کامیار فکور
روزنامهنگار
کامیار فکور
۱ خرداد ۱۴۰۵
راه ۱۷ساله، از کشتــــار تا حفاظت
روز جهانی لاکپشتها، در ۲۳ می از سال ۲۰۰۰ با هدف آگاهسازی درباره اهمیت این جانوران و ضرورت حفاظت از آنها نامگذاری شده است. لاکپشتها در تعادل اکوسیستمها نقش حیاتی دارند؛ هم بهعنوان پخشکننده دانه گیاهان و کنترلکننده جمعیت سایر موجودات و هم بهعنوان منبع غذایی برای سایر گونهها. در ایران ۱۰ گونه لاکپشت بومی وجود دارد؛ پنج گونه دریایی در خلیجفارس و دریای عمان، سه گونه برکهای در آبهای داخلی و دو گونه خشکیزی در زیستگاههای خشکی؛ مانند مراتع و مناطق کوهستانی. طبق فهرست سرخ اتحادیه بینالمللی حفاظت از طبیعت (IUCN)، تمام لاکپشتهای دریایی ایران در ردههای «در معرض خطر انقراض» قرار دارند. در میان لاکپشتهای برکهای، «لاکپشت فراتی» بهعنوان تنها لاکپشت لاکنرم ایران، با محدوده پراکنش استان خوزستان، در همین رده حفاظتی قرار گرفته است. این گونه با تهدیدهای متعددی از جمله خشکسالی، انواع آلودگیها آتشسوزی و تخریب و تکهتکهشدن زیستگاه روبهرو است. با وجود اهمیت این گونهها، در ایران خزندگان و دوزیستان کمتر موردتوجه حفاظتی قرار گرفتهاند و سازمان محیطزیست بیشتر تمرکز خود را بر پستانداران بزرگجثه قرار میدهد و به قول حفاظتگران محیطزیست اگر بودجهای باقی بماند هم به پرندگان اختصاص میدهد. بااینحال، تشکلهای محیطزیستی در سالهای اخیر طرحهای حفاظتی مشارکتی را برای حفاظت از دوزیستان و خزندگان اجرایی کردهاند. یکی از این طرحها که مربوط به حفاظت از لاکپشت فراتی میشود، نزدیک به دو دهه است که توسط «هانیه غفاری»، عضو هیئتعلمی گروه محیطزیست دانشگاه کردستان و عضو «گروه تخصصی لاکپشتهای آبشیرین اتحادیه بینالمللی حفاظت از طبیعت» (IUCN) و همکاران وی در حال اجرا است. در همین باره «پیام ما» گفتوگویی با هانیه غفاری انجام داده که در ادامه میخوانید.
کامیار فکور
۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
محیطزیست از دسترس خارج شـــــــد
در سالهای اخیر به بهانههای مختلف، حق دسترسی به اینترنت آزاد و ارتباطات جهانی بهصورت پلکانی سلب شده تا در نهایت، برخورداری از آن نه یک حق عمومی که امتیازی برای عدهای خاص بدل شود. در این فرایند، نهتنها ارتباطات انسانی بیشماری گسسته و معیشت بسیاری نابود شد، بلکه آسیبهای جبرانناپذیری نیز به فعالیتهای محیطزیستی وارد آمد. فعالان محیطزیست در گفتگو با «پیام ما» از بنبست در پژوهشها، اختلال در ارتباطات اجتماعی و مسکوت ماندن پروژههای مخرب محیطزیستی تحت سایه این انزوای اجباری سخن میگویند.
کامیار فکور
۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
کار زایشگاههای موقت را مختل نکنیـــــــم
بهار برای بسیاری از ساکنان کوچک شاخسارها، فصل کلیدی برای بقا است. در این روزها، طبیعت به پهنهای از زایشگاههای مخفی بدل شده که بقای یک نسل، نه فقط در گرو تلاش والدین، بلکه در بند سکوت و امنیت است. لانههای پرندگان شاید با یک جابهجایی کوچک شاخه، امنیت خود را از دست دهد. یک کنجکاوی ساده یا یک دلرحمی اشتباه نسبت به پرندگان، میتواند باعث آسیب به جمعیت یک گونه و شاید آن پرنده را برای مدتها از آنجا فراری دهد.
کامیار فکور
۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
شبیخون نخالههای جنگی
مدیریت پسماند در مناطق آسیبدیده از درگیریهای نظامی اخیر در ایران، با چالش نخالههای ساختمانی ناشی از تخریب و انفجار روبروست. این بقایا با پسماندهای معمولی ساختمانی تفاوتهایی دارد و حاوی ترکیباتی ناهمگون و بالقوه خطرناک است که مدیریت آنها را از یک فعالیت عمرانی ساده به یک عملیات تخصصی تبدیل میکند. تفاوت اصلی در این است که نخالههای جنگی اغلب با مواد شیمیایی ناشی از انفجارها، فلزات سنگین و آلایندههای صنعتی آمیخته شدهاند. یکی از جدیترین معضلات، مسئله ایمنی است؛ احتمال وجود مواد منفجره خنثینشده یا مهمات عملنکرده در میان آوارها، خطر انفجارهای ثانویه را در طول فرایند جابهجایی و تفکیک بهشدت افزایش میدهد. از طرف دیگر نیز رهاسازی یا دفن غیرفنی این مواد، پیامدهای ناگواری برای اکوسیستم دارد. نشت مواد سمی و ترکیبات شیمیایی موجود در این پسماندها به لایههای زمین، منجر به آلودگی شدید خاک و نابودی میکروارگانیسمهای مفید آن میشود. علاوه بر این، با نفوذ شیرابههای آلوده ناشی از بارش باران به اعماق زمین، منابع آب زیرزمینی در معرض آلودگیهای پایدار قرار میگیرند که این امر میتواند سلامت چرخه غذایی و دسترسی به آب شرب سالم را در مناطق درگیر، برای سالیان متمادی با تهدید مواجه کند.
