بایگانی مطالب نشریه

ناترازی برق تا تداوم گرما ادامه دارد

قطعی گاه و بی‌گاه و چند باره برق در یک شبانه‌روز، دشواری‌های زیادی برای زندگی و کار مردم ایجاد کرد. البته در یکی دو روز گذشته با انجام اقداماتی مانند کاهش مصرف در صنایع، تغییر و ساعات تعطیلی روز پنجشنبه در ادارات و همچنین تعطیلی مراکز رمزارز خاموشی‌ها کمتر شده است. اما بر اساس گفته سخنگوی صنعت برق ناترازی تولید و مصرف برق تا تداوم گرما ادامه خواهد داشت. میزان تداوم خاموشی‌ها یکی از سوالاتی بود که با سخنگوی صنعت برق مطرح کردیم. گفت‌وگوی پیام ما با مصطفی رجبی مشهدی را در ادامه بخوانید.

قطعی برق این روزها به مهم‌ترین بحث در میان مردم جامعه تبدیل شده است. این خاموشی‌ها برخی از مردم را به یاد دوران جنگ انداخته است و برخی دیگر از خاموشی‌های دهه 70 یاد می‌کنند که مردم با چراغ‌های روشنایی آن را می‌گذراندند. چراغ‌هایی که حداقل 2 دهه‌است که دیگر در خانه‌‌ ایرانی‌ها جایی ندارد. اما امسال در تابستان 1400، خاموشی گسترده تبعات و واکنش‌های متفاوتی را نسبت به آن سال‌ها دارد. حالا فقط گرما و تاریکی نیست که در خرداد و تیرماه مردم را آزار می‌دهد، اکنون کسب و کار مردم، تحصیل دانشجویان و دانش‌آموزان و … همه وابسته به کامپیوتر، تلفن همراه و اینترنت است.
بزرگ‌ترین دلیل خاموشی‌های امسال گرمای شدید و زودهنگام هوا و همچنین مصرف استخراج کنندگان رمزارز اعلام شده است.
اما دلیل خاموشی هرچه باشد، این قطعی برق خسارات زیادی به کسب‌و‌کارها و زندگی روزمره مردم وارد کرده است به ویژه اینکه با وجود انتشار جدول زمان‌بندی قطع برق، در بیشتر مواقع خاموشی‌ها مطابق با این جدول انجام نشده‌است.
مصطفی رجبی‌مشهدی در گفت‌وگو با «پیام‌ما» در پاسخ به انتقادات مردم به انحراف زیاد خاموشی‌ها در روزهای گذشته از جدول خاموشی، گفت: «با توجه تمهیدات و اقدامات انجام شده به ویژه افزایش تولید نیروگاه‌های حرارتی و رفع نقص آنها و تولید حداکثری و همکاری مضاعفی که صنایع با صنعت برق داشتند در این روزها توانستیم میزان خاموشی‌ها را کاهش دهیم و به همین خاطر در روزهای آینده شاهد انحرافات کمتری از جدول خواهیم بود مگر در مواردی که خاموشی‌ها در اثر حادثه باشد. شرکت‌ها توزیع سعی می‌کنند که خاموشی‌ها را بر اساس جداول اجرا کنند.
او همچنین به این سوال که آیا اکنون نیروگاهی وجود دارد که به دلیل تعمیرات از مدار تولید خارج شده باشد یا خیر؟ پاسخ داد: «در حال حاضر هیچ نیروگاهی به دلیل تعمیرات اساسی خارج از مدار نیست اما نیروگاه‌هایی وجود دارند که به خاطر نقص فنی یا محدودیت ناشی از مساله آب از مدار تولید خارج هستند.»
سخنگوی صنعت برق در مورد چگونگی جبران خسارات کسب‌و‌کارها و صنایع به دلیل قطعی برق، توضیح داد: «در هر حال هدف این است که تامین برق پایدارتر باشد و خاموشی‌ها متناسب با زمان‌بندی انجام شود.»
رجبی‌مشهدی ادامه داد: «صنایعی که در این دوره مشارکت کنند و بار مصرف برق را کاهش دهند یا به تعمیرات و تعطیلات بروند بعد از گذشت این دوره و رفع محدودیت‌ها با تایید وزارت نیرو می‌توانند به میزان انرژی که در این دوره استفاده نکردند، از انرژیی با تعرفه صفر استفاده کنند.»
سخنگوی صنعت برق در پاسخ به این سوال که در حال حاضر سوخت اصلی نیروگاه‌ها چیست و آیا نیروگاهی از سوخت مازوت و زغال سنگ استفاده می‌کند؟ گفت: «در حال حاضر بیشترین سهم تامین سوخت نیروگاه‌ها گاز است و محدودیت جدی در تامین سوخت نیروگاه‌ها وجود ندارد اما در نیروگاه‌هایی که امکان تامین سوخت گاز نباشد از سوخت مایع استفاده می‌کنیم. همچنین اکنون نیروگاه زغال سنگ‌سوز نداریم اما مقدمات آن در طبس فراهم شده است که در سال‌های آینده از آن استفاده می‌کنیم.»
رجبی‌مشهدی در مورد میزان صادرات و واردات برق توضیح داد: «در حال حاضر صادرات به حداقل ممکن رسیده و حدود 50 تا 60 مگاوات است و سقف واردات هم 650 مگاوات است. تلاش و اولویت ما ابتدا تامین برق مورد نیاز داخل کشور است.»
او در مورد میزان مصرف استخراج‌کنندگان رمز ارز گفت: «تاکنون حدود 200 هزار ماینر غیرمجاز کشف شده است که مصرف آنها حدود 600 مگاوات بود. انشعابات مجاز برای استخراج رمزارز هم 300 مورد بود که اکنون از مدار خارج شده‌اند. برای تامین برق این مراکز به نیروگاهی با ظرفیت بیش از 1100 مگاوات نیاز است.»
سخنگوی صنعت برق در پاسخ به اینکه آیا مزرعه استخراج رمزارز رفسنجان هم از تعطیل شده است یا خیر؟ اظهار کرد: «اینها در مدار نیستند ماینرهای سایت رفسنجان متوقف شده‌اند و در مدار نیستند. بعد از دوره محدودیت تابستانی با توجه به اینکه مجوزهای لازم را دارند و با صنعت برق قراردارند بر اساس تعهدات قراردادی در مورد آنها اقدام می‌شود.»
مزرعه استخراج بیت‌‌کوین در منطقه ویژه اقتصادی رفسنجان، یکی از بزرگترین مراکز استخراج رمزارز در ایران است که توسط سرمایه‌گذاران چینی و ایرانی تاسیس شده است و بر اساس گفته روابط عمومی این مجموعه اقتصادی مصرف این سایت ماهیانه 60 هزار مگاوات برق مصرف می‌کند.
او در مورد اینکه ناترازی در تولید و مصرف برق تا چه زمانی ادامه خواهد داشت؟ گفت: ناترازی به دلیل افزایش دما و متناسب با آن، افزایش مصرف است.
در صورتی که گرما تدوام داشته باشد این ناترازی ادامه دارد. همچنین به دلیل شرایط آب و هوایی ما بخش عمده تولید در بخش برق‌آبی را در اختیار نداریم. اگر مشترکان همکاری کنند این ناترازی می‌تواند در هفته‌های آینده قدری کاهش پیدا کند تا امکان تامین پایدار برق مشترکان بیش از گذشته فراهم شود.

میراثی‌ها، تله‌کابین را از تاق‌بستان خط زدند

|پیام‌ما| خبر را یکی از مسئولان شهرداری کرمانشاه اعلام کرده: قرارداد ساخت پروژه تله‌کابین کرمانشاه لغو شد. برای دوست‌داران و فعالان میراث فرهنگی که هر روز بازمانده‌های تاریخی را در خطر می‌بینند، این بهترین خبر است. تله‌کابین کرمانشاه که سال‌های سال است برای ساخت عجولانه، بدون پیوست‌های میراثی و محیط زیستی، تلاش می‌شود، قرار بود به حریم تاق‌بستان یورش ببرد و روی دشت کاهو پا بگذارد؛ یعنی میراث فرهنگی و محیط زیست در امان نبودند و حالا لغو پروژه خبر خوبی برای این دو حوزه است.

عملیات ساخت تله‌کابین در سال 98 در حالی دوباره از سر گرفته شد که پیش از آن در دهه ۸۰ و اوایل دهه ۹۰، قرار بر ساخت تله‌کابین بود و هر بار به در بسته می‌خورد. ساخت تله کابین بر فراز کوه‌های تاق‌بستان در تمام این سال‌ها نقل محفل مدیران کرمانشاهی بود اما این پروژه اکنون فقط به برپایی چند پایه در نقاط مختلف کوه خلاصه می‌شود.
درست اواسط سال ۱۳۹۸ بود که پروژه تله‌کابین بدون گرفتن مجوز‌های لازم از میراث‌فرهنگی و محیط زیست، شروع به‌کار کرد. اگرچه در بخش غربی پارک کوهستان، پایه‌‌ای که قبلا ساخته بودند، باقی بود، دوباره مسیر تازه‌ای تعریف کردند که به دشت کاهو می‌رسید؛ دشتی در ارتفاعات تاق‌بستان که هم گونه‌های گیاهی غنی داشت و هم بیرون‌زدگی‌های باستان‌شناسی که نیازمند بررسی بود.
مدیرکل وقت میراث‌فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان کرمانشاه، خرداد 98 گفته بود: «در حالی سال گذشته تنها هشت میلیارد تومان اعتبار به حوزه میراث‌فرهنگی استان تخصیص یافت که تنها برای تملک واحدهای تجاری اطراف تاق‌بستان جهت ثبت جهانی آن به ۲۰ میلیارد تومان اعتبار نیاز داریم.» او اعتبارات را مانع ثبت جهانی دانسته بود، غافل از این که پایه‌های غول بتنی، مهم‌ترین مانع خواهد بود؛ این وسیلۀ درآمدزای سرگرم‌کننده، می‌توانست هم از ثبت جهانی تاق‌بستان جلوگیری کند و هم به مرور این محوطه تاریخی را با آسیب جدی مواجه کند.
براساس طرح، تله‌کابین از بخش غربی پارک کوهستان بالا می‌رفت، در دشت کاهو توقفی داشت و در نهایت در بخش شرقی بعد از تاق‌های ساسانی پایین می‌آمد. این بود که سازمان‌های مردم‌نهاد و گروه‌‌های دوست‌دار محیط زیست و میراث‌فرهنگی در اعتراض به پا خواستند و تجمع کردند. آنها می‌گفتند ساخت تله کابین در این محل خسارت جبران‌ناپذیری به همراه دارد. شهرداری این پروژه را برای سرمایه‌گذاری و اجرا به یک شرکتی غیرتخصصی به نام «پویش افق ماندگار» واگذار کرد که فقط چند ماه از تاسیس آن می‌گذشت. با وجود همه اعتراضات اما عملیات این پروژه اسفندماه 98 بدون دریافت مجوزهای لازم از وزارت میراث‌فرهنگی و بدون در اختیار گرفتن زمین از راه و شهرسازی آغاز شد.
حالا با دستور تازه فعالان امیدوار شده‌اند که این تخریب صورت نگیرد. علی اصغر خزلی، رئیس سازمان سرمایه‌گذاری و مشارکت‌های عمومی شهرداری کرمانشاه اعلام کرده که قرارداد پروژه تله کابین تاق‌بستان به دلیل مشکلات حقوقی لغو شده است. این خبر یعنی تلاش سازمان‌های مردم‌نهاد، دوست‌داران و فعالان میراث‌فرهنگی و محیط زیست به ثمر نشسته است. البته او به ایرنا گفته اکنون در حال طی کردن مراحل قانونی هستیم تا این پروژه را برای اجرا به دیگر سرمایه‌گذاران معرفی کنیم.
سازمان سرمایه‌گذاری و مشارکت‌های مردمی شهرداری برآورد اولیه برای ساخت تله کابین تاق‌بستان را ۲۲۳ میلیارد تومان اعلام کرده و قرار بود ۱۷۶ میلیارد تومان آن از سوی همان شرکت «پویش افق ماندگار» و باقی توسط شهرداری تامین شود.
امکان تغییر مسیر تله کابین
یکی از مهمترین مشکلات پیش روی پروژه تله‌کابین کرمانشاه قرار داشتن آثار تاریخی در مسیر آن بود. کارشناسان میراث‌فرهنگی معتقد بودند که این پروژه برای پرونده ثبت جهانی تاق‌بستان مشکل‌ساز می‌شود. هرچند مرداد پارسال وحید شامبیاتی، رئیس وقت سازمان سرمایه‌گذاری و مشارکت‌های مردمی شهرداری کرمانشاه گفت به ایمنا گفته بود: «طرح احداث تله‌کابین را از تحریم تاق‌بستان خارج کردیم؛ به طوری که تله‌کابین خارج از حریم تاق‌بستان قرار گرفته تا هیچ گونه مشکلی برای ثبت آثار تاریخی به وجود نیاورد.» این اتفاق اما نیفتاد و در نهایت فشارها به لغو پروژه انجامید.
حالا خزلی، رئیس کنونی سازمان سرمایه‌گذاری و مشارکت‌های مردمی شهرداری کرمانشاه گفته است: «به موازات فعالیت برای پیدا کردن سرمایه‌گذار جدید نشست‌های تخصصی برای برطرف کردن مشکلات میراث‌فرهنگی در پروژه نیز برگزار می‌شود.» به نظر می‌رسد هنوز از خسارات این طرح برای محوطه‌های تاریخی مطمئن نیستند که او گفته: «در صورتی که به صورت قطع مشخص شود که مسیر پیشنهادی برای تله کابین کرمانشاه به ثبت جهانی تاق‌بستان و آثار موجود در مسیر آسیب وارد می‌کند، بدون شک مسیر آن را با کمک سرمایه‌گذار جدید تغییر خواهیم داد.»
به گفته او اکنون مهمترین ایرادی که کارشناسان میراث‌فرهنگی به پروژه وارد می‌کنند مربوط به سه پایه پایانی تله کابین است که در دشت کاهو مربوط به دوران پارینه سنگی قرار دارند. او البته اشاره کرده که «این احتمال وجود دارد که روند احداث پایه‌ها در دشت کاهو با نظارت کارشناسان میراث‌فرهنگی و بدون لطمه زدن به آثار تاریخی انجام شود». این گفته‌ها در حالی است که به گفته باستان‌شناسان دانشگاه رازی غار «مرگُجر» مربوط به دوران فرادیرینه‌سنگی، کارگاه سنگ‌تراشی باستانی، گورستان اشکانی، مجموعه نقوش صخره‌ای، غار «مثلثی»، غار «ملاورد»، پناهگاه «ورکینی» با قدمت بیش از ۴۰ هزار سال، غار «دواشکفت» با قدمت ۴۹ تا۱۰۰ هزار از جمله دیگر آثار هستند که در کوهستان تاق‌بستان قرار دارند که احتمال نابودی آن‌ها به واسطه احداث تله کابین وجود دارد.
200 مورد مغایرت با اصول استاندارد
از سوی دیگر رعایت نکردن اصول استاندارد توسط سرمایه‌گذار قبلی یکی از مشکلات اصلی پیش روی پروژه بود؛ به نحوی که اداره کل استاندارد کرمانشاه در ۲ مرحله بازدید ۲۰۰ مورد مغایرت با اصول استاندارد را گزارش کرد.
خزلی در این رابطه هم چنین توضیحی داده است: «بدون شک ایرادهای اداره کل استاندارد به صورت کامل برطرف می‌شوند و تا زمانی که استانداردهای لازم اخذ نشود اجازه فعالیت به سرمایه‌گذار جدید داده نمی‌شود.» حالا باید در انتظار سرمایه‌گذار جدید و تصمیمات دیگر برای تاق‌بستان و تله‌کابین بود. هر چند طرح اولیه نصب تله‌کابین بر فراز این کوه عظیم، در طول سال‌های گذشته به تصویب رسیده و امضای بعضی اعضای شورای فنی سازمان میراث‌فرهنگی (پیش از تشکیل وزارتخانه) در صورت جلسه حک شده و آنطور که پس از این دو دهه پیداست، توسعه بی‌رویه از تهدید این اثر تاریخی منحصر به فرد، دست نخواهد کشید.
درباره تاق‌بستان
مجموعه تاریخی تاق‌بستان در قرن سوم میلادی ساخته شده ‌است و ارزش هنری و تاریخی زیادی دارد. چند صحنه تاریخی از جمله تاج‌گذاری خسرو پرویز، تاج‌گذاری اردشیر دوم، تاج گذاری شاهپور دوم و سوم و هم‌چنین چند سنگ نوشته (کتیبه) به خط پهلوی کتیبه‌ای و مراسم شکار گراز توسط سوارکاران و نواختن موسیقی با آلات موسیقی چنگ در داخل دو تاق و جوار آن دیده می‌شود. در حاشیه این دو تاق سنگ نگاره فرشتگان بالدار اسب و فیل و قایق به چشم می‌خورد که از نمادهای جشن و سرور در فرهنگ آن زمان است.
سنگ نگاره بزرگ دیگری در فاصله چندمتری در سمت چپ تاق کوچک گرفته که نمایشی از پیروزی اردشیر دوم بر دشمن خود و ایستادن بر روی نعش آن است، در حال گرفتن حلقه‌ای از اهورا مزدا. در بالای این سنگ نگاره چندین اثر دیگر از جمله پلکانی ۷۸ تایی و سنگ‌نگاره‌ای تازه مکشوفه به شکل انسان در حال نیایش به چشم می‌خورد. این مکان در شمال غرب شهر کرمانشاه و در انتهای بلوار تاق‌بستان قرار دارد.

کندی مهار آتش جنگل‌های «نارک»

با ادامه و گسترش آتش‌سوزی در کوه‌های نارک، فرماندار گچساران برای افزایش سرعت در روند مهار آتش‌سوزی درخواست کمک کرد. علیرضا اتابک دیروز با بیان اینکه نیروها در حال اطفای حریق هستند، گفت: مقدمات لازم برای اطفای حریق طی روز شنبه انجام شده، نیروها آماده اعزام با بالگرد به محل آتش‌سوزی هستند.
او با اشاره به تشکیل ستاد مدیریت بحران شهرستان برای مهار حریق جنگل‌های «نارک» اضافه کرد: وزش باد، صعب‌العبور بودن منطقه و گرمای ۵۰ درجه کنترل آتش را با کُندی مواجه کرده است.فرماندار شهرستان گچساران عنوان کرد: هنوز علت آتش‌سوزی به صورت دقیق مشخص نیست اما نیروی انتظامی در حال بررسی و تحقیقات جهت شناسایی عامل آتش‌سوزی است. اتابک تصریح کرد: به دلیل سخت گذر بودن منطقه، گرمای هوا و وزش باد شدید مهار آتش از عهده نیروهای عادی و اداری بر نمی‌آید و به همین خاطر از استان درخواست اعزام نیروی تخصصی برای مهار و خاموش کردن آتش سوزی کرده ایم که در صورت اعزام دوستداران محیط زیست، گروه‌های تخصصی محیط زیست و منابع طبیعی آموزش دیده پیش‌بینی می‌شود امروز آتش مهار شود. همچنین صبح دیروز غلامحسین حکمتیان، مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری کهگیلویه و بویراحمد به ایرنا گفت: هم اکنون بیش از ۸۰ نفر از نیروهای امدادی منابع طبیعی، اداری و طبیعت‌دوست شهرستان‌های گچساران، یاسوج، دهدشت، چرام، باشت در حال مهار آتش‌سوزی در این مناطق هستند اما به دلیل وزش باد شدید و سخت‌گذر بودن عملیات مهار به سختی در حال انجام است.
حکمتیان گفت: چهار اکیپ از شهرستان‌های مختلف استان برای مهار آتش سوزی جنگل‌ها و مراتع ارتفاعات کوه نارک به گچساران اعزام شدند. این آتش سوزی در مقطعی کنترل شده بود اما به دلیل ارتفاع بالا، شیب تند، سخت گذر بودن و وزش باد دوباره شعله‌ور شده و همچنان ادامه دارد.
به گفته او برای مهار این آتش‌سوزی تاکنون هفت سورتی پرواز از طریق بالگرد انجام و نیروهایی امدادی و مردمی به ارتفاعات اعزام شدند. آب، غذا و تجهیزات پشتیبانی هم برای نیروهایی که از روز پنجشنبه گذشته تاکنون در حال مهار آتش هستند، به ارتفاعات ارسال شده است.
جنگل‌های و مراتع ارتفاعات نارک از ساعت ۲۳ پنجشنبه شب دچار آتش‌سوزی شده‌ و همچنان ادامه دارد. هنوز میزان خسارات وارده مشخص نیست.

خشکسالی، فر اتر از تغییر ات اقلیمی است

خشکسالی بزرگتر و قدیمی‌تر از تغییرات اقلیمی است. با اینکه تغییرات اقلیمی به دلیل ایجاد موج گرما اثرات خشکسالی را تشدید می‌کند اما میان این دو تفاوت‌هایی وجود دارد. تغییرات اقلیمی باعث شده که با خشکسالی‌های بیشتر و شدیدتری روبه‌رو شویم اما با این حال وقوع خشکسالی به قبل از شروع تغییرات آب‌و‌هوایی برمی‌گردد. درست است که اگر در برابر تغییرات اقلیمی اقداماتی صورت گیرد، می‌توانیم آسیب‌های ناشی از خشکسالی را کاهش دهیم اما به گفته دکتر دانیال تسگای، مسئول برنامه در روابط خارجی و سیاست ترویج و حمایت‌گری و همچنین یرون ون دیلن، کارشناس مسئول مدیریت دانش در واحد ارتباطات دبیرخانه «کنوانسیون مقابله با بیابان‌زایی سازمان ملل متحد UNCCD» تلاش‌ها بر آن است تا با آموزش رویکردهای مدیریت جامع خشکسالی به کشورهای دیگر، با مسئله خشکسالی فراتر از تغییرات اقلیمی برخورد کنند.

تسگای و ون دیلن، عصر جمعه در وبیناری با هماهنگی شبکه تخصصی پایداری و تاب‌آوری سرزمین برگزار کردند تا با انتقال تجربیات به افزایش تاب‌آوری سرزمین و کنترل تخریب آن کنند.
خشکسالی یکی از بحران‌های گسترده‌ای است که به میلیون‌ها نفر در جهان زیان‌های اقتصادی و اجتماعی وارد می‌کند.
خشکسالی یکی از ۵ هدف استراتژیک کنوانسیون مقابله با بیابان‌زایی از سال ۲۰۱۸ تا ۲۰۳۰ است. تلاش این کنوانسیون کاهش، سازگاری و مدیریت اثرات خشکسالی در اکوسیستم و زندگی انسان‌ها است.
این کنوانسیون به بحث تخریب سرزمین، کاهش توان تولید در مناطق خشک، نیمه‌خشک و مرطوب می‌پردازد. در واقع عوامل اقتصادی، اجتماعی و مدیریت ناپایدار را در نظر می‌گیرد که منجر به فرسایش خاک، تخریب فیزیکی و شیمیایی و در نهایت کاهش توان تولید می‌شوند.
خشکسالی بخشی از ماهیت اقلیمی بسیاری از کشورهاست و در سراسر دنیا اتفاق می‌افتد. در واقع خشکسالی یک بحران جهانی است که بسیاری از کشورها برای رویارویی با آن برنامه‌ریزی نکرده‌اند. بعضی از کشورها از روش مدیریت بحران استفاده می‌کنند. این روش تاثیر بسیار کمی دارد، هماهنگی‌های لازم برای برخورد با آن وجود ندارد و بسیار هزینه‌بر است. در کشورهای بسیاری به خشکسالی برای کاهش خطرات و آسیب‌های توجه لازم نمی‌شود و هنگام وقوع بحران به کمک‌های خارجی وابسته می‌شوند. ما نیاز داریم که رویکردمان را از مدیریت بحران به مدیریت ریسک تغییر دهیم و به جای آنکه بخواهیم بدانیم بعد از وقوع بحران چه کار کنیم از منابع مناسب برای آماده‌سازی برای کاهش خطرات خشکسالی استفاده کنیم.
دونالد ویل‌هایت، استاد مدیریت خشکسالی چرخه هیدرولوژیکی را تعریف می‌کند که هنگام وقوع خشکسالی مردم از آن مطلع می‌شوند، سپس نگران می‌شوند و بعد از اثرات آن وحشت می‌کنند، بعد باران می‌بارد و مسئله فراموش می‌شود و بعد هم دوباره پس از چند سال خشکسالی اتفاق می‌افتد. این چرخه باید شکسته شود تا الگوی جدیدی را تعریف کنیم.
برای شکستن این چرخه نمی‌توانیم به این بسنده کنیم که پس از وقوع بحران واکنش نشان دهیم. بلکه باید اقدامات پیش‌گیرانه انجام دهیم. پخش ویدیویی از دختربچه‌ای از کمبود آب در سیستان‌و‌بلوچستان و اقدامات ارتش پس از آن شامل اقدامات واکنشی است که برای رفع بحران در آن لحظه جواب می‌دهد. بعد از آن باید اثرات این بحران ارزیابی شوند و بازیابی شرایط صورت گیرد. اما اقدامات پیشگیرانه شامل اقدامات کاهش ریسک، ارزیابی آسیب‌پذیری منطقه، کنترل و فرستادن هشدارهای اولیه است. کنوانسیون مقابله با بیابان‌زایی به کشورها کمک می‌کند تا رویکردشان را از مدیریت بحران به مدیریت ریسک تغییر دهند. بحران هزینه‌بر است چون وقتی هر اقدامی هنگام وقوع حادثه فقط باید معطوف به نجات جان‌ها باشد پس هماهنگی ارگان‌های مختلف از بین می‌برد و اقدامات برای مبارزه با خشکسالی بی‌تاثیر می‌شوند. هنوز این بحران تمام نشده بحران بعدی با همین روند آغاز می‌شود؛ یعنی به جای پیشگیری از وقوع آن باید به عملیات امداد و نجات بپردازید. زمانی که خشکسالی رخ دهد با کاهش مدیریت منابع روبه‌رو می‌شویم. مدیریت بحران به علائم خشکسالی می‌پردازد نه به اثرات آن. پس آسیب‌پذیری و وابستگی کمک‌های دولتی و خارجی افزایش پیدا می‌کند. چون همیشه منتظر هستید بحران اتفاق بیفتد تا اقدامی انجام شود.
اما مدیریت ریسک در واقع سرمایه‌گذاری برای کنترل خشکسالی است یعنی هنوز خشکسالی رخ نداده اما با کنترل و تحت‌نظر داشتن مناطق آسیب‌پذیر، آمادگی‌های لازم برای رویارویی با آن وجود دارد که نشان می‌دهد کدام مناطق و چه کسانی آسیب خواهند دید. اقدامات لازم برای همکاری به منظور کاهش آسیب‌ها انجام می‌شوند که در دراز مدت باعث می‌شود زیرساخت‌ها با شرایط محیط زیست سازگاری داشته باشند. پس در این روش مسیری را شناسایی می‌کنیم که ما را آسیب‌پذیر می‌کند تا بدانیم چرا آسیب‌پذیریم؟ کدام مناطق کشور آسیب‌پذیرند؟ و مردم کدام منطقه در معرض آسیب‌های بیشتری قرار دارند. این موضوع باعث می‌شود تا بفهمیم که از منابع زمینی و طبیعی چگونه استفاده کنیم. کمک‌های دولتی هم می‌تواند با سیاست‌گذاری‌های مناسب به کشاورزان، دامداران و باغداران کمک کنند بتوانند در مواقع وقوع خشکسالی خسارت کمتری ببیند تا در نهایت فشار کمتری هم به دولت‌ها وارد شود.
میزان خطر خشکسالی معادله ساده‌ای دارد که از ضرب آسیب‌پذیری در میزان خطر ضربدر منابعی که در معرض قرار می‌گیرند تشکیل شده. آسیب‌پذیری یعنی میزانی که آن منطقه مستعد آسیب‌های مخرب است. میزان خطر یعنی احتمال وقوع خشکسالی و شدت آن چقدر است و در نهایت تعداد جمعیت موجودات زنده و منابعی که با شدت مشخص آسیب می‌بینند چقدر است.
به عنوان مثال در آمریکا و استرالیا بسیاری از مناطق آن در معرض خطر وقوع خشکسالی قرار دارند، اما این دو کشور با بکارگیری رویکرد مدیریت ریسک میزان آسیب‌پذیری را به پایین‌ترین سطح خود در دنیا رسانده‌اند. کنوانسیون مقابله با بیابان‌زایی تنها به کاهش خطر وقوع خشکسالی نمی‌پردازد بلکه کاهش میزان آسیب‌پذیری و در معرض قرار گرفتن آن را در نظر دارد.در مدیریت ریسک ابتدا باید بتوانیم خشکسالی و اثرات آن را پیش‌بینی و ارزیابی کنیم. اینکه بدانیم چه کسانی و چرا در معرض خطر قرار دارند، اولیت‌بندی کنیم و سپس اقدامات لازم برای کاهش اثرات خشکسالی و آمادگی لازم برای واکنش مناسب هنگام وقوع خشکسالی را انجام دهیم.
در سیستم هشدار اولیه باید داده‌های مورد نیاز را جمع‌آوری، ارزیابی و اطلاع‌رسانی کنیم. این داده شامل داده‌های اقلیمی، هیدرولوژیکی و شرایط منابع آبی و روند تغییرات آن می‌شوند.
نظارت موثر و سیستم‌های هشدار اولیه باید قابل اعتماد و به موقع و آسان باشند تا به برقراری ارتباط در مدیریت ریسک کمک می‌کنند. از تلفن‌های همراه و تکنولوژی اینترنتی می‌توان استفاده کرد تا به تمام مقامات مسئول و در نهایت مردم آسیب‌پذیر هشدار و آگاهی داده شود. شیوه اطلاع‌رسانی باید ساده باشد تا برای همه قابل درک باشد.
شاخصه‌های آسیب‌پذیری شامل فاکتورهای اجتماعی، اقتصادی و زیرساختی است. فاکتورهای اجتماعی شامل جمعیت روستاها، جمعیت پناهجوها، افزایش سطح منابع آب، امید به زندگی، سن جمعیت و مواردی دیگر می‌شود. یکی از مثال‌های فاکتورهای اقتصادی کشاورزی است که چند درصد تولید ناخالص داخلی را تشکیل می‌دهد. فاکتور زیرساخت‌ها نیز برای تشخیص زمین‌های زراعی و درصد نگهداری از آب‌های تجدیدپذیر است. این اقدامات باعث می‌شوند تا برای وقوع خشکسالی برنامه‌ریزی و قانون‌گذاری شوند، اقدامات کاهش ریسک صورت بگیرد تا بتوان برای آنهایی که در معرض خطر قرار دارند به خوبی طراحی، متناسب‌سازی و اولیت‌بندی شوند. این اقدامات همچنین باعث می‌شوند تا دیدگاهی نسبت به گروه‌های مختلف جامعه مانند زنان، کودکان، افراد مسن و بیمار، کشاورزان و بومیان نیز بوجود بیاید.
کاهش ریسک وقوع بحران به کاهش بحران‌های سازه‌ای شامل زیرساخت‌ها و غیر‌سازه‌ای مانند سیاست‌گذاری‌ها و میزان آگاهی‌بخشی برمی‌گردد تا اثرات بلایای طبیعی کاهش پیدا کنند.
افزایش مقاومت در برابر خشکسالی توانایی جوامع، اکوسیستم و اقتصاد کشورها را افزایش می‌دهد تا وقوع آن را پیش‌بینی کنند، تحمل و سازگاری را بالا ببرند و آسیب‌های آن را به موقع و به طور موثر پشت‌سر بگذارند.
برای اینکه تاب‌آوری جامعه‌ای در برابر ریسک خشکسالی بیشتر شود باید دستگاه‌های مختلف وارد عمل شوند تا میزان آسیب‌پذیری بالای برخی مناطق به بخش‌های دیگر جامعه که به طور مستقیم در معرض خطر نیستند انتقال یابد. مثلا بیمه کشاورزی بسیار مهم است که بخش خصوصی را وارد عمل می‌کند و می‌تواند حامی اقتصادی کشاورزان آسیب‌پذیر هنگام وقوع بحران باشند.
ابتکار خشکسالی کنوانسیون مقابله با بیابان‌زایی سال ۲۰۱۷ به منظور تبادل دانش و تجربه‌ها میان کشورهای منطقه شکل گرفت. در این برنامه کشورهای مختلف برنامه ملی مبارزه با خشکسالی خود را تدوین کردند. این کنوانسیون جعبه‌ابزاری با کمک سازمان‌های مختلف از جمله فائو، WMO ، GWP دانشگاه نبراسکا و بسیاری از سازمان‌های دیگر تشکیل داده است.
۷۳ کشور اعلام آمادگی کردند و ۶۶ کشور برنامه ملی خشکسالی خود تا اردیبهشت ‍۱۴۰۰ طراحی کردند. خبرها حاکی از آن است که ایران نیز برنامه خود را ارسال کرده است.
فرآیند گام به گام این کنوانسیون این است که در مرحله اول گروه ویژه‌ای در تمام دستگاه‌های کشور شکل بگیرد تا برنامه ملی خشکسالی را تنظیم کنند. در گام دوم اهداف این برنامه خشکسالی مشخص شوند. در گام سوم تمام دستگاه‌های مسئول و ذی‌نفع برای مشارکت در تدوین این برنامه شناسایی شوند. گام چهارم ارزیابی شرایط و منابع موجود است. گام بعدی آماده‌سازی و نوشتن برنامه ملی خشکسالی است. گام ششم شناسایی نیازهایی است که مورد توجه قرار نگرفته‌اند و همچنین شناسایی خلاهای موجود میان نهادهای کشور. گام هفتم برقراری ارتباط، آموزش و اطلاع رسانی است و گام هشتم ارزیابی این برنامه.
دیدگاه جنسیتی نیز جزئی از روند توسعه برنامه خشکسالی است. باید میان برآورده شدن نیازهای زنان و مردان تعادل برقرار شود. در تمام مراحل این برنامه زنان باید مشارکت داشته باشند. از سرمایه‌گذاران مختلف از جمله زنان استفاده شود.
برای سیاست‌گذاری‌ها نیازهای تمام جنسیت‌ها باید در نظر گرفته شود. مشاوره زنان بومی می‌تواند برنامه را متناسب با آن منطقه پیش ببرد و در نهایت توسعه شاخصه‌های حساسیت‌های جنسیتی برای کنترل پیشرفت و ارزیابی سیاست‌ها امری ضروری است.

شرایط نسبت به هفته‌های گذشته نامناسب‌تر است

پیک جدید همه‌گیری در کشور نگران‌کننده است. بر اساس آخرین آمار اعلام شده از سوی وزارت بهداشت، تا روز شنبه نوزدهم تیرماه در مجموع ۶ میلیون و ۷۲۶ هزار و ۸۰۱ دوز واکسن در کشور تزریق شده است. از این میزان تنها دو میلیون و ۱۳۴ هزار و ۶۶۲ نفر هر دو مرحله واکسیناسیون را انجام داده‌اند و ۴ میلیون و ۵۹۲ هزار و ۱۳۹ نفر در کشور دوز اول واکسن کرونا را دریافت کرده‌اند.

رئیس‌جمهور دیروز در جلسه ستاد ملی مدیریت کرونا اعلام کرد: «این آمادگی را داریم که روزی ۵۰۰ هزار نفر از مردم را واکسینه کنیم.» اما در حال حاضر مسئله اصلی کشور موجودی واکسن است. با اینکه ایران از معدود کشورهایی است که در حال تولید 8 واکسن با نامهای مختلف است، بر اساس آمارهای رسمی تنها 2 درصد از مردم توانسته‌اند در برابر کووید19 واکسینه شوند.
وضعیت بسیاری از شهرهای کشور طبق اعلام وزارت بهداشت قرمز است، آمار ابتلا به کرونا باز هم در شرایط بحرانی قرار دارد. وزارت بهداشت دیروز آمار مبتلایان جدید کرونا را 11هزار و 664 نفر و فوتی‌های کرونا در کشور را 151 نفر اعلام کرد. بر این اساس تعداد ایرانیان فوت شده بر اثر کرونا به 85 هزار 694 نفر رسیده است. این در حالی است که روند واکسیناسیون در کشور با کندی پیش می‌رود و تصاویری از کشورهای همسایه و ایرانیانی که برای واکسیناسیون به این کشورها سفر کرده و در صفوف عریض و طویل در انتظار دریافت واکسن هستند هم منتشر شده است. رئیس‌جمهور دیروز در جلسه ستاد ملی مدیریت بیماری کرونا در خصوص وضعیت موجود کرونا در کشور گفت: «متاسفانه ویروس هندی به استان‌های جنوبی و شرقی اکتفا نکرد و وارد عمق کشور شده است، البته ورود آن به استان‌ها متفاوت است و در مجموع شرایط، شرایط نامناسب‌تری نسبت به هفته‌های گذشته بوده است.» به گزارش ایسنا، حسن روحانی گفت: «متاسفانه در سال ۱۴۰۰ با ویروس‌های خطرناکی که از کشورهای دیگر وارد ایران شده، مواجه شدیم. آن مقطع از غرب کشور و عمدتا از عراق وارد شد که ویروس انگلیسی بود و در این ایام و ماه‌های اخیر گرفتاری ما از ویروس هندی است که از مرزهای شرقی وارد کشور شده است. همه تلاش این بود که این ویروس‌ در استان‌های جنوبی و شرقی کشور محبوس بمانند و جلوی آن را به داخل کشور بگیریم. تلاش زیادی شد و تاخیر هم انجام شد، اما متاسفانه این ویروس به استان‌های جنوبی و شرقی اکتفا نکرد و وارد عمق کشور شده است؛ البته ورود آن به استان‌ها متفاوت است و در مجموع شرایط، شرایط نامناسب‌تری نسبت به هفته‌های گذشته بوده است.»
رئیس‌جمهور در خصوص آمار مبتلایان گفت: «در آمار و ارقام دیدیم به بیماران سرپایی اضافه می‌شود که علامتی برای اضافه شدن تعداد بیماران بستری‌ است. بستری‌ها هم علامتی برای فوتی‌ها می‌شود. نکته مثبتی که در آمار و ارقام دیدیم این است که معمولا در اکثر استان‌هایی که این ویروس هندی وارد شده است، فاصله بین ابتلا و بستری زیاد است،‌ فاصله بستری و فوت هم زیاد است. علی‌رغم این که مردم مبتلا می‌شوند، هم به خاطر تجهیزات و امکانات و مراقبت‌های ویژه و تجربه بیشتری که امروز اندوخته شده است الحمدالله در مرگ و میر شرایط بهتر از گذشته داریم. البته واکسن هم بسیار موثر است. اگر واکسن‌ها توسعه پیدا کند مشکلات ما کمتر می‌شود.»
روحانی درباره اقدامات پیشگیرانه و همچنین وضعیت واکسن گفت: «ما جلوی پروازهای هند و بسیاری از پروازها را گرفتیم. اما در عین حال مسیرهای غیرمجاز خیلی به این وضعیت کمک کردند. در مسیرهای مجاز خیلی تلاش شد برای اینکه این مسئله به حداقل برسد و کار را سخت کرد و ما دچار مشکل شدیم. شاید بعد از پروتکل‌های بهداشتی واکسن بسیار مهم است. ما ۶۰ میلیون جمعیت بالای ۱۸ سال داریم که ۶۵ تا ۷۰ درصد از این جمعیت ۶۰ میلیونی باید واکسینه شوند، یعنی بالای ۴۰- ۴۲ میلیون نفر باید واکسینه شوند تا این زنجیره قطع شود. این آمادگی وجود دارد تا روزی ۵۰۰ هزار نفر از مردم واکسینه شوند و این امر، امید بسیار و همچنین مصونیت ایجاد می‌کند و خطر مرگ را کاهش می‌دهد.»
رئیس‌جمهور با بیان اینکه گرفتاری ما در واکسن خارجی پول، ارز و جابجایی پول بود، یادآور شد: «این گرفتاری‌های مفصل را حل و فصل کردیم اما امروز کمبود واکسن مطرح است. کشوری به ما قول می‌دهد هفته آینده این مقدار واکسن بفرستد، اما خود آن کشور گرفتار می‌شود و می‌گوید برای نیازمندی‌های داخلی به واکسن نیاز دارد و موجب تأخیر رسیدن واکسن دست ما می‌شود. الان شرایط مناسب است و این هفته و هفته آینده با شرایط بهتری قرار است کارها را پیش ببریم.»
رئیس‌جمهور دیروز در جلسه ستاد مدیریت کرونا گفت: «هم در واکسن داخلی و هم خارجی دچار مشکل بودیم. در واکسن داخلی همه کمک‌ها را کردیم، اما از نظر توانمندی کشور، برای رسیدن به واکسن‌های فراوان و کارهای صنعتی در این زمینه، فاصله داشتیم. فکر می‌کردیم دو ماه زودتر به نقطه امروز برسیم که البته با فاصله رسیدیم. گرفتاری ما در واکسن خارجی پول، ارز و جابجایی پول بود، این گرفتاری‌های مفصل را حل و فصل کردیم اما امروز کمبود واکسن مطرح است. کشوری به ما قول می‌دهد هفته آینده این مقدار واکسن بفرستد، اما خود آن کشور گرفتار می‌شود و می‌گوید برای نیازمندی های داخلی به واکسن نیاز دارد و موجب تاخیر رسیدن واکسن دست ما می‌شود. الان شرایط مناسب است و این هفته و هفته آینده با شرایط بهتری قرار است کارها را پیش ببریم.»
رئیس‌جمهوری درباره وضعیت بازگشایی مدارس تأکید کرد: «طبیعی است فضای مجازی نمی‌تواند جایگزین معلم باشد. فضای مجازی حداقل کاری بود که می‌شد انجام داد و باید خود را برای بازگشایی مدارس آماده کنیم. تعطیلی مدارس از حیث روحی و روانی روی دانش‌آموزان اثر می‌گذارد، فعالیت‌های بدنی کاهش و عادت‌های غذایی تغییر می‌یابد؛ در الگوی خواب اختلال ایجاد می‌کند. همه این مسائل باعث می‌شود سعی کنیم تا بچه‌های پیش‌دبستانی، دبستانی و دبیرستانی به مدرسه بروند. بسیاری از کشورها دوره‌های پیش‌دبستانی را تعطیل نکردند برخی کشورها هم مدارس را در مدت کوتاهی بستند و دوباره باز کردند چون ابتلای افراد زیر ۱۸ سال کم است و طبق آمار و ارقام ابتلای آنان ۵ درصد است که اکثر آنها هم بعد از مدتی بهبود پیدا می‌کنند. این چنین گفته می‌شود در دنیا مدارس عامل انتقال نیستند. کودکان هم نسبت به یکدیگر خیلی عامل انتقال نیستند. معمولا تماس کودک با بزرگ‌تر است که این انتقال بیشتر انجام می‌گیرد بنابراین ما در مدارس نباید از انتشار این ویروس خیلی نگران باشیم. البته معلمان،‌ راننده‌های سرویس، مستخدمان باید واکسینه شوند و باید شرایطی فراهم کنیم که مردم بتوانند با اطمینان فرزندان خود را به مدارس بفرستند. فاصله‌ها باید رعایت شود. بعضی از مدارس باید یک روز در میان شوند. وسایل بهداشتی در مدارس باید آماده شود»
رئیس‌جمهوری با تاکید بر اینکه آموزش و پرورش، وزارت بهداشت، درمان و قرارگاه باید همه ترتیبات را فراهم کنند که در سال آینده در مهرماه مدارس، پیش‌دبستانی، دبستان، دبیرستان و دانشگاه‌ها حضوری شروع شود، گفت: «استادان در دانشگاه‌ها واکسینه شوند و شرایط برای برگزاری حضوری کلاس‌ها در دانشگاه‌ها آماده شود. یک عقب‌ماندگی تقریبا دو ساله‌ای در امر آموزش‌و پرورش و دانشگاه‌ها و پیدا کردیم، امیدواریم شرایطی پیش بیاید که بچه‌ها حضوری وارد مدارس و دانشگاه‌ها شوند و جبران کنیم.»

من اگر برخیزم!

«من اگر برخیزم/ تو اگر برخیزی/ همه برمی‌خیزند»
مصداق این شعر «حمید مصدق» شدند، مردمی که در سال ۱۳۹۸ با چشم خود دیدند، هیولای آهنی تله‌کابین دارد به جان تاق‌بستان، هویت تاریخی شهرشان می‌افتد؛ هیولایی که بی‌شک در راه توسعه‌ کوه را، دشت‌های کاهو را، گونه‌های گیاهی و جانوری را هم نابود می‌کرد. ۲۰ پیش برای نخستین بار تخم لق ساخت تله‌کابین در شهرداری کرمانشاه شکست. ۲۰ سالی که هیچ‌ مسئولی جرات مطرح کردن اجرای چنین پروژه بی‌قاعده و قانونی را نداشت. دو سال پیش اما شهرداری کرمانشاه همراه با پیمان‌کار پروپاقرص و پشتیبانی گروه‌هایی قدرتمند اما پنهان، هم‌پیمان شدند و پای کار آمدند.

بدون آن‌که مجوزهای لازم را از وزارت‌خانه میراث‌فرهنگی، سازمان محیط ‌زیست و حتی استانداری کرمانشاه بگیرند. آن‌ها کار را در زمین‌هایی که تملک آن جرم است؛ شروع کردند.
اما خبر نداشتند که چشم‌های مردم شهر بیدار است و وقتی ‌دیدند، چگونه پایه‌های آهنی در دل کوه فرو می‌رود؛ نخستین اعتراضات در مخالفت با ساخت تله‌کابین شکل گرفت. دوست‌داران میراث‌فرهنگی به نمایندگی از مردم، طرح‌ را بررسی‌ کردند و با کارشناسان وارد صحبت شدند. بررسی‌ها خبر از وقوع خطر می‌داد. پس اعتراض رسمی خود را در رسانه‌ها بیان کردند؛ روشن‌تر از آفتاب ظهر تابستان بود که حریم تاق‌بستان با اجرا شدن این طرح می‌شکست و وقتی حریم یک بنای تاریخی می‌شکند، در وهله اول هویت آن خدشه‌دار شده و در وهله دوم جهانی‌شدن این اثر با مشکل رو‌به‌رو می‌شود.
در روزهای اول مدیران میراث‌فرهنگی سکوت کردند. چندین مدیر پایگاه تاق‌بستان استعفا دادند یا کنار گذاشته شدند. مدیر میراث‌فرهنگی کرمانشاه به شدت تحت فشار بود. رسانه‌های ملی وارد میدان شدند. تاق‌بستان یک اثر ملی بود؛ یکی از مهمترین نقش‌برجسته‌ها و کتیبه‌های دوران ساسانی. پس مردم بیش‌تری از سراسر ایران به جمع معترضان پیوستند.
«محمدحسن‌طالبیان»، معاون میراث‌فرنگی وزارت‌خانه میراث‌فرهنگی کشور دید که در برابر این موج اعتراضات نمی‌شود، سکوت کرد؛ چندین جلسه و نشست گذاشت اما همه بی‌نتیجه. نامه‌ها مدام در رفت‌و‌آمد میان اداره‌ها بودند. پرونده هر روز پیچیده‌تر می‌شد. توپ به زمین پژوهشگاه میراث‌فرهنگی افتاد. شهرداری در این میان بی‌کار ننشسته بود؛ نه تنها ساخت تله‌کابین را آغاز کرده بودند، بلکه مدام فیلم‌های آغاز پروژه آن را پخش و آن را خواست مردم و باعث اشتغال‌زایی معرفی می‌کرد. آن‌ها می‌گفتند که عده‌ای مخالف پیشرفت کرمانشاه هستند.
اما این‌حرف‌ها صف مردمی را نشکست. کم‌کم پای محیط‌ زیستی‌ها هم به میان کشیده شد. نقشه‌ها، اسناد و مدارک بیش‌تری به دست مردم رسید که ثابت می‌کرد؛ تله‌کابین آفت زیست‌بوم منطقه است. محدود افرادی در شورای شهر کرمانشاه فریاد وا اسفا بلند کردند. شهرداری اما به کار خود ادامه می‌داد، بدون مجوز. مقاومت، فقط مقاومت مردم می‌توانست جلوی این روند را بگیرد. برای نخستین بار در بهمن و اسفند سال گذشته انجمن‌های مردم نهاد حلقه انسانی تشکیل دادند. پرونده مدام دست به دست می‌شد و پشت درهای بسته بررسی. با این‌حال امکان نادیده گرفتن تقاضاهای مردمی وجود نداشت. دیروز ۱۹ تیرماه ۱۴۰۰، رئیس سازمان سرمایه‌گذاری و مشارکت‌های مردمی شهرداری از لغو قرارداد پروژه تله‌کابین کرمانشاه به‌دلیل تخلفات حقوقی پیمانکار خبر داد و البته تاکید کرد: «لغو قرارداد به معنای اتمام پروژه نیست.» اگر چه او سرورواره‌ای برای مطالبه مردمی کرمانشاه نگرفت اما ما درباره این سرور می‌نویسیم. می‌نویسیم که مردم ایران بیدارند تا از هویت ‌ملی و محیط ‌زیست‌‌شان دفاع کنند.

رشد حواس کودکان در محیط طبیعی

شهری که بچه‌ها دوست دارند چه ویژگی‌هایی دارد؟ احتمالا باید سبز باشد و رنگی. باید دوچرخه داشته باشد و ماشین‌هایی که بستنی می‌فروشند، پارک و تاب و سرسره هم که از واجبات است. اما خواسته‌ها تا چه اندازه امکان محقق شدن دارند؟ پژوهشگران می‌گویند شهری که بچه‌ها در آن زندگی می‌کنند، می‌تواند به افزایش رشد شناختی کودکان، افزایش هوش اجتماعی و اعتماد به نفسشان در آینده منجر شود. همچنان که این روزها می‌گویند ارتباط بی‌واسطه کودک در دوران رشدش با طبیعت می‌تواند خودباوری او را تقویت کند. روز پنجشنبه 17 تیرماه، پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات نشستی مجازی پیرامون شناخت هرچه بیشتر و بهتر شهرهای دوستدار کودک منتشر کرد. در گزارش زیر که بخشی از این نشست آنلاین را پوشش داده است، به ردپای شهری که بچه‌ها دوست دارند، براساس نقاشی‌ها اشاره و همچنین روی ارتباط بی‌واسطه کودکان با طبیعت و تاثیر آن در آینده آن‌ها تاکید شده است.

نشست «زیست جهان کودکی در شهر» با صحبت‌های مجتبی دانشور آغاز شد. او که مدیرکل آموزش‌های شهروندی شهرداری تهران است، می‌گوید در سال‌های اخیر تلاش شده تا با ایجاد سازوکاری صدای کودکان در شهر شنیده شده و منعکس شود: «تلاش کردیم تا روش‌هایی برای اخذ نظر کودکان فراهم کنیم و به شیوه‌های مختلفی نظرات کودکان را جلب کنیم.» او در ادامه به مسابقه نقاشی کودکان تهران که با عنوان «شهری که من دوست دارم» مطرح است، اشاره کرد. جشنواره نقاشی که در دو سال گذشته سعی کرده تا نقاشی و تصویرسازی‌های کودکان چهار تا چهارده سال را جمع‌آوری کند و به این ترتیب نظر کودکان درباره شهر را اخذ کند. دانشور گزارشی از جشنواره ارائه داد و گفت: در اولین دوره جشنواره 9500 اثر به دبیرخانه ارسال شد، نقاشی‌ها در سطح شهر اکران شدند. در دوره دوم باتوجه به شیوع کرونا و در خانه بودن بچه‌ها، 203 اثر برگزار شد و نمایشگاهی برگزار شد. طبق بررسی‌های ما مشارکت بچه‌ها 8 ساله 6 ساله بیشتر از سایر گروه‌ها بود. کمترین مشارکت هم متعلق به گروه 14 ساله‌ها بود. مشارکت دختران بیشتر از پسران بود. دانشور تاکید کرد: حیوانات در اغلب نقاشی‌های کودکان تکرار می‌شد و بچه‌ها حیوانات را در اغلب فضاهای شهری نقاشی کرده بودند. خیابان یکی از فضاهای عمومی و رایج در نقاشی‌ها بود. به گفته او آلودگی هوا و مساله زیست شبانه هم در اغلب نقاشی‌ها به وضوح تکرار شده بود. دانشور تاکید می‌کند که در دوره دوم جشنواره به دلیل موضوع فراخوان که مساله کرونا بود، طبیعی بود که به این بیماری هم در نقاشی‌ها بیشتر اشاره شود. این مقام مسئول در شهرداری می‌گوید: توجه به فضای شهری و توجه به زیست شهری و توجه به گروه‌های خاص هم در نقاشی‌های کودکان تکرار شده بود. اما نقاشی‌ها در چند گروه سنی بررسی شدند و به همین ترتیب هم نتایجی از آن‌ها احصا شد، براساس تصاویر پژوهشی که در این نشست آنلاین به نمایش درآمد، گروه سنی 4 تا 7 سال بحث رنگ، دوچرخه، استفاده از ماشین‌های برقی که ناشی از خلاقیت و خیال‌پردازی کودکان بود، تصاویر کتاب و کتابخوانی در فضای شهری، فرصت بازی با همسالان و رعایت قوانین راهنمایی، رانندگی جزو خواسته‌های پرتکرار کودکان در این دوره سنی بوده است. اما در گروه 8 تا 11 سال، موارد متنوع دیگری مانند حذف کار اجباری کودکان، توجه بحث‌های محیط زیستی، حفظ خانه‌های قدیمی و موسیقی و فضاهای پرنشاط در شب‌ها از مواردی بود که در نقاشی‌های کودکان در این گروه سنی به کرات مشاهده می‌شد.
در گروه سنی 12 تا 14 سال، مواردی مانند حمل‌و‌نقل پاک و فضاهای فرهنگی مانند سینما، پل طبیعت و برج میلاد یا حتی فضاهایی که در دوران کرونا مورد استفاده قرار گرفتند، نظیر سینما ماشین و … در نقاشی‌ها به کرات مشاهده می‌شدند. پس از این گزارش، دانشور به یکی دیگر از اقداماتی که در کمیته شهر دوستدار کودک در تهران انجام گرفته بود، اشاره کرد و گفت: چند محله که به صورت پایلوت چند محله در منطقه به صورت پایلوت از نگاه کودک محوری بودن مورد ارزیابی قرار گرفتند: یکی از فاکتورهای اصلی، احصای نظرات کودکان بود، ارتباط با طبیعت، فعالیت و مشارکت فعال کودکان در محیط اجتماعی، از خواسته‌های پرتکرار کودکان در محله زعفرانیه منطقه یک تهران بوده است. او تاکید می‌کند: در محله پیروزی هم نشاط اجتماعی، امنیت اجتماعی، حس تعلق مکانی، ایجاد فضای بازی یا استفاده از دوچرخه خواسته‌های پرتکرار کودکان در این منطقه بوده است که این نظرات در تدوین سندهای اجتماعی مورد بررسی قرار گرفت.
محیط زیست و کودکی
در ادامه این توضیحات، سعیده علی‌زمان ابیانه، پژوهشگر مطالعات کودکی، ارائه دهنده دیگری بود که در ادامه این پنل، توضیحاتی درباره محیط زیست و کودکی در جامعه ایران ارائه داد. علی‌زمان در ابتدا واژه‌های کودکی و واژه زیستگاه را براساس گزارشی که تهیه کرده بود، تعریف کرد: کودک موجودی مشغول و درگیر است، کودکی که تمایل دارد لمس کند، ببیند، بچشد و چیزی را بکشد، فشار دهد، به نوعی کودک را به موجودی مشتاق، کنجکاو، جست‌وجوگر می‌دانیم، و او را موجودی حساس، باکفایت و بسیار فلسفی با روحی معنوی. اینها تماما ویژگی‌های کودکی است که او را در این گزارش تعریف می‌کنیم. همچنین با توجه به اینکه انسان‌ها میلیون‌ها سال پیش در طبیعت زندگی می‌کردند و کودکان هم در کنار سایر اعضای خانواده و اجتماعی که داشتند، زندگی می‌کردند و بزرگ می‌شدند و چون این اتفاق در طبیعت رخ می‌داده است، زیستگاه را فضای بکر و وحشی و زنده و پرشور می‌دانیم که دائم باعث شگفتی کودک می‌شود. در واقع زیستگاه همان چیزی است که ما به عنوان بزرگسال آن را نمی‌بینیم اما باعث شگفتی کودک می‌شود. علی‌زمان می‌گوید باتوجه به زندگی مدرن که بشر در صد سال اخیر تجربه کرده است، از مدل زندگی روستایی و تجربه طبیعت به تجربه شهر رسیده است و 74 درصد از مردم در کشور شهر نشین شدند و زندگی شهرنشینی، انسان را وارد زیستگاه دیگری کرده است که رفته رفته انسان را از تجربه اصیل و بی‌واسطه با طبیعت دور کرده است: الان کودکان در خانه‌ای زندگی می‌کنند که امکان لمس طبیعت در آن‌ها وجود ندارد، ما در ساختمان کوچکی زندگی می‌کنیم که رفته رفته کوچک‌تر می‌شود و برای موجودی اجتماعی که همواره در طبیعت بوده و اصلا برای فضاهای بسته آفریده نشده است. همین مسئله سبب بروز اختلال‌ها در انسان می‌شود. علی‌زمان می‌گوید اگر فضاهای شهری اکنون به صورت زیستگاه برای کودکان در نظر گرفته شود، چون کودک در محیط طبیعی خودش قرار نگرفته است و تمام حواسش درگیر یادگیری و آموزش نشده است، نمی‌تواند به صورت فوق‌العاده در محیط رشد کند. این پژوهشگر تاکید می‌کند که شرایط فعلی زندگی کودکان ما بعد از دوران کرونا بیش از پیش طبیعت خطرناک جلوه‌داد شد و تاکید شد که کودکان باید در خانه بمانند. او در سه سطح تجربه طبیعت را به کودکان طبقه بندی کرد، ابتدا تجربه مستقیم: «در این تجربه بچه‌ها به صورت فیزیکی در معرض چمنزارها، باغ‌ها و تپه‌ها قرار دارند و می‌توانند مثلا یک قورباغه را در دستانشان بگیرند. اما در تجربه غیر مستقیم بچه‌ها ممکن است به باغ‌وحش، موزه علم بروند و به نوعی تجربه جانشین ارتباط مستقیم با طبیعت است.»
او می‌گوید ذهن بشر سال‌ها تجربه مستقیمی با طبیعت داشته است و با تجربه نمادین دور بوده است. اما حضور رها و بی‌واسطه کودکان چند پیامد برای کودکان دارد. این پژوهشگر می‌گوید این تجربه مستقیم باعث رشد تمام حواس کودک می‌شود و اعتماد به نفس او بالا می‌رود: «مثلا اگر کودکی از یک درخت بالا برود، باید ارتفاع و توانایی خودش را بسنجد، عقب و جلو برود و مدام ارزیابی کند همین باعث شناخت بیشترش از توانایی‌ها و خودباوری‌اش می‌شود.» افزایش قدرت تاب‌آوری در برابر مسائلی مانند تشنگی، گرسنگی، بی‌خوابی و … دیگر می‌تواند از سایر پیامدهای مثبت حضور مستقیم کودکان در طبیعت باشد که باید در طراحی شهرهای دوستدار کودک به آن‌ها توجه کرد.

روی ریل کشتارگاه

«زورمان به دولت نمی‌رسد، اما به خودمان که می‌رسد» مرد این جمله را رو به دوربین می‌گوید و به سمت تانکر شیر بر می‌گردد، اهرم را می‌کشد و آسفالت خیابان سفید رنگ می‌شود و جویی از شیر در خیابان به راه می‌افتد. هر سال بعد از اعلام نرخ خرید شیر از سوی دولت، اعتراضاتی به نرخ مصوب شکل می‌گیرد، امسال اما خشکسالی و گرانی بی‌سابقه نهاده‌های دامی، جان دامداران را به لب رسانده است. آنها امسال تنها نگران فروش محصول خود نیستند، بلکه معتقدند با افزایش قیمت شیر، تولید‌کنندگان لبنیات تا 50 درصد قیمت محصولات خود را افزایش خواهند داد و این برای جامعه‌ای که هر روز با گرانی سرسام‌آور کالاهای اساسی روبه‌رواست، اتفاق نگران کننده‌ای است. برخی از دامداران بیش از آنکه خواهان افزایش نرخ شیر باشند، خواستار کاهش هزینه‌های تولید هستند. دولت و مجلس وعده رسیدگی و افزایش قیمت داده‌اند، اما نگاه تک بعدی در میان تصمیم‌گیران برای فرونشاندن اعتراضات دامداران، در آینده نزدیک باعث شکل‌گیری اعتراض‌هایی به افزایش 50 تا 70 درصدی قیمت لبنیات در بازار، خواهد شد.

«دامپروری یکی از مشاغلی است که ذات پاکی دارد. کار با موجود زنده جدای از سود و ضرر و زیانش یک جور برکت در زندگی کسانی است که با این شغل درگیر هستند» پدرام پناهی‌ها صحبت‌های خود را درباره مشکلات این روزهای دامداران کشور با این جمله آغاز می‌کند. در رشته تغذیه دام تا مقطع دکترا تحصیل کرده و چند سالی است با امیدواری بسیار شغل پدر را ادامه داده و دامداری کوچکی راه‌اندازی کرده، اما این روزها می گوید: «من کسی بودم که همه را به وارد شدن در حوزه تولید تشویق می‌کردم. می‌گفتم هزینه‌های ثابت وقتی تعداد گله به حداکثر برسد، پایین می‌آید و این سود است. اما الان مخالف این نظر خودم هستم و به همه توصیه می‌کنم گله‌شان را کوچک کنند. آینده دامداری کشور بسیار خراب است. در 4-5 سال گذشته بسیاری از دامداری‌های کوچک تعطیل شدند، تولیدکنندگانی که به شکل سنتی کار می‌کردند این شغل را رها کردند و جایگزینی هم برای آنها نبوده» نه تنها آینده، که حال صنعت دامپروری کشور هم خراب است. این خرابی در مقابل استانداری اصفهان و با سلاخی دام‌های گرسنه به دست صاحبان معترضشان به اوج خود رسید. چند هفته است که دامداران در شهرهای مختلف نسبت به قیمت‌گذاری‌های دولت روی محصولاتشان و افزایش بی‌سابقه قیمت نهاده‌های دامی اعتراض دارند. گرانی 500 درصدی نهاده‌های دامی در حالی دامداران را به تنگ آورده که گزارش‌ها از ابتدای سال از دپوی بیش از سه میلیون تن نهاده در گمرکات کشور خبر می‌دهند، هنوز خبری مبنی بر تعیین تکلیف این سه میلیون تن منتشر نشده است. علاوه بر این معاون فنی گمرک در ابتدای تیرماه از احتمال فاسد شدن چند ده هزار تن نهاده دامی دولتی و خصوصی در گمرکات شمال کشور خبر داد. در عین حال تصاویری در خصوص قاچاق علوفه به عراق و افغانستان منتشر شده و انفعال دولت در واکنش به تمام این اتفاقات بیشتر موجب خشم دامداران در هفته‌های اخیر شده است.
سرنوشت نامعلوم
نهاده‌های دامی وارداتی
بازار نهاده‌های دامی در دو سال اخیر وضعیت نابسامانی داشته و همچنان درگیر التهاب است. این نابسامانی صنعت دام و طیور کشور را در معرض نابودی قرار داده است. فقدان نظارت بر توزیع این نهاده‌ها میدان را برای واسطه‌ها مهیا کرده و به گفته پناهی‌ها: «در اطراف هر دامداری حداقل 10 تا 15 دلال فعال و حاضر هستند. یک نفر یونجه را از کشاورز می‌خرد دپو می‌کند تا وقتی دامدار نیاز پیدا کرد با قیمت دو برابر به او بفروشد. یک نفر مکمل‌ها را از شرکت‌ می‌خرد و با واسطه‌گری و چند برابر قیمت به دامدار می‌فروشد. یک نفر گوشت دامدار را با قیمت پایین می‌خرد و به کشتارگاه یا قصابی می‌فروشد. بزرگترین مشکل ما دلال‌ها هستند که باعث ایجاد تورم در این صنف می‌شوند. سرمایه این صنعت الان دست دلال‌هاست. دامداری که تا چند سال پیش استخوان‌بندی محکمی در بازار داشت هر روز ضعیف‌تر می‌شود». مجید شریفی دو سالی می‌شود که در شهرستان اقلید یک دامداری کوچک راه‌اندازی کرده و به عنوان نماینده دامداران منطقه مسئول توزیع نهاده‌ها بین دامداری‌هاست، درباره نبود نظارت در توزیع می‌گوید: «هیچ نظارتی وجود ندارد. مثلا 500 تن برای فلان شهرستان ثبت می‌شود اما 100 تن توزیع می‌شود و به دست دامدار می‌رسد، 400 تن آن روانه بازار آزاد می‌شود و دامدار باید با نرخ آزاد آن را بخرد. می‌گویند نهاده نیست، اما اگر برای فروشنده بازار آزاد صبح پول را واریز کنیم ساعت 12-1 سفارش درب گاوداری تخلیه می‌شود. پس نهاده موجود است، موضوع این است که مافیا و دلالی را نمی‌توانند کنترل کنند، دامدار که نمی‌تواند کنسانتره به دام ندهد، هر قیمتی باشد می‌پردازد و این فرصتی برای دلال‌هاست»
افزایش قیمت شیر و محصولات لبنی فشار مضاعف بر اقشار ضعیف جامعه
رئیس هیات مدیره انجمن صنفی گاوداران به ایسنا گفته: «قیمت تمام شده شیرخام برای دامداران ۶۹۲۵ تومان است اما میانگین فروش شیرخام در کشور ۴۹۰۰ تومان است. این یعنی دامداران در هر کیلو شیر خام حدود ۲ هزار تومان ضرر می‌کنند» احمد مقدسی همچنین در خصوص نرخ نهاده‌ها می‌گوید: «خشکسالی آسیب بسیاری به صنعت دامپروری زده است. ۶۰ درصد غذای دام کاه، یونجه و ذرت علوفه است که به دلیل خشکسالی سطح برداشت مزارع کاهش یافته است. همچنین این اقلام نسبت به سال گذشته ۳۰۰ تا ۵۰۰ درصد افزایش قیمت داشته‌اند» بسیاری از دامداران هم به همین افزایش نرخ اعتراض دارند، آنها خواهان کاهش نرخ تولید هستند نه افزایش قیمت شیر، پناهی‌ها درباره وعده‌هایی که برای افزایش قیمت شیر داده می‌شود می‌گوید: «ما ترجیح می‌دهیم به جای اینکه قیمت فروش را افزایش دهند، هزینه تولید را پایین بیاورند، افزایش قیمت شیر به ضرر قشر آسیب‌پذیر جامعه است. با افزایش 50 درصدی قیمت لبنیات قشر ضعیف جامعه مجبور می‌شود لبنیات را از سبد خانوار حذف کند. دولت می‌خواهد قیمت شیر را 30 درصد بالا ببرد، این 30 درصد قطعا ضرر من را که باید همه ملزومات را با 5 برابر قیمت خریداری کنم، جبران نمی‌کند. اما بازتاب آن در جامعه این است که کارخانه‌های لبنی اگر شیر را به جای 4500 تومان از دامدار با قیمت 6400 تومان خریداری کنند، دست کم 50 درصد افزایش قیمت در محصولاتشان خواهند داشت، یعنی یک لیتر شیر که در مغازه از 8 هزار تومان به 15 هزار تومان خواهد‌رسید و این فشار مضاعف به قشر ضعیف جامعه است. این شیر شکم بچه‌ای را سیر می‌کند که پدرش امکان خرید مرغ و گوشت و ماهی برای او را ندارد»
افزایش هزینه‌ها محدود به نهاده و دارو نمی‌شود، در بخش حمل‌ونقل هم دامداران با افزایش غیراصولی قیمت‌ها مواجه هستند: «اواخر سال گذشته نرخ حمل‌ونقل 30 درصد اضافه شد. اما سیستم حمل‌ونقل انقدر بی‌سامان است که راننده‌ها به همین افزایش قیمت راضی نیستند و مبلغ پشت بارنامه از ما می‌خواهند. دامدار چاره‌ای ندارد و مجبور است با 30 تا 40 درصد بالاتر از مصوبه اداره حمل‌ونقل کرایه حمل بپردازد. مبلغ پشت بارنامه تقریبا 200 -300 هزار تومان به ازای هر تن از باری که حمل می‌شود بیشتر است» هزینه‌های کارگر، خوراک دام، خرید تاسیسات، برق، دارو، لوازم مصرفی دامداری و… در سالهای اخیر چند برابر شده است. اما قیمت شیر با رشدی لاکپشتی روبه‌رو است، حالا دامداران معتقدند افزایش 30 درصدی قیمت شیر نه تنها دردی از آنها دوا نمی‌کند که موجب بروز مشکلاتی در تغذیه و سلامت اقشار آسیب‌پذیر جامعه می‌شود. پناهی‌ها می‌گوید: « فقط در یک مورد بگویم حقوق کارگر دامداری سال گذشته 3 میلیون تومان بود، شب عید 4 -5 میلیون و حالا باید 7 میلیون به هر کارگر ماهانه حقوق بپردازم. این در حالی است که قیمت شیر و گوشت در این سال‌ها کاهش پیدا کرده و دولت حمایتی از تولید و دامداری ندارد. قیمت شیر در سالهای اخیر افت کرده به این دلیل که وقتی کرایه بار افزایش پیدا می‌کند، قیمت خرید شرکتهای لبنی تغییر نمی‌کند، دامدار باید از قیمت شیر کم کند تا شیر را با قیمت مصوب برساند به کارخانه، در چنین شرایطی دامدار چطور باید سرپا بماند؟» مجیدشریفی می‌گوید: «هزینه‌های اضافی که به دامدار تحمیل می‌شود، این هزینه‌ها را از قیمت فروش شیر کم می‌کند. کارخانه دار ضرر نمی‌کند، تولید کننده است که ضرر می‌کند و سود را شرکت‌های لبنی می‌برند»
ریل کشتارگاه به جای ریل شیردهی
این روزها اما موضوعی که بیش از هرچیز دامداران را آزار می‌دهد، دیدن نتیجه سال‌ها تلاش‌شان روی ریل کشتارگاه است. دامی که باید آن را به ریل شیردهی هدایت می‌کردند، برای نجات از گرسنگی و مشکلات عدیده دیگر، باید پا روی ریل کشتارگاه بگذارد. پدرام پناهی‌ها وقتی پاسخ سوالاتمان را می‌دهد می‌گوید: «همین حالا از کشتارگاه دام می‌آیم. ماده گاوهایی را دیدم که سرمایه این مملکت هستند و می‌توانند روزانه 50 کیلو شیر بدهند و تغذیه این مملکت را بیمه کنند، اما متاسفانه به دلیل نبودن خوراک ضعیف شده و به دلیل نبودن دارو و مکمل از چرخه تولید حذف شده‌اند و به جای اینکه بروند روی ریل شیردوشی، روی ریل کشتارگاه قرار گرفته‌اند» اما تلخی‌ها به همین جا ختم نمی‌شود: «امروز شرایطی داریم که مرده یک گاو از زنده آن بیشتر ارزش دارد. یک گاو جوان مولد را 20 میلیون تومان هم نمی خرند اما کشتارگاه همین گاو را حدود 24 میلیون تومان می‌خرد. این یعنی فاجعه بزرگ، دو سال گاو را پرورش بدهید تا برسد به عرصه تولید و وقتی به این سن می‌رسد به دلیل شرایط اقتصادی آن را بفروشید. اما کسی آن را به قیمت مناسب نمی‌خرد. دامدار راهی جز این ندارد که این گاو را ببرد روی ریل کشتارگاه و لاشه آن را بفروشد. دامداری که برای یک گاو شیری تا زمانی که به عرصه تولید برسد حدود 50 میلیون تومان هزینه کرده است. حالا باید همان گاو را با قیمت 25 میلیون تومان بفروشد» در مناطق مختلف کشور وضعیت موجود موجب تعطیلی دامداری‌های بسیاری شده است، مجید شریفی می‌گوید: « یکی از دوستانم که از سال 85 با ده راس گاو کار دامداری را شروع کرد و به سختی توانست گله را برساند به 60 راس گاو مولد با ژنتیک بسیار عالی، متاسفانه همه را کشتار کرد و الان یک گاوداری که باید 5-6 نفر در آن مشغول به کار بودند، تعطیل شده است. گاوداری مثل مرغ‌داری نیست که اگر بحرانی پیش آمد با یک برنامه‌ریزی بگوییم 50 روز بعد هم گوشت مرغ داریم هم تخم‌مرغ، گاوداری اگر از بین برود 5-6 سال سخت زمان می‌برد تا دوباره احیا شود»
تبعات تعطیلی دامداری‌ها به همین جا ختم نمی‌شود، پناهی‌ها به نکته‌ای اشاره می‌کند که می‌توان آنرا جزء اثرات بلندمدت شرایط امروز دامداران دانست: «کسانی که دامداری خود را تعطیل می‌کنند، سرمایه‌شان را از بخش تولید کشور خارج می‌کنند و این اتفاق باعث ایجاد تورم در یک بخش دیگر می‌شود. در خوشبینانه‌ترین حالت فرد سرمایه خود را از کشور خارج می‌کند، اما در این سال‌ها ما شاهد بودیم که تولیدکنندگان سرمایه‌شان را وارد ساختمان‌سازی یا دلالی می‌کنند»
بی‌توجهی به تولید
پناهی‌ها به موضوع دیگری اشاره می‌کند که می‌تواند مصداق جمله او درباره خراب بودن آینده دامداری کشور باشد: «ما جزء 5 کشور برتر دنیا از نظر خلوص ژنتیکی دام بودیم، 55 سال است که صنعت گاو شیری در ایران به بهترین شکل ممکن فعال است. تا سه سال پیش به خلوص 99.9 درصد هم رسیده بودیم و گله های ما قابل رقابت با کشورهای بزرگ دنیا بود. 50 سال طول کشید تا به خلوص ژنتیکی برسیم. 30 سال طول کشید تا دامداران با دست و پنجه نرم کردن با مشکلات این صنعت را رونق دهند. اما امروز هم دامدار را از دست دادیم هم ژنتیک مرغوب دام را و هم خود دام را. چند سال زمان می‌برد تا کسی با تجربه دامدارانی که الان دامداری‌شان را تعطیل می‌کنند دوباره سر کار بیایند. یا دوباره یک ژنتیک مرغوب برگردد و دام دوباره رشد کند و به عرصه تولید برسد. این وضعیت حداقل برای هر دام 20 سال طول خواهد کشید» شاید دولت بنا را به بازگشت به روزهای نه چندان دور گذاشته که اینطور نسبت به اثرات بلند مدت این وضعیت بی‌توجه است، روزهایی که مجید درباره آن می‌گوید: «از دوران کودکی خاطره صف شیر و پنیر دانمارکی را داریم. با این وضعیت ایران که در نتیجه سی سال تلاش دامداران توانست صادر کننده مواد لبنی شود، به زودی تبدیل به وارد کننده می‌شود. در صورتی که تولید کننده برای تولید تلاش می‌کرد، اما دولت با سوء مدیریت او را زمین زد» پناهی‌ها معتقد است این بی‌توجهی‌ها به مشکلات تولیدکنندگان به دلیل بی‌اهمیت بودن مقوله تولید در ذهن سیاستگذاران است: «دسترسی دامدار به منابع و تاسیساتی که مورد نیاز است برای دامداری، در سال‌های اخیر محدود شده و با مشکلاتی مواجه است. ما اگر بخواهیم بنز یا هر ماشین لوکس و سواری دیگری خریداری کنیم ظرف یک تا دو ساعت قابل تهیه است و ظرف چند روز به دستمان می‌رسد. اما برای خرید ادوات کشاورزی و دامپروری باید 6 ماه در نوبت باشیم. اتومبیلی که تنها کاربری آن چرخ زدن در خیابان است به راحتی در دسترس است اما ماشینی که در چرخه تولید مورد استفاده تولید کننده است 6 ماه طول می‌کشد تا به دستش برسد. این نشان می‌دهد تولید آنقدر که گفته می‌شود در اولویت نیست»
این روزها فقط دام‌های مولد نیستند که زیرتیغ می‌روند و سرنوشتشان ریل کشتارگاه است، در بخش پرورش طیور هم مرغ‌های تخم‌گذار به دلیل افزایش بی‌سابقه نرخ نهاده‌ها به کشتارگاه می‌روند. فعالان این صنعت هشدار می‌دهند زیانی که به سرمایه‌های دام و طیور کشور وارد می‌شود، در بلند‌مدت جبران‌ناپذیر خواهد بود، اما سیاست‌گذار نشان داده که گوش شنوایی ندارد.

فعلا خاموشی نداریم

وزیر نیرو با اعلام اینکه همه نیروگاه‌ها در مدار هستند و با ظرفیت کامل برق تولید می‌کنند گفت: در شرایط فعلی خاموشی نداریم. به گزارش وزارت نیرو، رضا اردکانیان گفت: نیاز مصرف روز پنجشنبه برق بیش از ۶۳ هزار و ۹۹۹ مگاوات بود، اوج بار روز چهارشنبه ۶۵ هزار مگاوات و در روز سه شنبه ۶۶ هزار مگاوات بود و پنجشنبه هفته گذشته اوج بار شبکه حدود ۶۶ هزار و ۳۰۰ مگاوات بود که ۴۰ درصد آن را دستگاه‌های سرمایشی استفاده کردند.
اردکانیان گفت: گاهی اتفاق‌های پراکنده که در کشور رخ می‌دهد موجب قطعی برق است، یکی از آن‌ها در منطقه تهرانپارس تهران رخ داد که بر اثر آن یکی از ترانسفورماتورهای ۴۰۰ کیلووات دچار حریق و موجب خاموشی شد و نیروهای وزارت نیرو برای رفع مشکل بلافاصله وارد عمل شدند. با رخدادهای غیرقابل پیش بینی مواجه شدیم، به طور مثال از اواخر خرداد تا اواسط تیر، نیروگاه اتمی بوشهر از مدار خارج شد و هر روز ۲۴ میلیون کیلووات ساعت انرژی را از دست دادیم. در مدتی که فعالیت نیروگاه بوشهر متوقف شده بود، روزانه ۲۴ میلیون کیلووات ساعت انرژی از دسترس خارج می‌شد، اما با تلاش دست‌اندرکاران سازمان انرژی اتمی، این نیروگاه به مدار تولید بازگشت. همکاری صنایع بزرگ با صنعت برق باعث کاهش بار مصرفی شد و فشار زیادی از شبکه برداشته شد. صنایعی که در این مدت انرژی مصرف نکنند، در آینده به همین اندازه، برق رایگان دریافت می‌کنند.

وداع با میراث زنده نقالی و پرده‌خوانی

درویش محمود مداح، نخستین حاملِ زنده میراث ناملموس آیین سنتی نقالی، پرده‌خوانی و روضه‌خوانی استان اصفهان بر اثر بیماری قلبی درگذشت. محمدحسن طالبیان، معاون میراث فرهنگی کشور با تایید درگذشت این استاد پرده‌خوانی، گفت: استاد درویش محمود مداح و برادرشان استاد درویش علی از نخستین حاملان زنده میراث ناملموس فرهنگی استان اصفهان بودند که در اسفندماه ۱۳۹۶ همزمان با ثبت ملی هنر پرده‌خوانی و روضه‌خوانی در شهر تاریخی وزوان از توابع شهرستان شاهین‌شهر و میمه در فهرست آثار ناملموس، فهرست حاملان زنده میراث ناملموس مزین به ثبت نام آن‌ها شد. او افزود: شادروان استاد درویش محمود مداح و برادرشان با تلمذ در مکتب پدر و اجداد خویش، همچون درویش خدابخش، درویش حسینعلی و درویش یدالله، عمر پربار خود را با بیانی رسا و آهنگین در حفاظت و صیانت از هنر نقالی و روایت پرده‌خوانی واقعه‌های مذهبی به‌ویژه واقعه عاشورا گذراندند.

آتش‌سوزی گسترده در جنگل‌ها «نارک»

کهگیلویه و بویراحمد رئیس اداره منابع طبیعی و آبخیزداری گچساران از آتش‌سوزی گسترده در جنگل‌ها و مراتع ارتفاعات منطقه نارک این شهرستان خبر داد. مجید نظری به ایسنا توضیح داد: «این آتش‌سوزی از ساعت ۲۳ شب جمعه شروع شده است. هم اکنون حدود ۸۰ نفر نیرو در حال تلاش برای مهار آتش در این منطقه هستند، برای مهار به موقع و سریع‌تر درخواست کمک دارم.»او ادامه داد: «به جهت سخت گذر بودن منطقه، برای کنترل و مهار به موقع و سریع‌تر آتش‌سوزی درخواست بالگرد داده ایم که یک فروند بالگرد در حال اعزام به منطقه است.»به گفته نظری هنوز علت این آتش‌سوزی معلوم نیست و میزان خسارات وارده نیز پس از مهار آتش مشخص می‌شود. عمده پوشش جنگلی منطقه نارک که دچار آتش‌سوزی شده بلوط و زالزالک است.
آتش جنگل‌های دامغان مهار شد
همزمان با این اتفاق دیروز رئیس اداره منابع طبیعی دامغان خبر داد که آتش‌سوزی که از شب جمعه در منطقه سیاه‌کاله چنگی آغاز شده بود با تلاش ماموران منابع طبیعی و یگان حفاظت خاموش شد. علی‌اکبر عباسی‌راد به مهر گفت: «این آتش‌سوزی از ساعت 23 روز پنج‌شنبه آغاز شد و پس از دریافت گزارش تیم اطفای حریق یگان حفاظت منابع طبیعی به محل وقوع حادثه در شمال شهر دیباج اعزام شدند و در نهایت پس از چهار ساعت تلاش امدادگران، آتش مهار شد. به گفته او وقوع این آتش‌سوزی به برخی درختان سیاه بید خسارت وارد کرد اما با حضور عوامل یگان حفاظت با داشتن تجهیزات و امکانات از سرایت آتش به دیگر درختان و مراتع جلوگیری شد.

22 استان در معرض فرسایش بادی

فرسایش بادی همچنان یکی از پدیده‌های مهم محیط زیستی در کشور است. چنان که ۱۴ میلیون هکتار از عرصه‌های کشور در شرایط بحرانی فرسایش بادی قرار دارد. فرسایش بادی موضوعی جدید نیست و سال‌هاست که مسئولان در کشور درباره آن هشدار می‌دهند. سال 98، معاون وقت دفتر بیابان سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور گفته بود که فرسایش بادی در کشور سالانه حدود پنج هزار میلیارد ریال خسارت اقتصادی و محیط زیستی به بارمی‌آورد. بنا به اعلام سازمان جنگل‌ها فرسایش بادی از سال ۸۹ تا ۹۶ در حدود ۲۷ هزار میلیارد ریال به بخش‌های مختلف مانند اراضی کشاورزی و زراعی، خطوط ریل راه‌آهن، فرودگاه و جاده‌ای و زیرساخت‌های شهری و روستایی خسارت وارد کرده است. عددی که حالا در سال 1400 حتما بیشتر هم شده است.

انتشار نتایج مطالعات کانون‌های بحرانی نشان می‌دهد ۱۸۷ منطقه کشور در ۲۲ استان به‌ اصطلاح بیابانی کشور تحت تاثیر فرسایش بادی هستند که وسعت این مناطق ۲۹.۵ میلیون هکتار است و ۲۳۷ کانون بحرانی فرسایش بادی با وسعت حدود ۱۴ میلیون هکتار در این محدوده وجود دارد. به گزارش ایسنا، براساس آخرین اعلام سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری، حدود ۲ میلیارد تن در سال فرسایش خاک در ایران رخ می‌دهد درحالی‌که به‌طور متوسط در اقلیم خشک و بیابانی ایران ۷۰۰ تا ۱۰۰۰ سال طول می‌کشد تا یک سانتی‌متر خاک تشکیل شود. براساس اطلس مناطق بیابانی بیش از ۸۸ درصد از کشور می‌تواند تحت تاثیر بیابان‌زایی قرار گیرد و مطابق بررسی سال ۲۰۱۸، ۳۷ میلیون هکتار از عرصه کشور در معرض تخریب سرزمین قرار دارد همچنین ۲۲ استان کشور با ۲۹.۵ میلیون هکتار وسعت در ۱۸۷ منطقه، تحت تاثیر فرسایش بادی قرار دارد و ۲۳۷ کانون بحران به وسعت ۱۳ میلیون و ۹۰۰ هزار هکتار وجود دارد و بر اثر هجوم شن‌های روان سالانه ۳۰ هزار میلیارد ریال به زیرساخت‌های ریلی، جاده‌ای و کشاورزی و دیگر بخش‌ها خسارت وارد می‌شود. به گفته برخی کارشناسان از جمله پرویز گرشاسبی، معاون آبخیزداری، امور مراتع و بیابان سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور، «سدسازی غیر‌اصولی» از عوامل مهم بیابان‌زایی در ایران است که متوسط فرسایش خاک در آن سالانه ۱۶.۴ تن در هکتار و متوسط فرسایش بادی نیز سالانه ۳۰ تن در هکتار است و چنانچه تغییری در سیاست‌های فعلی رخ ندهد و ما همچنان با گسترش سدسازی‌ها، افزایش سطح زیر‌کشت و عدم مدیریت آب در کشور مواجه باشیم، در آینده‌ای نزدیک نه تنها به سمت بیابانی شدن حرکت خواهیم کرد بلکه دشت‌های بزرگ و تولیدی کشور نیز از چرخه خارج خواهند شد. منوچهر گرجی، رئیس انجمن علمی خاک، در یک برنامه رادیویی با اشاره به اینکه پدیده گرد و غبار مانند فرسایش آبی محدودیت ندارد و می‌تواند هزاران کیلومتر منتقل شود، گفت: ایران کشوری فرسایش خیز است و از نظر فرسایش آبی و بادی تقریبا رتبه‌های اول را در دنیا دارد و فرسایش آبی و بادی سالانه میلیاردها دلار هزینه به کشورمان تحمیل می‌کنند و کسی هم توجه چندانی به این موضوع نمی‌کند. توسعه کشور منافاتی با حفظ محیط زیست ندارد. اینکه برنامه‌های توسعه‌ای ما باعث مشکل‌دار شدن محیط زیست می‌شود به خاطر اشتباه بودن روش‌ها و شیوه‌های اجرای برنامه‌ها است.
رئیس انجمن علمی خاک تاکید کرد: برای جلوگیری از تشدید فرسایش خاک باید برای پرورش دام، کشت گیاهان، جنگل‌ها و مناطق صنعتی و معادن روش‌های خاص و متفاوتی را به کار ببریم. در مناطقی همچون سیستان و بلوچستان و قسمت‌هایی از خوزستان، زمین‌ها منشا گرد‌و‌غبار هستند و اصلی‌ترین دلیل آن ترددهای بی‌رویه دام‌ها و انسان‌ها و خودرو و موتورها است بنابراین محدودیت ترددها می‌تواند مشکلات ناشی از فرسایش بادی از جمله گرد و غبار را کاهش دهد.
گرجی با بیان اینکه سالانه میلیاردها دلار بابت فرسایش خاک خسارت می‌پردازیم درصورتی‌که می‌توان درصدی از این پول را برای پیشگیری و جاده‌سازی‌های مناسب و مسائل عمرانی مربوط به خاک اختصاص داد، اظهار کرد: کلیه وزارتخانه‌ها موظفند بودجه‌ای را برای اصلاح خاک بعد از اجرای پروژه‌ها در نظر بگیرند.
فرسایش خاک برای طبیعت مفید است
محمود عرب‌خدری، معاون پژوهشکده حفاظت خاک و آبخیزداری هم در یک برنامه رادیویی با بیان اینکه فرسایش پدیده مفیدی برای طبیعت است، اظهار کرد: اگر خاک جابه‌جا نمی‌شد در حال حاضر دشت‌های حاصلخیز در طول این میلیون‌ها سال نداشتیم اما اگر میزان این جابجایی خیلی زیاد و شدید شود خاک از محل اصلی خود خارج و منجر به ایجاد گرد و غبار، سیلاب و … می‌شود. او در ادامه گفت: سطح زمین توسط یک لایه‌ای پوشانده شده که به آن خاک می‌گویند و با هرگونه جابه‌جایی خاک از قسمتی به قسمتی دیگر توسط باد یا آب فرسایش صورت می‌گیرد این در حالیست که عوامل انسانی فرسایش خاک را تشدید می‌کنند.
این استاد دانشگاه بخشی از فرسایش خاک را ناشی از فعالیت‌های کشاورزی دانست و گفت: شخم زدن زمین، پوشش گیاهی را از بین می‌برد و متاسفانه شیوه شخم زدن و ماشین‌آلات کشاورزی در کشور ما مناسب نیستند و باعث تشدید فرسایش می‌شوند. از زمانی که ماشین‌آلات جدید به‌ویژه تراکتور وارد حوزه کشاورزی شدند شخم زدن زمین‌های پرشیب کشاورزی افزایش یافت اما ما هم نتوانستیم فناوری‌های جدید را همزمان با روستاییان به اشتراک بگذاریم. معاون پژوهشکده حفاظت خاک و آبخیزداری با تأکید بر اینکه شخم زدن زمین‌های بالای ۱۲ درصد باید بر اساس قانون ممنوع است و هر کسی که این زمین‌ها را شخم زد، جریمه شود گفت: این مهم، نیاز به قوه قهریه و فراهم کردن تمهیداتی دارد که در این حوزه هم ضعیف هستیم. او ادامه داد: بیش از ۵۰ درصد لغزش‌ها در حاشیه جاده‌ها اتفاق می‌افتد. ملاحظات حفاظت خاک در دستگاه‌های دولتی وجود ندارد و متاسفانه قانون در این زمینه مسکوت مانده و وزارت جهاد کشاورزی هم در این حوزه ضعیف عمل کرده است. این استاد دانشگاه از روش‌های تأمین آب هم انتقاد کرد و گفت: درست است که ما محدودیت آبی داریم اما هزاران روش هم وجود دارد که بتوان با آن در مصرف آب صرفه جویی کرد اما ما به سراغ انتقال آب دریا رفتیم که هزینه و تبعات زیادی دارد و باعث فرسایش خاک می‌شود. مسعود منصور، رئیس سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور، ماه گذشته با اشاره به اینکه بر اساس ارزیابی‌های صورت گرفته اجرای عملیات آبخیزداری و آبخوان‌داری در هر هکتار در سال باعث استحصال سالانه ۳۱۱ متر مکعب آب و کاهش حدود یک تا دو تن فرسایش خاک می‌شود، خواستار تخصیص هر چه سریع‌تر اعتبار آبخیزداری به این سازمان شد و گفت: در نیمه دوم سال امکان اجرای پروژه‌های آبخیزداری وجود نخواهد داشت همچنین طی سه سال اخیر سازمان جنگل‌ها بودجه‌ای جداگانه از محل صندوق توسعه ملی برای اجرای پروژه‌های آبخیزداری و آبخوان‌داری در اختیار داشت اما متاسفانه طی امسال بودجه‌ای برای این فعالیت از محل صندوق توسعه ملی در نظر گرفته نشده است.