بایگانی مطالب نشریه
|پیام ما| زاکانی شهردار تهران، توده پنج کیلومتری متان که ناسا تصویر آن را بر فراز آرادکوه ثبت کرده دروغ خوانده و گفته است که «هنوز از سوی دستگاههای بالادستی چیزی به ما اعلام نشده است». یک هفته پیش از او مدیرعامل سازمان مدیریت پسماند تهران هم واکنشی مشابه به گزارش ناسا داشت: «هنوز چیزی به صورت مکتوب به ما نرسیده و موضوع خبر است و این بحث نیازمند بررسیهای بیشتر است.» اداره کل ملی هوانوردی و فضایی ایالات متحده، ناسا، 12 روز پیش گزارشی از شناسایی 50 ابر ساطعکننده گاز متان منتشر کرد که یکی از آنها در تهران است. این نقاط داغ به وسیله یک طیفسنج تصویربرداری در ایستگاه فضایی بینالمللی رصد شده و سازمان محیط زیست ایران هم آن را پذیرفته اما شهردار تهران و مدیران دیگر این سازمان همچنان در انتظار «گزارشی مکتوب از سوی دستگاههای بالادستی» هستند.
شناسایی منابع متان، میتواند قدمی کلیدی در روند مقابل با گرمایش جهانی باشد اما شهردار تهران همچنان در انتظار گزارشی کتبی است که گزارش ناسا را تایید کند
علیرضا زاکانی شهردار تهران، دیروز در آخرین واکنشها به گزارش ناسا درباره ابر ۴.۸ کیلومتری متان، در جمع خبرنگاران گفت: «هنوز از سوی دستگاههای بالادستی چیزی به ما اعلام نشده است و البته ناسا همه چیزش دروغ است و این هم دروغ است.» پیش از او مهدی عزیزی، مدیرعامل سازمان مدیریت پسماند تهران نیز این گزارش را تکذیب کرده و گفته بود: «هنوز چیزی به صورت مکتوب به ما نرسیده و موضوع خبر است و این بحث نیازمند بررسیهای بیشتر است. اقدامی که در کهریزک منجر به تولید گاز متان شود انجام نمیدهیم.» به گفته او البته «محلهای مختلفی در کهریزک وجود دارد که میتواند عامل این موضوع باشد»، هرچند تایید آن منوط به «گزارش مکتوب» است.
این تکذیبیهها در حالی است که، در روزهای گذشته پیام جوهرچی، معاون دفتر مدیریت پسماند سازمان حفاظت محیط زیست با اشاره به گزارش ناسا درباره سایت آرادکوه که پیش از این هم خبرساز بوده است، به ایسنا گفت: «مراکز دفن قدیمی بهطور قطع قابلیت دفع گاز متان را دارند و نمیتوان این موضوع را حاشا کرد. در کشورهای پیشرفته برای طراحی محل دفن پسماند استحصال گاز دارند تا بهعنوان یک منبع انرژی از آن در نیروگاهها استفاده کنند.»
او افزود: «ما از دو سال گذشته دستور کار طراحی محل دفن زباله را به این شیوه ابلاغ کردیم که باید محل دفنهای زباله جدید و براساس ضوابط و دستورالعمل ابلاغی سازمان محیط زیست ساخته شوند. به عبارتی لولهگذاریهایی برای خروج گاز متان و استحصال انرژی از متان صورت بگیرد. اگر این کار انجام شود چنین مواردی رخ نمیدهد.
به گفته جوهرچی محل دفن زبالههای کشور قدیمی هستند، بهطوری که ۶۰ تا ۷۰ سال از زمان احداث آنها گذشته است و تاسیسات لازم برای استحصال گاز از آنها وجود ندارد.
او البته حجم بالای گاز مشاهده شده توسط ناسا که به یک سایت دفن زباله نسبت داده شده، را مشکوک دانست و اضافه کرد: «شاید عکس در لحظهای که باد غالب بهصورت عمودی وزیده، گرفته شده باشد چراکه در بیشتر مواقع باد افقی میوزد. از سوی دیگر شاید تنها آرادکوه باعث این اتفاق نباشد بلکه گاوداریهای عمده در منطقه میتواند مزید بر علت شده باشند.»
یک هفته پیش نیز حسین حیدریان، مدیر مجتمع پردازش و بازیافت زباله آرادکوه نیز به رکنا گفت: «گزارش وجود ابر غول آسای گاز متان بر فراز آسمان جنوب تهران، خطری برای شهروندان ندارد.»
او از سوی دیگر بررسی گزارش ناسا را ضروری دانست و چنین توضیحی داد: «ناسا، برای تشخیص گاز متان، روش طیفسنجی را انتخاب کرده است که برای اندازهگیری آلایندههای معدنی استفاده میشود. حالا اینکه چقدر ساختار متان شبیه آلایندههای معدنی مثل گرد و غبار است میتواند بر این گزارش تاثیر داشته باشد. دوم اینکه این روزها در تهران باد شدید و جریانات هوایی افقی و عمودی زیادی داریم؛ بنابراین متان متفرق خواهد شد و اینکه در طول 5 کیلومتر ابری متراکم تشکیل شود، کمی دور از ذهن است که باز هم تایید یا تکذیب آن، نیاز به بررسی بیشتر دارد.»
ناسا میگوید از زمان آغاز به کار تحقیقات منبع غبار معدنی سطح زمین در ماه جولای، بیش از 50 ابر غولآسای ساطعکننده متان در آسیای مرکزی، خاورمیانه و جنوب غربی ایالات متحده آمریکا شناسایی شده است. در این گزارش همچنین گفته میشود تودههای داغ متان برآمده از تاسیسات گسترده و زیرساختهای نفت و گاز و همچنین سایتهای بزرگ دفن زباله و زمینهای کشاورزی است که میزان انتشار متان از آنها بسیار بالاست. متان عامل تقریباً ۳۰ درصد افزایش دمای جهان تا به امروز است. شناسایی منابع متان، میتواند قدمی کلیدی در روند مقابله با گرمایش جهانی باشد. با دانستن موقعیت مکانی منابع بزرگ انتشار، یعنی تاسیسات، تجهیزات و زیرساختهای مرتبط، میتوان انتشار گازهای گلخانهای را به سرعت محدود کرد. با این همه شهرداری تهران دست روی دست گذاشته و همچنان در انتظار گزارشی کتبی درباره ابر غولآسایی است که در جنوب تهران گاز متان ساطع میکند.
سخنگوی شورای نگهبان دیروز در جریان یک نشست خبری، برای چهارمین بار از ایرادها و ابهامهایی خبر داد که بخشی از سوی این نهاد و بخشی دیگر از جانب هیات عالی نظارت مجمع تشخیص مصلحت نظام به یکی از مهمترین طرحهای مجلس یازدهم وارد شده است. ایرادها و ابهامهایی که نهتنها از منظر ۶ فقیه و ۶ حقوقدان شورای نگهبان به طرح موسوم به «شفافیت» وارد است، بلکه به باور اعضای هیات عالی نظارت مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز در این طرح و مصوبات نمایندگان مجلس دیده میشود.
شورای نگهبان روز گذشته برای چهارمین بار در ۶ ماه گذشته اعلام کرد که بهرغم اصلاح و رفع ایرادها و ابهامهای فراوان طرح «شفافیت قوای سهگانه و دستگاههای اجرایی و سایر نهادها» از سوی نمایندگان مجلس، هنوز ایرادها و ابهامهایی در این طرح وجود دارد. سخنگوی این شورا که پیش از این در سه نوبت، بهترتیب در ۲۳ خردادماه، ۲۵ تیرماه و ۵ مهرماه از تایید مصوبات مجلس در طرح «شفافیت قوای سهگانه و دستگاههای اجرایی و سایر نهادها» سر باز زده و تاکید کرده بود هم این نهاد متشکل از ۶ فقیه و ۶ حقوقدان و هم اعضای هیات عالی نظارت مجمع تشخیص مصلحت نظام معتقدند شماری از ایرادها و ابهامهای طرح مرتفع نشده و در نتیجه نمیتوانند حکم به تایید آن بدهند. مخالفتی که حالا در شرایطی در این ۶ ماه، مانع از تعیینتکلیف و تصویب طرح «شفافی تقوای سهگانه و دستگاههای اجرایی و سایر نهادها» شده که ماجرای شفافیت سیاسی و پارلمانی در جمهوری اسلامی و مخالفتها و موانعی که مانع از تحقق آن شده، از مدتها پیش از آغاز سال جاری آغاز شده است. سریالی کشدار که اگر ردش را بگیریم و بخواهیم به نقطه آغاز ماجراهایش برسیم، باید حتی تا میانه کار مجلس پیشین به گذشته بازگردیم.
سخنگوی شورای نگهبان: اکثریت ایرادهای طرح شفافیت قوای سهگانه و دستگاههای اجرایی و سایر نهادها برطرف شده ولی ایرادهای هیات عالی نظارت در خصوص این طرح در تمامی موارد کماکان بر قوت خودش باقی و به مجلس ارسال شده است
آغاز سریال شفافیت
یک سال پیش وقتی در آبانماه ۱۴۰۰ نمایندگان مجلس یازدهم سرانجام طرحی موسوم به «شفافیت آرای نمایندگان» را به صحن آوردند، بسیاری از ناظران و بهخصوص چهرهها و طیفهای نزدیکتر به جریان حاکم بر مجلس تصور میکردند بالاخره به نقطه پایان مسیر شفافسازی نزدیک شده و چیزی نمانده تا آنچه در جریان انتخابات اسفندماه ۹۸ شعارش را میدادند، محقق شود. اما وقتی نهتنها دومین ماه پاییز سال گذشته، بلکه دومین ماه زمستان آن سال هم از نیمه گذشت، نتایج آرای نمایندگان آنان را غافلگیر کرد. نمایندگانی که درست یک سال پیش از آن روزهای سرد و زمستانی بهمنماه ۹۹، در جریان رقابتهای انتخاباتی مجلس یازدهم در بهمنماه ۹۸، در حالی «شفافیت» را مهمترین شعار انتخاباتی خود قرار داده بودند که آنچه مدعی شفافیتش بودند، صرفاً رای خودشان بود و نه بیش از آن. همان آرایی که عمدتاً بهطور الکترونیک و در مواردی خاص همچون بررسی صلاحیت وزیران پیشنهادی بهشیوه دستی و کاغذی در صندوق رایگیری پارلمان میانداختند تا به این ترتیب، وظایف تقنینی و نظارتیشان را بجا بیاورند. محمدرضا صباغیان که از آن گروه کوچک نمایندگان دوره یازدهم است که در دوره دهم نیز حضور داشت، با وجود اینکه از اصولگرایان پارلمان است، اما با این نگاه محدود به مقوله «شفافیت» همراه نیست. او که از مخالفان کلیات طرح اولیه نمایندگان یعنی طرح «شفافیت آرای نمایندگان» بوده، به «پیام ما» میگوید: «علت مخالفتم این بود که شفافیتی که مدنظر شهروندان است، در آن طرح متبلور نبود. جامعه عمدتاً به شفافیت مالی و حقوقی توجه دارد اما طراحان آن طرح بیشتر بر مسائل فرعی تمرکز کرده و میخواستند صرفاً آرای نمایندگان شفاف شود.» حال آنکه به باور صباغیان، «مردم میخواهند بدانند که بهعنوان نمونه وقتی فردی به پست و مقامی میرسد و مسئولیتی برعهده او قرار میگیرد، بهلحاظ وضعیت مالی و حقوق و مزایایی که دریافت میکند، در چه وضعیتی قرار دارد.»
غافلگیری در مسیر شفافسازی
سرانجام وقتی در نیمه بهمن ۹۹ نوبت به عمل رسید، بسیاری از همین نمایندگان مدعی شفافیت در یک رایگیری مخفی به طرحی که چند سال به تعریف و تمجید آن مشغول بودند و از ضرورت تصویب میگفتند، رای منفی دادند. همان طرحی که اصولگرایان و محافظهکاران از میانه کار مجلس دهم بهرغم آنکه در اقلیت بودند، به جریان انداختند تا آنطور که جریان رقیب مدعی بود، اصلاحطلبان و میانهروهای نزدیک به دولت روحانی را تحت فشار قرار دهند. آنچه اما جریان رقیب در فراکسیون امید در واکنش به طرح نمایندگان طیف اقلیت مجلس دهم ارائه کرد، طرحی بود که در صورت تصویب نه فقط رای نمایندگان، بلکه «قوای سهگانه» را بهسوی شفافیت هدایت میکرد. طرحی که البته وقتی تدوین شد که مجلس دهم به ماههای پایانی نزدیک میشد و در نتیجه به جایی نرسید. هرچند چنانکه اشاره شد اصولگرایان از همان ماههای پایانی مجلس دهم تا یکی، دو سال بعد که بالاخره این طرح در میانه پاییز ۹۹ در دستور کار صحن علنی مجلس یازدهم قرار گرفت، پیوسته از این میگفتند که خواهان شفافیتی هستند که رقیبِ اصلاحطلب برنمیتابد و پس میزند. صرفنظر از صحت و سقم این ادعا اما عملکرد نمایندگان اصولگرا در مجلس یازدهم کمکم حتی انتقادهای ضمنی و عمدتاً غیرمستقیم بدنه اجتماعی همین جریان سیاسی را نیز برانگیخت. انتقادهایی که بهخصوص وقتی به اوج رسید و علنی و آشکار شد که مجلس یازدهمیها به طرحی که این همه از آن سخن گفته بودند، رایی اندک دادند. آرایی که در نهایت زمینهساز تصویب طرحی که هدفش «شفافیت آرای نمایندگان» بود، نشد. در واکنش آنها که نمیخواستند یا شاید نمیتوانستند از این ادعا و شعار اصلی انتخاباتیشان عقبنشینی کنند، «سنگی بزرگ» را برداشتند و این بار از طرحی سخن گفتند که مشابه طرح فراکسیون امید مجلس دهم بهدنبال «شفافیت قوای سهگانه» بود و حتی شمولی بسیطتر نیز داشت. طرحی که فراتر از «شفافیت قوای سهگانه»، میخواست همچنین عملکرد «دستگاههای اجرایی و سایر نهادها» را نیز در اتاق شیشهای قرار دهد و شفاف کند.
چهارمین مخالفت با شفافیت
این بار اما نوبت به نهادی دیگر رسید که مانع از تبدیل این طرح به قانون شود؛ نهادی بهنام شورای نگهبان که البته بنابر وظایف قانونی و آنچه در راستای نظارت بر مصوبات مجلس از حیث انطباق با شرع و قانون اساسی برعهده داشته و دارد، عمل کرده و همین دیروز هم در آخرین واکنش به مصوبات مجلس و آخرین اقدامات نمایندگان در راستای اصلاح این مصوبات و رفعابهام از آن، بار دیگر از عدم تایید آن خبر داده است.
هادی طحاننظیف که پیش از این در چند نوبت و در چند نشست خبری و گفتوگوی تلویزیونی از «طرح شفافیت» و دلایل و مسائلی که مانع از تایید نهایی آن شده، صحبت کرده، دیروز در آخرین اظهارنظر در این رابطه تقریباً همان نکاتی را مطرح کرد که پیش از این نیز به زبان آورده بود. این حقوقدان شورای نگهبان دیروز از آخرین وضعیت این طرح پرماجرا خبر داده، در این رابطه گفته «اکثریت ایرادهای طرح شفافیت قوای سهگانه و دستگاههای اجرایی و سایر نهادها برطرف شده ولی ایرادهای هیات عالی نظارت در خصوص این طرح در تمامی موارد کماکان بر قوت خودش باقی و به مجلس ارسال شده است.» طحاننظیف گفته «هماکنون مصوبه مربوط به این طرح در اختیار مجلس است»، و تاکید کرده که «باید تعامل بیشتری بین مجلس و هیات عالی نظارت صورت گیرد تا ایرادهای هیات عالی نظارت در همین مرحله حل شود.» سخنگوی شورای نگهبان البته تاکید دارد که «در غیر این صورت هم مشکلی نیست و بنبستی در نظام حقوقی ما وجود ندارد» اما آنچه را که بهعنوان راهکار خروج از این بنبست مطرح کرده، این است که «مصوبه به صحن مجمع تشخیص مصلحت نظام خواهد رفت» تا این نهاد در راستای انجام مهمترین وظیفهاش – همان حل اختلافات احتمالی شورای نگهبان و مجلس باشد – اقدام کرده و تکلیف این طرح را روشن کند. راهکاری که اگرچه میتواند بنبست کنونی و مشکل پیش رو را از میان بردارد اما همزمان خود مشکلی تازه ایجاد خواهد کرد. چرا که این نهاد در این صورت باید در خصوص طرحی تصمیم بگیرد که خود دستکم با بخشی از آن مخالف است و این یعنی «تضاد منافع»؛ نکتهای که یک عضو کمیسیون شوراها و امور داخلی کشور در مجلس نیز به آن اذعان دارد.
محمدرضا صباغیان معتقد است با توجه به اینکه ظاهراً مهمترین ایراد طرح شفافیت که هنوز مرتفع نشده، ایرادی است که از سوی هیات عالی نظارت مجمع تشخیص مصلحت نظام وارد شده، یا باید نهادی جز مجمع در خصوص اختلاف موجود داوری کند یا باید بپذیریم که تضاد منافع در این قضاوت و داوری اثرگذار باشد. تاثیری که مشخصاً شان مجلس را متاثر کرده و جایگاه این نهاد انتخابی را که باید راس امور باشد، تضعیف میکند.
اما در حالی که سخنگوی شورای نگهبان پیشتر در توضیح بخشی از ایرادهایی که هیاتعالی نظارت مجمع تشخیص به طرح شفافیت قوای سهگانه وارد کرده، از جمله گفته بود مجمع تشخیص با این استدلال که این نهاد باید راساً نسبتبه تدوین و تصویب حدود و مختصات ساختاری، آییننامه داخلی و تدوین و تصویب قوانین ناظر بر عملکرد خود اقدام کند و نهادهای دیگر از جمله مجلس شورای اسلامی از این حق برخوردار نیستند که برای مجمع تشخیص مصلحت نظام قانونگذاری کنند، صباغیان معتقد است که این موضع صحیح نیست. این عضو کمیسیون شوراها و امور داخلی مجلس همچنین میگوید: «مجلس بهعنوان نهادی که منحصراً از حق قانونگذاری در همه امور کشور برخوردار است، حق دارد در صورت نیاز برای مجمع تشخیص نیز قانونگذاری کند.» صباغیان که معتقد است چنین استدلال و موضعی در خصوص حق قانونگذاری مجلس صحیح نیست، همچنین تاکید دارد که مخالفت با این طرح به دلایل مختلف صورت میگیرد اما از این حیث نمیتوان از مجلس ایراد گرفت. چرا که بهگفته او و آنطور که در قانون اساسی نیز مورد تاکید قرار گرفته، حق و وظیفه قانونگذاری در نظام حقوقی جمهوری اسلامی منحصراً در اختیار مجلس شورای اسلامی است. اظهارنظری از سوی یکی از نمایندگان پرکار مجلس یازدهم که اگر با نگاه و نظر اکثریت پارلمان همسو باشد، یعنی باید منتظر آنچه سخنگوی شورای نگهبان، «راهکار خروج از بنبست حقوقی» خوانده، باشیم؛ اینکه مجمع تشخیص در مورد اختلاف شورای نگهبان و مجلس داوری کند؛ آن هم در حالی که خود مخالف بخشی از این طرح است و همین مخالفت است که باعث شده شورای نگهبان از تایید مصوبه خودداری کند.
یکی از مهمترین رویدادهای بینالمللی در روزهای پیش رو در شرمالشیخ مصر در حال برگزاری است. بیست و هفتمین کنفرانس اقلیمی سازمان ملل شش تا هجده نوامبر با هدف رسیدگی به وقایع شدید ناشی از تغییر اقلیم مانند سیل و آتشسوزی و… و تقویت برنامه جهانی در راستای تابآوری و حمایتهای مالی در مواجهه با این ابرچالش محیط زیستی برگزار خواهد شد. انعقاد تعهدات الزامآورتر برای محدود کردن گرمایش جهانی و اقدامات اقلیمی انسانی و جامه عمل پوشانیدن به تعهدات و اجرایی کردن آنها در زمره آمال این کنفرانس قرار میگیرد؛ بهنحوی که پیش از این وزیر همکاریهای بینالمللی کشور میزبان بر اهمیت حمایتهای مالی و تحرک از تعهد به سمت اجرا تاکید ورزیده است. اجلاس فوقالذکر به ریاست سامه شکری، وزیر امور خارجه مصر و با حضور بیش از نود نفر از سران و صد و نود نفر از نمایندگان کشورها در جهت کاهش انتشار گازهای گلخانه ای و اجرا و قوت بخشیدن به اهداف Cop26 گام بر میدارد. البته میزبانان به حضور نهادهای مردمی و ارائه تجربیات جمعیتهای ملی مانند صلیب سرخ و هلال احمر تمایل نشان داده اند. ضمن اینکه جهان مدتهاست متوجه تغییر اقلیم و آثار سو طبیعی آن و پیامدهای اجتماعی و اقتصادی و… این چالش شده است، اما اقدامات قابل توجهی آنطور که باید صورت نپذیرفته است.
امید است که این اجلاس در راستای آگاهی و نحوه اطلاع رسانی افکار عمومی و به اشتراک گذاشتن پیامها مطالبات پژوهشگران و شهروندان با رهبران سیاسی و جلب توجهها به جوانب حقوقی و اقتصادی توسعه پایدار و متعهد ماندن به محدودیتهای دمایی مندرج در توافقنامه پاریس موفق عمل کند. علاوه بر تاکید بر اصلاح الگوی مصرف در بحث ارتقای امنیت انرژی کشورها بر تبادل دانش و فناوری و ایجاد فضاهای عادلانه بینالمللی و حمایت مالی برای نیل آنها به راهکارهای جایگزین، موثر واقع شود.
زیرا با وجود اینکه این اجلاس در سیامین سالگرد نخستین اجلاس مبتنی بر این موضوع در حال شکلگیری است، اما همچنان راهکارهای سازگاری و حفظ امنیت کمیاب است. ورای آنکه تغییر اقلیم در بسیاری از کشورها به دلیل مسائل داخلی و... اولویت نیست.
در توفیق اثربخشی تعهدات علاوه بر نقش پررنگ کشورهای عضو، صاحبان صنایع و کسب و کارها و سایر دولتها نیز مهم هستند.
خروجی مطلوب چنین اجلاسی به ویژه برای کشورهای شمال آفریقا و خاورمیانه که در برابر تغییر اقلیم آسیبپذیرتر هستند، علاوه بر افزایش آگاهی و تبادل علم و فناوری میتواند تغییرات نهادی گسترده مانند شکلگیری سازمانها و وزارتخانهها و… باشد.
هیئت اعزامی ایران شامل نمایندگان برخی دستگاههای مرتبط با تغییر اقلیم به ریاست دکتر علی سلاجقه، معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان حفاظت از محیط زیست است.
داریوش گلعلیزاده، سرپرست مرکز هوا و تغییر اقلیم در گفتوگو با خبرگزاریها از مکاتبه و نظر سنجی و کسب پیشنهاد از دستگاههای اجرایی خبر داده و اذعان داشته که ایران در این اجلاس به دنبال مطالبه گری است و قصد امضای سندی را ندارد.
ایران یکی از کشورهای تأثیرگذار و آسیبپذیر از تغییر اقلیم است. اما این مسأله آنطور که باید در اولویت اقدامات ایران نیست. در ایران مسئولیت مواجهه با تغییر اقلیم بر عهده سازمان محیط زیست بوده و کمیته فرعی تغییر اقلیم پانزده سال پیش شکل گرفته است.
عمدتاً به هنگام بروز معضلات ناشی از تغییر اقلیم مانند سیل و…. جمعیت هلال احمر به عنوان نخستین پاسخگو سوانح وارد عمل میشود. هرچند که میتواند در دریافت کمکهای بینالمللی از طریق اعتبارات صندوقهای کمکهای اضطراری فدراسیونهای بینالمللی جمعیتهای هلال احمر و صلیب سرخ و درخواست مشارکت و همکاری و یاریهای بینالمللی مفید واقع شود.
مواجهه با تغییر اقلیم صرفاً اقدام به هنگام بروز واقعه نیست این مسئله باید در بسیاری از تصمیمات و پروژههای ملی مورد توجه قرار گیرد آن هم در شرایطی که با تشدید بحرانهای ناشی از تغییر اقلیم و افزایش سطح تعهدات دولتها و فاصله گرفتن از سوختهای فسیلی شرایط نوینی پیش روی ایران خواهد بود.
کمتوجهی دستگاههای اجرایی به تغییر اقلیم و تحقق نیافتن انتظارات فعالان و پژوهشگران محیط زیست در این حوزه و قصورها و تخلفات محیط زیستی بیانگر نیاز وافر به توجه بیشتر به چالشیهای محیط زیستی و در صدر آن تغییر اقلیم است. اهداف و مطالبههای سازمان محیط زیست به عنوان زیر مجموعه قوه مجریه و متولی اصلی حفاظت از محیط زیست و اجرای اصل پنجاه قانون اساسی به نحوه شایستهای مورد نظارت مجلس قرار نمیگیرد.
موارد مذکور و فقدان انسجام مدیریتی به ویژه در دهه اخیر و ضعف ساختاری نظام حقوقی و وجود مشکلات اساسی حقوقی مانند نبود برنامه جامع توسعه پایدار آیندهنگرانه و قوانین موازی بیانگر عملکرد ناکافی سازمان محیط زیست است. با توجه به شأن و جایگاه حقوقی و اجتماعی وزارتخانه در نظام سیاسی کشور و آن چه مسئولیتپذیری نسبت به نسلهای آتی ایجاب میکند تشکیل وزارت محیط زیست و تغییر اقلیم یک ضرورت خواهد بود.
انسداد ارتباطی، مانع توسعه ایران
«سببشناسی توسعهنیافتگی و اندیشه پیشرفت و تحولات جدید ایران» موضوع نشستی بود که چهارشنبه گذشته از سوی موسسه تحقیق و توسعه برای صنعت احداث و انرژی در محل ساختمان جامعه مهندسان مشاور ایران برگزار شد. بیش از 80 نفر از اعضای بخش خصوصی در این نشست شرکت کردند. هادی خانیکی، استاد علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی و احمد آل یاسین، مهندس عمران و پژوهشگر توسعه در کنار فریدون مجلسی، دیپلمات اسبق و بهروز گتمیری استاد بازنشسته عمران دانشگاه تهران سخنرانان حاضر در این نشست بودند. در این جلسه موضوع توسعهنیافتگی انسانی و فرهنگی ایران از بعد تاریخی، سیاستگذاری و اجرا مورد بررسی قرار گرفت. گزارش «پیام ما» از این نشست در ادامه میآید.
نظام بسته ارتباطی و اطلاعاتی عامل توسعهنیافتگی
هادی خانیکی، پژوهشگر علوم ارتباطات و توسعه در این جلسه با اشاره به کتاب اندیشه پیشرفت و تحولات جامعه ایران که بازخوانی از مطالعات مجید تهرانیان در حوزه توسعه و فرهنگ ارتباطات است، مشکل و ریشه توسعهنیافتگی امروز ایران را مشابه گذشته آن در نظام بسته ارتباطات دانست. خانیکی گفت: «بسته بودن راههای ارتباطی بین مردم و حکومت، مردم و گروههای اجتماعی و گروههای اجتماعی با یکدیگر سبب میشود که افراد جامعه حرف همدیگر را نفهمند و جامعه در شرایط انقلابی قرار بگیرد.»
هادی خانیکی: « توسعه یعنی بالا بردن ظرفیتهای معنوی و مادی نظام ملی که نتیجه آن رسیدن به مدارای بیشتر، دروغگویی کمتر، همدردی بیشتر و سرمایه اجتماعی بیشتر است
خانیکی با اشاره به پژوهش تهرانیان در سال 1355 آنچه که ایران امروز درگیر آن است را همان مسائل، شکافها و تنگناهای 46 سال پیش دانست و گفت: «این ویژگیهای نظام بسته ارتباطی و اطلاعاتی است که ما امروز هم با عوارض آن در سیاستگذاری و اجرا دست و پنجه نرم میکنیم. رشد فرهنگ پنهانکاری در نظام اداری و ضایع شدن شفافیت، پرهیز از گفتوشنود، دخالتهای نسنجیده و غیرحرفهای در کار آفرینشهای علمی، پرهیز از شناسایی مسائل اجتماعی از راه انتشار یافتههای پژوهشی، ناشکیبایی در برابر انتقاد و ناتوان از انتقاد سازنده، رشوهخواری و چاپلوسی بیاساس، ناشکیبایی در برابر طنز اجتماعی برای شناخت مسائل اجتماعی (مشابه آنچه بر سر روزنامه توفیق آمد)، پرهیز از صراحت در گفتار، پرهیز از اعتراف به اشتباه و دست برداشتن از نصیحت، فرار از مسئولیت با فرافکنی، فرهنگ خودفریبی، فرهنگ آساننمایی مشکلات اجتماعی، فرهنگ دسیسهبازی و بدهبستان، فرهنگ قرطاسبازی به جای ارتباط موثر، فرهنگ لفاظی همه چیز در خطابه و رسانههای رسمی و در نهایت فرمالیسم در ارتباطات اجتماعی به معنای این است که فهم عمیق از رفتار مخاطب رخ نمیدهد و افراد متوجه یکدیگر نمیشوند.»
فریدون مجلسی: دانش، راهکار جایگزین برای زمانی است که راههای معمول دستیابی به توسعه به بنبست رسیده است
خانیکی تصریح کرد: «اینها همگی مواردی است که از سالها پیش به لایههای فرهنگی ما نفوذ کرده و هنوز هم به شدت ادامهدار است و جامعه با آن دست و پنجه نرم میکند. توسعه از نظر تهرانیان به گفته خانیکی بالا بردن ظرفیتهای معنوی و مادی نظام ملی است که نتیجه آن رسیدن به مدارای بیشتر، دروغگویی کمتر، همدردی بیشتر و سرمایه اجتماعی بیشتر است. او در پایان صحبتهایش گفت که صحبت از توسعه مخاطب قرار دادن حکومت نیست بلکه نهادهای مدنی، سیاسی و اجتماعی همه با هم در رسیدن به توسعه نقش پر رنگ دارند».
احمد آل یاسین: ما لوازم توسعه را از دست دادهایم زیرا امروز جمعیت ما از منابع زیستی ما بیشتر است. وقتی ما منابع زیستی را از دست دادهایم چطور باید به توسعه پایدار فکر کنیم
ما لوازم توسعه را از دست دادهایم
احمد آل یاسین، پژوهشگر توسعه و مدیر اسبق پروژههای سدسازی، درباره ریشهیابی توسعهنیافتگی گفت: «توسعه یعنی بهبود زیست، منزلت و کرامت انسان به بیان دیگر اگر جامعه بتواند این مهم را به سرانجام برساند باقی جوانب توسعه چه آموزش و فرهنگ و چه زیرساخت خود به خود محقق خواهد شد. در طول 60 سال فعالیت در پروژههای زیرساختی بارها به چشم فرار از مسئولیت، کوتاهی در انجام وظایف، بینظمی، حذف دیگری، گفتوگو نکردن و… را به چشم دیدهام.» او کوشید مقصودش را با بیان خاطرهای تبیین کند: «زمانی که در سال 1356 به مسئولیت دولتی رسیدم متوجه شدم که بوروکراسی اداری مانع جدی توسعه است. پس از انقلاب هم با انواع بحرانهای اجتماعی مواجه شدیم. امروز به این نتیجه رسیدهام که ما به انسداد توسعه رسیدهایم و با اندوه فراوان من چشماندازی برای توسعه ایران نمیبینم.» او درباره علت این نتیجهگیری توضیح داد: «من در کتاب سببشناسی توسعهنیافتگی ایران توضیح دادهام که معیشت مردم سختتر شده و همچنین جنگ، بیثباتی و ترس مردم از زندگی در کنار نبود فعالیت موثری که اقتصاد جامعه را بچرخاند بر این وضعیت اثر گذاشته است. بهعلاوه حجم آب در بخش کشاورزی و تمدن کاریزی از 36 هزار به 2 هزار مترمکعب آب رسیدهایم. همچنین رودخانهها از 120 میلیارد مترمکعب به 80 میلیارد متر مکعب رسیده است که 30 درصد این آب در خوزستان و باقی در سایر استانها توزیع شده است. در سال 1336، سرانه آب کشور 3 هزار و 500 متر مکعب بود و امروز سرانه آب از هزار مترمکعب کمتر است و شاید در آینده با این روند کمتر هم شود. به علاوه خاموشی تفکر به شکل تاریخی، انسجام و همبستگی و نظم اقتصادی و اجتماعی را ملت را مورد مخاطره قرار داده است.»
بهروز گتمیری: تقابل تاریخی بین دانشگاه و حوزه، بزرگترین مشکلات حل نشده بحث توسعه در ایران است
آل یاسین با بیان اینکه در کتاب تاریخچه برنامهریزی توسعه در سال 1392، 10 برنامه توسعه در ایران از قبل و بعد از انقلاب بررسی شده است، درباره نتایج این بررسی گفت: «ما به جز در سه برنامه پیش از انقلاب در سایر برنامهها توفیقی نداشتهایم و از 50 فقره سیاستگذاری پس از انقلاب حتی یک فقره آن هم به طور کامل اجرایی نشده است. به نظر من ما لوازم توسعه را از دست دادهایم زیرا امروز جمعیت ما از منابع زیستی ما بیشتر است. وقتی ما منابع زیستی را از دست دادهایم چطور باید به توسعه پایدار فکر کنیم وقتی منابعی برای آیندگان باقی نمانده است؟»
تقابل سنت و مدرنیته مسئله توسعهنیافتگی
بهروز گتمیری دیگر سخنران این نشست درباره تاریخ توسعه در ایران سخن گفت. او با بیان اینکه تا پیش از 150 سال اخیر توسعه موضعی بود و هیچ اقدامی همه اراضی کشور را در برنمیگرفت؛ افزود: «توسعه را باید با فرایندی تاریخی دید. در جغرافیایی که از یک طرف با ترکهای سنی مذهب و از طرف دیگر با ازبکها طرف بود، با ورود علمای شیعی در حکومت صفویه و بسط حکمرانی نقش فرهنگ مذهبی نقش پررنگی در جامعه پیدا کرد. پس از این علمای شیعی، شکل روشنی میگیرند و قدرتی را برای خود بازسازی میکنند و تا زمان قاجار به همین منوال باقی میماند. با ورود عباس میرزا به عرصه حکومت و پا گرفتن شکلی از مدرنیته، روشنفکری در برابر سنت شیعی قرار میگیرد و این تقابل هنوز هم بین دانشگاه و حوزه ادامه دارد.» گتمیری در بخش دیگری از سخنانش توضیح داد که این دوگانگی فرهیختگی، یکی از بزرگترین مشکلات حل نشده مبحث توسعه در ایران است: «در توسعه انسانی و فرهنگی و شکلگیری طبقه متوسط که ارتش و دیوان سالاران و دولتیها بودهاند، شعارهای مدرنیته را همیشه سر دادهاند اما به شکل نوستالژیک در بند بند وجود درگیر سنت بودهاند. به همین خاطر در هیچ دورهای در 150 سال اخیر ما نتوانستهایم به توسعه انسانی و فرهنگی دست یابیم.» گتمیری تصریح کرد: «البته من فکر نمیکنم که به در بحث توسعه به بنبست رسیدهایم اما فکر میکنم منابع اکولوژیکی ما برای توسعه یه شدت کاهش یافته و مسیر توسعه برای ما بیش از پیش مشکل شده است».
افزایش دانش راهکار جایگزین بنبست توسعه
در نهایت فریدون مجلسی، دیپلمات پیش از انقلاب نیز در این موضوع ضمن نقد آل یاسین، گفت: «من عقیده ندارم که ما با انسداد توسعه مواجهایم. بلکه به گمان من هر چند که منابع ما به شدت کاهش یافته است، اما دانش بشر و جامعه امروز بسیار پیشرفته شده است. وجود این دانش راهکار جایگزین برای زمانی است که راههای معمول به بنبست رسیده است.»
در آخر نکته چشمگیر این جلسه، حضور حداقلی زنان و شاید کمتر از انگشتان دست بود. مجریان این جلسه با نبود آنها تلاش کردند موضوعات مربوط به توسعهنیافتگی را بررسی کنند. اینکه بدون شنیدن تجربیات زنان در زمینه توسعه و مشارکت پایین آنها چطور میشود مشکلات توسعه را ریشهیابی کرد نیز قابلتوجه است و شاید یکی از حلقههای مفقوده توسعهنیافتگی نیز همین نکته باشد.
اصلاح آییننامه اجرایی قانون حمایت از اطفال
سرپرست دفتر امور آسیبدیدگان اجتماعی سازمان بهزیستی کشور از اصلاح و ابلاغ آییننامه اجرایی ماده ۶ قانون حمایت از اطفال و نوجوانان خبر داد و به دنبال آن موارد اصلاحی و الحاقی مهم آن را تشریح کرد.
محمدرضا حیدرهایی در گفتوگو با ایسنا، با اشاره به اصلاح آییننامه اجرایی ماده ۶ قانون حمایت از اطفال و نوجوانان، اظهار کرد: پیش از اصلاح این آییننامه اجرایی، تکالیف دستگاهها درباره کودکان مشخص شده بود اما برخی از بندهای این ماده ایراداتی داشت که با همکاری وزارت رفاه پیگیر آن شدیم و به دنبال تصویب این اصلاحات، تکالیف دستگاهها مشخص شده است.
او با بیان اینکه سازمان بهزیستی بر ضمانت اجرایی قانون حمایت از اطفال تاکید داشته است، تصریح کرد: اصلاح آییننامه اجرایی ماده ۶ قانون حمایت از اطفال و نوجوانان به نفع سازمان بهزیستی شده چراکه بر این اساس، دستگاهها موظف به اجرای تکالیفشان هستند.
حیدرهایی افزود: یکی از این موضوعات «تفکیک» کودک کار از کودک خیابان بوده که تعاریف آنها در ماده یک به قانون اضافه شده است. در این الحاقات اینطور آمده که «کودک کار طفل یا نوجوانی که برای ادامه زندگی و امرار معاش یا خانواده مشغول فعالیت در ازای دریافت مزد یا بدون دریافت مزد است و این فعالیت منجر به وضعیت مخاطرهآمیز (موضوع ماده ۳ قانون) برای او میشود. نوجوانانی که مطابق ماده ۸۰ قانون کار به عنوان کار نوجوان مشغول به فعالیت هستند و اطفال و نوجوانانی که فعالیت آنها با اذن ولی یا سرپرست قانونی و باتوجه به وضعیت جسمی و روحی آنان صرفا جنبه تربیتی یا آموزشی دارد از شمول این تعریف مستثنی هستند.» همچنین در الحاقات تعریف کودکان خیابانی اینگونه ذکر شده است «طفل و نوجوان در معرض خطر که به جهت فقر یا بیخانمانی به صورت محدود یا نامحدود در خیابان به سر میبرند؛ اعم از کودکی که هنوز از خانواده و سرپناه برخوردار است یا کودکی که خیابان را خانه خود میداند و رابطه او به حداقل رسیده یا قطع شده است.»
او افزود: طبق قانون، سازمان بهزیستی موظف بوده به موضوع کودکان خیابانی ورود کند و پیش از این نیز به کودکان کار دسترسی نداشته است؛ چراکه بسیاری از کودکان در کارگاههای زیرزمینی یا به اشکال دیگری مجبور به کار هستند که دسترسی به آنها وجود ندارد و زمانی هم که مامور تامین اجتماعی به کارگاه مراجعه میکرد از دید مامور اجتماعی پنهان میشدند. در عین حال اغلب این کودکان اتباع هستند که به عنوان کارگر و به صورت غیرقانونی در کارگاه به عنوان نیروی کار مشغول به کار هستند. پیش از این الحاقات به دلیل اینکه کودک کار و خیابان با هم عنوان شده بودند، همه دستگاهها شانه خالی میکردند و ادعا میکردند که فقط سازمان بهزیستی باید به موضوع ساماندهی آنها ورود کند، درحالی که تکلیف سازمان بهزیستی برای ساماندهی کودک خیابانی مشخص شده است.
تب جام جهانی داغ نشده، سرد شد
|پیام ما|هنوز یک گردشگر خارجی در ایران رزروی برای مسابقات جام جهانی قطر انجام نداده، وضعیت یارانه کشتی کروز معلوم نیست، پایانه مسافربری بوشهر افتتاح نشده، بسیاری از زیرساختهای این شهر برای ارائه خدمات به گردشگران جام جهانی مهیا نیست، در چنین وضعیتی عزتالله ضرغامی وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی ماموریت و برنامههای مهمتری دارد، اینکه نام شهر «خرو» در استان خراسان رضوی را به «خور» تغییر دهد. او با رئیسجمهور در این باره صحبت کرده و نوشته «خود آقای رئیسی هم از ابتدا به شهر خرو، خور میگفتند.» این در حالی است که همزمان با سفر عزتالله ضرغامی به خراسان رضوی در آخرین روزهای مهر، تنها یک ماه به آغاز جام جهانی باقی مانده بود و همان وقت آماری مبنی بر عدم تمایل گردشگران خارجی به اقامت در ایران وجود داشت.
«دبی، به عنوان محبوبترین مقصد تماشاگران با اختصاص 65 درصد از تعداد کل رزروهای انجام گرفته، ابوظبی با 14 درصد، جده با 8 درصد، مسقط با 6 درصد و در نهایت مدینه با 3 درصد بیشترین میزان استقبال تماشاگران جامجهانی از کشورهای اطراف قطر را به خود اختصاص دادهاند.» این آمار را تسنیم به نقل از آخرین آمار منتشر شده از تجزیه و تحلیل شرکت اطلاعات سفر «فوروارد کیز» (ForwardKeys) آورده است. آمارها همچنین نشان میدهد حداقل یک میلیون نفر در دوره بازیهای جام جهانی به امارات سفر میکنند، این در حالی است که کارشناسان گردشگری بارها و بارها بر این نکته تاکید کرده بودند که ایران به واسطه تنوع فرهنگی، آثار تاریخی و … جذابیت بیشتری برای گردشگران دارد. در این زمینه حتی صحبت از این بود که شهرهایی مانند شیراز و اصفهان در کنار کیش به عنوان مقصد گردشگران خارجی در نظر گرفته شود و خوشبینی آنقدر بالا رفته بود که گروهی میگفتند چرا سهم قشم در این زمینه دیده نشود، بهویژه که قشم هم جامعه بومی و محلی داشت و هم آداب و رسومی که میتوانست جذابیت زیادی برای توریستهای خارجی ایجاد کند.
دبیر انجمن شرکتهای هواپیمایی: مکان پروازهای شاتل از کیش به قطر وجود دارد تا در صورت تقاضا بهصورت محدود با ۱۵۰ مسافر، هر یک ساعت یک پرواز به دوحه انجام شود؛ البته در حال حاضر ترمینال خارجی این جزیره هم پاسخگوی دو هواپیمای همزمان نیست و امکانات زیرساختهایش آماده نشده است
پیش از اعتراضات هم رزروی نداشتیم
درباره دلایل تمایل نداشتن توریستهای خارجی برای حضور در ایران، این روزها برخی اعتراضات اخیر در ایران را عامل بیاقبالی معرفی میکنند. از جمله افرادی که این گزینه را مدنظر قرار دادهاند رضا خادمالرضا عضو جامعه تورگردانان ایران است. او در گفتوگو با تسنیم گفته است: «متاسفانه به دنبال ایجاد فضای آشوب توسط اغتشاشگران و اعلام بسیاری از کشورها مبنی بر ناامن بودن ایران به عنوان مقصد گردشگری و توصیه به شهروندان خود جهت امتناع از سفر به ایران، بسیاری از تورهای رزرو شده لغو شده است که این موضوع قاعدتاً در عدم جذب تماشاگران جامجهانی نیز مزید بر علت شده است.» خادمالرضا در حالی از گزینه اعتراضات به عنوان یکی از اصلیترین عوامل عدم استقبال از تورهای جام جهانی نام میبرد که در این گفتوگو اشارهای به تعداد تورهای کنسل شده نکرده است. در مقابل جمشید حمزهزاده رئیس جامعه حرفهای هتلداران ایران دو هفته پیش از گفتههای خادمالرضا از این صحبت کرده بود که حتی یک رزرو هم برای میزبانی کیش در جام جهانی قطر نداشتهایم. مقایسه این دو گفتوگو نشاندهنده تناقضی در آنهاست، حمزهزاده در این گفتوگو بیان کرده بود: «ما از شش ماه پیش اعلام کردیم که با بیست هزار تخت برای هر نفر شب آمادگی پذیرش مسافران جام جهانی قطر را داریم؛ اما تا الان یک نفر هم رزرو نداشته است.» این گفتهها نشان میدهد اصولا رزروی انجام نشده که بخواهد کنسل شود.
کشتی کروز ایران که قرار بود جابهجایی مسافران جام جهانی فوتبال ۲۰۲۲ قطر را به عهده بگیرد، هنوز آماده حرکت نیست. مسئولان گردشگری که پیگیری تامین سوخت یارانهای برای این کشتی مسافربری هستند، وعده دادهاند این کشتی هفته آینده به حرکت درمیآید
او افزوده بود: «هر که بخواهد رزرو انجام دهد، باید از سه ماه قبل اقدام کند. بنابراین عدم استقبال تماشاگران جام جهانی، ارتباطی با وقایع اخیر نداشته و فرصتی طلایی بود که ما از دست دادیم.» او در بخش دیگری از این گفتوگو درباره وعدههای وزیر میراث و گردشگری درباره در نظر گرفته شدن برنامهریزیهای مناسب و متعدد برای استفاده حداکثری از حضور گردشگران جام جهانی قطر به کیش و قشم، گفت: «هرچند ما روی صحبتهای وزیر خیلی حساب کرده بودیم اما بعدها با اتفاقاتی که شاهد بودیم، آن را رها کردیم.» این رها کردن به نظر میرسد تنها به ضرغامی خلاصه نمیشود و بسیاری از کسانی که روی گفتهها و وعدههای ضرغامی درباره جام جهانی حساب کرده بودند، پس از مدتی شنیدن وعده وعیدهایی که به سرانجام نمیرسید عطای حضور و برگزاری تور یا پذیرش مسافران را به لقایش بخشیدند و آن را رها کردند. نمونه آنها سهند عقدایی کارشناس گردشگری و مدیرعامل یک آژانس طبیعتگردی بود که در گفتوگو با «پیام ما» گفت: «گردشگری که یک ماه دیگر به قطر سفر میکند از ماهها قبل بلیت پرواز خود را خریداری کرده است. چطور انتظار داریم گردشگر پروازی را که یک ماه مانده به مسابقات هنوز همچنان مبهم است، انتخاب کرده یا تورگردان بر اساس پروازی که با حدس و گمان است تور تعریف کند. زمانی که ما ظرفیت برنامهریزی نداریم به وضعیتی دچار میشویم که امروز شاهد آن هستیم. ما سررسید انجام کارهایمان را خردادماه گذاشتیم و از آنجا که تا این تاریخ با وجود حضور در جلسات متعدد راهکارهایمان را ارائه کردیم هیچ پاسخ مشخصی دریافت نکردیم و از موضوع ورود به جذب گردشگران خارجی برای جام جهانی صرف نظر کردیم.»
کشتی کروز ما یارانه سوخت ندارد
یکی از مواردی که ضرغامی بارها و بارها بر آن تاکید کرده، استفاده از کشتی کروز برای حمل و نقل مسافران جام جهانی است. این در حالی است که جمعه 13 آبان، ایسنا خبری را منتشر کرد که در آن آمده است: «کشتی کروز ایران که قرار بود جابهجایی مسافران جام جهانی فوتبال ۲۰۲۲ قطر را به عهده بگیرد، هنوز آماده حرکت نیست. مسئولان گردشگری که پیگیری تامین سوخت یارانهای برای این کشتی مسافربری هستند، وعده دادهاند این کشتی هفته آینده به حرکت درمیآید.» بر اساس این خبر «جدا از مسئله تامین سوخت یارانهای برای شناور ایرانی که بیشتر از چهار ماه است حرفش شده در جام جهانی به کار گرفته شود، چالش دیگر، زمان طولانی برای تعمیر این کشتی است که احتمال جا ماندن آن از جام جهانی ۲۰۲۲ را مطرح کرده است.» در این زمینه هم به نظر میرسد گفتههای ضرغامی مشابه سایر وعدههایی است که داده و اجرایی نشده است.
متقاضی سفر به قطر نداریم
جام جهانی قطر با توجه به نزدیکی این کشور به ایران، فرصتی برای ایرانیها است تا بتوانند مسابقات را از نزدیک ببینند، این در حالی است که به گفته سازمان هواپیمایی کشوری با وجود اینکه محدودیتی در پروازهای ایران به قطر نیست، اما به نظر میرسد تماشاگران ایرانی تاکنون آنطور که باید از بازیها استقبال نکرده و کمبود تقاضا باعث شده شهرهای پروازی کاهش یابد. به گزارش ایسنا حسن خوشخو معاون هوانوردی سازمان هواپیمایی کشوری درباره اضافه شدن ایرلاینهای دیگر بهجز ایرانایر برای پروازهای جام جهانی، گفته بود: «تقاضا برای بلیت روی سیستمها مشهود نیست و هنوز تب حضور در جام جهانی داغ نشده است، اما ما بهعنوان سازمان هواپیمایی کشوری برای پروازهای هر شهری که ایرلاینها درخواست دهند، هیچ محدودیتی نداریم». البته مقصود اسعدی سامانی دبیر انجمن شرکتهای هواپیمایی درباره اینکه با حضور در کیش چطور میتوان برای تماشای بازیها به قطر رفت، هم گفته بود: «مکان پروازهای شاتل از کیش به قطر وجود دارد تا در صورت تقاضا بهصورت محدود با ۱۵۰ مسافر، هر یک ساعت یک پرواز به دوحه انجام شود؛ البته در حال حاضر ترمینال خارجی این جزیره هم پاسخگوی دو هواپیمای همزمان نیست و امکانات زیرساختهایش آماده نشده است.»
شاید یکی از دلایل این عدم استقبال را بتوان با قیمت تورهایی که به مقصد جام جهانی برگزار شدهاند بتوان توضیح داد. یکی از پکیجهایی که تبلیغ آن را در شهر تهران میتوان دید، پکیج 4 شب و 5 روزه خود که شامل بازی ایران و آمریکا میشود را سه هزار و دویست دلار قیمتگذاری کرده است. با دلاری که هر روز رکورد روز قبل را میشکند و از 35 هزار تومان عبور کرده است. در این شرایط مشاهده یک بازی 112 میلیون تومان هزینه برمیدارد و اگر بخواهند دو بازی را ببینند بایستی 136 میلیون تومان بپردازند. این امر درباره سه بازی به رقم 148 میلیون تومان میرسد. این در حالی است که به نظر میرسد هزینه بلیت بازیها در این هزینهها لحاظ نشده و در توضیح تور آمده است: «بلیت تماشای بازی در صورت پرداخت هزینه».
عزتالله ضرغامی این روزها کمتر درباره جام جهانی و جاماندن ایران از یکی از بزرگترین رویدادهای ورزشی جهان صحبت میکند. این در حالی است که او پیشتر از برنامهریزیهایش برای این موضوع سخن میگفت. دو هفته بعد در حالی که همسایگان جنوبی ایران آماده پذیرش توریستهایشان میشوند و میلیونها توریست ورزشی به قطر، امارات، عربستان و بحرین سفر کنند و هتلهای ایران خالی از گردشگر باشند اما قطعا این سوال در ذهن بسیاری از ایرانیها را درگیر خواهد کرد که چرا باز هم این رقابت را واگذار کردهاند.
ارسال پرونده ثبت جهانی هگمتانه تا پایان سال میلادی
مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان همدان میگوید تکلیف سنگنگارههای غار علیصدر روشن شده است. او همچنین درباره وضعیت ثبت جهانی هگمتانه هم وعده داد پرونده ثبت جهانی هگمتانه تا پایان سال میلادی ارسال شود. به گزارش ایلنا، تیرماه امسال بود که ماجرای سنگنگارههای غار علیصدر مطرح شد. سنگنگارههایی که برای نخستین بار توسط فواد رضاپور (غارنورد) که حین نقشهبرداری غار و کشف مسیرهای جدید، در بخش ورودی قدیمی غار متوجه آنها شده بود، مطرح شدند و اسماعیل همتی ازندریانی (باستانشناس و عضو هیئت علمی دانشگاه بوعلی سینا همدان) بر قدمت دیرینه آنها تاکید داشت و عنوان کرد: «با توجه به بررسیهای ابتدایی که در سال ۱۴۰۰ برای نقشهبرداریهای سه بعدی از کار انجام دادیم، متوجه شدیم حدود ۲۵ تا ۳۰ نقش در طیفهای رنگی مختلف روی دیوارههای غار علیصدر شناسایی شده که طیف رنگی سبز نارنجی زرد و سیاه دارد، این نقاشیها ارزشمند بوده و در چند گونه نقش قابل مشاهده هستند، از جمله انسان کمان به دست در حال شکار، گوزن، بزسانان و انسان سوار بر اسبسانان. این نقاشیها مربوط به دوران پیش از تاریخ و زمانی که انسانها زندگی خود را از طریق شکار میگذراندند، است. آنها این نقاشیها را درون غار زمانی که آب کمتری در غار بوده، کشیدهاند.» اما حامد وحدتی نسب (انسانشناس و باستانشناس پیش از تاریخ) با اشاره به شباهت یکی از گوزنهای نقاشی شده بر روی دیوار غار علیصدر با نقاشی صخرهای، نقش گوزن هومیان واقع در کوهدشت لرستان، گفته بود: به طرز مشکوکی بیش از حد این دو تصویر شبیه به هم هستند. در واقع گوزن غار علیصدر کپی عین به عین گوزن هومیان است. به طور قطع میتوان گفت نقشهای غار علیصدر تقلبی هستند. با وجود این اظهارنظرها، علی مالمیر (مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان همدان) بر لزوم بررسی و انجام کارشناسی بر روی این سنگنگارهها تاکید داشت تا شاید بتوان یک بار برای همیشه تکلیف پرونده سنگنگارههای غار علیصدر را که از قضا چندین سال پیش نیز مطرح شده بود و به بیراهه رفته بود را مشخص کرد.
در نهایت مالمیر در این باره به ایلنا گفت: بر اساس گفته کارشناسان و باستانشناسان و بعد از بررسیهای صورت گرفته نقاشیهای روی دیوار غار علیصدر، عنوان شده که این نقاشیها باستانی نیستند. ظاهرا این نقاشیها در گذشته توسط مردم محلی کشیده شدهاند و به هیچ وجه نقاشی دیواری پیش از تاریخ نیستند.
آخرین وضعیت پرونده ثبت جهانی هگمتانه
پرونده ثبت جهانی «منظر تاریخی، شهری هگمتانه تا همدان» ترکیب یک محوطه تاریخی، بازار و بافت است و میتواند تلفیقی از ثبت جهانی استانهایی مثل خوزستان، یزد و اصفهان تلقی شود. در این میان دو موضوع مشارکت دستگاههای اجرایی و پذیرش جامعه محلی را از عوامل مؤثر در تحقق ثبت جهانی پرونده هگمتانه است. مالمیر درباره آخرین کارهای انجام شده برای تکمیل پرونده ثبت جهانی «منظر تاریخی، شهری هگمتانه تا همدان» نیز گفت: آنچه که روشن است آن است که پرونده مذکور تا پایان سال میلادی جاری، ارسال خواهد شد. تاکنون حدود ۶۰ درصد پروژه حذف سواره از هسته مرکزی هگمتانه انجام شده است و ظرف یک ماه آینده توسط شهرداری تکمیل میشود. موضوعی که در دستور کار است ساماندهی جدارههای خیابانهایی است که در عرصه قرار دارند. همچنین ساماندهی بازار را در دستور کار داریم. نهادها و ارگانهای ذیربط نیز همکاریهای لازم را در این خصوص دارند. از آنجایی که کار در میدان و جدارهها و بازار به لحاظ حجم بالاست نیاز است تا هرچه سریعتر این کار را آغاز کنیم. درواقع میتوان گفت، مانع غیرقابل حل نداریم. رفع برخی از کارها به زمان نیاز دارد. شورای شهر و شهرداری نیز آمادگی خود را اعلام کردهاند و خواستار شروع هرچه سریعتر ساماندهیهای لازم هستیم تا امور برای ورود ارزیاب یونسکو فراهم شود چراکه حضور بعدی ارزیاب در ایران برای بررسی هگمتانه خواهد بود.
گردشگری در شش ماه نخست سال
با توجه به آنکه همدان یکی از مقاصد اصلی سفر در شش ماه نخست سال است، امسال توانسته در دوران پساکرونا مسافران زیادی را جذب کند. البته به گفته مالمیر باتوجه به اینکه همدان دو ماه پر مسافر از جمله فروردین و شهریور را دارد، امسال با وجود آنکه در فروردینماه میزبان مسافران زیادی بود اما در شهریورماه به دلیل مسائلی که در حوزه آب و قطعی آن رخ داده بود، با مشکل روبهرو شد. مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان همدان در این باره گفت: در شهریورماه به لحاظ جذب گردشگر با مشکل روبهرو شدیم و نتوانستیم از این زمان پر مسافر استفاده لازم را ببریم. امیدواریم در آینده بتوانیم شرایط بهتری را تجربه کنیم. سعی بر آن است تا با تعریف مسیرهای جدید گردشگری، توزیع و تنوع محصولات گردشگری را داشته باشیم تا با ماندگاری بیشتر مسافران همراه شود. او ادامه داد: دستکندهای همدان از دستکند سامن گرفته تا سایر دستکندهایی که در حال شناسایی هستند، میتوانند جاذبههای جدید گردشگری همدان شوند. سعی بر آن است تا از بودجه سفر رئیس جمهور به همدان برای بهرهبرداری از دستکند سامن استفاده شود.
کاوشهای باستانشناسی
مالمیر همچنین از انجام کاوشهای باستانشناسی به منظور شناسایی شهرهای زیرزمینی و دستکندهای جدید در همدان خبر داد و گفت: کاوش در دستکند دهبنه و دستکند وسمق از اولویتهای کاوش باستانشناسی استان است. در این راستا پایگاه دستکند سامن راهاندازی شده و با توجه به فعالیت پایگاه در دو دستکند و شناسایی سه دستکند دیگر که شامل دستکند آبرومند نیز میشود و بررسی و شناسایی ابتدایی در آن انجام شده، میتوان تبدیل به یکی از استانهایی شد که بر روی دستکندها متمرکز شده است. شاید بتوان بر روی ثبت زنجیره دستکندها نیز متمرکز شد. البته به گفته او، عمده مشکلات حوزه باستانشناسی ناشی از کمبود اعتبارات است. در این راستا تداوم کاوشهای هگمتانه نیز در اولویت کاری استان قرار دارد. مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان همدان همچنین از راهاندازی بازارچه دائمی صنایع دستی خبر داد و گفت: عرضه دائمی صنایع دستی را در مکانی ثابت مد نظر داریم. قصد داریم این امر را نیز به عنوان یکی از مصوبات سفر ریاست جمهوری مطرح کنیم. این امر میتواند علاوه بر حمایت از هنرمندان صنایع دستی به تبدیل به محصولی برای گردشگری نیز شود. این بازارچه میتواند علاوه بر زمان پر مسافر، در زمان کم مسافر نیز تبدیل به مکانی برای آشنایی مردم همدان با صنایع دستی استان شود. آشنایی هنرمندان با علایق و سلیقه بازار نیز میتواند از طریق این بازارچه رقم بخورد.
|پیام ما| معاون محیط زیست طبیعی کشور میگوید در نبود طعمهخواران بزرگ، جمعیت قوچ و میش کشور تراکم بالایی پیدا کرده است. سرشماری 1400 در پناهگاه حیات وحش انگوران نشان میداد که شمار این علخواران وحشی 13.5 درصد افزایش یافته است. در همین سال تعداد قوچها و میشهای منطقه حفاظتشده جاجرود 8500 راس سرشماری شد که حدود 15 درصد رشد نسبت به سال قبل را نشان میداد. این روند البته در همه زیستگاهها یکسان نیست و بهطور مثال بهدلیل شکار در استانهای زاگرسی، جمعیت این گونه «نگرانکننده» عنوان شده است. از سوی دیگر طبق اعلام سازمان حفاظت محیط زیست، در سال 1400، افزایش جمعیت این گونه در کل کشور فقط 2 درصد بوده است. با این همه حسن اکبری، معاون محیط زیست طبیعی گفته است که در شرایط تراکم بالای قوچها و میشها باید به فکر راهحلی چون «بازگرداندن پلنگ» به زیستگاهها بود.
قوچ و میش یکی از مهمترین گونههای کشور است. در سرشماری سال 1400، در سراسر کشور حدود 111 هزار راس از این گونه شمارش شد و مسئولان سازمان محیط زیست گفتند این آمار، افزایش 2 درصدی جمعیت علفخواران در مناطق چهارگانه نسبت به سال ماقبل آن را نشان میدهد. فراوانی این گونهها اگرچه از یک سو نشاندهنده حفاظت از زیستگاههاست اما افزایش جمعیت قوچ و میش، تبعاتی همچون افزایش بیماری و خروج حیات وحش از زیستگاهها را در پی دارد.
اظهارات تازه درباره تراکم جمعیت علفخواران، روز پنجشنبه در بازدید حسن اکبری از بخشهایی از مجموعه حفاظتی جاجرود مطرح شد که پیش از این هم افزایشی 15 درصدی درباره جمعیت قوچ و میش آن اعلام شده بود. معاون محیط زیست طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست در این بازدید گفت: «تراکم قوچ و میش واقعا در کشور استثنایی است و بخش عمدهای از ذخایر ژنی این گونه ارزشمند را ما باید در استان تهران و در این منطقه شاهد باشیم.»
اینطور که پورتال سازمان حفاظت محیط زیست گزارش داده، او با بیان اینکه وضعیت آب منطقه به علت وجود چشمهها خوشبختانه در حال حاضر مطلوب است، افزود: «به لحاظ رویشی هم منطقه از ظرفیت بالایی برخوردار است اما متاسفانه خشکسالی امسال بر پوشش گیاهی مناطق تاثیرگذار بوده است و اندک نگرانی برای تغذیه حیات وحش در زمستان پیش رو وجود دارد.»
هوشمند، فعال محیط زیست: بسیاری از طرحهای انتقال گربهسانان بزرگ شکست خوردهاند. ما در سالیان گذشته هم چند باری شاهد انتقال پلنگ بودهایم. نمونهاش انتقال پلنگ از گلستان به منطقه حفاظتشده ارومیه بود. جابهجایی گوشتخواران بزرگ در دنیا متداول نیست، مگر با برنامهریزی و بررسیهای دقیق. چراکه اغلب این جابهجاییها عامل آسیب و مرگ این حیوانات بودهاند
منطقه حفاظتشده جاجرود، به گفته اکبری قدمت زیادی دارد و از با سابقهترین مناطق حفاظت شده کشور است و این میان محیطبانان که توانستهاند در کنار بزرگترین مرکز جمعیتی کشور چنین جمعیت قابل توجهی از گونه ارزشمند قوچ و میش را نگهداری کنند. او از سوی دیگر گفت: «نکتهای که وجود دارد این است که جمعیت قوچ و میش منطقه کنترلکننده طبیعی ندارد و این یک تهدید است که حساسیتها و آسیبهای خاص خودش را هم دارد.»
چند سوال بیجواب
معاون محیط زیست طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست بروز بیماری و مشکلات دیگر حاصل از تراکم بالای جمعیتی قوچ و میش مانند کوچ حیات وحش به خارج از زیستگاهها یا بیماریها و دیگر مواردی که میتواند به جمعیت آسیب بزند را از جمله این تهدیدات برشمرد و سوالاتی را مطرح کرد که نیاز به بررسی و مطالعه دارد: اینکه «آیا تکمیل حلقههای زنجیره غذایی مخصوصاً به سمت طعمهخواران بزرگ امکانپذیر است یا نه»، و اگر پاسخ مثبت است «آیا شرایط منطقه طوری است که ما بتوانیم طعمهخواران بزرگی مانند پلنگ را به منطقه برگردانیم؟» به گفته معاون محیط زیست طبیعی کشور اگر این مطالعات جواب دهد، «میتواند یک اقدام ارزشمند برای تکمیل زنجیره غذایی منطقه باشد و یک کنترلکننده طبیعی برای جمعیت قوچ و میش در منطقه وجود داشته باشد تا دچار آسیبهای بعدی نشویم». طرح موضوع بازگردان پلنگ به طبیعت در حالی است که عوامل انسانی از جمله شکار، حوادث جادهای و مسمومیت به وسیله طعمه مسموم از مهمترین دلایل تلفات این گونه در کشور است و از بین رفتن زیستگاهها به دلیل جادهسازی پلنگها را تهدید میکند و ورود عشایر به زیستگاههای پلنگطعمههای این گونه جانوری را از بین میبرد. بیشترین جمعیت پلنگ ایرانی با حدود ۵۵۰ تا ۸۵۰ قلاده در مناطق کوهستانی و جنگلی ایران وجود دارد که در سالهای اخیر نرخ جمعیت آنها روند رو به کاهش داشته و در بعضی مناطق به کلی منقرض شده است. در این شرایط سوال دیگر این است که در صورت انجام مطالعه و قرار بر بازگرداندن پلنگ به زیستگاهها بهازای چند قوچ و میش باید چند پلنگ به منطقه منتقل کرد؟ تردید درباره افزایش جمعیت قوچ و میش نیز در حالی است که نمیدانیم آیا آماربرداری مستمر و استانداردی از جمعیت این علفخواران وحشی در تمام کشور انجام شده و ترکیب سنی و جنسی جمعیت قوچها و میشها مشخص است یا خیر. همچنین اگر این افزایش جمعیت نسبت به 10 سال گذشته است، جمعیت فعلی و جمعیت قبلی چه هرم سنی داشتهاند؟ پاسخ این سوالها هنوز روشن نیست.
در صورت انجام مطالعه و قرار بر بازگرداندن پلنگ به زیستگاهها بهازای چند قوچ و میش باید چند پلنگ به منطقه منتقل کرد؟ تردید درباره افزایش جمعیت قوچ و میش نیز در حالی است که نمیدانیم آیا آماربرداری مستمر و استانداردی از جمعیت این علفخواران وحشی در تمام کشور انجام شده و ترکیب سنی و جنسی جمعیت قوچها و میشها مشخص است یا خیر. پاسخ این سوالها هنوز روشن نیست
معادله چندمجهولی
حامد ابوالقاسمی، کارشناس حیات وحش معتقد است اضافه کردن طعمهخواران بزرگ به مناطق اگرچه امکانپذیر است اما به راحتی ممکن نیست. او به «پیام ما» میگوید: «برای این منظور ابتدا باید آمار و اطلاعاتی دقیق و قابل مقایسه داشت و سپس نظرات و فرضیهها را دنبال کرد. باید اطلاعات کاملی از زیستگاه داشت. برای چنین تصمیمگیریهلایی به اطلاعات پایشی نیاز است؛ یعنی مجموعه اطلاعات استانداردشدهای که از روشهای یکسان در طی حداقل پنج سال به دست آمده. بهطور مثال درباره قوچ و میش باید اطلاعات با روشی استاندارد و قابل قبول برای دست کم پنج سال را داشته باشیم و به رقمی رسیده باشیم که بر اساس آن و ترکیب آن با مدلها اطلاعات دیگر بتوانیم به این نتیجه برسیم که چه نیازهایی داریم.» به گفته این کارشناس حیات وحش در این مورد ابتدا باید بررسی کرد که چرا جمعیت قوچ و میش در منطقه افزایش یافته است. «انتقال طعمهخواران شدنی است اما به مطالعات جدی نیاز دارد. باید بدانیم اگر چنین دستکاری انجام شود، احتمالا چه نتایجی بهدنبال خواهد داشت. هر سناریو باید بررسی شود و بعد به تصمیمگیری برسیم که کدام سناریو خطر کمتری برای زیستگاه دارد و بعد برای مقابله شدن با هر سناریو آماده شویم و برای اجرا اقدام کنیم.» او در یک مثال ساده به ماجرای تکثیر یوز در شرایط نیمهاسارت اشاره میکند که درباره آن سناریوهای مختلفی باید مطرح میشد؛ آیا ماده یوز زایمان طبیعی دارد یا باید سزارین شود؟ آیا تولهها زنده میمانند؟ اگر زنده مانند سالم خواهند بود یا ناقص. اگر ناقص باشند تجهیزات لازم را داریم؟
ابوالقاسمی ادامه میدهد: «صرف اینکه جمعیت قوچ و میش زیاد شده مسئله نیست. ما با دامداری طرف نیستیم که بگوییم جمعیت زیاد شده و تعدادی را به کشتارگاه میفرستیم. به همین دلیل تبعات افزایش جمعیت قوچ و میش باید بررسی شود و سناریوهای مختلف پیشبینی شود. از طرفی دیگر باید دلایل افزایش جمعیت بررسی شود و پاسخ در همه زیستگاهها یکی نیست. ممکن است در نقطهای که بخشی از زیستگاهی کلان بوده، به دلیل نبود امکان تردد به کریدورها جمعیت افزایش یافته باشد، ممکن است در منطقهای کوچک جمعیت با علوفهرسانی بیشتر شده باشد. در منطقه بستهای که در نزدیکی زیستگاه انسانی است، انتقال پلنگ هم به افزایش تعارض میانجامد و مشکلاتی دیگر پدید میآورد. آیا جمعیت به دلیل طبیعی زیاد شده یا گونه طعمهخوار آن از بین رفته است؟ در اینجا باز باید مطالعه کرد تا فهمید که اگر پلنگ داشته، چرا از بین رفته. این معادلهای چندمجهولی است.»
این طرحها عوامفریبانه است
کیوان هوشمند، از جمله فعال محیط زیستی است که افزایش تعداد علفخواران وحشی را به حدی نمیداند که برای زیستگاهها مضر باشد. او به «پیام ما» میگوید انتقال گوشتخوارانی چون پلنگ هم ممکن نیست. «طرح مواردی از این دست بیشتر عوامفریبانه است. من زیستگاهی را سراغ ندارم که به دلیل تراکم جمعیت دچار مشکل شده باشد. برایش فقر پوشش گیاهی ایجاد شده یا کمبود غذا داشته باشد. در نتیجه طرح مواردی از این دست را پیشزمینهای برای صدور پروانه شکار میدانم.»
به گفته او، جمعیت گوشتخواران بهویژه پلنگ در کشور آنقدر زیاد نیست که بتوان آنها را منتقل کرد و این در حالی است که بسیاری از طرحهای انتقال به شکست رسیدهاند: «ما در سالیان گذشته هم چند باری شاهد انتقال پلنگ بودهایم. نمونهاش انتقال پلنگ از گلستان به منطقه حفاظتشده ارومیه بود یا چند نمونه هم در سالهای اخیر داریم که پلنگ در اسارت به زیستگاهی برده شده. اما جابهجایی گوشتخواران بزرگ در دنیا متداول نیست، مگر با برنامهریزی و بررسیهای دقیق. چرا که اغلب این جابهجاییها عامل آسیب و مرگ این حیوانات بودهاند.»
هوشمند همچنین تاکید میکند که سرشماریهای انجام گرفته توسط سازمان محیط زیست به دلیل اینکه با امکانات کم و حضور افراد ناکافی انجام میگیرد، ضعفهایی هم دارد. او توضیح میدهد: «بیشترین جمعیت علفخوار کشور بر اساس آماربرداری چند سال قبل، در پناهگاه حیات وحش موته در اصفهان هستند که آن زمان حدود 15 هزار راس بود. با این وجود این زیستگاه دچار مشکل نبود و از سوی دیگر وقتی زیستگاهی جمعیت زیادی داشته باشد، خود به خود عامل جذب گوشتخواران خواهد بود و نیاز به دخالت انسانی نیست و در نتیجه طرح مواردی از این دست صرفا باز کردن راهی است برای صدور پروانههای شکار و درآمدزایی از آن، نه چیز دیگر.»
برگزاری مراسم ۱۳ آبان در سراسر کشور
مراسم راهپیمایی ۱۳ آبان ۱۴۰۱ در حالی روز گذشته بهطور همزمان در سراسر کشور برگزار شد که ابراهیم رئیسی بهعنوان سخنران اصلی این مراسم در پایتخت، با انتقاد نسبت به آنچه سران ایالات متحده در طول تاریخ انجام دادهاند، تاکید کرد که آمریکا و سران این کشور در صدر فهرست جنایتکاران عالم ایستادهاند.
۱۳ آبانماه ۵۷، وقتی نیروهای نظامی حکومت پهلوی به دانشآموزان و دانشجویان معترض در دانشگاه تهران و خیابانها و کوچههای اطراف این دانشگاه حمله کرد و چند نفر از آنان را به شهادت رساند، حاکم وقت ایران احتمالا گمان نمیکرد که نهتنها حکومتش حتی آن چهار، پنج ماه باقیمانده تا پایان سال را هم پابرجا نخواهد بود، بلکه خودش نیز ناگزیر به فرار از کشور خواهد شد. اما چنین شد و محمدرضاشاه در حالی اواخر آذرماه همان سال یعنی کمتر از ۲ ماه پس از کشتار ۱۳ آبان ۵۷، ایران را برای همیشه ترک کرد که حکومت پهلوی نیز یکی، دو ماه پس از فرار او تسلیم انقلابیون شد و به تاریخ پیوست. یک سال بعد، در نخستین سالگرد آن حمله خونین به دانشآموزان و دانشجویان معترض در ۱۳ آبانماه ۵۸، رویداد مهم دیگری در تاریخ معاصر ایران رقم خورد. رویدادی که با محوریت و نقشآفرینی موثر دانشجویان مسلمان پیرو خط امام و همراهی شماری از دیگر دانشجویان و دانشآموزان به تسخیر سفارت ایالات متحده در تهران و گروگان گرفتن شماری از دیپلماتها و کارکنان این سفارتخانه تا ۴۴۴ روز بعد انجامید. رویدادی کلیدی و حائز اهمیت در مناسبات دیپلماتیک و سیاسی ایران که در حالی بنیانگذار جمهوری اسلامی از آن به «انقلاب دوم» تعبیر کرد که انقلابیون نیز از همان تاریخ تاکنون این سفارتخانه را «لانه جاسوسی آمریکا» میخوانند.
رئیس دولت سیزدهم از همه تریبونداران و مسئولان خواست که همزمان با فرارسیدن ۱۳ آبان، ابعاد «حرکت فرعونی و استکباری مستکبران» و بهویژه توطئهها و فتنههای آمریکاییها را روشن و تبیین کنند و در ادامه گفت: اگر قرار باشد طوماری از جنایتها و حقکشیها در عالم ارائه شود، آمریکا صدر این فهرست قرار میگیرد
دیروز همزمان با فرارسیدن چهل و سومین سالگرد تسخیر لانه جاسوسی و چهل و چهارمین سالگرد کشتار دانشآموزان و دانشجویان بهدست نیروهای نظامی حکومت پهلوی، مراسمی رسمی با سخنرانی ابراهیم رئیسی در پایتخت و راهپیماییهایی مشابه در مراکز استانها و دیگر نقاط کشور برگزار شد. مراسمی که امسال با شعار «حماسه ایستادگی، مقاومت و استکبارستیزی» برگزار شد و دهها غرفه و ایستگاه در مسیر تعیینشده برای این راهپیمایی در تهران نیز به محلی برای اجرای سرود و مدیحهسرایی تبدیل شد. راهپیمایی در تهران حوالی ساعت ۱۰ صبح دیروز از مقابل لانه جاسوسی واقع در خیابان طالقانی آغاز شد و تا دانشگاه تهران و محل برپایی نماز جمعه واقع در خیابان انقلاب ادامه یافت. شرکتکنندگان در جریان این راهپیمایی علاوه بر شعارهایی چون «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» علیه حکومت آل سعود و حاکمان عربستان سعودی هم شعار دادند.
همزمان در شرایطی که گروههای دانشآموزی در غرفهها و ایستگاههای برپا شده در مسیر این مراسم راهپیمایی، سرود انقلابی اجرا میکردند، رزمنوازان دژبان ارتش جمهوری اسلامی نیز به اجرای موزیک مشغول بودند. به گزارش خبرگزاریها از حواشی این مراسم، شماری از زنان یگان ویژه نیز با شرکت در این مراسم راهپیمایی، بیانیهای را به دو زبان انگلیسی و فارسی قرائت کردند. بیانیهای که علاوهبر آنچه به مراسم ۱۳ آبان مربوط است، در چند بند به اعتراضات عمومی شش، هفت هفته گذشته نیز میپرداخت و در نهایت با شعار «زن، عزت و افتخار» به پایان رسید. این در حالی بود که بیانیه چند تشکل دانشجویی و شماری از دانشجویان بسیجی نیز قرائت شد. همچنین مجری این مراسم از شهدای حمله تروریستی اخیر به شاهچراغ یاد کرد و از شرکتکنندگان خواست که با ذکر صلاوتی، یاد این شهدا را زنده نگه دارند. پس از آن نوبت به مدیحهسرایی رسید. آنجا که مداح این مراسم با اشاره به اعتراضات عمومی چند هفته گذشته، نسبتبه انتقادهایی که در این مدت از چهرههای شاخص ورزشی و هنرمندان شنیدهایم، موضع گرفت و آنان را افرادی «نمکنشناس» خواند.
شماری از زنان یگان ویژه نیز با شرکت در این مراسم راهپیمایی، بیانیهای را به دو زبان انگلیسی و فارسی قرائت کردند. بیانیهای که علاوهبر آنچه به مراسم ۱۳ آبان مربوط است، در چند بند به اعتراضات هفتههای اخیر نیز میپرداخت و در نهایت با شعار «زن، عزت و افتخار» به پایان رسید
این در حالی بود که سخنرانی ابراهیم رئیسی بهعنوان سخنران اصلی این مراسم نیز علاوهبر بحث تحریمهای ایالات متحده و مذاکرات احیای برجام، اشارهها و ارجاعهایی مستقیم و غیرمستقیم به اعتراضاتی داشت که در این چند هفته شاهدیم. رئیس دولت سیزدهم فراتر از این موارد، شماری از اقدامات و رفتار حاکمان ایالات متحده در گذر سالیان و دههها در سراسر جهان را نیز فهرست کرد و از مواضع ضد استکباری دولت سخن گفت. رئیسی از همه تریبونداران و مسئولان خواست که در این روز، ابعاد «حرکت فرعونی و استکباری مستکبران» و بهویژه توطئهها و فتنههای آمریکاییها را روشن و تبیین کنند و در ادامه گفت: «اگر قرار باشد طوماری از جنایتها و حقکشیها در عالم ارائه شود، آمریکا صدر این فهرست قرار میگیرد.» او ادامه داد: «شرکت در بیش از ۳۰۰ جنگ در عالم، انجام ۶۲ کودتا برخلاف رای ملتها در عالم، بمباران اتمی که فقط از سوی آمریکا در هیروشیما و ناکازاکی انجام و باعث کشته شدن تعداد کثیری انسان شد، مشارکت در پرتلفاتترین جنگهای تاریخ عالم از جمله در افغانستان، عراق و ویتنام بخشی از فهرست طومار جنایات آمریکا است.» رئیسی که معتقد است آمریکا، نقش اول را در این جنگها و خونریزیها دارد، در ادامه گفت: «دخالت نظامی در دیگر کشورها به نام مبارزه با تروریسم و آزاد کردن ملتها، بنیانگذاری و حمایت از گروههای تکفیری مثل داعش و النصره، حمایت از جریانهای تجزیهطلب و تروریسم در بسیاری از نقاط عالم و به راه انداختن نظامهای تحریمی علیه کشورهای مستقل بویژه ایران اسلامی و بسیاری از جنایتهای دیگر از جمله مصادیق عملکرد استکباری آمریکا هستند.» اما در حالی که جو بایدن در قامت رئیسجمهوری کنونی ایالات متحده چند ساعت پیش از آغاز مراسم ۱۳ آبان امسال، جملاتی را در ارتباط با اعتراضات عمومی این چند هفته ایران به زبان آورده و از «آزادی ایران» سخن گفته بود، ابراهیم رئیسی نیز از این فرصت استفاده کرد و به مدعیات بایدن پاسخ گفت که در گزارشی جداگانه به آن پرداختهایم.
در نهایت ساعتی پس از سخنرانی رئیسی، قطعنامه پایانی مراسم امسال منتشر شد. قطعنامهای متشکل از یک مقدمه و ۷ بند که در بند نخست مطابق معمول، به تجدید میثاق با انقلاب اسلامی و آرمانهای بنیانگذار جمهوری اسلامی پرداخته و در حالی در بند دوم بهطور مشخص و صریح به موضعگیری نسبتبه اعتراضات چند هفته گذشته اختصاص یافته و آنچه را که در این مدت شاهد بودیم، بهشدت محکوم کرده که میتوان در سراسر این بیانیه اشارههایی مستقیم و غیرمستقیم به تحولات و حوادث اخیر را احساس کرد. هرچه بود بالاخره مراسم راهپیمایی ۱۳ آبان ۱۴۰۱ نیز در سراسر کشور برگزار شد و آنطور که خبرگزاریها نوشتهاند، بیش از ۳۵۰۰ خبرنگار، تصویربردار و عکاس داخلی و خارجی این مراسم را در سراسر کشور را پوشش خبری دادند.
چند ساعتی به آغاز مراسم راهپیمایی ۱۳ آبان در تهران و دیگر شهرهای ایران باقی مانده بود که رئیسجمهوری آمریکا مدعی «آزادی ایران» شد. جو بایدن که در یک گردهمایی در کالیفرنیا سخنرانی میکرد، در بخشی از سخنانش در واکنش به پلاکاردهایی که به اعتراضات شش، هفت هفته گذشته در ایران اشاره داشت، گفت: نگران نباشید. ما ایران را آزاد خواهیم کرد.» رئیسجمهوری آمریکا البته بلافاصله سعی کرد آنچه به زبان آورده را اصلاح کند و بر این اساس گفت: «ایرانیان خودشان بهزودی ایران را آزاد میکنند.»
سران گروه هفت در بخشی از بیانیه پایانی اجلاسیه اخیر در آلمان، به طرح ادعاهایی علیه جمهوری اسلامی پرداخته و از جمله در موضعگیری خود اعلام کردند که از مقامات ایرانی میخواهیم به تعهدات خود تحت قوانین بینالمللی احترام بگذارند
اما در شرایطی که شورای امنیت ملی کاخ سفید تا زمان نگارش این گزارش در عصر جمعه به درخواست اظهارنظر در رابطه با سخنان بایدن پاسخ نداده، رئیسجمهوری ایران در جریان سخنرانی خود در مراسم راهپیمایی ۱۳ آبان به این ادعای رئیسجمهوری آمریکا پاسخ داد. ابراهیم رئیسی گفت: چند ساعت قبل مطلع شدم رئیس جمهور آمریکا سخنانی را بر زبان آورده که شاید از حواسپرتی که دارد ناشی شده باشد؛ چرا که پیش از این از تریبونهای رسمی چنین ادعاهایی مطرح نمیشد.» رئیس دولت سیزدهم در ادامه گفت: ظاهرا او گفته است ما بنا داریم ایران را آزاد کنیم! آقای بایدن! ایران ۴۳ سال قبل از چنگال شما آزاد شد و مصمم است دیگر به اسارت شما در نیاید؛ ما هرگز گاو شیرده نخواهیم شد.
همزمان وزیر امور خارجه نیز به این ادعای رئیسجمهوری آمریکا واکنش نشان داد و اعلام کرد: کاخ سفید که به شکل فزایندهای در اغتشاشات اخیر ایران، مروج خشونت و ترور شد، همزمان برای توافق هستهای تلاش میکند. حسین امیر عبداللهیان که در توییتی به این ادعای جو بایدن واکنش نشان میداد، همچنین نوشت: آقای بایدن، رفتار ریاکارانه و حمایت از داعش را متوقف کنید!
همزمان سخنگوی وزارت امور خارجه نیز در این رابطه نوشت: آمریکا در طول تاریخ اشغالگر بوده و هیچگاه آزادیبخش نبوده است. ناصر کنعانی که در حساب کاربریاش در توییتر به ادعای اخیر بایدن واکنش نشان میداد، همچنین اضافه کرد: آمریکا هر جا پا گذاشت، قتل، غارت و بیثباتی به همراه آورد. افغانستان، عراق، لیبی، سوریه و… پیش چشم ملتهای منطقه و جهان است. از پدرخوانده داعش، آزادسازی به سبک داعش بر میآید نه غیر آن.
اما در حالی که در روزهای گذشته برگزاری نشست غیررسمی شورای امنیت علیه ایران با واکنشهایی از سوی مقامهای جمهوری اسلامی مواجه شده، وزارت امور خارجه ایران در بیانیهای به این نشست و آنچه علیه ایران مطرح شد، واکنش نشان داد. در این بیانیه با اشاره به برگزاری این نشست غیررسمی در شورای امنیت سازمان ملل متحد که به درخواست آمریکا و آلبانی برگزار شد، این نشست مصداق بارز سوءاستفاده دولت آمریکا از سازوکارهای بینالمللی برای اغراض غیرقانونی و مداخلهجویانه خود در امور داخلی کشورهای مستقل عنوان شده و همچنین در ادامه تاکید شده است: در این نشست که با استقبال چندانی از سوی کشورهای عضو سازمان ملل مواجه نشد، تنها سفرای آمریکا و آلبانی در سطح سفیر حضور داشتند. با این حال، آمریکا، با شیوهای غیر متمدنانه و غیردموکراتیک، و برخلاف روال متعارف به غیر از خود و چند مدعو معلوم الحال و چند کشور همپیمانش، اجازه سخنرانی به هیچ فرد یا کشور دیگر غیر عضو شورای امنیت را نداد! وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی همچنین اقدام نماینده آمریکا در این جلسه در ممانعت از سخنرانی و قرائت بیانیه نماینده ۱۹ کشور عضو گروه موسوم به دوستان منشور ملل متحد، در حمایت از جمهوری اسلامی ایران را نشانه این خواند که دولت آمریکا حتی در سازمان ملل متحد نیز از دیکتاتوری رسانهای علیه دولتهای مستقل استفاده میکند. در این بیانیه همچنین آمده است: این نشست بار دیگر اثبات کرد که سوءاستفاده مستمر آمریکا از سازوکارهای بین المللی بهویژه شورای امنیت سازمان ملل متحد همچنان ادامه دارد و تأسفبارتر اینکه، از مفاهیم متعالی مانند حقوق بشر بهمنظور اعمال فشار سیاسی علیه دولتهای مستقل استفاده ابزاری شده و استانداردهای دوگانه، بهصورت آشکاری اِعمال میشود. جای تاسف بیشتر آنکه دولت آمریکا، مبنای اصلی تأسیس و فعالیت سازمان ملل متحد، یعنی چندجانبهگرایی و همکاریهای بینالمللی را مخدوش نموده و سازوکارهای موجود در سازمان ملل متحد را برای مطامع و منافع سیاسی زیادهخواهانه خود و مقابله با کشورهای مستقل بهطور مفرط مورد سوءاستفاده قرار میدهد. جمهوری اسلامی ایران در این بیانیه ضمن مردود دانستن سوءاستفاده آمریکا از سازمان ملل متحد و مفهوم متعالی حقوق بشر و نگاه ابزاری به آن برای پیشبرد اهداف سیاسی و مداخلهجویانه، تلاشهای مستمر این کشور برای ایجاد بیثباتی در ایران را قویا محکوم و تاکید کرد که براساس قانون اساسی، تعالیم عالیه اسلام و ارزشهای فرهنگی و تمدنی ایرانی، همواره متعهد به ارتقاء و حمایت از حقوق بشر و اجرای تعهدات پذیرفته شده حقوق بشری خود در چارچوب حقوق بینالملل بوده و بر حق تشکیل تجمعات مسالمتآمیز وفق قوانین و مقررات داخلی تأکید میکند.
اما در شرایطی که سران کشورهای عضو گروه ۷ در یکی، دو روز گذشته در آلمان گرد هم آمده و در ارتباط با برخی از مهمترین مسائل جهان به گفتوگو نشسته بودند، عصر روز گذشته و ساعتی پس از اتمام مراسم راهپیمایی ۱۳ آبان، بیانیه پایانی این اجلاس منتشر شد. بیانیهای که در آن سران ۷ کشور صنعتی بیش از هر بحث و موضوع به اقدامات دولت روسیه در جنگ علیه اوکراین و البته آنچه در خصوص همکاری جمهوری اسلامی با کرملین در این جنگ ادعا شده، پرداخت. در بخشی از بیانیه سران گروه هفت ادعا شده است: ما ادعاهای نادرست روسیه را مبنی بر اینکه اوکراین قصد بهکارگیری یک بمب کثیف رادیواکتیو را دارد، رد میکنیم. سران گروه هفت همچنین در بخشی از این بیانیه به طرح ادعاهایی علیه جمهوری اسلامی پرداخته و از جمله با تکرار ادعای ساخت سلاح اتمی از سوی تهران اعلام کردند: ما عزم خود را برای عدم اجازه ساختن سلاح هسته ای به ایران تکرار میکنیم. سران گروه هفت در موضعگیری خود اعلام کردند که از مقامات ایرانی میخواهیم به تعهدات خود تحت قوانین بینالمللی احترام بگذارند. در این بیانیه ادعا می شود که جمهوری اسلامی ایران بهرغم مذاکرات فشرده برای بازگشت به توافق هستهای، تصمیمات لازم را اتخاذ نکرده است. بیانیهای که با توجه به زمان انتشار آن در ساعات پایانی روز جمعه، احتمالا از ابتدای هفته جاری با واکنشهای بیشتری از سوی مقامهای جمهوری اسلامی مواجه خواهد شد.
کارزار درخواست جلوگیری از خشک شدن و نابودی زیستبوم تالابهای استان کرمانشاه
کارزاری با عنوان «درخواست جلوگیری از خشک شدن و نابودی زیستبوم تالابهای استان کرمانشاه» در وبسایت کارزار در جریان است. در متن این کارزار خطاب به رئیس جمهور و رئیس سازمان محیط زیست کل کشور آمده: «خشکسالیهای چندین سال اخیر و استفاده بیرویه از منابع آبهای زیرزمینی جهت زمینهای کشاورزی منجر به خشک شدن و یا کمآب شدن تالابها و سرابهای استان کرمانشاه شده و زیستبوم آنها را با خطر نابودی مواجه کرده.
از طرفی بودجه پایین سازمانهای منابع طبیعی و محیط زیست استان، تلاشهای مسئولین مربوطه را بینتیجه گذاشته.
بدین جهت از مردم فهیم و طبیعت دوست سراسر ایران دعوت میکنیم با امضای این کارزار حمایت خود را از مسئولین استانی و بالا رفتن سطح فکری کشاورزان منطقه اعلام کنند تا بار دیگر شاهد بازگشت زندگی به این تالابها شویم که هر ساله مشتاقان و طبیعت دوستان زیادی را از سراسر کشور به خود جذب میکنند.»
این کارزار از 16 مرداد آغاز شده و تا 30 آبان 1401 ادامه دارد.
جوانان و نوجوانانی که به خیابان آمدند، فرزندان خودمان هستند
رهبر انقلاب اسلامی در دیدار شماری از دانشآموزان در آستانه ۱۳ آبان، نوجوانان امروز را «عاقل»، «خردمند» و «صاحبتحلیل» توصیف کرده و با تاکید بر اینکه جوانان و نوجوانانی که به خیابان آمدند هم فرزندان خودمان هستند، گفتند: «اتفاقات اخیر جنگ ترکیبی بود، نه صرفا اغتشاش خیابانی اما ملت دشمن را واقعاً ناکام کرد.»
رهبر انقلاب اسلامی صبح روز چهارشنبه در آستانه ۱۳ آبان _روز ملی مبارزه با استکبار جهانی_ در دیدار پرشور صدها تن از دانشآموزان، ۱۳ آبان را تجسم شرارتهای آمریکا و آسیبپذیری و امکان مغلوب شدن آن خواندند و با اشاره به دروغ وقیحانه و بیشرمانه آمریکاییها در ابراز دلسوزی برای ملت ایران گفتند: در جنگ ترکیبی چند هفته اخیر، آمریکا، رژیم صهیونیستی بعضی از قدرتهای موذی اروپا و برخی گروهکها، همه امکانات خود را برای ضربه زدن به ملت ایران به میدان آوردند اما ملت به دهن بدخواهان زد و آنها را ناکام گذاشت. به گزارش پایگاه اطلاعرسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیتالله خامنهای سیزدهم آبان را روزی تاریخی و تجربهآموز خواندند و گفتند: آمریکاییها و گرایش آمریکایی از این روز مهم و تجمعات همدلانه و وحدتبخش آن، خشمگین و اعصابشان خُرد میشود؛ چرا که این روز هم تجسم شرارتهای آمریکا است و هم تجسم و اثبات آسیبپذیری و امکان مغلوب شدن آمریکا. ایشان در مروری بر حوادث تاریخی ۱۳ آبان به سخنرانی افشاگرانه و تبعید امام خمینی(ره) در ۱۳ آبان ۴۳ اشاره کردند و افزودند: امام قانون «مصونیت چند ده هزار آمریکایی مستقر در ایران از تبعات قضایی جرم و جنایت» را که به دستور محمدرضا پهلوی در مجلسِ آن روز تصویب شد، تحمل نکرد و به همین علت تبعید شد. حضرت آیتالله خامنهای همچنین با اشاره به کشتار تعدادی از دانشآموزان در مقابل دانشگاه تهران در ۱۳ آبان ۱۳۵۷ و هجوم دانشجویان به سفارت آمریکا در ۱۳ آبان ۵۸ گفتند: در آن هجوم اسناد فراوانی از خیانتها، دخالتها و غارت منابع ایران به دست دولت آمریکا در رژیم ستمشاهی و نیز توطئههای مختلف آنها علیه انقلاب اسلامی به دست آمد که با وجود تأکید بر گنجانده شدن مضامین آنها در کتابهای درسی، متاسفانه این کار انجام نشده است.
حضرت آیتالله خامنهای با اشاره به نقش آشکار آمریکا در اغتشاشات چند هفته اخیر در کشور، افزودند: اطلاعیه مشترک وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه درباره اغتشاشها حاوی اطلاعات و کشفیات مهمی بود و نشان میدهد دشمن برای تهران و شهرهای بزرگ و کوچک برنامهریزی کرده بود و طراحی داشت
رهبر انقلاب اصرار آمریکاییها بر «آغاز چالش میان ملت ایران و آمریکا بهواسطه هجوم به لانه جاسوسی» را دروغی بزرگ برشمردند و افزودند: این چالش در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و هنگامی آغاز شد که آمریکا به کمک انگلیس، حکومت ملی مصدق را با کودتایی ننگین سرنگون کرد. ایشان دکتر مصدق را فردی خوشبین و دارای اعتماد به آمریکا خواندند و گفتند: او نه حجتالاسلام بود، نه ادعای اسلامخواهی داشت؛ فقط جرمش این بود که میگفت نفت ایران باید دست ملت ایران باشد، نه انگلیسیها. اما آمریکاییها به خاطر منافعشان حتی این فرد را هم تحمل نکردند و بر خلاف انتظارِ مصدق برای کمک آمریکا، از پشت به او خنجر زدند و با خرج کردن پول و کمک برخی خائنین و اراذل و اوباش سرنگونش کردند. حضرت آیتالله خامنهای سخنان این روزهای سیاستمداران آمریکایی را درباره طرفداری از ملت ایران، اوج بیشرمی و ریاکاری خواندند و با طرح یک پرسش خطاب به آنها گفتند: آیا کاری علیه ملت ایران است که شما در این ۴ دهه توانایی انجام آن را داشتهاید اما انجام نداده باشید؟ اگرهم کاری مثل جنگ مستقیم نظامی انجام ندادهاید، یا نمیتوانستید یا از جوانان ایرانی ترسیدهاید.
رهبر انقلاب در مرور جنایات و توطئههای آمریکا بعد از پیروزی انقلاب، به حمایت واشنگتن از گروههای تجزیهطلب در اوایل انقلاب، کودتای پایگاه شهید نوژه همدان، حمایت از تروریسم کور منافقین که منجر به هزاران شهید در گوشه و کنار کشور شد، حمایت همهجانبه از صدام وحشی در جنگ تحمیلی، حمله موشکی و سرنگونی هواپیمای مسافربری ایران در آسمان خلیجفارس و شهادت حدود ۳۰۰ نفر، بیحیایی در تجلیل از ژنرالِ فرمانده ناوی که به این هواپیمای مسافربری شلیک کرد، تحریم ملت ایران از سال اول پیروزی انقلاب، اعمال شدیدترین تحریمهای تاریخ در سالهای اخیر و حمایت از آشوب و فتنه در ایران اشاره کردند و گفتند: در سال ۸۸ و در حالیکه اوباما قبلش برای ما نامه دوستی نوشته بود، آمریکاییها به صراحت از فتنه اعلام حمایت کردند تا شاید بتوانند از این طریق جمهوری اسلامی را از بین ببرند. حضرت آیتالله خامنهای به شهادت رساندن سردار و قهرمان ملی ایرانیان و قهرمان منطقه حاج قاسم سلیمانی و افتخار کردن به این جنایت را از دیگر توطئهها و پلیدیهای آمریکا برشمردند و خطاب به آنها گفتند: شما از قاتلان دانشمندان هستهای ما یعنی صهیونیستها اعلام حمایت کردید و با حبس میلیاردها دلار از اموال ملت ایران در آمریکا و دیگر کشورها، ملت ایران را از استفاده از داراییهای خود برای کاهش مشکلات محروم کردهاید. ایشان افزودند: در بیشتر حوادث ضد ایرانی نیز ردپای شما معلوم است آن وقت با وقاحت تمام، دروغ محض میگویید و ادعا میکنید دلسوز ملت ایران هستیم؟ البته به کوری چشم شما ملت ایران بسیاری از این دشمنیها را خنثی کرده است. حضرت آیتالله خامنهای گفتند: البته برخی حوادث را ما هرگز فراموش نکرده و نمیکنیم و درباره شهادت سلیمانی پای حرفی که زدهایم ایستادهایم و در وقت خودش به آن عمل خواهد شد.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به حوادث هفتههای گذشته تاکید کردند که «کوتاهیهای گذشته تکرار نشود» و بر این اساس گفتند: باید پیش از اینکه دشمن محتوای دروغ و انحرافی تولید کند، باید محتواهای حقیقی و صحیح در داخل تولید شود
رهبر انقلاب اسلامی، آمریکای امروز را همان آمریکای دیروز و آمریکای ۲۸ مرداد و آمریکای حامی صدام دانستند و گفتند: البته شیوه اعمال دشمنی آنها با گذشته دارای تفاوتهایی است و پیچیدهتر شده است ولی ما به جوانان و دستاندرکاران خود اعتماد داریم و میدانیم که میتوانند بر این شیوههای پیچیده فائق بیایند و باید کاملاً هوشیار بود. ایشان یکی دیگر از تفاوتهای آمریکای دیروز و آمریکای امروز را، اتفاق نظر بسیاری از تحلیلگران سیاسی دنیا مبنی بر روند رو به افول آمریکا دانستند و افزودند: نشانههای این افول آشکار را میتوان در مشکلات بیسابقه داخلی آمریکا در زمینه های اقتصادی و اجتماعی و اخلاقی تا اختلافات و دو دستگیهای خونین داخلیِ آمریکا مشاهده کرد. رهبر انقلاب اسلامی یکی دیگر از نشانههای افول آمریکا را خطای محاسباتی آمریکا در مسائل دنیا برشمردند و گفتند: یک نمونه از این خطای محاسباتی، حمله ۲۰ سال قبل آمریکا به افغانستان برای ریشهکنی طالبان است که با جنایات و کشتار فراوانی همراه بود اما بعد از ۲۰ سال به دلیل بدفهمی مسائل، مجبور به خروج از افغانستان شدند و این کشور را تقدیم طالبان کردند. حضرت آیتالله خامنهای حمله به عراق و ناکامی در رسیدن به اهداف مورد نظر را نمونه دیگری از خطای محاسباتی آمریکاییها خواندند و افزودند: آمریکاییها از ابتدا به دنبال گماردن افراد آمریکایی و یا وابستگان به خود بودند و شرایط کنونی عراق و حضور سیاستمداران عراقی در راس کار با انتخابات هیچگاه مورد نظر آنها نبود اما در اینجا هم شکست خوردند. ایشان شکست آمریکا در سوریه و در لبنان به ویژه در قضیه اخیر تعیین خطوط گازی را نمونههای دیگری از ناکامی بهدلیل خطای محاسباتی برشمردند و خاطرنشان کردند: یکی دیگر از نشانههای انحطاط آمریکا، رای مردم به افرادی همچون رئیسجمهور فعلی و رئیسجمهور قبلی است. در دوره قبل رئیسجمهوری همچون ترامپ انتخاب شد که همه او را دیوانه میدانستند و در دوره فعلی نیز رئیسجمهوری بر سر کار میآید که همه، وضعیت او را میدانند.
رهبر انقلاب اسلامی این موارد را دلیل انحطاط یک تمدن دانستند و با تأکید بر اینکه بسیاری از قدرتهای غربی از این جهات شبیه آمریکا هستند گفتند: انحطاط اخلاقی و پستی و جنایت از این بالاتر که غربیها در رسانههای خود آموزش تخریب و اغتشاش و آموزش ساخت بطریهای آتشزا و بمب دستی میدهند؟ حضرت آیتالله خامنهای با اشاره به نقش آشکار آمریکا در اغتشاشات چند هفته اخیر در کشور، افزودند: اطلاعیه مشترک وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه درباره اغتشاشها حاوی اطلاعات و کشفیات مهمی بود و نشان میدهد دشمن برای تهران و شهرهای بزرگ و کوچک برنامهریزی کرده بود و طراحی داشت. ایشان حضور برخی نوجوانان و جوانان در کف میدان را ظاهر قضیه دانستند و خاطرنشان کردند: اینها بچههای خودمان هستند و ما با اینها بحثی نداریم چون به دلیل برخی هیجانها و احساسات و برخی بیدقتیها در مسائل وارد میدان شدند، اما مهم صحنهگردانان اصلی هستند که با نقشه و برنامه وارد شدند.
رهبر انقلاب اسلامی، مسئولان بخشهای مختلف بهویژه مسئولان سیاسی و اقتصادی و آحاد مردم و بهخصوص جوانان را به توجه ویژه و هوشیاری در قبال صحنه گردانان اصلی و طراحیها و برنامههای آنها فراخواندند و گفتند: البته دستگاههای اطلاعاتی به این موضوع توجه دارند و هوشیار هستند. طرح و برنامه هم این است که شاید بتوانند کاری کنند تا عقیده ملت ایران همانند عقیده سران انگلیس و آمریکا شود و ملت را همراه خود کنند اما ملت ایران واقعاً بر دهان آنها زد و از این پس هم خواهد زد. حضرت آیتالله خامنهای خاطرنشان کردند: کسانی هم بودند که با طراحی و نقشه وارد میدان شدند و با دستگاههای خارجی مرتبط بودند و مرتکب جنایت شدند این موضوع بسیار مهمی است که باید به آن توجه ویژه شود. ایشان قضیه شاهچراغ و کشتار مردم و کودکان را جنایتی بزرگ خواندند و گفتند: پسربچههای دانشآموزی که در این حادثه به شهادت رسیدند چه گناهی کرده بودند؟ پسر بچهای که در این جنایت، پدر و مادر و برادر خود را از دست داد و دچار چنین غم بزرگی شد، چه گناهی کرده است؟ آن طلبه جوان و متدین و حزب اللهی، آرمان عزیز که در تهران زیر شکنجه به شهادت رسید و پیکر او را در خیابان رها کردند، چه گناهی کرده بود؟ رهبر انقلاب اسلامی افزودند: افرادی که این جنایتها را انجام میدهند چه کسانی هستند و از کجا دستور میگیرند؟ البته اینها قطعاً بچهها و جوانهای ما نیستند، باید عاملان این جنایتها شناسایی شوند و هر کسی که ثابت شود در این جنایتها همکاری داشته است، بدون تردید مجازات خواهد شد. حضرت آیتالله خامنهای با اشاره به سکوت مدعیان حقوق بشر در قبال این جنایات، خاطرنشان کردند: چرا این مدعیان حادثه شیراز را محکوم نکردند و چرا یک قضیه خلاف واقع و دروغ را هزاران بار در سکوهای خود در اینترنت تکرار میکنند، اما نام «آرشام» را ممنوع میکنند؟ آیا این مدعیان واقعاً طرفدار حقوق بشر هستند؟
رهبر انقلاب اسلامی در ادامه نوجوانان و جوانان را خطاب قرار دادند و گفتند: نوجوان و جوان امروز بر خلاف نوجوان و جوان قدیم یک عنصر بالغ و عاقل و خردمند و صاحب فکر و تحلیل است و این به برکت انقلاب اسلامی بهوجود آمده است زیرا قبل از انقلاب جوانان آنقدر سرگرم مسائل بیهوده و شهوترانی بودند که امکان توجه به مسائل اصلی کشور وجود نداشت. ایشان تأکید کردند: این حقیقت یعنی ذهن فعال نوجوان و جوان امروزی و صاحب تحلیل و فکر بودنِ او را دشمن هم متوجه است و برای مقابله با آن از طریق تولید و تکرار حجم عظیم محتوای دروغ در شبکههای مجازی اقدام میکند. رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به انبوه محتواهای دروغ، تهمت و سخنان انحرافی که برای ذهن فعال جوانان تهیه می شود، گفتند: تأکید مکرر و چندین باره بر جهاد تبیین به همین علت است و قبل از اینکه دشمن محتوای دروغ و انحرافی تولید کند باید محتواهای حقیقی و صحیح در داخل تولید شود. حضرت آیتالله خامنهای افزودند: به مسئولان رسانهها و امور ارتباطات میگویم که در زمینه تولید محتوا و جهاد تبیین و برنامهریزی برای آن احساس مسئولیت کنید و درک کنید که چرا دشمن بر روی برخی کلمات و اسامی حساس است و جلوی آنها را میگیرد.
رهبر انقلاب، جوانان را به احساس مسئولیت در مقابل بمباران پرحجم و پرتکرار ذهن جوان ایرانی با مطالب دروغ، فرا خواندند و گفتند: در مقابل این برنامه دشمن احساس مسئولیت کنید و برای تشخیص حقیقت و حرف درست از دروغ تلاش کنید. ایشان افزودند: افرادی را هم که معاند نیستند اما بر اثر غفلت یا بدفهمی و شنیدن مطالب نادرست در رسانهها با دشمن همصدایی میکنند، بدون دعوا کردن، و با نوشتن و پیام دادن و استدلال، مراقبت و ارشاد کنید. ایشان اتفاقات چند هفته اخیر را «جنگی ترکیبی» و نه صرفاً اغتشاشات خیابانی دانستند و خاطرنشان کردند: دشمن یعنی آمریکا، رژیم صهیونیستی، بعضی از قدرتهای موذی و خبیث اروپایی و برخی از گروهکها با همه امکانات به میدان آمدند و با استفاده از دستگاههای اطلاعاتی، رسانهای و ظرفیت فضای مجازی، و بهرهگیری از تجربیات گذشته در ایران و بعضی از کشورهای دیگر تلاش کردند به ملت ضربه بزنند. حضرت آیتالله خامنهای افزودند: البته ملت بهمعنی واقعی در دهان بدخواهان زد و آنها را ناکام کرد.
رهبر انقلاب با اشاره به نشانههای تغییر در نظم جهانی و روند حاکم شدن نظمی جدید در دنیا، جوانان را به شناخت نقش و جایگاه ایران و ایرانیان در نظم جهانی آینده جدید توصیه کردند و گفتند: ابعاد نظم جدید و چگونگی آن دقیقاً معلوم نیست اما خطوط اساسی آن قابل ترسیم است. ایشان اولین خط اساسی از نظم جدید را «انزوای آمریکا» دانستند و افزودند: برخلاف گذشته که آمریکاییها خود را تنها قدرت مسلط دنیا میخواندند، در نظم جدید، آمریکا جایگاه مهمی ندارد و منزوی است و ناچار خواهد شد دست و پایش را از نقاط مختلف جهان جمع کند. ایشان در واکنش به شعار مرگ بر آمریکای دانشآموزان، خاطرنشان کردند: بعضی میگویند این شعار را نگویید؛ زیرا باعث برانگیختن دشمنی آمریکاییها میشود، در حالیکه آمریکاییها دشمنی با ملت ایران را در روز ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و در حالی آغاز کردند که آن زمان هیچکس در ایران مرگ بر آمریکا نمیگفت، البته پس از آن ضربه، دانشجویان در ۱۶ آذر همان سال در دانشگاه تهران مرگ بر آمریکا گفتند و این شعار، یادگار ۱۶ آذر است.
خطوط اساسی دوم و سوم از نظم جدید جهانی که رهبر انقلاب به آنها اشاره کردند «انتقال قدرت سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و علمی از غرب به آسیا» و «گسترش منطق و جبهه مقاومت» بود. ایشان مبتکر گسترش فکر و جبهه مقاومت در مقابل زورگوییِ قدرتهای سلطهگر را جمهوری اسلامی ایران خواندند و گفتند: اولین کسی که گفت «نه شرقی، نه غربی» امام بزرگوار ما بود و این روحیه و حرف محکم امروز به قدری رواج یافته که در منطقه ما خیلیها با اعتقاد و عمل به منطق مقاومت، از آن نتیجه میگیرند، همچون نتیجه و بهره اخیری که لبنانیها به برکت حزبالله در قضیه خطوط گازی گرفتند. حضرت آیتالله خامنهای با طرح این سؤال که «در دنیای جدید ایران چه کاره و در چه جایگاهی است؟» جوانان را به فکر کردن درباره این سؤال و آمادهسازی خود برای دنیای جدید فرا خواندند و گفتند: ایران عزیز به علت برخورداری از خصوصیات برجستهای همچون «نیروی انسانی با هوش و با استعداد»، «منابع طبیعی متنوع و فراوان»، «موقعیت جغرافیایی حساس و ممتاز» و از همه مهمتر «منطق والای حکومتی و تمدنی» میتواند جایگاه برجستهای در نظم جدید داشته باشد.
رهبر انقلاب استفاده از مزیت جغرافیایی بینظیر ایران و تبدیل شدن به معبر ترانزیتی بسیار پیشرفته و خوب را در گروی گسترش خطوط ریلی دانستند و افزودند: با وجود تأکیدهای مکرر در این زمینه، در دولتهای مختلف به جز در مقطع بعد از رحلت امام بزرگوار که کارهایی انجام شد، کوتاهی شده است، البته در این دولت قصد دارند کارهایی انجام بدهند. ایشان امتیاز مهم جمهوری اسلامی و منطق حکومتی و تمدنی آن را جمع بین حضور و آراء مردم با معارف الهی خواندند و گفتند: این کار، آسان نیست اما جمهوری اسلامی موفق به انجام آن شد البته نقصهایی وجود دارد که از آنها آگاه هستیم اما این حرف و منطق، در دنیا جدید است. ایشان با اشاره به اینکه ثمره هوش و استعداد جوانان دهه ۶۰ و ۷۰ مقابل چشم همگان است، گفتند: در آینده برکات شما دهه هشتادیها و متولدان دهه ۹۰ را نیز همه خواهند دید. حضرت آیتالله خامنهای در بخش پایانی سخنانشان در جمع پرشور صدها دانش آموز در نکته مهمی گفتند: همه مسئولان و آحاد مردم باید مراقب باشیم که پیامی که با هر حرکت و هر کار و سخن خود به خارج از کشور میفرستیم چیست.
رهبر انقلاب تاکید کردند: ملت و جوانان و مسئولان کشور باید «قدرت مقاومت و عزم راسخ خود را برای ایستادگی در مقابل زورگویان» به همه دنیا و به خصوص دشمنان منتقل کنند. ایشان افزودند: دولتمردان هم در این زمینه وظایف سنگینی دارند و باید کوتاهیهای گذشته تکرار نشود و دستگاههای مختلف از جمله وزارتخانههای آموزش و پرورش، علوم، بهداشت، ارشاد، وزارتخانههای اقتصادی، معاونت علمی ریاست جمهوری به وظایف خود با جدیت عمل کنند. حضرت آیتالله خامنهای افزودند: اطمینان داشته باشیم اگر هر کسی در هر جا که مشغول کار یا مسئولیت است، وظایفش را بشناسد و به آن عمل کند، تمام مشکلات حل میشود و کشور و ملت به آرزوی نهایی خود خواهند رسید.
