بایگانی

آینه‌دانی که به خاطره‌ها پیوست

دقیق که می‌شویم ضرباهنگ زندگی روزمره تأمل در بسیاری از ظرافت‌ها را ما گرفته‌ است. دیگر در حوصله‌مان نیست که برای آینه یا وسایل تزئینی دیگر به‌دنبال یک دست‌بافتهٔ خاص باشیم. هنر «چنته‌دوزی» نیز از قبیل همین صنایع‌دستی فراموش شده است که چند سال است در میان صنایع‌دستی ایرانی جایگاه خود را از دست داده.

 

چنته‌بافی چیست؟

آینه‌دان تعریف مختصر و مفید برای چنته است. دست‌بافته‌ای ظریف و کوچک که فقط زنان ایل عشایر به بافت آن مشغول بودند. نگاهی به پژوهش‌های متفاوت دربارهٔ «چنته‌بافی» نشان می‌دهد زنان عشایر از آن به‌عنوان ابزاری برای تجسم بخشیدن به آرزوها و رؤیاهای شاد یا دلتنگی و اندوه خود متوسل می‌شدند. «چنته‌بافی»، دریچه‌ای به‌سوی خلوت و تنهایی زنان قشقایی است. چنته درواقع نوعی ساک، کیسه یا توبره است که برای نگهداری وسایل مختلف در زندگی عشایری از جمله شانه، قرآن، قاشق، آینه، نخ و سوزن و لوازم خیاطی، حمل غذا در کوچ و وسایل شخصی مثل پول، توشه‌راه یا فشنگ استفاده می‌شد.

 

چنته معمولاً دسته‌ای دارد که از جنس نخ خود چنته بافته شده و برای آویزان کردن از نقطه‌ای یا انداختن روی دوش استفاده می‌شود. چنته در سال‌های اخیر بیشتر جنبهٔ تزئینی یافته و در خودروها یا دکوراسیون منزل مورد استفاده قرار می‌گیرد که غالباً در طرح‌ها و اندازه‌های کوچک بافته می‌شود. چنته در ایل عشایر معمولاً از تیرک‌های عمودی چوبی چادر عشایر آویزان می‌شود؛ جایی که دست بچه‌های کوچک به آن نرسد. چنته در لغتنامهٔ دهخدا چنین تعریف شده است: «توشه‌دان درویشان که عموماً از جنس قالی و قالیچه به‌شکل کیسه‌ای دوخته، اطراف آن را چرم‌دوزی می‌کنند و از گردن آویزند و چیزهایی خرد و ریز درون آن گذارند.» در ادبیات فرش‌شناسی، چنته را خورجینک و خورجینه نیز می‌نامند و آن را چنین تعریف می‌کنند: «در تداول ایلات و عشایر چنته، هر توشه‌دان کوچک دستبافتی است که از خورجین کوچکتر باشد.»

 

خاستگاه چنته‌بافی

این هنر به هنر بومی عشایر منتسب می‌شود و عشایر مناطق مختلف با چنته‌بافی آشنایی دارند؛ هریک با نقش و نقوش الهام گرفته از طبیعت خود یا متناسب با فرهنگ هر اقلیم، «چنته‌بافی» می‌کنند. بااین‌حال قدمت «چنته‌بافی» در بین عشایر قشقایی فارس بیشتر تخمین زده می‌شود. در ابرکوه استان یزد نیز «چنته‌بافی» مرسوم بوده و حالا فقط «چنته‌بافی» در خاطرات اهالی ابرکوه باقی است. در روستاهای اردبیل نیز «چنته‌بافی» رواج دارد و نوع مواد اولیهٔ آن کاملاً مانند قالی و ورنی (گلیم ابریشمی) است. چنته در آلاشت سوادکوه مازندران نیز بافته می‌شود و این روزها به آن کیف جاجیمی می‌گویند.

 

فوت‌وفن چنته‌بافی

برای «چنته‌بافی»  به دار افقی قالی نیاز است. تار و پود آن معمولاً پشمی است. تارها معمولاً سفید و پودها اغلب قرمز رنگ یا رنگ‌های طبیعی هستند. چنته را می‌شود در اندازهٔ بزرگتری بافت و از آن به‌عنوان قالیچه‌ای کوچک یا حتی زیرانداز هم استفاده کرد. گاهی چند عدد از چنته‌های بافته‌شده را به‌هم می‌دوختند تا اندازهٔ آن بزرگتر شود و سطح بیشتری از آن مورد استفاده قرار بگیرد. این روزها اگر چنته‌ای بافته شود، در همان ابعاد و اندازهٔ کوچک است، زیرا بیشتر به‌عنوان یک کیف کوچک مورد استفاده دارد. یک بافندهٔ چنته با یک‌بار برپا کردن دار و چارچوب به تعداد ۱۰ تا ۲۰ عدد چنته می‌بافد که هریک می‌تواند نقش متفاوتی داشته باشند. بافت چنته روش‌های مختلفی دارد. از نوعی بافت قالی، بافت گلیم، بافت جاجیم، بافت خورجین و سایر بافت‌ها برای بافت چنته استفاده می‌شود. بااین‌حال، معمولاً مراحل بافت آن مانند جاجیم است که پس از پایان کار، دوردوزی و با مهره‌های تزئینی و خرمهره تزئین می‌شود. در «چنته‌بافی»، پس از پایان بافت چنته آن را تا می‌کنند و مانند کیسه به‌شکلی می‌دوزند که طرف بالای آن باز بماند و پشت قالی به طرف داخل کیسه دوخته شود. معمولاً چنته ابعاد کوچک تقریبی ۴۰ در ۳۰ سانتی‌متر دارد. برای بافت یک چنتهٔ کوچک ساده به‌شکل مستطیل با طول شش و عرض چهار سانتی‌متر، ۹ هزار گره زده می‌شود و بافت آن چهار روز زمان می‌برد.

 

 طرح‌های «چنته‌بافی»

عشایر با ذوق و خلاقیت خود طرح‌های چشم‌نوازی برای چنته‌بافی انتخاب می‌کردند؛ از جمله این طرح‌ها می‌توان به طاووس، خورشید، پرنده، بته‌جقه، قوچ، چلیپا، گل شقایق، بوته‌های صحرایی، گل هشت‌پر و نقش‌هایی از این دست اشاره کرد. زنان بافندهٔ چنته معمولاً از رنگ‌های پرمایه و زنده استفاده می‌کنند مثل: قرمز گل‌اناری، سبز زمردین، زرد نخودی، سبز پرطاووسی و انواع تونالیته‌های نارنجی، حنایی، زرشکی و ارغوانی.

 

 در چنته چه داری؟

عشایر فارس چنته را به‌صورت کیف یا خورجینی می‌بافتند و منگوله‌هایی زیبا در اطراف آن می‌آویختند. در نقش چنته نقوش اسلیمی و اسامی متبرکه و اسامی ائمه هم بافته می‌شد. قدیم‌ترها از چنته به‌عنوان کیفی برای داماد استفاده می‌شد که اشیای گران‌قیمت یا طلا و جواهر را در آن می‌گذاشت و به نوعروس خود هدیه می‌داد. عروس و خانواده او در انتظار بودند تا ببینند داماد چه‌ در چنته دارد. اصطلاح «چه در چنته داری؟» که هنوز کمابیش یک ضرب‌المثل رایج است، از همین داستان قدیمی وام گرفته شده‌.

 

 به شماره افتادن نفس «چنته‌بافی»

در گذشته چوپانان و برخی افراد برای حمل وسایل خود از چنته استفاده می‌کردند. تغییر کاربری چنته به کیف کوچک دستی یا کیف دوشی چندسالی به عمر چنته‌بافی اضافه کرد، اما نتوانست راهکاری جدی برای حفظ این هنر دستی باشد. احیای هنر «چنته‌بافی» در برخی از شهرها با برپایی کارگاه‌های آموزشی و دعوت از زنان سالخورده که راه و رسم این هنر را در سینه داشتند، دنبال شده‌ است. با در نظر گرفتن اینکه آموزش این هنر چندان جدی گرفته نشد، نسل جدید نه‌تنها آشنایی چندانی با این هنر ندارد، بلکه تعداد کسانی که در این رشته فعالیت می‌کنند نیز بسیار کم است.

 

«نان بلوط» زاگرس را عقیم می‌کند

به‌گفتهٔ «مرتضی ابراهیمی‌ رستاقی»، کارشناس جنگل و زاگرس‌شناس، در سال‌های ابتدایی بعد از انقلاب، دانشجویی در دانشگاه شیراز تحقیقی انجام داد دربارهٔ خواص بلوط و استفاده‌های که جامعهٔ انسانی می‌‌تواند به‌شکل گسترده از آن داشته باشد. اما در همایش ملی جنگل‌های زاگرس در سال ۱۳۶۴ اساتید و کارشناسان جنگل به‌اتفاق چنین بهره‌برداری‌هایی را رد کردند.

«وقتی اسم جنگل را منبع تجدیدپذیر می‌گذاریم و در مقابل، نفت را زوال‌پذیر می‌دانیم، به مفهوم زادآوری جنگل اشاره می‌کنیم.» این کارشناس جنگل معتقد است زاگرس فراتر از زادآوری یا بیماری، دچار زوال و مرگ درختان کهنسال شده است. «عملکرد طبیعی جنگل‌های زاگرس مختل شده و به‌تبع آن،‌ تمام این عرصه‌ها در حال نابودی است. درختان جنگلی مواد غذایی را از خاک گرفته و با آن برگ و چوب و دانه و … تولید می‌کنند،. بر اثر خزان، برگ‌ها و برخی شاخه‌ها به زمین می‌ریزند و مواد معدنی قرض‌گرفته‌شده به خاک برمی‌گردند. 

یک زاگرس‌شناس: وقتی اسم جنگل را منبع تجدیدپذیر می‌گذاریم و در مقابل نفت را زوال‌پذیر می‌دانیم، به مفهوم زادآوری جنگل اشاره می‌کنیم

در این سال‌ها شاهدیم برگ درخت را دام مصرف می‌کند‌، شاخه را برای سوخت برمی‌دارند و میوه هم صرف تهیهٔ خوراک دام یا محصولات مختلف می‌شود. همین موضوع باعث شده است کف جنگل چیزی برای تجزیه شدن و بازگرداندن مواد مغذی به خاک باقی نماند و درنهایت درختان در برابر انواع بیماری‌ها ضعیف شوند. در این شرایط حشراتی که در گذشته با درخت همزیستی داشتند، به آفت‌ بدل می‌شوند. در حال حاضر این آفات یک میلیون هکتار از زاگرس را درگیر خود کرده‌اند.»

ابراهیمی‌ رستاقی بهترین کارکرد بلوط را حفظ حیات زاگرس می‌داند و می‌گوید: «ما جلوی روند طبیعی ایستاده و آن را مختل کرده‌ایم.»

 

اختلال در اکوسیستم جنگلی با برداشت اضافه

به‌گفتهٔ «وحید اعتماد»، مدیر گروه جنگلداری و اقتصاد جنگل دانشگاه تهران، استفاده از بذر بلوط برای خوراک دام در زمان ریاست‌جمهوری محمود احمدی‌نژاد مطرح شد، اما دانشمندان علم جنگل‌شناسی و محققان کشور اعلام کردند چنین رویه‌ای درست نیست. «تراکم درختان ما در جنگل‌های غرب به‌اندازهٔ کافی پایین آمده است. تولید بذر در جنگل برای تأمین خوراک جانوران وحشی از جمله سنجاب، خرس، گراز یا گوزن و … است.»

 

او معتقد است اگر مجموعهٔ بذر را ۱۰۰ حساب کنیم، بخشی از این مقدار بایستی صرف زادآوری و تولید نهال جایگزین شود. بخش دیگری پوک، کرم‌خورده و فاسد است که به کار نمی‌‌آید. بخشی از این بذرها در اثر افتادن عفونت می‌کند و می‌پوسد و بخش دیگری هم باید صرف خوراک حیات‌وحش عرصه شود. «اگر انسان به‌عنوان عامل بیرونی وارد عرصه شود و بذر را جمع کند، اکوسیستم را تحت‌الشعاع خود قرار می‌‌دهد و باعث می‌شود تولید نهال و زادآوری متوقف شود یا حیات‌وحش غذای خود را از دست دهد.»

یک کارشناس جنگل: آن زمان که ۲۵ درصد از برداشت کاهش یافت، مشاهده کردیم جنگل انبوه‌تر شد و تجدیدحیات اتفاق افتاد

بحث‌هایی که در استان‌های چهارمحال‌وبختیاری یا کهگیلویه‌وبویراحمد دربارهٔ کارخانهٔ بلوط انجام شده است از نظر وحید باعث اختلال در اکوسیستم زاگرس می‌شود. «‌همین حالا هم اغلب نیاز مردم برای غذا و خوراک دام از جنگل‌ها تأمین می‌شود و نباید فشار مضاعفی به آنها وارد کنیم؛ زیرا این کار مغایر اصول علمی است. آزمایش‌های ما نشان می‌دهد بذر بلوط توان جوانه‌زنی خوبی دارد، اما میزان بذری که سالم باشد و بتواند جوانه بزند ۵۰ درصد بذر تولیدی است. برخی از این بذرها یا جنین ندارند یا جوانه‌زنی برایشان دشوار است. ازاین‌رو، نباید اجازه داد در داخل جنگل بذرهای بلوط در سطح گسترده جمع‌آوری شود.»

 

او برداشت‌های محدود و موضعی مردم محلی از بذرها را می‌پذیرد، اما نگاه اقتصادی را عاملی برای تخریب زاگرس می‌داند. «همین حالا برخی روستاها برداشت بلوط را انجام می‌دهند، ولی نباید اجازه داد شرایط از آنچه امروز داریم، بدتر شود. این کار از نظر اصول جنگل‌شناسی و جنگلداری نه به‌نفع مردم است و نه جنگل؛ زیرا ما با زمین یائسه‌ای مواجه می‌شویم که امکان رویش در آن وجود نخواهد داشت.»

 

جلوی برداشت بی‌رویه را بگیریم

«مصطفی عبدالله‌پور»، کارشناس جنگل، از محصولات مختلفی نام می‌برد که از زاگرس برداشت شده‌اند. به‌گفتهٔ او، گلابی وحشی یکی از محصولاتی بود که مردم از عرصه‌های حاشیهٔ «ده‌کهنه» در مسیر جادهٔ فارس به کهگیلویه‌و‌بویراحمد جمع‌آوری می‌کردند و آن را به کشورهای حاشیهٔ جنوبی خلیج فارس می‌فرستادند. «در دههٔ ۷۰ طرحی تهیه شد که جلوی این برداشت بی‌رویه را بگیرد. آن زمان ما پیشنهاد کردیم کل برداشت این محصول به تعاونی روستا واگذار شود و دولت بهرهٔ مالکانه دریافت کند. براساس این طرح ۲۵ درصد گلابی‌های وحشی باید برای محیط زیست باقی می‌ماند و از جمع‌آوری آنها جلوگیری می‌شد.»

 

به‌گفتهٔ این کارشناس جنگل آلمان‌ها برای حفظ زادآوری جنگل توصیه می‌کنند ۵۰ درصد برداشت انجام شود. با‌این‌حال، عدد بین ۲۵ تا ۵۰ درصد نیز  در مناطقی که برداشت حداکثری انجام می‌دهند،‌ چنین کارکردی دارد. «آن زمان که ۲۵ درصد از برداشت کاهش یافت مشاهده کردیم که جنگل انبوه‌تر شده و تجدیدحیات اتفاق افتاده است. همچنین، پیشنهاد ما این بود که مناطق تناوبی داشته باشیم و یک حوزه به پنج قسمت تقسیم شود و از یک قسمت هرساله هیچ برداشتی انجام نشود تا اکوسیستم امکان تجدید حیات داشته باشد، ضمن آنکه از چهارپنجم بقیه نیز ۷۵ درصد برداشت داشته باشیم.»

زوال زاگرس با تشدید بهره‌برداری

دو گزارهٔ چوب و محصولات فرعی یا چوب و تولیدات غیرچوبی پیشتر درباره‌ٔ برداشت از جنگل به کار می‌رفت که امروز به الوار و تولیدات غیرالواری تغییر یافته است. این دو دسته تولیدات جنگل، از یک سو زمینهٔ ایجاد تضاد بین بهره­‌بردان صنعتی و جوامع محلی را شکل داده و از سویی دیگر، پیچیدگی مدیریت این منابع را در پی داشته است. این دوگانه، با درک نقش رضایت جوامع محلی در موفقیت طرح‌­های جنگلداری، مشارکت آنان در مزایای جنگل و مدیریت و اهمیت روزافزون کارکردهای بدیل چوب، هر روز پررنگ‌­تر می‌­شود. بااین‌حال، در تقابل با برداشت تجاری الوار از جنگل با محاسبات، ابزار و ماشین‌­آلات و پژوهش‌های متعدد و ایجاد فضایی تخصصی، برداشت محصولات غیرالواری، آنچنان مورد کم‌توجهی و ساده­‌انگاری قرار گرفته است که در موارد بی‌شمار، مدیران کلان، بدون تخصص و خارج از سازمان متولی مدیریت، نسخه­‌های عجیب برای بهره­‌برداری و کسب مزایای اقتصادی از این تولیدات می‌­پیچند. 

 

بیم آن می‌­رود که این تجویزهای گاهاً اشتباه، بدون آنکه واکنشی مناسب از سوی سازمان منابع‌طبیعی یا کنشگران ببیند، تبدیل به موضوعی فراگیر شود و بدون در نظر گرفتن مسائل فنی، عملیاتی شود. برداشت گیاهان دارویی و قارچ، بهره­‌برداری از میوهٔ درخت بلوط در زاگرس و جمع‌آوری محصولات خوراکی از جنگل­ به‌صورت تجاری، گزینه­‌های همیشگی برای این بهره­‌برداری هستند. 

 

نگاه به محصولات غیرالواری گاه تا آنجا پیش می‌­رود که برای برداشت آنها، جنگل و سایر عرصه­‌های طبیعی را باغ و مزرعه قلمداد می‌­کنند و در آن به کشت و برداشت انواع محصولات زراعی می‌پردازند، یا تصور می‌­کنند که می‌­توان در کشور بذر بلوط را جایگزین گندم  و کمبود آرد را به این طریق جبران کرد. در این بحث، دو موضوع مهم مورد بی‌توجهی قرار گرفته­‌اند. نخست آنکه، فشار بهره­‌برداری سنتی در طی زمان و برداشت خارج از توان چوب صنعتی در شمال، جنگل‌­ها را به شرایطی رسانده ­است که هرگونه برداشت از تولیدات آنها باید با در نظر گرفتن توان اکولوژیکی و توجه به اولویت کارکردهای خدماتی بر تولیدی باشد. در زاگرس، کارکردهای حفاظت از منابع آب و خاک، باعث تداوم و حفظ شرایط زیستی در بخش وسیعی از کشور شده است. از سوی دیگر، تاریخ بلند بهره­‌برداری از این جنگل‌­ها، زمینه‌ساز بروز زوال شده است و درختزار بلوط غرب، توانی چندان برای تشدید فشار بهره­‌برداری ندارد. مسئلهٔ مهم دیگر، عدم وجود تحقیقات جامع در این زمینه است. 

 

برخلاف برداشت الوار از جنگل­‌های شمال که از جهات مختلف مورد تحقیق قرار گرفته است، موضوع خدمات و تولیدات غیرالواری در زاگرس و شمال، به‌شکلی جدی نه در بخش تحقیقات و نه در بخش اجرا، مسئلهٔ تحقیق نبوده است. فقدان مطالعات مناسب، زمینه‌­ای ایجاد کرده است که نه از توان تولید جنگل در این زمینه اطلاعی جامع در دسترس است و نه از میزان برداشت این تولیدات توسط جوامع محلی آمار قابل استنادی وجود دارد. بنابراین، هرگونه استفاده از تولیدات غیرالواری توسط جوامع محلی یا در مقیاس تجاری، نیازمند یک طرح مدون مدیریت است. این طرح خود نیز نیازمند مطالعات و شناخت کافی از این تولیدات، ظرفیت‌­ها و مقدار مجاز بهره­‌برداری است. چنانچه پیشتر بیان شد، بیم آن می‌­رود که دخالت نیروهای غیرمتخصص در کنار انفعال سازمان منابع‌طبیعی، زمینه‌­ای فراهم آورد که این تولیدات نیز به سرنوشت تولید چوب صنعتی از جنگل‌­های شمال گرفتار شوند. 

ابهامات طرح انتقال آب از دریا

هجدهم بهمن ماه بود که در یک برنامهٔ زندهٔ تلویزیونی در شبکهٔ «خبر» سیما، بنده رو در روی مجری طرح انتقال آب از دریا به فلات مرکزی نشستم و با ایشان در یک مناظره به‌عنوان مخالف شرکت کردم. موارد متعددی در خصوص قبول یا عدم قبول طرح انتقال آب از دریا به فلات مرکزی مطرح شد ولی از همه مهمتر، مشخص‌شدن ابهامات اصلی این طرح عظیم ۲۰ میلیارد دلاری بود که لازم است دولت سیزدهم پاسخ رسمی در این خصوص صادر کند. 

تا این تاریخ هنوز مشخصات اصلی این طرح پر هزینهٔ تاریخی که شامل پنج خط انتقال از دریا به یزد، کرمان، اصفهان، مشهد و شیراز بوده اعلام نشده است و معلوم نیست که چه حجم از آب در سال به شهرهای فوق‌الذکر یا شهرهای دیگر وارد خواهد شد و هزینهٔ هر مترمکعب آب تحویل‌شده در این شهرها به قیمت‌های جهانی چقدر است.

 

اگر ادعای مجری محترم طرح در مورد اینکه قیمت آب تحویلی در مشهد به قیمت آب شیرین‌شده در چابهار خواهد بود درست باشد و اینکه در مقابل آن احتمالاً کمک‌های دولتی مثل پرداخت وام از صندوق توسعه ملی و واگذاری سهام معادن دولتی به شرکت مجری طرح انتقال آب صحیح باشد، سوال اینجاست که آیا نمایندگان محترم مردم در مجلس شورای اسلامی در دورهٔ جدید و سال آینده با این اقدامات موافق هستند؟ آیا بعد از ۱۴۰۴ و استقرار دولت جدید، مجدداً این اقدامات پایدار خواهد بود؟ از طرفی شنیده‌ها حاکی است که بعضی از صنایع و معادن مسیر خطوط انتقال خصوصاً در مسیر خط انتقال یزد و کرمان، ظاهراً ترجیح داده‌اند آب مورد نیاز خود را در قالب بند ع تبصرهٔ ۸ قانون بودجهٔ ۱۴۰۲ که مورد تأکید و پشتیبانی خاص وزیر محترم نیرو بوده تأمین کنند و از دریافت آب گران‌بهای انتقال‌یافته از خلیج فارس منصرف شده‌اند. لذا اگر چنین شود و از جمله در مناطق دیگری مانند معادن «سنگان خواف» خراسان رضوی هم تمایل بیشتر به استفاده از منابع آب زیرزمینی و بازچرخانی کنند، واقعاً عاقبت این طرح عظیم به کجا خواهد رسید؟

 

و آخرین مورد اینکه بعضی از صنایع مانند فولاد مبارکه اصفهان با درایت و خردمندی در روش‌های کاهش مصرف آب، مصرف آب خود را به عدد بسیار نازل  ۱۶ میلیون مترمکعب در سال رسانده و از تمام امکانات موجود مانند پساب شهرهای اطراف استفادهٔ مطلوب را آغاز کرده‌اند. لذا سوال اینجاست که آیا کماکان این‌گونه صنایع  در انتظار آب گران‌بهای چهار یورویی در هر مترمکعب هستند یا شاید منصرف شده‌اند؛ یا اصولاً به‌دنبال طرح‌های توسعه‌ای در شهرهای آلوده‌ای مثل اصفهان هستند؟

با عنایت به اینکه هزینهٔ سرمایه‌گذاری، احداث، بهره‌برداری و استهلاک طرح عظیم ۲۰ میلیارد دلاری انتقال آب به فلات مرکزی حیرت‌انگیز است، بنابراین دولت محترم باید به‌طور شفاف پاسخ‌های لازم را ارایه دهد و نگرانی‌های عده‌ای از دلسوزان به ثروت ملی کشور را برطرف کند. 

 

راه‌حل‌هایی برای فاضلاب در کشف‌رود

برداشت اول

وارد بیمارستان «ناظران» مشهد می‌شوم. وقتی از پله‌ها وارد طبقه اول می‌شوم مردی سی‌وچندساله را می‌بینم که ایستاده و صورتش را با دو دستش گرفته و سرش را از پشت به دیوار تکیه داده است و دارد از شدت ناراحتی با گریه فریاد می‌زند. جلو می‌روم و دستانم را روی شانه‌هایش می‌گذارم و از او دلیل ناراحتی‌اش را می‌پرسم. می‌گوید جواب بیوپسی (نمونه‌برداری) رودهٔ بزرگ مادرش آمده است. جواب مثبت اعلام شده و دکترها گفته‌اند مادرش به سرطان رودهٔ بزرگ مبتلا شده است و ته تهش خیلی زنده بماند، می‌تواند تابستان بعدی را هم ببیند.

 

برداشت دوم

 رسانه‌ها و روزنامه‌های مختلف در نیمه‌های آذر به‌نقل از «محمد درویش» نوشته‌اند متأسفانه پدیده‌ای به‌نام فاضلاب‌دزدی از رودخانهٔ اساطیری کَشَف‌رود مشهد که با حدود ۳۰۰ کیلومتر طول جزو بزرگترین رودخانه‌های شمال‌شرق کشور است، شروع شده و این فاضلاب‌ها برای آبیاری حدود هفت هزار هکتار از زمین‌های کشاورزی تولید‌کنندهٔ محصولات کشاورزی موردنیاز مردم مشهد و اطراف مشهد استفاده می‌شود[۱، ۲ و ۳]. این خبر بسیاری از فعالان محیط زیست مشهد را به واکنش واداشت و بعد از آن اخبار و ویدئوهای مختلفی از وضعیت اسف‌بار کشف‌رود توسط این عزیزان در رسانه‌های مختلف منتشر شد.

 

برداشت سوم

من یک فعال محیط زیست نیستم و فقط یک معلم دانشگاهم که به‌دلیل مسئولیت اجتماعی خود تصمیم گرفته‌ام در حد خودم این موضوع را پیگیری کنم. به همین دلیل به‌همراه «محمد» یکی از دوستان قدیمی‌ام تصمیم گرفتیم برویم و از نزدیک وضعیت این رودخانه را بررسی کنیم. روز جمعه، ۲۹ دی‌ماه، صبح زود به‌سمت رودخانه حرکت کردیم. از روی تابلوی کنار جاده، محدودهٔ رودخانه را پیدا کردیم. وقتی به ۲۰متری رودخانه رسیدیم، به‌خاطر بوی تعفن شدیدی که از رودخانه بلند شده بود، توان نزدیک شدن به آن را نداشتیم. از قضا یکی از محلی‌های آنجا را دیدیم و از او در مورد وضعیت رودخانه پرسیدیم.  می‌گفت مسئولین از حدود ۲۰ سال قبل قول برطرف کردن این وضعیت افتضاح را داده‌اند، اما هنوز این بحران ادامه دارد. او گفت که تصفیه‌خانه‌های اولنگ و  التیمور که وعدهٔ ساختشان را چندسال پیش به ما داده بودند، هنوز به‌دلیل چیزی که کمبود اعتبارات لازم گفته می‌شود، تمام نکرده‌اند و درنتیجه این تصفیه‌خانه‌ها فقط بخش بسیار کمی از فاضلاب ورودی به رودخانه را تصفیه می‌کنند. در حال حاضر هم هر روز چندین هزار مترمکعب فاضلاب صنعتی یک مجموعهٔ صنعتی به‌صورت مستقیم و هزاران مترمکعب از سایر انواع فاضلاب اعم از فاضلاب‌های خام بیمارستانی و عمومی نیز به‌صورت غیرمستقیم از طریق تانکرهای حمل فاضلاب در این رودخانه تخلیه می‌شوند. بعد از خداحافظی با ایشان، چند ده متر حاشیهٔ رودخانه را پیاده‌روی کردیم و در دو طرف رودخانه مزارع کشاورزی سرسبزی را دیدیم که از طریق فاضلابی که با موتور پمپ به آنها پمپاژ می‌شد، آبیاری(فاضلاب‌یاری) می‌شدند و آنطرف‌تر هم تعداد زیادی گوسفندی را دیدیم که داشتند از علوفهٔ کنار این رودخانه تغذیه می‌کردند. مستندات لازم را جمع‌آوری کردیم و به‌همراه سایر مستنداتی که توسط فعالین محیط زیستی مشهد جمع‌آوری شده و در اختیارم قرار گرفته بود، در اختیار کمیسیون‌های سلامت و محیط زیست اتاق بازرگانی مشهد قرار دادم و قول پیگیری‌های لازم از مسئولین مرتبط را از آنها گرفتم.

 

 برداشت چهارم

«سیدامیر آل‌داوود»، رئیس بیمارستان ناظران مشهد که یکی از  مهمترین بیمارستان‌های آنکولوژی مخصوص بیماران سرطانی است، در مصاحبه‌ای اعلام می‌کند که «ما به‌شدت نگران آلودگی سبزیجات آبیاری‌شده از کشف‌رود هستیم. همیشه عنوان می‌شود که مصرف میوه و سبزی از سرطان جلوگیری می‌کند، اما نگران هستیم که این سبزی‌های آلوده افراد را بیشتر در معرض سرطان قرار دهد.»[ ۴] چندین سال قبل نیز «رهام سالک»، رئیس وقت مرکز تحقیقات سرطان دانشگاه علوم‌پزشکی مشهد، در نشست خبری کنگرهٔ پیشگیری از سرطان در مشهد اعلام کرد: سرطان معده در خراسان‌رضوی آمار بالایی به خود اختصاص داده است که باید به‌صورت جدی به این امر توجه شود.

 

 برداشت آخر

نگارندهٔ این سطور در کنار بررسی‌های ادامه‌دار کمیسیون‌های سلامت و محیط زیست مشهد، بر این باور است که راه‌حل‌های زیر هم البته به پشتوانهٔ عزمی جدی می‌تواند به بحران کشف‌رود پایان دهد تا دیگر شاهد حضور سرطان بر سر سفرهٔ مردم نباشیم:

  • تکمیل تصفیه‌خانهٔ سپتاژ مخصوصاً تصفیه‌خانه‌های محلی (لوکال)، مثل تصفیه‌خانه‌های التیمور و اولنگ.
  • کنترل خودروهای سپتاژ و جریمه‌های نقدی و قضائی برای متخلفین.
  • بهترین کار در کنترل فاضلاب تانکری نصب GPS است تا مبدأ و مقصد این تانکرها قابلیت رصد داشته باشند و اجرای این طرح جزو الزامات برای کنترل حمل و تخلیهٔ فاضلاب توسط این تانکرهاست.
  • پیشنهاد می‌شود به‌صورت تصادفی از محصولات کشاورزی در حال عرضه در میادین میوه‌وتره‌بار مشهد نمونهٔ آزمایشگاهی گرفته و بررسی شود.
  •  ورود استانداری و مدعی‌العموم با همکاری ادارهٔ بهداشت و علوم‌پزشکی به ماجرای بحران کشف‌رود.
  • لزوم تزریق اعتبارات دولتی.
  • ممانعت از کشت فاضلابی در حاشیهٔ رودخانه و ایجاد منابع درآمدی جایگزین برای کشاورزان و دامپروران حاشیهٔ کشف‌رود.
  • معرفی واحدهای آلاینده به دستگاه قضا.
  • شفاف‌سازی آبفا دربارهٔ درآمد قبوض با تعرفهٔ اگو.
  • بازچرخانی دوبارهٔ فاضلاب‌های صنعتی تصفیه‌شده در همان صنعت.
  • تبدیل کشف‌رود به‌عنوان یک مسئله یا بحران ملی.

 

 منابع:
[۱] آبیاری هفت هزار هکتار اراضی کشاورزی مشهد با فاضلاب بیمارستانی خطرناک! روزنامهٔ آرمان ملی، ۶ آذر ۱۴۰۲.
[۲] پدیدهٔ جدید در سرقت؛ فاضلاب دزدی!‍، روزنامهٔ اعتماد ملی، ۱۳ آذر ۱۴۰۲.
[۳] فاضلاب‌دزدی در مشهد با ورود گنداب بیمارستانی به اراضی کشاورزی!، روزنامهٔ شرق، ۱۳ آذر ۱۴۰۲.
[ ۴] «در ۲ دههٔ آینده بیشترین رشد فزایندهٔ سرطان را خواهیم داشت»، خبرگزاری ایسنا، ۷ بهمن ۱۴۰۲.
[ ۵] «سرطان معده در خراسان‌رضوی معضلی جدی محسوب می‌شود»، خبرگزاری مهر، ۶ بهمن ۱۳۹۲.

سفر اینفلوئنسرها به نمایشگاه گردشگری

فقط شش روز تا زمان برگزاری هفدهمین نمایشگاه بین‌المللی گردشگری و‌ صنایع وابستۀ تهران باقی مانده است؛ نمایشگاهی که هر سال پیش از نوروز برگزار می‌شود و امسال شعار گردشگری سبز و  سرمایه‌گذاری با در نظر گرفتن معیارهای محیط‌ زیستی را برای خود برگزیده است. نشست خبری این رویداد سه‌شنبه، ۱۷ بهمن، در سالن فجر وزارت میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی برگزار شد و «علی‌اصغر شالبافیان»، معاون گردشگری وزارتخانه دربارۀ این رویداد توضیحاتی‌ ارائه کرد.

 

 برگزاری نمایشگاه در ۲۰ سالن  

معاون گردشگری وزارت میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی با بیان اینکه هفدهمین نمایشگاه گردشگری و صنایع وابستۀ تهران از بزرگترین نمایشگاه‌های گردشگری محسوب می‌شود، گفت: «این نمایشگاه ۲۳ تا ۲۶ بهمن در محل دائمی نمایشگاه‌های بین‌المللی، در ۲۰ سالن، ۶۰ هزار مترمربع، با ۹۸۷ غرفه برگزار می‌شود. از سالن‌های این نمایشگاه ۹ سالن به استان‌ها، ۹ سالن شرکت‌های خصوصی و دانش‌بنیان، یک سالن به مشارکت‌کنندگان خارجی و یک سالن به فعالان حوزۀ گردشگری سلامت اختصاص دارد.»

به‌گفتۀ «علی‌اصغر شالبافیان»، در بخش‌های ‌استانی برای حضور هدفمند موضوعات مشخص در نظر گرفته شده است و یکی از جلوه‌های ویژۀ این بخش را می‌توان موضوع سرمایه‌گذاری دانست که به‌ویژه در استان‌ها نمود دارد، به‌طوری‌که در چند روز نمایشگاه ۶۰۰ بستۀ سرمایه‌گذاری در کنار یک‌هزار و  ۵۰۰ فرصت سرمایه‌گذاری با مشارکت معاونان استانداری‌ها ارائه می‌شود.

او همچنین حضور گروه‌های آیینی و اختصاص سه سالن به گردشگری خوراک را از دیگر بخش‌های این رویداد دانست که استان‌ها حضور پررنگی در آنها دارند.

معاون گردشگری وزارت میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی: در بخش‌های ‌استانی برای حضور هدفمند نمایندگان هر استان موضوعات مشخص در نظر گرفته شده است. هر استان با تم موضوعی در نمایشگاه حاضر خواهد بود

آن‌طورکه در این نشست مطرح شد، استان‌ها در ۹ سالن با ۴۶۳ شرکت‌کننده با تم‌های موضوعی در نمایشگاه گردشگری تهران حضور می‌یابند که از جمله آنها می‌توان به اردبیل: «سلامت و تندرستی»، ایلام: «طبیعت‌گردی ماجراجویانه»، البرز: «گردشگری کشاورزی»، اصفهان: «گردشگری دیجیتال و هنری»، بوشهر‌: «گردشگری ساحلی و دریایی»، تهران: «گردشگری سبز و شهر فرهنگ»، چهارمحال‌وبختیاری: «گردشگری ماجراجویانه»، خوزستان: «گردشگری کودک»، خراسان‌جنوبی: «فناوری نوین و فضای مجازی»، خراسان‌رضوی: «گردشگری زیارت»، خراسان‌شمالی: «گردشگری اقوام»، زنجان: «گردشگری معدن»، سیستان‌وبلوچستان: «گردشگری مزرعه تا سفر»، فارس: «شاهچراغ و بافت تاریخی»، قزوین: «سعدالسلطنه»، قم‌: «گردشگری سبز»،‌ آذربایجان‌شرقی: «کندوان و ثبت جهانی آن»، آذربایجان‌غربی: «طبیعت و تاریخ»، کردستان: «موسیقی» و سمنان‌: «گردشگری راه ابریشم» اشاره کرد.

 

حضور کشورهای خارجی

آن‌طورکه معاون گردشگری وزارت میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی مطرح کرد، ۱۱ کشور خارجی از جمله روسیه، مالزی، ترکیه، اندونزی، تایلند، ویتنام، ونزوئلا، ازبکستان، زیمبابوه، تانزانیا، سریلانکا و تاجیکستان در هفدهمین نمایشگاه گردشگری و صنایع وابستهٔ تهران حضور دارند و همچنین به‌غیر از نمایندگان خارجی که در نمایشگاه غرفه دارند، ۶۹ حضور دفتر خدمات مسافرتی و آژانس‌ از کشورهای خارجی نیز حضور خواهد داشت.

شالبافیان توضیح داد که این دفاتر بیشتر از شهرهای کازان و سن‌پترزبورگ روسیه و همچنین بازدیدکنندگانی از مالزی، اندونزی، عراق و تونس هم در نمایشگاه حاضر خواهند بود.

او گفت «زوراب پولولیکاشویلی» دبیرکل سازمان گردشگری ملل متحد (UN TOURISM) و هیئت همراه، دبیرکل سازمان اکو و سازمان همکاری‌های اسلامی و رئیس کمیتهٔ گردشگری ازبکستان نیز در نمایشگاه گردشگری حضور می‌یابند.

هفدهمین نمایشگاه گردشگری و صنایع وابستهٔ تهران ۲۳ تا ۲۶ بهمن در محل دائمی نمایشگاه‌های بین‌المللی، در ۲۰ سالن، ۶۰ هزار مترمربع، با ۹۸۷ غرفه برگزار می‌شود

گردشگری خوراک، حضور دانشجویان بیش از ۲۰ دانشگاه که رشتهٔ گردشگری در آنها تدریس می‌شود، نشست با معاونت‌های عمرانی و رؤسای شوراهای شهرها، همایش دو روزهٔ گردشگری سلامت، نشست شهرداران، نشست سفرای مجمع کشورهای آسیایی با میزبانی استانداری یزد، میزهای گردشگری موضوعی، میزگردها و دوره‌های آموزشی از دیگر بخش‌های این رویداد بود که شالبافیان به آن اشاره کرد.

شالبافیان در بخش دیگری از این نشست به برنامه‌های انجام‌شده برای جذب گردشگر هم اشاره کرد و افزود: «لغو روادید یکی از این راهکارهاست. همچنین، حضور ۲۰ اینفلوئنسر خارجی را در نمایشگاه گردشگری تهران داریم که به این کار کمک می‌کنند. تولید محتوای خوبی نیز در حوزهٔ گردشگری به زبان‌های مختلف انجام شده است که در نمایشگاه رونمایی خواهد شد.»

او همچنین خبر داد که در ۱۰ ماه نخست سال ۱۴۰۲ حدود پنج میلیون و ۴۰۹ هزار نفر وارد کشور شدند که نسبت به سال گذشته ۵۲ درصد رشد داشت.

 

سمپوزیوم گردشگری سبز

رئیس انجمن علمی گردشگری ایران نیز در این نشست توضیحاتی دربارهٔ حضور دانشگاه‌ها در نمایشگاه گردشگری تهران داد و گفت: «سمپوزیوم گردشگری و سرمایه‌گذاری سبز یکی از برنامه‌های ویژهٔ این رویداد است که اولین دورهٔ آن در هفتهٔ گردشگری برگزار شد و دومین دورهٔ آن در نمایشگاه گردشگری تهران برگزار می‌شود. همچنین، در کنار آن برنامه‌هایی در حوزهٔ بازاریابی و صادرات، کارآفرینی در گردشگری خوراک، توسعهٔ گردشگری روستایی و میز آشناسازی با فعالان گردشگری سلامت را خواهیم داشت.» «سیدسعید هاشمی» با بیان اینکه اقامتگاه‌های بومگردی نیز در این رویداد حاضر خواهند بود، افزود:‌ «هدف ما این است که گردشگری را با استانداردهای محیط‌ زیستی منطبق کنیم.»

 

ارائهٔ مقاله‌ در همایش گردشگری سلامت

یکی دیگر از بخش‌های نمایشگاه گردشگری تهران، همایش گردشگری سلامت است که دبیر همایش گردشگری سلامت دربارهٔ آن گفت: «همایش گردشگری سلامت ۲۵ تا ۲۷ بهمن برگزار می‌شود.»

«مهنا نیک‌بین» با بیان اینکه اولین‌بار است که همایش گردشگری سلامت در نمایشگاه بین‌المللی در سطح ملی و دانشگاهی برگزار می‌شود، افزود: «مهمترین دستاورد این رویداد را می‌توان مقاله‌های آن دانست. ۸۵ مقاله در سطح کارشناسی ارشد و دکتری به دبیرخانهٔ این همایش ارسال شد که ۵۱ مورد تاکنون مورد پذیرش قرار گرفته است.»

 

دستاورد حضور آژانس‌داران

«مسلم شجاعی»، مدیرکل دفتر بازاریابی و توسعهٔ گردشگری خارجی وزارت میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی نیز در این نشست و در پاسخ به خبرنگاران دربارهٔ دستاورد حضور آژانس‌داران خارجی در نمایشگاه گردشگری تهران صحبت کرد و گفت: «نمایشگاه گردشگری حاصل تبادل فعالان گردشگری است و ورودی و خروجی گردشگران توأمان است. البته که فقط به‌دنبال ورودی نیستیم و ممکن است جذب گردشگران خروجی برای سایر شرکت‌های خارجی اتفاق بیفتد.»

 

نمایشگاه ویژهٔ خوراک

مدیرکل گردشگری داخلی وزارت میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی نیز دربارهٔ ساماندهی فعالیت‌های بخش خوراک و سرمایه‌گذاری و موسیقی گفت در سال ۱۳۹۸ شاهد افزایش فعالیت بخش خوراک در بخش باز نمایشگاه بودیم که مورد انتقاد قرار گرفت و درنهایت به این نتیجه رسیدیم که بخش خوراک را جداگانه در نظر بگیریم.

البته آن‌طورکه «مصطفی فاطمی» توضیح داد و در نشست هم مطرح شد، دومین نمایشگاه صنعت رستوران، فست‌فود، کترینگ و صنایع و تجهیزات وابسته نیز به‌عنوان یکی از رویدادهای جانبی هفدهمین نمایشگاه بین‌المللی گردشگری تهران و صنایع‌ وابسته برگزار خواهد شد.

به‌گفتهٔ او، رویکرد نمایشگاه هفدهم «گردشگری سبز» و «رویدادهای گردشگری» با توجه به طبیعت‌گردی، روستاگردی، جامعهٔ محلی و حفظ محیط زیست است.

 

اقامتگاه‌های سنتی و اقامتگاه‌های بومگردی، واکاوی ظرفیت‌های بازارهای نوظهور و لغو روادید شده ایران، نقش و جایگاه آرامستان تخت‌فولاد در حوزهٔ گردشگری معنوی و تعالی‌بخش، هم‌اندیشی و انتقال تجربهٔ فعالان دانشگاهی و انجمن‌های علمی دانشجویی، تبیین و تشریح احکام بخش گردشگری برنامهٔ پنج‌سالهٔ هفتم توسعه، چالش‌های تأمین مالی و سرمایه‌گذاری در طرح‌ها و پروژه‌های گردشگری و آشنایی با کسب‌وکارهای تعاونی در حوزهٔ گردشگری عنوان برخی از پنل‌های تخصصی است که در حاشیهٔ هفدهمین نمایشگاه بین‌المللی گردشگری و صنایع وابستهٔ تهران برگزار می‌شود. همچنین، کارگاه‌های آموزشی نیز در کنار این برنامه‌ها برگزار خواهد شد و علاوه‌بر آن شاهد اجرای گروه‌های موسیقی، آیینی و سنتی استان‌ها نیز خواهیم بود.

در جهنم بودیم

«اینجا مثل یک منطقهٔ جنگی است، انگار که بمب منفجر شده» اینها صحبت‌های «ژاکلین آتناس» ۶۳ساله در گفت‌وگو با «گاردین» است که با مشاهده و نزدیک شدن آتش از خانه‌اش در حوالی «ویلا ایندیپندنسیا» محله‌ای کارگرنشین در «وینادل‌مار» گریخت. او تنها توانست یک کوله‌پشتی کوچک صورتی‌رنگ را از حریقی که خانه‌اش را گرفتار کرده بود، نجات دهد. «انگار کسی روی خانه‌ام بنزین ریخته و آن را آتش زده بود، نمی‌فهمیدم چه اتفاقی می‌افتد، باد به‌شدت می‌وزید و گلوله‌های آتش را به هر طرف پرتاب می‌کرد.» به‌گزارش گاردین، «لوئیس پارا» دیگر بازمانده این آتش‌سوزی هم گفته است به‌سختی توانسته با همسر و نوه‌اش فرار کند. زمانی که شعله‌های آتش به خانهٔ او رسید، برق هم قطع شده بود و آنها نمی‌توانستند ماشین را از پارکینگ خارج کنند. لوئیس پارا، همسر و نوه‌اش موفق شدند سوار ماشین یکی از دوستانشان شوند و از مهلکه برگزیند، اما خواهر و پدر نابینای لوئیس آنقدر خوش‌شانس نبودند، اجساد آنها در خانه‌شان پیدا شد. 

یکی از بازماندگان آتش‌سوزی در شیلی: انگار کسی روی خانه‌ام بنزین ریخته و آن را آتش زده بود، نمی‌فهمیدم چه اتفاقی می‌افتد، باد به‌شدت می‌وزید و گلوله‌های آتش را به هر طرف پرتاب می‌کرد

پارا می‌گوید: «هرگز فکر نمی‌کردیم این اتفاق بیفتد». «اینگرید کرسپو» ۵۹ساله دیگر ساکن محلهٔ ویلا ایندیپندنسیا است. او روز جمعه آتش را از دوردست دید که از تپه‌ای به تپهٔ دیگر سرایت می‌کرد. «جرقه‌ها می‌پریدند و باد مثل طوفان می‌وزید». اینگرید شروع به ریختن آب روی سقف کرد، اما برای نجات خانه‌اش خیلی دیر شده بود. با نزدیک شدن آتش، او حتی فرصت پوشیدن کفش را هم نیافت، با صندل فرار کرد، در‌حالی‌که بسیاری از همسایگان و سگ و گربه‌اش در آتش‌سوزی کشته شدند. «مردگان زیادی وجود دارد.» «جسیکا باریوس» که خانهٔ خود را در وینادل‌مار از دست داد هم به رویترز گفته است آتش ابتدا به باغ گیاه‌شناسی و ۱۰ دقیقه بعد به آنها رسید. «همه‌جا دود بود. آسمان سیاه شد و همه‌چیز را تاریکی فراگرفت. بادی که می‌وزید، مشابه طوفان بود. انگار در جهنم بودیم.»

 

ولیمادلمار، شهر سوخته

هلیکوپترها همچنان در حال ریختن آب بر روی منطقهٔ آتش‌سوزی در مرکز شیلی هستند، کارکنان اورژانس می‌گویند هنوز اجسادی هستند که پیدا نشده‌اند. در مناطق آسیب‌دیده، مقامات از مردم خواسته‌اند که هرچه سریع‌تر خانه‌هایشان را تخلیه کنند و از ساکنان مناطق دیگر می‌خواهند برای تردد سریع‌تر ماشین‌های آتش‌نشانی و آمبولانس‌ها در خانه‌هایشان بمانند. درعین‌حال برای جلوگیری از غارت خانه‌های آسیب‌دیده مقررات منع آمدوشد نه‌تنها در وینادل‌مار بلکه در شهرهای مجاور مانند کویلپوئه و ویلاآلمانا اعلام شده است. شیلی دو روز عزای رسمی اعلام کرده است. به‌گفتهٔ مقامات، صدها نفر مفقود شده‌اند و حدود ۱۴ هزار خانه آسیب‌ دیده است. فیلم‌هایی که پهبادها از وینادل‌مار گرفته‌اند محله‌های سوخته و مردمی را نشان می‌دهند که در میان آوارها جستجو می‌کند و اسکلت ماشین‌ها در خیابان‌ها قابل مشاهده است. یکشنبه‌شب،. «مانوئل مونسالو»، معاون وزیر کشور شیلی گفته بود هنوز ۱۶۵ آتش‌سوزی فعال وجود دارد، درحالی‌که این عدد روز شنبه ۱۵۴ مورد بود. در این روز دمای غیرمعمول بالا، رطوبت کم و سرعت باد زیاد، کنترل آتش‌سوزی‌های جنگلی در مرکز شیلی را که بخش گسترده‌ای از جنگل‌ها و مناطق شهری را سوزانده است، دشوار کرده بود. 

فرماندار منطقهٔ والپارایسو: این آتش‌سوزی‌ها از چهار نقطه به‌شکل همزمان شروع شد. ما به‌عنوان مقامات باید به‌شدت تلاش کنیم تا متوجه شویم چه کسی مسئول است

معاون وزیر کشور همچنین از این صحبت کرد که دمای اندکی پایین‌تر و پوشش ابر می‌تواند به مقامات کمک کند تا آتش‌سوزی را در روزهای آینده خاموش کنند. نیروی پلیس تحقیقاتی شیلی گفته درحال بررسی مناطق است. از نظر آنها ممکن است این آتش‌سوزی عمدی باشد. «رودریگو مونداکا»، فرماندار منطقهٔ والپارایسو نیز روز یکشنبه گفت اعتقاد دارد برخی از آتش‌سوزی‌ها ممکن است عمداً ایجاد شده باشند. «این آتش‌سوزی‌ها از چهار نقطه به‌شکل همزمان شروع شد. ما به‌عنوان مقامات باید به‌شدت تلاش کنیم تا متوجه شویم چه کسی مسئول است.» شیلی، آرژانتین و سایر بخش‌های مخروط جنوبی آمریکای جنوبی با موج گرمای شدید مواجه شده‌اند، وضعیتی که کارشناسان می‌گویند در ماه‌های تابستانی نیمکره جنوبی به‌دلیل تغییراقلیم رایج‌تر خواهد شد. در شیلی همچنین به‌دلیل پدیدهٔ آب‌و‌هوایی ال‌نینو که اقیانوس آرام را گرم می‌کند، این موضوع تشدید شده است.

آلودگی هوا قطعه‌ای از پازل مسائل محیط زیستی

درصد آلودگی هوای تهران ناشی از خودروهاست. ۲۰ درصد باقیمانده ناشی از آلاینده‌های کارخانه‌ها و صنعت است. شهرهای بزرگ کشور از نظر کیفیت هوا با مشکلات شدیدی مواجهند. حدود ۱۱ درصد از کل مرگ‌ومیرها و ۵۲ درصد از کل بیماری‌ها در کشور به عوامل خطر محیطی مربوط می‌شود. آلودگی ذرات معلق محیطی رتبهٔ اول را در بین ۱۰ عامل پرخطر محیط زیستی بیماری‌ها در سال ۱۳۹۸ به خود اختصاص داده است. توفان‌های شن و گردوغبار نیز از منابع ریزگردها هستند. سوزاندن سوخت‌های فسیلی منبع اصلی انتشار گازهای گلخانه‌ای است که باعث گرم شدن اقلیم است و بر آلودگی هوا تأثیر دارد. بانک جهانی خسارات وارده به اقتصاد ایران را در اثر مرگ‌ومیر ناشی از آلودگی هوا ۶۴۰ میلیون دلار برآورد کرده است. بیماری‌های ناشی از آلودگی هوا زیان‌هایی را به اقتصاد ایران تحمیل می‌کند که حدود ۲۶۰ میلیون دلار در سال برآورد می‌شود.

 

اکثر خودروها از بنزین سرب‌دار استفاده می‌کنند و تجهیزات کنترل آلایندگی ندارند. تهران به‌عنوان یکی از آلوده‌ترین شهرهای جهان رتبه‌بندی شده است. بااین‌حال، اتوبوس‌ها و اتومبیل‌هایی که با گاز طبیعی کار می‌کنند، قرار است جایگزین ناوگان حمل‌ونقل عمومی موجود در آینده شوند. همچنین، قیمت انرژی در ایران از طریق یارانه‌های سنگین دولتی به‌طور مصنوعی پایین نگه داشته می‌شود که الگوهای مصرف بسیار ناکارآمد و آلاینده را به‌همراه دارد. در این میان مدیریت ترافیک، بازرسی وسایل نقلیه، استفادهٔ عمومی از دوچرخه‌های برقی و دولت الکترونیک بخشی از راه‌حل هستند.  

 

مسائل ‌محیط زیستی در ایران به‌ویژه در مناطق شهری، انتشار آلاینده‌ها از سوی وسایل نقلیه، عملیات پالایشگاه‌ها و پساب‌های صنعتی به کیفیت پایین هوا دامن می‌زند. گزارشی از سوی برنامهٔ محیط زیست سازمان ملل متحد، ایران را از نظر شاخص‌های محیط زیستی در رتبهٔ ۱۱۷ در میان ۱۳۳ کشور جهان قرار داد. کمبود آب یک مسئلهٔ جدی است و این کشور نیز توسط تغییراقلیم تهدید می‌شود. منابع و اکوسیستم‌های ‌محیط زیستی درنتیجهٔ کمبود بارندگی، خشکسالی مداوم، تنش گرمایی، آلودگی هوا، آلودگی آب، فرسایش خاک و از بین رفتن تنوع زیستی در معرض تهدید قرار گرفته‌اند. جمهوری اسلامی ایران با افزایش دما و سطح دریاها و افزایش فراوانی توفان‌های گردوغبار و سایر بلایای طبیعی، تغییراقلیم را تجربه می‌کند. یک سیاست ملی برای تغییراقلیم در سال ۲۰۱۷ در سطح کابینه تصویب شد و وزارتخانه‌ها و سازمان‌های مربوطه مسئول توسعه و اجرای مداخلات کارآمد برای اقدامات سازگاری و کاهش هستند.

 

افزایش شیوع بیماری‌های تنفسی دولت را بر آن داشت تا قانون هوای پاک را تصویب و اجرا کند. هدف این برنامه‌ها کاهش تدریجی میزان مواد شیمیایی مضر منتشرشده در جو است. ایران عضو پروتکل کیوتو در مورد تغییراقلیم است و  توافقنامهٔ پاریس در مورد تغییراقلیم را امضا کرده، اما تصویب نکرده است. اکثر قلمروی ایران از چرای بی‌رویه، بیابان‌زایی و یا جنگل‌زدایی رنج می‌برد. تالاب‌ها و توده‌های آب‌شیرین به‌طور فزاینده‌ای با گسترش صنعت و کشاورزی درحال نابودی هستند و نشت نفت و مواد شیمیایی به آبزیان در خلیج‌ فارس و دریای خزر آسیب رسانده است. هجوم شرکت‌های بین‌المللی برای توسعهٔ ذخایر نفت و گاز در دریای کاسپین، این منطقه را با مجموعهٔ جدیدی از تهدیدات محیط زیستی مواجه می‌کند. ایران در امتداد مرزهای غربی و شمال‌شرقی دچار خشکسالی‌های دوره‌ای، سیل، توفان گردوغبار، توفان شن و زلزله می‌شود. ایران در سال ۲۰۱۱ بدترین رتبهٔ جهان را از نظر فرسایش خاک داشت. تخمین زده می‌شود که روزانه ۵۰ هزار تن زباله در کشور تولید می‌شود. ایران سالانه بیش از هشت میلیون تن زبالهٔ خطرناک تولید می‌کند. پساب‌های صنعتی و شهری‌، رودخانه‌ها، آب‌های ساحلی و زیرزمینی را آلوده کرده است. کمبود آب در ایران ناشی از تنوع اقلیمی زیاد، توزیع نابرابر آب، بهره‌برداری بیش از حد از منابع آبی موجود و اولویت‌بندی توسعهٔ اقتصادی است و با تغییراقلیم تشدید می‌شود.

ارسال توپ ناترازی بودجه به زمین مجلس

دبیر هیئت دولت در بخشی از نشست خبری هفتگی با خبرنگاران، دربارهٔ آخرین وضعیت احیای دریاچه ارومیه گفت: تدابیر دولت دو محور داشت. یکی تأمین آب و اقدامات سخت‌افزاری آن بود که پروژهٔ انتقال آب کانی‌سیب، انتقال آب تصفیه‌خانهٔ فاضلاب ارومیه و پروژهٔ تثبیت کانون‌های نمکی از آن جمله است. بخش دیگر هم اقدامات نرم‌افزاری مانند جلوگیری از برداشت‌های غیرمجاز است.
بهادری جهرمی افزود: براساس اعلام مقامات محلی ۷۰ هزار چاه غیرمجاز در این حوضهٔ آبریز احداث شده بود که بخش زیادی برای ویلاهای تفریحی بود و بخشی برای کشاورزی. با همکاری خود مردم و کشاورزان تلاش می‌شود جلوی برداشت‌های غیرمجاز گرفته شود. الگوی کشت منطقه نیز اصلاح می‌شود تا امکان کشت‌هایی وجود داشته باشد که بهره‌وری بالاتر و مصرف آب کمتری داشته باشند.
سخنگوی دولت یادآور شد: کسری بودجه یکی از عوامل اصلی ایجاد تورم و دیگر مشکلات است و انتظار می‌رود با همکاری و تعامل و کارشناسی بیشتر این موارد را بهتر بررسی کنیم. بهادری جهرمی گفت: همچنان در مجلس فرصت در این زمینه‌ باقی است و به‌عنوان سخنگوی دولت از مجلس خواهش می‌کنم که خط قرمز همهٔ ما رشد اقتصادی هشت درصدی و جلوگیری از افزایش تورم باشد.

سخنگوی دولت: براساس اعلام مقامات محلی ۷۰ هزار چاه غیرمجاز در حوضهٔ آبریز دریاچهٔ ارومیه احداث شده بود که بخش زیادی برای ویلاهای تفریحی و بخشی برای کشاورزی بود

دبیر هیئت دولت در پاسخ به پرسشی دربارهٔ برنامهٔ دولت برای رفع ناترازی در مصرف بنزین گفت: استاندارد مصرف ما در حوزه‌های مختلف انرژی مقداری بالاست. برای حل این ناترازی، سیاست دولت غیرقیمتی بوده است و در همین راستا باجدیت پیش می‌رود. اولین سیاست افزایش عرضه یا تولید بنزین است. او افزود: مثلاً فاز ۱۴ پالایشگاه پارس جنوبی با سرمایه‌گذاری ۲.۷ میلیارد دلاری، به بهره‌برداری رسید و ۵۰ میلیون مترمکعب در روز به افزایش تولید رسید. با سرمایه‌گذاری‌های متعدد، در خوراک نفت و میعانات گازی پالایشگاه‌ها به پنج درصد افزایش در طول سال گذشته رسیدیم.
بهادری جهرمی یادآور شد: تولید بنزین در دو سال گذشته افزایش داشته است، اما سرعت یا نرخ رشد مصرف هم در دولت بالاست. همزمان دولت هم مسیر افزایش تولید را با سرعت پیش می‌برد و هم مسیرهای کنترل غیرقیمتی از جمله جلوگیری از قاچاق را که به کشف و برخورد ۳۰ میلیون لیتر بنزین منجر شده است.
دبیر هیئت دولت گفت: در عموم ایام سال تراز تولید و مصرف وجود دارد، مگر زمانی که در اوج مصرف باشیم یا زمانی که پالایشگاه در اورهال قرار دارد که در این مواقع نیاز می‌شود از روش‌های مختلفی برای پرکردن مخازن، ذخیره‌سازی یا جبران تولید آن پالایشگاه، استفاده شود.

دستور رئیس‌جمهور برای واگذاری پروژه‌ها به بخش خصوصی
سخنگوی دولت در پاسخ به پرسشی دربارهٔ مشارکت بخش خصوصی در حوزه‌های نفتی، گفت: پیش‌ازاین، رویکرد غلط نگاه به بیرون و بی‌توجهی به ظرفیت‌های داخلی حاکم بود. در این دولت نگاه به درون در پیشبرد پروژه‌ها جایگزین نگاه به بیرون شده است و پیرو بیانات رهبر انقلاب، دولت اهتمام ویژه‌ای به واگذاری پروژه‌ها به بخش خصوصی دارد. رئیس‌جمهور هم دستور ویژه‌ای مبنی‌بر بازنگری رویکرد واگذاری پروژه‌ها برای اینکه هرچه بیشتر از بخش خصوصی استفاده شود، داده است.
او با بیان اینکه «فرایند مناقصه‌ها معمولاً ۴۰ ماه طول می‌کشید»، یادآور شد: در دولت سیزدهم یعنی در همین مدت کمتر از ۴۰ ماه، شش قرارداد برای توسعهٔ هفت میدان نفتی و گازی به ارزش چهار و نیم میلیارد دلار منعقد، تنفیذ و عملیات اجرایی آن انجام شده است که درنتیجهٔ آن، ۱۹۰ هزار بشکه به تولید کشور افزوده شده است.
بهادری جهرمی گفت: همچنین پنج قرارداد برای هشت میدان نفتی و گازی به ارزش ۱۴ میلیارد دلار تا پایان امسال منعقد می‌شود که تقریباً در همهٔ این قراردادها طرف حساب ما بخش خصوصی خواهد بود و درنتیجهٔ این قراردادها، انتظار داریم که ۳۹۰ هزار بشکه نفت و ۳۰ میلیون مترمکعب گاز به ظرفیت تولید کشور افزوده شود.

تصویب آیین‌نامهٔ اجرایی ماده ۲۴ قانون بهبود محیط کسب‌وکار
دبیر هیئت دولت در بخش دیگری از این نشست با اعلام تصویب آیین‌نامهٔ اجرایی ماده ۲۴ قانون بهبود محیط کسب‌وکار، گفت: یکی از دغدغه‌های مهم و بجای بخش خصوصی، تغییرات یک‌شبه و مکرر مقررات و دستورالعمل‌ها بود. رفع این دغدغه در سال ۹۰ در ماده ۲۴ قانون بهبود محیط کسب‌وکار پیش‌بینی شد، اما عملاً اجرایی نشد؛ چراکه دستگاه‌ها به‌بهانه‌های واهی و ذکر مواردی همچون محرمانگی از اجرای آن سر باز می‌زدند.
سخنگوی دولت گفت: اکنون و با تصویب آیین‌نامهٔ اجرایی ماده ۲۴ در دولت، دستگاه‌ها مکلف شده‌اند قوانین و دستورالعمل‌هایی را که برای فعالیت‌های بخش خصوصی دارای اهمیت است، پیش از اجرایی شدن منتشر کنند.
او ادامه داد: در تدوین این آیین‌نامه نظرات فعالان بخش خصوصی، اتاق‌ها و دستگاه‌های متولی گرفته شده است. این آیین‌نامه به پیش‌بینی‌پذیر کردن اقتصاد و ایجاد فضای آرامش و ثبات برای فعالان اقتصادی کمک شایانی می‌کند.
بهادری جهرمی یادآور شد: پیش‌ازاین نیز دولت در راستای رفع دغدغه‌های فعالان اقتصادی اقداماتی انجام داده بود. اصلاح فرآیندهای گمرکی و نصف شدن دستورالعمل‌های گمرکی، ارتقای شاخص امنیت سرمایه‌گذاری و مقررات‌زدایی و تسهیل صدور مجوزها که طبق آن در حال حاضر امکان صدور ۹۷ درصد مجوزهای کسب‌وکار در بستر درگاه ملی مجوزها وجود دارد، از این موارد است.
دو هزار و ۴۰۰ پروژه به ارزش ۴۱۰ هزار میلیارد تومان در دههٔ فجر افتتاح می‌شود
بهادری جهرمی در پاسخ به پرسشی دربارهٔ برنامهٔ دولت برای بهره‌برداری از پروژه‌ها در «دههٔ فجر» گفت: دو هزار و ۴۰۰ پروژه به ارزش ۴۱۰ هزار میلیارد تومان در دههٔ فجر افتتاح می‌شود. بخشی از این طرح‌ها و پروژه‌ها افتتاح شده است و بقیه نیز تا پایان دههٔ فجر افتتاح خواهند شد. از این میان، ۱۵ طرح مربوط به وزارت نفت با مجموع سرمایه‌گذاری ۲.۲ میلیارد دلاری است که موجب افزایش تولید گاز و نفت و گازرسانی به شهرها و روستاها خواهد شد. تمامی اعضای هیئت وزیران نیز در دههٔ فجر حداقل به یک استان سفر می‌کنند.
او با بیان اینکه «تولید نفت خام در دههٔ فجر ۵۰ هزار بشکه در روز افزایش می‌یابد»، ادامه داد: تولید گاز خام هشت میلیون مترمکعب در روز و ظرفیت پتروشیمی ۳.۴ میلیون تن در سال افزایش خواهد یافت. گازرسانی به بیش از هزار روستا، ۱۳ شهر و دو هزار و ۵۱۸ صنعت جدید انجام می‌شود.
دبیر هیئت دولت با بیان اینکه در طرح «فجرانه کالابرگ الکترونیکی»، به هر فرد ۶۲۰ هزار تومان یارانه تعلق می‌گیرد، اعلام کرد: در این طرح درصورت استفاده از کالابرگ و خرید از سبد غذایی مورد تأیید وزارت کار، به مبلغ ۲۲۰ هزار تومان، به‌ازای هر فرد یارانه‌بگیر مبلغ ۴۰۰ هزار تومان کالابرگ افزوده می‌شود. یعنی هر فرد یارانه‌بگیر می‌تواند تا ۶۲۰ هزارتومان از کالابرگ استفاده کند.

توضیح دربارهٔ تعطیلات آخر هفته
بهادری جهرمی در پاسخ به پرسشی دربارهٔ نظر دولت برای تعطیلی آخر هفته‌ها، گفت: این لایحه را دولت سال گذشته به مجلس داد که تعطیلات آخر هفته را به دو روز افزایش دهد. منتظریم تا جمع‌بندی مجلس انجام شود که هر آنچه قانونگذار تعیین کند، ملاک عمل است؛ اما در لایحهٔ دولت پنجشنبه و جمعه تعیین شده بود.
کارمندان بخش خصوصی امسال تا سقف ۱۳ میلیون تومان از مالیات معافند
او در پاسخ به پرسشی دربارهٔ معافیت‌های مالیاتی، گفت: کارمندان بخش خصوصی امسال تا سقف ۱۳ میلیون تومان از مالیات معافند. بسیاری از معافیت‌های مالیاتی ضروری هستند و طبیعی است که کسی نمی‌پسندد از حقوق زیر ۱۲ میلیون تومان یا از فعالیت اقتصادی خرد مالیات گرفته شود. به درخواست دولت امسال، تولیدکننده‌ها تا هفت درصد از مالیات معاف شدند. البته لازم است در برخی معافیت‌ها تجدیدنظر شود که سازمان مالیاتی در این زمینه در حال اقدام است.

نشانه‌های فقر آموزشی از دورهٔ «پیش دبستانی»

براساس مطالعات علمی حدود نیمی از رشد شناختی کودکان از بدو تولد تا چهار سالگی و ۳۰ درصد آن از چهار تا هشت سالگی شکل می‌گیرد. به‌این‌ترتیب، یادگیری مناسب در سال‌های اولیهٔ سوادآموزی اهمیت بسزایی دارد، تا جایی که یکی از اهداف سوادآموزی در سند توسعهٔ پایدار می‌گوید تا سال ۲۰۳۰ باید همهٔ دختران و پسران به رشد، مراقبت و آموزش پیش‌ازدبستان به‌طور برابر دسترسی داشته باشند و آمادهٔ حضور در مقطع ابتدایی شوند. 

 

باوجوداین، در آخرین آمار رسمی دربارهٔ عوامل مؤثر بر فقر آموزشی در ایران که از سوی معاونت رفاه اجتماعی در سال ۱۴۰۰ منتشر شده بود،  شش درصد دانش‌آموزان پایهٔ چهارم براساس آخرین نتایج سنجش آزمون بین‌المللی تیمز در سال ۲۰۱۹، هیچ فعالیت مرتبط با سوادآموزی پیش‌ازدبستان را تجربه نکرده‌اند. این عدد که مرتبط به شاخص فعالیت عددی یا سوادآموزی پیش‌ازدبستان است، در سطح بین‌المللی برابر سه درصد و نصف ایران است. به این معنی که فعالیت سوادآموزی در ایران در مقابل متوسط بین‌المللی بسیار ضعیف‌تر است.

بیش از هفت میلیون و ۳۰۰ هزار کودک زیر هفت سال در کشور وجود دارند که ۵۷۹ هزار نفر معادل ۹ درصد این جمعیت در استان خوزستان هستند

همچنین، طبق این گزارش نرخ پوشــش پیش‌دبســتان که یک شــاخص رایج‌تر و دردســترس‌تر برای ارزیابی آموزش‌های پیش‌ازدبستان به حساب می‌آید، بیانگر درصد ثبت‌نام کودکان چهار و پنج ساله در مراکز پیش‌ازدبستان اســت. براساس آخرین گزارش منتشرشده از سوی سازمان اداری-استخدامی ۱۳۹۸، میانگین این شاخص در کشور بیش از ۶۷ درصد است. براساس داده‌های بانک جهانی در سال ۲۰۱۹ اما ایران بین ۱۱۷ کشور در جایگاه چهل‌وهفتم و بالاتر از متوسط جهانی نرخ ناخالص ثبت‌نام پیش‌دبســتان قرار دارد. البته لازم به ذکر است که این شاخص در همان سال برای کشورهای با درآمد متوسط روبه‌بالا و کشورهای با درآمد بالا به‌ترتیب برابر ۷۶ و ۸۳ درصد بود.

 گزارش معاونت رفاه اجتماعی دربارهٔ توزیع پیش‌دبستانی‌ها به‌لحاظ استانی براساس داده‌های سازمان اداری-استخدامی در سال ۹۸ می‌گوید که اســتان‌های آذربایجان‌شرقی، چهارمحال‌وبختیاری، سمنان، قزوین، ایــلام، کرمان و خوزستان به‌ترتیب، بهترین اســتان‌ها به‌لحاظ پوشش پیش‌دبســتان با نرخ ثبت‌نام بالای ۹۰ درصد هســتند و بدترین نرخ پوشــش‌ها یعنی کمتر از ۴۰ درصد به اســتان‌های قم، البرز، خراسان‌رضوی و تهران تعلق دارد. 

 

 کاهش نرخ تکرار پایه در گرو توجه به کودکستان‌ها

به‌گزارش ایسنا، مجتبی همتی‌فر، رئیس سازمان ملی تعلیم‌و‌تربیت کودک روز یکشنبه در دیدار با جمعی از فعالان حوزهٔ کودک و دستگاه‌های دولتی در استانداری خوزستان، با تأکید بر اهمیت حمایت از سازمان ملی تعلیم‌وتربیت کودک، گفت: «کاهش نرخ تکرار پایه در دوران ابتدایی در گرو توجه به کودکستان‌ها است. همچنین، بررسی نرخ تکرار پایهٔ کلاس اول ابتدایی یکی از شاخص‌های مهم است و اگر به‌دنبال کاهش این نرخ هستیم، باید مقولهٔ کودکستان‌ها در اولویت باشد.»

معاون وزیر آموزش‌وپرورش: سازمان ملی تعلیم‌وتربیت کودک در بستهٔ حمایتی جامع که به دولت ارسال شده است، ۵۵ بند در حوزهٔ حمایت کودکستان‌ها، مربیان، زیرساخت‌ها، سلامت و تغذیهٔ کودکان تکالیفی را تعیین کرده که در کمیسیون مجلس تصویب شده و در نوبت بررسی هیئت دولت است

او پیش‌ازاین نیز در گفت‌وگو با رسانه‌ها از نادیده گرفتن این حوزه از سوی مسئولان انتقاد و تأکید کرده بود که این سازمان به‌دنبال ایجاد آمادگی حضور بچه‌ها در  مقطع ابتدایی به‌ویژه کلاس اول دبستان است تا میزان مردودی به حداقل برسد: «وقتی بچه‌ای سال اول را مردود می‌شود، احتمال اینکه در سال‌های بعد این مردودی ادامه داشته باشد، زیاد است و نهایتاً ترک تحصیل روی می‌دهد. پس باید این گلوگاه مورد توجه قرار گیرد.»

 

  ساماندهی کودکستان‌ها اصلی‌ترین زیرساخت افزایش کیفیت آموزش

همتی‌فر با بیان اینکه دوران کودکی فرصت طلایی ساخت جامعه و انسان‌سازی است، اضافه کرد: «ساماندهی کودکستان‌ها اصلی‌ترین زیرساخت کیفیت‌بخشی به تعلیم و تربیت است.» او با اشاره به علل شکل‌گیری سازمان ملی تعلیم‌وتربیت کودک، یادآور شد: «در سال ۹۲ پس از تأکیدات مقام معظم رهبری، گسترهٔ فعالیت‌های آموزش‌وپرورش تحت‌عنوان سیاست‌های کلی تحول در نظام آموزش‌وپرورش از کودکستان تا بدو ورود به دانشگاه مشخص شد و مصوبهٔ «اساسنامهٔ سازمان ملی تعلیم‌وتربیت کودک» سرانجام در بهمن ۹۹ در شورای‌عالی انقلاب فرهنگی به تصویب رسید.» او با اشاره به اینکه تا پیش از شکل‌گیری این پایگاه، اطلاعاتی از کودکستان وجود نداشت، وعده داد: «در دو سال و نیم اخیر که از عمر تشکیل سازمان ملی تعلیم‌وتربیت کودک می‌گذرد، همواره شاهد دو نوع تلاش بوده‌ایم. بخشی از این تلاش در راستای استقرار و تثبیت سازمان و بخشی دیگر ساماندهی وضع موجود است. امیدواریم مسئلهٔ ساماندهی تا پایان سال به نتیجه برسد و وارد فرآیندهای ارتقای کمی و کیفی خدمات دوران کودکی شویم؛ زیرا هدف اصلی این سازمان تربیت است.»

