مدیریت روایت میتواند برند گردشگری ایران را نجات دهد؟
دوگانه آوار و آوازه
۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۰:۴۴
درحالیکه آمارها از پتانسیل بالای ایران برای جهش در بازار گردشگری پسابحران حکایت دارند، سایه تنشهای نظامی و آسیب به برخی زیرساختهای میراثی، تصویر «ایرانِ امن» را در رسانههای جهانی با چالشی بیسابقه روبرو کرده است. ثبت ملی ۱۳ هزار و ۵۰۰ مکان آسیبدیده تحت عنوان «مکان - رویداد» و پیشنهاد معرفی «کاخ گلستان» بهعنوان نماد تابآوری تمدنی، نشان میدهد که دستگاههای متولی به این درک رسیدهاند که در دنیای امروز، «جنگ روایتها» بهاندازه حفاظت فیزیکی از بناها اهمیت دارد. اما پرسش اصلی اینجاست: آیا دیپلماسی فرهنگی ما توانِ تبدیلِ «تصویر تخریب» به «محرک همبستگی جهانی» را دارد؟
نشانههای بازگشت بازار؛ ایران در حاشیه یک فرصت
در نشست اخیر شورای مدیران معاونت گردشگری، «انوشیروان محسنیبندپی» اعلام کرد زیرساختها و برنامهریزیهای کلان برای جهش گردشگری ایران «آماده» است. او با اشاره به رشد ۴۸.۵ درصدی ورود گردشگران خارجی در فروردین سال گذشته، این عدد را نشانهای از وجود تقاضای واقعی برای سفر به ایران دانست؛ آنهم در شرایطی که بخشی از منطقه با ناامنی، محدودیتهای سفر و فضای نامطمئن سیاسی روبهرو بوده است.
به گفته او، با فروکشکردن فضای جنگی، ایران باید آمادگی پذیرش «موج تازه گردشگران» را داشته باشد؛ موجی که تحقق آن، بیش از هر چیز به مدیریت تصویر ایران در جهان، معرفی هدفمند ظرفیتها و آمادهسازی دقیق زیرساختها وابسته است. دعوت از ۱۶ تورگردان از ۲۶ کشور جهان، یکی از مهمترین اقداماتی بود که در این راستا انجام شد؛ اقدامی که هم به آشنایی حرفهایها با مقصد ایران کمک کرده و هم میتواند روایتهای میدانی و مثبت آنها را به بازار جهانی منتقل کند.
این تحولات، در کنار روندهای جهانی سفر، نشان میدهد که ایران در دوره پسابحران میتواند دوباره خود را بهعنوان یک مقصد فرهنگی، تاریخی و تجربهمحور مطرح کند؛ مشروط بر اینکه برند ملی گردشگری تقویت و روایت بینالمللی آن به طور حرفهای مدیریت شود.
تخریب میراث؛ ضربه به حافظه، آزمون برای برند
همزمان، جنگ و آسیبهایی که به بخشی از بناها و محوطههای تاریخی وارد شده، چالشی تازه در برابر تصویر جهانی ایران ایجاد کرده است. تخریب میراث، در نگاه افکار عمومی جهانی، تنها ازدسترفتن چند بنا نیست؛ تخریب بخشی از حافظه تاریخی و هویت فرهنگی یک ملت است؛ همان هویتی که بخش مهمی از جذابیت گردشگری ایران روی آن بنا شده است.
همین نگرانی، محور اصلی نشست تخصصی «کیهان فرهنگ در مهآلودگی جنگ» در مجموعه جهانی کاخ گلستان بود. حضور نمایندگان دستگاههای مسئول، یونسکو و نهادهای بینالمللی در این نشست، نشان میداد که موضوع تنها «ثبت خسارت» نیست، بلکه بحث بر سر چگونگی روایت آن برای جهان است.
«علی دارابی»، معاون میراثفرهنگی، در این نشست بر ضرورت اطلاعرسانی بینالمللی تأکید کرد و گفت باید با بهرهگیری از رسانه، هنر و مستندنگاری، تصویری دقیق و مستند از تخریبها ارائه کرد. نتیجه این گفتوگوها، تدوین یک برنامه ۱۷ بندی برای هماهنگی دستگاهها در حوزه مستندسازی و گزارشدهی بود؛ اقدامی که اگر بهطورجدی اجرا شود، میتواند پایهای برای بازسازی اعتماد جهانی نسبت به رویکرد ایران در حفاظت از میراثش باشد.
پیام روشن است: جهان فقط جاذبهها را نمیبیند، شیوه حفاظت از آنها را هم میسنجد. اگر تخریبها روایت نشوند و مستند نباشند، تصویر شکلگرفته از ایران، ناگزیر ناقص و نگرانکننده خواهد بود.
از «ثبت مکان رویداد» تا دیپلماسی فرهنگی
یکی از تصمیمهای مهم طرحشده در نشست کاخ گلستان، ثبت ملی ۱۳ هزار و ۵۰۰ مکان آسیبدیده بهعنوان «مکان رویداد» است؛ رویکردی که در بسیاری از کشورها برای ثبت وقایع تاریخی و بحرانها به کار میرود. در این شیوه، مکان آسیبدیده، تنها یک نقطه تخریبشده نیست، بلکه به سندی تاریخی و بخشی از روایت ملی تبدیل میشود؛ روایتی که برای شهروندان امروز و پژوهشگران فردا قابلاستناد است.
از سوی دیگر، وزارت امور خارجه گزارشی ۱۲۰ صفحهای از خسارتها تهیه و برای سفارتخانهها و نمایندگیهای ایران ارسال کرده است؛ اقدامی که بُعد دیپلماسی فرهنگی ماجرا را تقویت میکند و زمینهای برای گفتوگو با نهادهای بینالمللی فراهم میآورد.
تأکید کارشناسان بر تسریع در تهیه نقشهها، فرمهای ارزیابی و گزارشهای فنی برای ارائه به یونسکو نیز نشان میدهد که پرونده میراث آسیبدیده ایران وارد مرحلهای تخصصی شده است؛ مرحلهای که در آن هر سند و تصویر میتواند به معنای یک فرصت یا یک غفلت تاریخی باشد.
در همین نشست، پیشنهاد شد کاخ گلستان بهعنوان «نماد آسیبدیدگی میراث تمدنی ایران» در سطح جهانی معرفی شود؛ نمادی که بتواند گستره خسارتها و ضرورت حمایت از میراث ایران را در قالب یک تصویر قابلدرک به جهان منتقل کند.
این انتخاب از دو جهت اهمیت دارد: نخست، کاخ گلستان یکی از شناختهشدهترین آثار ثبت جهانی ایران است و نام آن برای مخاطب بینالمللی ناآشنا نیست. دوم، استفاده از یک نماد واحد، پیام را متمرکزتر و روایت را قابلفهمتر میکند. در کنار برنامهریزی برای برگزاری نمایشگاه در یونسکو و دعوت از نمایندگان کشورها، چنین نمادی میتواند به محور یک گفتوگوی جهانی درباره صیانت از میراثفرهنگی ایران تبدیل شود.
جایی که روایت تعیینکننده است
آینده گردشگری ایران در نقطه تقاطع دو جریان قرار دارد: ازیکطرف، تلاش برای توسعه زیرساختها، جذب گردشگران بیشتر و استفاده از ظرفیتهای متنوع طبیعی و فرهنگی؛ و از طرف دیگر، مدیریت پیامدهای تخریب میراث و حساسیت فزاینده گردشگران نسبت به امنیت فرهنگی و احترام به تاریخ.
گردشگری فرهنگی بر پایه اعتماد شکل میگیرد؛ اعتمادی که به مسائلی چون ثبات، امنیت، حفاظت از میراث و نحوه روایت با جهان وابسته است. تخریب آثار تاریخی، اگر بدون توضیح، مستندسازی و گفتوگو رها شود، میتواند به عامل بازدارنده سفر تبدیل شود؛ اما همین واقعیت، اگر بهدرستی روایت شود، میتواند به محرک توجه جهانی و همبستگی فرهنگی بدل شود؛ تجربهای که در برخی کشورها پس از بحران شاهد آن بودهایم. به بیان دیگر، مسئله تنها این نیست که «چه تعداد بنا آسیبدیدهاند»، بلکه این است که چگونه درباره آنها حرف میزنیم و چه برداشتی در ذهن جهان شکل میدهیم.
انتخاب میان فراموشی و روایت
آنچه امروز پیش روی گردشگری و میراثفرهنگی ایران قرار دارد، فقط یک مسئله اجرایی یا فنی نیست؛ بلکه یک انتخاب راهبردی است. انتخاب میان رهاکردن روایت به دست تصاویر پراکنده و خبرهای کوتاه، یا ساختن روایتی دقیق، انسانی و مستند از آنچه بر میراث این سرزمین گذشته است.
ایران در آستانه دوران پسابحران، همزمان دو پیام متضاد به جهان مخابره میکند: از یک سو آمادگی برای میزبانی از گردشگران و بازگشت به نقشه سفرهای جهانی، و از سوی دیگر، تصاویر آسیبدیدگی بناهایی که حامل تاریخ و هویت آن هستند. آنچه این دو پیام را به هم پیوند میدهد یا در برابر هم قرار میدهد، مدیریت روایت است.
اگر روایت تخریبها، ساخته نشود، تصویر ایران در ذهن مخاطب جهانی، تصویری مبهم، ناامن و نگرانکننده خواهد بود؛ تصویری که مستقیماً بر تصمیم گردشگران، سرمایهگذاران و نهادهای فرهنگی اثر میگذارد. اما اگر این روایت بهدرستی، با سند، تصویر و گفتوگو ارائه شود، همان آسیبها میتوانند به نقطه تمرکز توجه جهانی و حتی عاملی برای تقویت گردشگری فرهنگی بدل شوند.
در چنین وضعیتی، حفاظت از میراثفرهنگی فقط به مرمت دیوارها و بناها محدود نمیشود؛ حفاظت از معنا، حافظه و تصویر ایران در جهان نیز بخشی از این مسئولیت است. آینده گردشگری ایران نه صرفاً در تعداد پروازها و هتلها، بلکه در این پرسش تعیین میشود که جهان، روایت ایران از جنگ، میراث و تابآوری را چگونه میشنود و چگونه به یاد خواهد آورد.
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
هشت غار سمنان زیر ذرهبین مستندسازی علمی
کشف تازه باستانشناسی در بریتانیا
نشانههای نجومی پیش از استونهنج آشکار شد
میراث فرهنگی و گردشگری
گردشگری در مسیر تقویت دیپلماسی فرهنگی|پیام ما
نگاهی بر کتاب «ردِّ پای دستها»
روایتی از زیستیک نهاد فرهنگی در دل محله
انتشار نسخهی انگلیسی کتاب «وقتی گنجشکها مضطرب میشوند»
چالشهای حراست از بافت تاریخی کرمان
هشدار درباره ساختوسازهای بلندمرتبه در بافت تاریخی کرمان
گنبد سلطانیه میراث مشترک جهانیان است
پیوند هنر و گردشگری؛
ظرفیت مشترک صنایع دستی و میراث تاریخی برای رونق توریسم فارس
اجرای «در جستوجوی حقیقت در خاک جنوب» در موزه هنرهای معاصر تهران
توسعه زیرساختهای گردشگری
توافق دو استان برای توسعه کریدور گردشگری ریلی اردبیل–مشهد
وب گردی
- بهترین مدل شومیز برای افراد چاق؛ 10 مدل ترند 1405
- جنس سیم چه تأثیری در کیفیت برق رسانی دارد؟
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی بیشتر
بیشترین نظر کاربران
نگرانی از مرمت نمایشی
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید