زبان و تختِ پروکروستِس ویرایش
۲۷ مهر ۱۴۰۳، ۱۹:۰۰
در میان اسطورههای یونانی راهزنی غولپیکر وجود داشت که سعی داشت همه انسانها را به یک قد و اندازه درآورد. این اسطوره که «پروکروستس» نام دارد، در کنار جاده آتن زندگی می کرد و رهگذران را بهبهانه پذیرایی به خانه خود میبرد، آنها را روی تختی میخواباند و اگر از کوتاهتر از تخت بودند، آنقدر آنها را میکشید تا همقد تخت شوند و اگر بلندرتر بودند، پاهایشان را میبرید تا بهاندازه تخت درآیند.
اسطورهای جالب و عجیب که در رفتار انسان مدرن امروز بهوفور یافت میشود. انسان امروز بهدنبال اندک دانش و اطلاعاتی که کسب کرده است، گمان آن دارد که میتواند برای بسیاری پدیدهها قانون و قاعده بگذارد و برایشان تحدید حدود داشته باشد. یکی از این پدیدههای طبیعی که انسان معاصر گمان شناخت آن را دارد و فکر میکند خود پدیدآور و ایجادکننده آن است و بر این اساس برای آن قاعده و قانونهای سفت و سخت قائل میشود، زبان است.
خوشبختانه زبان در شکل گفتاری خود، راه گریز بسیاری از این قاعده و قانونها دارد و میتواند بهسرعت و پیش از گرفتار شدن به بند راهزنان زباندان مسیر خود را بپیماید و چندان گرفتار و اسیر چنبره بایدونبایدهای پروکروستسی نگهبانان زبان نمیشود. اما نوشتار که سرعت گریز صوت و گفتار را ندارد، اسیری و گرفتاری بسیار دارد.
شاید بتوان گفت بزرگترین غول راهبند نوشتار، ویراستار و ویراستاری است. مشخص و مبرهن است که ویرایش و ویراستاری خود برآمده از علم دستور و زبانشناسی و ترجمه و امثالهم است. این علوم که خود هنوز راه بسیار تا بالغ شدن و ثبات دارند، فرزند خلفی چون ویرایش را به بار آوردند که پرادعا و عالمنما به جان زبان شیخ و سالخورد افتاده است و برای آن تحدید حدود میکند.
زبان در تمام لحظات زندگی انسان وجود داشته و دارد، حتی در خوابهایمان. در بسیاری از این لحظات انسان اصلاً متوجه وجود و کارکرد زبان در ذهنش نیست، چه رسد به اینکه بتواند آن را مدیریت کند. بدون آنکه خود متوجه باشیم زبان در لحظه لحظه زندگی میلیارد انسان اکنون جاری است و در ذهن جمعی همه انسانها مسیر خود را طی میکند؛ ذهنها تکامل میبخشد و خود کامل و کاملتر میشود.
این زبان همیشه موجود، گاه شکل و بروز بیرونی پیدا میکند که نوشتار یکی از این اشکال بروز و ظهور است. نوشتار حکم نشانه و علامت دارد و ما از این قالب قراردادی به زبان هدایت میشویم. آنچه در شکل گفتاری زبان با لحن و مکث و …، غیره نمود مییابد، در نوشتار با علامتهایی چون ویرگول، نقطه، جای کلمات در جمله، فاصله بین کلمات و بندها و امثالهم ظاهر میشود.
اگر ویرایش زبانی را صرفاً برای رسایی هرچه بیشتر نوشتار در نظر داشته باشیم، اصلاح املایی متن و البته کمی هم گرامری و دستوری پذیرفتنی است؛ چراکه نویسنده که کل متن را در ذهن دارد، نمیتواند چندان متوجه نارساییهای نوشتار خود باشد. اما اکنون ویراستاران چنان مرعوب دانش و اطلاعات خود شدهاند که برای شکل جاافتاده کلمات و واژگان نیز نسخه جدید میپیچیند. چه بسیار کلمات بههم چسبیدهای که در ویرایش امروزه با نیمفاصله از هم جدا میشوند، مثل شناسهها و کلمات ترکیبی، و یا بالعکس کلماتی که جدای از هم نوشته میشدند و اکنون با نیمفاصله در کنار هم قرار میگیرند، مثل مصادر ترکیبی. یا در این تغییرات جدید و عالمانه به این توجه شده که بههم ریختن عادات نوشتاری همراه است با بههم ریختن عادات زبانی و ذهنی؟ آیا کسی به افزایش میزان کار ذهنی و فشار ذهنی حاصل از این تغییرات توجه دارد؟
علم امروز هنوز دانش و اطلاع چندانی از چگونگی کارکرد زبان در ذهن ندارد و آنچه گفته میشود، فقط گمانه و فرضیه است. اما هر انسانی خود با کمی دقت میتواند دریابد که تفاوت و تغییر دفعتی و ناگهانی کلمات چگونه کار ذهنی را بیشتر میکند. شعر یکی از نمونههایی است که عادات زبانی در آن رعایت نمیشود و همگان میدانیم که رویارویی با شعر، خصوصاً که به روش و شکلی کاملاً جدید و ناآشنا برای مخاطب باشد، نیاز به کار ذهنی بیشتر دارد. درحالیکه همه ما با زبان روزمره بهراحتی و با کمترین کارکرد ذهنی روبرو میشویم و در درک و دریافت آن مشکلی نداریم.
ویراستاران برخلاف این تغییرات املایی دفعتی و سلیقگی که در مورد کلمات دارند، برای جملات و واحدهای بزرگتر از کلمه طبق اصول و ضوابط تدوینشده پیشین عمل میکنند و برآنند که فعل و فاعل و مفعول و … هرکدام جای خاص خود را دارند و این جایگاهها نباید دستخوش تغییر شود. چه بسیار جملات و بندهای نوشته بهبهانه دستوری نبودن و معیوب بودن از شکل و شمایل اصلی و اولیه خود خارج میشود و پیام و لحن و تأکید متن بههم میریزد. اما ویراستار و ناشر و … که همه از نگهبانان زبان بیزبان هستند، اصرار دارند که باید این قاعده و قانونهای نوشتاری را سفت و سخت رعایت کرد، وگرنه زبان بیقاعده میشود و از دست میرود.
تغییراتی که ویراستاران در نوشتهها اعمال میکنند، همان رفتار پروکروستس و تخت او را بهخاطر میآورد. بیشک آشوب و هرج و مرج زبانی مصلحت نیست و آسیبزننده است، اما چه کسی میداند که قاعده و قانونهای زبان کدامند و چه چیز خطای زبانی است و صلاح و مصلحت کلمات و جملات و بندها در چیست؟ علم دستور و زبانشناسی و … که خود حتی در تعریف «واژه» ماندهاند*، چگونه میتوانند صلاح و مصلحت این واحد ناشناخته و واحدهای بزرگتر از آن را بشناسند. حال آنکه زبان برای حفظ زبان انجام میدهند بهزعم ویراستاران خطاها و ایرادات زبانی است.
* رجوع کنید به کتاب «واژه» نوشته کوروش صفوی.
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
مدیریت پسماند «تالش» در محاق فراموشی
آنچه بر میــــــــراث میگذرد
محیطزیست بهجای خبر فوری
صدای طبیعت
رفیقِ یـــــــــــــوز و آهو!
شایسته احترامید
به احترام آنان که روایت را به کنش پیوند میزنند
خبرنگار و حفاظتگر، دو ضلع یک مسئولیت مشترک
مرور تازهترین شماره روزنامه «پیام ما»
از گوزن زرد ایرانی تا فرونشست آبخوانها
سالگرد صدور فرمان مشروطیت
وب گردی
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟
- درخواست لغو بسته شدن فرودگاه پیام
- مطالبه شفافیت در دانشگاه علوم پزشکی ایران
- خطاهای پنهان در ترجمه مدرک تحصیلی که پرونده اپلای را با تاخیر مواجه میکند
- درخواست توقف پروژه باملند برای حفاظت از درختان و طبیعت شهر لاهیجان
- بهترین پنل پیامکی ایران [4 تا از بهترین سامانه پیامکی ایران]
- آشنایی با خدمات متنوع اسنپفود در رشت
- بهترین مدل شومیز برای افراد چاق؛ 10 مدل ترند 1405 بیشتر
بیشترین نظر کاربران
ژئوتوریسم؛ ثروتی که هنوز جدی نگرفتهایم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید