نگاهی به وضعیت روانی جامعه در روزهای نگرانی از آغاز دوباره جنگ

زخم‌هایی که خبر نمی‌شوند





زخم‌هایی که خبر نمی‌شوند

۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۲۳:۵۱

| پیام ما | در خیابان‌های تهران، اصفهان و کرمانشاه، صدای جنگنده هنوز در گوش‌ها می‌پیچد. مادری که شب‌ها از خواب می‌پرد و فرزندش را در آغوش می‌گیرد تا مطمئن شود زنده است، پیرمردی که نام شهیدان جنگ هشت‌ساله را با نام شهیدان جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه در ذهنش به هم می‌آمیزد، نوجوانی که در فاصله یک سال یاد گرفته پناهگاه را از کلاس درس بهتر بشناسد. اینها چهره‌های جامعه‌ای‌اند که در فاصله‌ای کوتاه دو جنگ را پشت سر گذاشته و اکنون در سکوت آتش‌بسی شکننده، با زخم‌هایی نشسته است که خبرها از کنارش می‌گذرند. پرسش دیگر فقط درباره میدان نظامی نیست؛ پرسش این است که این جامعه فرسوده، عزادار و دوپاره، با چه سرمایه‌ای از همدلی روزهای پیش رو را خواهد گذراند.

شهرها در اسفند ۱۴۰۴ بار دیگر صدای انفجار را شنیدند. این بار نه ۱۲ روز، بلکه ۴۰ روز طول کشید. زیرساخت‌های ریلی، جزیره «خارگ»، پالایشگاه‌ها، مراکز پژوهشی و حتی محله‌های مسکونی و مدرسه هدف قرار گرفتند. فهرست شهدا و مجروحان طولانی‌تر از جنگ نخست شد و این بار آسیب‌ها دیگر فقط جسمی و اقتصادی نبودند؛ آنچه در روان جمعی جامعه نشست، چیزی است که هنوز نه آمار دقیقی از آن منتشر شده و نه گفت‌وگوی عمومی جدی درباره‌اش شکل گرفته است.

پژوهش‌های جهانی درباره جوامع جنگ‌زده نشان می‌دهند که اثر روانی جنگ دوم، اگر فاصله کوتاهی با جنگ نخست داشته باشد، چندبرابر می‌شود. در ادبیات روان‌شناسی به این پدیده «تروماتیزاسیون مضاعف» (Re-traumatization) گفته می‌شود؛ یعنی جامعه‌ای که هنوز فرصت سوگواری و بازسازی روانی از شوک پیشین را نیافته، با موجی تازه از وحشت، فقدان و بی‌ثباتی مواجه می‌شود.

اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)، افسردگی، اضطراب فراگیر، اختلالات خواب و افزایش رفتارهای پرخطر از پیامدهای شناخته‌شده چنین شرایطی هستند. مطالعات سازمان جهانی بهداشت در مناطق جنگی نشان می‌دهد تا یک‌سوم جمعیت در معرض چنین تجربه‌هایی، علائم بالینی اختلالات روان‌پزشکی را تجربه می‌کنند. در ایران، هنوز سامانه‌ای برای پایش این شاخص‌ها در سطح ملی پس از جنگ ۴۰ روزه فعال نشده است.

«دکتر محمدرضا محمدی»، روان‌پزشک و پژوهشگر شناخته‌شده در حوزه سلامت روان کودکان و نوجوانان ایران، در پژوهش‌های پیشین خود بر این نکته تأکید کرده که کودکان و نوجوانانی که در معرض رویدادهای تروماتیک قرار می‌گیرند، تا سال‌ها پس از پایان رویداد ممکن است علائم خاموش بیماری روانی را با خود حمل کنند. کودکان امروز ایران، در سن مدرسه، دو جنگ را در حافظه دارند.

به همان میزان نگران‌کننده، وضعیت سالمندان و افرادی است که جنگ هشت‌ساله را نیز در خاطره خود دارند. روان‌شناسان بالینی از پدیده‌ای به نام «بیدارشدن خاطره» سخن می‌گویند. جنگ تازه، تروماهای دفن‌شده دهه‌های پیش را دوباره فعال می‌کند.

سرمایه‌ای که خاموش از دست می‌رود

سلامت روان فقط مسئله فردی نیست. وقتی بخش بزرگی از جامعه دچار اضطراب مزمن، بی‌خوابی، احساس بی‌قدرتی و سوگ پایان‌ناپذیر باشد، سرمایه اجتماعی فرسوده می‌شود. مردمی که ظرفیت روانی‌شان تحلیل رفته، کمتر می‌توانند به یکدیگر اعتماد کنند، کمتر در امور جمعی مشارکت می‌کنند و آستانه تحملشان در برابر اختلاف‌نظر پایین می‌آید.

«دکتر سعید معیدفر»، جامعه‌شناس و رئیس پیشین انجمن جامعه‌شناسی ایران، در سال‌های اخیر بارها از فرسایش سرمایه اجتماعی در ایران سخن گفته است؛ پدیده‌ای که اکنون با لایه‌ای از تجربه جنگی نیز پیچیده‌تر شده است. شاخص اعتماد اجتماعی که پیش از این روند نزولی داشت، در فضای پساجنگ احتمالاً وضعیت دشوارتری دارد.

شواهد میدانی غیررسمی از تهران و شهرهای آسیب‌دیده حاکی از آن است که موج مهاجرت داخلی پس از جنگ ۴۰ روزه قابل‌توجه بوده است؛ جابه‌جایی از شهرهای بزرگ به شهرستان‌ها، خانه‌های دوم در شمال کشور، و در مواردی مهاجرت به خارج. بخشی از طبقه متوسط شهری که در جنگ نخست هنوز در صحنه بود، اکنون تصمیم به ترک گرفته است. این خروج، چه برای کشور خالی‌کننده سرمایه انسانی باشد و چه صرفاً جابه‌جایی داخلی، الگوی همبستگی اجتماعی را تغییر می‌دهد.

زخمی که از بمب عمیق‌تر است

شاید جدی‌ترین تهدید برای انسجام اجتماعی ایران، نه خود جنگ که گفتمان پیرامون آن است. در ۴۰ روز جنگ، شکاف‌های موجود در جامعه عمیق‌تر شد: کسانی که جنگ را فرصت می‌دیدند، کسانی که آن را فاجعه می‌دانستند، کسانی که از حاکمیت دفاع کردند، کسانی که از مهاجمان حمایت کردند، و طیف وسیعی که در میانه ایستادند و هر دو سو را نقد کردند. این چندپارگی در شبکه‌های اجتماعی به شکل تخریب متقابل بروز کرد. خانواده‌هایی که اعضایشان بر سر تحلیل جنگ به یکدیگر پشت کردند، دوستی‌هایی که در فضای مجازی پایان یافت، و محله‌هایی که در سکوتی سنگین فرورفتند، نمونه‌هایی از این شکاف هستند.

پرسش اصلی این است: اگر دور سوم جنگ آغاز شود، با کدام سرمایه از همبستگی به استقبالش می‌رویم؟ کارشناسان حوزه روان اجتماعی و مددکاری معتقدند نخستین گام، جداکردن قضاوت سیاسی از همدردی انسانی است. کسی که در جنگ خانه‌اش را ازدست‌داده، فرزندش را به خاک سپرده، یا روزها در خانه دیگران مانند مهمان ولی در واقع پناهنده گذرانده، پیش از هر چیز نیازمند شنیده‌شدن است، نه ارزیابی موضع سیاسی‌اش. «دکتر مصطفی اقلیما»، چهره شناخته‌شده مددکاری اجتماعی ایران، بارها تأکید کرده که جامعه ایرانی در بزنگاه‌های بحران (از زلزله بم تا سیل گلستان) ظرفیت بالایی برای همبستگی نشان داده است. ظرفیتی که در شرایط جنگی باید آگاهانه بازیابی شود.

در کنار این، نقش رسانه‌ها در کاهش خشم متقابل تعیین‌کننده است. رسانه‌ها در فضای جنگی می‌توانند به دو شکل عمل کنند: یا با تشدید روایت‌های دوقطبی، شکاف‌ها را عمیق‌تر کنند، یا با روایتگری انسانی از تجربه شهروندان عادی، اعتماد و همدلی را زنده نگه دارند. تجربه «پیام ما» و رسانه‌های توسعه‌محور نشان داده که زاویه «انسان در میان بحران» می‌تواند گفت‌وگوی ملی را از خط‌کشی‌های مرسوم رها کند و فضایی برای شنیده‌شدن همه طیف‌ها فراهم آورد.

بازفعال‌سازی شبکه‌های محلی، گام دیگری است که اهمیت آن در جنگ ۴۰ روزه به‌روشنی دیده شد. در نبود ساختار دولتی کارآمد در بسیاری از شهرها، این شبکه‌های محلی، گروه‌های مردمی، خیریه‌ها و حتی همسایگان بودند که توزیع غذا، پناه‌دهی و حمایت روانی را برعهده گرفتند. این سرمایه اجتماعی غیررسمی، شکننده اما حیاتی است و حفظ آن نیازمند سیاست‌گذاری هوشمندانه و پشتیبانی نهادهای مدنی است.

در سطح خدمات، گسترش دسترسی به خدمات سلامت روان رایگان و در دسترس ضرورتی انکارناپذیر است. پس از جنگ ۴۰ روزه، نیاز به مشاوره روان‌شناختی به طور بی‌سابقه‌ای افزایش‌یافته، اما هزینه بالای جلسات روان‌درمانی و کمبود متخصص در شهرستان‌ها، دسترسی را محدود کرده است. خط‌های تلفنی اورژانس اجتماعی، گروه‌های حمایت روانی محلی و آموزش روان‌یاران داوطلب، ابزارهای کم‌هزینه اما مؤثری هستند که سازمان بهزیستی و وزارت بهداشت می‌توانند فعال‌تر کنند.

سرانجام، شکل‌گیری روایت‌های مشترک از تجربه جنگ، شاید مهم‌ترین کار درازمدت باشد. جامعه‌ای که داستان جنگش را تنها از زبان حاکمیت یا تنها از زبان مخالفان می‌شنود، دچار سوگ ناتمام می‌شود. روایت‌های متکثر و انسانی، در ادبیات، سینما، روزنامه‌نگاری و حافظه شفاهی به جامعه اجازه می‌دهد تجربه‌اش را معنا کند و از آن عبور کند، بدون آنکه از خود تهی شود.

پرسشی که نباید بی‌پاسخ بماند

ایران در آستانه خرداد سال ۱۴۰۵ نه در صلح است و نه در جنگ. آتش‌بس کنونی، به گفته بسیاری از تحلیل‌گران، یک وقفه تاکتیکی است، نه پایان درگیری. در چنین شرایطی، گفت‌وگوی ملی درباره چگونگی زندگی در سایه تهدید مداوم، باید از حاشیه به متن بیاید. پرسش پیش روی جامعه ایران این است: آیا می‌توانیم پیش از آنکه جنگ سوم (اگر در کار باشد) از راه برسد، آنچه را در دو جنگ پیشین ازدست‌رفته بازیابی کنیم؟ آیا می‌توانیم بدون آنکه منتظر تصمیم‌های پایتخت‌های دور باشیم، در محله‌ها، خانواده‌ها و رسانه‌ها، شبکه‌ای از همدلی بسازیم که در روزهای سخت، تنها سرمایه واقعی ما باشد؟
تجربه نشان داده که در جنگ، آنچه می‌ماند نه ساختمان‌ها است و نه شعارها؛ بلکه پیوندهایی است که مردم میان خود حفظ کرده‌اند. ساختن این پیوند، شاید مهم‌ترین کار توسعه‌ای روزهای پیش رو باشد.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

مطالبه‌گــــری کِی به نتیجه می‌رسد؟

تأکید بر نقش شهروندان در حل مسائل، در نشست «مؤسسه رحمان»

مطالبه‌گــــری کِی به نتیجه می‌رسد؟

کرمان‌پور روایت کرد: وضعیت سلامتی رهبر انقلاب در روز نهم اسفند؛ «اتفاق خاصی رخ نداده بود»

اظهارات مدیر مرکز روابط عمومی وزارت بهداشت در گردهمایی «راویان ایران»

کرمان‌پور روایت کرد: وضعیت سلامتی رهبر انقلاب در روز نهم اسفند؛ «اتفاق خاصی رخ نداده بود»

ابهام در افزایش حق مسکن بازنشستگان تأمین اجتماعی

واکنش به اطلاعیه اخیر سازمان تأمین اجتماعی

ابهام در افزایش حق مسکن بازنشستگان تأمین اجتماعی

بازسازی یا بازتولید شکنندگی؟

بازسازی یا بازتولید شکنندگی؟

نبرد حقوقی با شبکه‌های اجتماعی

اسنپ‌چت، یوتیوب و تیک‌تاک شکایت مربوط به آسیب به دانش‌آموزان را به طور توافقی حل‌وفصل کردند

نبرد حقوقی با شبکه‌های اجتماعی

نگهبانان میراث یک سرزمین

روایتی انسانی از آسیب جنگ به موزه‌ها و میراث‌فرهنگی ایران

نگهبانان میراث یک سرزمین

سوءتفاهم اینترنـــــــت

کارشناسان و فعالان حوزه فناوری، تصمیم مسئولان به ادامه قطع اینترنت را به چالش کشیدند

سوءتفاهم اینترنـــــــت

نگاهداری: انقلابی‌گری به معنای بیان حرف‌های شاذ و بی‌قاعده نیست

رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس

نگاهداری: انقلابی‌گری به معنای بیان حرف‌های شاذ و بی‌قاعده نیست

راه پرچالش تأمین تجهیزات پزشکــی

«پیام ما» از وضعیت تأمین کالاها و اقلام موردنیاز سلامت کشور در شرایط پس از جنگ گزارش می‌دهد

راه پرچالش تأمین تجهیزات پزشکــی

پایان عصر بنزین در «استانبول»

گزارش میدانی «پیام ما» از افزایش خودروهای برقی در ترکیه

پایان عصر بنزین در «استانبول»

بیشترین نظر کاربران

رؤیای سلامت

رؤیای سلامت