بایگانی مطالب برچسب: ادبیات
بندهایی که با عشق گره میخورند و با سکوت محکمتر میشوند
نگاهی به کتاب «بندها»
«غریبه» با متن و «بیخانمان» در معنا
چگونگی رابطه مخاطب با متون داستانی
دموکراســـــــــی در عصر اختلال
جانِ نحیفِ جهانهای جدیـــــد
شاهنامه آخرش خوش بود
«باید شب فرهنگ ایران گرفت و این خدمتکاران [فرهنگ] از فرهنگ ایران سپاسگزاری کنند. ما هرچه داریم مدیون این فرهنگیم. ما چیزی طلبکار نیستیم از این فرهنگ؛ بلکه بدهکار هستیم و زیاد بدهکار هستیم. چون در تمام طول این سالها ما از کاری که کردیم لذت بردیم.» این جملات را سال ۹۳ «جلال خالقی مطلق»، شاهنامهپژوه ایرانی، در شبی که مجله بخارا برای بزرگداشت او برگزار کرد، به زبان آورد. خالقی مطلق در شب هشتم اسفندماه سال ۱۴۰۴ در ۸۸ سالگی درگذشت؛ دور از وطن، در آلمان و خبر درگذشتش روز نهم اسفندماه در حالی منتشر شد که ایران، زیر حملات بمب و موشک قرار داشت. خبری که در میان اخبار جنگ گم شد و رسانهها کمتر مجال آن را پیدا کردند تا درباره کارهای بزرگ او که تمام عمرش را صرف آن کرد بنویسند. نهصدوچهلودومین شب از شبهای مجله بخارا به یاد خالقی مطلق روز پنجشنبه، دهم اردیبهشت، در تالار استاد جلیل شهنازِ خانه هنرمندان برگزار شد؛ به همت «علی دهباشی» و با سخنرانی «ژاله آموزگار» و پیام تصویری «محمود امیدسالار» و «سجاد آیدنلو» که یاد او را پاس داشتند و از یکعمر فعالیتهایش برای شاهنامهپژوهی گفتند.
ما با جنگ همزادیـــــــــم
ادبیات داستانی چگونه جنگها را بازنمایی میکند؟
مهاجرت و زبان چندپاره
شکاف زبانی چگونه به روایتهای تازه ادبی میانجامد
آرامش در حضور تقوایی
