به بهانه روز قلم

قلم سرزمین بی‌تسخیر





قلم سرزمین بی‌تسخیر

۱۴ تیر ۱۴۰۵، ۰:۱۰

تهران، سال‌های پایانی قاجار. در پستوی یک چاپخانه، صدای چرخ‌دستی بلندتر از هر شعار خیابانی بود.

کاغذهایی که هنوز بوی جوهر تازه می‌دادند، دست‌به‌دست می‌شدند. نه در میدان جنگ، که در دل خانه‌ها. روزنامه «قانون»، از استانبول تا تهران، بی‌آنکه گلوله‌ای شلیک کند، ذهن مردمی را آماده کرد که تا دیروز حتی واژه «مشروطه» را نشنیده بودند.

میرزا ملکم‌خان با قلم جنگید، نه با شمشیر. همین قلم بود که پیش از فتح تهران، استبداد را در ذهن مردم زمانه‌اش فرو ریخت. تفاوت اینجاست. تفنگ شاید حکومتی را ساقط می‌کند، اما قلم باوری را. ساقط‌کردن حکومت، کار یک شب است. ساقط‌کردن باور، کار یک نسل. به همین دلیل، محمدعلی‌شاه از توپخانه کمتر ترسید تا از صوراسرافیل و دهخدا. توپ، دیوار مجلس را ویران کرد؛ اما جوهر روزنامه‌ها دیوار ذهن مردم را برداشته بود.

دیواری که دیگر بازسازی‌شدنی نبود. از مشروطه این الگو تکرار شده است. هر بار که ساختاری لرزیده، نخستین قربانی‌اش قلم بوده است. توقیف یک نشریه، تبعید یک نویسنده، سانسور یک صفحه. نه از این رو که قلم ضعیف است، بلکه از این رو که بیش از حد قدرتمند است. قدرتی که با گلوله خنثی نمی‌شود. قلم صدایی ندارد که با شمشیر خاموشش کنند. صدای آن در ذهن‌هاست، و ذهن، سرزمینی است که هیچ ارتشی نمی‌تواند اشغالش کند

به اشتراک بگذارید:

برچسب ها:

،





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *