بایگانی

ایلام در سیل

بارندگی از دو شب گذشته تاکنون در استان اوج گرفته و در مناطق جنوبی استان ایلام منجر به جاری شدن سیلاب، خسارت به روستاها و اراضی کشاورزی مردم شده است.
به‌گزارش سازمان جمعیت هلال‌احمر استان لرستان، با شدت گرفتن بارش‌ها حجم سیلاب در مسیل‌های استان ایلام بالا رفته است. روستاهای «شیخ‌مکان» و «کله‌جوب» در شهرستان دره‌شهر دچار آبگرفتگی شده‌اند. بخشی از زمین‌های کشاورزی در مناطق مختلف استان از جمله در دهلران، آبدانان و دره‌شهر خسارت دیده‌اند. حجم آب ورودی به شهرها و روستاها باعث طغیان رودخانه‌های فصلی شده است. همچنین، مسیرهای مواصلاتی شهرستان‌های جنوبی استان ایلام به‌شدت لغزنده است و لازم است همشهریان از تردد غیرضروری خودداری کنند. به‌گفتهٔ مدیرکل راهداری و حمل‌ونقل جاده‌ای استان، ریزش‌برداری در ۵۹ مقطع از محورهای ایلام انجام شده است. «سیدزاهدین چشمه‌خاور» همچنین اعلام کرده است با وجود ادامهٔ بارش‌ها، همهٔ راه‌های اصلی، فرعی و روستایی استان باز است و تردد در آن‌ها جریان دارد.

امدادرسانی به ۲۰ نفر
طبق گزارش هواشناسی طی دو روز گذشته در مناطقی مثل «دشت چمران» و «آبدانان» بیش از صد میلی‌متر بارندگی و در مناطقی مثل «دره‌شهر» بیش از ۹۵ میلی‌متر بارندگی ثبت شده است.
طبق اعلام استانداری این استان، در پی بارش‌های شدید باران و طغیان رودخانه‌ها در منطقهٔ شیخ‌مکان دره‌شهر به برخی از مزارع گندم این منطقه خسارت وارد شده است. همچنین، سرپرست جمعیت هلال‌احمر استان ایلام امدادرسانی نجاتگران هلال‌احمر استان ایلام به ۲۰ نفر متأثر از سیل و آبگرفتگی و تخلیهٔ آب چهار منزل مسکونی در شهرستان‌های ایلام و دره‌شهر انجام شده است.

بیشترین خسارت سیلاب در استان ایلام مربوط به اراضی کشاورزی است، اما سازمان جمعیت هلال‌احمر ناچار به توزیع محدود برخی از اقلام مانند پتو و چادر نیز شده است

به‌گفتهٔ «ایلام حمزه محمدی‌مقدم» با توجه به ورود سامانهٔ بارشی از روز گذشته به استان و بارش شدید باران، برخی از منازل مسکونی در شهرستان‌های ایلام و دره‌شهر دچار آبگرفتگی شدند که بلافاصله تیم‌های عملیاتی سیلاب اعزام شدند: «تاکنون امدادرسانی به ۲۰ نفر متأثر از سیل و آبگرفتگی و تخلیهٔ آب چهار منزل مسکونی در شهرستان‌های ایلام و دره‌شهر انجام شده و نجاتگران هلال‌احمر عشایر منطقهٔ «کره پو» شهرستان چوار را ارزیابی کردند، همچنین شش تخته پتو، چهار تخته موکت و یک شعله والر در بین سیل زدگان توزیع شده است.»

به‌گفتهٔ او در پی اعلام هشدار سطح قرمز هواشناسی و مدیریت بحران استانداری از شعبه و پایگاه‌های امدادی شهرستان‌های بدره، دره‌شهر، آبدانان، ایوان، مهران و دهلران بازدید کردند. بارندگی از روز چهارشنبه در استان ایلام آغاز شده است و طبق اعلام هواشناسی تا روز شنبه در استان ادامه دارد.

مازندران منتظر سیلاب
به‌نظر می‌رسد در شمال کشور هم بارندگی‌ها دردسرآفرین شده است. مدیریت بحران استانداری مازندران نیز با اشاره به هشدارهای هواشناسی مبنی‌بر وقوع سیلاب محلی از آماده‌باش شهرستان‌های مازندران برای مقابله با سیلاب احتمالی خبر داد.
به‌گفتهٔ «حسینعلی محمدی» براساس پیش‌بینی هواشناسی استان، با عبور سامانهٔ سرد بارشی از روز جمعه ۲۷ بهمن تا اواخر وقت یکشنبه ۲۹ بهمن شاهد بارش متناوب باران، کاهش محسوس دما، وزش باد به نسبت شدید و در بلندی‌ها و مسیرهای کوهستانی مه‌گرفتگی با بارش برف و کولاک در نیمهٔ غربی و مرکزی و همهٔ مناطق استان خواهیم بود: «در این مدت آبگرفتگی در مناطق ساحلی و جلگه‌ای، بالا آمدن رودخانه‌ها، اختلال در تردد و لغزندگی در بلندی‌ها و مسیرهای کوهستانی به‌دلیل کاهش دما، بارش و کولاک برف و یخبندان، افزایش مصرف حامل‌های انرژی به‌سبب کاهش محسوس دما از پیامدهای این سامانهٔ بارشی است.»

شهرها و روستاهای دو استان کرمانشاه و کهگیلویه‌وبویراحمد نیز دچار آبگرفتگی سنگین در معابر شدند

براساس آنچه وب‌سایت خبری استانداری مازندران به‌نقل از محمدی نوشت، رانندگان هنگام تردد در جاده‌های استان به‌ویژه در راه‌های کوهستانی و هنگام شب، ضمن رعایت نکات ایمنی و به‌همراه داشتن زنجیرچرخ، پوشاک گرم، و وسایل زمستانی با کسب اطلاعات از مسیر و بااحتیاط کامل رانندگی کنند: «در این مدت کوهنوردان و طبیعت‌گردان به‌جد از صعود به بلندی‌ها و مناطق کوهستانی و تردد و برپایی چادر و اقامت در فضاهای باز خودداری کنند.»

مدیرکل مدیریت بحران استانداری مازندران گفت: «دامداران، دام‌های خود را به دور از حاشیهٔ رودخانه‌ها، دهانهٔ مسیل‌ها، نقاط مرتفع، فضای باز و در مناطق امن نگهداری کنند. صاحبان سالن‌های پرورش گل و گیاه و پرورش دام و پرنده نسبت به آماده‌سازی سامانه‌های گرمایشی و تنظیم دما و استحکام سالن‌ها تدابیر و اقدام احتیاطی لازم را انجام دهند. با توجه به پیش‌بینی مواج شدن دریای خزر از قایقرانی ماهیگیری و انجام ورزش‌های آبی در این مدت به‌طور جدی خودداری کنند. شهرداران در این مدت نسبت به پاکسازی جوی‌ها و کانال‌های هدایت آب‌های سطحی و نیز بازدید و مقاوم‌سازی داربست‌ها، سازه‌های موقت، تابلوها و بیلبوردهای تبلیغاتی سطح شهرها اقدام کنند. نیروهای خدماتی و امدادی استان با تمام قوا و تجهیزات آمادهٔ خدمات‌رسانی درصورت وقوع سیلاب احتمالی هستند.»

هشدار به لرستان
هشدارهای هواشناسی برای غرب کشور نیز صادر شده است. مدیرکل مدیریت بحران استانداری لرستان نیز هشدار داده است که با توجه به شدت بارندگی، هشدار قرمز هواشناسی تا پایان روز شنبه در استان صادر شده است.
خبرگزاری مهر به‌نقل از «مهدی پازوکی» نوشت: بارش باران از چهارشنبه‌شب لرستان را فراگرفته و تاکنون بارندگی خوبی ثبت شده است و اکنون هستهٔ اصلی بارندگی‌ها در این استان فعال شده است. شدت بارش باران تا فردا در لرستان ادامه‌ خواهد داشت و آب‌گرفتگی معابر و سیلابی شدن رودخانه‌ها دور از انتظار نیست. همچنین، با توجه به تودهٔ هوای سرد احتمال بارش برف در گردنه‌ها و مناطق کوهستانی استان وجود دارد. تاکنون میزان بارش باران ۵۰ میلی‌متر گزارش شده است و پیش‌بینی می‌شود تا پایان امروز ۳۰ میلی‌متر دیگر به آن افزوده شود.»
به‌گفتهٔ پازوکی، اکنون راه دو روستای «سرانبار» بخش «سرنجه زیودار» و «سرفراش» شهرستان «معمولان» بسته است و گردنهٔ «پای آستانه» شهرستان کوهدشت به‌دلیل ایمنی بیشتر بسته شده و تردد از مسیر جایگزین انجام خواهد شد. با توجه‌ به اینکه امشب هم بارش در لرستان ادامه خواهد داشت، در گردنه‌ها و جاده‌ها بارش برف و در پی آن لغزنده بودن مسیرها پیش‌بینی‌ شده است. مردم از تردد غیرضرور خودداری کنند و درصورت ناگزیر بودن تردد، همراه داشتن زنجیرچرخ و تجهیزات گرمایشی ضروری است.»

همچنین، براساس تصاویر منتشرشده در خبرگزاری‌های کشور، شهرهای استان‌های کرمانشاه و کهگیلویه‌وبویراحمد نیز دچار اّبگرفتگی در معابر و جاده‌های دسترسی شدند.
طی دو روز گذشته، هشدارهای هواشناسی مبنی‌بر احتمال وقوع سیلاب در استان‌های غربی کشور صادر شده بود. همچنین رئیس سازمان امداد و نجات هلال‌احمر از آماده‌باش عوامل امدادی هلال‌احمر در ۲۳ استان در پی اعلام هشدار هواشناسی خبر داده و گفته بود: «مردم این استان‌ها مراقب باشند و توصیه‌های ایمنی را جدی بگیرند. براساس اعلام هشدار هواشناسی پیش‌بینی شده است طی امروز چهارشنبه، پنجشنبه و جمعه با بارش رگباری باران، بارش برف، وزش شدید باد در ۲۳ استان کشور مواجه شویم.»

به‌گفتهٔ «بابک محمودی»، در استان‌های کردستان، همدان، کرمانشاه، لرستان، ایلام، کهگیلویه‌وبویراحمد، چهارمحال‌وبختیاری، نیمهٔ شمالی خوزستان، نیمهٔ جنوبی استان‌های آذربایجان‌شرقی، آذربایجان‌غربی و غرب اصفهان پدیدهٔ غالب بارش رگباری باران، بارش برف، وزش شدید باد خواهد بود: «جمعه در استان‌های گیلان، مازندران، کردستان، زنجان، کرمانشاه، قزوین، همدان، مرکزی، ایلام، لرستان، البرز، تهران، چهارمحال‌وبختیاری، کهگیلویه‌و‌بویراحمد، خوزستان، جنوب استان‌های اردبیل، آذربایجان‌غربی و آذربایجان‌شرقی، شمال فارس، نیمهٔ غربی اصفهان و شمال بوشهر نیز شاهد وزش شدید باد و بارش برف و باران خواهیم بود.»
رئیس سازمان امداد و نجات جمعیت هلال‌احمر با بیان اینکه امدادگران این سازمان در تمامی این استان‌ها به حالت آماده‌باش درآمده‌اند، گفت: تجهیزات و امکانات لازم برای پیشگیری یا مقابله با حوادث احتمالی در نظر گرفته شده است.

انسانِ خاکستری

«خاکستری» یک فیلم با زیرلایه‌­های منسجم در فیلمنامه است؛ یک تریلر روانشناسانه با دکوپاژی دقیق و تدوینی قابل ستایش که تماشاگر را به یک فرامتن انسانی دعوت می‌­کند. فیلم با یک تک‌­گویی فوق‌­العاده بر روی تصاویری از یک پالایشگاه نفتی در منطقهٔ آلاسکا و زندگی شخصی انسانی دورافتاده شروع می‌شود که برای ساختن یک شخصیت پیچیده و ناامید به‌شدت کافی است. به این عناصر نمایشی یک بازیگر توانمند را نیز اضافه کنید؛ «لیام نیسون» هنرمند بودن خود را یکبار دیگر به رخ کشیده و با جان‌بخشیدن به کاراکتر مرموزِ «جان اتوی» نشان داده که درخشش در فیلم‌­های «ربوده‌شده» و البته «فهرست شیندلر» به‌هیچ­‌وجه شانسی نبوده است. هنگامی که «جو کارناهان» و «یان مکنزی جفرز» براساس یک داستان کوتاه مشغول نگارش فیلمنامه بودند، خیال­شان از شخصیت اصلی راحت بود؛ زیرا می‌­دانستند ترسیم ذهنی یک فضای هیجانی و خشن را باید برعهده چه کسی بگذارند. بی‌­شک برگ برندهٔ تیم سازنده، انتخاب آقای بازیگر بوده است. او در فیلم «خاکستری» یک نقش چالشی و حساس را بسیار هنرمندانه و عمیق بازی کرده است.
باید به این نکته مهم اشاره کرد که فیلمنامه در راستای فرمی قرار گرفته که کارگردان مهندسی کرده و تدوین نیز به یاری سازنده آمده است تا هنرنمایی آنان را به بالاترین درجهٔ ممکن برساند. «خاکستری» برای جذب مخاطب، همهٔ عناصر دراماتیک را در خود دارد؛ از سقوط هواپیما تا جنگیدن با گرگ‎­های درنده و یک طبیعت وحشی، اما اینها همگی در سطح هستند. در عمق این فیلم یک چالش فکری نهفته است که بیننده با کشف آن به درون خود سفر خواهد کرد.
شخصیت از همان ابتدا با سکانس افتتاحیه به ما معرفی می‌شود و لحظه‌به‌لحظه تماشاگر را به خود نزدیک می‌­کند. یک شکارچی در قامت یک مزدور برای شرکت نفت کار می‎­کند. او قاتل گرگ‌هاست و به‌نقل از خودش از جانِ یک مُشت اراذل و اوباش حفاظت می‌کند! شخصیت اصلی در کشمکشی حل‌­نشدنی با خودش قرار دارد. او همسرش را از دست داده است و در اصل زندگی خود را بر باد رفته می‌­بیند؛ برای همین دلیلی برای ادامه دادن ندارد. او خودش را مقصر می‌­داند که کاری برای حفاظت از خانوادهٔ خود نکرده است و برای همین پایان‌ زندگی را انتخاب می‌کند، اما در واپسین لحظات تصویر همسرش را به یاد می‌­آورد که او را به نترسیدن فرامی‌­خواند. این تصویر تا انتها با او می‌ماند و دلیلی محکم برای ادامه دادن می‌­شود. از سوی دیگر رُباعی پدرش از کودکی با اوست که انگیزهٔ جنگیدن را در او دوچندان می‌­کند. او از پایان‌دادن به زندگی‌اش دست می‌کشد، اما هنوز ناامید است.
او همراه با همان آدم­‌های بی‌­اخلاق شرکت راهی سفر می‌­شود و اینجاست که هواپیما در برف و سرما سقوط می‌­کند تا پیرنگ فیلم در حصار گرگ­‌های وحشی نمایان شود. ریتم و دیالوگ‌­ها به‌درستی کاراکترها را راهبری کرده و موسیقی نقش مهمی در ساخت فضا دارد. انتخاب نماهای بسته به هیجان درونی فیلم کمک کرده است و تنها استفادهٔ اغراق‌­آمیز از زیستمندی همچون گرگ از منطق اثر می‌­کاهد. «آتوی» سعی می‌کند تا از جان همراهش دفاع کند، اما همگی از دست می‌روند تا او با درون خاکستری خودش تنها بماند.
بلندپروازی سازندگان «خاکستری» قابل تحسین است. آنان نخواسته‌اند یک فیلم ماجرایی و هیجانی معمولی را ارائه دهند. فیلم با فلسفهٔ روانشناسانه جاودان می‌­شود. زیرمتن این اثر بیان این نکته نیست که طبیعت، وحشی است و تو باید با آن بجنگی تا زنده بمانی، بلکه این هیولای درونی خودمان است که هر کسی باید آن را شکست دهد؛ وگرنه همچون یاران «آتوی» یکی پس از دیگری قربانی خواهیم شد. سازنده به‌درستی این دیدگاه را با کمک یک بیان سینمایی به فکر تماشاگر منتقل می‌­کند. «جان» تنها مانده و احساس درماندگی می‌کند، برای همین دست دعا و التماس به‌سمت آسمان دراز می‌کند، اما خبری از معجزه نیست. هرچه هست در درون خود «آتوی» است؛ اینگونه وحشت بر تن آدمی غلبه می‌­کند؛ تو تنها هستی و باید با درونت روبه‌رو شوی، از ناامیدی دست بکش و خودت را دریاب. «خاکستری» را باید تا انتهای تیتراژ تماشا کرد؛ این همان کلید طلایی فیلم است.

همین الان ترک کن!

یک گروه از محققان در کانادا و نروژ تحلیلی گسترده انجام دادند و به این نتیجه رسیدند که مهم نیست در چه سنی سیگار کشیدن را ترک می‌کنید، چون هر زمان که این کار را انجام دهید، احتمالاً چند سال به طول عمر خود اضافه خواهید کرد. البته هرچه زودتر سیگار را ترک کنید، سال‌های بیشتری به طول عمر خود اضافه کرده‌اید. 

«پرابات جها» (Prabhat Jha)، دانشمند بهداشت عمومی که در مرکز تحقیقات بهداشتی جهان در «یونیتی هلث» (Unity Health) تورنتو در کانادا فعالیت می‌کند، می‌گوید: «ترک سیگار به‌طرز عجیبی در کاهش خطر مرگ مؤثر است و مردم می‌توانند به‌سرعت از این پاداش استفاده کنند.» 

اگر یک سیگاری بتواند تا ۱۰ سال از این عادت بسیار اعتیادآور دوری کند، می‌تواند امیدوار باشد طول عمرش تقریباً به‌اندازهٔ کسی خواهد بود که در عمرش حتی یک‌بار هم لب به سیگار نزده است

جها و همکارانش می‌گویند که اگر یک سیگاری بتواند تا ۱۰ سال از این عادت بسیار اعتیادآور دوری کند، می‌تواند امیدوار باشد که طول عمرش تقریباً به‌اندازهٔ کسی خواهد بود که در عمرش حتی یک‌بار هم لب به سیگار نزده است. آنها در ادامه توضیح می‌دهند که اگر کسی در هر سنی سیگار را برای کمتر از سه‌ سال ترک کند، به‌طور بالقوه می‌تواند جلوی کاهش پنج‌ سال از عمر خودش را بگیرد و اگر کسی بتواند این کار را ۱۰ سال ادامه دهد، به‌احتمال زیاد یک‌دهه از زندگی‌اش را حفظ می‌کند و طول عمری شبیه به مردم عادی خواهد داشت. هرچه یک فرد سیگاری زودتر تصمیم بگیرد سیگار را کنار بگذارد، به‌طور کلی امید به‌ زندگی‌اش را افزایش خواهد داد.  

 

این نتایج امیدوارکننده، از مطالعهٔ شواهدی در نروژ، بریتانیا، ایالات متدهٔ امریکا و کانادا به‌دست آمده است. دانشمندان حوزهٔ سلامت به‌مدت ۱۵ سال داده‌های مربوط به ۱.۵ میلیون فرد بزرگسال را که در این کشورهای پردرآمد زندگی می‌کردند، مورد بررسی قرار دادند. محققان مرکز تحقیقات جهانی بهداشت در کانادا و دانشگاه نروژ نیز این داده‌ها را با توجه به خطرات کشیدن سیگار تجزیه و تحلیل کردند. 

سیگاری‌هایی که در این مطالعه مورد بررسی قرار گرفتند، بین ۴۰ تا ۸۰ سال سن داشتند و به‌طور متوسط ۱۲ تا ۱۳ سال از عمر خود را در مقایسه با افراد غیرسیگاری از دست داده بودند. بااین‌حال، آنهایی که به مدت ۱۰ سال سیگار را کنار گذاشته بودند، به‌نظر می‌رسید که تقریباً خطر مرگ به‌دلیل عوامل مرتبط با عادت قبلی‌شان از سرشان گذشته است. در این افراد، خطر مرگ ناشی از بیماری‌ها و تهدیدهای سلامتی که مستقیماً با سیگار کشیدن مرتبط است، مانند سکتهٔ مغزی، ایست قلبی یا سرطان به میزان قابل‌توجهی کاهش یافته بود. جها می‌گوید: «خیلی از مردم فکر می‌کنند که برای ترک سیگار، به‌خصوص در میانسالی، خیلی دیر شده است.» اما مطالعهٔ آنها با این طرز فکر در تضاد است. 

آنهایی که به مدت ۱۰ سال سیگار را کنار گذاشته بودند، به‌نظر می‌رسید که تقریباً خطر مرگ به‌دلیل بیماری‌ها و تهدیدهای سلامتی که مستقیماً با سیگار کشیدن مرتبط است، مانند سکتهٔ مغزی، ایست قلبی یا سرطان از سرشان گذشته است

مطالعات مشاهده‌ای قبلی نیز یافته‌های این مطالعهٔ جدید را پشتیبانی می‌کنند. در مطالعات قبلی هم مزایای ترک سیگار با افزایش قابل‌توجه امید به‌ زندگی همراه بود که گاهی اوقات این امید به‌ زندگی به ۱۰ سال می‌رسید. جها و همکارانش با تجزیه‌وتحلیل داده‌های مربوط به یک گروه بزرگ از بزرگسالان به اعداد مشابهی رسیدند که سایر پژوهشگران در مطالعات قبلی رسیده بودند. 

البته نتایجی که در این مطالعات به‌ آن دست یافته‌اند، به‌معنای آن نیست که عواقب سیگار کشیدن کاملاً قابل‌برگشت است. محققان می‌گویند در این تجزیه و تحلیل، خطر مرگ ناشی از بیماری‌های ریوی در بین سیگاری‌های سابق کاهشی قابل‌توجه به‌اندازهٔ سایر بیماری‌ها ندارد: «این موضوع، نشان‌دهندهٔ آسیب طولانی‌مدت و برگشت‌ناپذیر راه‌های تنفسی در اثر سیگار کشیدن را نشان می‌دهد.» 

اما باوجوداین، ترک سیگار همچنان بهترین گزینهٔ موجود برای بهبود وضعیت سلامت و عملکرد ریه‌ها در میان افراد سیگاری است. به‌عنوان مثال، اگر فردی که سنی بالاتر از ۴۰ سال دارد، به‌مدت ۱۰ سال سیگار را ترک کند، به‌طور بالقوه احتمال مرگ خود به‌دلیل سرطان را هشت سال به تعویق انداخته است. درصورتی‌که جامعهٔ آماری نشان می‌دهد افرادی در سن او که هرگز سیگار نکشیده‌اند، احتمال دارد ۱۲ سال بیشتر زندگی کنند. این به‌معنای آن است که کسانی که سیگار را ترک کرده‌اند، در ریسک مرگ بر اثر سرطان به‌نسبت افراد عادی، فقط چهار سال عقب هستند؛ درصورتی‌که سیگاری‌ها ۱۲ سال عقب هستند. 

 

برخی داده‌ها در مطالعات قبلی نیز نشان داده است کسانی که یک دهه از ترک‌کردن سیگارشان گذشته است، نصف افرادی که هنوز به سیگار کشیدن ادامه می‌دهند با خطر ابتلا به سرطان ریه روبه‌رو هستند و بعد از گذشت دو دهه خطر حملهٔ قلبی یا سکتهٔ مغزی برای افرادی که سیگار را ترک کرده‌اند، می‌تواند برابر با افرادی باشد که هرگز سیگار نکشیده‌اند. یافته‌های مطالعهٔ جدید همچنین نشان می‌دهد که چنین مزایایی می‌تواند حتی در زمانی کمتر محقق شود. 

جها می‌گوید: «کمک به ترک سیگار، یکی از مؤثرترین راه‌ها برای بهبود چشمگیر سلامتی است. اگر در نظر بگیریم که سیگار طوری طراحی شده است که بسیار اعتیادآور باشد، می‌توان بدون نگرانی از مورد قضاوت قرار گرفتن یا برچسب خوردن برای ترک کردن سیگار اقدام کرد.» 

 

منبع: 
متن اصلی این گزارش با عنوان Scientists Reveal What Happens to Your Life Expectancy When You Quit Smoking روز ۲۵ بهمن در Science Alert منتشر شده است. 

خشکسالیِ برفی

پاییز امسال چشم‌های زیادی به آسمان بود تا بلکه بالاخره زمستان با سرما شروع شود و بارش باران و برف شدت بگیرد. بالاخره بهمن‌ماه با باران و برف از راه رسید و مانند همیشه این دردسرهایی هم در شهرها و روستاهای استان‌های مختلف کشور شروع شد. با‌این‌همه به‌نظر می‌رسد این بارش‌ها هنوز هم به‌اندازه‌ای نیست که گره از چالش آبی ایران حتی برای تابستان پیش‌ِ رو باز کند. حالا رئیس مؤسسهٔ تحقیقات آب می‌گوید طی ارزیابی‌های اخیراً انجام‌شده سطح پوشش برفی در کشور روند منفی و نزولی دارد: «برف منبع تأمین آب کشور در تابستان است و مسئلهٔ خشکسالی برفی موضوع بسیار جدی است که با آن روبه‌رو هستیم. افزایش دمای هوا در کره زمین به‌ویژه محدودهٔ آسیا با پایین آمدن سطح پوشش برفی همراه شده است؛ طی ارزیابی‌های اخیر سطح پوشش برفی در کشور روند منفی و نزولی دارد.

 

وضعیت پیچیده

براساس آنچه وب‌سایت خبری مؤسسهٔ تحقیقات آب به‌نقل از «محمدرضا کاویان» نقل کرده است، رژیم بارشی کشور دچار نوسان شده است: «در هرکدام از فصول پاییز و بهار باید ۲۵ درصد آب موردنیاز کل سال کشور تأمین شود، اما در دو سال اخیر این فرمول تغییر کرده است؛ در شرایطی که در فصل تابستان پنج درصد منابع آبی کشور تأمین می‌شود، تابستان ۱۴۰۰ پربارش‌ترین فصل سال بود. در این شرایط تصمیم‌گیری بسیار دشوارتر و متناسب با این امر فعالیت‌ در بخش‌های مختلف از جمله کشاورزی پیچیده‌تر شده است. در کنار تغییر رژیم بارشی کشور، میزان بارندگی‌ها کاهش یافته است. این درحالی‌است که امروز با کاهش ۴۳ درصدی بارندگی‌ها نسبت به شرایط نرمال روبه‌رو هستیم و در این شرایط لازم است نسبت به ذخیره‌سازی و حفظ منابع آبی برای سال آبی پیش‌ رو، توجه بیشتری صورت گیرد.

کشور دارای مرزهای جغرافیایی بسیاری است که منتهی به دریاها می‌شود؛ خروجی منابع بارشی مختلفی که از کنار این سواحل عبور می‌کند، دریا است

با وجود انتقادات بسیار زیاد از میزان سدسازی در کشور کاویان سدهای کشور را یکی از بهترین و مفهمومی‌ترین ابزارها برای مقابله با شرایط موجود عنوان می‌کند: «خوشبختانه بسیاری از بارندگی‌های اخیر در حوضه‌های آبی سدهای کشور رخ داده است که پیامد خوبی است. کشور دارای مرزهای جغرافیایی بسیاری است که منتهی به دریاها می‌شود؛ خروجی منابع بارشی مختلفی که از کنار این سواحل عبور می‌کند، دریا است. بر این اساس، وزیر نیرو موضوع استفاده از این ظرفیت آبی را در خط مجاور سواحل که آب مناسب باکیفیت‌تری را داراست، مورد تأکید قرار داده است. استفادهٔ ابزاری از موضوع آب برای تحریک افکار عمومی، توسط شبکه‌های اجتماعی که پایگاه‌های آن خارج از کشور است، یک پدیدهٔ طبیعی است؛ اما در وزارت نیرو این رویه در پیش‌بینی‌های بارندگی دنبال نشد.»

 

مطالعات جدید آبی

به‌گفتهٔ او وزیر نیرو با توجه به مجموع منابع آبی کشور و درک درست از عدم قطعیت‌ها در موضوع پیش‌بینی‌ها، حساسیت‌های با ضریب اطمینان بالا را پیگیری مورد تأکید قرار داد: «همهٔ دیتاهای جهانی و سازمان‌های مسئول کشور پیش‌بینی می‌کردند امسال باید در انتظار پاییز پربارش باشیم، اما براساس تصمیم عاقلانه و خردمندانه در وزارت نیرو این امر مسجل شد که نمی‌شود به این گزارشات اعتماد کرد و درنهایت در مواجهه با این موضوع جوانب احتیاط رعایت شد. در برنامهٔ منابع و مصارف از یک روش پویا به‌صورت فصلی و مداوم بهره‌مند می‌شویم. با توجه به شرایط موجود مطالعات بسیاری صورت گرفته است، به‌طوری‌که مطالعات احداث سدهای زیرزمینی در سال‌های گذشته در کشور صورت گرفته است. اخیراً مطالعاتی با موضوع کاهش میزان تبخیر از مخازن آب در مؤسسهٔ تحقیقات آب کشور آغاز شده و نیازمند تحلیل و تحقیق بیشتری است.»

 

او همچنین بر اهمیت پیشبرد برنامه‌های بازتخصیص آب تأکید می‌کند: «این امر درخصوص چاه‌های کشاورزی و به‌ویژه در حوزهٔ صنعت در حال پیگیری است. صنایع کشور به میزان قابل‌توجهی وابسته به آب‌های سطحی و زیرزمینی هستند و روند کاهش آب‌های تجدیدپذیر ایجاب می‌کند که صنعت به‌سمت استفاده از سایر منابع آبی سوق یابد که شیرین‌سازی آب و استفاده از آب‌های غیرمتعارف از جمله این اقدامات است که در برنامهٔ هفتم توسعه به آن اشاره شده است. پس از سیلاب‌های سال‌های ۹۷ و ۹۸، وزارت نیرو به این نتیجه رسید که مجموعه‌سیستم‌های هشدار موجود کشور پاسخگوی نیازها نیست. بر این اساس، مجموعهٔ مدیریت بحران شکل گرفت و وظیفه و مأموریت مؤسسهٔ تحقیقات آب، توسعهٔ سامانه بومی پایش و پیش‌بینی بارش و سیلاب با تأکید بر جریان ورودی به سدهای کشور تعیین شد. بر این اساس، سامانه‌ای با دقت هشت کیلومتر تعریف و ایجاد شد که هم‌اکنون در اختیار همهٔ کاربران شرکت‌های آب‌منطقه‌ای، آب‌وفاضلاب و برق قرار گرفته است. حدود ۴۰۰ کارشناس در سراسر کشور به این سامانه متصل هستند و دائماً آن را رصد می‌کنند.»

 

کم‌بارشی فراگیر

پیشتر و در نخستین روزهای بهمن امسال هم «احد وظیفه»، رئیس مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران خشکسالی سازمان هواشناسی کشور، اعلام کرده بود که اگر طی آذرماه و دی‌ماه برف خوبی دریافت شود، با توجه به اینکه با افت دما به‌ویژه در مناطق کوهستانی همراه می‌شود، یخ می‌زند و ماندگاری بالاتری دارد، می‌تواند در بهار چشمه‌ها را پر آب کند. ولی متأسفانه در این دو ماه برف چندانی نبارید. بنابراین، با خشکسالی برفی شدیدی در مناطق کوهستانی روبه‌رو هستیم: «گرمای هوای تقریباً همهٔ نقاط کشور از ابتدای سال آبی جاری (اول مهرماه) بالاتر از حد نرمال بوده است، به‌گونه‌ای که آبان و آذر ماه گرمترین آبان و آذر تاریخ کشور بوده‌اند. بارش در تمام استان‌های مرکزی، جنوبی و نیمهٔ شرقی کشور به‌شدت زیر حد نرمال بوده است. بارندگی کشور به‌طور میانگین در سال آبی جاری ۴۸ درصد کمتر از حد نرمال بوده است. بیشترین کم‌بارشی در استان‌های تهران، سمنان، خراسان‌رضوی، مرکزی، اصفهان، بوشهر، فارس، هرمزگان، سیستان‌وبلوچستان، کرمان و یزد ثبت شده است. برخی استان‌ها مثل فارس بالای ۷۰ درصد و تهران بیش از ۵۰ درصد دچار کم‌بارشی بوده‌اند.»

در هرکدام از فصول پاییز و بهار باید ۲۵ درصد آب موردنیاز کل سال کشور تأمین شود، اما در دو سال اخیر این فرمول تغییر کرده است

او همچنین اعلام کرده بود که بی‌هنجاری دمایی باعث می‌شود مقدار بارش برف کمتر از حد نرمال باشد: «به‌هرحال، این دو موج موجب بارش برف به‌ویژه در ارتفاعات می‌شود، اما برفی که تاکنون ذخیره شده، نسبت به شرایط نرمال خیلی کمتر است و با توجه به اینکه اندکی زمان مانده تا به نیمهٔ سال آبی برسیم، مقدار بارش برف همچنان کمتر از حد نرمال است. بارش برف در این مناطق مانند ذخیرهٔ آب در پشت سد است که به‌تدریج ذوب می‌شود و چشمه‌ها را پرآب و رودخانه‌ها را جاری می‌کند، ولی بارش برف در سال جاری به‌شدت زیر حد نرمال و دما بالاتر از حد نرمال بوده است. این شرایط باعث می‌شود که هم برف کمتری ببارد و هم برف باریده‌شده زودتر از موعد ذوب شود. درنتیجه، ذخیرهٔ برفی نسبت به شرایط نرمال بسیار بسیار کمتر است. با توجه به کاهش بارش به‌ویژه خشکسالی برفی لازم است در جهت مدیریت مصرف آب تمهیداتی در زمینهٔ فعالیت‌های کشاورزی و صنعتی اندیشیده شود و مردم نیز آب را بهینه مصرف کنند.»

 

خداحافظی با زیور زنان عشایر سنگسر

«چنگوم» دست‌سازه‌های از نقره یا طلا بود که عشایر ایل سنگسر استان سمنان برای آرایش لباس خود از آن استفاده می‌کردند. هنری که در توضیح مختصر و مفید آن می‌توان گفت نوعی ملیله‌کاری نقره است. هرچند «چنگوم» فرآیند چهارساله برای ثبت ملی را هم از سر گذرانده است، اما دیگر مخاطبی ندارد و این روزها برخی از افراد طایفهٔ سنگسر، چنگوم را برای عروس هدیه می‌برند. هدیه‌ای که در گوشه‌ای جا خوش می‌کند و استفاده‌ای ندارد.

 

چگنوم چیست؟

سند هنر چنگوم تمام و کمال به‌نام عشایر ایل سنگسر استان سمنان است؛ زیرا این هنر خاص فقط از سوی این قوم درست می‌شد. برای اینکه بتوانیم سراغی از تک‌وتوک کارگاه‌های چنگوم‌سازی بگیریم، باید به مهدی‌شهر (سنگسر سابق) در استان سمنان سر بزنیم. این هنر نوعی ملیله‌کاری نقره است که به‌عنوان زیور زنانه کاربرد دارد. ویژگی خاص این نوع ملیله‌کاری که یکی از زیورآلات زنان و دختران سنگسری بوده، دیگرگونی فرم آن است که بر روی «ساختِه مَکِنِه» قرار می‌گیرد. چَنگوم دو طرف سر و در بالای گوش قرار می‌گیرد و تا زیر چانه ادامه می‌‌یابد. مکنه یا شال بلند ابریشمی(کژین) هم نوعی هنر سوزن‌دوزی است که تقریباً سه متر طول دارد و سطح آن را به‌طور کامل شماره‌دوزی می‌کنند. 

سند هنر چنگوم تمام و کمال به‌نام عشایر ایل سنگسر استان سمنان است؛ زیرا این هنر خاص فقط از سوی این قوم درست می‌شد

برای آشنایی بیشتر با ساخته مَکِنه (مکنا یا شال شماره‌دوزی سنگسری) پوشش محلی زنان در شهرستان مهدی‌شهر خوب است بدانیم که قدمت آن به دورهٔ اشکانیان بازمی‌گردد. این پارچه معمولاً به‌عنوان روسری توسط زنان مورد استفاده قرار می‌گرفت. روسری مکنا روسری زنان طبرستان قدیم بوده است که در سنگسر به آن مکنه گفته می‌شود. جنس نخ به‌کاررفته در پوشش ساخته مکنه ابریشم است. این پوشش ابریشمی زیبا و پرنقش‌ونگار زنان، همچون بسیاری از لباس‌های محلی اقوام ایرانی، در حال فراموش شدن است و به‌دنبال آن چنگوم که روی این پارچه برای تزئین قرار می‌گرفت نیز در معرض فراموشی است.

 

ساختار چنگوم

چنگوم از دو بخش کلی «لَفت» و چنگوم تشکیل شده که هرکدام نیز از اجزایی شامل «سَرچَنگِه» که جزئی از لَفت یا «گودبِنت» است و با حلقهٔ Sمانند روی آن و یا نیم‌قوسی خم‌شده که در بین الیاف «ساختِه مکنه» قرار می‌گیرد و نگهدارندهٔ چنگوم بر روی سر است. این قسمت باید دارای استحکام بیشتری باشد. بنابراین، کف و قلاب آن را از فلز برنج، مس و روی می‌ساختند تا تحمل وزن چنگوم را داشته باشد. پایهٔ اصلی فرم سرچنگه دایره‌ای است که با توجه به عواملی چون سفارش مشتری و میزان قیمت تمام‌شدهٔ چنگوم از سکهٔ اشرفی، پهلوی، سکهٔ رایج زمان، ادعیه، صلوات و توسل به ائمه آذین می‌شده است.

 

قدمت چنگوم

چنگوم ۱۵۰ قدمت دارد. قدیم‌ترین نمونه‌های چنگوم که از ایل سنگسر سمنان به‌جا‌مانده همین اندازه عمر دارد و این موضوع نشان می‌دهد که چنگوم‌سازی بیش از این قدمت دارد. نگاهی دقیق‌تر به پژوهش‌های تاریخ هنر نشان می‌دهد قدیمی‌ترین اشیای ملیله‌ای ایران به روایت اکثر محققان متعلق به ۳۳۰ تا ۵۵۰ قبل از میلاد است. مخاطب اندک چنگوم هم این روزها از این زیور در جای اصلی خودش استفاده نمی‌کند و درواقع از این زیور امروزه به‌عنوان شیء گرانبها و یادآور گذشته یاد می‌شود.

 

تهیهٔ فلزات ارزشمند برای ساخت چنگوم

در تعریف چگنوم اشاره کردیم که نوعی ملیله‌کاری است. ملیله به نقوش حاصل از مفتول‌های فلزی گفته می‌شود که به گونه‌های ملیلهٔ نقره، طلا، مس و سایر آلیاژها تقسیم‌بندی می‌شوند. در ساخت چنگوم یا همان زیور زنان سنگسر از نقره، آلیاژهای مس، نیکل و مس، روی (برنج) استفاده می‌شد. نقرهٔ مورد استفاده در چنگوم‌سازی هم از سکه‌های نقرهٔ قدیمی تهیه می‌شد. مثلاً سکهٔ فتحعلی‌شاهی را «تَنبُل قِرون» می‌گفتند که پس از ذوب برای مفتول ملیله استفاده می‌شد. در اصطلاح به این نقرهٔ موجود در سکه «پنبِه» می‌گفتند که به اعتقادشان نقرهٔ صد درصد بوده است. برای صفحات زیرین هم از سکه‌های دیگر استفاده می‌کردند که اغلب از آلیاژهای مس-نیکل و از استحکام بالاتری برخوردار بودند، به‌عنوان تکیه‌گاهی برای قرارگرفتن ملیلهٔ نقره روی آنها استفاده می‌شده است. برنج مصرفی در سرچنگه‌ها را نیز از سینی‌های کهنه و ورقه‌های مستهلک فرآوری می‌کردند. موم مورد استفاده را نیز از کندوهای عسل منطقه تأمین و برای شست‌وشو نیز از زاج سفید استفاده می‌کردند.

 

فوت‌وفن ساخت چنگوم

معمولاً فرزندان از ۱۵سالگی که به استفاده از ابزار مسلط می‌شدند، کنار دست پدران خود می‌نشستند و ساخت دست‌سازهٔ اصیل قوم سنگسر را می‌آموختند. زرگرهای سمنانی هم حسابی به فوت‌وفن ساخت چنگوم مسلط بودند. با فراموشی چنگوم هنرمندان هم ساخت این دست‌سازه را از کارهای خود خارج کردند. اما برخی هنوز هم برای آموزش چنگوم پیشقدم هستند. این‌طور که گفته می‌شود با روزی پنج ساعت کار و تمرین حدود دو ماهه می‌شود راه و رسم چنگوم‌سازی را یاد گرفت. قیمت چنگوم هم به وزن نقره یا فلز ارزشمند دیگری که در آن استفاده شده است، مربوط می‌شود.

در ساخت چنگوم یا همان زیور زنان سنگسر از نقره، آلیاژهای مس، نیکل و مس، روی (برنج) استفاده می‌شد. نقرهٔ مورد استفاده در چنگوم‌سازی نیز از سکه‌های نقرهٔ قدیمی تهیه می‌شد. مثلاً سکهٔ فتحعلی‌شاهی را «تَنبُل قِرون» می‌گفتند که پس از ذوب برای مفتول ملیله استفاده می‌شد

برای ساخت چنگوم، کوره زغالی که برای ذوب نقره مورد استفاده قرار می‌گیرد، توسط چرخی که با دست حرکت داده می‌شده، دم را به دوره کوره منتقل می‌کند. پس از ذوب و انتقال مواد به روی ریچه (قالبی فلزی است که نقره، بعد از ذوب به داخل آن ریخته می‌شود و در اصطلاح محلی به آن «ریجه» می‌گویند)، نقرهٔ حاصل را که حالت شمش‌مانندی پیدا کرده است، روی سندان گذاشته و با چکش می‌کوبند. این به‌صورتی است که شمش تبدیل به شمش شش‌گوش شود و به این عمل در اصطلاح محلی فَخ کرتِن می‌گویند. بعد در اندازه‌های یکسان نقرهٔ شش‌گوش‌شده را می‌بریده‌اند و باز به‌عمل فَخ کردن ادامه می‌داده‌اند تا به‌اندازهٔ مناسب برای گذراندن از حدیده (صفحه‌ای است فلزی که بر روی آن سوراخ‌های متعددی با قطرهای مختلف تعبیه شده است) برسند. 

 

پس از ذوب سکه‌های نیکلی آنها را باز هم بر روی ریجه منتقل می‌کردند و بعد با چکش‌کاری آنها را تخت و یکدست می‌کردند و بعد در فرم موردنظر برش می‌زدند. 

پس از آنکه بستر کار آماده شد، با موم کاملاً می‌پوشاندند و بعد یکی‌یکی ملیله‌ها را روی موم در جایگاه مورد نظر نصب می‌کرده‌اند. سپس لحیم مفتول را که اغلب یا به‌صورت پودرشده می‌بود و یا در جاهایی که نیاز بیشتر داشت به‌صورت تکه‌مفتولی قرار می‌دادند و بار دیگر درون کوره می‌بردند. با قرار گرفتن در معرض حرارت موم‌ها آب می‌شوند و لحیم‌ها نیز آب می‌شوند و ملیله‌ها به همدیگر متصل می‌شوند. پس از پایان کار نیز بخشی که از چنگوم آماده‌شده را در محلول زاج سفید می‌شسته‌اند تا آلودگی‌ها از آن زدوده شود. سپس با برس سیمی یا فرچه نیز زوائد باقیمانده را از محیط دور می‌کردند.

 

نقوش رایج در چنگوم

نقوش متعددی چون دندانه، تابیده، برگ، غنچه، پیچک، سه چشمه و یک چشمه در چنگوم سنگسری شکل گرفته است، اما چند نقش مهم هم در چنگوم رواج بیشتری داشت. یکی از آن‌ها نقش «مونگ» به معنی ماه است. در چنگوم‌های سنگسری ۱۴ نقش مونگ را قرار می‌دادند. استعاره از آنکه صاحب چنگوم تبدیل به ماه شب چهارده می‌شود. «بته‌جقه» که سرو خم‌شده و نماد زندگی است نیز از نقش‌های رایج در چنگوم بوده‌ است.

تقلای حذف نظارت محیط‌زیست

نامه به امضای «مهدی حمیدی»، سرپرست دفتر کل بهره‌برداری معادن وزارت صنعت، معدن و تجارت رسیده است. در این نامه که خطاب به مدیران کل ادارهٔ صنعت، معدن و تجارت استان‌های همدان، گلستان، آذربایجان‌غربی، کهگیلویه‌وبویراحمد و چهارمحال‌وبختیاری نوشته شده است، به نامهٔ نوشته‌شده توسط «سعید کریمی»، سرپرست دفتر ارزیابی اثرات محیط زیستی سازمان محیط زیست، اشاره شده است؛ نامه‌ای که فروردین امسال نوشته شده و در آن استخراج و برداشت مواد معدنی بدون هرگونه عملیات فراوری و کانه‌آرایی را مشمول گزارش ارزیابی ندانسته است. حمیدی نیز با استناد به نامهٔ کریمی از مدیران استانی خواسته تا جهت اجرای مفاد نامهٔ مذکور اقدام کنند و گزارش ارزیابی صرفاً برای معادن فلزی عملیاتی شود. اتفاقی که به‌گفتهٔ فعالان محیط زیست، می‌تواند آسیب‌های جبران‌ناپذیری به مناطق وارد کند و اثرات مخربی در محیط طبیعی و انسانی برجا بگذارد.

 

اصلاح قانون معادن خواسته اصلی ماست

«حمید ظهرابی»، معاون اسبق سازمان حفاظت محیط زیست، به «پیام‌ما» می‌گوید این نامه براساس مصوبهٔ شورای‌عالی حفاظت محیط زیست درست و قانونی است. «در این شورا مصوبه‌ای داریم که بر اساس آن، معادنی که استخراج دارند اما فراوری در آنها اتفاق نمی‌افتد، شامل ارزیابی اثرات محیط زیستی نیستند. درواقع، دو عبارت استخراج و فراوری توأمان به کار گرفته شده است. اما براساس ماده ۱ قانون معادن، تعاریف دقیقی از اکتشاف و کانه‌‌آرایی و فراوری ارائه‌شده و کانه‌‌آرایی هرگونه عملیات فیزیکی و شیمیایی و فیزیکوشیمیایی برای جدا کردن مواد کانی از باطله است و درنتیجه باید اثرات محیط زیستی این مرحله هم دیده شود و نمی‌توان صرفاً روی فراوری تمرکز کرد.» به‌گفتهٔ او، با وجود کانه‌آرایی، سد باطله خواهیم داشت و این سد در هر مقیاسی برابر همین مصوبه مشمول ارزیابی اثرات محیط زیستی است و درنتیجه مصوبهٔ شورای‌عالی محیط زیست باید اصلاح شود. «این مصوبه ایرادهای بسیار زیادی دارد و تنها معادن را از منظر آلودگی مورد توجه قرار داده است؛ درحالی‌که معادن آثار گوناگونی بر تنوع زیستی، ‌آب‌ ، ‌خاک و ‌منظر طبیعی منطقه برجا می‌گذارند و نمی‌توان تنها با نگاه بر آلودگی‌های محیط زیستی این موضوع را بررسی کرد.» 

حمید ظهرابی: این مصوبه ایرادهای بسیار زیادی دارد و تنها معادن را از منظر آلودگی بررسی کرده است، درحالی‌که معادن آثار گوناگونی بر تنوع زیستی، آب و حیات‌وحش منطقه برجا می‌گذارند و نمی‌توان تنها با نگاه بر آلودگی‌های سطحی این موضوع را بررسی کرد

به‌گفتهٔ این فعال محیط زیست، بسیاری از معادن به‌دلیل حجم تخریب‌ها و ماندگاری این تخریب‌ها نیازمند  اصلاح روند با وضع مقررات و قوانین جدی‌تری هستند. «در حال حاضر اکتشافات بی‌نتیجه و ناقص و رها کردن منطقه در شرایط تخریب یکی از جدی‌ترین مشکلاتی است که وجود دارد. از سویی با اصلاح قانون معادن دست محیط زیست بسته شده است و فعلاً خبری از اصلاح جدید قانون در میان نیست. آنچه ما در گام نخست می‌خواهیم، اصلاح قانون معادن است.» ظهرابی همچنین استفاده نکردن از تکنولوژی‌های جدید را یکی دیگر از اصلی‌ترین مشکلات حال حاضر معدن‌کاری کشور دانست. معادنی که با استفاده از تکنولوژی‌های قدیمی، عامل نابودی آب، خاک، تنوع زیستی و هوا می‌شوند و تلاش چندانی هم برای به‌روز شدن این تجهیزات وجود ندارد. 

 

او اما در پایان، این نامه را مجوزی کلی می‌داند که هم در مناطق حفاظت‌شده و هم در مناطق دیگر قابلیت اجرا دارد؛ «فرق ماجرا در این است که در مناطق حفاظت‌شده و چهارگانه، معادن مجبور به دریافت استعلام از سازمان حفاظت محیط زیست هستند و سازمان در این شرایط می‌تواند سختگیری‌های جدی‌تری را اعمال کند.»

 

تنوع زیستی نادیده گرفته شده است

«علی رنجبران»، کارشناس معدن و فعال محیط زیست هم با اشاره به نامهٔ فعلی به «پیام‌ ما» می‌گوید این ایده که معادن فلزی بدون واحد کانه‌آرایی نیازمند ارزیابی نیستند، ایده خطرناکی است؛ چراکه تأثیر مستقیم روی تنوع زیستی نادیده گرفته شده و فعالیت معدنی شامل جاده‌کشی، ساخت‌وساز، انفجار و اثرگذاری این فعالیت‌ها بر آب‌های زیرزمینی از نظر دور گذاشته شده است. «اشکال اول این نامه نادیده گرفتن تنوع زیستی است و اینکه فرض کرده آلایندگی فقط در فرآیند فراوری اتفاق می‌افتد که فرض اشتباهی است؛ چراکه فعالیت معدن‌کاری تأثیر مستقیمی در تنوع زیستی و سلامت انسانی دارد و هرچه ابعاد معدن‌کاری بزرگتر باشد، این تأثیر عمیق‌تر و شدیدتر است.»

به‌گفتهٔ او، شواهد و مطالعاتی بسیاری دربارهٔ تأثیر معدن‌کاری بر تنوع زیستی وجود دارد و این اثرات بسیار گسترده و مشهود است. «بنابراین اثر مستقیم معدن‌کاری نادیده گرفته شده، اما دربارهٔ اثرات غیرمستقیم معدن‌کاری هم فرض این نامه این است که فقط واحدهای فراوری آلاینده هستند و در این بخش هم باز محیط زیست انسانی و تأثیر آلودگی بر انسان مورد توجه قرار گرفته. اما این آلودگی کاملاً تنوع زیستی را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. 

علی رنجبران: اثر مستقیم معدن‌کاری نادیده گرفته شده، اما دربارهٔ اثرات غیرمستقیم معدن‌کاری هم فرض این نامه این است که فقط واحدهای فراوری آلاینده هستند و در این بخش هم باز محیط زیست انسانی و تأثیر آلودگی بر انسان مورد توجه قرار گرفته است

برای مثال، آلودگی آب به فلزات سنگین و اسیدی شدن آن به‌خاطر زهکش معدن، روی پوشش گیاهی اثر می‌گذارد و این آلودگی توسط پوشش گیاهی به علف‌خواران و بعد گوشت‌خواران منتقل می‌شود و تنوع زیستی را در خطر قرار می‌دهد.»

رنجبران به مسئلهٔ دیگری که کمتر به آن پرداخته می‌شود هم اشاره می‌کند و آن هم حضور افراد مختلف در مناطق است. «حضور بی‌ضابطه‌ای که می‌تواند آسیب‌های بسیاری برای مناطق به‌دنبال داشته باشد. برای مثال در سال‌های گذشته محیطبانان معدنکاران سنگ‌ آهن بافق را هنگام شکار دستگیر کرده بودند. وقتی حضور آدم‌ها بدون ضابطه در منطقهٔ بیابانی اتفاق بیفتد، چنین نتایجی هم دارد.»

این کارشناس معدن در پایان بار دیگر تأکید می‌کند که در معادن فلزی، بسیاری از فلزات سنگین قرار دارند و اینها می‌توانند فجایع بسیاری را برای انسان و تنوع زیستی به وجود بیاورند و با وجود همهٔ این نکات گفته‌شده لازم است تا بار دیگر به این نامه برگردیم و ببینیم که این نامه در کنار بی‌توجهی کامل به محیط زیست طبیعی، حتی بی‌توجه به محیط زیست انسانی هم بوده است و آسیب‌هایی که متوجه زیست انسانی می‌شود را از نظر دور داشته است. 

 

کودکان کار درگیر فقر و تبعیض

در طرح جدید ساماندهی کودکان کار، به‌صراحت عنوان شده است اگر حضور کودک غیرایرانی برای کار در خیابان‌ها تکرار شود، کل خانواده رد مرز می‌شود. مطرح کردن این موضوع به‌معنی پاک کردن صورت مسئله است و نتیجهٔ آن مخفی و جابه‌جا شدن این کودکان است. گستردگی این پدیده را نمی‌توان با یک طرح جمع کرد. بررسی‌های اخیر نشان می‌‌دهد ۸۰ درصد کودکان کار و خیابان از مهاجران افغانستانی‌اند. 

 

در حال حاضر مسئله ما این است که مهاجران در نسل‌های جدیدتر هم با مشکلاتی مانند فقدان شهروندی، محدودیت در اشتغال، محدودیت در اقامت و تردد و مواردی دیگر روبه‌رو هستند و این مسائل باعث شده است آنها امکان ارتقای اجتماعی نداشته باشند و درنتیجه دچار فقر شوند. با موج اخیر مهاجرت که از سال ۱۴۰۰ آغاز شد، این روند شدت گرفت و حالا در زمینهٔ کودکان کار و خیابان نسبت مهاجران غیرایرانی به ایرانی تغییر کرده است. در طرح اخیر گونه‌شناسی کودکان کار خیابان و بررسی آسیب‌های مرتبط به هر طیف در نظر گرفته نشده است، درحالی‌که ایجاد اعتماد میان مجریان طرح و کودکان خیابانی نیاز به فرآیندی طولانی‌ دارد و باید از مدت‌ها قبل از اجرای طرح، از محله، خانواده و … شروع شود. 

 

بدترین شکل کار کودک، زباله‌گردی و کودکان چرخی است و در کنار آنها کودکانی که در مرز مخاطرهٔ ورود به کارهای غیرمتعارف و بزه هستند، باید در اولویت قرار گیرند. وقتی این عناصر در نظر گرفته نمی‌شوند، این طرح هم مشابه همان طرح‌های جمع‌آوری پیش خواهد رفت و تنها ظاهر آن را بزک کرده‌اند. به‌عنوان مثال کودکان زباله‌گرد، کودکانی که در بهشت زهرا کار می‌کنند یا چرخی‌های بازار در فرایندهای متفاوتی نسبت به کودکان خیابانی حضور دارند. گروهی از کودکان کار و خیابان به‌عنوان چرخی(باربر) در بازار کار می‌کنند که آنها هم شرایط متفاوتی نسبت به دیگر کودکان دارند و به‌راحتی نمی‌شود گفت که آنها را جمع کرده‌ایم. چراکه آنها، در بخشی از سازوکار بازار نقش دارند. این سازوکارها باید با تعامل شهرداری با بازار و تشدید نظارت اصلاح شود.

 

در بحث کودکان زباله‌گرد، شهرداری به‌صورت مستقیم نقش دارد و سازوکاری ایجاد شده است تا پیمانکار و بخش‌هایی از شهرداری درگیر آن شوند. بر همین اساس، برای نجات کودکان از این وضعیت، باید سیستم‌های زباله‌گردی را تغییر داد. البته که چارچوب قانونی آن هم موجود است. شهرداری رسماً اعلام می‌کند که ما زباله‌گرد و گونی‌به‌دوش استخدام می‌کنیم، این استخدام هم از طریق پیمانکار با حقوقی مشخص صورت می‌گیرد و در ظاهر مشکلی ندارد و منطقی اقتصادی در این جریان وجود دارد. در حال حاضر کودکان در بخش پاکبانی هم با لباس‌های مشخصی کار می‌کنند. برای اینکه کودک در این ساختار نباشد، باید آن را تغییر داد. در مورد استخدام مهاجران نیز باید امکان استخدام اتباع بزرگسال وجود داشته باشد تا از نیروی کار کودک استفاده نشود. از سوی دیگر نظارت‌ها در این زمینه باید جدی‌تر و قاطعانه‌تر انجام شود. اگر پیمانکاری در بخش جمع‌آوری پسماند و پاکبانی از  کودک استفاده می‌کند، باید به‌طور دائم خلع‌ید و به مراجع قضایی معرفی شود. 

 

در حال حاضر خود شهرداری نیز از شیوهٔ فعلی متضرر می‌شود و این رویه به‌نفع بخش‌هایی درون‌شهرداری است که به‌نام مافیای پسماند و پیمانکارهای متخلف شناخته می‌شود. در این سال‌ها شهرداری در حوزهٔ زباله‌گردی ترک فعل کرده که تخلف است. نمی‌توان بدون گونه‌شناسی کودکان کار، برای آنها برنامه‌ریزی کرد. به‌عنوان مثال بخش زیادی از مهاجران با خانواده زندگی می‌کنند و به‌دلیل شرایط اقتصادی ناگزیر از کار کردن کودک خود است. علاوه‌براین، در میان برخی گروه‌ها مانند کولی‌ها بخشی از مسئلهٔ کار کودک فرهنگی است و در مجموع سهم بسیار کمی از کودکان کار خیابانی را دارد. گروه بزرگی از کودکان کار ایرانی در فضایی به‌غیر از خیابان کار می‌کنند. زمانی که ما در منطقهٔ پاسگاه نعمت‌آباد در این حوزهٔ فعالیت می‌کردیم، متوجه شدیم که بعد از دورهٔ کرونا بسیاری از کودکان درس را رها کرده‌‌اند و در کارگاه‌ها مشغول به کار شده‌اند. 

 

به‌طورکلی میزان کودکانی که در خیابان کار می‌کنند، شاید ۱۰ درصد کودکانی است که در مکان‌های دیگر مشغول به کارند، بخش عمده‌ای از آنها در کارگاه‌ها، مزارع و نقاط دیگر فعالند. از طرف دیگر کودکان خیابانی‌ای را که در معرض ورود به کارهای غیرمتعارف هستند، نمی‌توان در یک برنامهٔ کلی و یکپارچه، در نظر گرفت. همچنین باید روندهای سرپرستی برخی از کودکان خیابانی بدسرپرست بازنگری شود؛ چون با این رویه نمی‌توان برای کودکان مهاجر سرپرستی تعریف کرد و ممکن است برخی قوانین نیاز به اصلاح داشته باشند. یکی دیگر از انتقاداتی که به طرح وارد است، شهر دوستدار کودک در این طرح جداگانه دیده شده است. سال ۱۴۰۰ که سند الزامات شهر دوستدار کودک تدوین شد، مواردی مانند کار کودک، تبعیض، خشونت و … هم در آن دیده شد و شورای‌عالی شهرسازی و معماری بحث‌های اجتماعی را نیز در نظر گرفت. 

 

در مجموع به‌نظر می‌رسد که طرح جدید نمونهٔ توسعه‌یافتهٔ موارد قبلی است و فقط قرار است تبلیغ جدیدی انجام شود. موضوع دیگر این است که گفته می‌شود تعداد طرح‌های ساماندهی ۳۰ مورد نبوده و نمی‌توان ناموفق بودن آنها را تأیید کرد. در‌حالی‌که این موضوع را مرکز پژوهش‌های مجلس و متخصصانی مانند «حسن موسوی چلک»، رئیس انجمن مددکاری ایران، نیز تأیید کرده‌اند؛ کسانی که خودشان در این فرآیندها حضور داشتند و ارزیابی کردند. مرجع ملی حقوق کودک که باید حامی کودکان باشد، در حال حاضر نقش توجیه‌گر را پیدا کرده است. در برنامهٔ توسعهٔ قبلی بحث کار کودک و آسیب‌های اجتماعی مطرح شده بود، اما در برنامهٔ توسعهٔ هفتم به پیشنهاد این مرجع حذف شد؛ درحالی‌که پیشنهاداتی که در برنامهٔ ششم در حوزهٔ کار کودک مطرح شده بود، باید به‌عنوان برنامهٔ اجرایی در نظر گرفته می‌شد. باید یک بستهٔ سیاستی در نظر گرفته شود که فعلاً وجود ندارد. 

 

خرابکاری در شبکهٔ گاز

به‌دنبال حادثهٔ انفجار گاز بامداد چهارشنبه در چند نقطه که موجب بروز آتش‌سوزی در خط لوله اصلی و قطعی گاز شد، برخی استان‌ها نسبت به تعطیلی ادارات و مدارس برای جلوگیری از افت فشار گاز اقدام کردند.

 وب‌سایت خبری شرکت توزیع گاز کشور به‌نقل از «سعید عقلی»، مدیر دیسپچینگ شرکت ملی گاز ایران، و در تشریح جزئیات انفجارهای رخ‌داده در شبکهٔ سراسری گاز کشور که در ساعات اولیهٔ بامداد دیروز اتفاق افتاد، نوشت: «این اقدام خرابکارانهٔ تروریستی بامداد امروز (چهارشنبه، ۲۵ بهمن‌ماه) حوالی ساعت یک بامداد در چند منطقهٔ خطوط اصلی سراسری گاز انجام شد که جلسهٔ مدیریت بحران بلافاصله با حضور وزیر نفت، معاونان وزارتخانه و همهٔ دستگاه‌های امنیتی در همان ساعت اولیه برگزار شد. با مدیریت شبکهٔ گاز کشور موفق شدیم شبکهٔ گاز را در همهٔ شهرها و روستاها پایدار نگه داریم. البته بخشی از روستاهای استان اصفهان که نزدیک این خط هستند، اکنون دچار افت فشار و قطعی گاز هستند که با هماهنگی مدیریت بحران استان اصفهان، در حال تأمین سوخت مایع و گاز مایع (LPG) برای مردم منطقه هستیم.»

بخشی از روستاهای استان اصفهان و نزدیک به این خط، دچار افت فشار و قطعی گاز است که مقدمات تأمین سوخت مایع و گاز مایع در حال انجام است

به‌گفتهٔ او، اکنون مناطق ایمن‌سازی شدند و عملیات اجرایی تعمیرات آغاز شده است: «انفجارها در دو نقطهٔ (شهرستان بروجن استان چهارمحال‌وبختیاری و صفاشهر استان فارس) رخ داده است. تلاش همهٔ همکاران در صنعت نفت و گاز حل مشکل است و از همهٔ هموطنان درخواست داریم با مدیریت مصرف گاز ما را برای تأمین پایدار گاز در سه استان اصفهان، یزد و چهارمحال‌وبختیاری یاری دهند.»

 

گاز ادارات زنجان قطع شد

همچنین روابط‌عمومی شرکت گاز استان زنجان در اطلاعیه‌ای اعلام کرد گاز ادارات استان به‌منظور مدیریت مصرف و جلوگیری از قطعی گاز طبیعی در بخش خانگی،‌ قطع و در مصرف صنایع نیز محدودیت‌هایی اعمال شد.

در ادامهٔ اطلاعیه آمده است این محدودیت‌ها به‌دلیل وقوع انفجار در خط اصلی انتقال گاز سراسری کشور انجام شده است و با تمهیدات لازم مصرف گاز مدیریت می‌شود تا مشکلی برای مشترکان این انرژی روی ندهد. از دقایق اولیهٔ این حادثه که از نخستین ساعات بامداد امروز روی داد، به‌منظور مدیریت مصرف پیامک‌هایی با مضمون به‌دلیل افت فشار گاز و به‌جهت حفظ پایداری شبکهٔ گاز شهری،‌ جریان گاز واحدهای صنعتی،‌ تجاری،‌ ورزشی،‌ اداری و آموزشی از ساعت شش صبح قطع می‌شود، ارسال شد.

 

مدارس خراسان‌شمالی مجازی شدند

«غلامرضا شفیق»، مدیرکل مدیریت بحران استانداری خراسان‌شمالی، نیز گفته است: «به‌دنبال تدبیر و تصمیم ستاد پیشگیری، هماهنگی و فرماندهی پاسخ به بحران و همچنین تصمیم دیسپاچینگ شرکت گاز، در راستای پیشگیری از افت فشار گاز فعالیت شیفت عصر تمامی مدارس استان تعطیل و به‌صورت مجازی خواهد بود.»

خبرگزاری تسنیم به‌نقل از او نوشت: «مصرف گاز تمام صنایع در استان تا اطلاع ثانوی قطع خواهد بود. مصرف گاز تمام ادارات سطح استان در روز چهارشنبه ۲۵ بهمن‌ماه قطع است. فعالیت تمامی جایگاه‌های عرضهٔ CNG در سراسر استان به مدت ۲۴ ساعت تعطیل شد. همچنین، فعالیت سالن‌های ورزشی و فرهنگی سطح استان تا اطلاع ثانوی تعطیل است. از عموم هم‌استانی‌ها درخواست می‌شود در مصرف گاز حداکثر صرفه‌جویی را اعمال کنند. یادآوری می‌شود هرگونه تصمیمات بعدی در این خصوص از طریق روابط‌عمومی استانداری به اطلاع عموم خواهد رسید.»

 

اعمال محدودیت بر صنایع البرز

همچنین با اعلام شرکت گاز البرز، گاز بخشی از صنایع در شهرک‌های صنعتی البرز به‌منظور مدیریت بحران پس از انفجار خط اصلی گاز در بروجن قطع شده است.

براساس اطلاعیه‌ای که این نهاد منتشر کرده است، در مرحلهٔ اول گاز مشترکین ۲۵۰۰ و بالاتر قطع و درصورت ادامهٔ ناترازی، نسبت به قطع مشترکین ۴۰۰ و دو پوندی اقدام می‌شود. گاز واحدهای غذایی و دارویی قطع نمی‌شود.

 

قطعی گاز لرستان صحت ندارد

پس از انتشار اخباری در فضای مجازی مبنی‌بر قطع گاز اداره‌های استان لرستان «مهدی پازوکی»، مدیرکل مدیریت بحران لرستان، هرگونه مصاحبه دبارهٔ قطعی گاز ادارات استان را تکذیب کرد: «هیچ‌گونه مصاحبه و صحبتی درخصوص قطعی گاز ادارات لرستان نداشته‌ام و چنین خبری از سوی ستاد مدیریت بحران استان تکذیب می‌شود. هیچ‌گونه انفجار خطوط گازی در استان رخ نداده و قطعی گاز نیز را در ادارات استان نداریم.»

 

وزیر نفت: انفجار تروریستی بود

«جواد اوجی»، وزیر نفت نیز روز چهارشنبه در حاشیهٔ جلسهٔ هیئت وزیران در جمع خبرنگاران گفت: «این اقدام واقعاً تروریستی در ساعت یک بامداد چهارشنبه در شبکهٔ خطوط انتقال گاز سراسری در سه منطقهٔ کشور اتفاق افتاد. با پیش‌بینی‌ای که از مدتها قبل نسبت به اقدامات تروریستی دشمنان کشورمان با توجه به اتفاقات اخیر منطقه و راهپیمایی عظیم ۲۲ بهمن داشتیم، این آمادگی را داشتیم که درصورت خرابکاری در خطوط انتقال نفت و گاز کشورمان به‌سرعت وارد شویم. به همین دلیل در آمادگی کامل به‌سر می‌بردیم. از ساعات اولیهٔ انفجار در خطوط انتقال گاز همکارانم در شرکت ملی گاز به‌سرعت آرایش شبکهٔ انتقال را تغییر دادند و تیم‌های عملیاتی به مناطق حادثه اعزام شدند و خوشبختانه خسارت‌های جانی نداشتیم.»

او ادامه داد: «با تلاش همکارانم در شرکت ملی گاز کشور ان‌شاءالله هدف دشمن برای قطعی گاز استان‌های بزرگ کشور اتفاق نخواهد افتاد. به‌جز چند روستای نزدیک به محل انفجار گاز سایر مناطق وصل است. در ۲۲ بهمن سال ۱۳۸۹ نیز با اقدام تروریستی مشابهی روبه‌رو شدیم که البته در آن زمان گاز چهار منطقه به‌صورت موقت قطع شد، اما اجازه ندادیم مشکلی برای مردم به وجود بیاید.»

 

بازیافت مسئلۀ اقتصادی یا اجتماعی؟

به گزارش «پیام ما» به نقل از گروه پژوهشی «تیله» در انیمیشن WALL_E رباتی آشغال‌جمع‌کن، در جهانی که از زباله پر شده است، به‌تنهایی زندگی می‎کند و هیچ موجود زندۀ دیگری در زمین سکونت ندارد. این تصویر، یکی از تصویرهای محتمل برای آیندۀ کرۀ زمین است. به‌دلیل همین ترس از آینده، از سال‌ها پیش مسئلۀ «بازیافت زباله» تبدیل به یکی از مسائل اجتماعی مهم در جنبش‌های محیط زیستی شده است.

بازیافت صرفاً یک حرکت اجتماعی نیست. بازیافت به‌عنوان یک راه برای مقرون‌به‌صرفه کردن مواد اولیه، با صنعتی شدن جامعه، مهم شد. در جنگ جهانی دوم بازیافت با تعویض مفهومی به واژۀ «نجات»، تبدیل به یک وظیفهٔ میهن‌پرستانه شد؛ زیرا به‌دلیل بروز جنگ و محدودیت‌های مالی و کمبودهای قابل‌توجه مواد، استفادهٔ مجدد از کالاها و بازیافت مواد، ضروری شمرده می‌شد. برخی مطالعات، اقتصادی بودن بازیافت را زیر سؤال برده و نشان داده‌اند بازیافت، مؤسسات و مشاغل زیادی ایجاد کرده است که می‌توانستند در جای دیگری به‌کار گرفته شوند. بنابراین، به‌نظر می‌رسد بازیافت خود تبدیل به یک صنعت و چرخۀ اقتصادی با ذی‌نفعان مشخصی شده است.

رقابت میان اتحادیهٔ اروپا و چین
نفع اقتصادی در بازیافت باعث شد بعد از جنگ جهانی دوم رقابتی میان کشورهای مختلف بر سر صنایع بازیافت و زباله صورت گیرد. تا سال ۲۰۱۴، اتحادیهٔ اروپا حدود ۵۰ درصد از سهم جهانی صنایع بازیافت و زباله را در اختیار داشت، اما از سال ۲۰۱۸، چین سیاست «شمشیر ملی» خود را اعلام کرد و استانداردهای جدیدی را برای واردات مواد قابل‌بازیافت تعیین کرد و واردات موادی که بیش از حد «کثیف» یا «خطرناک» تلقی می‌شوند را ممنوع کرد. این تغییر ناگهانی باعث شد کشورها مواد بیشتری نسبت به آنچه که می‌توانستند پردازش کنند، بپذیرند.

چالش بازیافت از مبدأ و شبکه‌های ذی‌نفع بازیافت در ایران
در ایران حرکت‌های اجتماعی پیشرویی برای تفکیک زباله در میان خانواده‌ها (خصوصاً زنان) و سازمان‌های مردم‎نهاد به‌خصوص در شهرهای بزرگ ایجاد شده است که با محدودیت‌ها و چالش‌های زیادی روبه‌رو هستند. در بسیاری از کشورها، بازیافت تبدیل به یک سیستم نظام‎مند عرضه و توزیع مدیریت زباله شده است و مراکز بازیافت به‌صورت برنامه‌ریزی‌شده در شهر توزیع شده و چگونگی بازیافت انواع مختلف زباله مشخص است. در ایران اما بازیافت زباله عموماً از طریق شبکه‌های غیررسمی ذی‌نفع در حوزۀ جمع‌آوری زباله و تفکیک از میان سطل‌های زبالۀ سطح شهر انجام می‌شود که آسیب‌های اجتماعی‌ای همچون زباله‎گردی را به‌دنبال دارد. شهرداری تهران با وجود ایجاد تمهیداتی برای بازیافت زباله در مراکز میوه‌وتره‎بار و مراکز بازیافت خشکاله، نتوانسته است این جریان اجتماعی را پشتیبانی کند. در کنار نهادهای رسمی و شبکه‌های غیررسمی ذی‌نفع، اپلیکیشن‌های بازیافت در ایران تلاش کرده‌اند با تغییر این روند، بازیافت از مبدأ را با مخاطب قرار دادن مردم انجام دهند.

اپلیکیشن‌های بازیافت غیرایرانی
با بررسی اپلیکیشن‌های بازیافت غیرایرانی یک تفاوت عمده در نوع کاربری اپلیکیشن‌های ایرانی با رقبای آنها در خارج از کشور دیده می‌شود. اپلیکیشن‌های غیرایرانی بازیافت عموماً به تسهیل فرایند بازیافت برای مردم کمک می‎کنند، نه آنکه خود مسئولیت بازیافت را برعهده گیرند. مثلاً به مکان‌یابی مراکز بازیافت نزدیک در منطقهٔ افراد به‌همراه نقشه‌ها و مسیرها کمک می‌کند، یا به نظارت بر روزهای جمع‌آوری سطل‌ها و اطلاعات مواد قابل‌بازیافت از طریق فهرست الفبایی از مواد و توضیحات مربوط به دفع، بازیافت یا کمپوست کردن مناسب آنها و ردیابی و دسته‌بندی خودکار مواد قابل‌بازیافت، یاری می‌رساند. همچنین، این اپلیکیشن‌ها جنبۀ آموزشی نیز دارند و عادات محیط زیستی خوبی برای دسته‌بندی و بازیافت زباله‌ها را آموزش می‌دهند و به افراد کمک می‌کنند تا هرکس بتواند از داده‌های جمع‌آوری زباله‌های جامد خود، تأثیرش را بر محیط زیست پیگیری کند. این اپلیکیشن‌ها تلاش می‌کنند تا دانش مردم را در مورد بازیافت و مواد زائد مختلف برای ریختن در سطل‌های دیگر با توجه به نوع مواد افزایش دهد.

محلی کردن اپلیکیشن‌های بازیافت
درحالی‌که اپلیکیشن‌های بازیافت زباله در ایران عموماً یک شهر را مدنظر قرار داده است، بخشی از اپلیکیشن‌های بازیافت زباله در جهان رویکردی محلی به بازیافت دارد. یک اپلیکیشن بازیافت غیرایرانی، مشتریان را به رستوران‌ها و فروشگاه‌هایی که باقیماندهٔ غذای فروخته‌نشدهٔ اضافی دارند، متصل می‌کند. ایدۀ دیگر در یک اپلیکیشن خارجی این است که می‌توان غذای اضافی را به‌جای دور ریختن، با مشاغل محلی و همسایگان به اشتراک گذاشت. مثلاً یک مغازه که به تاریخ فروش خود نزدیک شده است یا همسایه‌ای که چند روزی می‌رود و مقداری سبزیجات خانگی انبارشده دارد، می‎تواند این اقلام را با هم‌محله‌ای‌های خود به اشتراک بگذارد.

کودکان مخاطب نادیدنی اپلیکیشن‌های بازیافت
درحالی‌که ایجاد عادات محیط زیستی از کودکی باید آموزش داده شود، اپلیکیشن‌های بازیافت زباله در ایران سهمی در این موضوع ندارند. چند اپلیکیشن محیط‌ زیستی غیرایرانی وجود دارد که به‌صورت بازی برای کودکان است. در یک نمونه از این بازی‌های تعاملی، کودکان پنج‌ساله و کمتر در روز بازیافت به‌همراه یک کامیون بازیافت دنبال خواهند شد. بازیکنان می‌توانند به راننده کمک کنند تا قوطی‌های بازیافت را بردارد و سپس همه‌چیز را به مرکز بازیافت ببرند تا مواد را براساس کاغذ، شیشه، پلاستیک یا فلز دسته‌بندی کنند. در یک بازی دیگر بچه‌ها به سطل‌های بازیافت زباله‌هایشان می‌خورند تا بفهمند کدام شخصیت‌ها، کدام مواد قابل‌بازیافت را دوست دارند. سپس زباله‌ها به محصولات جدیدی تبدیل می‌شوند که بازیکنان باید با ماشین‌های بازیافت مرتبشان کنند.

چگونه می‌توان اپلیکیشن‌های بازیافت موفق‌تری داشت؟
با توجه به آنچه گفته شد، رویکرد اقتصادی به اپلیکیشن‌های بازیافت در ایران، یکی از دلایل مهم عدم گستردگی آنها است. جایگزینی رویکرد اجتماعی به‌جای رویکرد اقتصادی می‎تواند با تغییر نقاط تأکید بر فرهنگ‌های محلی، جریان‎های اجتماعی پیشرو و تغییر مخاطب به کودکان و زنان، اپلیکیشن‌های بازیافت را در مسیر آیندۀ روشن‌تری قرار دهد.

معمار نمونه

نپذیرفتن نوگرایی؛ دلیل برکناری از ریاست دانشکده

| سعید سادات‌نیا |

| معمار و دبیر جامعهٔ مهندسان مشاور ایران |

در دوره‌ای که ما دانشجو شدیم، انقلاب ۶۸ پاریس اتفاق افتاد و تحولات عمیقی را نه‌تنها در پاریس و اروپا که در همهٔ دنیا رقم زده بود. این اتفاق همهٔ نگاه‌ها و سیستم‌های آموزشی را عوض کرد. در مورد مسائل آموزش و دانشگاه‌ها، این اتفاق نگاهش برپایهٔ دورانی بود که بیشتر به حق به شهر و شهروندی می‌پرداخت. سیستم‌های دانشگاهی را از سیستم‌های پادگانی و اقتدارگرا آزاد کرد و با این نگاه جنگید. زمانی که این نگاه وارد دانشگاه‌ها شد، دانشگاه‌هایی مانند سوربن اساتید را از جایگاهی عالی که به‌نوعی حقوق و اقتدار دائمی داشتند، پایین آوردند، چراکه این اساتید هنوز می‌خواستند اقتدارشان را اعمال کنند. در جامعهٔ ما نیز اساتید، دانش‌آموختگان همان دوران اقتدارگرایی بودند. نگاه ۶۸ پاریس همزمان شد با سال‌های ۴۷ و ۴۸ ایران و همان زمان من وارد دانشکده هنرهای زیبا شده بودم. علیه هوشنگ سیحون اعتصاب شد و او را از ریاست دانشکده برداشتند. همچنین دانش‌آموخته‌های روز دنیا شدند محور. این تحولات البته به این معنا نیست که اساتید قبلی اساتید خوبی نبودند بلکه انسان‌هایی بسیار باارزش بودند؛ اما با نسل جدید، دانشکده به‌کلی عوض شد، رشته‌ها و حتی اسم‌هایشان عوض و تغییر کرد، رشتهٔ نقاشی شد رشتهٔ هنرهای تجسمی که از دلش رشته‌های متعددی مانند گرافیک و طراحی صنعتی به‌وجود آمد. در معماری هم همین اتفاق افتاد؛ طراحی شهری در دهه‌های بعد جرقه‌اش زده شد، نگاه‌های شهرسازی شروع شد و … . با یک تأخیر، این نگاه به دانشگاه ملی (شهید بهشتی فعلی) کشیده شد و آقای دکتر پاک‌نیا از آن نسل اول بود. نسلی که با شیوه‌های اولیه، دانش ‌آموخته بود و معتقد به نگاه قبلی بود. تحولات عمیقی آغاز شد و من یکی از کسانی بودم که خواستار این تحول و سخنگوی دیگر دانشجویان بودم. همین تحولات و نگاه نو باعث شد که دکتر پاک‌نیا از سمت ریاست دانشکده کنار برود و نسل جدیدی بیاید. مرحوم دکتر پاک‌نیا دفتر معماری بسیار قوی‌ای داشت. ایشان به‌همراه آقای نیک‌خصال، پیرو یک مسابقهٔ معماری، مدیریت ساخت ساختمان وزارت کشور را داشتند که هنوز جزو آثار فاخر ساخته‌شده است. این موضوع نشان‌دهندهٔ این است که ایشان معمار بسیار توانمندی بود. اما درهرحال چارچوب نگاه کسانی مثل دکتر پاک‌نیا، چارچوب نگاه قبل از انقلاب ۶۸ بود. برای مثال ایشان قائل به روش استاد-شاگردی بود، اما نگاه جدید می‌گفت شاگرد آزاد است که هرکار نویی را که مایل است انجام دهد. دکتر پاک‌نیا تحول را نپذیرفت و این دلیلی شد تا از ریاست دانشکده برکنار شود. یادش ماندگار.

 

مردی متواضع و خوش‌رو

| گیتی اعتماد |

| شهرساز |

مهندس بهمن پاک‌نیا را بیشتر از منظر شخصیت و مدیریتش می‌شناختم. معمار شناخته‌شده‌ای بودند که معروفترین کارشان کتابخانهٔ مرکزی دانشگاه تهران است. سال ۱۳۵۱ زمانی که از دانشگاه لندن فارغ‌التحصیل شدم و به ایران بازگشتم، دنبال تدریس‌کردن بودم. به دانشگاه ملی رفتم و تقاضای استخدام دادم. دکتر پاک‌نیا بسیار استقبال کردند و قرار شد از مهر آن سال شروع به کار کنم. اما بعد از چند هفته به من خبر دادند که دکتر منوچهر مزینی وسط ترم از دانشگاه رفته‌اند و باید تدریس ایشان را ادامه دهم. البته تصمیمی بود که بعدها به این نتیجه رسیدم که ناآگاهانه بود که درس استادی باتجربه را ادامه دادم. بااین‌حال مهندس پاک‌نیا، مردی بسیار متواضع و صمیمی بودند و به‌نظر من بسیار شخصیت جالبی داشتند. همیشه با خوشرویی با همکارانشان صحبت می‌کردند. خودشان علاوه‌بر مدیریت دانشکده، واحد ساختمان را تدریس می‌کردند.

بیشترین ارتباط من با ایشان به‌عنوان همکار بود. خاطرهٔ خوب من از ایشان همین است که اولین روزی که برای استخدام رفتم، با وجود اینکه شناختی از من نداشتند، به‌گرمی من را پذیرفتند. خوشبختانه عمری طولانی داشتند، اما باز هم حیف ایشان بود.

 

تعلق خاطر به معماری مدرن ایرانی

| سید محمد بهشتی |

| عضو پیوستهٔ فرهنگستان هنر |

 

«بهمن پاک‌نیا» به‌همراه چندتن از اساتید معماری دیگر از پایه‌گذراران دانشکدهٔ معماری دانشگاه ملی سابق بودند. زمانی که این دانشکده تأسیس شد، در کشور فقط یک دانشکده دیگر بود؛ دانشگاه هنرهای زیبا در دانشگاه تهران. اصولاً ذوق و نگاه این دو دانشگاه تفاوت‌هایی باهم داشت. یکی از تفاوت‌های جدی، توجه به خود معماری ایرانی بود. انعکاسش هم در فراهم‌ کردن بستری برای دانشجوها برای سفر کردن و دیدن آثار معماری یا نوع پروژه‌هایی محول‌شده به دانشجویان دیده می‌شد. همهٔ اینها از یکجا ناشی می‌شد و آن ذوق و درک اساتید بود که در بعضی شدیدتر و در بعضی خفیف‌تر بود.

زمانی که دانشجوی دانشگاه شهید بهشتی بودم، ریاست دانشکده را مرحوم پاک‌نیا برعهده داشت. ایشان خارج از نقش حرفه‌ای و مدیریت دانشکده، انسان شریفی بود. در دورهٔ دانشجویی با وجود اینکه ایشان را اذیت می‌کردیم، بازهم سعی می‌کرد فضای مطبوعی در دانشکده ایجاد کند؛ به‌طوری‌که دانشجویان دانشکدهٔ معماری در آن فضا زندگی می‌کردند.

در آثاری که از خودشان باقی گذاشتند نیز این توجه و علاقه‌مندی نسبت به معماری ایرانی دیده می‌شود. درواقع نوعی تلاش و کوشش برای اینکه یک مواجهه از جنس معاصر با معماری ایرانی داشته باشند. در آثار ایشان نشانه‌هایی از معماری ایرانی دیده می‌شود که نوعی تعلق خاطر و امضا نسبت به این موضوع است.

خاطره‌ای از ایشان دارم که در دورهٔ دانشجویی جزو دانشجویانی بودم که با اعتصاب و شلوغ‌کاری باعث برکناری ایشان شدیم. اما سال‌ها بعد روزی من را به دانشکده دعوت کرده بودند برای اینکه داور دفاع از یک پایان‌نامه باشم. در حین داوری، آقای عباس امینی به من گفت که کسی بیرون با تو کار دارد. دفاع که تمام شد، بیرون آمدم و پرسیدم «چه کسی بود؟» گفت: «آقای پاک‌نیا بود. آمده است ایران و به دانشکده سر زده.» با ذوق و شوق رفتم در بخش دکتری و دیدم دکتر پاک‌نیا نشسته‌اند و تمام اساتید دکتری ایشان را احاطه کرده و مشغول خوش‌وبش هستند. من که وارد شدم، دکتر پاک‌نیا مانند یک پدر با من برخورد کرد و گفت: «همهٔ کارهای تو را دنبال کرده‌ام و آمده‌ام که ببینمت.» همان موقع احساس کردم که بدهی بزرگی به او بابت اذیت‌هایی که در سال‌های ۵۳ انجام داده بودم، دارم. چند روز بعد انجمن فارغ‌التحصیلان دنبال جایی می‌گشت که تعداد زیادی از فارغ‌التحصیلان را دعوت کند. در کاخ سعدآباد سالنی را در اختیار آنان قرار دادم. من را هم به این جلسه دعوت کردند و مرحوم پاک‌نیا نیز حضور داشتند. ازآنجاکه دیدم فرصت مغتنمی است، جلوی همهٔ فارغ‌التحصیلان از ایشان به‌دلیل کارهای دورهٔ جوانی در دورهٔ دانشجویی‌ام عذرخواهی کردم.

او شخصیت بزرگی بود که دانشکدهٔ معماری را مانند خانه‌اش می‌دانست، فارغ‌التحصیلان دانشکده را مانند فرزندانش ترغیب می‌کرد و انسانی دغدغه‌مند بود. یادش گرامی باد. برای ایشان شادی و آرامش آرزو می‌کنم و امیدوارم همهٔ شاگردانش از جمله خودم قدرشناس ایشان باشیم.

 

تعهدات آبی افغانستان هنوز محقق نشده است

درحالی‌که چیزی به انتهای فصل زمستان نمانده است، اما هنوز خبری از حقابهٔ هیرمند و ورود آن به ایران نیست. علی‌رغم رفت‌وآمدهای فراوان مقامات طالبان به ایران و نیز قول‌های متعدد آنها برای اختصاص حقابه به ایران، سیستان کماکان تشنهٔ آب هیرمند است و سیستانی‌ها چشم‌انتظار باران. بارانی که در سال‌های قبل از افتتاح بند کمال‌خان می‌توانست با ایجاد سیلاب‌های فصلی (دشت مال) آوردهٔ مناسبی برای این منطقه داشته باشد و علاوه‌بر سیراب نمودن چاه‌نیمه‌ها به‌عنوان منبع ذخیرهٔ مناسب آب شرب و کشاورزی مردم سیستان، مقداری از آب زاهدان را نیز تأمین می‌کرد و آب مازاد نیز روانهٔ هامون‌ها می‌شد.

بعد از خشک شدن تالاب هامون در سال ۱۳۷۸ تا به امروز، هر سال همزمان با شروع بادهای موسمی ۱۲۰روزه، شرایط زندگی در سیستان بسیار سخت شده است

این روال، تقریباً تا قبل از سال ۱۳۹۹ در منطقهٔ سیستان معمول بود و کم‌وبیش به‌عنوان نقطهٔ امید مردم سیستان، آنها را چشم‌انتظار باران، نه در منطقهٔ سیستان بلکه در آن‌سوی مرزها و در کشور افغانستان، نگاه می‌داشت و دعای مردم سیستان بارش باران در افغانستان بود و روان شدن سیلاب‌ها در مناطق پایین‌دست سد کجکی؛ سیلابی که توسط افغانستانی‌ها قابل کنترل نبود و وارد مرزهای ایران می‌شد.

 

 وعده به‌جای عمل

با افتتاح بند انحرافی ۵۲ میلیون مترمکعبی کمال‌خان، دیگر سیستان روی خوش هیرمند را ندید و پس از آن فقط و فقط وعده‌های مسئولان ایرانی و نیز دولتمردان امارت اسلامی گوش مردم این منطقه را پر کرد؛ وعده‌هایی عمدتاً واهی و بدون نتیجه. مردم نیز هر روز شاهد کمتر و کمتر شدن ذخایر مخازن چاه‌نیمه‌ها هستند و متحمل گردوغبار ناشی از بادهای موسمی منطقه که از ۱۲۰روزهٔ معمول به ۱۸۰ روز و شاید بیشتر تبدیل شده است.

 

گرچه طی سال‌های مختلف آب کمی از این کشور وارد ایران شده است، اما همواره این آب‌ها از نوع آب‌های غیرقابل‌کنترل توسط افغانستان است و از زمانی که بند کمال‌خان بر رودخانهٔ هیرمند احداث و توان افغان‌ها در نگهداری و انحراف آب این رودخانه افزایش یافته است، مانع ورود هرگونه آبی به ایران شده‌اند. به‌طور تقریبی و طبق آمار موجود، طی سال‌های ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۲ کمتر از ۶۰ میلیون مترمکعب آب به ایران وارد شده است، درحالی‌که مطابق با معاهدهٔ سال ۱۳۵۱ و با احتساب ۸۲۰ میلیون مترمکعب در سال، حقابهٔ ایران در طی این چهار سال حدود سه میلیارد و ۲۸۰ میلیون مترمکعب تعیین شده بود.

 

طرح‌های کم‌اثر جایگزین

در همین راستا، مسئولان دولتی به‌دلیل رو به اتمام بودن ذخایر چاه‌نیمه‌های سیستان و تأمین آب شرب مورد نیاز مردم منطقه، اقدام به اجرای طرح‌های مختلف و متفاوتی کرده‌اند که از آن جمله می‌توان به طرح اضطراری آبرسانی به منطقهٔ سیستان شامل حفر چاه‌هایی در مناطق شیله، حرمک، دشت هامون و …، حفر چاه‌های مطالعاتی آب ژرف در این منطقه و مهمتر از همه، خط انتقال آب از دریای عمان به سه استان شرقی کشور(کریدور شرق) شامل استان‌های سیستان‌وبلوچستان، خراسان‌جنوبی و خراسان‌رضوی اشاره کرد.

 

نکتهٔ حائز اهمیت در این مورد، مدنظر قرار گرفتن آب شرب و تأمین آن برای مردم سیستان و عدم توجه به سایر نیازهای آبی مردم این منطقه است. بدون شک، با توجه به شرایط فعلی سیستان، تأمین آب شرب از اولویت‌های حیاتی و بسیار مهم این منطقه است، اما برای حفظ و ماندگاری مردم در این نقطهٔ استراتژیک مرزی باید به سایر نیازهای آبی آنها نیز توجه کرد. چشم‌پوشی یا سهل‌انگاری از این نیازها قطعاً موجب عدم موفقیت تلاش‌های صورت‌گرفته در تأمین آب شرب مردم سیستان خواهد شد. 

با تشدید فعالیت طالبان در تکمیل سد بخش‌آباد روی رودخانهٔ فراه، دومین تأمین‌کنندهٔ آب تالاب‌های هامون، عملاً شرایط افزایش طوفان‌های گردوغبار در منطقهٔ سیستان فراهم شده است

به یاد داشته باشیم که بعد از خشک شدن کامل تالاب هامون در سال ۱۳۷۸ تا به امروز، بهار و تابستان هر سال و همزمان با شروع بادهای موسمی ۱۲۰روزه، شرایط زندگی در سیستان بسیار سخت شده و طوفان‌های گردوغبار علاوه‌بر ایجاد بیماری‌های متعدد تنفسی، چشمی، قلبی و نیز تبعات منفی اجتماعی (اعتیاد، افسردگی، اختلافات خانوادگی و …) موجب کوچ بسیار شدید مردم شده است و علی‌رغم بالا بودن موالید در این منطقه در طی دههٔ اخیر، میزان جمعیت سیستان روند کاهشی داشته است. این درحالی‌است که در برخی از سال‌ها به‌واسطهٔ ورود اندک آب ناشی از سیلاب‌ها، سطح هامون تا حدودی مرطوب بوده و میزان ریزگردها افزایش قابل‌توجهی نداشته است. اما بعد از افتتاح بند کمال‌خان متأسفانه هیچ‌گونه آبی وارد هامون‌ها نشده و خشکسالی‌های متعدد به کمک بادهای ۱۲۰روزه شدت طوفان‌های گردوغبار را افزایش داده است.

 

از دست رفتن فراه‌رود

از طرف دیگر با تشدید فعالیت طالبان در تکمیل سد بخش‌آباد روی رودخانهٔ فراه، به‌عنوان دومین تأمین‌کنندهٔ آب تالاب‌های هامون، به‌خصوص هامون صابوری، عملاً شرایط جهت افزایش طوفان‌های گردوغبار در منطقهٔ سیستان فراهم شده است، به‌نحوی که در بهار و تابستان سال ۱۴۰۲ میزان ریزگردهای منبعث از تالاب هامون صابوری به‌شدت افزایشی بوده و شرایط بسیار سخت، ناگوار و بی‌سابقه‌ای را برای مردم سیستان رقم زده است؛ چراکه یکی از مهمترین کریدورهای بادی سیستان از روی تالاب هامون صابوری گذشته و قطع ورود آب رودخانهٔ فراه به این تالاب و خشک شدن سطح خاک آن، شرایط را برای تأثیر بیشتر باد آماده کرده است.

 

اگر به مشکل کمبود آب شرب و نیز طوفان‌های شدید گردوغبار در منطقهٔ سیستان، نبود شغل مناسب و به‌خصوص کمبود شدید آب برای کشاورزی و دامپروری به‌عنوان مشاغل آبا و اجدادی و سنتی مردم این منطقه اضافه شود، بهتر می‌توان شرایط خاص و بحرانی این روزهای مردم سیستان را درک کرد.

 

نبود صنعت، تکیهٔ شدید مردم به کشاورزی و دامپروری، عدم توجه به پتانسیل‌های تجاری مرز، نبود زیرساخت‌های مناسب برای استفاده از صنعت توریسم آن‌هم با وجود اماکن و بناهای تاریخی قابل‌توجه در سیستان و … موجب شده است که نرخ بیکاری در این منطقه رشد بالایی را تجربه کند.

 

سیستان مهاجرساز

با وجود مجموع دلایل از جمله کمبود آب شرب، طوفان‌های گردوغبار و مشکلات ناشی از آن و نیز نبود شغل مناسب در منطقهٔ سیستان، متأسفانه شرایط برای مهاجرت ساکنین و خالی شدن سیستان به‌شدت فراهم شده است. به‌دلیل لزوم حفظ منطقهٔ سیستان به‌عنوان تنگهٔ احد نظام (به تعبیر مقام معظم رهبری)، لازم است مسئولین محترم وزارت نیرو ضمن تلاش برای رفع مشکلات آب شرب مردم سیستان به این نکته نیز توجه کنند که تنها با رفع این مشکل، ماندگاری مردم در این منطقه میسر نمی‌شود.

 

پیگیری دریافت حقابهٔ تالاب بین‌المللی هامون، علاوه‌بر حقابهٔ مصرح در معاهدهٔ ۱۳۵۱ به‌عنوان یکی از حقوق قطعی و بدون خدشهٔ کشورمان ضروری به‌نظر می‌رسد؛ چراکه علاوه‌بر تأثیرات مثبت فراوانی که روی ماندگاری مردم سیستان در این منطقه دارد، برای جلوگیری از پیامدهای منفی ناشی از خشکی این تالاب، برای مردم افغانستان نیز سودمند خواهد بود. علاوه‌بر‌آن، لازم است که آب موردنیاز برای اشتغال مردم منطقهٔ سیستان نیز، به هر طریق ممکن، تأمین شود تا شرایط برای ادامهٔ حیات مردم این منطقه و ماندگاری آنها و جلوگیری از خالی شدن سیستان فراهم شود.

 

بنابراین، علاوه‌بر تأمین آب شرب، آب موردنیاز برای احیای تالاب بین‌المللی هامون برای جلوگیری از طوفان‌های گردوغبار ناشی از خشک شدن این تالاب و همچنین آب موردنیاز برای ایجاد و یا احیای مشاغل ساکنین منطقهٔ سیستان باید مورد توجه مسئولین قرار گیرد؛ چراکه غفلت و عدم تأمین هریک از این نیازهای سه‌گانهٔ آبی، موجب عدم تحقق شرایط مساعد زیست در سیستان می‌شود و اهداف مدنظر در برنامه‌ها محقق نخواهد شد. 

جاه‌طلبی در ساحل خلیج‌فارس

ادارهٔ اقتصاد و گردشگری امارت اعلام کرده که در ۲۰۲۳ میلادی ۱۷ میلیون و ۱۵۰ هزار گردشگر بین‌المللی به این شهر سفر کرده‌اند و حداقل یک شب را در هتل‌های این منطقه سپری کرده‌اند. بیشترین مسافران هم به ترتیب از هند، انگلیس، عربستان سعودی، روسیه و عمان بوده‌اند. این درحالی‌است که کل توریست‌های خارجی دوبی در ۲۰۲۲ معادل ۱۴.۳۶ میلیون نفر و در ۲۰۱۹ هم ۱۶.۷۳ میلیون نفر بوده است. این شهر براساس اعلام «شیخ حمدان بن محمد بن راشد آل مکتوم»، ولیعهد امارت دوبی، در شبکهٔ اجتماعی ایکس رشد قابل‌توجه ۱۹.۴ درصدی را ثبت کرده است تا در خط مقدم بخش گردشگری جهانی قرار بگیرد. و یکی از بالاترین نرخ‌های جهانی اقامت در هتل معادل ۷۷.۴ درصد از ظرفیت ۱۵۰ هزار اتاقی را دارد. این دستاورد با اهداف تعریف‌شده در چشم‌انداز اقتصادی دوبی ۲۰۳۳ با هدف قرار گرفتن دوبی به‌عنوان یکی از سه شهر برتر جهان برای تجارت و گردشگری، مطابقت دارد.

 

Economy Middle East نیز در گزارشی به توسعهٔ گردشگری در دوبی اشاره کرده و نوشته است «موفقیت دوبی در جذب گردشگر زمانی بیشتر شناخته شد که برای سومین سال متوالی جایزهٔ Tripadvisor  را برای کسب رتبه یک مقصد جهانی به دست آورد. این دستاوردها منعکس‌کنندهٔ تلاش‌ها و خدمات متنوع شهری است که به مسافران اجازه می‌دهد با هر نوع بودجه و درخواستی برای گردشگری چه تجاری، تفریحی یا ورزشی به این منطقه سفر کنند. 

پس از دههٔ ۱۹۹۰ درآمدهای نفتی دوبی کاهش یافت و متولیان این کشور را وادار کرد تا راه‌های دیگری برای حفظ رشد اقتصادی در نظر بگیرند. یکی از این راه‌ها صنعت گردشگری بود

این رسانه همچنین به رابطهٔ سودمند گردشگری و رونق اقتصادی هم اشاره می‌کند و می‌نویسد: فعالیت‌های اقامتی و خدمات غذایی در این منطقه رشد چشمگیر ۱۱.۱ درصدی را به ثبت رساندند که موقعیت دوبی را به‌عنوان یک رهبر جهانی در گردشگری مستحکم کرده است. بررسی‌ آخرین داده‌های سازمان جهانی گردشگری نیز نشان می‌دهد عملکرد بازدیدکنندگان بین‌المللی دوبی از روندهای گردشگری جهانی پیشی گرفته است. این درحالی‌است که گردشگری بین‌المللی در سراسر جهان به ۸۸ درصد از سطوح قبل از همه‌گیری رسیده و از نظر توزیع منطقه‌ای ۲۸ درصد آن برای شورای همکاری خلیج فارس (GCC) و منطقهٔ خاورمیانه و شمال آفریقا (MENA) با محوریت دوبی است. در سایر مناطق، اروپای غربی ۱۹ درصد، آسیای جنوبی ۱۸ درصد، اروپای شرقی ۱۳ درصد، آسیای شمالی و آسیای جنوب‌شرقی ۹ درصد، قاره آمریکا ۷ درصد، آفریقا ۴ درصد و استرالیا ۲ درصد از ورودی‌ها را به خود اختصاص داده‌اند. از سوی دیگر دوبی در ۲۰۲۳ میلادی یکی از بالاترین نرخ اشغال هتل‌ها در جهان را به خود اختصاص داده و ۷۷.۴ درصد این مراکز در اختیار گردشگران قرار گرفته‌ است. 

 

 چند اقدام برای جهانی شدن دوبی 

در دههٔ ۱۹۵۰، منطقه‌ای که امروز به‌عنوان یکی از شهرهای اصلی مقصد گردشگری مطرح است، صرفاً یک شهرک ماهیگیری بود. پس از کشف نفت در دههٔ ۱۹۶۰ همه‌چیز برای بهتر شدن این منطقه فراهم شد. اقتصاد شروع به اوج گرفتن کرد و آسمان‌خراش‌ها یکی پس از دیگری سربرآوردند. اما پس از دههٔ ۱۹۹۰ درآمدهای نفتی دوبی کاهش یافت و متولیان این کشور را را وادار کرد تا راه‌های دیگری برای حفظ رشد اقتصادی در نظر بگیرند. یکی از این راه‌ها صنعت گردشگری بود. اما مسیر موفقیت گردشگری در دوبی چگونه طی شد؟ سیاستگذاران این منطقه برای نشان دادن دوبی به جهان، همکاری دپارتمان بازاریابی و گردشگری دوبی (DTCM) را با غول‌های فوتبال اسپانیا از جمله باشگاه رئال مادرید آغاز کردند. علاوه‌بر تبلیغ خطوط هوایی امارات از سوی رئالی‌ها در دوبی، برای اولین‌بار پارک‌ها و استراحتگاه‌هایی با تم رئال مادرید و برند Real Madrid World ایجاد شدند.

بسیاری از شهرهای ایران این پتانسیل را دارند که از تجربهٔ موفق گردشگری در دوبی با تمرکز بر چندین حوزهٔ کلیدی الگوبرداری کنند. در این باره اما توسعهٔ زیرساخت‌ها، بازاریابی و تبلیغات، سیاست‌های ویزا، زیرساخت‌ گردشگری، شیوه‌های گردشگری پایدار و همکاری با بخش خصوصی اهمیت دارد

آنها شیرین‌کاری‌های ثبت رکوردهای جهانی را در منطقهٔ خود انجام دادند، از جمله فرود قهرمان مسابقهٔ هوایی ردبول روی سکوی هلی‌کوپتر برج العرب جمیرا که تصاویر آن بازدید گسترده‌ای در شبکه‌های جهانی داشت. یکی از قهرمانان پرش از ارتفاع آمریکا نیز برای دستیابی به رکورد پرش، ارتفاعات جدیدی در دوبی را به نمایش گذاشت. علاوه‌بر‌این، جشنوارهٔ خرده‌فروشی هم از دیگر ابداعات آنها در حوزهٔ سرگرمی‌های بین‌المللی بود که حوزه‌هایی از جمله هنر، کتاب، غذا، ورزش، موسیقی، کنسرت تا میراث، فرهنگ، خرید، مد و تبلیغات را پوشش می‌داد و جوایزی برای بازدیدکنندگان بین‌المللی و حتی ساکنان بومی این منطقه داشت که منجر به پویایی گردشگری داخلی نیز بود. دوبی همچنین طیف وسیعی از مسافران تجاری را از طریق تقویم نمایشگاه‌ها و نمایشگاه‌های تجاری سالانهٔ خود که از بزرگترین نمایشگاه‌های جهان به‌شمار می‌روند، جذب می‌کند. صحنهٔ آشپزی دوبی نیز آنجا را به پایتختی مدرن برای علاقه‌مندان به غذا تبدیل کرده است. این شهر با مجموعه‌ای چشمگیر از ۱۳ هزار رستوران و کافه، غذاهای متنوع و تجربه‌های غذاخوری بی‌نظیری را ارائه می‌کند. صنعت حمل‌ونقل دوبی نیز برای جذب گردشگران غوغا کرد و طیف متنوعی از گزینه‌های حمل‌ونقل را ارائه کرد، از افزایش دسترسی به اتوبوس و تاکسی‌ تا مترویی که بزرگترین سیستم قطار بدون رانندهٔ جهان است. علاوه‌براین تراموا، دوچرخه، قایق، ماشین شخصی و مونوریل نخلی هم ظرفیت هشت‌گانه برای تردد در این منطقه را در اختیار مسافران قرار داده است. 

 

البته که دوبی برای رسیدن به این جایگاه باید چهره‌ای متفاوت از خاورمیانه را به تصور می‌کشید که در جهان به منطقه‌ای صلح‌خیز معروف نیست. شنیدن اسامی کشورهایی از جمله سوریه، عراق یا یمن چیزی جز جنگ را در ذهن گردشگران تداعی نمی‌کند، اما سیاستگذاران دوبی توانستند این ادعا را که همهٔ خاورمیانه در جنگ نیست، به‌خوبی اثبات کنند و حالا گردشگری این منطقه به یک ستون اصلی اقتصاد شهر تبدیل شده است. 

 

 پنج عامل مهم در ابتکارات پایداری 

رسانهٔ emiratesinside اما یکی از عوامل مهم در این دستاورد را ابتکارات پایداری در دوبی می‌داند و می‌نویسد: ابتکارات پایداری در دوبی نقش مهمی در افزایش توسعهٔ گردشگری از چند جهت ایفا کرده است: 

  1. حفاظت از محیط زیست شامل حفظ محیط طبیعی از جمله سواحل، بیابان‌ها و اکوسیستم‌های دریایی. با حفاظت از این منابع طبیعی، دوبی تجربیات منحصربه‌فرد و جذابی مانند سافاری در صحرا، فعالیت‌های ساحلی و دیدار با حیات‌وحش را به گردشگران ارائه می‌دهد.
  2. حفظ فرهنگی: تلاش‌های پایدار با هدف حفظ میراث فرهنگی غنی شهر، از جمله مکان‌های تاریخی، بازارهای سنتی و سنت‌های محلی.
  3. شیوه‌های گردشگری مسئولانه: آنها بازدیدکنندگان را به شیوه‌های گردشگری مسئولانه تشویق می‌کنند، از جمله کاهش ضایعات، حفظ آب و حمایت از جوامع محلی.
  4. زیرساخت سبز: دوبی در پروژه‌های زیرساخت سبز سرمایه‌گذاری کرده است، مانند ساختمان‌های پایدار، پارک‌های عمومی و گزینه‌های حمل‌ونقل سازگار با محیط زیست. این ابتکارات نه‌تنها جذابیت زیبایی شناختی این شهر را افزایش داده است، بلکه به ایجاد محیطی سالمتر و پایدارتر برای ساکنان و بازدیدکنندگان کمک می‌کند.
  5. فرصت‌های بومگردی: ذخایر طبیعی، پناهگاه‌های حیات‌وحش و اقامتگاه‌های سازگار با محیط زیست در این شهر در اولویت هستند. 

 

 الگوی دوبی، فرصتی برای ایران 

آرزوهای دوبی در حوزهٔ گردشگری، غیرعادی نیستند. آنها با چشم‌انداز تبدیل شدن به پربازدیدترین شهر جهان، اهداف بلندپروازانه‌ای برای ورود گردشگران، توسعهٔ زیرساخت‌ها و افزایش تجربهٔ بازدیدکنندگان برنامه‌ریزی کرده‌اند. در مرکز استراتژی گردشگری دوبی، تمایل به ارائهٔ ترکیبی بی‌نظیر از تجمل، ماجراجویی و غرق شدن در فرهنگ این منطقه به مسافران ارائه می‌شود که تجربه‌های فراموش نشدنی برای آنها دارد. آنها از هیچ تلاشی برای توسعهٔ زیرساخت‌های کلاس جهانی برای حمایت از صنعت گردشگری روبه‌رشد خود دریغ نکرده‌اند. از بناهای شاخصی مانند برج خلیفه و نخل جمیرا گرفته تا فرودگاه‌ها و شبکه‌های حمل‌ونقل پیشرفته، زیرساخت‌های شهر زمینه را برای سفرهای بی‌وقفه و تجربه‌های فراموش نشدنی فراهم می‌کند. 

 

اتفاقی که کارشناسان گردشگری معتقدند در ایران هم می‌تواند رقم بخورد؛ چراکه بسیاری از شهرهای ایران هم این پتانسیل را دارند که از تجربهٔ موفق گردشگری در دوبی با تمرکز بر چندین حوزهٔ کلیدی الگوبرداری کنند. در این باره اما توسعهٔ زیرساخت‌ها، بازاریابی و تبلیغات، سیاست‌های ویزا، زیرساخت‌ گردشگری، شیوه‌های گردشگری پایدار و همکاری با بخش خصوصی اهمیت دارد. نقطهٔ قوت اما این است که «عزت‌الله ضرغامی»، وزیر میراث‌فرهنگی، چند روز پیش در افتتاحیه هفدهمین نمایشگاه گردشگری از لغو ویزای یک طرفه با ۲۸ کشور خبر داد و گفت «این تصمیم از ۱۵ بهمن ۱۴۰۲ اجرایی شد و درهای ایران به روی جهان باز شده است و امروز بیش از ۵۰ درصد جمعیت دنیا می‌توانند بدون اخذ ویزا و تنها با خرید یک بلیت از ایران و جاذبه‌های گردشگری آن دیدن کنند.» قطعاً ساده‌سازی فرآیندهای ویزا و ارائهٔ گزینه‌های ویزای هنگام ورود یا ویزای الکترونیکی برای گردشگران از بازارهای کلیدی می‌تواند سفر به ایران را برای مسافران آسان‌تر و افراد بیشتری را به انتخاب ایران به‌عنوان مقصد گردشگری تشویق کند. این درحالی‌است که تاریخ و فرهنگ غنی ایران، مناظر زیبای طبیعی، شهرهای تاریخی، معماری برجسته، هنر و فرهنگ متنوع، موزه‌های ارزشمند و جاذبه‌های گردشگری بی‌نظیر، می‌تواند برخی شهرهای کشور را در مسیری مشابه دوبی قرار دهد. با در نظر گرفتن این ظرفیت‌ها، ایران می‌تواند بر توسعهٔ صنعت گردشگری خود متمرکز و به‌عنوان یک مقصد گردشگری محبوب و جذاب شناخته شود و صنعت گردشگری خود را به سطح بالاتری از توسعه ارتقا دهد.

 

دوبی ایستگاه به ایستگاه به اهداف توسعه‌ای گردشگری در کشور خود می‌رسد و می‌تواند نسخه‌ای خاورمیانه‌ای از توسعهٔ گردشگری برای ایران باشد. البته با وجود اینکه امارات و ایران هر دو در منطقه خاورمیانه واقع شده‌اند، اما ویژگی‌ها و محیط‌های متمایزی دارند. دوبی به‌خاطر زیرساخت‌های مدرن، هتل‌های مجلل، مراکز خرید، و جاذبه‌های دست‌ساز مانند برج خلیفه و نخل جمیرا معروف است و ایران همین شهرت را برای میراث فرهنگی غنی، مکان‌های تاریخی، مناظر متنوع و معماری سنتی دارد از جمله اصفهان، شیراز و تبریز. باوجوداین، جزیرهٔ کیش به‌دلیل هتل‌های مجلل، مراکز خرید و استراحتگاه‌های ساحلی، مشابه گزینه‌های تفریحی و سرگرمی موجود در دوبی، شناخته می‌شود.