بایگانی

استحکام‌بخشی «فلک‌الافلاک»

«زهرا بهاروند»، معاون میراث‌فرهنگی لرستان در تازه‌ترین خبر اعلام کرده است قلعهٔ «فلک الافلاک» خرم‌آباد در سال‌های اخیر بر اثر رخداد‌های طبیعی همانند سیل و زلزله دچار آسیب شده بود که بعد از استحکام‌بخشی و مرمت آمادهٔ ثبت جهانی است. مدیرکل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی لرستان نیز گفته است از محل اعتبار سفر رئیس‌جمهوری به استان حدود صد میلیارد تومان برای تملک و آزادسازی قلعه اختصاص یافت که تمام این اعتبار در آزادسازی ضلع‌های جنوبی و شمالی هزینه شده است. او اعلام کرد کارشناسان یونسکو امسال از این اثر بی‌نظیر بازدید خواهند کرد.

 

اقدامات موردنیاز برای ثبت جهانی

درهٔ خرم‌آباد با عنوان کلی پروندهٔ «قلعهٔ فلک‌الافلاک و درهٔ خرم‌آباد» از نخستین سکونتگاه‌های بشر است؛ جایی که انبوهی از آثار باستانی از «فلک‌الافلاک» تا سنگ‌نوشته را در خود جای داده. در واقع پروندهٔ درهٔ خرم‌آباد با ۲۱ اثر تاریخی و طبیعی ارزشمند به‌عنوان سهمیهٔ ایران در سال ۲۰۲۴ برای ثبت در میراث جهانی یونسکو انتخاب شده و شامل غار‌های پارینه‌سنگی، قلعهٔ فلک‌الافلاک، پل‌ها، رودخانهٔ خرم‌آباد و کوهستان است.

مسئول پروندهٔ «قلعهٔ فلک‌الافلاک و درهٔ خرم‌آباد»: حفاظت، استحکام‌بخشی و مرمت پل‌های تاریخی بعد از ۱۵ سال توقف آغاز شده است که آن هم تا تابستان تمام می‌شود

درهٔ خرم‌آباد در صد سال اخیر مورد پژوهش‌های باستان‌شناختی قرار گرفته است. سهم مطالعات باستانی و تاریخی که به دوران سنگ و مس مربوط می‌شود، بسیار اندک است و بیشتر مطالعات به دوران پارینه‌سنگی، کاوش در غارها، پناهگاه‌های صخره‌ای و نیز حول محور شهر «شاپورخواست» و قلعه مربوط می‌شود.

 

گرچه قلعهٔ «فلک‌الافلاک» ثبت ملی  استاما حدود سه دهه یکی از مهمترین چالش‌های این اثر تاریخی برای ثبت جهانی آزادسازی حریم بود. پس از انقلاب ۱۳۵۷، سپاه پاسداران با ایجاد یک پادگان نظامی در جنوب قلعه ضمن اشغال اطراف این بنای ملی در روند آزادسازی حریم قلعه و ثبت جهانی آن اخلال ایجاد کرده‌ بود، تا اینکه پس از پیگیری‌های طولانی‌مدت، چندماه پیش خبر رسید پادگان سپاه با دستور رئیس‌جمهوری پس از ۳۰ سال از حریم قلعهٔ «فلک‌الافلاک» جابه‌جا می‌شود. در این خبر گفته شد با دستور رئیس‌جمهوری، پادگان سپاه از حریم قلعهٔ «فلک‌الافلاک» تا پایان سال تخلیه و به‌منظور توسعه و رونق گردشگری به وزارت میراث‌فرهنگی و گردشگری تحویل می‌شود.

پروندهٔ درهٔ خرم‌آباد با ۲۱ اثر تاریخی و طبیعی ارزشمند به‌عنوان سهمیهٔ ایران در سال ۲۰۲۴ برای ثبت در میراث جهانی یونسکو انتخاب شده و شامل غار‌های پارینه‌سنگی، قلعهٔ فلک‌الافلاک، پل‌ها، رودخانهٔ خرم‌آباد و کوهستان است

علاوه‌بر آن ‌اقداماتی چون اسکن‌لیزر غارها، قلعهٔ فلک‌الافلاک، تعیین حریم و عرصه، ‌عکس‌برداری هوایی، نوشتار، ترجمه، اصلاح مسیرهای دسترسی ورودی برخی غارهای تاریخی که از حدود ۲۰ سال مسدود شده بود، کاوش باستان‌شناسی، بررسی چهار گمانه به وسعت ۴۰۰ مترمربع شهر شاپورخواست، تکمیل زیرساخت‌های راهسازی، مرمت اشیا و دیگر مرمت‌های، تملک حریم، کاوش محوطه‌های پیش از تاریخ در محدودهٔ ضلع جنوب قلعه، تعریض چند خیابان و تخریب و سنگ‌فرش خیابان افلاک نیز انجام شده است یا در حال انجام است.

 

استحکام‌بخشی در حال انجام است

مسئول پروندهٔ «قلعهٔ فلک‌الافلاک و درهٔ خرم‌آباد» هم با بیان اینکه تقریباً همهٔ اقدامات برای ثبت جهانی پرونده انجام شده است تا قلعه طی تیرماه آمادهٔ حضور ارزیابان باشد، به «پیام ما» می‌گوید:‌ «حفاظت، استحکام‌بخشی و مرمت پل‌های تاریخی بعد از ۱۵ سال توقف آغاز شده است که آن‌هم تا تابستان تمام می‌شود. این عملیات با استفاده از مصالح سنتی و سنگ در راستای جلوگیری از رانش و ریزش تپه، حفاظت از آب شستگی و حفظ بستر تاریخی تپه و بنای قلعه انجام می‌شود.»

به‌گفتهٔ «عطا حسن‌پور»، به‌جز استحکام‌بخشی فقط آزادسازی چند پلاک مغازه در ضلع شمالی قلعه باقی مانده که باید انجام شود. 

قلعهٔ فلک الافلاک یکی از آثار تاریخی دوران ساسانی است که سال ۱۳۴۸ به شمارهٔ ۸۸۳ ثبت ملی شده. تاریخ‌شناسان، باستان‌شناسان و محققان زیادی در طی سال‌های متمادی به مطالعه و بررسی تمدن ایرانی در درهٔ خرم‌آباد مشغول بوده‌اند؛ نتایجی که از همهٔ این یافته‌ها به‌دست آمده، بیانگر ویژگی‌های خاص خرم‌آباد است. «هنری فیلد» در سال ۱۹۵۰ میلادی، ابزارهای سنگی مربوط به دورهٔ پارینه‌سنگی را در غار کنجی خرم‌آباد جمع‌آوری کرد. رایت و همکارانش در سال ۱۹۷۵ میلادی موفق به کشف آثار سفالی در غار کنجی خرم‌آباد شدند. طبق نظر این گروه تحقیقاتی، این آثار به دوران گودین مربوط می‌شود.

شواهد باستان‌شناسی در طول دورهٔ مس و سنگ در درهٔ خرم‌آباد نشان می‌دهد این منطقه با گسست‌های کوتاه‌مدت همراه بوده است. این منطقه دارای ویژگی‌های منحصربه‌فردی است که موجب شده است در دوران قدیم با نواحی دیگر زاگرس متفاوت باشد و فرهنگ خاص خود را با ویژگی‌های محلی به نمایش بگذارد.

 

فرصت اندک بقای یوز

رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست در گفت‌وگو با «ایرنا» گفت: وزارت راه‌وشهرسازی در ایمن‌سازی قلمرو یوزپلنگ آسیایی پای کار آمده و اقدامات ارزشمندی از جمله نصب سرعت‌گیر و دوربین کنترل سرعت انجام داده است که درنتیجهٔ آن و اطلاع رسانی‌ گسترده، مشارکت مردمی در حفاظت از محیط‌زیست افزایش چشمگیری پیدا کرد. او افزود: «برای ایمن‌سازی قلمرو یوزپلنگ آسیایی در محدودهٔ استان سمنان باید اعتبار کافی از منابع وزارت راه‌وشهرسازی به سازمان حفاظت محیط‌زیست و اداره‌کل استان سمنان تخصیص یابد.»

او گفت: «مدیریت و احیای یوزپلنگ آسیایی طرح ملی است و سازمان حفاظت محیط‌زیست به‌عنوان متولی حیات‌وحش، امن‌سازی قلمرو یوزپلنگ آسیایی از وجود خطراتی مانند حضور سگ‌های گله و ولگرد و تأمین طعمه به‌میزان کافی را در دستورکار دارد.»

مدیرعامل انجمن یوز: رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست دربارهٔ برنامهٔ بلندمدت ایمن‌سازی جاده می‌گوید، درحالی‌که بلندمدتی برای یوز وجود ندارد

«مرتضی پورمیرزای»، مدیرعامل  انجمن یوزپلنگ ایرانی، در مقابل معتقد است «وقتی می‌گوییم حرکت لاک‌پشتی نیست، باید برآورد کرد با چه سرعتی در چه مقیاسی حرکت می‌کنید. وقتی ۱۰ متر راه می‌خواهید بروید با سرعت لاک‌پشتی باز به مقصد می‌رسید، ولی وقتی صد کیلومتر قرار باشد بروید، آن وقت سرعت کم به‌سمت صفر میل می‌کند. آنچه امروز در سازمان حفاظت محیط‌زیست دربارهٔ حفاظت یوز اتفاق می‌‌افتد چنان است که گویی فعالیت‌ها به‌سمت صفر میل کرده است.» او یکی از شواهد استدلال خود را نگاه به گذشته می‌داند و می گوید: «ما تا همین ۱۰ سال پیش پروژهٔ ملی حفاظت از یوزپلنگ و چند تشکل و گروه بزرگ از کارشناسان را در کنار چند نهاد بین‌المللی داشتیم که برای حفاظت از این گونه تلاش می‌کردند. در کنار آن جشنوارهٔ روز یوز برگزار و در رویدادهای مختلف کارهای محیط‌زیستی و اطلاع‌رسانی دربارهٔ یوز انجام می‌شد. چندی پیش سازمان حفاظت محیط‌زیست روی برگشتن تصویر یوز به پیراهن تیم ملی کلی مانور خبری داد، در‌حالی‌که ۱۰ سال پیش این اقدام شده بود.»

 

پورمیرزای می‌افزاید: «در بخش دولتی به‌جای پروژهٔ یوز،‌ یک میز داریم که به حفاظت این گونه اختصاص دارد، بخش غیردولتی هم به‌شدت تحت‌تأثیر فضایی است که دولت ایجاد می‌کند و در سال‌های اخیر صدور مجوزها و منابع مالی بین‌المللی براساس شرایط داخلی و بین‌المللی با مشکلاتی مواجه شده است. این موضوع نشان می‌دهد کارها کمتر و در مقابل تهدیدات بیشتر شده، درحالی‌که ما با گونه‌ای طرف هستیم که در حال انقراض است و تهدیدها، شبانه‌روزی حیات گونه را تحت‌فشار گذشته‌اند.»

پورمیرزای اضافه می‌کند: «در این یک دهه تعداد زیستگاه‌ها حضور یوز کاهش یافته است. به‌عنوان مثال سال ۱۳۹۲ نمی‌گفتیم جمعیت جنوبی را از دست داده‌ایم بلکه در مقابل تا سال ۱۳۹۵ به این زیستگاه‌ها امیدوار بودیم یا در میاندشت دو خانواده یوز و یک نر مقیم داشتیم.»

رئیس سازمان حفاظت محیط‌یست: برای ایمن‌سازی قلمرو یوزپلنگ آسیایی در محدودهٔ استان سمنان باید اعتبار کافی از منابع وزارت راه‌وشهرسازی به سازمان حفاظت محیط‌زیست و اداره‌کل استان سمنان تخصیص یابد

به‌گفتهٔ این کارشناس حیات‌وحش تصویر یوز روی پیراهن تیم ملی مربوط به زمانی بود که مردم دربارهٔ گونه اطلاعی نداشتند، ولی با «پیروز» آگاهی و حساسیت مردم نسبت به این گونه به‌شدت افزایش داشته است. او می‌گوید: «امروز ما با تهدیداتی جدیدی مثل از بین رفتن یک نر ارزشمند به‌واسطهٔ «زالو» مواجه هستیم، درحالی‌که هنوز مصاحبه‌ای از مدیران محیط‌زیست نداریم که دربارهٔ «شتر» [که منتقل‌کنندهٔ زالو بوده است] حرف بزنند. تنها یک‌بار مدیرکل محیط‌زیست استان سمنان عنوان کرده که زالو با شتر جابه‌جا نمی‌شود که گزارهٔ درستی نیست. به‌علاوه مصرف علوفه و آب شتر بیشتر از دام سبک نباشد،‌ کمتر نیست و در این سال‌ها پارک ملی توران مملو از شتر است. یا در حوزهٔ تکثیر در اسارت، سه سال است نه‌تنها دستاوردی نداریم بلکه عملکرد سازمان محیط‌زیست به ‌بی‌اعتمادی عمومی هم دامن زده است.»

 

پورمیرزای اضافه می‌کند: «برای یوز ایرانی زمانی باقی نمانده، ما با یک جمعیت زیر ۳۰ فرد مواجهیم و آنچه اتفاق می‌افتد تنها جفتگیری خانوادگی است. درست است که ما باید جلوی کشته شدن یوزها را بگیریم،‌ جاده را ایمن کنیم و فکری برای دام داشته باشیم، اما اینها به‌تنهایی کافی نیست؛ چون جمعیت به‌شدت کاهش یافته است. متأسفانه دربارهٔ این موارد حرف زده نمی‌‌شود. از همین روست که می‌بینید رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست دربارهٔ برنامهٔ بلندمدت ایمن‌سازی جاده می‌گوید، درحالی‌که بلندمدتی برای یوز وجود ندارد. کار جاده بایست تا الان تمام شده و شناسنامهٔ ژنتیکی تهیه شده بود. متأسفانه باید گفت ما در مواردی به‌جای حرکت‌ لاک‌پشتی‌، شاهد عقبگرد هم بوده‌ایم.»

 

به‌گفتهٔ این کارشناس حیات‌وحش اگر پیروز و برادرانش زنده بودند، ما سه نر داشتیم که با آذر توران جفت جدیدی می‌شدند و منتظر توله‌های آنها بودیم. او می‌‌گوید: «ما این فرصت را از دست دادیم، دو سال بارداری ایران را هم از بین رفته است و تمام اینها باعث شده که امیدی به آینده نداشته باشیم. آذر و توران در هجده‌ماهگی باید از هم جدا شوند. بنابراین، مرکزی مشابه توران با همین امکانات حداقلی نیاز داریم که یکی از آنها به این مرکز منتقل شود و دیگری هم سمت دیگر مرکز فعلی باشد.‌ اما آیا مرکزی ساخته شده؟ دربارهٔ آنها حرف زده شده؟ به اینها اصلاً فکر نمی‌کنیم. در مقابل رئیس منطقه و محیطبان ما درگیر ایمن‌سازی جاده است. ما پاسگاه‌هایی داریم که به‌واسطهٔ عدم نیرو خالی مانده است. ازاین‌رو، در مقیاس گونه‌ای مانند یوز باید بگوییم نه‌تنها حرکت لاک‌پشتی نیست بلکه اصلاً کاری انجام نمی‌شود. متأسفانه سازمان حفاظت محیط‌زیست قصد دارد با روشی که از قوچ و میش و آهو حفاظت می‌کند، از گونه‌ای مانند یوز حفاظت کند که عملاً امکانپذیر نیست.»

 

شکار بامدادی ریزپرنده‌ها

حوالی ساعت ۴ بامداد روز جمعه، برخی از شهروندان در شهرهای اصفهان و تبریز از شنیده شدن صدای انفجار خبر دادند و زیرنویس شبکهٔ خبر سیما نیز شنیده شدن این انفجارها را تأیید کرد. دقایقی بعد نیز ویدئوهایی کوتاه که توسط شهروندان اصفهانی از آسمان این شهر گرفته شده بود، نشان می‌داد اشیائی نامشخص در آسمان هدف قرار گرفته و منهدم شدند. 

ساعتی پس از این واقعه، امیر سرتیپ دوم «سیاوش میهن‌دوست»، ارشد نظامی ارتش در استان اصفهان، گفت: «این صدا مربوط به شلیک پدافند هوایی اصفهان به اشیای مشکوک بوده و هیچ خسارت و حادثه‌ای نداشته‌ایم.» 

آژانس بین‌المللی انرژی اتمی تأیید کرد هیچ خسارتی به تأسیسات هسته‌ای ایران وارد نشده است

پس از او، امیر سرلشکر «سیدعبدالرحیم موسوی»، فرمانده‌کل ارتش، به «دفاع پرس» گفت: انفجار صبح جمعه در آسمان اصفهان مربوط به تیراندازی سامانه‌های پدافند ضدهوایی به شیء مشکوکی بوده که هیچ حادثه و خسارتی در پی نداشته است. 

او اضافه کرد: با توجه به هوشیاری ما، چند شیء پرنده بود که به آنها تیراندازی شده بود. کارشناسان مربوطه در حال بررسی ابعاد موضوع هستند که پس از دریافت نتیجه، مراتب را اطلاع‌رسانی خواهند کرد.» 

بااین‌حال، دقایقی پس از شنیده شدن صدای انفجار در اصفهان و تبریز، خبرگزاری‌ها و منابع محلی وضعیت این دو شهر پرجمعیت را عادی گزارش کردند. 

 

واکنش‌های بین‌المللی

در روزهای گذشته، ایران بارها دربارهٔ هرگونه اقدام اسرائیل هشدار داده بود. اگرچه مقامات اسرائیلی تا زمان تنظیم این گزارش اظهارنظری رسمی دربارهٔ این اقدام نداشته‌اند، اما خبرگزاری رسمی عمان این اقدام را منتسب به اسرائیل دانست و آن را محکوم کرد. همچنین، مقامات وزارت امورخارجهٔ کشورهای فرانسه، ایتالیا و کانادا خواستار کاهش تنش در منطقه شدند. 

«ریشی سوناک»، نخست‌وزیر انگلیس، نیز گفت باید از تشدید تنش خودداری شود: «این را به بنیامین نتانیاهو هم گفته‌ام که تشدید تنش به‌نفع هیچ‌کس نیست. آنچه می‌خواهیم ببینیم برقراری آرامش در منطقه است.» 

وزارت خارجهٔ چین نیز در بیانیه‌ای اعلام کرد: «ما با هرگونه برخوردی که ممکن است باعث افزایش تنش در خاورمیانه شود، مخالف هستیم و به نقش سازندهٔ خود برای تقویت آرامش در خاورمیانه ادامه می‌دهیم.» 

 

وزارت خارجهٔ هلند اعلام کرد: «ما از نزدیک وضعیت ایران را پیگیری می‌کنیم. تحولات اخیر خاورمیانه نگرانی زیادی ایجاد می‌کند.» 

«اورزولا فون درلاین»، رئیس کمیسیون اروپا، نیز گفت: «ما باید تمام تلاش خود را به‌کار گیریم تا تمام طرف‌ها را از تشدید تنش در خاورمیانه بازداریم. لازم است منطقه در ثبات باشد.» 

در همین حال وزارت خارجهٔ مصر اعلام کرد: «ما از ایران و اسرائیل می‌خواهیم خویشتن‌داری را حفظ و قوانین بین‌المللی را به‌طور کامل اجرا کنند.» وزارت خارجهٔ مصر همچنین دربارهٔ عواقب گسترش «نزاع و بی‌ثباتی در منطقه» و پیامدهای خطرناک آن هشدار داد.

 

آسیبی به تأسیسات هسته‌ای وارد نشده است

اگرچه برخی رسانه‌ها مدعی آسیب رسیدن به تأسیسات هسته‌ای در نزدیکی اصفهان شدند، اما خبرگزاری اسپوتنیک روسیه نوشت «آژانس بین‌المللی انرژی اتمی» (IAEA) تأیید کرده که در نتیجهٔ حادثهٔ روی‌داده، هیچ آسیبی به تأسیسات هسته‌ای ایران وارد نشده است. 

حساب کاربری این آژانس در شبکهٔ ایکس (توییتر سابق) نوشت: «رافائل گروسی، رئیس آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، خواستار خویشتنداری شدید از سوی همه است و تکرار می‌کند که تأسیسات هسته‌ای هرگز نباید هدف درگیری‌های نظامی باشند.» 

 

دعوا در رژیم اسرائیل

اما خبرگزاری ایسنا به‌نقل از کانال ۱۲ تلویزیون اسرائیل گزارش داد: «توییت‌های ایتامار بن‌گویر، وزیر امنیت داخلی اسرائیل، و تالی گوتلیب، عضو کنست (پارلمان اسرائیل)، که به مسئولیت اسرائیل اشاره کرده‌اند موجب نگرانی دستگاه‌های امنیتی شده است.» 

ایتامار بن‌گویر در توییتی به حادثهٔ روز جمعه اشاره کرده و نوشته بود این حمله «مسخره و ضعیف» بود. این کانال همچنین گزارش داد: پیش‌بینی‌های ارتش و دستگاه‌های امنیتی این است که «حمله» به پایان رسیده است، اما اسرائیل همچنان آماده‌باش خود را حفظ می‌کند. به‌رغم اینکه اسرائیل از قبل به واشنگتن گفته بود حمله‌ای را به ایران انجام خواهد داد، اما آمریکا موضع مشخصی اتخاذ نکرد.

 

در همین حال میکی لِوی، رئیس سابق و عضو فعلی پارلمان رژیم صهیونیستی، خطاب به بن‌گویر نوشت: تبریک می‌گویم! شما توانستید تمام دوران حضور خود در مسئولیت «وزارت شکست ملی» و «عضویت در کابینه» را در یک کلمه توصیف کنید!

تالی گوتلیب نیز که از حزب لیکود به رهبری بنیامین نتانیاهو است، به این رویداد اشاره کرده بود و این درحالی‌است که تل‌آویو رسماً مسئولیت این حمله را برعهده نگرفته است. 

گوتلیب که عضو کمیتهٔ خارجه و امنیت کنست است، دیروز در توییتی نوشت: صبح به‌خیر مردم عزیز اسرائیل. صبحی سربلند با افتخار! امیدواریم قدرت بازدارندگی را بازیابیم!

سیلاب امارات و مسئلهٔ تغییراقلیم

در فرودگاه بین‌المللی دوبی که یکی از شلوغ‌ترین فرودگاه‌های منطقه برای سفرهای بین‌المللی است، تعداد زیادی پرواز لغو شد و بعضی مسافران به فرودگاه مرکزی دوبی که به فرودگاه آل‌مکتوم نیز معروف است، هدایت شدند. فرودگاه در مدت ۲۴ ساعت تقریباً به‌طور کامل متوقف شد و اوایل روز پنجشنبه ۳۰ فروردین پروازها از ترمینال یک از سر گرفته شد. در اوایل هفته شدیدترین باران در عمان نیز موجب مرگ ۲۰ نفر شد. مدارس در دوبی تا هفتهٔ بعد تعطیل اعلام شد و تلاش‌ها بر پاکسازی شهر متمرکز شد. «شیخ محمد بن زاید»، رئیس امارات متحدهٔ عربی به مقامات دستور داد به‌سرعت برای وضعیت زیرساخت‌ها در سراسر امارات را مورد مطالعه قرار دهند و از میزان خسارات وارده بکاهند. او همچنین دستور انتقال خانواده‌های آسیب‌دیده به مکان‌های امن را صادر کرد. در جریان پاکسازی فرودگاه بین‌المللی دوبی، تعداد زیادی از پروازها با مشکل مواجه شدند. بسیاری از جاده‌ها در سه روز اول پس از سیلاب روز سه‌شنبه همچنان دچار آبگرفتگی بودند. سیل ساکنان را در خیابان‌ها، ادارات و منازل خود گیر انداخت. 

 

بسیاری از مردم از نشت آب در خانه‌های خود گزارش دادند و آب در مراکز خرید و  از پشت‌بام‌ها جاری شد. بسته شدن خیابان‌ها، انحرافات و جاده‌هایی که نیمی از آنها زیر آب بودند، باعث ازدحام شدید خودروها شد. بسیاری از وسایل نقلیه از جمله اتوبوس‌ها در خیابان‌ها رها شدند و برخی از آنها در آب غوطه‌ور بودند. در ابوظبی، برخی از سوپرمارکت‌ها و رستوران‌ها با کمبود محصولات مواجه شدند، زیرا قادر به دریافت کالا از دوبی نبودند. قرار بود فرودگاه بین‌المللی دوبی تا پایان روز پنجشنبه، ۳۰ فروردین ۱۴۰۳ به ۶۰ تا ۷۰ درصد ظرفیت برسد و ظرف ۲۴ ساعت، تا پایان جمعه ۳۱ فروردین به ظرفیت کامل عملیاتی خود برسد. 

 

توفان که روز یکشنبه ۲۶ فروردین ۱۴۰۳ عمان را درنوردید، در روز سه‌شنبه ۲۸ فروردین ۱۴۰۳ در امارات موجب خسارت بسیار شد و  یک نفر را در امارات کشت. در استان‌های هرمزگان و سیستان‌و بلوچستان نیز سیلاب و بارندگی‌های ۲۶ تا ۲۹ فروردین ۱۴۰۳ موجب خسارت سنگین در بخش‌های راه، کشاورزی و زیرساخت‌ها شد و ۲۱ روستای چابهار در محاصرهٔ سیل و گرگروها (فرسایش خندقی خاک) قرار گرفتند. همچنین، مسیر روستایی چابهار به بخش‌های پلان و پیرسهراب مشهور به محور دمبدف – صفرزهی و مسیر پارک پیرسهراب را بست. سد زیردان قبل از بارندگی ۴۰ درصد تخلیه شده است، اما به‌دلیل آورد آب و بارندگی بالادست فقط ۱۰ درصد خالی بود.

 

باران در امارات متحدهٔ عربی و سایر نقاط شبه‌جزیرهٔ عربستان که معمولاً به‌دلیل آب‌وهوای خشک بیابانی معروف است، نادر است. در این مناطق دمای هوا در تابستان معمولاً به بالای ۵۰ درجه سانتی‌گراد می‌رسد. در منطقهٔ خلیج‌فارس با اقلیم گرم‌وخشک، باران‌های شدید که باعث سیلاب می‌شود نیز در سال‌های اخیر فراوان‌تر رخ داده است. با توجه به اقلیم خشک بیابانی و دمای بالا، بارورسازی ابرها در امارات متحدهٔ عربی به‌منظور مبارزه با کمبود آب مورد استفاده قرار گرفته است. برای تولید باران مصنوعی در امارات متحدهٔ عربی، به‌جای مواد شیمیایی مضر مانند یدید نقره، از نمک‌های طبیعی به‌عنوان عامل بذر استفاده می‌شود. پس از وقایع روز سه‌شنبه، این سؤال مطرح شد که آیا بارورسازی ابرها، می‌تواند باعث بارش شدید باران شده باشد؟ کارشناسان هواشناسی و اقلیم، گرمایش زمین را عامل چنین رویدادهای شدید اقلیمی می‌دانند. تغییراقلیم منجر به افزایش دما، افزایش رطوبت و خطر بیشتر سیلاب در بخش‌هایی از منطقهٔ خلیج‌فارس می‌شود. کشورهایی مانند قطر و امارات که در آنها زیرساخت‌های زهکشی برای مقابله با باران‌های شدید وجود ندارد، بیشترین آسیب را می‌بینند. 

 

بارورسازی ابرها فقط آثار ناچیز و حداقلی دارد. با توجه به اینکه الگوی آب‌وهوایی در مقیاس بزرگ از قبل پیش‌بینی شده بود، بیش‌ازآن بزرگ بود که بارور شدن ابرها بر آن اثر بگذارد. بنابراین، بارورسازی ابرها نمی‌تواند عامل بارندگی شدید در امارات باشد. اثرهای باروری ابرها معمولاً کوتاه‌مدت است و تنها چند ساعت طول می‌کشد. این فناوری به‌طور جزئی میزان بارندگی را افزایش می‌دهد و برنامهٔ بارورسازی ابرها در امارات متحدهٔ عربی در بخش شرقی کشور و به دور از مناطق شهری پرجمعیت محلی انجام شده است.

سکوت مرگبار طبیعت

همان‌طور که فناوری‌های مختلف توسعه پیدا می‌کنند، تجزیه و تحلیل صداها در طبیعت نیز به‌طور فزاینده‌ای تبدیل به یک روش مهم برای سنجش میزان سلامت اکوسیستم‌ها و تنوع زیستی شده است. جنگل، خاک، اقیانوس و سایر زیستگاه‌ها همگی نشانگرهای صوتی خود را تولید می‌کنند و دانشمندان نیز از صداهای زیستی (ecoacoustics) برای سنجش و پایش وضعیت زیستگاه‌ها و گونه‌ها استفاده می‌کنند. آنها می‌گویند صداها در هزاران زیستگاه در حال خاموش‌شدن هستند؛ چون این سیاره شاهد افت چشمگیری در تراکم و تنوع گونه‌های زنده است؛ خاموش‌شدن یا کم‌شدن صداهایی بسیار آشنا از گفت‌وگوهای صبحگاهی پرندگان با یکدیگر گرفته تا خش‌خش پستانداران زیر سطح خاک و زمزمه‌های تابستانی حشرات. 

گونه‌هایی وجود دارند که تنها از آنها صداهایی ضبط‌شده و حتی دانشمندان نمی‌دانند که آنها چه هستند. با از بین رفتن زیستگاه‌ها، از آن گونه‌ها فقط «فسیل‌های صوتی» باقی می‌ماند

پروفسور «استیو سیمپسون» (Steve Simpson) از دانشگاه برستول می‌گوید امروز صدای غالب برخی اکوسیستم‌ها «سکوت مرگبار» است: «این یک‌جور رقابت با زمان است؛ یعنی ما به‌تازگی فهمیده‌ایم که در اکوسیستم‌ها چنین صداهایی ایجاد می‌شود [توانسته‌ایم آنها را مطالعه کنیم]، ولی با این‌حال می‌شنویم که این صداها در حال ناپدید شدن هستند.» 

علاوه‌بر پروفسور سیمپسون، «برنی کراوس» (Bernie Krause) یک آمریکایی که ۵۵ سال گذشته را به ضبط بیش از پنج‌ هزار ساعت صدا در هفت قارهٔ جهان اختصاص داده، نیز نگران است. او می‌گوید: «تغییرات عمیق هستند و این تغییرات در همه‌جا در حال رخ دادن است.» و تخمین می‌زند ۷۰ درصد آرشیو صداهای او مربوط به زیستگاه‌هایی هستند که دیگر وجود ندارند. 

 

پروفسور «برایان پیجانوفسکی» (Bryan Pijanowski) استاد دانشگاه پوردو ایالات متحده است و ۴۰ سال است به صداهایی از طبیعت گوش می‌دهد که تقریباً از تمام انواع اصلی اکوسیستم‌های جهان ضبط شده‌اند. او می‌گوید: «صداهایی که در گذشته ضبط و ذخیره شده‌اند، نشان‌دهندهٔ صدای گونه‌هایی هستند که ممکن‌ است دیگر وجود نداشته باشند. بنابراین، این همهٔ چیزی است که [از آن گونه‌ها] در اختیار داریم. صداهایی که خیلی از ما ذخیره کرده‌ایم، از مکان‌هایی است که دیگر وجود ندارند و ما حتی نمی‌دانیم گونه‌هایی که صدایشان را داریم، چه هستند. این یعنی آن گونه‌ها حالا تبدیل به فسیل‌های صوتی شده‌اند.» 

یک پژوهشگر: گوش‌دادن [به صداها] به‌خودی‌خود می‌تواند هم آرامش‌بخش و هم ناراحت‌کننده باشد. اما مهمتر از همه این است که ما را به واقعیتی متصل می‌کند که با آن روبه‌رو هستیم

در حال حاضر مطالعات متعددی در حال انجام است که چگونگی تغییر صداهای طبیعی، اختلال در آنها و خاموش‌شدنشان را مستند می‌کنند. یک مطالعه در سال ۲۰۲۱ در مجلهٔ «نیچر» (Nature) منتشر شد که ۲۰۰ هزار محدوده در سراسر آمریکای شمالی و اروپا را تحت‌پوشش قرار داده بود. این مطالعه حاکی از «نابودی گستردهٔ تنوع صداها و شدت آنها به‌دلیل تغییر جدی در تنوع و فراوانی گونه‌ها طی ۲۵ سال گذشته در دو قاره» بود. نویسندگان این مقاله نوشته بودند: «یکی از مسیرهای اصلی که انسان را با طبیعت درگیر می‌کند، در حال کاهش مزمن است و همین کاهش، پیامدهای بالقوه و گسترده‌ای را برای سلامت و رفاه انسان در پی خواهد داشت.» 

 

تغییر در صداهای اکوسیستم در هوا، جنگل‌ها، خاک و حتی زیر آب رخ می‌دهد. در طول جنگ سرد، نیروی دریایی ایالات متحده از سیستم‌های نظارت زیر آب برای ردیابی زیردریایی‌های شوروی استفاده کرد و متوجه شد آنها در نزدیکی آبسنگ‌های مرجانی فعالیت می‌کنند. چرا که آبسنگ‌ها صداهای تولید می‌کنند و زیردریایی‌ها نیز در پناه همین صداها می‌توانستند بدون جلب توجه نیروهای مقابل فعالیت کنند. دانشمندان غیرنظامی تا سال ۱۹۹۰ موفق نشده بودند به این صداها که به‌عنوان اطلاعات طبقه‌بندی‌شده از آنها حفاظت می‌شد، گوش دهند. 

 

پروفسور سیمپسون که بیش از دو دهه است آبسنگ‌های مرجانی را با استفاده از میکروفون‌های زیرآب (hydrophones) پایش می‌کند، می‌گوید: «هربار که یک آبسنگ مرجانی سالم را پیدا کردیم، از ناسازگاری صداهای آن با صداهایی که قبلاً شنیده بودیم، بسیار شگفت‌زده شدیم. هر آبسنگ سالم یک کارناوال صدا بود.» 