 

 بستهٔ جامع حمایتی کودکستان‌ها در نوبت بررسی هیئت دولت

همتی‌فر با بیان اینکه بیش از هفت میلیون و ۳۰۰ هزار کودک زیر هفت سال در کشور وجود دارند که ۵۷۹ هزار نفر معادل ۹ درصد این جمعیت در استان خوزستان هستند، گفت: «سازمان ملی تعلیم‌وتربیت کودک در بستهٔ حمایتی جامع که به دولت ارسال شده، ۵۵ بند در حوزهٔ حمایت کودکستان‌ها، مربیان، زیرساخت‌ها، سلامت و تغذیهٔ کودکان تکالیفی را تعیین کرده‌ است که در کمیسیون مجلس تصویب شده و در نوبت بررسی هیئت دولت است.» رئیس سازمان ملی تعلیم‌وتربیت کودک با اشاره به اینکه دفاع از حقوق کودکان را وظیفهٔ خود می‌داند، گفت: «رویکرد سازمان ملی تعلیم‌وتربیت کودک در مسئلهٔ شهریه، رویکرد الگوی هزینهٔ تمام‌شده است و باید میان حمایت از حقوق خانواده و کودک و حق مؤسس و کارکنان موازنه برقرار شود.»

 

سیاست چندتألیفی با مشارکت بخش غیردولتی ایجاد شود

همتی‌فر با بیان اینکه یکی از موضوعات مورد توجه سازمان ملی تعلیم‌وتربیت، مقولهٔ آموزش در مناطق دوزبانه است، گفت: «براساس اصل ۱۵ قانون اساسی زبان آموزشی رسمی کشور زبان فارسی است، اما درعین‌حال براساس توصیه‌های مقام معظم رهبری باید به زبان مادری توجه شود. پیش‌ازاین، تدوین و استفاده از یک کتاب برای تربیت همهٔ کودکان مرسوم بود، اما سند تحول ذیل سیاست‌های تحولی، اعلام کرد که سیاست چندتألیفی با مشارکت بخش غیردولتی باید ایجاد شود و سازمان ملی تعلیم‌وتربیت کودک خود را موظف می‌داند که در اجرای سند تحول پیشرو باشد. در حوزهٔ چندتألیفی کتب پیشتاز بودیم و باید ناظر به نیازها، سبک‌ها و بوم‌ها محتوای فاخر تولید شود. گاهی شمال و جنوب یک استان به‌لحاظ فرهنگ و زبان متفاوت است و از همین رو، نیاز به محتواهای فاخر متناسب با زیست‌بوم خود دارند.» همتی‌فر یادآور شد: «اگر مؤسسان کودکستان‌ها این توانایی را در خود می‌بینند که محتوای مناسب با زیست‌بوم خود را تولید کنند، ما در سازمان ملی تعلیم‌وتربیت کودک از آن استقبال خواهیم کرد.»

 

 ۶۵۴ هزار کودک بیمه شده‌اند

همتی‌فر همچنین از بیمه شدن ۶۵۴ هزار کودک توسط سازمان ملی تعلیم و تربیت کودک خبر داد و گفت: «هیچ نگاه منفعتی در این خصوص توسط سازمان نیست و تنها هدف ما حفظ سلامت کودکان است.» رئیس سازمان ملی تعلیم و تربیت کودک گفت: «اساسنامه سازمان در شورای عالی انقلاب فرهنگی تدوین شده است و باید سیاست‌ها را به میدان عمل ببریم. در این مسیر ضمن رفع مشکلات پیشین باید تجربیات موفق آن را ادامه دهیم.اصل اول سازمان ملی تعلیم و تربیت کودک، مشارکت دادن مردم و دغدغه‌مندان این حوزه و تسهیل خدمت به آن‌ها است و باید شرایطی را فراهم کنیم که دغدغه‌مندان کار خود را بهتر انجام دهند. تاکید ما بر این است که شرایط به صورتی پیش برود که به نفع کودکان باشد و تا حد ممکن امور این حوزه به خود صاحب‌نظران دغدغه‌مند و واجد شرایط واگذار شود.»

معاون وزیر آموزش و پرورش یادآور شد: «بر اساس یک اصل در سازمان تعلیم و تربیت کودک، مهم‌ترین حق کودک در دوره سنی زیر ۷ سال، حق داشتن تفریح، بازی، شادی و فعالیت‌های فرهنگی و هنری است. این حقوق همان چیزی است که سازمان ملی تعلیم و تربیت کودک به دنبال آن است و بر اساس همان ارزش‌ها، پندارها و رفتارهای مطلوب به دنبال طراحی دوره‌ها است.»

گسترش فقرِ شهرنشینی

در قرن بیست‌ویکم و با روند توسعهٔ صنعتی جهان، تغییرات عمده­ای در اقلیم رخ داده که نتیجهٔ آن افزایش آمار وقوع بلایای طبیعی در سرتاسر کره زمین می­باشد و همزمان با آن،  افزایش روزافزون جمعیت و استقرار نیمی از جمعیت جهان در شهرها، جوامع شهری را با چالش‌های جدیدی روبه‌رو ساخته است. درنتیجه روش‌های مقابله با سوانح طبیعی و ایمن­سازی شهرها، افزایش کارایی روش­های مقابله با سوانح طبیعی و ایمن­‌سازی شهری ضروری است. امروزه تلاش­های فراوانی جهت تغییر در پارادایم غالب مدیریت بحران و کارآمدتر ساختن آن صورت گرفته است و تغییرات چشمگیری در نگرش به مخاطرات در آنها به چشم می‌خورد. به‌صورتی‌که دیدگاه غالب از تمرکز صرف بر کاهش آسیب­پذیری به افزایش تاب­آوری در مقابل سوانح تغییر پیدا کرده است.

 

مهاجرت گسترده

پایگاه اطلاع‌رسانی وزارت راه‌وشهرسازی به‌نقل از «سیدمحسن سیدالحسینی»، عضو هیئت‌مدیرهٔ شرکت بازآفرینی شهری ایران از ضرورت آمادگی سیاستگذاران شهری برای کاهش تهدیدات تغییراقلیم بر شهرها و ارتقای تاب‌آوری برای شهرهای هدف متأثر از تغییراقلیم نوشته است: «تحقق تاب‌آوری شهری یکی از اهداف چهارگانهٔ بازآفرینی شهری پایدار است. تهدیدات اقلیمی بیشترین تأثیر را بر بافت‌های ناکارآمد می‌گذارد؛ بافت‌هایی که شدت ناپایداری در آنها بالاست و به‌دنبال این تأثیرات در آینده شاهد مهاجرت گسترده به حاشیه و استقرار در پهنه‌های آسیب‌پذیر خواهیم بود که نیاز است برای آن چاره‌اندیشی شود. روند روبه‌رشد و شکل‌گیری بافت‌های ناکارآمد در سطح کشور نشان‌می‌دهد جابه‌جایی جمعیت در شهرها متأثر از این تغییراقلیم، در اشکال جدید آن (اقلیمی و مرکز – پیرامون) هستند و مدیریت شهری با چالش حاشیه‌نشینی و گسترش جمعیت و وسعت این محدوده‌ها مواجه است. ازاین‌رو، با توجه به‌ احتمال افزایش مهاجرت‌های اقلیمی باید برای بهبود سیاست‌ها و شیوه‌های سازگاری، کاهش آسیب‌ها و آثار مخرب پدیده‌های اقلیمی و افزایش توان محیط زندگی و افراد اقدام کرد.»

ضرورت دارد تا نظام اطلاع‌رسانی تقویت و تشکل‌های مردمی و نهادهای محلی شکل بگیرند تا در مواقع بحران با همراهی و همکاری یکدیگر به نظم‌دهی در شهرها اقدام کنند

به‌گفتهٔ او، ضرورت دارد مقاوم‌سازی ابنیه و زیرساخت به‌شکل پایدار هم در محل و هم برای جابه‌جایی پیگیری شود و نهایتاً تبدیل سکونتگاه‌های غیررسمی به محلات کاملاً قانونی و رسمی و یکی از بخش‌های حیاتی اقدام تاب‌آوری، مقاوم‌سازی ابنیه است: «به‌عنوان مثال، حدود یک‌سوم ساکنان شهر مشهد در بافت‌های ناکارآمد شهری زندگی می‌کنند و این خطری برای مدیریت شهری و توسعهٔ شهر مشهد است که باید در این زمینه مدیریت شهری نقش مؤثرتری ایفا کند و برای این پدیدهٔ ناهنجار شهری، راهکارهای مناسبی داشته‌ باشد. در موضوع ارتقای تاب‌آوری، ابعاد اجتماعی، اقتصادی، محیطی و نهادی باید تقویت شود تا شهرها برای مواجهه با اثرات تغییراقلیم آمادگی داشته‌ باشند. همچنین، نظام هدایت و مدیریت شهری کنترل‌های لازم را انجام دهد.»

 

گسترش حاشیه‌نشینی

سیدالحسینی تأکید می‌کند که از دیگر مخاطرات تغییراقلیم، گسترش چرخهٔ فقر شهری است: «تغییراقلیم سبب مهاجرت می‌شود. همچنین مناطقی که جمعیت مهاجر در حاشیهٔ شهرها در آن استقرار پیدا می‌کنند، از کمترین سطح خدمات و امکانات برخوردارند و عموماً پهنه‌های آسیب‌پذیر شهری هستند و تهدیدات اقلیمی از جمله وقوع سیلاب و … در این مناطق آسیب‌زاتر است و همهٔ اینها، چرخه فقر شهری را تکمیل می‌کند. گسترش حاشیه‌نشینی سبب گسست اجتماعی و گسست پایداری بین شهر اصلی و شهر پیرامون می‌شود. بنابراین، با گسترش بافت‌های ناکارآمد، فاصلهٔ اجتماعی-اقتصادی زیاد خواهد شد. در شرکت «بازآفرینی شهری ایران» راهکارها و پیشنهادهایی برای کاهش تأثیرات تغییراقلیم وجود دارد. شرکت بازآفرینی شهری ایران، تهیه و تدوین برنامهٔ شبکهٔ شهری تاب‌آور را برای شهرهای مبدأ که متأثر از تغییراقلیم خواهند بود، ضرورت می‌داند. تعریف برنامه برای شهرهای تاب‌آور، پیشنهاد کارگروه ویژه‌ای متشکل از شرکت بازآفرینی شهری ایران، وزارت جهادکشاورزی، سازمان حفاظت محیط زیست و سازمان هواشناسی و سایر نهادهای ذی‌ربط  ارائه می‌شود. هدف از تدوین برنامهٔ ویژه برای شبکهٔ شهرهای تاب‌آور، کاهش اثرات مهاجرت‌های اقلیمی در شهرهای مبدأ بعد از مهاجرت و جابه‌جایی از شهرهای مقصد به این شهرها است.

مناطقی که جمعیت مهاجر در حاشیهٔ شهرها در آن استقرار پیدا می‌کنند، از کمترین سطح خدمات و امکانات برخوردارند و عموماً تهدیدات اقلیمی از جمله وقوع سیلاب و … در این مناطق آسیب‌زاتر است

تأثیرات اقلیمی بیشترین تأثیر را در معیشت مردم و ساکنان بافت‌های متأثر از آن تغییرات خواهد گذاشت و سبب کاهش منابع غذایی، آبی و اثرگذاری بر امنیت جانی و مالی آنان خواهد شد. برای افزایش تاب‌آوری شهرها برای مقابله با رخدادهای اقلیمی مانند سیل و خشکسالی، نیازمند اتخاذ رویکرد سیستمی، افزایش ظرفیت بازیابی با توجه به سرمایهٔ اجتماعی و مقاوم‌سازی برای آینده هستیم. تاب‌آوری یکی از رویکردهای سازگاری در برابر تهدیدات اقلیمی و کاهش آسیب‌پذیری آن است. توجه به تجارب دنیا در این خصوص با سرمایه‌گذاری در بخش آموزش، مشارکت مدنی و تقویت زیرساخت‌های تاب‌آوری اقلیمی جوامع و افراد در این زمینه مورد تأکید است.»

براساس این خبر تنوع‌بخشی به اقتصاد و داشتن اقتصاد چندبعدی به‌جای اقتصاد تک‌بعدی در شهرهای مبدأ می‌تواند اقدامی مؤثر برای کاهش مخاطرات تغییراقلیم باشد. 

 

ایران درحالی به‌تازگی به اقداماتی برای تاب‌آوری شهرها روی آورده است که بیش از یک دهه است که اثرات تغییراقلیم در آن شدت گرفته است. مفهوم تاب‌آوری، در شهرها به‌دست آوردن افزایش ظرفیت انطباقی شهرها در کاهش اثرات اقلیمی و تغییراقلیم است. هرچند اختلاف‌هایی در مورد چگونگی تعریف و اندازه‌گیری تاب‌آوری وجود دارد، ولی اجماع نظریه‌پردازان بر این است که شهرها باید نسبت به تغییراقلیم به‌میزان گسترده‌تری از شوک‌ها و تنش‌های اقلیمی تاب‌آور شوند. همچنین  تلاش برای کمک کردن به تاب‌آوری اقلیمی باید با تلاش برای ترویج پیشرفت و پایداری شهرها همراه باشد. با توجه به موارد فوق در این تحقیق سعی شده است با نگاه به مسائل نوظهور برای مطالعات آینده، تعدادی از چالش‌های مرتبط با برنامه‌های کاربردی رویکردهای تاب‌آوری، بیشتر مورد توجه قرار گیرد. این شامل پاسخ به نگرانی‌های بجای مرتبط با الگوهای ناهموار تاب‌آوری درون و برون شهری، ارزیابی هزینه‌های استراتژی تاب‌آوری و شناسایی گزینه‌هایی برای بهره‌برداری از ظرفیت نوآوری در شهرها به‌عنوان شاخصی برای کمک به تاب‌آوری و پایداری شهرها است.

مسئولیت اجتماعی شرکتی نباید به معامله تبدیل شود

مدیرکل دفتر هوا و تغییراقلیم سازمان حفاظت محیط زیست با تاکید بر لزوم مطالبه‌گری در حوزه محیط زیست، گفت: اگر به آلودگی عادت کنیم بزرگترین خیانت را به خود و جامعه‌مان کرده‌ایم، بنابراین باید همیشه باب مطالبه‌گری باز باشد و رسانه‌ها که چشم سوم هستند به نحو احسن نظارت‌کننده باشند و عملیاتی شدن وعده و وعیدها را پیگیری کنند.

به گزارش «پیام ما» به نقل از ایسنا، داریوش گل علیزاده، در نخستین سمینار و نمایشگاه فناوری‌های نوین پیشگیری و کاهش آلودگی هوا که دیروز (۱۶ بهمن‌ماه) در منطقه ویژه اقتصادی بندر ماهشهر برگزار شد، گفت: برخی صنایع پتروشیمی در راستای مسئولیت‌های اجتماعی کارهایی انجام دادند اما زمانی که در مقطعی با تقابل سازمان حفاظت محیط زیست مواجه شدند احساس کردند مسئولیت‌های اجتماعی به عنوان یک ابزار بده و بستان است؛ این تفکر باید از بین برود و مسئولیت اجتماعی نباید معامله باشد.

 

او افزود: طبق اصل پنجاهم قانون اساسی، حفظ محیط زیست به عنوان یک وظیفه عمومی تلقی می‌شود تا نسل امروز و نسل‌های بعدی، حیات رو به رشد داده باشند. فعالیت‌های اقتصادی و غیرآن که با آلودگی محیط زیست یا تخریب غیرقابل جبران آن ملازمه پیدا کند، ممنوع است و در دیگر موارد با پرداخت عوارض و مسئولیت‌های اجتماعی، به نوعی جبران می‌شود.

 

گل‌علیزاده گفت: سازمان حفاظت محیط زیست نه تنها در تقابل با صنعت و توسعه نیست بلکه در تعامل است اما اگر تخریب غیر قابل جبران اتفاق بیفتد، حتما مقابله خواهد کرد.

او با بیان اینکه هدف، حرکت به سمت توسعه پایدار است، عنوان کرد: توسعه پایدار، سه مولفه اقتصادی، اجتماعی و محیط زیستی دارد که برآیند این مولفه‌ها باید در ارزیابی، مثبت و به سمت توسعه پایدار باشد. ما میراث‌دار محیط زیست نیستیم بلکه امانت‌دار آن هستیم و علاوه بر تامین نیازهای کنونی، باید به نحو احسن آن را به آیندگان تحویل بدهیم.

گل‌علیزاده: بخش خصوص در راستای ایفای تکالیف قانونی و مسئولیت‌های اجتماعی خود می‌تواند در خصوص محیط زیست بسیار کمک‌کننده باشد. بر اساس ماده ۱۶ قانون هوای پاک، واحدهای صنعتی مکلف به ایجاد HSE هستند که این موضوع پررنگ‌تر شده است. بسیار خوب است که امروز صنعت به اصل کمیابی منابع واقف شده است

مدیرکل هوا و تغییرات اقلیم سازمان حفاظت محیط زیست گفت: محیط زیست ‌پیچیدگی‌های خاصی دارد و هیچ دولتی نمی‌تواند بدون مشارکت بخش خصوصی در این حوزه موفق باشد. بخش خصوصی در راستای ایفای تکالیف قانونی و مسئولیت‌های اجتماعی خود می‌تواند در خصوص محیط زیست بسیار کمک‌کننده باشد. بر اساس ماده ۱۶ قانون هوای پاک، واحدهای صنعتی مکلف به ایجاد HSE هستند که این موضوع پررنگ‌تر شده است. بسیار خوب است که امروز صنعت به اصل کمیابی منابع واقف شده است.

او تصریح کرد: امروز ایران از نظر شدت مصرف انرژی رتبه اول دنیا را دارد. شدت مصرف انرژی در ایران دو برابر میانگین دنیا، ۱۵ برابر کشور ژاپن و دو و نیم برابر کشور چین است. همچنین ششمین کشور تولیدکننده گازهای گلخانه‌ای هستیم؛ روزانه ۴۲ میلیارد مترمکعب هدررفت گازها از طریق فلرها با ارزش حدود ۵ میلیارد دلار در سال در ایران رخ می‌دهد.

 

گل‌علیزاده با بیان اینکه وزارت نفت در برنامه هفتم مکلف شده است استحصال گاز فلر را اجرایی کند، گفت: روزانه حدود ۸۷۰ میلیون مترمکعب مصرف گاز طبیعی داریم و در نیمه دوم سال، ناترازی گاز حدود ۲۰۰ تا ۲۵۰ میلیون مترمکعب است.

او عنوان کرد: در نیمه دوم سال که ناترازی در گاز داریم، بسیاری از صنایع مجبور به استفاده از سوخت‌های دوم می‌شوند که این سوخت‌ها، آلاینده هستند و انتشار گازهای گلخانه‌ای را هم داریم. علاوه بر این، خسارت‌های اقتصادی نیز به تجهیزات صنایع وارد می‌شود.

مدیرکل هوا و تغییرات اقلیم سازمان حفاظت محیط زیست بیان کرد: در نیمه اول سال نیز ناترازی برق را به میزان حدود ۱۰ هزار مگاوات داریم و اولین قربانی آن صنعت است. در آیین‌نامه اجرایی ماده ۴ قانون مانع‌زدایی از برق، صنایع انرژی برق مکلف شده‌اند ۹ هزار مگاوات از محل نیروگاه‌های سیکل ترکیبی و یک هزار مگاوات انرژی تجدیدپذیر تولید کنند. وزارت نیرو نیز در راستای افزایش سهم انرژی‌های تجدیدپذیر، ۳۰ درصد توسعه سالانه برق را باید از محل انرژی‌های تجدیدپذیر تامین کند و در این خصوص، برنامه تولید ۱۰ هزار و ۵۰۰ مگاواتی تا سال ۱۴۰۴ را ارائه داده است و در غیر این صورت، ناترازی شدید در حوزه برق خواهیم داشت.

 

او افزود: در حال حاضر سهم انرژی‌های تجدیدپذیر در ایران ۸۷ مگاوات یعنی کمتر از یک درصد است در حالی که ایران رتبه اول ظرفیت انرژی خورشیدی را دارد اما به دلیل سیاست‌گذاری غلط در بازار انرژی، هیچ سرمایه‌گذاری حاضر نیست در این زمینه سرمایه‌گذاری کند. گل‌علیزاده بیان کرد: امروز از آلودگی هوا به عنوان یک چالش در کشور صحبت می‌شود اما آلودگی هوا چالش نیست بلکه یک مسأله جدی است؛ چالش اصلی کشور تغییر اقلیم است و پیامدهای اصلی آن شامل فرسایش خاک و فرونشست زمین است. او با بیان اینکه کشور ایران در زمینه آثار تغییر اقلیم بسیار آسیب‌پذیر است، تصریح کرد: در حال حاضر ایران شش تا هفت برابر میانگین جهانی، فرسایش خاک دارد. این در حالی است که ۹۰ درصد منبع تولید غذا خاک است اما به راحتی خاک را از دست می‌دهیم. مثلا سیلاب‌های خوزستان موجب می‌شود خاک زیادی که منبع اصلی تولید است از بین برود.

 

مدیرکل هوا و تغییرات اقلیم سازمان حفاظت محیط زیست عنوان کرد: در سال حدود ۱۲ سانتی‌متر فرونشست زمین داریم. فرونشست زمین از همه پیامدهای محیط زیستی خطرناک‌تر است و آثار آن به اندازه یک زلزله ۸ ریشتری است اما متاسفانه هنوز باور نکرده‌ایم که کشور کم‌آبی هستیم و در پهنه خشک و نیمه خشک قرار داریم.

 او افزود: از خشکسالی به عنوان «پدیده» نام می‌بریم در حالی که خشکسالی پدیده نیست و یک واقعیت است و در واقع در کشور ما، ترسالی یک پدیده است.

 

گل‌علیزاده با بیان اینکه به هیچ وجه مدیریت مصرف ما با شرایط کشور سازگار نیست، افزود: میزان مصرف روزانه بنزین در کشور ۱۱۶ میلیون لیتر است و سرانه مصرف روزانه ۱.۳ لیتر است. همیشه سیاست‌های کشور در راستای تامین تقاضا بوده و در راستای بهینه‌سازی مصرف سوخت حرکت نکرده‌ایم زیرا جسارت مواجهه با حقایق تلخ را نداریم. وقتی جسارت مواجهه با حقایق تلخ را نداریم، به سمت برون‌رفت از وضعیت امروز هم نمی‌رویم.

 

مدیرکل هوا و تغییرات اقلیم سازمان حفاظت محیط زیست گفت: محیط زیست مربوط به مردم است. اگر صنعتی در جایی کار می‌کند، ضمن اینکه تکالیف قانونی خود را در کنترل آلودگی‌ها انجام می‌دهد باید تلاش کند در راستای مسئولیت‌های اجتماعی حرکت کند. باید تلاش شود اعتماد مردم که در حال کمرنگ شدن است، تقویت شود.

 

او با تاکید بر لزوم ارتباط دانشگاه، صنعت و دستگاه‌های اجرایی گفت: اکنون نیازمندی‌های صنعت، دانشگاه و دستگاه‌های اجرایی مشخص نیست و به موازات در حال حرکت هستند و داریم بسیاری از منابع کشور را هدر می‌دهیم.

گل‌علیزاده افزود: یکی دیگر از مشکلات ما، خساست در ارائه داده‌ها است و انحصاری در این زمینه ایجاد کرده است در حالی که ندادن داده‌ها، موجب از بین رفتن اثر داده‌ها می‌شود. او تصریح کرد: به دلیل این که تصمیم‌گیری‌ها بر اساس داده‌های غلط است، این مساله کشور را در مسیر اشتباه در حوزه محیط زیست می‌برد.

مدیرکل هوا و تغییراقلیم سازمان حفاظت محیط زیست گفت: بر اساس سند چشم‌انداز ۲۰ ساله کشور که افق ۱۴۰۴ است، بهره‌مندی از محیط زیست مطلوب یکی از چشم‌اندازها بوده است اما امروز رتبه ۱۵۹ شاخص عملکردی محیط زیستی در دنیا را داریم یعنی دقیقا برخلاف سیاست‌ها و این سند، حرکت شده است.

 

او بیان کرد: برنامه هفتم، آخرین فرصت چشم‌انداز این سند است. در این سال‌ها هیچ تلاشی در حوزه تغییرات اقلیم انجام نشد. در زمینه توسعه اقتصاد سبز نیز رویکردهای مبتنی بر بازار تبادل انتشار یکی از ابزارهای خوب سیاست‌گذاری است که دولت می‌تواند این کار را انجام دهد. در دنیا ۲۶ بازار تبادل انتشار وجود دارد و ۲۳ بازار در حال بررسی و توسعه هستند. خاصیت این بازارها این است که هزینه کمتری نسبت به سیستم‌های کنترل و پیشگیری دارد، در راستای بهینه‌سازی مصرف انرژی حرکت می‌کند و انتشار گازهای گلخانه‌ای را کاهش می‌دهد.

 

 گل‌علیزاده گفت: تهدیدهای محیط زیستی، فرصت سرمایه‌گذاری بسیار خوبی هستند و زمینه تحقیق و پژوهشی خوب و اشتغال و کارآفرینی خوبی دارند. او بیان کرد: ۷ میلیون خودرو از ۲۷ میلیون خودروی شماره‌گذاری شده، ۱۱ میلیون موتورسیکلت از مجموع ۱۳ میلیون موتورسیکلت و ۸۰ درصد ناوگان حمل بار و مسافر در کشور فرسوده هستند.

مدیرکل هوا و تغییراقلیم سازمان حفاظت محیط زیست گفت: فرسودگی بسیار شدید در زیرساخت‌های کشور در حوزه پالایشگاه‌ها، نیروگاه‌ها و راه داریم که این فرسودگی دارد منابع کشور را از بین می‌برد.