زن جوان و دریا

روایت نبرد و تاب‌آوری در مسیر تاریخ‌سازی





روایت نبرد و تاب‌آوری در مسیر تاریخ‌سازی

۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۲۲:۰۰

فیلمی با داستان واقعی از اولین زنِ شناگر تاریخ که فاصله فرانسه تا انگلستان را در سال ۱۹۲۶ شنا کرد.

همین توضیح کافی‌ست تا زمینه را برای کلیشه‌های تکراری جنسیتی، در قالب یک فیلم ورزشی – انگیزشی آماده کند. اما فیلم از همان سکانس‌های ابتدایی، خود را از فیلم‌های ورزشی متداول سینما جدا می‌کند و تأثیرگذاری خود را با پشتوانه تاریخی، تأثیر درستِ فیلمنامه از کتاب «گلن استوت» و کارگردانی و بازی‌های روان نشان می‌دهد.

فیلم ما را به دهه ۱۹۲۰ آمریکا می‌برد. زمانی که هنوز زنان با چالش‌ها و تابوهای جنسیتی و اجتماعی مواجه بودند. پوشیدن لباس کوتاه برای آنها ممنوع بود و کسی اجازه شنا به زنان را نمی‌داد. دورانی که کسی نمی‌توانست بپذیرد زنی از نظر جسمانی خودش را محک بزند و یا حتی با یک مرد مقایسه کند؛ اما شخصیت اصلی فیلم یعنی «ترودی ادرلی»، عاشق شناکردن است. در کودکی بیماری سرخک می‌گیرد، دکترها از او قطع امید می‌کنند، اما زنده می‌ماند. باآنکه پدر خانواده و جامعه آن زمان آمریکا، با شنای زنان مخالف‌اند، ترودی با حمایت خواهر و مادرش به سمت این ورزش می‌رود.

ترودی شنا را به چشم راهی برای شکستن سکوتی تحمیلی می‌بیند. او تصمیم می‌گیرد مسیر کانالِ مانش انگلستان را شنا کند؛ مسیری که تا قبل از آن هیچ زنی نتوانست آن را طی کند. مسافت طولانی، خیانت مربی و سردی آب ازیک‌طرف، و نگاه بسته و جنسیت‌زده جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کرد، از طرف دیگر، کار را برای ترودی سخت می‌کند. او ولی با بدنی خسته و ذهنی باز به دل آب‌های سردِ کانال مانش می‌زند. ترکیبی از انگیزه، تلاش، اشک و قدرتِ درونی که بر مخاطب تأثیر می‌گذارد.

گاهی در سینما قادر به حدس‌زدن پایان فیلم هستیم و می‌توانیم فرمول پیشبرد داستان را بفهمیم، اما باز هم مشتاقانه فیلم را تا آخر تماشا می‌کنیم. فیلم «زن جوان و دریا» داستانی ساده و تکراری دارد؛ اما آن‌قدر زیبا به لحاظ بصری و مفهومی، برهه‌هایی از زندگی شناگر زن آمریکایی را روایت می‌کند که مخاطب می‌تواند به‌راحتی تا آخر فیلم همراه با تردوی ادرلی همراه شود؛ کسی که توانست رکوردی تاریخی از خود به‌جای بگذارد و طول کانال مانش را در ۱۴ ساعت شنا کند. مسیری که پیش از آن فقط سه مرد توانسته بودند آن را به اتمام برسانند.

یکی از موتیف‌های قابل‌تأمل فیلم، شعری‌ست که ترودی پیش از هر موفقیت زیر لب زمزمه می‌کند؛ شعری که مانند وردی جادویی، آوازِ پیروزی‌ست.

«هر صبح، هر بعدازظهربهمون خوش نمی‌گذره؟
پول چندانی نداریم
اوه ولی عزیزم، بهمون خوش نمی‌گذره؟»»
ترودی بعد از آنکه شنوایی خود را از دست می‌دهد، زندگی خود را وقف آموزش شنا به ناشنوایان می‌کند. او در سال ۲۰۰۳ در سن ۹۸ سالگی درگذشت.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *