیرند، حمله نکردن به مراکز فرهنگی و تخریب میراث تاریخی محلی از اعراب ندارد. بااینحال، پروتکلهایی برای مواجهه با آثار تاریخی و فرهنگی در رویاروییهای نظامی تدوین شده است و کشورهای بسیاری آن را پذیرفتهاند.
نبض گردشگری پایدار در روستاها میزند
گردشگری مبتنیبر جامعه بهعنوان یک رویکرد نوین در توسعه پایدار گردشگری، فرصتهای بینظیری برای توانمندسازی جوامع محلی و مشارکت آنان در بهرهبرداری از منابعطبیعی، فرهنگی و اجتماعی بهوجود میآورد. در این مدل، جامعه محلی نهتنها بهرهبردار، بلکه بازیگر اصلی توسعه گردشگری است.
زخمهای پنهان یک شهرِ جهانی
اصفهان را شهر هنر و تاریخ میدانند؛ شهری که از دل تاریخ صفوی تا به امروز، همواره چون نگینی بر پهنهٔ تمدن ایرانی درخشیده است. اما امروز، در آستانهٔ هفتهٔ فرهنگی اصفهان، پرسشهایی جدی پیرامون وضعیت میراثفرهنگی و بناهای تاریخی این شهر مطرح است: چه به سر این گنجینهٔ عظیم آمده؟ آیا سازوکارهای حفاظت، معرفی و مستندسازی از میراث اصفهان با حجم تهدیدها و فراموشیهای امروز همخوان است؟ و مهمتر از آن، روایت اصفهان امروز در چشم نسل فردا چگونه شکل خواهد گرفت؟ در سالهای اخیر، فرسایش کالبدی بسیاری از بناهای تاریخی، گسست روایتهای فرهنگی و غفلت از ظرفیتهای مستندنگاری، موجب نگرانی فعالان حوزهٔ میراثفرهنگی شده است. اصفهان، باآنهمه عظمت در حافظهٔ جهانی، گویی در محاصرهٔ فراموشی، بیتوجهی و سوءتعبیر از معنای واقعی میراث گرفتار آمده؛ حالآنکه شهرهای تاریخی بدون روایت دقیق، مستند و مسئولانه، بهسرعت از حافظهٔ زنده به موزهای خاموش بدل میشوند. به همین مناسبت، و در آغاز هفتهای که قرار است فرصتی برای بازاندیشی در هویت فرهنگی اصفهان باشد، به سراغ سه صاحبنظر برجسته در حوزههای عکاسی مستند، باستانشناسی و بافت و بناهای تاریخی رفتهایم. این گزارش، روایتی چندصدایی از نگاهی انتقادی و درعینحال دغدغهمند به شهری است که همچنان میراثش نفس میکشد؛ اگر بخواهیم آن را ببینیم، بشنویم و حفظ کنیم.
۱۱۸ آرامگاه تاریخی ری ، مشتی خاک شد
شهر ری، با قدمتی هشتهزارساله و آثار تاریخی فراوان از دوران پیش از تاریخ و اسلامی، همواره یکی از کانونهای مهم فرهنگی و تمدنی ایران بهشمار میرود. از جمله این آثار میتوان به کوه نقارهخانه و گورستان تاریخی زیرین ری اشاره کرد که در حال حاضر با تهدید جدی تخریب روبهرو هستند. این منطقه که بهویژه در حوزه تاریخی و فرهنگی از اهمیت بالایی برخوردار است، درنتیجه پروژههای عمرانی و ساختوسازهای شهری بهشدت آسیب دیده است.
«پوآرو» رخ یک جریان مجرمانه است
در نشست تخصصی «فضای مجازی و مبارزه با تخریب آثار تاریخی ایران» که با حضور تعدادی از کارشناسان میراث فرهنگی؛ حقوقی و اعضای کارگروه مبارزه با گنجیابی در پژوهشگاه میراث فرهنگی برگزار شد، موضوعات مختلفی درباره چالشهای پیش روی حفاظت از آثار تاریخی ایران و مقابله با تخریب و قاچاق این آثار مورد بحث و بررسی قرار گرفت. در این نشست که بر نقش فضای مجازی و شبکههای اجتماعی در گسترش گنجیابی و تخریب محوطههای باستانی تمرکز داشت، در کنار انتقادات صریحی که به عملکرد وزارت میراثفرهنگی در مقابله با این جریان وارد کرد، تأکید ویژهای بر ضرورت اصلاح قوانین و تغییر نگرش قانونی و ساختاری در وزارت میراثفرهنگی و نهادهای مرتبط و آگاهیبخشی عمومی رسانهها شد.
حقایق تلخ از درون پایگاههای میراثی
اخیراً نامه سرگشادهای در شبکههای اجتماعی منتشر شده است که به بیعدالتی در پرداخت حقوق کارکنان پایگاههای میراث فرهنگی اشاره دارد. قرار بود پیگیری این موضوع از مدیران پایگاههای چند استان کشور بهعنوان محور اصلی گزارش باشد، اما در گفتوگو با آنها مسائلی آشکار شد که نشان از نابسامانی وضعیت پایگاهها داشت و این مشکلات، مسئلهای فراتر از پرداخت حقوق بود. مشکلاتی ریشهدار که «بیعدالتی در پرداخت حقوق کارکنان» تنها یکی از وجوه آن است. برخی از مدیران پایگاههای ملی و جهانی، با این شرط که نامشان محفوظ بماند، حاضر به گفتوگو با «پیام ما» شدند و نکاتی را مطرح کردند که بهگفته آنها، بازتابدهنده حرف دل اغلب مدیران پایگاههای میراث ملی و جهانی کشور است. تلاش ما برای گفتوگو با «مصطفی پورعلی»، مدیرکل امور پایگاههای میراث ملی و جهانی، و انعکاس توضیحات او در این زمینه بینتیجه ماند.