 

آلودگی صوتی ناشی از قایق‌های موتوری، نگرانی اصلی او در زمانی بود که تحقیقاتش را تازه آغاز کرده بود. اما در سال‌های ۲۰۱۵ و ۲۰۱۶ اتفاقاتی رخ داد که به سفید شدن و مرگ‌ومیر ۸۰ درصد مرجان‌ها منجر شد. او می‌گوید علت این اتفاق «آب‌پز شدن آبسنگ‌ها» بود: «بیش از نیمی از پوشش آبسنگ‌های مرجانی جهان از دههٔ ۱۹۵۰ نابود شده است. اگر افزایش دمای کره زمین به دو درجهٔ سانتی‌گراد برسد، باید انتظار داشته باشیم که بیش از ۹۹ درصد آبسنگ‌های مرجانی شروع به مردن کنند.» 

سیمپسون نتیجهٔ این سفیدشدن مرجان‌ها را «یک سکوت مرگبار» توصیف می‌کند: «ما اطراف آن صخره‌ها شنا می‌کردیم و پشت ماسک‌های غواصی‌مان اشک می‌ریختیم.» 

 

«هیلدگارد وسترکامپ» (Hildegard Westerkamp) یک صوت-بوم‌شناس (acoustic ecologist) کانادایی است که نیم‌قرن است که صداهای طبیعت را ضبط می‌کند؛ یعنی دوره‌ای که طی آن، جمعیت حیات‌وحش جهان به‌طور متوسط حدود ۸۰ درصد کاهش یافته است: «انگار این صداها و سکوت‌ها با ما صحبت می‌کنند.» 

او در ۱۹۷۳ پروژه‌ای به‌نام «ورلد ساوندسپیس» (World Soundscape) را کلید زد که هدفش مستندسازی اکوسیستم‌های ناپدیدشده بود: «ما گوش‌دادن به صداها را پیشنهاد کردیم؛ صدای همه‌چیز و مهم نبود که این صداها چقدر ناراحت‌کننده بودند و پیام‌های ناراحت‌کننده‌ای داشتند.» 

 

وستر کامپ می‌گوید: «گوش‌دادن [به صداها] به‌خودی‌خود می‌تواند هم آرامش‌بخش و هم ناراحت‌کننده باشد. اما مهمتر از همه این است که ما را به واقعیتی متصل می‌کند که با آن روبه‌رو هستیم.» 

در حال حاضر داده‌های صوتی در کنار داده‌های بصری به‌عنوان راهی برای نظارت بر تلاش‌های حفاظت و سلامت اکوسیستم‌ّا مورد استفاده قرار می‌گیرند. در کنار افزایش نگرانی‌ها در مورد تخریب محیط‌زیست، قیمت ارزان‌تر تجهیزات صوتی و پیچیده‌تر بودن آنها اقبال پایش‌های زیست‌صوتی را بیشتر کرده است. 

 

همزمان که پیچیدگی میکروفون‌ها افزایش پیدا کرده است، پژوهشگران از‌ آنها برای پایش حیات و شنیدن صداهایی که معمولاً برای گوش انسان قابل شنیدن نیستند، استفاده می‌کنند. «مارکوس میدر» (Marcus Maeder) یک صوت-‌بوم‌شناس و هنرمند از سوییس مشغول بررسی صداهایی است که درختان تحت استرس ایجاد می‌کنند. او میکروفون را به پوست یک درخت فشار می‌دهد تا به صداهای بافت زنده گوش دهد و می‌گوید: «صدای استرس، پالس‌هایی هستند که از داخل حفره‌ها بیرون می‌آیند.» 

وقتی که او اولین‌بار یک میکروفون را در خاک یک چمنزار کوهستانی فرو کرد، متوجه شد صداهای داخل زمین حکایت از زنده بودن این چمنزار دارند؛ چیزی که خودش آن را «یک پادشاهی کاملاً جدید از صداها» توصیف می‌کند: «زمین‌های کشاورزی اغلب با آفت‌کش‌ها به‌شدت مدیریت می‌شوند و صدای آنها بسیار متفاوت به‌نظر می‌رسد؛ خاک آرام و بی‌صدا می‌شود.» 

 

برای بسیاری از پژوهشگران، خاموش‌شدن صداها یک منبع داده‌های علمی است. پیجانوفسکی می‌گوید: «این یک موضوع غم‌انگیز است، اما همچنان به من کمک می‌کند تا داستانی در مورد زیبایی طبیعت بگویم. به‌عنوان یک دانشمند در توضیح تنوع‌ زیستی مشکل دارم، اما اگر یک صدای ضبط‌‌شده را پخش کنم و در مورد آن و محل ضبط آن بگویم، می‌توانم دربارهٔ این موضوع صحبت کنم که آیا می‌توانیم برای حفظ آن مکان تلاش کنیم یا نه.» 

او می‌گوید: «صدا مهمترین محرک احساسات برای انسان است. خاطرات صوتی نیز بسیار قوی هستند. من به‌عنوان یک دانشمند به این موضوع فکر می‌کنم، اما سخت است که احساساتی نباشیم.» 

 

منبع: 

متن اصلی این مقاله با عنوان اصلی World faces ‘deathly silence’ of nature as wildlife disappears, warn experts روز سه‌شنبه، ۲۸ فروردین‌ماه، در وب‌سایت «گاردین» و ذیل برنامهٔ «زمانهٔ انقراض» (The age of extinction) به زبان انگلیسی منتشر شده است.  

جنوب ایران در اضطرار

سیلاب بهاری سه استان سیستان‌وبلوچستان، کرمان و هرمزگان را به‌شدت تحت‌تأثیر قرار داد و نخستین ماه بهار تمام نشده شهروندان را با مشکلاتی مانند تعطیل شدن ناگزیر مدارس، آبگرفتگی معابر و حصر در سیلاب درگیر کرد. 

 

مسدود شدن راه ۱۵۴ روستای نیکشهر

اسفند سال گذشته یکی از شهرستان‌هایی که از سیلاب خسارت دید، نیکشهر بود و حالا با گذشت مدت زمان کمی از سیل گذشته، سیلاب بهار دوباره به این شهرستان خسارت وارد کرد. تا ظهر روز چهارشنبه، جادهٔ دسترسی به ۱۵۴ روستای این شهرستان مسدود شد و ۴۷۰ مورد خاموشی و قطع برق در این شهرستان اتفاق افتاد.

«مجیب حسنی»، فرماندار نیکشهر، در مورد آخرین تحولات از شروع بارندگی‌ها در این منطقه به «پیام‌ ما» می‌گوید:  «مسیرهای مهم منطقه مانند راه نیکشهر به بنت، بنت به دستگرد و توتان و مهمدان و چاهان به زرآباد به‌دلیل بارش سنگین و سیلاب در حال حاضر مسدود است.» 

سیلاب و بارندگی‌های اخیر موجب خسارت سنگین در بخش‌های راه ،کشاورزی و زیرساخت‌های شهری و روستایی شده است و تاکنون ۲۱ روستای چابهار در محاصرهٔ سیل و گرگروها(فرسایش خندقی خاک) هستند

او همچنین در مورد قطع برق در این منطقه نیز توضیح می‌دهد: «در حوزهٔ برق شبکهٔ فشارمتوسط پایدار است و شکستگی دو اصله پایهٔ فشارضعیف و ۴۷۰ مورد خاموشی فشارضعیف، سه مورد کابل‌زدگی، دو مورد سوختن تابلوی برق در پی بارندگی‌ها بوده است. در حال حاضر شبکهٔ پایدار و خاموشی تحت‌کنترل است و تلاش برای رفع خاموشی‌ها در حال انجام است. براساس گزارش بخشداران، برق ۱۲ روستای این شهرستان شامل «کوراندپ»، منطقهٔ «سرگوست»، «بنت»، «روفنان» و «گیمک»، «احمدآباد»، «کوراندپ»، «ترانی»، «چاکری کچ»، «بنگلی‌سول»، «هادرت»، «ریکو»، «گجویی» و «منه» قطع است. مشکل این است که راه بسته است و امکان بررسی و بازدید خط در حال حاضر ممکن نیست و نیروهای برق در بنت منتظر باز شدن راه هستند تا خاموشی را برطرف و برق روستاها را برقرار کنند.»

 

به‌گفتهٔ او، میزان بارش عجیب و کم‌سابقه بوده است. روستای دستگرد تاکنون با بیش از ۹۰ میلی‌متر باران بیشترین بارش را داشته و شهر نیکشهر هم بیش از ۵۵ میلی‌متر ثبت شده است :«با شدت بارش‌ها سد خیرآباد نیکشهر برای دومین‌بار در دو ماه اخیر سرریز شده است. با وجود صدور اخطاریه‌ها و توصیه به انتقال مادران باردار به نزدیکترین مراکز درمانی متأسفانه طی روز گذشته شش مادر باردار در سیلاب گرفتار شدند که با تلاش نیروهای مردمی و امدادی به مراکز درمانی منتقل شدند.»

 

۲۱ روستای چابهار در محاصرهٔ سیل

اما فقط نیکشهر نیست که یک‌بار دیگر از سیلاب خسارت دیده است. معاون هماهنگی امور عمرانی فرمانداری شهرستان ویژهٔ چابهار نیز اعلام کرد: «سیلاب و بارندگی‌های اخیر موجب خسارت سنگین در بخش‌های راه، کشاورزی و زیرساخت‌های شهری و روستایی شده و تاکنون ۲۱ روستای چابهار در محاصرهٔ سیل و گرگروها(فرسایش خندقی خاک) هستند.»

 

«دادکریم بلوچ» به ایسنا گفت: «بارندگی شدید هم‌اینک مسیر روستایی چابهار به بخش‌های پلان و پیرسهراب مشهور به محور دمبدف-صفرزهی و مسیر پارک پیرسهراب را مسدود کرده است. تعداد ۱۰ روستا و اراضی کشاورزی و خانه‌های مسکونی اطراف آنها در معرض تهدید گرگروها(فرسایش خندقی خاک) هستند. سد زیردان ۴۰ درصد قبل از بارندگی تخلیه شده و لیکن به‌دلیل آوردِ آب و بارندگیِ بالادست، فقط ۱۰ درصد خالی است. امیدوارم بارندگی اخیر باران رحمت و برای مردم باعث رحمت و آسایش باشد و شاهد کمترین خسارت باشیم.»

در شهرستان قصرقند سیل در بستر رودخانه موجب قطع ارتباط ۴۱ روستا با جمعیت ۱۸ هزار نفر شده است

به‌گفتهٔ بلوچ، ۵۷ نفر نیروی انسانی به‌همراه ۱۷ دستگاه ماشین‌آلات بخش دولتی و خصوصی و همچنین نیروهای بسیج و سپاه در دو بخش پلان‌پیرسهراب مستقر شده‌اند: «بهره‌برداران حوزهٔ کشاورزی چابهار اخطاریه‌های هواشناسی را همیشه جدی بگیرند و توصیه‌های ایمنی را تا پایان سامانهٔ بارشی رعایت کنند تا شاهد کمترین خسارت‌ها باشیم.» 

او تأکید می‌کند: «روستاییان گرفتار در سیل همیشه نیازمند امدادرسانی هوایی و ارسال کمک‌های غذایی و درمانی هستند. باید پیش از اتفاقی دیگر راه‌های ارتباطی را استاندارد کرد و آسفالت و پل‌ها و آبنماها را ساخت تا مشکلات به حداقل برسد.»

 

بسته شدن راه ۷۳ روستای قصرقند

«احمدرضا هاشم‌زهی» فرماندار قصرقند، نیز در گفت‌وگو با «پیام ما» تأیید می‌کند که بسیاری از روستاها در فاصلهٔ کوتاهی دوباره دچار سیلاب شدند: «بارندگی‌های سیل‌آسا و به‌تبع آن طغیان رودخانه‌های محلی متصل به رودخانهٔ کاجو و درنهایت راه افتادن سیل خروشان در بستر این رودخانه موجب قطع ارتباط ۷۳ روستا در بخش‌های مرکزی، ساربوک و تلنگ شده است. سیل در بستر رودخانه موجب قطع ارتباط ۴۱ روستا با جمعیت ۱۸ هزار نفر شده و تا چندین روز و برخی مواقع تا یک ماه تردد به‌سختی آن‌هم با خودروهای کمک‌دار و شاسی‌بلند انجام می‌شود. بارندگی و طغیان رودخانه دو روز گذشته علاوه‌‌بر بستن مسیر قصرقند-تلنگ-کاجو راه ارتباطی ۱۳۰ روستا در محدودهٔ حاشیهٔ رودخانهٔ کاجو، پایین‌دست دهستان حمیری ساربوک و محدودهٔ «عزیزآباد» تا «کلمت» و بخش تلنگ تا محدودهٔ سد زیردان (جگرکوه) و سارتاپ را نیز قطع کرده است و هیچ راهی برای امدادرسانی به آنها وجود ندارد.» 

 

او توضیح می‌دهد که باران، راه ۱۳ روستای محدودهٔ بالا و پایین دست سد زیردان ساربوک و ۲۳ روستای حاشیهٔ رودخانهٔ کاجو و ۷۴ روستای بخش تلنگ را نیز قطع کرده است و این روستاها در محاصره سیل قرار داشتند و با کم شدن باران راه برخی از روستا باز شده، اما تردد در مسیر گل‌ولای فقط با خودروی شاسی‌بلند مقدور است: «هم‌اکنون ۲۵ هزار نفر در بخش تلنگ قصرقند و بیش از ۶شش هزار نفر در محدودهٔ حاشیهٔ رودخانهٔ کاجو و ۱۳ هزار نفر در محدودهٔ بخش ساربوک در محاصرهٔ سیل هستند و فقط امداد هوایی برای کمک‌رسانی امکانپذیر است. تا زمان فروکش کردن سیلاب امکان تردد در این مسیرها و سایر روستاهای حوزهٔ بخش «ساربوکو» پایین‌دست منطقهٔ «چندوکان» و «کاجو» وجود ندارد.»

 

با هر بارندگی و جاری شدن سیلاب راه ارتباطی ۴۱ روستای این شهرستان در محدودهٔ رودخانهٔ کاجو و بخش ساربوک و پایین‌دست روستاهای چندوکان و محدودهٔ بالادست سد زیردان و بخش مرکزی به‌دلیل طغیان رودخانهٔ کاجو و رودخانه‌های فصلی حوزهٔ شهرستان و جاری شدن سیلاب بسته می‌شود و حدود ۲۰ هزار نفر همیشه گرفتار در پشت سیلاب هستند. هاشم‌زهی می‌گوید: «حجم آب فراوانی در رودخانهٔ کاجو در حال طغیان است و سیل‌بند شهر قصرقند نیز فرسوده و نیازمند مرمت و بازسازی است. توصیه می‌شود اهالی پایین‌دست رودخانه‌ها جوانب احتیاط را رعایت و از تردد شبانه‌ بر روی پل‌های قصرقند خودداری کنند؛ چراکه هرگونه کنجکاوی شبانه و گذر از بستر رودخانه تبعات جبران‌ناپذیری به‌دنبال خواهد داشت. ارتباط مخابراتی و برق برخی مناطق روستایی نیز قطع شده است. بارندگی اخیر موجب وارد شدن خسارت به بخش‌های زیربنایی این شهرستان و زمین‌های کشاورزی حاشیهٔ رودخانه نیز شده است. در حال حاضر تمام زمین‌های زراعی و خانه‌های مسکونی که در مسیر و حاشیهٔ رودخانهٔ کاجو قرار دارند و همچنین در شهر نیز واحدهای مسکونی دچار آبگرفتگی شده است. مردم تا کاهش میزان بارش‌ها از ترددهای غیرضروری در محورهای درون و برون ‌شهری به‌ویژه مسیل‌ها خودداری کنند.»

 

کرمان در وضعیت قرمز 

در کرمان نیز شرایط هنوز قرمز تلقی می‌شود. بند نیامدن بارندگی در این استان نیز مشکلات متعددی ایجاد کرده است. ایرنا به‌نقل از مدیرکل فرودگاه‌های استان کرمان نوشت: «برابر اعلام وضعیت قرمز هواشناسی در استان کرمان و لزوم پشتیبانی و امدادرسانی به نقاط بحرانی، هماهنگی‌های لازم به‌منظور حضور کارکنان و حالت آماده‌باش به پنج فرودگاه عملیاتی استان ابلاغ شده است.»

 

به‌گفتهٔ «علی جزینی‌زاده»، برابر اعلام وضعیت قرمز هواشناسی در استان کرمان و لزوم پشتیبانی و امدادرسانی به نقاط بحرانی، هماهنگی‌های لازم به‌منظور حضور کارکنان و حالت آماده‌باش به پنج فرودگاه عملیاتی استان ابلاغ شده است. به‌منظور پوشش امدادی در منطقهٔ جنوب استان بالگرد مذکور در آن فرودگاه مستقر شده است. فرودگاه شهدای بم نیز به‌منظور پشتیبانی شرق استان در حالت آماده‌باش کامل قرار گرفته است. لازم به ذکر است فرودگاه بین‌المللی کرمان، فرودگاه شهدای سیرجان و فرودگاه شهدای رفسنجان نیز پشتیبانی سایر مناطق و فرودگاه‌های هدف را برعهده دارند و با نیروی انسانی ویژه، تجهیزات و سامانه‌های هوانوردی و فرودگاهی در حالت آماده‌باش قرار دارند.»

 

«جواد دهقانی»، رئیس مرکز مدیریت راه‌های راهداری استان کرمان، نیز به در مورد انسداد راه‌های مواصلاتی این استان روز گذشته به «پیام ما» توضیح داد: «هم‌اکنون در محورهای ارزوئیه-بافت، بافت-رابر، شهربابک-هرات، شهربابک-انار، سیرجان-شهربابک، سیرجان-حاجی‌آباد، سیرجان-شیراز، زرند-راور، نگار-بافت، ابارق-دهبکری، سیرجان-بردسیر، ماهان-سیرچ، سیرچ-کرمان، انار-مهریز و رفسنجان-سرچشمه با بارش باران روبه‌رو هستیم.

 

«یزدان افشاری‌پور»، فرماندار عنبرآباد، منطقه‌ای که برخی جاده‌های روستایی آن مسدود شده است، به «پیام ما» گفت: «در پی شدت بارش در بخش جبالبارز جنوبی و طغیان رودخانهٔ فصلی گزآباد، راه ارتباطی چهار روستا مسدود شده است. البته اقدامات را بلافاصله و پس از دریافت هشدارهای هواشناسی شروع کردیم. روز گذشته  ۶۵ دستگاه لودر و بولدوزر توسط بخش خصوصی در نقاط مختلف شهرستان مستقر شده است. خوشبختانه لایروبی رودخانه‌های شهرستان انجام شده است و این عملیات شامل رفع نقاط حادثه‌خیز و بازگشایی و تسهیل مسیر رودخانه‌ها نیز می‌شود.» 

 

او تأیید می‌کند چهار مسیر روستایی در عنبرآباد مسدود شده است: «در پی شدت بارش باران و جاری شدن سیلاب‌ها در بخش جبالبارز جنوبی و طغیان رودخانهٔ فصلی گزآباد راه ارتباطی چهار روستا مسدود شده است، اما جای خوشبختی است که بارش باران تاکنون هیچ گونه خسارتی در سطح شهرستان نداشته است.»

 

فرماندار جازموریان نیز از مسدود شدن محور زهکلوت-دلگان در اثر جاری شدن سیلاب خبر داد. ایسنا به‌نقل از «محمدجعفر جهانگیری» نوشت: «در اثر جاری شدن سیلاب‌های ناشی از بارش‌های اخیر محور زهکلوت-دلگان هم‌اکنون مسدود است و رانندگانی که قصد تردد از این محور را دارند باید از مسیر جایگزین استفاده کنند. در حال حاضر هیچ‌گونه مشکلی وجود ندارد. اما اگر میزان بارش‌ها افزایش یابد، رودخانه‌ها با شدت بیشتری طغیان خواهند کرد که تمهیدات لازم با بازدید استاندار از این منطقه اندیشیده شده است.» 

 

احتمال خسارت در کرمان 

«حمید سالخورده»، مدیرکل بحران استانداری کرمان، در گفت‌وگو با رسانه‌های محلی این استان نیز اعلام کرد اقدامات خوبی در این راستا انجام شده است؛ اگرچه با شدت گرفتن بارش‌ها و جاری شدن رودخانه‌های فصلی احتمال خسارت وجود دارد.

 

او از صدور دستور برای تخلیهٔ روستای کروچان با ۱۲۰ خانوار در جازموریان و روستاهای پورشعبان و حسین‌آباد از توابع شهرستان منوجان خبر داد. سالخورده مسدود شدن ۱۰ راه روستایی و قطع برق دو روستا در اثر بارش‌های اخیر را اعلام کرد و گفت: «علی‌رغم مکاتبات انجام‌شده با فرمانداری و شهرداری جیرفت تاکنون نسبت به تهیه و ارسال طرح مطالعاتی احداث سیل‌بند موردنظر هیچ اقدامی انجام نداده‌اند.»

 

۵۶۴ مورد خرابی در هرمزگان 

براساس اخبار منتشرشده از استان هرمزگان یکی دیگر از استان‌های درگیر سیلاب بهاری، علاوه‌بر آبگرفتگی قطع برق ناشی از وزش باد و رگبار، در مناطق قابل‌توجهی از این استان به‌ویژه در بندرعباس و بندرلنگه مشکلاتی را برای شهروندان ایجاد کرد. براساس اعلام مدیرعامل شرکت توزیع برق هرمزگان تاکنون گروه‌های عملیاتی در ۵۶۴ مورد اعزام، خرابی‌های برق را در نقاط مختلف استان برطرف کردند. 

 

به‌گفتهٔ «محمد کریمی» و به‌نقل از وب‌سایت خبری این دستگاه براساس آخرین اقدامات صورت‌گرفته جهت انجام اصلاحات و رفع خاموشی‌های ناشی از شرایط نامساعد جوی با استقرار ۷۹ اکیپ عملیاتی در سطح استان، هرس ۳۵۰ اصله درخت درگیر با شبکه در اولویت قرار گرفت. ۱۴۶ مورد پارگی سیم شبکه اصلاح شد و با رفع عیب و برق‌دار کردن ۱۴۵ دستگاه ترانسفورماتور در یک تلاش جمعی توسط نیروهای عملیاتی، مشترکین برق‌دار شدند: «با تعویض پایه‌های آسیب‌دیده و اصلاح ۱۷۰ مورد رابط ۱۷۰ فشارمتوسط، تعویض و اصلاح ۸۰ پایهٔ معیوب و همچنین جداسازی شبکه‌های آسیب‌دیده و انتقال بار روی خطوط همجوار در ۳۵ نقطه، تعویض ۱۲ اصله پایهٔ فشارضعیف کار نیروهای خدوم تداوم یافت تا برق پایدار به خانه‌های مردم بیاید و امشب خانه‌ای بدون برق نماند. همچنین، تاکنون ۱۶۹ اصله پایهٔ فشارمتوسط ۵۲ اصله پایهٔ فشارضعیف و مجموعاً ۱۹ دستگاه ترانس در ظرفیت‌های مختلف معیوب شدند که بخش عمدهٔ آنها تاکنون اصلاح و برق مشترکان دوباره وصل شد.»

 

او همچنین توصیه کرد: «شهروندان از قرار گرفتن در کنار شبکه‌های برق‌دار و یا پارک خودروها در شرایط بارانی در کنار پایه‌های برق خودداری و هرگونه نواقص و عیوب قابل‌رؤیت را در اسرع وقت به مرکز ۱۲۱ اطلاع‌رسانی کنند.»

دستگاه‌های خدمات‌رسان در هر سه استان درگیر باران و سیلاب همچنان در حال آماده‌باش هستند. 

نم‌نم‌دوزی با مهره‌های رنگارنگ

نم‌نم‌دوزی ترکیبی از مهره‌های شیشه‌ای (منجوق‌) است که پشت سر هم دوخته می‌شود و یک فضا را کاملاً و یک‌دست پر می‌کند. برای دیدن نمونه‌های چشم‌نواز و کهن نم‌نم‌دوزی باید به موزه‌های صنایع‌دستی قزوین سر بزنیم؛ زیرا این هنر در آستانهٔ فراموشی قرار گرفته‌است.

 

نم‌نم‌دوزی به زبان ساده

هنر نم‌نم‌دوزی که در سراشیب فراموشی قرار گرفته است، جزو شاخه‌های هنر سوزن‌دوزی دسته‌بندی می‌شود. سوزن‌دوزی یکی از رودوزی‌های منحصر‌به‌فرد کشور ماست و هنری برخوردار از ظرافت دوخت و تنوع رنگ که بیانگر ذوق، سلیقه، سنت و هنر دستان زنان است. هنری که با آن می‌توان یک پارچهٔ ساده را به یک اثر هنری دست‌ساز و تماشایی تبدیل کرد. سوزن‌دوزی صدها نوع دوخت دارد. نم‌نم‌دوزی هنری شبیه منجوق‌دوزی است، اما با تفاوت‌هایی. نم‌نم‌دوزی با استفاده از مهره‌های شیشه‌ای کوچک رنگی یا همان منجوق باحوصله و بسیار آرام بر روی پارچه انجام می‌شود. همین سرعت پایین باعث شده است در زمانهٔ پرشتاب و زندگی با دور تند امروز، گرد بی‌مهری بر روی این هنر چند صدساله پاشیده شود.

 

قدمت هنر نم‌نم‌دوزی

سابقهٔ هنر صنایع‌دستی نم‌نم‌دوزی که ویژهٔ خطهٔ قزوین است، به روزگار ساسانیان برمی‌گردد و اوج شکوفایی آن را باید در دوران صفوی به تماشا نشست. نم‌نم‌دوزی، یکی از سبک‌های منحصربه‌فرد سوزن‌دوزی در استان قزوین است که از قدیم برای جهیزیهٔ عروس استفاده می‌شد و بیشتر خانواده‌های قزوینی از این هنر استفاده می‌کردند. نم‌نم‌دوزی بااستفاده از انواع دوخت و گره‌های دستی و به‌کارگیری منجوق‌ها در تزئین پارچه‌ها خلق می‌شود. پارچه‌هایی که حتماً در جهیزیهٔ عروس جای خود را داشته و با آن جای شانه، رومیزی، دیوارکوب، بقچهٔ نوعروس، جلد قرآن و مواردی از این قبیل درست می‌کردند. نمونه‌های بسیار زیبایی از آثار نم‌نم‌دوزی مربوط به دورهٔ قاجار در موزهٔ قزوین برای بازدید علاقه‌مندان در معرض نمایش قرار دارد.

مهره‌های شیشه‌ای رنگی که با آن نم‌نم‌دوزی خلق شد، این روزها به منجوق معروف است و که در رنگ‌های مختلفی وجود دارد. برای نم‌نم‌دوزی این مهره‌های شیشه‌ای رنگی با طرح‌های متنوعی بر روی پارچه‌هایی از جنس مخمل، ابریشم ضخیم، تافته، ساتن و پارچه‌های براق دوخته می‌شود

تورق آثار تاریخی در حوزهٔ صنایع‌دستی همچنین نشان می‌دهد استفاده از مهره‌های شیشه‌ای رنگی برای تزئین پارچه‌ها یا همان منجوق‌دوزی پیشینه‌ای بسیار کهن دارد و این رودوزی در زمان ساسانیان بسیار رواج داشت. آنان با منجوق‌هایی از جواهر، لباس و وسایل خود را تزئین می‌کردند. «گونسالس کلاویخو»، سفیر اسپانیایی در سفرنامهٔ خود در قرن ۱۵ میلادی در این باره چنین نوشت: «دیوارهای شاه‌نشینی که محل نشستن اعلیحضرت بود همه با پرده‌های سرخ پوشیده شده‌ بود و بر این پرده‌ها منجوق‌هایی از زر و یاقوت و مروارید و سنگ‌های گران‌بهای دیگر دوخته بودند.» این هنر در سدهٔ ۱۳ هجری قمری (مصادف با دوران قاجار) بسیار مورد توجه بود و مجموعه‌ای عظیم از منجوق‌دوزی‌های این دوره در موزهٔ هنرهای تزئینی ایران موجود است.

 

فوت‌وفن نم‌نم‌دوزی

مهره‌های شیشه‌ای رنگی که با آن نم‌نم‌دوزی خلق شد، این روزها به منجوق معروف است و در رنگ‌های مختلفی وجود دارد. برای نم‌نم‌دوزی این مهره‌های شیشه‌ای رنگی با طرح‌های متنوعی بر روی پارچه‌هایی از جنس مخمل، ابریشم ضخیم، تافته، ساتن و پارچه‌های براق دوخته می‌شود. این هنر برای تزئین پارچه‌های طرح‌دار و ساده به‌کار می‌رود. درصورت استفاده از پارچه‌های طرحداری مانند گیپور نیازی به کشیدن طرح بر روی پارچه نیست و نم‌نم‌دوزی بر روی طرح‌های پارچه انجام می‌شود. ولی درصورت استفاده از پارچهٔ ساده، باید طرح را روی پارچه رسم کنید. طرح موردنظر خود را بر روی کاغذ روغنی بکشید و سپس با استفاده از کاغذ کاربن خیاطی بر روی پارچه منتقل کنید. برای فیکس کردن پارچه و راحت‌تر شدن کار قسمتی از پارچه را که روی آن طرح پیاده‌ شده است، در کارگاه قرار دهید. 

یک هنرمند پیشکسوت: نم‌نم‌دوزی بسیار دوخت سخت‌تری نسبت به منجوق‌دوزی دارد و هنرمند برای پر کردن حاشیهٔ کار باید نکات ظریفی را رعایت کند. راه به‌روز کردن هنرهای ازیاد‌رفته در تلفیق آن با دیگر هنرهاست‎؛ نه‌تنها استفاده برای روی لباس‌های مجلسی، شال، روسری، مانتو و بلکه در تابلوها و هنرهای دیگر

نم‌نم‌دوزی روی پارچه به روش‌های مختلفی مانند روش خطی، روش توپر، برگ‌دوزی، بست‌دوزی، دوباره‌دوزی و برجسته‌دوزی صورت می‌گیرد که هریک از آنها زیبایی خاص خود را دارند و معمولاً متناسب با طرح موردنظر استفاده می‌شوند. پارچه‌هایی که بر روی آن نم‌نم‌دوزی اجرا می‌شود، بیشتر از جنس ترمه، مخمل، ابریشم ضخیم، تافته ساتن و پارچه‌های براق در رنگ‌های متفاوت است.

 

هزار نکتهٔ باریک‌تر از مو

«فاطمه اکبریه»، یکی از هنرمندان پیشکسوت قزوین است که حدود هشت سال پیش برای احیای رشتهٔ نم‌نم‌دوزی تلاش کرد و حالا در محوطهٔ تاریخی موزهٔ چهلستون قزوین، سه روز در هفته کلاس آموزش نم‌نم‌دوزی دارد. او معتقد است نم‌نم‌دوزی را نباید با منجوق‌دوزی اشتباه گرفت و نکات ریزی وجود دارد که این دو هنر را از هم متمایز می‌کند.

اکبریه به «پیام ما» می‌گوید: «زمانی که ما برای احیای نم‌نم‌دوزی تلاش کردیم، درواقع این هنر از یاد رفته بود. خوشبختانه این هنر به ثبت ملی هم رسید، اما نباید نم‌نم‌دوزی را با منجوق‌دوزی اشتباه بگیریم. هرچند شکل ظاهری بسیار شبیه به‌هم است.»

 

به‌گفتهٔ او، منجوقی که برای نم‌نم‌دوزی استفاده می‌شود مات و یک‌دست است، نه براق و با اندازه‌های مختلف. او نکتهٔ دیگری را هم یادآور می‌شود: «رنگ منجوق‌های نم‌نم‌دوزی آبی، سورمه‌ای، آبی نفتی، قرمز، نارنجی و سبز است. آثار در موزه هم نشان می‌دهد که از صورتی و سفید هم در مواردی استفاده شده.» اکبریه که تا‌به‌حال هنرجویان بسیاری را آموزش داده، معتقد است که نم‌نم‌دوزی دوخت بسیار سخت‌تری نسبت به منجوق‌دوزی دارد و هنرمند برای پر کردن حاشیهٔ کار باید نکات ظریفی را رعایت کند. او در پاسخ به این پرسش که برای به‌روز کردن این هنر و جلب سلیقهٔ مخاطب چه راهکاری دارد، می‌گوید راه به‌روز کردن هنرهای ازیادرفته در تلفیق آن با دیگر هنرهاست و او نه‌تنها از هنر نم‌نم‌دوزی برای روی لباس‌های مجلسی، شال، روسری، مانتو و… استفاده می‌کند که در تابلوها و هنرهای دیگر هم نم‌نم‌دوزی را به‌کار گرفته است. برخی از هنرجویان او از شهرهای دور و نزدیک هستند: «افرادی که مسیر نزدیکتری دارند مثل تهران، هفته‌ای یک‌بار برای آموزش و رفع اشکال می‌آیند. اما مشهدی‌ها و شیرازی‌ها را از طریق مجازی آموزش می‌دهم.»

تانکرهای عراقی متهم تخلیهٔ ضایعات نفتی

تخلیهٔ نفت و مشتقات نفتی بین گناوه و دیلم و در حدفاصل بندر امام حسن رخ داده است. محیط‌زیست گناوه و دیلم هر دو درگیر این اتفاق شده‌اند، با این‌حال هنوز از عمق حادثه اطلاع دقیقی در دست نیست. هنوز مشخص نشده که زمین‌ها تا چه میزان آسیب دیده‌اند و خاک تا چه عمقی تحت‌تأثیر نفوذ مشتقات نفتی قرار گرفته است. بوی مازوت اما آنقدر تند است که «غلامرضا لیراوی» از اهالی منطقه و از فعالان رسانه‌ای آنجا می‌گوید که نمی‌توان نفس کشید «نفس را باید در سینه حبس کرد. بوی وحشتناکی است. این اتفاق در تعطیلات عید هم رخ داد و بیشتر مربوط به بخش بندر دیلم است. اما تا این لحظه واکنش خاصی را از سوی محیط‌زیست و سایر ارگان‌ها شاهد نبوده‌ایم.» او می‌گوید در این چند هفته، چندباری این اتفاق تکرار شد و فقط می‌دانند کار تانکرهای عراقی است «پیمانکار آنها یک شرکت بوشهری است و برای آنکه تانکرهای عراقی ارزان‌تر و نیروی کار راحت‌تری هستند، از آنها استفاده می‌شود. آنها هم هرطور بخواهند با محیط‌زیست این مملکت رفتار می‌کنند و مسئولان هم در سکوتند.»

رئیس ادارهٔ حفاظت محیط‌زیست شهرستان گناوه: در اتفاق فعلی تنها یک مورد از این اتفاقات در محدودهٔ گناوه بوده و اکثراً مربوط به محدودهٔ حفاظتی دیلم است

حومهٔ بندر امام‌حسن، حومهٔ روستای چهار روستایی و سه‌راهی بندری از جمله مناطقی هستند که به‌گفتهٔ «غلامرضا نعمتی»، عضو انجمن یاوران سبزاندیش طبیعت گناوه، درگیر این ماجرا شده است. او به «پیام ما» می‌گوید این تانکرها بارشان را در بندر ماهشهر بارگیری می‌کنند و تا رساندن به جزیرهٔ نگین بوشهر باید از شهرهای مختلفی گذر کنند. «دیلم و گناوه هم در مسیر این تانکرها هستند. افکار عمومی در این مناطق جریحه‌دار شده است و مردم روستاها بسیار ناراحتند.»

 

او و دیگر فعالان محیط‌زیست در این مدت بارها به سازمان محیط‌زیست و سایر ارگان‌های مربوطه مراجعه کرده‌اند، اما تاکنون خبری از بازداشت خاطیان و برخورد با آنها در میان نیست. «شرکتی که با این تانکرها قرارداد بسته، باید ملزم به پاکسازی شود. این افراد باید بازداشت شوند و با آنها برخورد شود تا شاهد تکرار دوباره چنین اتفاقی نباشیم. تانکرهای حمل بار و سوخت در این منطقه بسیار زیادند و مدتی قبل یکی از آنها به‌دلیل سرعت غیرمجاز چپ کرد. حالا ما می‌خواهیم پلیس هرچه زودتر وارد عمل شود و این افراد را متوجه عملکردشان کند.»

 

باید منطقه را پاکسازی کنند

گلایه‌های اهالی منطقه از بی‌توجهی به این وضعیت بالاست. آنها می‌گویند دستگیری این تانکرها سخت نیست و دوربین‌های موجود در منطقه هم گواهی بر این ادعاست. این در‌حالی است که پیش‌ازاین هم اتفاقات مشابهی در جنوب کشور رخ داده بود. سال ۱۳۹۷، «ایرج سلیمانی»، رئیس ادارهٔ حفاظت محیط‌زیست شهرستان بندرماهشهر، به ایرنا گفته بود «ضایعات نفتی تخلیه‌شده در حاشیهٔ جاده‌های بندرامام خمینی (ره) و بندر ماهشهر از سوی تانکرهای عراقی به تهدیدی جدی برای محیط‌زیست این شهرستان تبدیل شده است.» به‌گفتهٔ او، تانکرهای عراقی که به‌منظور حمل نفت خام و صادرات آنها به کشورهای منطقه در بندر امام‌خمینی (ره) تردد می‌کنند، پس از تخلیهٔ مواد نفتی برای حمل دوبارهٔ بنزین و انتقال آن به کشور عراق، در کارواش‌های منطقه اقدام به شست‌و‌شوی مخازن می‌کنند و آب آلوده به مواد نفتی را در محیط تخلیه می‌کنند. «کارواش‌های موجود در منطقه فاقد مجوز لازم هستند و تنها با تأمین یک دستگاه پمپ و یک مخزن به‌صورت غیرمجاز فعالیت می‌کنند و به‌گونه‌ای غیراستاندارد با استفاده از مواد شوینده مخازن نفتی تانکرها را شست‌وشو می‌دهند و سپس ضایعات نفتی را در جاده‌های اطراف شهر تخلیه می‌کنند که این اقدام برای محیط‌زیست بسیار زیانبار است.» این اتفاق بعد از سال ۱۳۹۷ هم چندین بار تکرار شد و در هرکدام از موارد نتیجهٔ نهایی رسیدگی به وضعیت اعلام نشد. 

 

حالا «کامبیز عبدالهی»، رئیس ادارهٔ حفاظت محیط‌زیست شهرستان گناوه، به «پیام ما» می‌گوید در اتفاق فعلی تنها یک مورد از این اتفاقات در محدودهٔ گناوه بوده و اکثراً مربوط به محدودهٔ حفاظتی دیلم است «ما نمی‌دانیم آنها از قوانین کشور ما اطلاع دارند یا اینکه به مسائل محیط‌زیستی اهمیتی نمی‌دهند. طی سفرهای مختلف به کشور عراق شاهد این بوده‌ام که توجه به مسائل محیط‌زیستی اهمیت چندانی ندارد. به‌این‌ترتیب، آنها باید از قوانین ایران و اشتباه بودن این کار آگاه شوند و خسارت وارده را پرداخت کنند.»

عضو انجمن یاوران سبزاندیش طبیعت گناوه: شرکتی که با این تانکرها قرارداد بسته است، باید ملزم به پاکسازی شود. این افراد باید بازداشت شوند و با آنها برخورد شود تا شاهد تکرار دوباره چنین اتفاقی نباشیم

او می‌گوید ادارهٔ محیط‌زیست گناوه بعد از اطلاع از این اتفاق، ابتدا به محیط‌زیست استان و بعد به پلیس راهور، پلیس حمل‌ونقل جاده‌ای و حتی مردم اطلاع‌رسانی کرده تا اگر تانکری در حال ارتکاب جرم دیدند، از پلاک آن عکس گرفته و گزارش دهند. «باید  الزامات محیط‌زیستی رعایت شود و به قوانین و محیط‌زیست کشور ما احترام گذاشته شود. به‌این‌ترتیب، این صاحبان تانکرهای عراقی و شرکتی که در ایران با آنها قرارداد دارد، ملزم به پاکسازی این منطقه هستند. کارشناسان ما برآورد می‌کنند که چه سطحی از خاک آلوده شده است و باید جرایم آلودگی خاک و هوا و… پرداخته شود و منطقه نیز مورد پاکسازی قرار گیرد.»

عبداللهی می‌گوید تاکنون شکایت از این شرکت انجام نگرفته است، اما درصورت تکرار حادثه این اتفاق خواهد افتاد. 

رکوردشکنی اقلیمی

آسوشیتدپرس گزارش کرد که مقامات پاکستان روز چهارشنبه گفتند که رعد و برق و باران شدید منجر به کشته‌شدن ۱۴ نفر در این کشور شد و تعداد کشته شدگان از چهار روز هوای ناآرام، به حداقل ۶۳ نفر رسید. آنها اعلام کرده‌اند که این شدیدترین بارندگی در دهه‌های گذشته بوده و باعث آبگرفتگی روستاها در سواحل جنوب غربی این کشور شده است. 

در پاکستان، بیشتر تلفات از استان «خیبر پختونخوا»، در شمال غربی این کشور گزارش شده است. «خورشید انور»، سخنگوی ادارهٔ مدیریت بلایای طبیعی به آسوشیتدپرس گفت که فروریختن ساختمان‌ها باعث کشته‌شدن ۳۲ نفر از جمله ۱۵ کودک و پنج زن شده است. او گفت که ده‌ها نفر دیگر نیز بر اثر تخریب دست‌کم یک‌هزار و ۳۷۰ خانه در این منطقه زخمی شده‌اند.

بر اساس اعلام مرکز ملی هواشناسی امارات، این کشور با 254 میلی‌متر بارندگی آنهم در کمتر از 24 ساعت در شهر «العین»، شاهد بارش بی‌سابقه بوده است. این بیشترین رکورد از زمان شروع ثبت بارندگی‌ها از سال ۱۹۴۹ است

استان شرقی پنجاب ۲۱ مورد مرگ ناشی از رعد‌وبرق و سقوط را گزارش کرده است، در حالی که از بلوچستان، در جنوب غربی کشور، با اعلام وضعیت اضطراری مقامات در پی سیل ناگهانی، ۱۰ کشته گزارش داده است. روز چهارشنبه نیز بلوچستان در بحبوحهٔ عملیات امداد و نجات، برای بارندگی‌های بیشتر آماده شد، زیرا سیل‌های ناگهانی روستاهای نزدیک شهر ساحلی «گوادر» را زیر آب گرفت. بارش شدید باران در منطقهٔ مورد مناقشهٔ کشمیر نیز بارید. مقامات گفتند که یک دوره باران شدید جدید قرار است بسیاری از مناطق از جمله «کراچی» پایتخت را درگیر کند.

 

تعلیق پروازها در امارات

اما اوضاع در آن سوی آب‌های دریای عمان نیز بهتر نبود. خبرگزاری رویترز گزارش کرد که دستکم یک نفر در بارندگی‌های شدید جان خود را از دست داده است و خانه‌ها و کسب‌وکارهای فراوانی از بارندگی شدید آسیب دیده‌اند. 

این خبرگزاری نوشته است که میزان خسارات بارندگی شدید و آبگرفتگی بلافاصله مشخص نشده است زیرا کارگران اورژانس ساعاتی پس از فروکش باران شدید، اواخر روز سه‌شنبه به‌دنبال تخلیهٔ جاده‌های سیل‌زده در سراسر کشور بودند.

تصاویر فرود هواپیما بر باند فرودگاه دبی، در حالی که سراسر محوطهٔ فرودگاه غرق در آب بود، یکی از تصاویر وایرال‌شدهٔ دیروز در شبکه‌های مجازی بود. این فرودگاه که یکی از بزرگترین فرودگاه های بین‌المللی جهان است، پذیرش مسافرانی را که از دبی حرکت می‌کردند تا نیمه‌های سه‌شنبه‌شب متوقف کرد. «فلای دوبای» (Flydubai) که تا حدودی پروازهای خود را از صبح چهارشنبه از سر گرفت، اعلام کرد که اعزام هواپیماها تا بعد از نیمه‌شب چهارشنبه به حالت عادی باز نخواهد گشت. در همین حال، هواپیمایی ارزان قیمت «ایر عربیا» (AIRA.DU) پروازهای شارجه را تا ساعت 2 بامداد پنجشنبه به حالت تعلیق درآورد.

 

فرودگاه دبی که یکی از شلوغ‌ترین فرودگاه‌های جهان است، پس از فروکش کردن طوفان اعلام کرد که بارش شدید باران، اختلالات قابل‌توجهی ایجاد کرده و پروازها با تأخیر و تغییر مسیر حرکت روبه‌رو شده‌اند. این فرودگاه به مسافران در دبی توصیه کرد از حرکت به‌سمت فرودگاه خودداری کنند و در پیامی روی شبکه X (توییتر سابق) نوشت: «ما سخت کار می‌کنیم تا پروازها را در سریع‌ترین زمان ممکن در شرایط بسیار چالش‌برانگیز بازیابی کنیم.» در عین حال، برخی از خطوط هوایی خارجی پروازهای خود به دبی را لغو کردند. 

همچنین مقامات دبی به مدارس دستور دادند تا به تدریس آنلاین کلاس‌ها در روز پنجشنبه ادامه دهند، زیرا کارگران اورژانس در حال پاکسازی آوارها از جمله درختان و اشیای شناور در خیابان‌ها هستند.

 

رکورد بارش بی‌سابقه 

بر اساس اعلام مرکز ملی هواشناسی امارات، این کشور با 254 میلی‌متر بارندگی آنهم در کمتر از 24 ساعت در شهر «العین»، شاهد بارش بی‌سابقه بوده است. این بیشترین رکورد از زمان شروع ثبت بارندگی‌ها از سال 1949 و قبل از تشکیل کشور امارات در سال 1971 بود.

امارات متحده عربی فاقد بسیاری از زیرساخت‌های زهکشی مورد نیاز برای مدیریت باران شدید است. به‌همین دلیل غیرمعمول نیست که جاده‌ها در طول دوره‌های طولانی بارندگی تا حدی در زیر آب غوطه‌ور شوند. چرا که در این کشور معمولاً فقط چند بار در سال باران می‌بارد. امارات همچنین به‌طور مکرر عملیات باروری ابرها را برای افزایش بارندگی انجام می‌دهد. یک کارشناس مرکز هواشناسی کشور انجام هرگونه عملیات جدید برای بارورسازی ابرها را تکذیب کرد.

 

رسانه‌های محلی و پست‌های رسانه‌های اجتماعی خسارات قابل توجهی در سراسر امارات، از جمله فروریختن جاده‌ها و آبگرفتگی خانه‌ها نشان می‌دهند. رویترز اعلام کرده که دفاتر رسمی رسانه‌ای دولت فدرال و دبی و ابوظبی بلافاصله به پرسش این خبرگزاری در مورد میزان خسارت توفان پاسخ نداده‌اند. 

رسانه‌های محلی گزارش دادند که یک مرد سالخورده اماراتی ۷۰ ساله صبح روز سه‌شنبه بر اثر سیلاب‌های ناگهانی در «رأس‌الخیمه» در شمال امارات جان خود را از دست داد. 

 

واژگونی اتوبوس در عمان

اما اوضاع در کشور همسایهٔ امارات، عمان نیز مساعد نبود. اگرچه بارندگی‌های عمان کمتر از امارات بود اما بنا بر گزارش اسوشیتدپرس، دستکم ۱۷ کشته در این کشور برجای گذاشت. روز دوشنبه مقامات این کشور اعلام کردند که بارندگی شدید باعث جاری‌شدن سیل شده است و در حالی که امدادگران در جست‌وجوی بازماندگان بودند، حداقل 17 نفر کشته شدند. مقامات گفتند که در یک حادثه، گروهی از دانش‌آموزان مدرسه و یک راننده بر اثر سبقت گرفتن از وسیله نقلیه جان خود را از دست دادند. با این‌حال رویترز تعداد کشته‌ها در عمان را ۱۹ نفر اعلام کرد.

مقامات دفاع غیرنظامی آمار تلفات بارانی را اعلام کردند که بیشترین آسیب را به استان «الشرقیه شمالی» عمان وارد کرد. به گزارش خبرگزاری دولتی عمان، پلیس سلطنتی عمان و ارتش این کشور برای انتقال شهروندان به خارج از مناطق سیل‌زده در این استان مستقر شدند.

 

۶۶ کشته در افغانستان

روز سه‌شبه نیز وزارت رسیدگی به حوادث حکومت طالبان اعلام کرد که شمار جانباختگان سیلاب‌های اخیر در افغانستان به ۶۶ نفر افزایش یافته و ۳۶ نفر دیگر هم مجروح شده‌اند.

خبرگزاری آوا اعلام کرد که وزارت رسیدگی به حوادث حکومت طالبان در نشستی اضطراری با نمایندگان شماری از نهادهای کمک‌رسان در کابل، خواهان رسیدگی به آسیب‌دیدگان حوادث طبیعی شد.

در بیانیه این وزارتخانه آمده است که نمایندگان اوچا، سازمان جهانی غذا، کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان، سازمان بین‌المللی مهاجرت، موسسه اکتید و شورای پناهندگان دانمارک در این نشست حضور داشتند.

راهکار خروج فعالان صنایع دستی از انزوا

چرا ابلاغیه‌هایی که دربارهٔ صنایع‌دستی صادر شده، نتیجه‌ لازم را نداشته است؟

تصمیماتی که طی سال‌های گذشته در حوزهٔ صنایع دستی گرفته شد بیشتر ناگهانی و سلیقه‌ای بود، اما اخیرا تلاش ویژه و متمرکزی از حوزه ریاست جمهوری در حال شکل‌گیری است. اگر اصلاحیه دربارهٔ سیاست‌های قبلی انجام و به موقع اجرا و ضمانت اجرایی آن ابلاغ شود می‌توان به آینده صنایع دستی و رفع چالش‌های آن امیدوار بود. از جمله ابلاغیه‌ای است که اخیرا اعلام شده و می‌تواند حضور جامع‌تر هنرمندان ایرانی در حوزه صادرات را رقم بزند. همان بحث حذف سقف خروج مصنوعات فلزی به ویژه نقره‌های دست‌ساز. طی سال‌های گذشته خروج مصنوعات فلزی از کشور محدود شد و از همان زمان هم مورد اعتراض قرار گرفت. این حوزه می‌توانست یکی از منابع ویژه صادراتی و با اعتراض جامعه هنرمندان و مطالبه آنها همراه شد. اصلاحیهٔ اخیر، اگر به درستی اجرایی شود، می‌توان به توسعه و رونق صنایع دستی امیدوار بود.

 

حتی با تحقق حذف این سقف خروج مصنوعات نقره دست‌ساز، آیا عواملی وجود دارد که منجر به خروج بی‌ضابطه و محقق نشدن ارزآوری برای کشور شود؟‌

به طور کلی صنایع دستی، ضوابط درست و ساختار معینی در حوزه صادرات ندارد که باید اصلاح شود. اصلاح این اصل هم هیچ زمانی از سرلیست مطالبات تولیدکنندگان صنایع دستی حذف نشده است. البته در برخی دولت‌ها ساختار و توسعه صادرات در سرفصل‌های اصلی قرار گرفته و برخی مباحث هم مطرح شده باشد، اما واقعیت این است که این ساختار تا کنون تثبیت نشده. در دولت سیزدهم با توجه به این که نگاه آنها اصلاح در کل ساختار بوده که دشوار است. به طور کلی جوامع تخصصی حوزه صادرات در همه گرایش‌ها در تلاش هستند که این مطالبات به صورت منسجم پیگیری شود. قاعدتا اگر حل مسئله اصلی یعنی وجود و ایجاد ساختار با ضمانت اجرایی و نظارت در قالب تولید و صادرات با محوریت صنایع دستی تثبیت شود، به طور یقین یکی ثمرات آن توسعه صادرات خواهد بود. در غیر اینصورت باید انتظار نتیجه معکوس داشت.

 

این چالش‌ها در حوزه واردات هم وجود دارد؟

همانطور که در بحث صادرات برخی حوزه‌های صنایع دستی دچار مشکلاتی هستیم، این چالش‌ها در بخش واردات برخی محصولات برای تولید انبوه حوزه صنایع دستی وجود دارد. از جمله ترمه و نخ ابریشم که در بخش تولید داخلی ما مشکلاتی داریم و باید از کشوری مثل چین این مواد واردات شوند. این مساله در قیمت نهایی ترمه ایران تاثیر دارد. درنتیجه چه صادرات و واردات تا مادامی که ساختار نظامند نداشته باشد، شاید به صورت مورد به مورد پیش برود، اما صورت مساله اصلی برای ضوابط درست و ساختار معین در همین حوزه هم نباید از صف مطالبات خارج شود.

 

به جز مواردی که مطرح کردید، یکی از مشکلات مهم حوزه صنایع دستی نبود آمار و اطلاعات دقیق است که حتی مرکز پژوهش‌های مجلس هم در گزارش اخیر خود آن را مورد نقد قرار داده بود. بدون دسترسی به آمارهای دقیق آیا می‌توان مسیر مناسب و ساختار نظام‌مند برای این حوزه ترسیم کرد؟

آمار و اطلاعات در تمام حوزه‌ها و در سطح ملی معضل بزرگی به شمار می‌رود و صنایع‌دستی هم تافته جدا بافته نیست. به تولیدات صنایع دستی، اعم از شهری و روستایی و حوزه عشایری و کارگاه‌های سنتی تنوع بسیار بالایی دارند و تکفیکی هم در این باره رخ نداده است. به همین دلیل جامعه جامعه هدف تولیدکننده هم نامعین و حتی ارائه خدمات رفاهی هم ناقص بوده.

حوزه صنایع‌دستی می‌توانست یکی از منابع ویژه صادراتی و با اعتراض جامعه هنرمندان و مطالبه آنها همراه شد. اصلاحیهٔ اخیر، اگر به درستی اجرایی شود، می‌توان به توسعه و رونق صنایع دستی امیدوار بود

زمانی که تصمیم می‌گیریم بستری را برای توسعه یک صنعت یا گرایش تولیدی در نظر بگیریم، باید صفر تا 100 زمینه‌هایی که بستر را ارتقا می‌دهد، در نظر بگیریم. به همین دلیل برای شناسایی تولید کننده در این شاخه لازم است در بخش دولت یکسری بسته‌های حمایتی ایجاد شود. بسته حمایتی برای جامعه هدف رغبت ایجاد می‌کند و این مشمول همان گروهی که بدون آمار و ثبت کار می‌کند، هست. این در حالی است که هنرمندان ما خدماتی از بخش حمایتی نمی‌گیرند و اگر در آمار هم قرار بگیرد درگیر مباحث قانونی می‌شوند، به همین دلیل ترجیح می‌دهد که در سایه بمانند.

 

آسیب این در سایه ماندن هنرمندان و فعالان حوزه صنایع دستی چیست؟

این مسئله به صورت همزمان بلاتکلیفی برای دو گروه رخ می‌دهد؛ مدیران و هنرمندان. مدیران نمی‌دانند با چه جامعه آماری در این حوزه مواجه هستند و فعالان حوزه صنایع دستی هم هیچ خدمات حمایتی ندارند، به دلیل ترس از تبعات بعدی از خوداظهاری پرهیز می‌کنند. این مسئله باعث ایجاد فاصله بین این دو گروه است و شناسایی جامعه هنرمندان و تولیدکنندگان را با چالش مواجه می‌کند. ما این موارد را با مرکز پژوهش‌های مجلس به صورت مفصل مطرح کردیم. از جمله ضرورت شناسایی جامعه هنرمندان برای ارائه خدمات و مشاوره‌های حقوقی برای قراردادها، تامین مواد اولیه، مجوزهای کمک‌کننده تولید و دسترسی بازارو… است. تمام این موارد به هم متصلند. در جایی که ما آمار اولیه، بسته حمایت و مشوق قانونی همچنین خدمات پیوسته و معین را نداریم، قطعا در خروجی اصلی به مشکل برمی‌خوریم.

 

دسترسی به این آمارها چطور محقق خواهد شد؟

برای این که به یک آمار نهایی برسیم باید تمام ابزارهای حمایتی و مشوق‌ها فعال شود. یک بخش عمده آن به خدمات تعریف شده دولت برمی‌گردد و بخش دیگر هم مطالبه جامعهٔ هنرمندان مربوط است. باید هر دو وضعیت را در نظر گرفت. اگر قرار است نتیجه بگیریم، تغییری در ساختار و آمار صحیح و بانک اطلاعاتی دقیق داشته باشیم، باید از مشارکت بخش مردمی استفاده کنیم. یعنی تشکل‌ها، اتحادیه‌ها و گروه‌های مختلف مردمی پای کار بیایند تا اشکالات رفع شود.

زمانی که تصمیم می‌گیریم بستری را برای توسعه یک صنعت یا گرایش تولیدی در نظر بگیریم، باید صفر تا ۱۰۰ زمینه‌هایی که بستر را ارتقا می‌دهد، در نظر بگیریم. به همین دلیل برای شناسایی تولید‌کننده در این شاخه لازم است در بخش دولت یکسری بسته‌های حمایتی ایجاد شود

تا به عنوان بازوهای غیردولتی برای توسعه این حوزه به بدنه اصلی متصل شوند. تا زمانی که این‌ها در بخش حکمرانی و اجرایی در سطوح مختلف وزارتخانه و استانی در کنار هم قرار نگیرد و فراخوان‌های بخش مردمی رخ ندهد، عملا یک گوشه کار لنگ است. امیدوارم با توجه به ابلاغ‌هایی که در سال گذشته و روزهای ابتدایی ۱۴۰۳انجام شده، همچنین فوریت معاونت صنایع‌دستی ظرف مدت یک ماه اقدامات لازم صورت گیرد و با ورود بخش دولت به عرصه اجرایی و رغبت بخش مردمی گرهٔ دوجانبه آمارها حل شود. اگر دوستان در بخش برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری، ابلاغیه‌ها را اجرا کنند، می‌توانیم نتیجه بگیریم. 

 

در این حوزه دو مسئله مهم دیگر هم مطرح است؛ تدوین سند ملی صنایع دستی و شرکت‌ توسعه صنایع دستی، تحقق این دو چه آثاری خواهد داشت؟

دقیقا و دو ابزار اصلی هم هستند. در بحث تنظیم سند ملی صنایع دستی ما در جلسات حضور داریم و به طور مکرر موارد مهم حوزه‌های تخصصی را تاکید می‌کنیم. از حوزهٔ ما در بخش تعاون برای ایجاد تشکل‌های قوی در حوزه تولید، فروش، صادرات، بازرگانی، آموزش، تامین مواد اولیه، پشتیبانی نقاط پراکنده (هنرمندانی که نقاط مختلف کشور حضور دارند و فعال هستند) در تدوین این سند تاکید کرده‌ایم. همچنین به نقش اتاق‌های سه‌گانه تجاری؛ تعاون، بازرگانی و اصناف اشاره شده است. در این‌باره همکاری‌های خوبی هم از سوی معاونت صنایع دستی وجود داشته است. تاکنون این سند وجود نداشته و زمانی که تدوین و ابلاغ شود، یک نقشه راه است و جامعه هدف را از سردرگمی نجات می‌دهد. مساله دوم در بخش شرکت توسعه صنایع دستی می‌توانیم امیدوار باشیم که دو ابزار جدی و واقعی که قبلا وجود نداشته و اگر هم بوده به صورت ناقص اجرایی شده، به شکل کامل عملیاتی شود. این اتفاق منجر به رغبت بیشتر فعالان این حوزه در کنار بازوهای اجرایی و حاکمیت شود و نتیجه آن خروج از بلاتکلیفی تمام گروه‌های فعال در این حوزه است.

حفاظت از یوزپلنگ و زیستگاهش امکانپذیر است

چطور وارد محیط‌زیست شدید؟

طایفهٔ ما جزو عشایر منطقهٔ هرات و مروست یزد است که جنوب این استان قرار دارد. مشابه سایر عشایر ما هم ییلاق و قشلاق می‌کردیم و از بهرام‌گور تا توتک می‌رفتیم،‌ اصل ما توتکی و اسم روستایمان هم توتک است. دکتر جمشید صداقت‌کیش کتابی به اسم «کردان پارس و کرمان» دارد که در آن اشاره کرده طایفهٔ ما از جنوب کرمان یعنی هریرود و جیرفت به‌سمت فارس و بوانات و اقلید، ییلاق و قشلاق می‌کند. خاطرم هست یک روز چند شکارچی به پناهگاه حیات‌وحش «بوروئیه» آمده بودند، آن زمان من دانشجوی مرتع و آبخیز بودم و گفتم اگر دو روز از عمرم مانده باشد، محیطبان می‌شوم و اینجا را حفاظت می‌کنم. همان‌وقت‌ها کاغذی نوشتم و به اداره‌کل یزد بردم و بالاخره محیطبان شدم و با عشق و علاقه شروع به کار کردم. 

بی‌انصافی و ضرر است که پارک ملی یا استان گلستان یا شورای راهبری همیاران را کنار بگذارد،‌ نیروهایی که به جرئت می‌توانم بگویم ۲۰ نفر از آنها جزو بهترین‌ها در کشور هستند و می‌توانند هر منطقه‌ای را نجات دهند

هر روزی که در محیط‌زیست خدمت کردم برایم عزیز است. بوروئیه‌ای که آن‌ سال‌ها شکارچیان می‌گفتند دیگر حیات‌وحش در آن وجود ندارد،‌ به‌حدی رسید که گله‌های ۶۰-۷۰فردی پازن را مشاهده می‌کردیم یا کنار مزرعهٔ بوروئیه قوچ و میش‌ها دیده می‌شدند. جمعیت هوبره آنقدر در منطقهٔ قره‌تپه خوب شده بود که آقای اسکندر فیروز وقتی با آقای هوشنگ ضیایی آمدند و با هم سر چاه رفتیم ۸۰-۹۰ هوبره را دیدیم. آن روز آقای فیروز گفت حتی این جمعیت را با هم قبل از انقلاب هم ندیده بودم. آن سال‌ها ما نتیجهٔ کارمان را با آرامش حیات‌وحش و روند روبه‌رشد جمعیت آن می‌دیدیم،‌ درعین‌حال مردم حرمت نگه می‌داشتند؛ چون می‌دیدند ما صادقانه حفاظت می‌کنیم.

 

زمانی که از آن سال‌ها صحبت می‌کنید،‌ منظورتان چه سالی است؟

سال ۱۳۷۷ چند سال شرکتی و بعد قراردادی بودم. من جزو اولین‌ نیروهایی بودم که در بخش هرات و مروست که الان تبدیل به دو شهرستان شده است، کار کردم. آنجا مرکز تحقیقات هوبره را راه انداختیم،‌ بحث منطقهٔ حفاظت‌شدهٔ باغ شادی مطرح شد و ۲۰۰ هکتار را فنس‌کشی و گوزن زرد را از دشت ناز به آنجا منتقل کردیم. کار ما در‌واقع در شهرستان خاتم بود، هم عرق محلی داشتیم و هم مردم هرات ما را می‌شناختند، آن سال‌ها در بحث هوبره موفق بودیم و جمعیت‌های خوبی را داشتیم.

 

چند سال آنجا بودید؟

از سال ۷۷ تا حدود ۹۰ خاتم بودم.

 

پس از خاتم کدام منطقه بودید؟

دو سال در یزد همکار دکتر اکبری و مسئول بخش گربه‌سانان بودم. در این دوره به بسیاری از مناطق کشور به‌عنوان ناظر سرشماری سفر کردم. در آفریقا هم دورهٔ زنده‌گیری پلنگ را از طریق پروژهٔ ملی یوز به‌همراه دکتر محمدصادق فرهادی‌نیا و مهندس هومن جوکار‌ و مهندس امیرحسین خالقی شرکت کردم. بعد از یزد به مهریز منتقل شدم. مهریز نزدیک به یزد است و مناطق خوبی به‌خاطر رشته‌کوه شیرکوه دارد. مناطق حفاظت‌شدهٔ کالمند در مهریز آن سال‌ها شرایط خوبی نداشت. براساس آماری که دکتر اکبری هم به آن واقف است،‌ جمعیت آهو به ۱۹۰ فرد رسیده بود و بسیاری می‌گفتند کوه بختکی میدان تیر است. بااین‌حال، با مشارکت مردم و طرح و برنامه‌هایی که داشتیم در مهریز هم شرایط بهتر شد. آماری که من به خانم ابتکار دادم هشت هزار کل و بز و قوچ و میش و آهو بود و ۱۹۰ فرد آهو طی چهار سال از مرز هزار عبور کرد. این نتایج به‌واسطهٔ تلاش همیاران و جذب شکارچیانی بود که قبلاً روبه‌روی محیط‌زیست ایستاده بودند. به‌علاوه از قرق‌های اختصاصی حمایت کردیم که استفاده از ظرفیت مردم بود. در بحث آموزش هم کتاب سیمای طبیعی و فرهنگی مهریز نوشته شد. این نگاه مثبت هنوز که هنوز است از سوی  مردم،‌ مسئولان و همهٔ کسانی که آنجا هستند، به ما داده می‌شود و این بزرگترین رضایتی است که من از محیط‌زیست خاتم و مهریز دارم.

 

و بعد از آن پارک ملی گلستان رفتید؟

آن زمان مهندس «سید حسین سادات موسوی» مدیرکل استان بود و قرار شد من به تفت برم و آنجا را تحویل بگیرم. آقای محمدرضا خدارحمی، رئیس جدید مهریز ‌آمده بود تا منطقه را تحویل بگیرد و من پاسگاه‌ها و… را به او نشان می‌دادم. در نمازخانه در حال معرفی نیروها بودم که دکتر حمید ظهرابی، معاون محیط طبیعی وقت سازمان حفاظت محیط‌زیست، تماس گرفت و گفت پارک ملی گلستان بروم. من اصلاً فکرش را نمی‌کردم که مدیر این پارک شوم، اما از همانجا کار من در گلستان شروع شد. بعد هم استاد ضیایی زنگ زد و با همسرم صحبت کردم و او طبق معمول همراهی کرد و گفت اگر مایل بروی من مشکلات را تحمل می‌کنم.

از چه مشکلاتی صحبت می‌کنید؟

ما در یزد شرایط خوبی به‌لحاظ زندگی و کاری داشتیم. در آنجا من جایگاه، پیشنیه، حرمت و اعتباری داشتم. همکاران اداری و مردم هم با من همراه بودند، به‌علاوه ما پسته‌کاری و… داشتیم و شرایط اقتصادی هم برایمان فراهم بود. همسرم هم از پرسنل مدرسهٔ استعدادهای درخشان یزد بود که ۹۰ درصد پزشکی قبول می‌شدند. دخترم بهترین پیش‌دبستانی یزد می‌رفت و مشکلی نداشتیم. برادرم روی ویلچر است و آن زمان که یزد بودم پنجشنبه و جمعه به کارهایش رسیدگی می‌کردم. در کنار اینها وابستگی به طایفه و ساختار خانواده هم بود و خانواده به‌وجود ما نیاز داشت. من و همسرم باید همهٔ اینها را منحل می‌کردیم و وارد شرایط جدید می‌شدیم، جایی که نمی‌دانستیم چگونه است، چه امکاناتی دارد و من هم شناختی نداشتم. تنها می‌دانستم که اگر با عشق و با مردم کار کنم، کار پیش می‌رود.

 

وقتی پارک ملی گلستان را تحویل گرفتید، شرایط آنجا چطور بود؟

خاطرم هست با آقای مقیمی‌ عکاس حیات‌وحش می‌آمدم که آقای مرتضی جمشیدیان فرمانده یگان در پارک ملی موته با من تماس گرفت و گفت تیموری پارک ملی گلستان نرو! آنجا شرایط خوبی نیست. شما اعتباری دارید، آنجا قومیت‌های مختلف هستند، حتی محیطبانان انگیزهٔ لازم را ندارند، نمی‌توانی کار کنی و اعتبارت خراب می‌شود. به او گفتم آبرویی پیش خدا دارم، آن را در طبق اخلاص می‌گذارم. مقیمی ‌یادش است از او بپرسید. غیر از همسرم که موافقت کرد، برادرها،‌ پسرعموها و… خیلی مخالف بودند، ولی ما آمدیم.

 

آیا واقعاً وضعیت به همان سختی بود که می‌گفتند؟

من نمی‌خواهم بد بگویم، ولی واقعیت این است که شرایط اصلاً شرایط مناسبی از هر لحاظ نبود. محیطبانان انگیزهٔ زیادی نداشتند؛ چون حمایت واقعی در میدان از آنها نمی‌شد. به مردم اجازهٔ مشارکت نمی‌دادند و فرصتی نبود که آنها برای حفاظت به‌کار گرفته شوند. شاید کسی باور نکند، ولی والله عین تمام کوه‌ها وقتی می‌رفتیم، یکی از بدترین نوع شکارها از نظر تأثیر منفی را شاهد بودیم. شکارچی‌ها شب‌ها پروژکتور می‌گرداندند و قوچ و میش‌ها را می‌زدیدند یا با موتور دنبال حیات‌وحش می‌کردند. جمعیت مرال به درجه‌ای رسیده بود که یکی از اساتید گفت نسل مرال منقرض شده است. آن زمان کسی جرئت نمی‌کرد بگوید چه جمعیتی در پارک وجود دارد، دو هزار و خرده‌ای جمعیت وجود داشت و در ۱۰ سال هیچ آماری بالاتر از چهار هزار فرد سم‌سان ثبت نشده بود. از همه مهمتر مشارکت مردم در این زمینه خیلی کم بود و روی آن اصلاً کار نشده بود،‌ مدیران هم به این مقوله اصلاً اعتقاد نداشتند و یا اعتقاد براساس کتابی نگاه کردن بود. خاطرم هست یکی از مدیران در شورای راهبری جمله‌ای گفت که معتمدینی مثل حاج حسن یزدانی یا گودرزی به آن عکس‌العمل نشان دادند. او عنوان کرد ما نیاز نداریم مردم در اطفای حریق حاضر شوند، چون بیل‌های ما را می‌برند؛ می‌خواهم بگویم ما با چنین نگاهی مواجه بودیم.

 

وقتی از مشارکت حرف می‌زنید، آیا فقط در بحث اطفای حریق است یا موارد دیگری هم مشمول مشارکت می‌شود؟

مشارکت شامل همه‌چیز و اصل آن اعتماد اجتماعی است؛ اینکه فاصلهٔ مردم و دولت کم شود و مردم باور کنند ما می‌خواهیم کار کنیم، این باور هم زمانی ایجاد می‌شود که مجموعه درست کند. برای دستیابی به این اعتماد ما نیاز به زمان داشتیم و جلسات متعدد با همکاران در پاسگاه‌ها گرفتیم، نوع و روش کار را صادقانه به دوستان گفتیم و با یکدیگر هم‌اندیشی کردیم. در جلسه‌ای که عصر روز جشن ۶۰سالگی پارک ملی گلستان با سرمحیطبانان پارک داشتم، گفتم برای من فرق ندارد چه کسی چه می‌کند، کسی که تأثیر بیشتری در حفاظت داشته باشد، برای من عزیزتر است. این شاخص را سعی کردم تا روز آخر حفظ کنم. البته همه در جایگاه خود عزیز هستند، ولی سعی کردم حرمت کسی را که بهتر کار می‌کند، نگه دارم تا همراه بماند و خودم هم به‌عنوان یک محیطبان همراهشان شدم. آن وقت‌ها به محیطبانان می‌گفتم چرا نمی‌روید شکارچی که با پروژکتور می‌آید را دستگیر کنید و آنها می‌گفتند خطرناک است. می‌گفتم بله خطرناک است، ولی کسی که وارد منطقه ما می‌شود و نمی‌ترسد، ما باید از او بترسیم که خطرناک است! به آنها گفتم کسی نمی‌خواهد برود، تا چراغ را دیدید به من زنگ بزنید خودم می‌روم. محیطبانان وقتی دیدند حرف نمی‌زنم و عمل می‌کنم، کمک دادند و همراهی کردند و انگیزه گرفتند؛ هرچند هزینه هم داشت.

 

زمانی که از هزینه صحبت می‌کنید،‌ از چه حرف می‌زنید؟

ما از خواب و استراحت محیطبانان زدیم و به آنها فشار آوردیم. شبانه‌روز دویدیم. همیارانی که ابتدا آمده بودند، تعدادشان کم و شش-هفت نفر بودند. ما ۱۰ روز کار می‌کردیم و یک روز استراحت! چند مجروح داشتیم و محیطبان باشقره شهید شد. درنهایت همهٔ شکارچیانی را که ادعا می‌کردند، دستگیر کردیم؛ کسانی که مدعی، لیدر و شاخص بودند. کار ما بازخورد مثبتی گذاشت، در عین اینکه مردم باور کردند ما می‌خواهیم واقعاً کار کنیم. اعتماد  اجتماعی هم با این کارها ایجاد شد که بزرگترین کمک بود تا بتوانیم کارها را پیش ببریم.

 

در شش سالی که شما رئیس پارک ملی گلستان بودید، اعتماد اجتماعی همانطور که می‌گویید بالا رفته، جمعیت حیات‌وحش به‌نحو قابل‌ملاحظه‌ای افزایش داشته و در کل پارک ملی گلستان تبدیل به نمونه‌ای از حفاظت مشارکتی در ایران شده است. بااین‌حال، انتقاداتی هم به شما وارد می‌کنند. اینکه دستاوردهای آقای تیموری با خروج او از هر منطقه‌ای چه مهریز یا گلستان حفظ نمی‌شود؛ چون نتوانسته ساختار را شکل دهد. پاسخ شما به این انتقاد چیست؟ چرا همه باید نگران پارک ملی گلستان پس از رفتن مهندس تیموری باشند؟

من سه منطقه را در حالت بحران تحویل گرفتم. شما اگر همین الان این سه منطقه را با سایر مناطق مقایسه کنید، جزو شاخص‌ترین‌ها هستند. کارهای ما در مهریز هرگز از بین نمی‌رود. چه بحث مشارکتی که شکل گرفت، چه نیروها و قرق‌بان‌هایی که به‌کار گرفتیم و غیره. نیرو باید گزینش خاص خود را داشته باشد. مشکل ما در محیط‌زیست این است که گزینش بر‌اساس شرایط ویژهٔ خود نیست. در عوض ما در بحث قرق‌بان و همیاران و نیروهای شرکتی معیارهای لازم را رعایت کردیم. اگر به خاتم بروید تمام زیرساخت‌ها اعم از پاسگاه‌ها و کارهایی که انجام‌شده مربوط به همان دوره است؛ شاید یک دیده‌بانی اضافه شده باشد. پناهگاه حیات‌وحش «بوروئیه» امسال که سرشماری شد، سه هزار و ۳۰۰ سم‌دار دارد که وضعیت رضایت‌بخشی است.

حاضرم هرچه یاد گرفتم و هر کاری که بلدم را در اختیار دوستان قرار دهم تا به یک مدل و الگوی خاصی در حفاظت برسیم که سیاسیون تأثیرگذاری آن را باور کنند و ببینند حفاظت و اقتصاد مردم می‌تواند همراستا با هم باشد

در مهریز در اکثر مناطق، جز کالمند، نیروهایی که الان کار می‌کنند همان نیروهایی هستند که ما گرفتیم. ممکن است شرایط مثبت کمی کند شود، ولی هرگز به دورهٔ قبل از من برنگشت. امیدوارم پارک ملی گلستان هم برنگردد. در شهرستان خاتم من می‌توانستم کاری کنم که وضعیت برای همیشه پایدار بماند و همهٔ محیط‌زیست ایران محتاج خاتم باشد اگر مرکز تحقیقات هوبره گسترش می‌یافت، ما زمین را گرفتیم و…، اما نگذاشتند و بعد پیگیری نشد. در مهریز هم به دکتر اکبری گفتم جایی که می‌گفتند میدان تیر است حالا به وضعیتی رسیده که اگر در همه‌جای کشور کل و بز از بین برود، تنها منطقه‌ای که از بین نمی‌رود، مهریز است؛ چون هم بخش خصوصی و هم بخش دولتی در حال حفاظت هستند. یعنی اگر بخش دولتی اینقدر ضعیف و شرایط حفاظت ناگوار شود، در قرق‌ها خود مردم حفاظت می‌‌کنند. در پارک ملی گلستان هم تمام چشمه‌ها به‌عنوان یکی از مهمترین مسائل برای تأمین آب حیات‌وحش ساماندهی شدند. دیده‌بانی‌ها را هم ساختیم و  همیارانی به‌کار گرفته شدند که طی شش سال بهترین آموزش‌ها را دیدند و الان ۹۰ درصدشان جزو زبده‌ترین نیروها هستند، بهترین نیروهایی که سازمان محیط‌زیست می‌تواند آنها را در اختیار داشته باشد. اگر بعد از ما شرایط را دگرگون کنند و نگاه مشارکتی ‌نداشته باشند و اعتماد مردم را از بین ببرند، این تقصیر من نیست. در عوض مدیران بعدی بایستی روشی را که نتیجه داده که روش من هم نیست، بلکه آن را از اساتید دانشگاه و بزرگان محیط‌زیست یاد گرفتم، ادامه دهند. اگر کسانی که بعد از من می‌آیند، این کار را انجام ندهند و بعد هر مشکلی را گردن من بیندازند، بی‌انصافی است. من از روز اول و در جلسهٔ برکناری و تودیع و معارفه گفتم که می‌شد در پارک ملی گلستان کاری کرد که همیشه پایدار بماند، ولی متأسفانه کوته‌نظری و نگاه‌های کوچک نگذاشت این شرایط پیش بیاید، ولی می‌توانم بگویم که تجربهٔ پارک ملی گلستان و خاتم و مهریز نشان می‌دهد می‌توان حفاظت را انجام داد.

 

چرا سازمان اینقدر در کنار گذاشتن شما عجله داشت؟

من بالاترین دورهٔ مدیریتی را در پارک ملی گلستان داشتم که شش سال و دو-سه ماه می‌شد، سازمان حفاظت محیط‌زیست هم خوب استقامت کرد. نمی‌شود گفت که چرا تصمیم به تغییر گرفت. جابه‌جایی حق سازمان است و من هم دوست دارم مناطق جدید را تجربه کنم. ولی اینکه در انجام کار سلیقه به خرج دهید و انگیزهٔ محیطبان و همکارتان را نکشید هم مسئله است. یادم است در دورهٔ آقای کیومرث کلانتری، معاون محیط طبیعی، درخواست جابه‌جایی داده بودم، ولی می‌شد با برنامه‌ریزی قشنگتری این کار را انجام داد. سازمان محیط‌زیست درنهایت حق دارد بگوید ما برویم یا بمانیم، ولی اینکه چرا این کار شده را باید از خود مجموعهٔ سازمان پرسید.

به محیط‌زیست اعتقاد قلبی دارم و حفاظت از حیات‌وحش، طبیعت و داشته‌هایش را از بزرگانی مثل هوشنگ ضیایی، سید حسام حسینی، هرمز اسدی‌ و… آموخته‌ام

به‌نظرم بیشتر نگاه‌های کوچک و تنگ‌نظری و از همه مهمتر شاید بحث شورای راهبری و ضعیف کردن آن بود. تشکیل شورای راهبری تنش‌ها و مشکلاتی را برای ما ایجاد کرد و حسادت‌ها و… را به‌وجود آورد. ما مشکلات و سختی‌های زیادی را اینجا تحمل کردیم و زجر کشیدیم، ولی همه به عشق طبیعت و حیات‌وحش و ذوقی بود که در همکاران و همیاران می‌دیدیم. بالاخره ذره‌ذره همه‌چیز جمع شد و دست سرنوشت من را جدا کرد. من راضی هستم که رفتم؛ هرچند می‌شد باز هم کار کرد! پارک ملی گلستان جایگاه خاصی دارد و امیدوارم دوستانی که الان آمدند و می‌آیند، نه روند تیموری بلکه روندی که رضایت عمومی ‌دانشگاهیان،‌ خبرنگاران،‌ جامعهٔ محلی را دارد، ادامه دهند. حاضرم هرچه یاد گرفتم و هر کاری که بلدم را در اختیار دوستان قرار دهم تا به یک مدل و الگوی خاصی در حفاظت برسیم که سیاسیون تأثیرگذاری آن را باور کنند و ببینند حفاظت و اقتصاد مردم می‌تواند همراستا با هم باشد.

 

گروهی انتقادی را به شما وارد می‌کند و می‌گویند مهندس تیموری قائم به فرد بود،‌ نتوانست مدیر یا مدیرانی را در این شش سال به‌اندازهٔ خودش توانمند کند. پاسخ شما چیست؟

اصلاً اینطور نیست. من افتخارم این است که سیستم ما سیستم مشارکتی است و اصلاً این نگاه را من ندارم که قائم به فرد بوده. سیستمی که محیطبان، همیار، مردم و دانشگاه براساس خرد جمعی کار را پیش بردند. متأسفانه دوستانی که این حرف را می‌زنند، اعتقاد به مشارکت مردم و به مدلی که نتیجه هم داده، ندارند یا بلد نیستند آن را انجام دهند. فرض کنید یک محلی یک شاخ مرال از حاشیهٔ جاده جمع کرده است. برخی می‌گویند باید این را پرونده کنید و به دادگاه ببرید،‌ به‌شکل طبیعی شاخ مرال می‌افتد و این محلی شاخ را برای تزئین گوشهٔ خانه‌اش می‌گذارد. چرا ما باید این موضوع فرعی را پرونده کنیم، اما درعوض به شکار غیرمجاز که اصل است،‌ بی توجه باشیم؟! دوستانی که هدف نهایی برایشان گم است، می‌گویند کار تیموری قائم به فرد است. من اعتقاد دارم هر کسی همین روندی که ما پیش رفتیم را پیش ببرد، شاید ده‌ها برابر موفق‌تر باشد؛ زیرا این نگاه است که اهمیت دارد. اینکه نمی‌توانید اعتماد مردم را جلب کنید، تقصیر من نیست یا اینکه مدیری موفق نباشد، به من ارتباطی ندارم. 

اگر بعد از ما شرایط را دگرگون کنند و نگاه مشارکتی ‌نداشته باشند و اعتماد مردم را از بین ببرند، این تقصیر من نیست

نمی‌خواهم بگویم نفر بعدی موفق نیست بلکه باید ببیند عیب کار کجاست. می‌توانند از تجربهٔ من و همکارانم استفاده کنند و راهی که مثبت بوده و آنچه می‌خواستیم و سازمان برایمان تعریف کرده است را ادامه دهند، اما اگر نشد، نباید بگویند تیموری قائم به فرد بود. من هر جای دیگری در کشور باشم، اعتقادم به خرد جمعی و مشارکت مردم و درست کار کردن است. من هدف اصلی را می‌شناسم و قرار نیست جزئیات مرا را از هدف بازدارد. ولی گاهی اوقات جزئیات برخی مدیران را از هدف دورشان می‌کند و متأسفانه باعث می‌شود موفق نباشند و ایراد بگیرند چرا اینطور شد. مطمئن باشید با بستری که ایجادشده قرار نیست پارک ملی گلستان به شرایط ۹۶ برگردد. شاید روند مثبت کند شود، ولی مطمئن باشید قرار نیست به آن سال‌ها برگردد؛ زیرا ما خواست مردم را داریم. دوستانی که اهل فن و مسئول بودند، می‌گفتند ظرفیت پارک ملی گلستان همین سه هزار و چهار هزار سم‌دار است؛ وقتی من مسئول این اعتقاد را را داشته باشم، چطور از محیطبانم می‌خواهم جمعیت مرال را به چهار هزار و ۱۰ هزار برساند یا قوچ و میش به ۳۰ هزار فرد برسد. یا اینکه برخی می‌گفتند اسلحهٔ غیرمجاز و دارای مجوز زیاد است و در این شرایط کمبود محیطبان و اعتبارات و… هرگز نمی‌تواند محیط‌زیست موفق باشد. به‌گفتهٔ آنها اگر سازمان بتواند همین داشته‌ها را حفظ کند، هنر کرده است.

 

این گفته گرچه درست است، ولی ما این کار را با همهٔ کمبودها کردیم و جمعیت را افزایش دادیم. وقتی شما را به‌عنوان مدیر می‌‌گذارند باید بتوانید از فرصت‌ها استفاده کنید و تهدید‌ها را کم کنید تا به هدفی که می‌خواهید برسد. در پارک ملی گلستان شکارچی‌ها‌ و حتی شکارکش‌ها حرمت ما را نگه می‌داشتند و همراهی می‌کردند. شاید من کاری نکرده باشم، ولی برایشان حرمت و احترام قائل می‌شدم، به خانه‌هایشان می‌رفتیم، با روستاییان،‌ دهیارها و شوراها صحبت می‌کردیم، بحث معتمدین محلی و مولودی‌خوانی و… بود. هرگاه شما با اعتقاد بروید و کار کنید و صداقت داشته باشید، مردم باور می‌کنند؛ زیرا حرفی که از دل برآید به دل می‌نشیند. اگر با بدترین آدم‌ها هم با صداقت و درست صحبت کنید، از محبت شما خارها گل می‌شود. این را هم در مهریز و هم در گلستان به‌دست آوردیم و نتیجه گرفتیم. بازخوردش را هم من نباید بگویم، ولی آنقدر مثبت بوده که شرمندهٔ این همه محبت شدم. اینها هم چیزهایی نیست که من تیموری اختراع کرده باشم. همیشه به همکارانم می‌گفتم هزار دوست کم است و یک دشمن اضافه؛ هر چقدر بتوانید هزینهٔ حفاظت را پایین بیاورید و کسانی را که روبه‌روی حفاظت قرار می‌گیرند، با آموزش و محبت و… در جمع خود بیاورید، هزینه‌ها را کاهش داده‌اید و نتیجه می‌گیرید.

 

بعد از شما سرنوشت همیاران چه می‌شود؟

واقعیت این است که بحث همیاران بحث عاشقانی است که جان، اعتبار، زندگی و عمرشان را این سال‌ها برای حفظ پارک ملی گلستان گذاشتند و از آن تجربهٔ گرانسنگی به‌دست آمده است. اگر سازمان محیط‌زیست بخواهد چنین نیروهایی را با این شرایط سخت شش سال آموزش دهد، با میلیون‌ها تومان هم این کار انجام نمی‌شود. بی‌انصافی و ضرر است که پارک ملی یا استان گلستان یا شورای راهبری این نیروهای آموزش‌دیده را کنار بگذارد،‌ نیروهایی که به جرئت می‌توانم بگویم ۲۰ نفر از آنها جزو بهترین‌ها در کشور هستند و می‌توانند هر منطقه‌ای را نجات دهند. حیف است که سرنوشت آنها جدا از حفاظت باشد. 

 

در حال حاضر بیمهٔ آنها ادامه دارد و…، ولی واقعیت این است که خود پارک می‌تواند به‌راحتی با بهره‌گیری از ظرفیت تفرجگاه و… این نیروها را حفظ کند و حقوق آنها را بپردازد. چندسال من هرچه تلاش کردم و نامه نوشتم و حتی گریه کردم تا تفرجگاه‌ها راه بیفتد، نشد. اگر تفرجگاه راه بیفتد، می‌توان به‌راحتی بیمه و حقوق همیاران را پرداخت کرد. اگر همیاران نباشند دست همکاران، محیطبانان و سرمحیطبانان در بحث حفاظت بسته می‌شود. می‌توان از این نیروها به‌شکل شرکتی و قراردادی و… استفاده شود. تا اینجا که ما خدمت آقای کنعانی، مدیرکل محیط‌زیست گلستان، و آقای خیرآبادی، سرپرست پارک ملی گلستان، هستیم این بحث نیست که همیاران نباشند. به‌نظر من اگر این گروه کنار بروند فاجعه‌ای که نباید اتفاق بیفتد، اتفاق می‌افتد.

 

برخی می‌گویند دلیل اینکه اصرار بر این جابه‌جایی مدیریتی بود، به بحث تفرج در پارک برمی‌گردد. آیا این موضوع که شما در این شش سال پیگیرش بودید و جزو دستاوردهای شما به حساب می‌آید، باعث این عجله شد؟

نه واقعیت این است که این را بیشتر بی‌سلیقگی می‌دانم. من خودم درخواست داشتم بروم. ولی می‌شد دو ماه و سه ماه دیگر باشد تا کارهایی که داشتیم را انجام می‌دادیم؛ قرار بود برای تفرجگاه فراخوان بزنیم، ولی نمی‌دانم سیاست چه بود،. در عین اینکه من راضی هستم، چون خودم هم می‌خواستم بروم، شاید حرف‌هایی که زده می‌شد،‌ پرونده‌هایی که می‌رفتیم و جواب می‌دادیم و… باعث شد. ولی یک دفعه تصمیم گرفتند ما را بردارند؛ تصمیم سازمان بود و یا از مقامات سیاسی و کشوری و… هرچه بود، انشاالله خیر است.

 

این روزها در شبکه‌های اجتماعی می‌بینیم که برخی مطرح می‌کنند شاید شما مدیری باشید که بتوانید یوز را نجات دهید. آیا واقعاً یوز با این شرایط قابل نجات دادن است؟

این را حمل بر خودستایی نگذارید، چون هیچ‌کس از ابتدا حفاظت را یاد نگرفته، ولی برای من موقعیت‌ها و فرصت‌هایی فراهم شد و توانستم همصحبتی، همنشینی و همراهی با اساتید بزرگی داشته باشم که اینها را یاد بگیرم. به دوستان به شوخی می‌گفتم باید کل جنگل‌های هیرکانی را به‌دست من بدهید تا به بهترین حالت حفاظت کنم،‌ این را به جرئت می‌توانم بگویم و از سر غرور نیست. من الکم را آویخته‌ام، ولی این تجربه به‌ویژه در شش سال حضور در پارک ملی گلستان برایم ایجاد شد.

 

آن سال‌ها که تجربه نداشتم و در شهرستان خاتم بودم گفتم با کمک مردم کاری می‌کنم که جمعیت هوبره آنقدر بالا برود که کارشناسان بگویند در فهرست حمایت‌شده نباشد. از میش‌مرغ و مرال و  هر گونه‌ای که تصور کنید،‌ می‌شود حفاظت کرد تا نه‌تنها از وضعیت در خطر انقراض دربیایند بلکه جمعیت آنقدر بالا برود که تمام دنیا ما را تحسین کنند که ایران و سازمان محیط‌زیست کشورمان این کار را  انجام داده است. این هم هنر من نیست، بلکه هنر مردم است. از یوز و زیستگاه این گونه هم می‌شود حفاظت کرد وقتی اعتماد مردم را داشته باشید و آنها در صحنه باشند. البته وقتی مسئولیت به کسی می‌دهید، باید اختیارات هم بدهید. نمی‌شود کسی را مثلاً به‌عنوان مربی یک تیم فوتبال انتخاب و بعد تاکتیک‌ها را به او دیکته کنید. حداقل دربارهٔ خودم این را می‌گویم که اگر مسئولیتی می‌دهند، باید اختیار هم بدهند؛ در این شرایط پیش از انجام کار همانجا تعهد می‌دهم که وضعیت را به خوش‌بینانه‌ترین حالت برسانم و انجامش هم می‌دهم.

تکرار سیلاب‌های خسارت‌بار

سخنگوی سازمان مدیریت بحران کشور، مرگ سه نفر به‌علت سیلاب را تأیید و اعلام کرد فوت این سه نفر مربوط به سیلاب‌هایی بود که دیروز در سیستان‌وبلوچستان اتفاق افتاد.

 

انسداد راه‌های هرمزگان

 ورود موج بارشی جدید به استان‌های جنوبی کشور از بامداد روز گذشته استان هرمزگان با طغیان برخی از رودخانه‌ها، توقف رفت‌وآمد در بندر مسافربری شهید حقانی و قطع برق برخی از مناطق شده است.

مدیرکل راهداری و حمل‌ونقل جاده‌ای هرمزگان در مورد آخرین وضعیت راه‌های مواصلاتی این استان به «پیام ما» توضیح داد: «درپی هشدار قرمز سازمان هواشناسی و وقوع سیلاب، ۷۲ اکیپ راهداری با ۲۵۰ نیروی راهداری و پشتیبانی در سطح محورهای مواصلاتی استان فعالیت دارند. با توجه به اعلام شدت بارندگی در شهرستان‌های بندرلنگه، پارسیان، میناب، رودان، حاجی‌آباد و بندرعباس هماهنگی‌های لازم اندیشیده و راهدارخانه‌های این شهرستان‌ها به‌منظور کمک به مسافران تجهیز شده است.»

همزمان با بارش باران و تندباد، برق برخی از مناطق شهرستان‌های بندرعباس، قشم و بستک در استان هرمزگان قطع شده است

همچنین بررسی‌های «پیام ما» نشان می‌دهد همزمان با بارش باران و تندباد، برق برخی از مناطق شهرستان‌های بندرعباس، قشم و بستک قطع شده است. به‌گفتهٔ منابع محلی برق مناطقی از بندرعباس از جمله گلشهر، اتوبوسرانی، خیابان مصطفی خمینی، بلوار دانشگاه، داماهی و بخشی از اسکلهٔ باهنر قطع شده است.

همچنین ایسنا به‌نقل از بخشدار کهورستان نوشت: «بر اثر طغیان رودخانه‌های فصلی در بارندگی صبح امروز، سطح آب از روی آبنمای در مسیر ارتباطی به دو روستا بالا آمده و در حال حاضر امکان تردد از این مسیر فراهم نیست.»

اسماعیل جیبا ‌گفت: «پس از فروکش کردن آب و ایمن شدن مسیر، تردد از این جاده از سر گرفته می‌شود.»

 

«مهرداد حسن‌‌زاده»، مدیرکل مدیریت بحران استانداری هرمزگان، نیز در این خصوص به «پیام ما» توضیح داد: «اکنون محور جکدان به جاسک در محدودهٔ رودخانهٔ شریفی و محور گوهران به قلعه گنج در محدودهٔ آبنمای گوهران مسدود است و تلاش برای بازگشایی این دو محور ادامه دارد. به‌علت بارندگی، برق لاورمیستان بستک و غرب قشم نیز قطع شده است. مأموران اتفاقات برق درحال رفع مشکل برق این مناطق هستند. همچنین، به‌علت شرایط نامساعد جوی و دریایی، رفت‌وآمد از بندر مسافربری شهید حقانی در مسیرهای قشم، هرمز و بالعکس از دقایقی پیش متوقف شده است. مسافران برای رفت‌و‌آمد به جزیرهٔ قشم می‌توانند از اسکلهٔ بندر پُهل به بندرلافت استفاده کنند.» 

 

به‌گفتهٔ او، دریا فعلاً با وزش بادهای شدید شمال‌شرقی تا جنوب‌شرقی مواج خواهد بود: «براساس اعلام سازمان هواشناسی، بیشینهٔ سرعت باد به بیش از ۵۰ کیلومتر بر ساعت و ارتفاع امواج دریا به بیش از ۲.۵ متر خواهد رسید. همین‌طور به‌علت طغیان رودخانهٔ شه بابک و دیگر رودخانه‌های فصلی در بخش مرکزی شهرستان بشاگرد اکنون تردد به شهرستان‌های جاسک و میناب مسدود است. این جاده‌ها به‌علت آبگرفتگی در محدودهٔ آبنماهای مسیر، بسته شده و تا فرو نشستن جریان آب بسته است.» 

اهالی محلی می‌گویند آبگرفتگی معابر در بندرعباس و بندرلنگه بسیار زیاد است و به‌ طبقهٔ همکف ساختمان‌ها راه پیدا کرده است.

 

آماده‌باش کامل در سیستان‌وبلوچستان

در پی بارش‌های رگباری که بنابه اعلام سازمان هواشناسی کشور، فوق سنگین گزارش شده‌اند استان‌های جنوب و جنوب‌شرق کشور درگیر سیلاب و آبگرفتگی گسترده شدند. در استان سیستان‌وبلوچستان که پیش از پایان سال نیز متحمل خسارت‌ هنگفت از سیلاب شده بود، جلسهٔ فوری مدیریت بحران تشکیل شد. 

در پی هشدارهای اداره‌کل هواشناسی و ستاد مدیریت بحران استان، بیش از ۱۲۰ نیروی عملیاتی و تخصصی امداد‌ونجات در جنوب کرمان مستقر شدند

«محمد کرمی»، استاندار سیستان‌وبلوچستان، در این جلسه با توجه هشدار وضعیت قرمز هواشناسی از آمادگی تمام دستگاه‌های امدادی و خدمات‌رسان برای کاهش میزان خسارات احتمالی خبر داد: «استان برای هشدار سطح قرمز سازمان هواشناسی در آماده‌باش صد درصد قرار دارد و هریک از فرمانداران، بخشداران، دهیاران، شهرداران و مدیران دستگاه‌های خدمات‌رسان آمادهٔ خدمات‌رسانی هستند. از روزهای گذشته با هماهنگی انجام‌شده تمام تدابیر برای مقابله با مشکلات احتمالی اندیشیده شد، به‌طوری‌که علاوه‌بر آماده‌باش تمام بیمارستان‌ها و مراکز درمانی و مدارس، سدهای جنوب استان به‌اندازهٔ کافی تخلیه شده است تا ظرفیت پذیرش بارندگی جدید را طی این مدت داشته باشند.»

 

تردد کنار رودخانه‌ها ممنوع

پایگاه اطلاع‌رسانی استانداری این استان به‌نقل از کرمی نوشت: «با توجه به حجم بارندگی های ۱۲۰ میلی‌متری به‌ویژه در سواحل استان و متفاوت بودن آن و عدم امکان جابه‌جایی افراد از روز سه‌شنبه تا چهارشنبه به فرمانداران و کادر بهداشت و درمان تأکید شده است اقدامات لازم را برای بیماران بدحال و زنانی که نزدیک زایمان آن است، انجام دهند تا از مشکلات احتمالی پیشگیری شود. مردم به اطلاعیه‌ها، هشدارها و اخطاریه‌های سازمان هواشناسی توجه و از تردد در مسیر رودخانه‌های محلی به‌شدت خودداری کنند.»

 

«شهرام مبارکی»، مدیرکل راهداری و حمل‌و‌نقل جاده‌ای جنوب سیستان‌و‌بلوچستان، نیز با اشاره به صدور هشدار سطح قرمز هواشناسی، از آمادگی کامل اداره‌کل راهداری و حمل‌ونقل جاده‌ای جنوب استان برای مقابله با حوادث احتمالی خبر داد. او نیز اعلام کرد با توجه به هشدار سطح قرمز هواشناسی و احتمال وقوع سیل در برخی مسیرهای ارتباطی جنوب سیستان‌وبلوچستان، تمام تیم‌های راهداری در حالت آماده‌باش کامل قرار دارند و تجهیزات راهداری به‌طور کامل آمادهٔ به‌کارگیری شده است: «جلسات هماهنگی با سایر دستگاه‌های اجرایی برگزار شده است تا درصورت بروز هرگونه حادثه، عملیات امدادرسانی به‌نحو مطلوب انجام شود.»

در زمان تنظیم این گزارش، بارش‌های سیستان‌وبلوچستان زیاد شده است و تصاویر منتشرشده از رسانه‌های محلی این استان آبگرفتگی معابر و تردد بسیار دشوار در جاده‌های استان را نشان می‌دهند. 

 

باران‌های سیل‌آسا در کرمان

استان کرمان یکی دیگر از استان‌های کشور است که تحت‌تأثیر این سامانهٔ بارشی قرار گرفت. ایسنا به‌نقل از مدیرعامل جمعیت هلال‌احمر کرمان نوشت: «در پی هشدارهای اداره‌کل هواشناسی و ستاد مدیریت بحران استان، بیش از ۱۲۰ نیروی عملیاتی و تخصصی امداد‌ونجات در جنوب کرمان مستقر شدند.»

 

به‌گفتهٔ «رضا فلاح» در پی هشدارهای اداره‌کل هواشناسی و ستاد مدیریت بحران استان، بیش از ۱۲۰ نیروی عملیاتی و تخصصی امدادونجات در جنوب کرمان مستقر شدند. همچنین، تیم‌های تخصصی ارتباطات، واکنش سریع، آنست (سگ‌های زنده‌یاب)، تیم‌های ارزیاب و پشتیبان از مرکز استان به جنوب اعزام شدند. ۴۰۰ نیروی امدادی در سراسر استان در آماده‌باش هستند. همچنین، انبارهای جنوب استان نیز تقویت و به‌روزرسانی شدند: «تاکنون قریب به ۲۰ جلسهٔ هماهنگی و برنامه‌ریزی جمعیت هلال‌احمر با فرمانداری‌ها، بخشداری‌ها و دهیاری‌ها برگزار شده است.» 

 

وقوع سیل محتمل است

این خبرگزاری همچنین به‌نقل از کارشناس پیش‌بینی اداره‌کل هواشناسی استان کرمان نوشت: «بیشینهٔ بارش‌ها امروز و فردا در نیمهٔ جنوبی استان و مناطق مرکزی خواهد بود و با توجه به نوع و شدت بارش‌ها، جاری شدن رواناب، آبگرفتگی معابر، طغیان رودخانه‌ها و وقوع سیل در مناطق مذکور محتمل است.»

«فهیمه راستی» گفت: «سه‌شنبه تا پنجشنبه با فعالیت سامانهٔ بارشی شاهد ناپایداری‌های جوی در سطح استان به‌صورت رگبار باران، رعدوبرق و بارش تگرگ در مناطق مستعد و وزش تندبادهای لحظه‌ای خواهیم بود. روز جمعه از شدت ناپایداری‌ها کاسته خواهد شد و فقط در برخی مناطق مرکزی و غربی احتمال رگبار پراکنده وجود دارد.» 

گزارش‌های هواشناسی حاکی از این است که تا زمان کم‌اثر شدن این سامانه تا روز جمعه، این سامانه در استان‌های فارس و یزد نیز فعالیت خواهد کرد.