بازآفرینی شهری کودک‌محور





بازآفرینی شهری کودک‌محور

۱۶ مهر ۱۴۰۴، ۱۶:۵۴

از تصویب و ابلاغ دستورالعمل و اسناد و قوانینی چون دستورالعمل شهرهای دوستدار کودک (۱۳۹۷)، قانون حمایت از اطفال و نوجوانان (۱۳۹۹)، سند الزامات و ضوابط عام شهر دوستدار کودک (۱۴۰۰)، شیوه‌نامه تهیه اطلس شهری کودکان و نوجوانان (۱۴۰۰) و شیوه‌نامه تشکیل شورای مشورتی شهری کودکان و نوجوانان (۱۴۰۲) چند سالی می‌گذرد، ­اکنون مجدد به روز و هفته ملی کودک رسیده‌ایم و پیشرفت چندانی حتی در سطح ستادی (پیگیری، نظارتی، هماهنگی) از آن شاهد نیستیم و آنچه هست، اقدامات پراکنده و پروژه‌ای در برخی شهرها یا برگزاری تعدادی همایش است که البته چندان نقش مفیدی برای ترویج و آموزش شهر دوستدار کودک هم ایفا نمی‌کنند.

ابتدا شرح حالی از وضعیت موضوع شهر دوستدار کودک به این مناسبت مطرح شد تا هشدار و تذکری مجدد باشد، اما آنچه این جستار بر آن متمرکز است، توجه به اولویت فضایی و برنامه‌ای و گروه هدف در چارچوب شهر دوستدار کودک است.

از نظر گروه هدف، قانون حمایت از اطفال و نوجوانان بر کودکان در شرایط دشوار و با نیازهای ویژه تأکید دارد که شامل کودکانی در این وضعیت‌ها می‌شود: خشونت، طرد، محرومیت از تحصیل و ترک تحصیل، در معرض بزه‌ و آسیب قرار گرفتن، مورد بی‌توجهی برای وظایف قانونی و شرعیِ والدین قرار گرفتن، آزار و سوءاستفاده، مسائل و دشواری‌های کودکان با نیازهای ویژه (جسمی یا ذهنی یا بیماری‌های خاص و صعب‌العلاج) ، ­وضعیت‌های زیانباری چون فقر شدید و آوارگی و مهاجرت و پناهندگی و بی‌تابعیتی، درگیری خانواده با اعتیاد یا قمار، بهره‌کشی و استثمارِ کودک. یونیسف(صندوق کودکان ملل متحد) و برنامه اسکان بشر ملل متحد(هبیتات) نیز در چهارچوب‌ها و دستورکارهای شهر دوستدار کودک تأکید کرده‌اند هر جامعه متناسب با شرایط خود باید الویت‌های شهر دوستدار کودک و رویکرد آن را مشخص کند و به‌صورت خاص، تأکید شده در جوامعی که موضوع فقر کودکان و کودکان کار مسئله‌ای جدی است، باید برنامه شهر دوستدار کودک متمرکز بر آن باشد و هم تمرکز بر فقرزدایی از طریق اولویت‌بخشی به کودکان را جزو برنامه‌های پایه‌ای خود قرار داده‌اند. اصولاً شهر دوستدار کودک در ذیل دستورکار جدید شهری برای توسعه پایدار و اهداف هفده‌گانه آن تعریف می‌شود که هدف نخست آن پایان دادن به فقر و تمامی اشکال آن و هدف دوم آن پایان دادن به گرسنگی، دستیابی به امنیت غذایی و بهبود تغذیه و هدف سوم آن تضمین زندگی سالم و رفاه برای همه و هدف دهم آن کاهش نابرابری است.

از نظر فضایی نیز اولویت با اجتماعات، سکونتگاه‌ها، محله‌ها و محدوده‌هایی است که با مسئله فقر، محرومیت و نابرابری مواجه‌اند. همان محدوده‌ها و محلاتی که اصطلاحاً هدف بازآفرینی یا نیازمند احیا، بهسازی، نوسازی و توانمندسازی نامیده شده‌اند و بنابر اصطلاحات اسناد رسمی سیاستی شهری در ایران، شامل بافت‌های فرسوده میانی، سکونتگاه‌های غیررسمی، محدوده و محلات دارای مخاطرات و بافت‌های تاریخی هستند. گرچه بهتر است برای پیشگیری از بار منفی اصطلاحات و عدم برچسب‌زنی و داغ ننگ، ­از اصطلاحاتی چون بافت‌های نیازمند بهسازی و نوسازی برای بافت‌های فرسوده میانی، ­سکونتگاه‌های مردمی برای سکونتگاه‌های غیررسمی (Informal Settelment) و محلات نیازمند توسعه برای زاغه‌های شهری(Urban Slum) استفاده کرد.

از نظر برنامه‌ای نیز سند الزامات و ضوابط عام شهر دوستدار کودک بر پاسخ به مسائل کودکان در شرایط دشوار و با نیازهای ویژه و رفع تبعیض و توجه به محلات حاشیه و سیاست‌های بازآفرینی تأکید کرده است و قانون حمایت از اطفال و نوجوانان نیز به توانمندسازی توجه ویژه داشته است.

منطق برنامه‌ریزی، یعنی تخصیص بهینه منابع، حکم می‌کند اولویت بر حمایت از گروه‌های کمتربرخوردار باشد و با توجه به ظرفیت سازمان‌های مردم‌نهاد حوزه کودک در ایران که عمدتاً به‌دلیل ژرفایش فقر، بر کودکان کار، دچار آسیب و فقیر متمرکز هستند. همچنین، ظرفیت اجرایی و ویژه شرکت بازآفرینی شهری ایران و تمرکز سیاستی در شهر دوستدار کودک، حول بازآفرینی انجام شود. علاوه‌برآن، ظرفیت‌های سازمان بهزیستی به بهزیستی محیطی و اجتماع‌محور در محلات و محدوده‌های حاشیه‌نشین معطوف شود و از امکانات وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی با رویکرد محیط‌های سلامت نیز بهره‌‌گیری شود.

درس‌آموخته‌های حاصل از طرح «تدوین برنامه اقدام بهبود وضعیت کودکان کار و خیابان در فضاهای شهری تهران» و تجارب جهانی و داخلی برای فقرزدایی و توسعه از طریق سرمایه‌گذاری بر کودکان، نظیر دیدگاه «جیمز هکمن»، برنده نوبل اقتصاد سال ۲۰۰۰ و طرح‌هایی چون طرح حمایت اجتماعی مدرسه‌محور (حامد) در وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی نشان می‌دهد برای پیشگیری از موروثی شدن فقر ضروری است با تمرکز بر کودکان در محلات هدف بازآفرینی، خروج کودکان از تله فضایی فقر را در دستورکار قرار گیرد.

رویکرد بازآفرینی کودک‌محور با تلفیق توانمندسازی اجتماعی و اقتصادی، بهبود محیطی (به‌جای صرف نوسازی ساختمانی) و مشارکت کودکان و نقشِ پیشرانِ آنها برای تحول می‌تواند شرایط تشدید فقر را که نمود آن را در آمار محرومیت از تحصیل و تصاحب بخش عمده سهمیه دانشگاهی توسط دهک‌های با درآمد بالا می‌بینیم، تعدیل کند و با ظرفیت سازمان‌های مردم‌نهاد حوزه کودک و کودکان کار و دچار آسیب، تحرک اجتماعی ایجاد کند.

 

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زندگی در تعلیق

زندگی در تعلیق