کامیار فکور
۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
قانون در تور صیادان غیرمجاز
اگر بدانید سطح حفاظتی یک «پارک ملی» در بالاترین درجه قرار دارد، با ورود به «پارک ملی بوجاق» در بالِ غربی «سپیدرود»، میگویید شاید من واژه حفاظت را چیز دیگری معنا کرده بودم. اینجا، جایی که باید قلمرو سکوت انسان و ردپای حیاتوحش باشد، با شیارهای تایر خودروهایی روبرو میشوید که پهنه حساس دشت را با پیستِ آفرود اشتباه گرفتهاند. اما آرام باشید؛ این تازه پرده اول از نمایش تخریب در یگانه پارک ملی خشکی - دریایی ایران است. کمی که پیش میروید و به کرانه سپیدرود نزدیک میشوید، شوک دوم در انتظارتان است. گروههای صیادی را میبینید که شانهبهشانه، با تورهای بزرگ، در حال شخمزدنِ آبی هستند که صید در آن حکم جرم دارد؛ اما وقتی بدانید از اسفندماه تا اواخر اردیبهشت، این رودخانه زایشگاه آبزیان است، احتمالاً دیگر چشمهایتان گرد شود. در این زمان است که ماهیهایی مثل ماهی سفید و خاویاری از عمق دریا به سمت آبهای شیرینِ سپیدرود میآیند تا تخمریزی کنند. آنها برای بقای نسل آمدهاند، اما درست در گلوگاهِ رسیدن به مقصد، در تورهایی گرفتار میشوند که قانوناً نباید وجود داشته باشند. کافی است سر بچرخانید تا پارادوکسِ ماجرا کامل شود؛ پاسگاه محیطبانی درست روبروی صیادان قرار دارد. تماشای ماهیهای مولدی که در چندقدمیِ نگاهِ قانون، روی ماسهها بالبال میزنند، هر بینندهای را مستأصل میکند. محلیها، از سالها جدال و کشمکش میان محیطبانی و صیادان میگویند؛ اما حقیقتِ تلخِ امروز، بوی فقرِ ساختاری میدهد و انگار همه با هم نسبت به تخریب این زیستگاه کنار آمدهاند. در شرایطی که معیشتِ فرودستان بهگلنشسته، حتی این صیادی بیرویه هم دیگر گرهای از سفرهها باز نمیکند، اما در غیابِ هرگونه طرح حمایتی یا اشتغال جایگزین، صیاد ناچار است آخرین رمقِ رودخانه را هم بمکد.
کامیار فکور
۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
روز کارگــر و آوار بیکــــــــاری
کامیار فکور
۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
خلیجفارس و کابوس ناتمام جنـــــگ
خلیجفارس، آزمایشگاه بزرگ تکامل، امروز با بحرانی روبرو است که ریشههای حیات زیستمندان در منطقه را هدف گرفته است. این حوضه آبی طی هزاران سال، چرخههای دشوار طبیعی را با موفقیت پشت سر گذاشته، اما باز هم درگیر جنگ شد و ناقوس مرگ در زیر آب به صدا درآمد. جنگها میآیند و میروند، اما آلودگیهایشان میراثی ماندگار از نابودی را بهجای میگذارد. نشتهای نفتی و آلایندههای شیمیایی از یک سو و در سوی دیگر آلودگی صوتی و امواج رادیویی نظامی، سیستم حیاتی مسیریابی پستانداران دریایی را مختل کرده و این پهنه را برای ساکنان زیر آب ناامن ساخته است.
کامیار فکور
۳۰ فروردین ۱۴۰۵
جنگ چقدر زمیــــــــــن را گرم کرد؟
بهای اقلیمی جنگ علیه ایران برای اتمسفر زمین چقدر تمام شد؟ سنجش میزان انتشار کربن در چنین درگیری گستردهای، فراتر از شمارش ساده تعداد موشکهای شلیکشده یا تانکرهای منهدمشده است. اکنون این پرسش مطرح است که چگونه باید «کربنِ حاصل از نبرد» و «اختلال در چرخههای کلان انرژی» را مقایسه کرد؟ از یک سو، شعلههای سرکش آتش در پالایشگاهها و مصرف سرسامآور سوخت جت در جنگندهها، حجم عظیمی از دیاکسیدکربن را روانه جو میکند؛ اما از سوی دیگر، توقف اجباری غولهای اقیانوسپیما در تنگه هرمز و جابهجاییهای جمعیتی، پارامترهایی هستند که محاسبات آلایندگی را با چالش روبرو میکنند. اما آیا سکونِ اجباریِ بخشی از صنعت، واقعاً به معنای کاهش انتشار است یا تنها جرقهای برای بازگشت به سوختهای کثیفتری چون زغالسنگ در گوشهای دیگر از جهان؟ در میانه این میدانِ دودآلود، شناختِ متغیرهایی که گاه بهصورت متناقض باعث کاهش یا جهشِ ناگهانی آلایندگی میشود، تنها راه برای فهم عمقِ فاجعهای است که شاید سالها پس از خاموشیِ جنگ، اثرات خود را در گرمایش جهانی نشان دهد.
