آیا اقدامات مدیریت شهری پنجم سبب مشارکت بیشتر مردم در تغییرات تهران شد؟دانستن و توانستن: شفافیت و مشارکت در شهرآگاهی از شهر زمانی به تغییر در شهر خواهد انجامید که نظام مشارکت وجود داشته باشد و شهروندان حق دادخواهی جمعی نسبت به تغییرات محیط زندگی یا کیفیت بد زیست شهری را دارا باشند

سه شنبه 25 خرداد 1400

در سامانه شفافیت شهرداری تهران و سامانه جامع مصوبات شورای اسلامی شهر تهران، اطلاعات متعددی قرار گرفته است از جمله اطلاعات قراردادهای بالای 45 میلیون تومانی، اطلاعات طرح تفصیلی، اطلاعات کارکنان و مدیران شهرداری، اطلاعات ماموریت‌ها و سفرهای کارکنان و مدیران شهرداری و اعضای شورای شهر، گزارش‌های 137 و 1888، اطلاعات طرح ترافیک خبرنگاران، اطلاعات کیوسک‌ها و بازارها، اکسل بودجه،گزارش‌های تفریغ بودجه، مصوبات شورا، طرح‌ها و لوایح ارائه شده، امکان ارائه نظرات مردمی بر روی طرح‌ها و لوایح، امکان ارائه طرح مردمی، پیشخوان صحن شورا، الزامات شهرداری و میزان تاخیرهای انجام شده، قوانین پشتیبان .

به تعبیری«دانستن حق مردم است» و به تعبیری دیگر«دانایی توانایی است» یا به بیان میشل فوکو، فیلسوف فرانسوی: «دانش قدرت است» اما توانایی در کنش و در حاکم بودن در حق تعیین سرنوشت در محیط زندگی رخ می‌دهد و خود را نشان می‌دهد و به بیان فردریش انگلس، اندیشمند شهیر آلمانی:«پروسه شناخت، پروسه تغییر است» و این شناخت در city changer بودن و دگرگون کنندگی شهر خود را نشان خواهد داد.
شهر محل تولید فضا و زندگی روزمره است، شهر پدیده‌ای شی واره نیست که تنها از آن آگاهی‌های کمی و بیرونی حاصل شود و این آگاهی بتواند حس مشارکت را تأمین کند.
«آگاهی بنیان رهایی است» اما «این زندگی است که آگاهی را می‌‌سازد نه بالعکس»(ایدئولوژی آلمانی،کارل مارکس و فردریش انگلس).
اینکه در شهر و در محیط زندگی شهروندان اتفاقاتی رخ دهد و شهروندان نه بر آن آگاه باشند و نه اراده‌ای بر اثر به آن داشته باشند اما اطلاعاتی از شهر در سامانه‌ها باشد که نتواند منشأ تغییر واقعی در شهر باشد، ما با اعلامِ مشارکت مواجه هستیم و نه اعمالِ مشارکت.
به تعبیر اندی مری فیلد در مقاله «همه مردم می‌آیند» ، آنچه تغییر را می‌سازد نه دنیای مجازی که حضور واقعی مردم در میدان است.
وقتی هانری لوفور فیلسوفِ شهر، از participation (مشارکت) به عنوان یکی از وجوه اصلی حق به شهر(the right to the city) می‌گوید ، وجه دیگر و پیوسته ی آن occupation (تخصیص) است که شامل زیر مجموعه‌های occupy(تصرف)، access(دسترسی) و use(استفاده) است.
در شرایطی که نه حقوق مالکانه افراد در طرح‌های توسعه شهری در نظر گرفته می‌شود، نه حقوق جمعی(collective right) در حوزه‌های مختلفی نظیر محیط زیست، میراث‌فرهنگی، خط آسمان،دید به منظر، نما، حق توسعه وجود دارد، نه افراد حق تولید فضا و تصرف در شهر را دارند، نه حق دادخواهی جمعی موجود است، دانستن به توانستن راه نمی‌برد و در سطح آگاهی انتزاعی باقی می‌ماند.
آگاهی از شهر زمانی به تغییر در شهر خواهد انجامید که نظام مشارکت وجود داشته باشد، امکان اعمال اراده شهروندان وجود داشته باشد، شهروندان حق دادخواهی جمعی نسبت به تغییرات محیط زندگی یا کیفیت بد زیست شهری را دارا باشند و این آگاهی در مقیاس محیطی و محلی در کنار امکان نظردهی بر روی پروژه‌ها و طرح‌ها به وجود بیاید و نظام برنامه‌ریزی و طراحی شهری مشارکتی شود.
برنامه‌ریزی و طراحی شهری که نه نظر تشکل‌های کارگری را می‌گیرد، نه اتاق اصناف را، نه اتاق بازرگانی، نه نظامات مختلف حرفه‌ای، نه سازمان‌های مردم نهاد و نه چهارچوب‌های مشارکتی را با مردم برقرار می‌سازد و در دفتر و نهایت با پرسشنامه و برداشت کالبدی و چند گفتگوی پراکنده تهیه می‌شود، امکان مشارکت را فراهم نمی‌کند و آگاهی از خروجی آن هم تاثیر چندانی بر مشارکت و حس«توانستن» ندارد.

سامانه شفافیتشفافیتشهرداری تهرانشورای اسلامی تهرانمشارکت در شهر
مطالب مرتبط
زاکانی، نامزد انتخابات ریاست جمهوری و شهردار منتخب تهران در دیدار با دانشجویان دانشگاه تهران:در عمرم به دنبال هیچ مسئولیتی نبودم
تکلیف شهردار تهران چهارشنبه مشخص می‌شودساختمان«بهشت» سهم چه کسی است
سوگل دانائیسوگل دانائی
نگاهی به گفته‌های شهردار تازه تهران پیرامون قیمت واقعی بلیط متروچوب جادویی حمل‌و‌نقل عمومی
نفیسه آزادنفیسه آزاد
اعضای پارلمان شهری تهران از کلیات لایحه بودجه انتقاد کردندبودجه شهرداری اجتماعی‌تر نشد

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *