تهدید تازه علیه عرصه تاریخی دقیانوس





تهدید تازه علیه  عرصه تاریخی دقیانوس

۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۲۱:۲۲

| پیام ما| تاریخ، موجودیتی نیست که بتوان آن را در قفسه‌های موزه محبوس کرد و در برابر فشارهای روزمره بی‌تفاوت ماند. آنچه این روزها در شمال شرق جیرفت در حال وقوع است، نه صرفاً یک تخلف اداری است، نه یک اختلاف دستگاهی ساده؛ بلکه تهدیدی مستقیم علیه یکی از مهم‌ترین لایه‌های هویت فرهنگی ایران و میراث تمدن اسلامی در جنوب شرق این سرزمین است.

شهر «دقیانوس» یا همان شهر قدیم جیرفت، محوطه‌ای با وسعت حدود چهل کیلومترمربع است که هسته مرکزی آن دوازده کیلومتر را در بر می‌گیرد. این شهر در دوران سلجوقی به اوج شکوفایی خود رسید و در زمره بزرگ‌ترین شهرهای دوران اسلامی ایران به شمار می‌آمد؛ قطبی تجاری و اقتصادی میان ایران و کشورهای شرقی که «مارکوپولو» در سفرنامه خود آن را شهری باشکوه و کم‌نظیر توصیف کرده است. بقایای «مسجد جامع» با محراب گچ‌بری‌شده پرکار، ارگ شهر با ابعاد چهارصد در چهارصد و پنجاه متر، بازارچه، حمام و لایه‌های متراکم فرهنگی در این محوطه، همگی نشانه‌های یک تمدن شهری پیچیده و درخشان هستند که هنوز بخش اعظم آن در دل خاک آرمیده و منتظر کاوش‌های آینده است.

اکنون اما اداره کل راه و شهرسازی جنوب کرمان با ابزار «بازنگری در عرصه مصوب ۱۴۰۳» تلاش می‌کند پروژه شهرک‌سازی را که پیش‌تر با دخالت دادستان جیرفت و مذاکرات مشترک وزارتخانه‌های راه و میراث‌فرهنگی متوقف شده بود، دوباره از سر بگیرد. این شیوه از دورزدن مصوبات قانونی، پدیده‌ای ناآشنا در عرصه مدیریت میراث‌فرهنگی ایران نیست. بارها دیده‌ایم که چگونه گشودن جاده‌ای از میان عرصه شهر باستانی «بیشاپور» (شهر باستانی بیشاپور را شاپور اول، پادشاه ساسانی در قرن سوم میلادی تأسیس کرد)، یا لودرکشی در محوطه کاوشی «کنارصندل»، نتیجه همین سازوکار فرسایشی است؛ نهادی که با ترفند «بازنگری» و «اصلاح حریم» هر بار موضع را تغییر می‌دهد تا جایی که توان مقاومت نهادهای حفاظتی فرسوده شود.

بیانیه اخیر جمعی از باستان‌شناسان سرشناس کشور، از جمله رئیس اسبق سازمان میراث‌فرهنگی، اعضای «ایکوموس» بین‌الملل و استادان گروه‌های باستان‌شناسی دانشگاه‌های معتبر، یک هشدار علمی صریح است. آنان تصریح کرده‌اند که محل در نظر گرفته‌شده برای شهرک نه در حریم، بلکه در خود عرصه شهر قدیم جیرفت قرار دارد. این تمایز از منظر حقوق میراث‌فرهنگی بسیار حیاتی است. عرصه، قلب تپنده محوطه است و هر مداخله فیزیکی در آن، به معنای نابودی غیرقابل‌جبران لایه‌های باستان‌شناختی، داده‌های تاریخی و امکان مطالعات آینده است.

مسئله فراتر از یک شهرک مسکونی است. ثبت جهانی در فهرست میراث یونسکو مستلزم حفظ «ارزش جهانی استثنایی»، یکپارچگی بصری و کمال فیزیکی محوطه است. ساخت‌وساز در قلب عرصه و مخدوش‌شدن حریم منظری، هر پرونده‌ای را که برای ثبت بین‌المللی این محوطه بی‌نظیر تنظیم شده یا در آینده تنظیم خواهد شد، عملاً باطل می‌کند. این زخم، نه با هیچ تصمیم بعدی و نه با هیچ جبران مالی قابل التیام نیست.

جامعه حرفه‌ای میراث‌فرهنگی ایران اکنون در برابر یک آزمون جدی ایستاده است: آیا قانون و مصوبات رسمی، برتری خود را بر فشارهای توسعه‌ای حفظ می‌کنند یا بار دیگر، تمدنی کهن برای مصالح کوتاه‌مدت قربانی می‌شود؟ پاسخ به این پرسش، نه فقط سرنوشت دقیانوس، بلکه اعتبار نظام حفاظت از میراث‌فرهنگی ایران را در برابر افکار عمومی جهانی رقم خواهد زد.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *