در تقویم جهان بیست و چهارم ماه می بهعنوان «روز مهاجرت ماهیان» نامگذاری شده است
بنبست مرگبار در مسیر مهاجرت ماهیها
شیوع برخی بیماریها، از جمله سرطانهای گوارشی مانند روده و معده با نفوذ فلزات سمی به زنجیره غذایی و تجمع آنها در بدن ماهیان مرتبط است
۴ خرداد ۱۴۰۵، ۲۲:۵۶
شاید اگر «ماهی سیاه کوچولو» با مصائب مهاجرت در آبهای ایران آشنا بود، در سفر خود تجدیدنظر میکرد. مهاجرت ماهیان، پدیدهای پیچیده و حیاتی است و نقشی محوری در چرخه جهانی مواد غذایی ایفا میکند. به همین دلیل است که ۲۴ ماه می در تقویم جهان بهعنوان «روز مهاجرت ماهیان» نامگذاری شده است. ماهیان در مهاجرت خود با انتقال انرژی و مواد مغذی از دریاها به خشکی و برعکس، نهتنها جان نوزادان خود، بلکه سلامت جنگلها، خاک و حتی انسانها را تضمین میکنند. اما امروز، این چرخه شتابان در حال نابودی است. سدهای متعدد، آلودگیهای شیمیایی سمی و صیدهای ویرانگر، به دیوارهای نفوذناپذیری تبدیل شدهاند که مهاجران را وادار به توقف یا مرگ میکنند. «شهرام شرفی»، متخصص اکولوژی دریا در گفتوگو با «پیام ما» بر این نکته دست میگذارد از قطع مسیر ماهی سفید در دریای خزر تا تخریب اکوسیستم خلیجفارس همگی باعث شده با کاهش تنوع زیستی روبرو باشیم. او به پیشبینیهایی اشاره میکند که بر اساس آنها تا سال ۲۰۵۰، بسیاری از منابع ماهیگیری جهان عملاً نابود شده و صنعت صید در بسیاری از نقاط تعطیل شود. گفتوگوی کامل را در ادامه میخوانید.
موضوع مهاجرت ماهیان چه اهمیتی دارد که یک روز در تقویم را به آن اختصاص دادهاند؟
محیطهای دریایی و اقیانوسی، علیرغم ظاهر یکپارچه و بازشان، هر یک دارای مرزها و شرایط خاصی برای زیست گونههای مختلف هستند. بر اساس مطالعات انجامشده، پدیده مهاجرت در ماهیها در چند جهت متفاوت رخ میدهد؛ از رودخانه به دریا، از دریا به رودخانه و مهاجرت میان اقیانوسها یا دریا به اقیانوس.
تنوع در مهاجرت ماهیها بسیار زیاد است. آنها با این نقلوانتقال، بخش عمدهای از مواد غذایی و شرایط زیستی را از نقطهای به نقطه دیگر منتقل میکنند که این امر نقشی اساسی در چرخه جهانی مواد غذایی ایفا میکند.
بسیاری از ماهیها در آبهای شیرین متولد میشوند، اما بر اساس انتخاب طبیعی و در طول روند تکامل، مسیر زندگی خود را به سمت دریاها تغییر دادهاند. بااینحال، این گونهها برای زادآوری دوباره به رودخانهها بازمیگردند و در بالادست رودخانه تخمریزی میکنند. معمولاً سرانجام این زادآوری برای ماهیانِ والد، مرگ است و درصد بسیار بالایی از آنها از بین میروند.
شاید مرگ موجودی که چندین سال در دریاها زیسته و صرفاً برای تولیدمثل با مرگ مواجه میشود، تراژیک به نظر برسد؛ اما واقعیت این است که این مرگ، تمامی مواد غذایی را که ماهی در طول سالیان جمعآوری کرده، به آن رودخانه و اکوسیستم منتقل میکند. این بازگشت مواد مغذی به زادگاه، نهتنها به نفع نوزادان همانگونه، بلکه برای سایر جانوران و کل اکوسیستم پیرامون آن ناحیه حیاتی است.
میتوانید در این مورد مثالی بزنید؟
در یکی از رودخانههای آمریکا، ماهیان آزاد که برای تخمریزی باید به رودخانه بازمیگشتند، چرخهای چهار تا هفتساله را طی میکردند؛ پس از خروج از رودخانه و رفتن به دریا، بعد از مدتی دوباره به همان رودخانه بازمیگشتند. اما با احداث یک سد در میان این مسیر و قطع ارتباط مستقیم رودخانه با دریا، مهاجرت ماهیها مختل شد و آنها پشت سد ماندند.
نتیجه این توقف، تخریب تدریجی جنگلهای حاشیه رودخانه در پشت سد طی دو یا سه سال و بروز آفات و مشکلات متعددی برای این اکوسیستم بود. سرانجام مهندسان به این نتیجه رسیدند که با ساختن «آسانسور ماهی» یا اصطلاحاً «راهپله ماهی»، مسیر مهاجرت بازسازی شود تا ماهیان بتوانند از سد عبور کرده و به بالادست رودخانه بازگردند.
نکته قابلتوجه این است که پس از تکمیل این راهپلهها و امکانپذیر شدن مهاجرت مجدد و تخمریزی ماهیها، تنها در عرض دو، سه سال، جنگلها مجدداً آغاز به بازسازی کردند. دلیل این پدیده، بازگردانی مواد مغذی و انرژی لازم برای احیای اکوسیستم بود که پیشتر توسط ماهیان به رودخانه منتقل میشد. اگرچه این پدیده احتمالاً در بسیاری از نقاط جهان رخ میدهد، اما لزوماً تجربه مستقیم یا دانش کافی درباره تمام آنها در دست نیست.
باتوجهبه تعدد سدسازی در ایران، چالشهای ناشی از آن را برای ماهیان رودخانهها چگونه ارزیابی میکنید؟
زمانی وسعت مسیر مهاجرت ماهی سفید در دریای خزر چنان گسترده بود که برای تخمریزی حتی تا نواحی منتهی به کردستان نیز پیش میرفت. اما امروزه به دلیل احداث سدهای متعدد در مسیر رودخانهها، مسیر مهاجرت بسیاری از ماهیان مسدود یا محدود شده است که این موضوع احتمالاً تخریب اکوسیستمهای بالادست سدها را هم به دنبال داشته است.
اگرچه حدود ۸۷ درصد از آب دریای خزر توسط رودخانه «ولگا» تأمین میشود و سهم رودخانههای ایران کمتر از ۱۱ درصد است، اما بااینحال، مهاجرت ماهیها بهتمامی این رودخانهها صورت میگیرد. رودخانههایی نظیر «سفیدرود»، «سردآبرود»، «گرگانرود» و بسیاری از مبادی ورودی دیگر به دریای خزر، مسیرهای اصلی مهاجرت گونههای متنوعی از جمله ماهی سفید و ماهیان خاویاری هستند که برای زادآوری بهشدت به آبهای شیرین وابستهاند.
شاید به دلیل توسعه شهری و ویلاسازیهای بیرویه در حاشیه رودخانهها، تخریبهای صورتگرفته دیگر چندان به چشم نیاید و مطالعات دقیقی هم در این زمینه انجام نشده باشد؛ اما تجربه موفق در آمریکا نشان میدهد که حضور ماهیان در رودخانهها تا چه اندازه در سلامت جنگلهای پیرامون مؤثر است. این پدیده ناشی از پیوستگی میان اکوسیستمهاست که نقشی کلیدی در حفظ تعادل محیطزیست کره زمین ایفا میکند. در واقع، مهاجرت نتیجه انتخاب طبیعی است که هر گونه برای حفظ بقا و تداوم حیات خود برگزیده است.
معضل دیگر آلودگی رودخانهها است؛ تهدید این موضوع را چگونه ارزیابی میکنید؟
عمده فعالیتهای شهری و سکونتگاههای انسانی در نزدیکی منابع آبی، یعنی رودخانهها و دریاچهها، شکل گرفته است. بخشی از فرایندهای اکوسیستمهای شهری، تولید پسماند و پساب است که پس از مدتی نیاز به تخلیه دارد. این تخلیه ممکن است بهصورت دپوی زباله در نواحی جنگلی یا خشکی انجام شود که منجر به ایجاد شیرابههای سمی و نفوذ آنها به آبهای زیرزمینی و در نهایت آلودهشدن رودخانهها میشود. از سوی دیگر، در بسیاری از شهرهای حاشیه آب، بهویژه در شمال ایران، فاضلابهای شهری و صنعتی مستقیماً به رودخانهها رها میشوند.
تفاوت مهمی بین شمال و جنوب ایران در الگوی مهاجرت ماهیان وجود دارد. در شمال، اکثر ماهیهای دریای خزر برای بقا و تخمریزی به رودخانهها بازمیگردند؛ بنابراین بقای آنها مستقیماً به سلامت رودخانهها وابسته است. در مقابل، در جنوب ایران گونههای محدودتری از ماهیان به رودخانهها مهاجرت میکنند یا در آنها زندگی میکنند. این تفاوت، نهتنها بر چرخه زیستی ماهیان، بلکه بر معیشت مردم منطقه نیز تأثیرگذار است.
تخلیه فاضلابهای صنعتی و شهری به رودخانههای شمال ایران، جمعیت عظیم ماهیانی که برای تخمریزی وارد این نواحی میشوند را تهدید میکند. نگرانکنندهتر آنکه بچهماهیهای متولدشده در زیستگاههای آلوده، با تغذیه و رشد نامناسب مواجه شده و تلفات غیرقابلپیشبینی را تجربه میکنند. پدیدهای که گاه به شکل مرگ ناگهانی جمعیتهای وسیع ماهی در رودخانهها خود را نشان میدهد.
پیامدهای این امر باعث کاهش ذخایر ماهی و انتقال بیماری و آلودگی به انسان میشود. افت جمعیت ماهیان در کوتاهمدت، منجر به کاهش منابع غذایی برای جوامع محلی در بلندمدت و خطر انقراض گونهها میشود. همچنین آلودگیهای موجود در آب و ماهیان میتواند از طریق زنجیره غذایی (بهویژه انگلها و سموم شیمیایی) به انسان منتقل شده و عوارض شدید سلامتی ایجاد کند.
نمونهای هم بررسی شده است؟
رودخانه «چشمهعلی» در منطقه دامغان را میتوان مثال زد. اگرچه این منبع آب شیرین و باکیفیت است، اما ماهیان ساکن در آن بهشدت تحتتأثیر پسابهای کشاورزی قرار دارند. این پسابها حاوی مقادیر زیادی سموم کشاورزی است که برای مبارزه با آفات در باغات پیرامون رودخانه استفاده میشوند و وارد اکوسیستم آبزی میشوند.
این موضوع باعث کاهش جمعیت ماهیان در رودخانه چشمهعلی شده است؛ کمااینکه احداث سد در انتهای مسیر این رودخانه نیز به این کاهش جمعیت دامن زده است. از سوی دیگر، ماهیدار کردن مخزن این سد با گونههای غیربومی – مانند خانواده «کپورماهیان» – توازن زیستی منطقه را برهم زده است. در بسیاری از مناطق، نهتنها در نواحی کویری، سدهایی احداث میشود که با هدف توسعه شیلات و بهرهبرداری خوراکی، گونههای مهاجمی نظیر کپور به آنها معرفی میشوند. اگرچه این ماهیان ارزش غذایی دارند، اما حضورشان باعث کاهش جمعیت گونههای اندمیک (بومی) آن اکوسیستم میشود. علاوه بر این، انتقال انگلها و بیماریهای همراه با این گونههای غیربومی، سلامت ماهیان بومی را به خطر انداخته و حتی موجب انقراض برخی از آنها میگردد. درواقع اکوسیستمهای رودخانهای ما، هم از جانب گونههای مهاجم و هم از سوی آلودگیهای ورودی، تحت فشاری مضاعف قرار دارد.
در محیطهای شهری نیز، تخلیه فاضلاب حاوی فلزات سمی و سنگین، منجر به پدیده تجمع زیستی در بافتهای چربی ماهیان میشود. مصرف این ماهیان آلوده توسط جوامع انسانی، آسیبهای جبرانناپذیری به سلامت مصرفکنندگان وارد میکند. نشانههای این بحران را کمابیش در شمال ایران مشاهده میکنیم؛ جایی که شیوع برخی بیماریها، از جمله سرطانهای گوارشی (روده و معده)، با نفوذ فلزات سمی به زنجیره غذایی و تجمع آنها در بدن ماهیان مرتبط دانسته میشود.
تأثیر آلودگی سواحل بر ماهیان چه بوده است؟
نواحی ساحلی بستر اصلی مهاجرت بسیاری از گونههای ماهی در سراسر جهان است. در ایران نیز خانوادههایی نظیر «ساردینماهیان» برای تخمریزی به سواحل میآیند، اما این پدیده در کشورهایی مانند پرو ابعاد عظیمتر و نقش حیاتیتری در اکوسیستمهای وحش دارد. متأسفانه، آلودگی سواحل و تخلیه مواد سمی در این مناطق، منجر به نابودی همزمان جمعیت ماهیان و تخمهای آنها شده است. این معضل، هشدار جدی برای آینده صیادگری است؛ پیشبینی میشود تا سال ۲۰۵۰ میلادی، جهان با کاهش وحشتناک جمعیت ماهیان و حتی تعطیلی صنعت صیادگری در بسیاری از نقاط دنیا مواجه شود، زیرا منابع ماهیگیری عملاً نابود خواهند شد.
در ایران نیز شاهد تأثیرات این بحران هستیم. صید بیرویه در سواحل جنوب کشور باعث افت قابلتوجه جمعیت ماهیان شده است؛ بنابراین، برنامهریزیهای دقیقتری برای حفظ جمعیت ماهیان، بهویژه گونههای مهاجر، ضروری است. در خلیجفارس، دستهای از ماهیان تنها وجود دارند که علاوه بر اهمیت اقتصادی بالا، در این آبها تخمریزی میکنند و مسیر مهاجرت آنها از خلیجفارس و دریای عمان به سمت آبهای باز اقیانوسی و مناطق نزدیک به استرالیا ادامه مییابد. این مهاجرت طولانیمدت، نقش بسیار مهمی در تبادل مواد غذایی و حفظ تعادل بین دو اکوسیستم جداگانه ایفا میکند.
به موضوع صید و صیادی اشاره کردید. امروز دیگر بسیاری از صیادان هم به کاهش جمعیت ماهیان اشاره میکنند. شما این دلیل این موضوع را چه میدانید؟
افزایش صید غیرقانونی در رودخانههای کشور، بهویژه در مسیرهای مهاجرت ماهیان، از معضلات بزرگی است که با آن مواجه هستیم. وقتی ماهیها برای تخمریزی وارد رودخانهها میشوند، ابتدا دورهای از آرامش را سپری کرده و سپس به مکانیابی برای انتخاب بستر مناسب میپردازند. اما متأسفانه، امروزه استفاده از روشهای مخرب نظیر مواد منفجره و شوک الکتریکی بسیار رایج شده است. این اقدامات نهتنها مانع از تخمریزی موفق ماهیان میشود، بلکه با کشتهشدن سایر آبزیان منطقه، زنجیره غذایی را مختل کرده و مشکلات اکولوژیک متعددی را ایجاد میکند.
این روشهای ویرانگر صیادی، ابعاد مختلفی از آسیبها را به همراه دارد. استفاده از تکنیکهای خشونتآمیز مانند دینامیت یا جریان الکتریکی، منجر به مرگ گونههای غیرهدف و کاهش تنوع زیستی منطقه میشود. این امر باعث میشود تعادل طبیعی رودخانه برهمخورده و فضا برای رشد گونههای مقاومتر باز شود؛ گونههایی که ممکن است ساختار طبیعی اکوسیستم را تغییر داده و شرایط نامطلوبی را ایجاد کنند. نتیجه این برهمخوردگی، کاهش موفقیت تخمریزی در دورههای بعدی و در نتیجه افت جمعیت ماهیان است. این کاهش جمعیت، نهتنها بهرهبرداری جوامع انسانی از منابع آبزی را با مشکل مواجه میکند، بلکه صیادان را نیز با کمبود منابع و تهدید معیشت خود روبرو میسازد.
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
واکاوی بحران آب در گفتوگو با «امیر هدایتی»، مدیرکل دفتر امور آب کشاورزی وزارت جهاد کشاورزی
از تمدنِ قنات تا عصــر فرونشست
تحولات زیرساختی در تهران
تغییر رویکرد تصفیهخانههای تهران؛ تبدیل فاضلاب به منبع تولید انرژی و ثروت
تحولات سیاسی و محیط زیست
سمیه رفیعی؛ نخستین محیط زیستی در هیئت رئیسه مجلس پس از ۲۳ سال
مدیریت منابع آب؛ کلید پایداری تالاب گردهقیط
سنجاب ایرانی؛ ناجی فراموشکار جنگلهای بلوط
کارشناسان و کنشگران محیطزیست در نشست «جنگ و محیطزیست» چه گفتند؟
فروپاشی نهاد حفاظت در جنگ
اجرای برنامه جامع حفاظت از «خرس قهوهای سبلان» با رویکرد جامعهمحور در اردبیل
معاون آموزش و مشارکتهای مردمی سازمان حفاظت محیطزیست:
توسعه بدون ملاحظات حفاظتی پایدار نیست
قراویز؛ کانون احیای جمعیت آهوی ایرانی در غرب زاگرس
اهمیت فناوری در تبدیل شعلههای اتلاف به منابعی بهرهور
بـــــــدلِ آتش به ارزش
وب گردی
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر بیشتر
بیشترین نظر کاربران
زاگرس قربانـــــی بولدوزرهای نفتی
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید