بایگانی مطالب نشریه
«پیروز» را در توران رها میکنیم تا درنده شود
سلاجقه در حاشیه جلسه
هیئت دولت:
رئیس سازمان حفاظت محیط زیست گفت: پیروز، یوز ایرانی شرایط خوبی دارد اما به دلیل اینکه باید جنگنده شود یک روز در منطقه توران او را رها میکنیم تا به خوی درندگی خود برسد.
به گزارش ایرنا، علی سلاجقه دیروز در حاشیه جلسه هیئت دولت در جمع خبرنگاران درباره آخرین وضعیت پیروز افزود: این یوز خوشبختانه در وضعیت مناسبی قرار دارد اما باید طبق ذات خود جنگنده و درنده شود و به همین دلیل یک روز در منطقه توران رهایش خواهیم کرد.
او افزود: چون این یوز دستپروده انسان است، باید در شرایط طبیعی قرار گیرد و به خوی درندگی خود برگردد.
معاون رئیسجمهور همچنین در مورد تکدرنای سیبری که همه ساله برای زمستان گذرانی وارد مازندران میشود، گفت: امسال نیز این درنا چون سالهای گذشته وارد ایران شد و در تالابها آمد و شد دارد؛ به دنبال رایزنی با کشورهایی هستیم که جفت این درنا را دارند.
رئیس سازمان حفاظت محیط زیست همچنین گفت: با وزارت راه و شهرسازی مکاتبه کردیم تا در همه معابری که محل عبور و زندگی حیات وحش است توریکشی شود؛ این کار در منطقه توران در حال ورود به مرحله اجرایی است.
سلاجقه ادامه داد: تامین علوفه حیات وحش کشور در شرایط خشکسالی مشکل است لذا برای نخستین بار در مناطق مسکونی بیمه خسارت را مصوب کردیم که باغها و اراضی مردم که در نتیجه حضور حیات وحش خسارت میبیند کاملاً این خسارت جبران شود.
«شاهپور علایی مقدم» رئیس سازمان حفظ نباتات کشور در نشست بررسی وضعیت صنعت چوب، از آزادسازی واردات چوب با پوست طبق دستور وزیر جهاد کشاورزی خبر داد و هدف این کار را نگهداری جنگلها بر پایه شیوه نامههای بهداشتی بیان کرد. در این نشست «علی سلاجقه» رئیس سازمان حفاظت محیط زیست نیز هم به نیاز کشور برای واردات چوب تاکید کردو در همین رابطه گفت:« با اجرای طرح تنفس جنگلها از یک سو و نیاز صنایع کشور به چوب از سوی دیگر، واردات چوب لازم و ضروری است، اما باید این امر ساماندهی شود تا هم خیال صنایع از بابت تامین نیازشان راحت باشد و هم به جنگلهای کشور آسیب نرسد». «عباسعلی نوبخت» رئیس سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری از دیگر مقامهایی بود که در این نشست به موضوع واردات توجه نشان داده و با ارائه آماری از میزان چوب مورد نیاز صنایع بیان کرد: «اگر همه کارخانههایی که جواز کار دریافت کردهاند را مبنا قرار دهیم، صنایع کشور سالانه ۱۵ تا ۱۶ میلیون مترمکعب چوب نیاز دارد. اما چنانچه کارخانههایی که هم اکنون فعالاند با تمام ظرفیت خود کار کنند، حدود ۹ میلیون مترمکعب چوب در سال نیاز است، این در حالی است که هم اینک این کارخانهها با ۵ تا ۶ میلیون مترمکعب چوب کار میکنند.» این گفتهها در حالی است که کارشناسان نسبت به واردات چوب با پوست هشدار میدهند. آنها معقدند واردات این چوبها میتواند به عاملی برای ورود آفتهای جدید به طبیعت ایران و به ویژه جنگلهای هیرکانی با توجه به ورود این محمولهها از روسیه به ایران تبدیل شود.
«محل استقرار هر یک از این موجودات روی چوب بسته به بیولوژی آنها متفاوت است. حشرات پوستخوار به صورت تخم، لارو، شفیره یا حشره بالغ زیر پوست درختان زندگی میکنند. انواع حشرات چوبخوار به صورت تخم در سطح پوست یا به شکل لارو، شفیره یا حشره بالغ در عمق چوب به سر میبرند. «نماتدها» و قارچهای بیمارگر در سطوح رویی و زیرین پوست فعالیت دارند. برخی از حشرات ناقل میکروارگانیسمهای بیمارگر درختان هستند. با توجه به تنوع موجوداتی که روی چوب درختان میتوان یافت، به همان میزان ریسک انتقال آنها از منطقهای به منطقه دیگر بیشتر میشود. در بین آفات مختلف، احتمال انتقال سوسکهای پوستخوار و چوبخوار از طریق چوب به دلیل نحوه خاص زندگی و مبارزه دشوار نسبت به سایر آفات بالاتر است، به ویژه سوسکهای پوستخوار و چوبخواری که روی چوبهای زنده فعالیت میکنند که معمولا این گونهها به دلیل اهمیت اقتصادی بالا در لیست آفات قرنطینه کشورها قرار میگیرند. با توجه به موضوعات مطرح شده و مخاطرات موجود، کشورهای مختلف قوانین قرنطینهای را برای کاهش خطر انتقال آفات خسارتزا به کشورشان وضع کردهاند.
ارسطو سعید استاد بازنشسته دانشگاه تهران: مجلس یک میلیارد دلار برای واردات اتومبیل تخصیص میدهد، ریاست سازمان محیط زیست میگوید چوب مورد نیاز کارخانه ها وارد شود بدون آنکه بگوید با کدام ارز و برای چه کارخانههایی؟
براساس اعلام سازمان حفظ نباتات مهمترین اقدامات برای کاهش ریسک انتقال آفات از طریق واردات چوب، داشتن گواهی سلامت از کشور مبدأ، همچنین پوستکنی چوبها است. با تراشیدن پوست چوب، بسیاری از قارچهای بیمارگر که ردیابی آنها نیز مشکل است، «نماتد»های پارازیت سوسکها، تمامی مراحل زندگی حشرات پوستخوار و تخم حشرات چوبخوار حذف میشوند. اما مرحله رشدی سوسکهای چوبخوار شامل الرو، شفیره و گاهی حشره بالغ در عمق چوب باقی میماند که برای حذف آنها باید از روشهای دیگر نظیر سموم تدخینی، حرارت خشک و غیره استفاده کرد.» این بخشی از پژوهشی با عنوان «واردات چوب و آفات قرنطینه در ایران؛ چالشها و راهکارها» است که توسط محمدابراهیم فراشیانی استادیار پژوهش، مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، حسن عسکری استاد پژوهش، موسسه تحقیقات گیاهپزشکی کشور و سودابه امینی پژوهشگر، مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور در نشریه طبیعت ایران وابسته به مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور منتشر شده است. موارد مطرح شده در این پژوهش نشان میدهد واردات چوب با پوست با خطرات عمدهای برای کشور میزبان همراه است و برای انجام آن باید حساسیتهای بسیار ویژهای را در نظر گرفت و حتی با وجود ضرورت به واردات، از وارد کردن چوب با پوست خودداری کرد.
مدیر کل دفتر حفاظت و حمایت سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری: ما موافق اینکه چوب با پوست وارد شود نیستیم چون با موجودات زنده سر و کار داریم و با هر شکل و روشی که واردات انجام شود احتمال فرار آفات از چرخه قرنطینه وجود دارد. ما نظراتمان را اعلام کردهایم و پیگیری هم میکنیم تا به راهکار منسجمی با سازمان حفظ نباتات کشور برسیم.
سید امیرمسعود جلالی مدیر کل دفتر حفاظت و حمایت سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری در این باره به «پیام ما» میگوید: واردات چوب با پوست میتواند منشا ورود آلودگیها و بیماریها باشد و یکی از دغدغههای جدی که همان تنوع ژنتیکی و امنیت کشور است را به خطر بیندازد.
او با اشاره به اینکه در واردات چوب لحاظ کردن حساسیتها یک دغدغه جدی است، میافزاید: متولی اصلی قرنطینه در کشور سازمان حفظ نباتات است، این سازمان و هم سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری در گذشته هم مخالفتهایی با واردات چوب با پوست داشتند و شرط ورود چوب بدون پوست را هم داشتن گواهی بهداشت عنوان کرده بودند.
استدلال رئیس سازمان حفظ نباتات کشور برای واردات چوب با پوست از روسیه، تسهیل وضع بازار چوب امدیاف و کاهش قیمت این محصول است. جلالی هم در گفتههای خود به این نکته میپردازد و میگوید: در حال حاضر بحثهایی مطرح است که صنایع چوبی کشور نیاز به واردات چوب دارند اما درباره ضرورتهای آن نهادهای مسئول باید پاسخ دهند. چوبها با ورود به کشور در قرنطینهای قرار میگیرند که مسئولیت آن با سازمان حفظ نباتات کشور است و ما هم در این باره که چه شرایطی باید داشته باشد نظراتمان را دادهایم. آنها هم اعلام کردهاند تدابیری را برمیگزینند که بتواند قرنطینه ضدعفونی را برای چوبهای وارد شده اعمال کنند.
جلالی در گفتههای خود به موافقت برای تسریع واردات چوب اشاره میکند و آن را عاملی برای به حداقل رسیدن بهرهبرداری بیرویه از طریق قاچاق میداند. او اضافه میکند: به هر میزان که چوب به کشور وارد شود فشار وارد شده به جنگلها کاهش پیدا میکند. با این حال باید مجموعهای از پروتکلها و قوانین به شکل اصولی رعایت شوند. حتیامکان دارد چوبی که گواهی بهداشت از مبدا دارد هم آلودگی داشته باشد و همین امر تدوین ضوابط خاص برای واردات چوب را ایجاب میکند که درباره چوبهای با پوست باید سختگیرانهتر باشد.
مدیرکل دفتر حفاظت و حمایت سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری میگوید: ما موافق اینکه چوب با پوست وارد شود نیستیم چون با موجودات زنده سر و کار داریم و با هر شکل و روشی که واردات انجام شود احتمال فرار آفات از چرخه قرنطینه وجود دارد. ما نظراتمان را اعلام کردهایم و پیگیری هم میکنیم تا به راهکار منسجمی با سازمان حفظ نباتات کشور برسیم.
ارسطو سعید استاد بازنشسته دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران در گفتوگو با «پیام ما» با اشاره به اینکه برنامههای مسئولان صرفا در حد حرف باقی میماند زیرا مبتنی بر واقعیتهای کشور نیست، میگوید: اگر نیاز کارخانهها ۱۵ تا ۱۶ میلیون مترمکعب باشد و در حال حاضر با ۵ تا میلیون مترمکعب کار میکنند باید پرسید کدام کارخانه میتواند با یک سوم ظرفیت حتی به نقطه سر به سر برسد.
او میافزاید: سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری برای تأمین مواد اولیه کارخانههای صنایع چوب هیچ مسئولیتی ندارد. ولی برای زیر طرح بردن جنگلها، مشتری داشتن چوبی که بلا اجتناب تولید میشود (یعنی منابع کشور را در کارخانههای کشور تبدیل به محصولات مورد نیاز مردم کند) مسئول است.
نویسنده کتاب «مبانی اقتصادی – علمی اداره جنگلها» معتقد است در حوزه جنگل و منابع طبیعی همه از کیسه خلیفه میبخشند، او توضیح میدهد: مجلس یک میلیارد دلار برای واردات اتومبیل تخصیص میدهد، ریاست سازمان محیط زیست میگوید چوب مورد نیاز کارخانهها وارد شود بدون آنکه بگوید با کدام ارز و برای چه کارخانههایی؟ همه از همه چیز میگویند جز راهی و برنامهای برای بیرون آوردن مجموعه تولیدی کشور از وضعیتی که دچار آن شده است. در مورد ورود چوبهای با پوست و احتمال شیوه آفات هم میدانم که حرف و حدیث درباره آن کم نیست.
یک منبع آگاه هم در این زمینه به «پیام ما» میگوید: یکی از مواردی که سالها است در باره آن گفتوگو میشود و از توجیهات توقف بهرهبرداری از جنگلهای شمال بوده واردات چوب است. البته چوب الواری سالها وارد میشده و اختلاف در گرده بیمه و چوب آلات با پوست بوده است که خطر وارد شدن آفات و بیماریهای گیاهی را دارد.
او اضافه میکند: موافقان ضدعفونی کردن چوب وارداتی را در مبدا، طول مسیر(کشتی) و مقصد(بندر) با روشهای موجود توصیه میکنند اما مخالفان و به ویژه سازمان حفظ نباتات استدلالهای خود را دارند. از طرف دیگر بیشترین مصرف کارخانههای تخته خرده چوب و نئوپان استفاده از چوبهای کمارزش یا به قول معروف هیزمی است که حتی با نرخهای ارزی موجود مقرون به صرفه نخواهد بود.
دستور شناسایی ماموران متخلف صادر شد
مرکز اطلاعرسانی فرماندهی انتظامی در اطلاعیهای به ویدئویی مبنیبر ضرب و شتم احدی از سوی ماموران انتظامی واکنش نشان داد. به گزارش ایسنا، مرکز اطلاعرسانی فراجا در اطلاعیهای اعلام کرد: بلافاصله دستور ویژهای برای بررسی دقیق زمان و مکان وقوع و شناسایی متخلفان در صحنه صادر شده است. در ادامه این اطلاعیه آمده است: پلیس به هیچ عنوان رفتار خشن و غیرمتعارف را تایید نمی کند و مطمئنا با عوامل متخلف برابر ضوابط برخورد قانونی خواهد شد.
بازآفرینی تاریخ در کافه موزه تارمه
از میان بازار سبزیهای خوش معطر و راسته کلوچه پزان رد میشوم و با عبور از کنار بقعه سید محمد وارد خیابان میشوم تا خود را به دل محله افضل در کنار محله قدیمی دُلدُل برسانم. وارد کوچه سنگفرش که میشوم بوی هلیم مرا سمت ساباط افضل میکشاند و چرخی در آن میزنم و با مشاهده هتلهای سنتی افضل و طبیب و در نهایت کارگاه احرامی بافی استاد پنبهدانه، مسیر خود را به سمت سرای افضل تغییر میدهم تا ساعتی را در کافه موزه تارمه استراحت کنم و غرق تاریخ شوم. برای ورود به سرای افضل، چشمم به درِ چوبی که دو لنگه آن مزین به گل میخهای تزیینی است و سر در ورودی و سطوح دیوارهای داخلی که دارای تزیینات آجرکاری و ستونهایی که با تزیینات شبه مقرنس مزین شدهاند میافتد. با ورود به حیاط سرای افضل یاد خاطرهای از معمار این مجموعه تاریخی زنده یاد استاد «حاج جعفر معمار » میافتم که نقشه اولیه بنا را با تکه چوبی روی زمین میکشد. معماری به نام در اواخر دوره قاجار که خانههایی با ارزش در شوشتر مانند خانه مستوفی از یادگارهای این معمار بزرگ است. حیاط آجری را پشت سر میگذارم و وارد کافه موزه تارمه در دل کاروانسرای افضل میشوم.
کافهای است به وسعت تاریخ که در آن نه تنها میتوانید انواع نوشیدنی و دسرها را نوش جان کنید بلکه میتوانید تاریخ شوشتر را مرور کنید. عباس نژادفتحی و پسر کوشای او «راد نژادفتحی» در گوشهای در میان این همه شیها که چشمت را خیره میکنند نشستهاند و سخن میگویند. خودم را در لابهلای اشیا گم میکنم تا بیشتر نظارهگر باشم و بعد بنشینم. کافه موزه تارمه با اختصاص دادن بخش عمدهای از فضای کافه زندگی مردم شوشتر را برای گردشگران و مهمانان بازآفرینی میکند. گویی آمدهام تا به صرف مردمشناسی و تاریخ مهمان کافه باشم.
کافه تارمه به بازنمایی تاریخ و فرهنگ زندگی مردم شوشتر برای مهمانانش میپردازد. با وجود راویانی همچون استاد عباس نژادفتحی، راد نژادفتحی، بهراد نژادفتحی و بانو عذرا نژادفتحی میتوانید همینطور که منتظر سفارشتان هستید پیشینه طولانی این شهر را مرور کنید و در نهایت از شربتهای دستساز و سنتی کافه لذت ببرید. مهمان کافه تارمه شوید و در لابه لای ورقهای تاریخ میان وعدهای لذیذ نوش جان کنید. در این سفر موزهای با «راد نژادفتحی» گفتوگو کردم که در حال حاضر گرداننده موزه است و همچون دیگر خانوادهاش از انسانهای دلداده و خدمتگزار به تاریخ و فرهنگ به شمار میرود.
فلسفه نامگذاری تارمه چه بوده است؟
تارمه در بناهای قدیمی محلی برای نشستن و کسب آرامش بوده. ما هم میخواستیم فضای آرام و دلنشینی را برای مخاطبان ایجاد کنیم تا ساعتی به دور از هیاهو را در آرامش سپری کنند.
وجه تمایز کافه موزه تارمه با دیگر کافهها چیست؟
آنچه که کافه تارمه را از دیگر کافی شاپهای شوشتر متمایز کرده، چیدمان جذاب و منحصربهفرد آن است که بسیار هنرمندانه طراحی شده و شما را غافلگیر میکند. تابلوهای قدیمی از افرادی که دیگر در قید حیات نیستند، لوسترهای باشکوه، ظروف به جای مانده از گذشتگان، گلدانهای کوچک و دوستداشتنی و میز و صندلیهای چوبی همگی حال و هوای نوستالژی به کافه تارمه بخشیدهاند و باعث شدهاند تا این کافه در لیست بهترین کافیشاپهای کشور قرار گیرد و گردشگران ایرانی و خارجی زیادی برای صرف یک میانوعده لذیذ به آنجا بروند. با نشستن در فضای دلانگیز و دنج کافه تارمه، میتوانید انواع نوشیدنی سرد و گرم، عرقیات و بستنی سفارش دهید و از بودن در یک بنای دلفریب قدیمی لذت ببرید. خوراکیهای کافه تارمه شوشتر از طعم خوبی برخوردارند و با هر سلیقهای که هستید، میتوانید سفارش بدهید و خوشمزهترین میانوعده را در فضایی دلربا میل کنید. همچنین در سالهای اخیر مدیریت کافه موزه تلاش بر حفظ و بازگو کردن قصهها و آداب و فرهنگ شهرستان شوشتر و انتشار آنها کرده است. همچنین فعالیتهای خیریه همچون جمعآوری کمک در هنگام بروز حوادث غیرمترقبه و همکاری با سازمان بهزیستی شهرستان شوشتر جهت خشنودسازی و پذیرایی از سالمندان، کودکان بیسرپرست، بیماران خاص و غیره، تلاشی از دل و جان جهت ارائه خدمات بیشتر به هموطنان و همشهریان بوده است.
مجموعه تارمه نخستین بار فعالیت خود را در قالب کافه موزه، در سال 1394 در کاروانسرای افضل شهرستان شوشتر آغاز کرد. امروز، این مجموعه شامل دو شعبه کافه موزه، سالن فست فود و فضای بزرگی از کاروانسرای افضل جهت خدمات فرهنگی و پذیرایی است
این اشیا چگونه جمع آوری شدهاند؟
اکثر آثار موجود در این کافی شاپ توسط پدرم استاد «عباس نژادفتحی» از گوشه و کنار شهر جمعآوری شده و روایتگر حقایق زیادی از سرگذشت مردم این دیار به شمار میآیند و توسط اداره میراث فرهنگی نیز به عنوان یک مجموعه اثر هنری شناخته شدهاند. البته اشیاء مجموعه از سال 76 در قالب موزه کار و ابزار «شوشتر اوسونا» در خانه مرعشی، قلعه سلاسل و نمایشگاههای دیگر برای بازدید عموم به نمایش گذاشته شده بود.
شروع کافه موزه تارمه از چه زمانی و چگونه بود؟
مجموعه تارمه نخستین بار فعالیت خود را در قالب کافه موزه، در سال 1394 در کاروانسرای افضل شهرستان شوشتر آغاز کرد. امروز، این مجموعه شامل دو شعبه کافه موزه، سالن فست فود و فضای بزرگی از کاروانسرای افضل جهت خدمات فرهنگی و پذیرایی است. تارمه دارای نخستین پروانه مجموعهداری و همچنین نخستین پروانه موزه خصوصی در استان خوزستان از سوی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی است. ایده اولیهی تارمه، ایجاد محیطی فرهنگی، خانوادگی و آرام بود که از این نقطه نظر بسیار موفق بوده و مورد استقبال شهروندان، گردشگران داخلی و خارجی قرار گرفته است. با گسترش فضای تارمه، امکان اشتغال مستقیم و غیرمستقیم و همکاری با کسب و کارهای دیگر بیش از پیش فراهم شد که این امر را میتوان یکی از ارزندهترین دستاوردهای تارمه دانست.
چه تعداد اشیا تاریخی و کاربردی در این کافه موزه وجود دارد؟
مجموعه اشیاء تاریخی فرهنگی نگهداری شده در تارمه حدود 6500 قلم است که جمعآوری آن حاصل بیش از 30 سال تلاش آقای عباس نژادفتحی است. بخش بزرگی از اشیا این مجموعه مربوط به مشاغل منسوخ و درحال منسوخ شدن شهرستان شوشتر است که پیشتر در قالب موزه کار و ابزار به نمایش گذاشته میشد.
از ابتدا راهانداری، ایجاد موزه مدنظرتان بود یا راهاندازی کافه را در ذهن داشتید؟
پدر از سال 76 مجموعه اشیاء تاریخی و فرهنگیشان را رسما در نمایشگاهها، خانه مرعشی و قلعه سلاسل به نمایش گذاشتند تا فرهنگ شوشتر را بهتر معرفی کنند. اما پس از چند سال تصمیم گرفتیم کسب و کاری راهاندازی کنیم. سپس این ایده به ذهنمان رسید که موزه موجود را با کافه ادغام کنیم.
با وجود سنتی بودن شهر شوشتر چرا برای راهاندازی نخستین کافه موزه خصوصی خوزستان چنین ریسکی کردید؟
این سوال را از همان ابتدا خیلیها از ما پرسیدند و ما همیشه پاسخ دادیم: چون عاشق شهرمان شوشتر هستیم.
برنامهای برای راهاندازی شعبههای دیگر با عنوان کافه موزه تارمه دارید؟
رضایتبخشترین دستاورد تارمه برای ما اشتغالزایی مستقیم و غیرمستقیم بوده و به همین دلیل گسترش شعب امکان اشتغال و گردش مالی بیشتر ایجاد میکند.
چقدر به ایدهآلهای خود برای راهاندازی یک موزه کافه دست پیدا کردید؟
شاید بیست درصد. ما ایدههای بسیاری داشتیم و داریم و البته انرژی خیلی زیادی برای ارائه خدمات بهتر صرف میکنیم اما محدودیت مکانی و مالی در کنار نبود همکاری کافی برخی متولیان دولتی سرعت پیشرفت کار را کم میکند.
ثبت جهانی کاروانسرای افضل چقدر ضرورت دارد و به چه میزان آن را مهم میدانید؟
ثبت جهانی کاروانسرا بسیار برای ما ارزشمند است چون علاوه بر اینکه باعث درخشش و شناخته شدن بیشتر شهر شوشتر از منظر گردشگری میشود، خودمان هم پس از سالها فعالیت در این بنای زیبا، دلبستگی خاصی به آن پیدا کردیم و هر کاری از دستمان بربیاید انجام میدهیم تا پایدارتر باقی بماند.
اخیرا در فرایند بررسی سرای افضل برای ثبت در فهرست میراث جهانی کاروانسراهای واجد ارزش نوع همکاری و تعاملتان موجب پرداخت هزینههای فراوان شدید. چه اتفاقی افتاد؟
در فرایند ثبت کاروانسرای افضل در فهرست آثار جهانی، مجموعه تارمه متحمل ضرر و زیان بسیار شد. برخلاف تایید ناظران وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی بر استاندارد بودن فضا، یک شب پیش از حضور ارزیابان یونسکو، کاروانسرا تخلیه و اموال مجموعه بعضا به انبار و بخش زیادی از آن به خرابه اطراف محل پرتاب و درنتیجه شکسته و تخریب شد. مجموعه تارمه رسما شکایتی از این زیان وارد شده، ندارد چراکه همواره از صمیم قلب درخدمت تاریخ و فرهنگ شهرستان شوشتر بوده است. تنها گلایهای که باقیست، بیمهری و قدرنشناسیهایی است که اخیرا متحمل شده و درباره آن نیز این مجموعه مسکوت باقی میماند.
ساخت و سازهای بیضابطه و تحت عناوین گوناگون در دهههای گذشته حالا چالشها و مشکلاتش را نشان داده است و با این وجود همچنان این چالشها از سوی حاکمیت به رسمیت شناخته نمی شوند. یکی از این چالشها کمبود آب است. نکتهای که آسیبهایش در ساخت و سازهای جدید مسکن هم رخ نشان داده و به همین دلیل بنفشه زهرایی، دبیر کارگروه ملی سازگاری با بی آبی به این مشکل پرداخته و میگوید شکی در این نیست که توسعه مسکن از نیازهای مهم کشور است، اما به شکلی که در حال اجراست، چالشهای جدی در تامین آب شهرهای مختلف ایجاد خواهد کرد و چالش کمآبی همچنان از سوی نظام حکمرانی به رسمیت شناخته نشده است.
شهرهایی در فلات مرکزی ایران وجود دارند که هماکنون در تأمین آب شرب با چالشهای جدی مواجه هستند، طرحهای توسعه مسکن با گستردگی قابلتوجه در حال برنامهریزی و اجراست و همین هم دلیلی است تا بنفشه زهرایی، دبیر کارگروه ملی سازگاری با کمآبی به نقد این شرایط پرداخته و به ایسنا بگوید «مسئولان کشور هنوز چالش کمآبی در جای جای ایران را به رسمیت نشناختهاند. اجرای طرحهای توسعه مسکن قطعاً به جذب جمعیت بیشتر به مناطقی منجر میشود که هماکنون هم در تأمین آب با چالشهای جدی مواجه هستند.»
به گفته او، در شهر همدان که امسال حتی با قطع گسترده و جیرهبندی طولانی آب مواجه شد، مساحت زمینهای اختصاص داده شده به طرح نهضت ملی مسکن بیشتر از ۱۰ درصد مساحت فعلی شهر همدان است. مثال دیگر استان تهران است که در حال حاضر نیز بارگذاری جمعیتی آن به مراتب فراتر از توان منابع آب استان است. شهر تهران که بهرهمند از طرحهای متعدد انتقال آب اجرا شده از سدهای لیتان، لار، طالقان، امیرکبیر و ماملو نیز است، هنوز وابسته به منابع آب زیرزمینی ناپایدار آبخوان تهران–کرج است و اخباری که اخیرا در مورد کاهش کمسابقه ذخیره آب سدهای تامینکننده نیاز شهر تهران منتشر شده است نشان از این دارد که سامانه تامین آب پایتخت نیز آسیبپذیر از کمآبی است. علیرغم این شرایط، طرح مسکن ملی در استان تهران نیز با جدیت در حال پیگیری است که قطعا منجر به بارگذاری جمعیتی جدید در استان خواهد شد.
در برنامه الگوی کشت ملی، نیاز آبی ناخالص بخش کشاورزی در سال پایه (کل برداشت آب بخش کشاورزی) ۴/۴۸ میلیارد متر مکعب ذکر شده است که نزدیک نصف عددی است که به عنوان برداشت آب بخش کشاورزی توسط وزارت نیرو منتشر می شود. این بدین معنی است که بین دو وزارت خانه نیرو و جهاد کشاورزی، چیزی حدود ۴۰ درصد کل منابع آب تجدید پذیر ایران سرگردان است
دانشیار موسسه آب دانشگاه تهران در ادامه به این موضوع پرداخت که طرح نهضت ملی مسکن و طرحهای مشابه در صورت برنامهریزی علمی و دقیق، میتوانستند برای توزیع بهتر جمعیت در خارج از فلات مرکزی فرصتی باشند اما عملاً در حال حاضر در برخی از مناطق به طرحهای بحرانزا در حوزه محیط زیست تبدیل شدهاند.
زهرایی با بیان اینکه کمآبی در فلات مرکزی ایران بهحدی شدت گرفته است که چارهای جز انتقال جمعیت و فعالیتهای اقتصادی به خارج از این حوضه باقی نمانده است، در ادامه افزود: ذخایر آب زیرزمینی در سکونتگاههای اصلی جمعیت در فلات مرکزی ایران بهسرعت در حال از دست رفتن است و فرونشست گسترده زمین، مرگ آبخوانها را قریب الوقوعتر کرده است.
فلات مرکزی بدون آب زیستناپذیر خواهد شد
نکته دیگری که زهرایی به آن پرداخت، از دست دادن زیستپذیری بدون منابع آب زیرزمینی و در اکثر مناطق فلات مرکزی ایران بود. تصور ایران در دهههای آینده بدون نمادهای تمدن چندهزار ساله در شهرهایی مثل یزد، کرمان، سمنان و اصفهان واقعاً دشوار و آزاردهنده است.
براساس ماده ۲۷ قانون افزایش بهرهوری بخش کشاورزی و منابع طبیعی مصوب مجلس شورای اسلامی در سال ۱۳۸۹، دولت مکلف شده تا سال ۱۴۰۴ کسری آبخوانهای کشور را به صفر برساند. البته جای تعجب نیست که در نظام ناکارآمد حکمرانی آب که پر از انواع تعارض منافع است، مصوبات مجلس شورای اسلامی هم کاری از پیش نمیبرند
دبیر کارگروه ملی سازگاری با کمآبی در ادامه با تأکید بر اینکه سطح اراضی کشاورزی در فلات مرکزی ایران باید بهشدت کاهش یابد و به کشتهای استراتژیک با نیاز آبی پایین اختصاص داده شود، گفت: کشت محصولاتی که نیاز آبی زیادی دارند مثل برنج در فلات مرکزی ایران، هیچ توجیهی ندارد و تیشه به ریشه سرزمین زدن است. متأسفانه در سالهای گذشته، تصمیمات غلط و مخرب زیادی در حوزه آب گرفته شده و به هشدارهای متخصصان کمتر توجه شده است.
زهرایی ادامه داد: آخرین جلسه شورای عالی آب در ۱۹ مهر ماه، «طرح اصلاح الگوی کشت» مصوب شد. برنامه الگوی کشت ملی که در شهریورماه سال جاری توسط وزارت جهاد کشاورزی منتشر شده است، نشان از ناهماهنگی قابلتوجه بخشهای آب و کشاورزی دولت دارد. به طور مثال، لازم است به مواردی توجه شود.
او افزود: در برنامه الگوی کشت ملی نیاز آبی ناخالص بخش کشاورزی در سال پایه (کل برداشت آب بخش کشاورزی) ۴/۴۸ میلیارد متر مکعب ذکر شده است که نزدیک نصف عددی است که به عنوان برداشت آب بخش کشاورزی توسط وزارت نیرو منتشر میشود. این بدین معنی است که بین دو وزارتخانه نیرو و جهاد کشاورزی، چیزی حدود ۴۰ درصد کل منابع آب تجدید پذیر ایران سرگردان است.
این دانشیار دانشگاه تهران ادامه داد: در برنامههای سازگاری با کمآبی که در سال ۱۳۹۹ به تصویب رسیدند و به تایید همه دستگاههای عضو کارگروه ملی سازگاری با کمآبی از جمله وزارت جهاد کشاورزی نیز رسیده است، هدفگذاری کاهش بیش از ۱۲ میلیارد مترمکعب از برداشت آب بخش کشاورزی تا پایان برنامه هفتم توسعه صورت گرفت و برای آن برنامهریزی انجام شد. در برنامه الگوی کشت ملی وزارت جهاد کشاورزی، کاهش برداشت آب تنها در حد ۳ میلیارد مترمکعب در نظر گرفته شده است.
به گفته او، مستقل از اینکه کاهش سطح زیر کشت آبی در برنامه پیشنهادی وزارت جهاد کشاورزی بسیار اندک است، ۸۱۵ هزار هکتار توسعه سطح کشت دیم در نظر گرفته شده است با نیاز آبی صفر. یعنی عملا در الگوی کشت ملی فرض شده که توسعه کشت دیم که قطعاً منجر به افزایش تبخیر و تعرق و کاهش تغذیه منابع آب سطحی و زیرزمینی میشود، هیچ اثری بر بیلان آبی دشتها ندارد. همچنین کشتهای با نیاز آبی بسیار بالا نظیر برنج در استانهای بسیار کم آب ایران در الگوی کشت ملی دیده میشود. در سر جمع کشوری، تنها ۷۲۸۶ هکتار کاهش سطح زیر کشت برنج در الگوی کشت پیشنهادی پیشبینی شده است و بررسی جزئیات پراکنش بیش از نیم میلیون هکتار سطح زیر کشت پیشنهادی برای برنج نشان دهنده توصیه کشت این محصول بهطور گسترده در استانهایی نظیر خوزستان، فارس، گلستان و حتی اصفهان، خراسان رضوی، سیستان و بلوچستان است.
کمتوجهی مسئولان به چالشهای آب در پیشنویسهای برنامه هفتم توسعه
زهرایی با بیان اینکه پیشنویسهای منتشر شده از برنامه هفتم توسعه هم نشانگر کمتوجهی به چالشهای آب و محیط زیست در این برنامه است، تصریح کرد: در سیاستهای کلی برنامه هفتم، تأمین امنیت غذایی و تولید حداقل ۹۰ درصد کالاهای اساسی و اقلام غذایی در داخل، همراه با حفظ و ارتقاء ذخایر ژنتیکی و منابع آبی و افزایش سطح سلامت و ایمنی مواد غذایی ذکر شده است اما طبق آمار گمرک در سال ۱۴۰۰، بیش از ۲۸ میلیون تن انواع محصول اساسی کشاورزی به کشور وارد شده است. ذرت و گندم با ۹.۹ و ۷ میلیون تن بیشترین حجم واردات را در میان محصولات اساسی کشاورزی منتخب دارند. در الگوی کشت ملی پیشنهادی وزارت جهاد کشاورزی، تولید گندم و ذرت در سال پایه حدود ۱۰ و ۱۴ میلیون تن در نظر گرفته شده است که نشان دهنده این است که هدف خودکفایی ۹۵ درصدی در تولید محصولات اساسی زراعی و دامی در برنامه ششم نه تنها تامین نشده، بلکه حتی هدف ۹۰ درصدی در نظر گرفته شده در سیاستهای کلی برنامه هفتم قابل تامین نخواهد بود.
او با تاکید بر آنکه تا دولتها با اجرای طرحهای فانتزی و غیرموثری نظیر انتقال آب، استخراج آب ژرف و شیرینسازی آب شور مشغول هستند، فرونشست به سرعت در حال بلعیدن آبخوانهای ایران است گفت: این در حالی است که براساس ماده ۲۷ قانون افزایش بهرهوری بخش کشاورزی و منابع طبیعی مصوب مجلس شورای اسلامی در سال ۱۳۸۹، دولت مکلف شده تا سال ۱۴۰۴ کسری آبخوانهای کشور را به صفر برساند. البته جای تعجب نیست که در نظام ناکارآمد حکمرانی آب که پر از انواع تعارض منافع است، مصوبات مجلس شورای اسلامی هم کاری از پیش نمیبرند.
۱۵۴ میلیمتر، بارش متوسط نیم قرن اخیر حوضه آبریز فلات مرکزی ایران
دبیر کارگروه ملی سازگاری با کمآبی در بخش دیگری از سخنانش با بیان اینکه بخش بزرگی از نواحی مرکزی و شرقی ایران بسیار کم بارش هستند، افزود: ایران براساس تقسیمبندی وزارت نیرو، دارای ۶ حوضه آبریز اصلی است که حوضه آبریز فلات مرکزی با در برداشتن حدود نیمی از مساحت و جمعیت کشور، بزرگترین حوضه آبریز کشور است. بارش متوسط نیم قرن اخیر روی این حوضه، ۱۵۴ میلیمتر گزارش شده که معادل ۱۸درصد بارش متوسط خشکیهای جهان (بهجز قطبجنوب) است.
به گفته او، این واقعیت که بارش این منطقه کمتر از یک پنجم بارش متوسط جهانی است، نشاندهنده نقشه پررنگ اقلیم خشک این ناحیه در ایجاد مشکل کمآبی است. جمعیت حوضه آبریز فلات مرکزی ایران، از سال ۱۳۸۵ تاکنون، بیش از ۱۴ میلیون نفر و سهم این حوضه از کل جمعیت کشور در این دوره از ۳۵ به ۴۶ درصد افزایش یافته است. قطعاً این افزایش جمعیت، با توسعه کشاورزی و صنعت و مصارف آب این بخشها نیز همراه بوده است.
این دانشیار مؤسسه آب دانشگاه تهران با بیان اینکه بیتوجهی به آمایش سرزمین و توان سرزمین از منظر منابع حیاتی لازم برای حفظ سلامت و پویایی فعالیتهای اقتصادی جمعیت ساکن در این حوضه، چند دهه است که ادامه داشته است، یادآور شد: هنوز هم طرحهای توسعه مسکن و فعالیتهای اقتصادی و به طور خاص کشاورزی در این منطقه، نشان از بیتوجهی حکمرانان کشور به توان اکولوژیک یا ظرفیت بُرد این ناحیه دارد. سهم تغییر اقلیم در مدیریت چالش کمآبی در فلات مرکزی ایران در مقایسه با ناکارآمدی نظام کلان حکمرانی آب و محیط زیست کشور، اندک است.
قصور محرز وزارت بهداشت در بحران دارو
بیش از 10 روز از انتشار اخبار اولیه کمبود دارو به ویژه آنتیبیوتیک در کشور گذشت. اما هنوز داروخانهها با وجود خبر واردات 50 تن آنتیبیوتیک با کمبود این داروی ضروری مواجه هستند. نایب رئیس انجمن داروسازان سهم 14 هزار داروخانه موجود در کشور را از شربتهای آنتیبیوتیک وارداتی ناچیز و در حد 10 شیشه شربت برای هر واحد میداند. این به معنای آن است که در عرض یک هفته دوباره کمبود دارو مشهود خواهد شد. از طرفی مشکلات مالی داروخانهها به دلیل مطالبات معوقه از تامین اجتماعی در چرخه توزیع دارو نیز مشکلاتی ایجاد کرده است. این وضعیت پای کمیسیون اصل نود مجلس را به ماجرا با تذکر به وزیر بهداشت باز کرد و در جلسهای اعلام شد که ریشه کمبود دارو در کشور، سوءمدیریت وزارت بهداشت است.
نایب رئیس انجمن داروسازان ایران با اشاره به وضعیت توزیع آنتیبیوتیکها در کشور، گفت: هر روز توزیع آنتیبیوتیک در استانها وجود دارد، اما به اندازه نیاز داروخانهها نیست و کماکان اگر به داروخانهها مراجعه شود، متاسفانه در مقاطعی آنتیبیوتیک ندارند. سید علی فاطمی در گفتوگو با ایسنا، درباره وضعیت توزیع آنتیبیوتیکها در داروخانهها، گفت: در حال حاضر کمبود آنتیبیوتیک عمدتا از طریق تولید داخلی در حال جبران است. هر روز توزیع آنتیبیوتیک در استانها وجود دارد، اما به اندازه نیاز داروخانهها نیست و کماکان اگر به داروخانههای مراجعه شود، متاسفانه آنتیبیوتیک ندارند. آنتیبیوتیکهای توزیعی خیلی سریع تمام میشود و داروخانهها مابقی روز را به مشکل برمیخورند.
علی خضریان، سخنگوی کمیسیون اصل نود مجلس: سوء مدیریت و ترک فعل در این موضوع برای اعضای کمیسیون محرز است
سهم 14 هزار داروخانه از آنتیبیوتیکهای وارداتی فقط 10 شیشه شربت
نایب رئیس انجمن داروسازان ایران گفت: آنتیبیوتیکهای وارداتی نیز سهم زیادی ندارند. برخلاف اینکه گفته میشود که ۵۰ تن آنتیبیوتیک وارد شده، اما وقتی لیست این هفت هشت قلم آنتیبیوتیک را که از هند وارد شده، میبینید؛ از هر کدام ۶۰ هزار الی ۱۰۰ هزار شیشه شربت یا سوسپانسیون بیشتر نیست. ما ۱۴ هزار داروخانه در کشور داریم که اگر بخواهیم این آنتیبیوتیکهای وارداتی را بین داروخانهها توزیع کنیم، از هر کدام کمتر از ۱۰ شیشه به هر داروخانه میرسد که شاید نیاز یک یا دو روز داروخانهها را بیشتر برطرف نمیکند. بنابراین کل محمولهای که وارد شده، در کمتر از یک هفته مصرف شده و تمام میشود. بنابراین این واردات اثر زیادی نمیگذارد.
ذخایر شرکتهای پخش دارو به صفر رسیده است
فاطمی ادامه داد: «مهمتر از همه آنچه که میتواند مشکل ما را حل کند، تولید آنتیبیوتیکهای ایرانی است که از اواخر مهرماه و حدود سه هفته است که قیمت جدید به کارخانههای آنتیبیوتیکسازی داده شده و به صورت فشرده آنتیبیوتیک تولید میکنند، اما از آنجایی که ذخایر داروخانهها و شرکتهای پخش صفر شده، تا این تولیدات به تدریج بخواهد وارد بازار شده و توزیع شود و جبران کسریهایی را که از مردادماه وجود داشته را کند، مقداری طول میکشد. بنابراین باید مقداری صبور باشیم. با این حال واردات اثر زیادی نداشت. زیرا همانطور که گفتم از هر قلم آنتیبیوتیکی که وارد شده، ۱۰ شیشه به داروخانهها میرسد.»
مطالبات معوقه داروخانهها، قوز بالا قوز شرایط کمبود دارو
نایب رئیس انجمن داروسازی ایران، درباره پرداخت مطالبات داروخانهها از سوی سازمان تامین اجتماعی نیز گفت: با اجرای طرح دارویاری برخی داروها ۱۰۰ درصد افزایش قیمت داشتهاند و عملا نقدینگی مورد مطالبه ما از سازمان تامین اجتماعی دو برابر شده است. تا هفته قبل، سه ماه از تامین اجتماعی طلبکار بودیم که معادل شش ماه سال قبل میشود. یک ماه آن را پرداخت کردند و بدهیها به دو ماه رسیده که معادل چهار ماه طلب ما در سال گذشته است. اکنون سه ماه از اجرای دارویاری گذشته که فقط مردادماه را تسویه کردند و شهریور و مهرماه را هنوز تسویه نکردند که فشار زیادی به داروخانهها وارد میکند. او گفت: پیش از اجرای طرح دارویاری داروخانهها به صورت مدتدار از شرکتهای پخش، دارو میخریدند، اما اکنون شرکتهای پخش اعلام میکنند که داروخانهها اصطلاحا باید پای بار کارت بکشند و تا داروخانه پول نقد ندهد، دارو به داروخانه نمیدهند. بنابراین در این شرایط بحرانی داروخانه باید دارو را نقد بخرد، به امید اینکه دو یا سه ماه بعد مطالبات پرداخت شود. از طرفی مردم هم پنج تا ۱۰ درصد پول را میپردازند و ۹۰ درصد را باید منتظر باشیم تا بیمهها پرداخت کنند. در این شرایط بیدارویی واقعا این موضوع هم عرصه را بر داروخانهها تنگ کرده است.
سوء مدیریت و ترک فعل عامل کمبود دارو
در این بین سخنگوی کمیسیون اصل نود مجلس شورای اسلامی از تذکر اعضای این کمیسیون به وزیر بهداشت برای رفع مشکل کمبود دارو به خصوص آنتیبیوتیک ها خبر داد. علی خضریان در توضیح جلسه کمیسیون اصل نود با وزیر بهداشت و معاونان این وزارتخانه گفت: جلسه سه ساعته کمیسیون به منظور پیگیری وضعیت اخذ مابهالتفاوت از اعضای زنجیره تولید و توزیع در طرح دارویاری، اجرای سامانه ردیابی، رهگیری و کنترل اصالت دارو موسوم به تیتک، اجرای مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی مبنی بر افزایش ظرفیت رشتههای پزشکی و پیگیری موضوع طب سنتی برگزار شد. بر اساس بررسیهای اولیه کمیسیون میزان مابه التفاوتی که بین نرخ جدید و قدیم پس از حذف ارز ترجیحی در طرح دارویار ایجاد شده، در حدود ۱۵ هزار میلیارد تومان است؛ مقرر شد در این خصوص کارگروهی متشکل از کمیسیون اصل نود و وزارت بهداشت تشکیل شده و ظرف حداکثر دو هفته نتیجه را اعلام کنند. وزارت بهداشت نیز در خصوص اخذ این مبلغ از اعضای زنجیره با اعلام برنامه زمانبندی اقدام کند. خضریان با اشاره به کمبود برخی اقلام دارویی در کشور به ویژه آنتیبیوتیک ها گفت: «سوءمدیریت و ترک فعل در این موضوع برای اعضای کمیسیون محرز است. اینکه با توجه به شرایط ارزی کشور و نیازهای روز چه دستگاهی مسئولیت پیشبینی این شرایط و کدام مجموعهها جهت تامین دارو اقدام میکردند، نیاز به بررسی بیشتر دارد. البته کمیسیون به وزیر بهداشت تذکر داد که هرچه سریعتر این مشکل مرتفع شود. سخنگوی کمیسیون اصل نود همچنین اظهار کرد: «از سال ۱۳۹۲ مصوب شده تا سامانه ردیابی، رهگیری و کنترل اصالت دارو (تیتک) با هدف ردیابی و رهگیری کالاهای سلامتمحور راهاندازی شود اما پس از گذشت ۹ سال هنوز این سامانه به شکل کامل تکمیل نشده است. موضوع در جلسه مورد بررسی قرار گرفت و مقرر شد که اولاً وزارت بهداشت حداکثر تا یکشنبه هفته آینده دستگاههایی که در این خصوص همکاری نمیکنند را به کمیسیون معرفی کرده و ثانیاً کارگروهی متشکل از کمیسیون اصل نود و وزارت بهداشت تکالیف باقیمانده برای راهاندازی کامل این سامانه را اعلام کند.»
رودخانه دز در شهرستان دزفول در یک پدیده بسیار عجیب سفید پوش شد و کف سفیدی بستر این رودخانه را فرا گرفت. شدت این ماده کفمانند در محدوده رودخانه دز حوالی منطقه زیباشهر و بوستان ساحلی «علیکله» بیشتر بود. این اتفاق که عصر سهشنبه رخ داد و رفتهرفته سفیدی کف برطرف شد، نگرانی و شگفتی شهروندان را بهدنبال داشت. اگرچه اداره محیط زیست شهرستان دزفول دلیل کفآلود شدن دز را وقوع نخستین بارش سال دانسته اما اعلام کرده برای اطمینان، نمونهبرداری کرده و نتیجه را به زودی اعلام خواهد کرد. رئیس اداره حفاظت محیط زیست شهرستان دزفول درباره این رخداد به مهر توضیح داد: اتفاقی که در رودخانه دز رخ داده علت شیمیایی ندارد با این وجود پارامترهای شیمیایی در حال بررسی است و نمونهگیری از آب رودخانه نیز به آزمایشگاه دانشگاه علوم پزشکی شهرستان ارسال شده است. مسعود نوریپور با بیان اینکه این اتفاق به دلیل آبشویی و پرآبی حاصل از اولین بارندگی رخ داده است، افزود: کف ایجاد شده ناپایدار است و تا این لحظه بخش زیادی از میزان کفی که تا شب گذشته وجود داشت از بین رفته است.
رئیس اداره حفاظت محیط زیست دزفول همچنین عنوان کرد: این کف سفیدرنگ نیز حاصل از فشار آب خروجی از دریاچه سد تنظیمی به رودخانه دز است که به علت فشار زیاد موجب درآمیختگی شده است.
نوریپور گفت: به دلیل اینکه این کف به دلیل گل و لای و شویندگی گیاهان رخ داده و لایههای گرد و خاک را برداشته امکان تکرار این اتفاق کم است اما در صورت بروز مجدد نیز جای نگرانی نیست و یک پدیده طبیعی محسوب میشود.
رودخانه دز از کوههای زاگرس سرچشمه میگیرد و به رودخانه کارون میپیوندد و کارون بزرگ را تشکیل میدهد. تاکنون سه طرح انتقال آب از سرشاخههای دز به قم و اراک اجرا شده است. همچنین افزایش برداشت آب کشت و صنعتهای نیشکر شامل کشت و صنعت نیشکر هفت تپه، میانآب، دهخدا و شعیبیه در فصل تابستان این رودخانه را با کمآبی روبهرو میکند.
در سال آبی گذشته آورد رودخانه دز حدود ۴۰ درصد نسبت به متوسط بلندمدت کاهش داشت و خرداد امسال اعلام شد که این رودخانه برای نخستین بار خشکیده است.
علت ریزش تونل فاضلاب کرمان چه بود؟
سهشنبه شب ۲ کارگر در اثر ریزش تونل فاضلاب کرمان در محل تصفیهخانه آب شرفآباد جان باختند. پروژهای که زیر نظر فولاد بوتیا است و مسئول مربوطهاش حاضر به مصاحبه نیست و مدعی است، شرکت آب و فاضلاب، باید پاسخگو باشد. روابط عمومی شرکت و آب فاضلاب هم پاسخگویی را به فولاد بوتیا حواله میدهد و میگوید: «فقط نظارت کلی کار را شرکت فاضلاب کرمان بر عهده دارد و نظارت مقطعی اینکار هم بر عهده شرکت بوتیا است».
ساعت ۲.۵ تا ۳ ظهر بود که ریزش تونل فاضلاب شرفآباد را به هلال احمر اطلاع دادند. ۱۱ساعت طول کشید تا دومین جسد را از زیر آوار درآوردند. اینکه چرا امدادرسانی اینقدر طول کشیده، موضوعی است که رضا فلاح، مدیرعامل هلال احمر استان علت آن را شدت ریزش و خاک نرم منطقه اعلام میکند: «سگهای زندهیاب و واکنش سریع و حدود ۲۰ نیرو از هلال احمر و آتش نشانی به محل اعزام شده بودند، اما حفر کانال پایین بوده و خاک نرم، باید ابتدا ایمنی بچهها را در نظر میگرفتیم، آن هم وقتی که میدانیم که دیگر افراد زیر آوار فوت شدند.»
سهشنبه شب ۲ کارگر در اثر ریزش تونل فاضلاب در محل تصفیهخانه آب شرفآباد در کرمان جان باختند. پروژهای که زیر نظر فولاد بوتیا است و مسئول مربوطهاش حاضر به مصاحبه نیست و مدعی است، شرکت آب و فاضلاب، باید پاسخگو باشد
۹ تُن خاک روی اجساد بود
پیمانکار در حال حفر چاه برای فاضلاب شهری بوده که تونل ریزش میکند. طبق برآوردی که ابراهیم بابایی، مدیرعامل سازمان آتشنشانی و خدمات ایمنی سازمان شهرداری کرمان داشته بیشتر از ۹ تن خاک روی اجساد بوده است. این اولین بار نیست که هنگام حفر پروژه فاضلاب تونل ریزش میکند. پیشتر نیز هنگام اجرای پروژه یک ماشین سنگین در بلوار خانوک به دل زمین فرو رفت. این بار اما این حادثه منجر به فوت ۲ نفر شده است.
پاسکاری بین فولاد بوتیا و شرکت آب و فاضلاب
مسئولان فولاد بوتیا اما در خصوص این حادثه حاضر به پاسخگویی نیستند و روابط عمومی فولاد بوتیا تاکید دارد که هر گونه مصاحبه و پاسخگویی با شرکت آب و فاضلاب است. این شرکت هم اما از زیر بار مسئولیت شانه خالی میکند و مدعی است که مسئولیت این امر با فولاد بوتیا است. مدیر روابط عمومی شرکت فاضلاب استان کرمان در رابطه با حادثه ریزش تونل فاضلاب در محل تصفیهخانه آب شرفآباد میگوید: «پیمانکاری که کار فاضلاب شهر کرمان را انجام میدهد پیمانکار شرکت بوتیا است که به طور مستقل کار میکند. فقط نظارت کلی کار را شرکت فاضلاب کرمان برعهده دارد و نظارت مقطعی اینکار هم برعهده خود شرکت بوتیا است.»
گزارش حادثه به آب و فاضلاب تحویل شود
به گفته حسن قاآنی علت این اتفاق را باید شرکت بوتیا طی گزارشی به شرکت آب و فاضلاب اعلام کند. او علت حادثه قبلی در بلوار خانوک را هم به بیاحتیاطی راننده ربط میدهد :«در اتفاق قبلی مقصر راننده بود و خداروشکر کسی آسیب ندید. به کانال از یک حدی نباید نزدیکتر شد، اما ماشین خیلی به کانال نزدیک میشود و به دلیل عمیق بودن دیواره کانال و خطای راننده دیوار ریزش کرد و کامیون داخل کانال افتاد.»
رد جدالهای اضطرابآور بر روان کودکان
مدرسه شاهد اردبیل، هنرستان صدر تهران، انتشار اخبار رسمی از تنشها و روایتهای غیر رسمی از درگیری در برخی مدارس، پخش زنده شبکه کودکان از محل وقوع حمله تروریستی به شاهچراغ و… بخشی از بمباران خبری این روزهاست. حالا با این اوضاع، تاب و سرسرهها گوشه پارکها بدون حضور بچهها خاک میخورند و از بچههای شاد و سرزنده انگار خبری نیست. بعضی والدین هم نگران بیتحرکی و از خواب و خوراک افتادن بچههایشان در این روزها هستند. در این بین وزیر آموزش و پرورش یک روز میگوید برخی دانشآموزان خاطی به کانون اصلاح و تربیت ارجاع داده شدهاند و روز دیگر از حرفش باز میگردد. اما کودکان مثل آدم بزرگها نیستند. آنها به راحتی از حرفها و تغییرات در جریان عادی زندگی برنمیگردند و به کوچکترین تغییر واکنشهای شدیدی نشان میدهند. چه برسد به وضعیتی که حالا تنشهای اجتماعی با باز شدن پای اعتراضات به مدارس، برای خانهی دوم بچهها ساخته است. فاطمه قاسمزاده، روانشناس باسابقه حوزه کودک و الهام زاهدی، درمانگر شناختی-رفتاری کودک و نوجوان در گفتوگویی درباره وجود روایتهای ضد و نقیض بین مردم و آسیب این فضا به روان کودکان میگویند که تضاد بین روایات برای کودکان و نوجوانان، سردرگمی ایجاد میکند و نتیجه آن چیزی جز افزایش اضطراب و بیقراری و آسیبهای روانی پایدار برای کودکان کم سن و سال نخواهد بود.
به نظر شما، ناآرامیها و بحرانهای اجتماعی ممکن است چه آسیبی به زیست کودکان بزند؟
فاطمه قاسمزاده: ناآرامیها وقتی به نوعی با خشونت همراه میشود، روی همه افراد جامعه از جمله کودکان تاثیر منفی میگذارد. اما این اثرات منفی برای کودکان بیشتر است زیرا با توجه به سن و سالشان درک کافی از وقایع و تبعات آن ندارند.
الهام زاهدی: مهمترین نکته درباره کودکان ایجاد آرامش، فضای امن و قابل پیشبینی و شرایط باثبات برای آنها است. این موارد از اصول مهم هر بستر اجتماعی به حساب میآید که کودک در آن حاضر است. از آنجایی که خود کودک نمیتواند این امکانات را برای خود فراهم کند، پس مسئولیتش به گردن سرپرست اوست. همیشه تغییرات هرچند کوچک مثل جابهجایی منزل، تعویض مدرسه یا در برخی موارد مهاجرت در فرایند رشد کودک تاثیرات بزرگ و قابل ملاحظهای میگذارد. به این ترتیب میشود گفت که به طور کلی، کودکان به تغییرات واکنش زیادی نشان میدهند تا بتوانند به درکی از موقعیت تغییریافته برسند. در شرایط فعلی هم تغییرات بسیاری در زندگی عادی کودکان ایجاد شده است. از محدودیت در رفت و آمد گرفته تا تغییر در معاشرتها و فعالیتهای روزمره آنها که همگی بر روان کودکان تاثیر بهسزایی میگذارند. در عین حال در چنین شرایطی کودک، چیزهای زیادی میبیند و میشنود که اگر سرپرست نتواند در برابر چیستی و چرایی آنها به فرزند خود پاسخی درخور فهم او دهد، بار دیگر روان کودک به دلیل ایجاد شدن شرایط غیرقابل پیشبینی و احساس عدم امنیت، آسیب میبیند.
به گمان من در شرایط فعلی، نهادهای مدنی با وجود فشارهایی که تحمل میکنند، همچنان میتواند نقش پررنگی داشته باشند. به طور مثال انجمن روانشناسی ایران در روزهای ابتدایی این ناآرامیها، طی فراخوانی از روانشناسان و مشاوران دعوت کرد تا اگر برخی قصد ارائه خدمات داوطلبانه دارند، از این طریق به یاری جامعه بشتابند. نتیجه این بود که تعداد زیادی از روانشناسها، برای این کار اعلام آمادگی کردند
از آنجایی که در شرایط ناآرامی، ایجاد فضای باثبات برای کودکان عملاً ممکن نیست، مصادیق آسیبهای احتمالی تهدیدکننده روان کودک چیست؟
قاسمزاده: به طورکلی مسائلی که آثار منفی برای روان با خود به همراه دارند در خواب بروز پیدا میکند. برای کودکان نیز چنین است که این آسیبهای روانی روی خوابشان تاثیر دارد و معمولا خواب آنها را آشفته میکند. از آنجایی که خواب هم تاثیر زیادی بر سلامت و آرامش انسانها دارد، خواب آشفته نتیجهای جز بیقراری برای این گروه سنی نخواهد داشت. همچنین آسیبهای روانی، سایر نیازهای اساسی کودکان از جمله تغذیه آنها را هدف میگیرد و مثلا کودکان خوب غذا نمیخورند. به علاوه رفت و آمدهای عادی آنها متاثر از این جریانات، تغییر میکند که این خود چون سیر زندگی طبیعی کودک را برهم میزند حامل آسیب روانی است. کودکان معمولا در این شرایط دیگر تمایلی به بازی و شادی ندارند و مدام باید آنها را تشویق به بازی و تحرک کرد تا در این احوال باقی نمانند. یعنی در واقع نیازهای اساسی کودکان از خواب و تغذیه گرفته تا بازی و سرگرمی و برقراری ارتباط با سایر کودکان همگی از احوال جامعه با شدت و ضعف متفاوتی، تاثیرات منفی میپذیرند. کودکان این روزها به دلیل آنچه در فضای شهر میبینند، همواره نوعی ترس و نگرانی در دل دارند. زیرا محیط شهر و اماکن آن شاهد روزهایی هستند که در ذهن کودکان مسبوق به سابقه نبوده است. همچنین پاسخ روشنی هم درباره آینده برای کودکان وجود ندارد، از این رو دلهره این بچهها، رو به افزایش است.
به نظر من اینکه کودکان از شرایط آگاه باشند، مهمترین حقی است که آنها در جوامع مدرن دارند. اما خانوادهها لازم است بدانند که آگاه کردن کودکان به معنی گفتن همه چیز نیست. باید بار عاطفی سنگینی که بزرگسالان به دوش میکشند از توضیح مسئله برای کودکان جدا شود. سپس دلایل روشن و در حد فهم کودک از وضعیت اجتماع برای او توضیح داده شود
زاهدی: گاهی کودکان احساسات شدیدی را تجربه میکنند که معنای آنها را متوجه نمیشوند. به نوعی شاید بتوان گفت که آنها اضطراب و تنش پنهانی را در دل خود احساس میکنند. کودکی که هنوز در حال شکلگیری است باید دنیا را جای امنی بداند تا بتواند کشف و شهود و شکوفایی و پیشرفت و خلاقیت را تجربه کند. اما اگر تجربه احساسی او تنش و اضطراب باشد و نتواند امنیت را لمس کند، همه انتظاراتی که از یک کودک داریم، مخدوش میشود. به طور مثال کودکان گروه سنی 6 تا 10 سال که در دوران گذار به نوجوانی هستند و هنوز نشانههایی از دوران کودکی را در خود دارند. این گروه به نمادهای اجتماعی از جمله پلیس به عنوان نماد قدرت بسیار پایبند هستند و جهانی به شدت سیاه و سفید دارند. از آنجایی که هنوز وسعت دید آنها کم است و نمیتوانند آدمها را فارغ از نمادهای اجتماعی آنها ببینند و تفسیری جدا از نقش تعریفی آنها در جامعه که میتواند خوب یا بد باشد، داشته باشند؛ با شکلی از تضاد دست و پنجه نرم میکنند. زیرا کودک ممکن است در خانه روایتی بشنود که با روایت همسالان و آنچه در خیابان میبیند متضاد باشد. این تعارضات جدالی اضطرابآور برای کودک میسازد که خود ریشه بسیاری از بیماریها در دوران بزرگسالی است.
با توجه به تجربیات شما در این دوران، بیشتر چه پرسشهایی در ذهن کودکان شکل میگیرد؟
زاهدی: این روزها، کودکان بیشتر به دنبال دلیل و چرایی موضوعات میگردند. زیرا تجربیاتی مشابه روزهای اخیر ندارند. پس بیشتر می خواهند بدانند که چرا جامعه تغییر کرده است.
قاسمزاده: همچنین بسته به اینکه کودکان در چه گروه سنی باشند، پرسشها و پاسخها متفاوت است. به طور طبیعی در هر دوره افراد، سوالات متفاوتی طرح میکنند و خواستار شنیدن پاسخهای قانعکننده مطابق با درک و فهم خود هستند. از نظر تقسیمات روانشناسی، سن کودکان به دو دوره کودکی اول یعنی گروه سنی زیر هفت سال و دوره کودکی دوم به معنای گروه سنی بالای هفت سال تقسیم میشود. نوجوانی هم از دوازده تا هجده سال به حساب میآید. از آنجایی که نوجوانان به ناچار بیشتر در بستر جامعه بوده و گاهی نیز خودشان پیگیر اخبار هستند، مشکلات خاص دیگری دارند و استدلالهای دیگری برای توضیح وقایع میطلبند. اما توضیح شرایط اجتماعی برای کودکان کم سن و سالتر به ویژه کودکان در گروه سنی کودکی اول و دوم، بسیار دشوار است زیرا هنوز ذهن آنها توانایی هضم این معانی اجتماعی را ندارد. لازم به ذکر است که حضور فعال نوجوانان در اتفاقات اخیر در کنار مسئله پیچیده بلوغ، خود مشکلات عدیدهای دارد. باید توجه داشته باشیم که این آسیبها به دلیل شدت خشونت موجود در جامعه، نه تنها موقتی نیستند بلکه باردار آسیبهای روانی عمیق و بلندمدت و جبران ناپذیری نیز هستند.
باخبر بودن کودکان و نوجوانان از جریان اطلاعات در جامعه، از حقوق آنها به حساب میآید، اما نمیتوان شرایط را به شکل مستقیم و تمام و کمال به آنها توضیح داد. والدین چطور باید به سوالات احتمالی فرزندان پاسخ دهند؟
قاسمزاده: تعدد رفتارهای خشونتآمیز وضعیت نابهسامانی را برای کودکان، نوجوانان و خانوادههای آنها، رقم زده است. با این حال بسته به اینکه چه مشکلات با چه شدتی برای کودکان پیش آمده باشد، پاسخهای خانوادهها متفاوت است. شرایط برای خانوادهها و بزرگسالان نیز به طور کلی دشوار است، بسیاری از سرپرستان نمیتوانند وظایف خود را در برابر حفظ امنیت روانی کودکان به خوبی ایفا کنند. زیرا خودشان نیز از توضیح شرایط ناتوانند و نمیتوانند علت آن یا اینکه تا چه مدت قرار است این شرایط ادامه پیدا کند را برای کودکان توضیح دهند. با این حال اگر شدت مشکلات کم باشد، ممکن است با توضیحات والدین رفع شود و کودکان به آرامش نسبی برسند. تنها کاری که بیشتر خانوادهها این روزها برای کودکان کوچک خود انجام میدهند این است که آنها را سرگرم کنند. اما امکان این وضعیت برای کودکان بزرگتر وجود ندارد. به طور مثال نوجوانان را میشود به سه گروه تقسیم کرد. گروه اول، نوجوانانی که مرجعیت آنها والدینشان نیست و از خارج از محیط خانواده تاثیر میپذیرند، گروه دوم آنهایی که از والدین حرف شنوی دارند و گروه سوم که در دسته میانی بین این دو گروه قرار دارند. بنابراین دستهبندی، گروهی که مرجعیت آنها به دلایل مختلف خارج از خانواده است؛ از آنجایی که مثل سرپرستان خود فکر نمیکنند اصلا به حرفهای والدین گوش نمیدهند تا والدین بتوانند با توضیحاتشان آرامش را به فرزندان خود بازگردانند. این دسته از نوجوانان ممکن است روایاتی از والدین بشنوند که با روایتهای همسالانشان متفاوت است و به همین خاطر دچار سردرگمی شوند. برخی دیگر اگر حمایت خانواده را داشته باشند، با توضیحات آنها مبنی بر چگونگی شرایط میتوان اوضاع قابل کنترلتری ایجاد کرد. به علاوه از آنجایی که آگاهی لازم و کافی برای همه اقشار جامعه به یک اندازه وجود ندارد، ضروری است که گروههای مختلف در حد توان، فرزندان خود را از شرایط و خطرات موجود مطلع کنند. به این ترتیب نسخه شفاف و واضحی برای خانوادهها وجود ندارد زیرا وضعیت فعلی اجتماعی، پیچیده است.
زاهدی: به نظر من اینکه کودکان از شرایط آگاه باشند، مهمترین حقی است که آنها در جوامع مدرن دارند. اما خانوادهها لازم است بدانند که آگاه کردن کودکان به معنی گفتن همه چیز نیست. باید بار عاطفی سنگینی که بزرگسالان به دوش میکشند از توضیح مسئله برای کودکان جدا شود. سپس دلایل روشن و در حد فهم کودک از وضعیت اجتماع برای او توضیح داده شود. مثلا والدین میتوانند دلیل حضور نیروهای انتظامی در سطح شهر را برای کودکان توضیح دهند یا اینکه افراد برای امنیت خود در جامعه باید چه کارهایی انجام دهند و یک انسان به عنوان شهروند چه حقوقی دارد و به چه مواردی میتواند اعتراض کند و نسبت به حقوق خود چطور میتواند دادخواه باشد. این موارد در واقع بنیانهای یک جامعه سالم را میسازد که کودکان هم باید به آنها آگاه باشند. به این ترتیب ضروری است که خانوادهها، بخشی از واقعیت را به کودکان بگویند و آنها را در خاموشی مطلق نگه ندارند. زیرا هر حرکتی که در سطح جامعه شکل میگیرد، میتواند فضایی برای رشد و شکوفایی کودکان فراهم کند. به این ترتیب کودک که خود بخشی از جامعه است میتواند با داشتن آگاهی لازم به روش خود پیشرفت را تجربه کند.
به نظر شما در شرایط فعلی نهادهای دولتی چه مسئولیتهایی در قبال حفظ سلامت روان کودکان به عهده دارند؟
قاسمزاده: به نظر من، متاسفانه نهاد دولت مسئولیتی که به نفع کودکان باشد برای خود مشخص نکرده است. یعنی با توجه به اقدامات اخیر در برابر کودکان و نوجوانان به نظر نمیآید که دولتیها مسئولیتی را مبنی بر ایجاد امنیت روانی برای کودکان برای خود تعریف کرده باشند. اینکه مثلا نوجوانان را دستگیر و به کانون اصلاح و تربیت ارجاع دهند مطابق با حقوق کودکان و مسئولیت دولتها در قبال آنها نیست و به خودی خود برای کودکان یک آسیب روانی است.
زاهدی: در این رابطه من معتقدم که دولت بزرگترین الگوی اجتماعی افراد جامعه است. از این رو هر آنچه که دولت انجام دهد، دیگران از آن الگوبرداری میکنند. بنابراین اینکه دولت چه انتظاری از سایر ارگانها دارد و چه رویکردی را در برابر کودکان پیش میگیرد، بسیار مهم است. دولت به عنوان یک مرجع باید برنامههای خود را در جهت نفع و سلامت روان کودکان سامان دهد.
در این میان آموزش و پرورش مشخصا باید چه رویکردی را در پیش بگیرد؟
قاسمزاده: از آنجایی که با دستور وزیر آموزش و پرورش بدون در نظر گرفتن مصلحت دانشآموزان، آنها را به کانون ارجاع داده بودند، این سوال درباره مدارس و آموزش و پرورش مطرح است که چرا بچهها به مراکز مشاوره داخل مدارس ارجاع داده نشدهاند و متاسفانه مدیران مدارس هیچ پاسخی در این باره نداشتند زیرا ظاهراً این تصمیمگیری بر شانه آنها نبوده است.
زاهدی: اولویت آموزش و پرورش باید این باشد که فضای مدرسه برای کودکان برابر مکانی است که میتوانند با همسالان در کنار دریافت آموزش مناسب، در ارتباط باشند. از این رو اینکه این مدرسه را تبدیل به فضایی برای نمایش و حضور دانشآموزان در صحنه کنیم، آنها از نقشهای کودکی که باید تجربه کنند، دور میشوند. اما اگر آنها در نقش و چارچوبی که مختص دوره کودکی است باقی بمانند، در نهایت میتوانند با سلامت روان از این دوره گذر کنند.
از مسئولیتهای دولت که بگذریم، نهادهای مدنی در دوران تنش اجتماعی چه نقشی میتوانند برای سلامت روان کودکان بازی کنند؟
قاسمزاده: به گمان من در شرایط فعلی، نهادهای مدنی با وجود فشارهایی که تحمل میکنند، همچنان میتوانند نقش پررنگی داشته باشند. به طور مثال انجمن روانشناسی ایران در روزهای ابتدایی این ناآرامیها، طی فراخوانی از روانشناسان و مشاوران دعوت کرد تا اگر برخی قصد ارائه خدمات داوطلبانه دارند، از این طریق به یاری جامعه بشتابند. نتیجه این بود که تعداد زیادی از روانشناسها، برای این کار اعلام آمادگی کردند. به نظر من این اقدامات بسیار مفید است. راه حلهایی که انجمنهای عملی روانشناسی، روانپزشکی کودک و نوجوان، مددکاری اجتماعی و جامعهشناسی ارائه میدهند، میتواند کارآمد باشد. همچنین ارائه نتایج این پیشنهادات عملی از سوی انجمنهای علمی، هم میتواند راه حلی روشن در اختیار جامعه قرار دهد و هم اثرگذاری این دست اقدامات مشخص خواهد شد. بدین ترتیب بسیاری از افرادی که نیازمند این خدمات هستند، مراجعه میکنند.
زاهدی: به نظر من ضمن اینکه نهاد مدنی وظیفه ایجاد فضایی امن برای کودکان را دارد؛ خانوادهها نیز به طور کلی موظفند به جز تامین نیازهای اساسی کودکان، از روانها نیز مراقبت کنند. البته لازم است ابتدا والدین خودشان به چیستی احساسات و تغییراتی که تجربه میکنند، آگاه باشند. از آنجایی که کودکان به سرعت متوجه تغییر حالات احساسی والدین خود میشوند، در شرایط بحران اجتماعی والدین باید به امنیت روانی خود نیز توجه کنند. سرپرست باید هیجانات خود را بشناسد و نباید این احساسات شدید را سرکوب کند. یکی از اقداماتی که والدین میتوانند در این وضعیت انجام دهند، این است که درباره آنچه از سر میگذرانند با دیگران معاشرت و نگرانیها را به یکدیگر منتقل کنند. بیان کردن این احساسات و دریافت مشاوره از متخصصان یا ریش سفیدانی که تجربه این دست احوالات اجتماعی را نیز داشتهاند، میتواند آگاهی و آرامشی نسبی برای والدین بسازد. زیرا اگر والد نتواند سلامت و ظرفیت روان خود را تضمین کند، نمیتواند امنیت روانی برای کودک به وجود آورد.
توصیه شما برای حفاظت از آسیبهای روانی در فضای ناآرامیهای اجتماعی چیست؟
قاسمزاده: در بعضی موارد برخی پیشنهادها در تضاد با هم قرار میگیرند. در شرایط فعلی چه کودکان و چه بزرگسالان، هر چقدر کمتر در برابر اخبار قرار بگیرند، طبیعتاً اثرات منفی کمتری بر روان آنها سایه میاندازد. اما امکان ایجاد این شرایط به همان اندازه، کمتر است. زیرا هر چند در فضای مجازی، محدودیتهایی ایجاد شده که ممکن است با هدف کاستن آسیبهای روانی باشد، اما همچنان انواع اخبار از طریق تلویزیون و سایر مجاری خبری در دسترس است. همچنین نوجوانان که مدام با تلفنهای همراه مشغول هستند، راههای خود را برای یافتن دسترسی به اخبار شبکههای مجازی در نهایت پیدا خواهند کرد. پس نمیتوان ایجاد و اعمال فیلترینگ را راهحلی کارآمد برای کاهش آسیبهای روانی دانست. به این ترتیب جلوگیری از انتشار اخبار و آسیب روانی در دنیای واقعی ممکن نیست. به علاوه اگر حتی این مورد را هم در نظر نگیریم، وجود شرایط غیرعادی در سطح شهر به طور گسترده توجه نوجوانان و کودکان را جلب میکند. برای آنها این دست مناظر حقیقتاً ناراحتکننده است. لذا ما در شرایط دشواری هستیم که نمیتوان کودک و نوجوان را از آن بیخبر گذاشت. زیرا به دلایل مختلف خواه و ناخواه آنها در معرض اخبار هستند و ما شاید فقط برای کودکان در سنین کودکی اول بتوانیم آگاهی از جریان اخبار را به حداقل برسانیم. وقتی جامعهای از حالت عادی خود خارج میشود، بسیار دشوار است که بخواهیم کودکان و نوجوانان را از حوادث آن بستر اجتماعی به عنوان بخشی از جامعه دور نگه داریم. به این ترتیب به واقع نسخهای برای جلوگیری و محافظت تمام و کمال از روان کودک و نوجوانان در این شرایط، وجود ندارد.
زاهدی: همه نهادها، مراکز و به خصوص خانوادهها باید توجه داشته باشند که از رفتار هیجانی به دور باشند. زیرا برخوردهای هیجانی که با فرضیه کوتاهمدت بودن چالشهای اجتماعی همراه است، چشم بر آسیبهای بلندمدت برخی رفتارها و تغییرات اجتماعی بر روان کودکان میبندد.
والدین باید توجه کنند آنچه که در خانه روایت میکنند و به آن واکنش شدید نشان میدهند، برای کودک اخطار ناامن بودن دنیاست که نتیجهای جز تنش روانی ندارد. البته شناخت هیجانات و سرکوب نکردن احساسات به معنای داشتن رفتار هیجانی نیست. در اکثر موارد ما بزرگسالان زمانی متوجه حس درونیمان میشویم که رفتاری را از خود نشان میدهیم. مثلا زمانی که شروع به فریاد زدن میکنیم، متوجه میشویم که خشمگین هستیم. در حالی که بزرگسال پیش از اینکه به مرحله رفتار هیجانی برسد، باید متوجه شود که چه نشانههایی منجر به ایجاد احساس خشم و هیجانات دیگر در او شده و به این احساسات درونیاش آگاه شود. پس والدین باید دقت کنند که هیجانات شدید و منفی، افراد را وادار به واکنش هیجانی میکنند. از این رو پیش از هر رفتار هیجانی در برابر چشم فرزند در شرایط بحرانی، واجب است که سرپرست به احساسات خود شناخت داشته و از واکنشی که به کودک احساس ناامنی میدهد، شدیداً خودداری کند.
فرصت 10 ساله برای حل ابرچالش آب
|پیام ما| اجلاس تجارت محصولات کشاورزی و غذا روز سه شنبه دهم آبان در اتاق بازرگانی ایران برگزار شد. در این اجلاس سید جواد ساداتینژاد وزیر جهاد کشاورزی، غلامحسین شافعی رئیس اتاق بازرگانی ایران و عباس کشاورز معاون پژوهشی مرکز ملی مطالعات کشاورزی و آب اتاق بازرگانی ایران به موضوعاتی مانند حجم بالای ضایعات کشاورزی، تعداد چاههای ژرف، الگوی کشت، صادرات محصولات آببر و کشت قراردادی پرداختند. نکته مشترک در گفتههای این سخنرانان نکتهای بود که عباس کشاورز در بخشی از سخنرانی خود مطرح کرد: «در حال حاضر وضعیت آب نه پاسخگوی فعالان حوزه کشاورزی است و نه پاسخگوی سیاسیون برای تامین غذای مورد نیاز کشور».
سید جواد ساداتینژاد وزیر جهاد کشاورزی در اجلاس «تجارت محصولات کشاورزی و غذا» ترجیح داد به جای آب که محور سخنرانان دیگر بود به موضوع کشت قراردادی و حمایت از کشاورزان در سخنرانی خود توجه کند. او گفت: مهمترین ابزار حمایت از کشاورزان و تولید در دنیا کشت قراردادی است و این در حالی است که فقط یک درصد از محصولات تولیدی در بخش کشاورزی در کشورمان از این روش تولید میشد، اما به صورت متوسط در دنیا 40 درصد از محصولات کشاورزی از طریق کشت قراردادی و تامین مالی از این روش تولید میشود. از این رو در راستای حمایت از کشاورزان، بحث کشاورزی قراردادی در داخل کشور آغاز شده است.
به گفته عالیترین مقام در حوزه کشاورزی کشور با اقدامات و بررسیهایی که سال گذشته در دولت انجام شد، امسال تقریبا در بخش غلات، کشاورزی قراردادی را آغاز کردهایم و حدود 15 هزار میلیارد تومان نیز برای آن در نظر گرفتهایم. به گزارش فارس او اضافه کرد: بانک مرکزی و شورای پول و اعتبار نیز کمک کردند و شیوهنامهای که در این زمینه لازم بود تهیه و ابلاغ شد و لذا بانک مرکزی بر اساس این شیوهنامه از شرکتهای پشتیبان در بحث کشاورزی قراردادی حمایت میکند.
وزیر کشاورزی تعدد تشکلها در حوزه کشاورزی را نیز عاملی برای سردرگمی دانست و گفت: تعدد تشکلها گاهی موجب سردرگمی میشود. این در حالی است که در حوزه تولید و مصرف تشکلهای کشاورزی نقش مهمی را ایفا میکنند، اما به دلیل تعدد آنها گاهی در کارها اختلال ایجاد میشود و باعث بهمریختگی میشود. لذا با توجه به قانون تمرکز درخواست من این است که به جای تعدد تشکلها در یک حوزه، یک تشکل قدرتمند ایجاد شود تا بتوان مباحث مشخص به آن حوزه را از طریق آن دنبال کرد.
معاون پژوهشی مرکز ملی مطالعات کشاورزی و آب اتاق بازرگانی ایران: آب ابرچالش کشور است و بعد از آن هم چالش دیگر کشور اشتغال است که اگر قادر شویم که نسبت به این دو چالش تا قبل از اینکه به بحران ورشکستگی تبدیل شوند، اقداماتی را انجام دهیم میتوانیم به پایداری امیدوار باشیم
شیر خفتهای که بیدار نشد
«سال 82 در اجلاسی در هلند تعبیری در مورد ایران در بخش کشاورزی مطرح شد، مبنی بر اینکه ایران یک شیر خفته است وای به روزی که بیدار شود، اما از سال 85 این مسأله مطرح شد که آیا این شیر خفته بیدار میشود یا خیر؟ لذا این چالشی است که باید به آن جواب دهیم که روند حرکتی که در زمینه کشاورزی و غذا داریم و آیا در آینده توفیقآمیز خواهد بود؟» این گفته را غلامحسین شافعی رئیس اتاق بازرگانی ایران در سخنرانی خود در این اجلاس مطرح کرد. او گفت: ما با چالشهای عمیق و بزرگی در بخش کشاورزی مواجهیم که کمتر درباره آن صحبت میشود. به گزارش فارس شافعی افزود: موضوع کشاورزی و امنیت غذایی برای هر کشوری بسیار اهمیت دارد و در مورد ایران مخصوصاً آنچه تعبیر و تفسیر داخلی و خارجی از آن میشود، این است که ایران به لحاظ موقعیتهای متفاوتی که در منطقه دارد، حائز موقعیت استراتژیک در مسئله کشاورزی و غذا عنوان میشود.
به گفته رئیس اتاق ایران شاید بزرگترین چالش ما آب در کشور است که کمتر از آن صحبت میشود و همواره منتظر میمانیم تا این چالش به وضعیت نامطلوب برسد و بعد ببینیم که چگونه آن را درمان میکنیم. او با بیان این مطلب به موضوع چاههای ژرف در ایران پرداخت و گفت: در دهه 50 کلاً 47 هزار چاه عمیق در کشور وجود داشت، در حالی که در سال 98 این رقم به 850 هزار حلقه چاه عمیق رسیده است، ضمن اینکه قرار بود، طرحی به نام فدک در مجلس شورای اسلامی مصوب شود که با همکاری اتاق از تصویب آن جلوگیری شد و اگر زودتر مصوب میشد، الان معلوم نبود چه تعداد چاه عمیق در کشور موجود باشد.
رئیس اتاق ایران: اگر ایران بر همین منوال حرکت کند و اقدام جدی در خصوص مسئله آب انجام ندهد 20 سال آینده تصور موجود زنده در کشور محال است، اما بر اساس همان پژوهش گفته شده که ایران 10 سال فرصت دارد تا به مسأله آب رسیدگی کند و جلوی بحران را بگیرد و میتواند در این بازه زمانی اقدام موثری انجام دهد
شافعی با اشاره به پژوهش انجام شده در سازمان ملل بیان کرد: بر اساس پژوهش مذکور اگر ایران بر همین منوال حرکت کند و اقدام جدی در خصوص مسئله آب انجام ندهد 20 سال آینده تصور موجود زنده در کشور محال است، اما بر اساس همان پژوهش گفته شده که ایران 10 سال فرصت دارد تا به مسأله آب رسیدگی کند و جلوی بحران را بگیرد و میتواند در این بازه زمانی اقدام موثری انجام دهد.
از نظر رئیس اتاق ایران کشت محصولات آببر در مناطق کمآب کشور، یکی از معضلات بزرگ ما در ایران است و متأسفانه شاهد هستیم که ایران صادرکننده نمونه هندوانه در کشور معرفی میشود. او اضافه کرد: در بخش صنایع وابسته به کشاورزی و صنایع تبدیلی اصولا به اشتباه تصویرگرایی را در کشور نمونهای از توسعهگرایی فرض کردهایم. با وجود اینکه کشور در بحران آب به سر میبرد، اما در مجموع الگوی مصرف در زمینه آب نداریم و شاهد دورریز محصولات کشاورزی به عنوان ضایعات هستیم.
بحران ضایعات کشاورزی
موضوع ضایعات مواد غذایی موضوعی بود که عباس کشاورز معاون پژوهشی مرکز ملی مطالعات کشاورزی و آب اتاق بازرگانی ایران هم به آن توجه نشان داد. او در این باره گفت: ضایعات کشاورزی ما نه در سفره بلکه از مزرعه تا مصرفکننده نزدیک به 10 میلیارد مترمکعب است، البته نمیشود، گفت که این را میتوان به صفر رساند، اما 10 میلیارد مترمکعب برای کشور ما که با مسئله بحران آب مواجه هستیم، رقم بسیار بزرگی است.
به گفته این کارشناس کشاورزی برای حل مشکل آب دو روند مورد توجه است، یکی این که برای پایداری باید نسبت به مصرف آب کشاورزی تجدیدنظر کنیم، دومین روند نیز تمرکز بر بهرهوری است. او افزود: آب ابرچالش کشور است و بعد از آن هم چالش دیگر کشور اشتغال است که اگر قادر شویم که نسبت به این دو چالش تا قبل از اینکه به بحران ورشکستگی تبدیل شوند، اقداماتی را انجام دهیم میتوانیم به پایداری امیدوار باشیم.
معاون پژوهشی مرکز ملی مطالعات کشاورزی و آب اتاق بازرگانی ایران ادامه داد: ما راهحل مشکل آب را از سال 1395 در کنفرانسی که پیرامون این موضوع در اتاق بازرگانی برگزار شد، مطرح کردیم و آخرین راهحلی که ارائه شد بین اتاق بازرگانی و دولت یعنی وزارت نیرو و وزارت جهاد کشاورزی مورد تایید قرار گرفت.
به گفته کشاورز برای حل مشکل آب دو روند در آن برنامه مورد توجه قرار گرفت که اولین روند این بود که برای پایداری باید نسبت به مصرف آب بخش کشاورزی تجدیدنظر و بازتخصیص کنیم، دومین روند نیز این بود که باید تمرکز ما به بهرهوری باشد و با تمام ابزارها و تکنولوژیها و رویههای موجود در کشاورزی تلاش کنیم، تا بهرهوری را افزایش دهیم، زیرا در حال حاضر وضعیت آب نه پاسخگوی فعالان حوزه کشاورزی است و نه پاسخگوی سیاسیون برای تامین غذای مورد نیاز کشور است، لذا پیشنهاد ما در آن زمان به رئیس مجلس وقت آقای لاریجانی ارائه شد. معاون پژوهشی مرکز ملی مطالعات کشاورزی و آب اتاق بازرگانی ایران همچنین با بیان اینکه باید برای صادرات محصولات کشاورزی تصمیمات جدیدی گرفت، گفت: البته بعضی از محصولات خاص هستند، مانند زعفران، پسته و خرما که نمیتوان توقع داشت صادرات آنها را متوقف کرد، ولی در مورد بعضی از کالاهای کشاورزی دیگر و صادرات آن باید تجدیدنظر کرد، البته باید دقت داشت که برنامه ما حذف صادرات نیست.
او با بیان اینکه اینکه باید کالاهایی را صادر کنیم که حداقل آب را مصرف میکند و در مقابل باید کالاهایی را وارد کنیم که حداکثر آب را مصرف میکند. اضافه کرد: از سال 1393 تا سال 1400 از حدود 5.8 میلیون تن کالای صادراتی به بیش از 8.5 میلیون تن رسیدهایم، یعنی میزان صادرات افزایش یافته است اما ارزی که دریافت کردهایم به ازای هر تن صادرات از 1.2 دلار به 0.6 دلار رسیده است، لذا کالای بیشتری صادر اما ارزآوری آن 50 درصد کمتر شده است.
کشاورز گفت: در مورد آب نیز در سال 93 حدود 5 میلیارد آب صادر کردیم و 7 میلیارد دلار به دست آوردهایم، اما در سال 1400 به میزان 5 میلیارد دلار آب صادر کردهایم، اما 5.3 میلیارد دلار پول به دست آوردهایم و این بدان معناست که 40 درصد پول کمتری در سال 1400 نسبت به سال 93 از صادرات آب به دست آوردهایم.
تغییر الگوی توفانهای منطقهای در ایران
یک دهه است که دیگر شنیدن اخباری که گاه و بیگاه درباره خارج شدن قطارها از ریل به دلیل توفان شن یا کم شدن دید رانندگان در جادهها حکایت دارند؛ عجیب نیست. با شیب تند خشکسالی، بیابانزایی در ایران و تغییر اقلیم در جهان، حالا آنچه بیشتر از هر چیزی دید ساکنان مناطق خشک و نیمه خشک را تار میکند، شنهای روان است. تغییر الگوی وزش باد از بهار امسال در کنار فرسایش بادی، خیزش گرد و خاک و آلودگی هوای شدید؛ جوامع محلی را بیشتر از هر زمان دیگر تحت تاثیر قرار داده است. همین مشکل هم بود که رئیس سازمان حفاظت محیط زیست با کمک شرکتهای دانشبنیان برای کنترل گرد و خاک و کاهش بیابانزایی و کاهش آسیبهای ناشی از مصرف مالچ نفتی در تیرماه سال جاری، از به کارگیری خاکپوشهای دوستدار محیط زیست بهصورت پایلوت خبر داد. هر چند این خاکپوشها با قابلیت جلوگیری از ریزگردها در کانونهای گرد و غبار تا چهار یا پنج سال، امید صادرات هستند. اما مشکل این است که قیمت تمام شده آنها بسیار زیاد است.
مدیرکل دفتر امور بیابان سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور با بیان اینکه ریشه فرسایش بادی، خشک شدن اکوسیستم کشور است، گفت: «جوامع محلی که در مناطق تحت تاثیر گرد و خاک ساکن هستند، نقش مهمی در اجرای طرحهای نوین برای تثبیت خاک دارند.»
وحید جعفریان در گفتوگو با ایسنا درباره فرسایش بادی، آسیبها و مخاطرات آن گفت: «ماسههای روان هنگام حرکت به سوی اراضی کشاورزی، روستا، خطوط راهآهن و جادهها خسارات بسیاری به وجود میآورند و در سال جاری نیز چندین بار اخبار مرتبط با خروج ریل از قطار ناشی از هجوم شنهای روان به خطوط راهآهن منتشر شد و یا خسارات جادهای بسیاری به دلیل فقدان دید کافی رخ داد.» او با تاکید بر افزایش خسارات ناشی از فرسایش بادی در سالهای اخیر گفت: «تشدید این خسارات و فرسایش بادی به خشکسالی، افزایش توفانها در ایران که به نوعی متاثر از شرایط تغییر اقلیم در ایران هستند، مربوط است. شرایط اقلیمی در ایران دستخوش تغییرات بسیاری شدهاند. الگوهای بارشی، الگوهای توفانهای منطقهای، بادهای ۱۲۰ روزه جنوب شرق کشور که حداقل تا شش ماه با شدت ادامه دارند، آستانههای سرعت باد و فراوانی این جریانات طی دهه جاری نسبت به دهههای گذشته افزایش یافته است.»
مدیر کل دفتر امور بیابان سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور: شرایط اقلیمی در ایران دستخوش تغییرات بسیاری شدهاند. الگوهای بارشی، الگوهای توفانهای منطقهای، بادهای ۱۲۰ روزه جنوب شرق کشور که حداقل تا شش ماه با شدت ادامه دارند، آستانههای سرعت باد و فراوانی این جریانات طی دهه جاری نسبت به دهههای گذشته افزایش یافته است
عراق، مقصر فرسایش بادی و خشکسالی
جعفریان با تاکید بر اینکه بسیاری از موضوعات مرتبط با گرد و غبار برون مرزی ایران مرتبط با کشور عراق است، گفت: «اگر بتوانیم پروژههای مشترک را در کشورهای همسایه به خوبی اجرا کنیم میتوانیم ایران را از خسارتهای ناشی از فرسایش بادی حفظ کنیم اما در این میان نباید فراموش کنیم که ریشه مشکل فرسایش بادی خشکی اکوسیستم است و باید فکر کنیم چرا این اکوسیستمها خشک شدند؟ چرا دجله و فرات که گستره وسیعی از اراضی کشاورزی را سیراب میکرد خشک و آن اراضی کشاورزی به کانونهای بحرانی فرسایش بادی تبدیل شده است؟» او همچنین تاکید کرد: «خشکی اکوسیستم و کانونهای گرد و غبار نه تنها کشور عراق بلکه ایران را نیز تحت تاثیر قرار داده است بنابراین باید به شیوههای مدیریت آب در مناطق دوردست بهطور جدی اندیشید و اگر قرار باشد امری بهصورت زیربنایی انجام شود، لازم است به مقوله مهم مدیریت آبهای بین مرزی و تامین حقابه از منابع بالادست تا پاییندست توجه ویژهای شود.»
بادشکنهای بومی دوستدار محیط زیست، به روز رسانی شدند
مدیر کل دفتر امور بیابان سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور در ادامه توضیح داد: «در ایران برای تثبیت ماسههای روان از بادشکنهای کوتاه به عنوان رویکردی از تلفیق دانش بومی با دانش نوین استفاده میشود. بادشکنهای کوتاه هم بهصورت سنتتیک(مصنوعی) و هم از مواد مازاد صنعت کشاورزی همچون ساقههای برنج، برگهای خرما و بسیاری از ضایعات بخش کشاورزی ساخته میشوند.» او اضافه کرد: «جوامع محلی ساکن در مناطق تحت تاثیر هجوم ماسههای روان این دانش بومی را از دیرباز به کار میبرند. ما اخیرا در جهت بهروزرسانی این دانش با دانشگاه تهران و همکاری یک نهاد تحقیقاتی در کشور چین و چند شرکت دانشبنیان در ایران روشها و الگوهای متعددی را در خصوص استفاده از بادشکنهای کوتاه و یا بادشکنهای شطرنجی -که روی تپههای ماسهای قرار میگیرند – بررسی کردیم. شیوههای بومی مدیریت گرد و خاک تاکنون با مشارکت مردم به کار گرفته و موجب تثبیت این تپهها شده است. در این شیوه شرایط مناسبی برای رویش بذر و گونههای بیابانی در میان ساقههای برنج، نی، برگ خرما و… فراهم میشود.» جعفریان افزود: «از جمله اقدامات برای کنترل گرد و غبار استفاده از پلیمر دوستدار محیط زیست برای ایجاد بادشکنهای کوتاه و شطرنجی است که آثار منفی در طبیعت ایجاد نمیکند. استفاده از این روش در مناطق مختلف امکانپذیر است و ما قصد داریم که یک نهضت بزرگ در راستای احداث بادشکنها به راه اندازیم.
مدیرکل دفتر امور بیابان سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور با بیان اینکه برای ساخت این بادشکنها نیاز است تا محصولات بیکاربرد کشاورزی همچون ساقههای برنج، نی، برگ خرما و … ارزشگذاری شوند، گفت: «اجرای این روش نیازمند اقدامات جوامع محلی است تا شنهای روان اطراف روستای خود را به این طریق تثبیت کنند. این عمل یک اقدام مشارکتی است که ریشه در برنامههای فرهنگی و قدیمی این مناطق در مواجهه با افزایش بیابان دارد. او اضافه کرد: سازمان حفاظت محیط زیست نیز قصد دارد با استفاده از موادی به عنوان خاکپوش (مالچ) و با توجه به رایزنیها و دستورالعملهای مختلف از جمله ضابطه ۷۸۳(دستورالعمل فنی ارزیابی کارایی تثبیتکنندههای خاک) – که توسط سازمان برنامه و بودجه برای این موضوع تعریف شده است – به فرایند نهایی و تکمیلی چند محصول دوستدار محیط زیست برسد.»
امید دریاچههای خشک به طرحهای پایلوت
جعفریان افزود: «هدف توسعه منابع طبیعی، استفاده از این محصولات بهصورت پایلوت است تا بتواند در سطح میدان و در حوزه اجرایی این طرح و آثار و پیامدهای آن را ارزیابی و پایش کند. این اقدامات میتواند برای کنترل بسترهای رسی دریاچههای خشک شده و عرصههایی که نسبت به گرد و غبار و ماسههای روان آسیبپذیرند، موثر باشد. همچنین میتواند برای این موضوع راهکارهای متعددی ایجاد کند تا با توجه به میزان خسارتها و اهمیت حفظ منابع زیست انسانی بتوانیم گرد و غبار را کنترل کنیم. همچنین ما در آستانه تبیین برنامههای مشارکتی با کشورهای همسایه برای تدوین برنامههای منطقهای مدیریت گرد و غبار هستیم. برخورداری از روشهای متعدد اجرایی کمک میکند که بتوانیم برای موقعیتهای مختلف، پروژههای مختلفی را تعریف کنیم. ما تمایل داریم که دانش تولید شده در ایران برای کنترل گرد و غبار را در مناطقی همچون کشور عراق نیز داشته باشیم.»
فیلم، دستهدسته ماشینهایی را نشان میدهد که شیب تند کوه تفتان را گرفته و در حال بالا رفتناند. آنها به سمت «معدن طلای انجیروک تفتان» میروند تا مقابل فعالیت این معدن بایستند. هرچند پیش از این در اواخر مهرماه هم بار دیگر محلیها مقابل فعالیت معدن ایستادند اما معدن باز هم فعالیتش را از سر گرفت و حالا آنطور که خبرها از منطقه میآید، این اتفاق بار دیگر تکرار شده است. فارغ از تعارضات محلی موجود در منطقه، معدنکاوی در کوهی که سال 1394 توسط وزارت میراث فرهنگی ثبت ملی شده و جزو مناطق چهارگانه سازمان حفاظت محیط زیست ایران است، بارها محل نگرانی فعالان محیط زیست و میراثی بوده و این در حالی است که اکرم زارعپور، معاون نظارت و پایش اداره محیط زیست سیستان و بلوچستان به «پیام ما» میگوید «فقط قله این کوه جزو آثار طبیعی و ملی است و 50 متر بعد از قله دیگر جزو منطقه حفاظت شده به حساب نمیآید.» با این وجود محمودرضا رحمتیان، معاون امور معادن و صنایع معدنی سازمان صنعت، معدن و تجارت سیستان و بلوچستان از به تعطیلی کشیده شدن چهار معدن تازه تاسیس در این منطقه و در پی یورش معارضان خبر داده است.
تفت یعنی گرم و سوزان و «تفتان» کوهی است که در دلش آتشفشان خفتهای نهان کرده است. این کوه برای اهالی سیستان و بلوچستان از جمله کوههای مهم و تاریخی بوده که تمدنهای بسیار کهنی را هم در خود نهان داشته. آنطور که دایرۃالمعارف اسلامی مینویسد، در سال ۱۳۰۷ شمسی، م اسکرین و همسرش در درۀ تمین واقع در دامنۀ شمالی کوه تفتان، قبرهایی قدیمی متعلق به ۷۰ ملا را کشف کردند که در غارهای طبیعی واقع شده بودند. با توجه به کتیبههای حکشده بر روی سنگ قبرها، این گورها تاریخی بین قرن ۸ تا ۹ ق را نشان میدهند. باستانشناسان در این منطقه به کشف تمدنی به نام لادیزیان دست یافتند و بر اساس آن ثابت کردند که منطقۀ جنوب شرقی ایران در عصر پارینهسنگی، یعنی حدود ۸۰ تا ۱۰۰ هزار سال پیش، زیستگاه جماعات انسانی بوده است. مردم منطقه هم تفتان را وجودی مقدس و نمادی از استقامت و شهامت میدانند. به این ترتیب از دامنهها تا قلۀ این کوه، مکانهای بسیاری وجود دارد که پناهگاه نیازمندان و دردمندان است، از آن جمله این مناطق، گورستان کهنِ هفتاد ملا که نامش معرف جایگاه فرهنگی آن است؛ چهلتن مقدس در نزدیکی قلۀ کوه که حاجتمندان در کنار آن قربانی میکنند؛ سنگ زمردین که اگر بتوانند آن را تا روی شکم بالا بیاورند، مرادشان داده خواهد شد و درختان سرو مقدس و زیارتگاههای متعددی که در حوالی تفتان وجود دارد.
یاسر کرد، فعال اجتماعی منطقه: ما در سالهای گذشته اعتراضات بسیاری به این نوع برداشت کردیم اما بینتیجه بود. اینجا نقطهای است مرتفع در دل کویر. با چشمانداز زیبا که تمام منطقه را تغذیه میکند. حیات گیاهی و جانوری فعالی دارد و همه اینها هم عاملی بر اهمیت و به ثبت رسیدنش بوده اما سالهاست دچار تخریبهای گسترده است. زخم عمیقی بر پیکر تفتان زدهاند و ما در همه این سالها در تعجب بودیم که چطور سازمان محیط زیست، منابع طبیعی و سایر ارگانهای مرتبط مجوز کار را صادر کردهاند؟
همه این موارد هم عاملی بوده تا در سال 1394 کوه تفتان به عنوان سومین کوه بلند و ملی ایران به ثبت برسد. به این ترتیب تفتان بعد از دماوند و سبلان ثبت شد تا اهمیتش را به رخ بکشد.
معدنکاوی در این کوه هم اما سابقهای چند دههای دارد و بارها هم محل مناقشه بوده است. این را احمد براهویینژاد به «پیام ما» میگوید. این فعال اجتماعی منطقه با تاکید بر تفاوتهای موجود در این منطقه با سایر استانها میگوید «اینجا طوایف هم نقش خود را دارند و بعضا برای گرفتن پروانه اکتشاف، فرد باید به فرمانداری و بخشداری هم برود تا معارضات منطقه بررسی و بعد پروانه صادر شود.»
او اما نقش بیتدبیری در همراه کردن جامعه محلی با معادن را هم پررنگ میداند و میگوید «اتفاقی که در بسیاری از استانها در سالهای گذشته شاهد بودیم، در استان ما هم وجود دارد اما با شدت بیشتری در برخی موارد. ما شاهد این هستیم که معادن بدون آنکه جامعه محلی را همراه کند و تخریبهایش را به حداقل برساند فقط از زمین برداشت میکند. همین هم مردم را عصبانی و نگران میکند.»
اکرم زارعپور، معاون نظارت و پایش اداره محیط زیست سیستان و بلوچستان: فقط قله این کوه جزو آثار طبیعی و ملی است و 50 متر بعد از قله دیگر جزو منطقه حفاظت شده به حساب نمیآید. این معدن گزارش ارزیابی دارد و چون فقط قله این کوه به ثبت رسیده سازمان هم برای نظارت بر دیگر بخشها از نظر قانونی توانایی ندارد. همچنین ما خبری از توقف فعالیت معدن نداریم و اگر هم کار متوقف شده باشد از سوی سازمان محیط زیست نبوده و تعارضات محلی باعث آن شده است
معدن گزارش ارزیابی دارد
اواخر مهرماه امسال هم بار دیگر صحبت از معدن طلای انجیروک تفتان به میان آمد. آن زمان هم تعدادی از محلیها برای مقابله با فعالیت معدن به آنجا رفتند. ماجرای دو روز گذشته هم بر همین اساس بود و نارضایتی از فعالیت معدن و نفع نرساندن آن به جامعه محلی از جمله دلایل این ماجرا عنوان شد. با این وجود رضا یعقوبی، رئیس اداره صنعت، معدن و تجارت سیستان و بلوچستان با بیان اینکه اطلاعی از تعارضات پیش آمده ندارد در پاسخ به این پرسش «پیام ما» که مالکیت معدن در دست چه کسی است گفت «مشخص نیست و برای اطلاعات بیشتر باید با سازمان مکاتبه کنید.» منابع طبیعی استان هم پاسخگو نبود و سازمان محیط زیست هم بعد از پیگیریهای بسیار خبر از این داد که تنها قله این کوه جزو آثار طبیعی و ملی به ثبت رسیده است. اکرم زارعپور، معاون نظارت و پایش اداره محیط زیست سیستان و بلوچستان به «پیام ما» میگوید «فقط قله این کوه جزو آثار طبیعی و ملی است و 50 متر بعد از قله دیگر جزو منطقه حفاظت شده به حساب نمیآید.» او همچنین میگوید این معدن گزارش ارزیابی دارد و چون فقط قله این کوه به ثبت رسیده سازمان هم برای نظارت بر دیگر بخشها از نظر قانونی توانایی ندارد: «ما خبری از توقف فعالیت معدن نداریم و اگر هم کار متوقف شده باشد از سوی سازمان محیط زیست نبوده و تعارضات محلی باعث آن شده.»
نکته مهم در گفتههای معاون سازمان محیط زیست این است که چرا کوهی با این اهمیت فقط قلهاش به عنوان اثر طبیعی و ملی به ثبت رسیده و این در حالی است که اکثر فعالیتها و تخریبها در دامنه این کوه انجام میگیرد و البته این نکتهای است که پاسخی برایش از سوی سازمان محیط زیست وجود نداشته و تنها عاملی شده برای تخریب و استفاده به ظاهر قانونی از منابع طبیعی کشور.
توازن میان جامعه محلی و معدنکاوی حفظ شود
علاوه بر معدن طلای انجیروک، معدن طلای بیدستر هم در سالهای گذشته محل مناقشات بسیاری بوده. یاسر کرد، فعال اجتماعی که خود اهل منطقه تفتان است میگوید معدن طلای بیدستر از سال 97 شروع به بهرهبرداری کرد و جادهای به قلب کوه و به ارتفاعات بالا کشیدند که اثرات محیط زیستی منفی بسیاری به همراه داشت «ما در سالهای گذشته اعتراضات بسیاری به این نوع برداشت کردیم اما بینتیجه بود. اینجا نقطهای است مرتفع در دل کویر. با چشمانداز زیبا که تمام منطقه را تغذیه میکند. حیات گیاهی و جانوری فعالی دارد و همه اینها هم عاملی بر اهمیت و به ثبت رسیدنش بوده اما سالهاست دچار تخریبهای گسترده است.»
او میگوید روستای بیدستر در نزدیک منطقه است و فعالیتهای معدنی میتواند مانند بسیاری از روستاهای دیگر کشور در حیات مردم این منطقه هم اثر منفی بسیاری بگذارد «زخم عمیقی بر پیکر تفتان زدهاند و ما در همه این سالها در تعجب بودیم که چطور سازمان محیط زیست، منابع طبیعی و سایر ارگانهای مرتبط مجوز کار را صادر کردهاند؟»
کرد میگوید جامعه محلی در این منطقه متفاوت از سایر مناطق است و طوایف گوناگون نقش پررنگی دارند «همین هم دلیلی است که باید در اقناع آنها تلاش بیشتری شود. جامعه محلی انتظار دارد توازن بین طوایف حفظ شود و از سویی اشتغال درست و منطقی همراه با تخریب نکردن محیط زیست اتفاق بیفتد. آنها میخواهند نیروهای محلی آموزش ببینند و در ردههای بالا مشغول به کار شوند و این اتفاق تاکنون آنطور که باید رخ نداده است.»
اتفاق روزهای اخیر اما در نهایت باعث به تعطیلی کشیده شدن معادن در این منطقه شده است. بر این اساس محمودرضا رحمتیان، معاون امور معادن و صنایع معدنی سازمان صمت سیستان و بلوچستان در گفتوگو با «عصرهامون» با اشاره به تعطیلی واحدهای معدنی در حوزه تفتان شهرستان خاش گفت: «به دنبال اغتشاشات اخیر، معارضین محلی طی دو سه مرحله به کل واحدهای معدنی در حوزه تفتان حملهور شده و معادن این منطقه که محلی برای معیشت و اشتغال و اقتصاد بود را به تعطیلی کشاندند. در معدن صدر تامین، چادرهای نگهبانان را آتش زدند و افراد آنجا را مورد آزار و اذیت قرار دادند و اجازه فعالیت ندادند.»
این مسئول با بیان اینکه برآورد قطعی از میزان خسارت وارد شده به معدن و شرکتهای سرمایهگذار در منطقه گزارش نشده است، گفت: «میطلبد ریشسفیدان، متنفذین، معتمدین و نمایندگان مجلس تدبیری بیاندیشند چراکه در صورت تکرار چنین اتفاقهایی کل سرمایهگذاری در حوزه معدن نابود میشود و اگر حرکت جدی از سمت متولیان امر صورت نگیرد و با آشوبگران برخورد جدی نشود دیگر هیچ سرمایهگذاری در حوزه معدن به استان نمیآید.»
این اتفاق در کنار بسیاری از تعارضات سالهای گذشته میان مردم محلی و معدنداران بار دیگر نبود تعامل درست، قوانین دقیق و بیتوجهی به جامعه محلی را نشان میدهد. اتفاقی که میتواند در آیندهای نزدیک به یکی از اصلیترین بحرانها در کشور بدل شود.
