بایگانی مطالب نشریه
۸ نفر از خبرنگاران بازداشتی آزاد شدهاند
مدیرکل مطبوعات و خبرگزاریهای داخلی درباره خبرنگاران بازداشتی حوادث اخیر گفت: از روز سیام شهریورماه که متوجه دستگیریها شدیم، پیگیریها با نهادهای امنیتی برای مشخص شدن وضعیت آنها انجام شد و همچنان ادامه دارد و تاکنون هشت نفر آزاد شدهاند. به گزارش ایسنا، ایمان شمسایی درباره اینکه در برخی گمانهزنیها تعداد متعددی خبرنگار و عکاس بازداشتی ذکر میشود، گفت: به طور کلی حرفه خبرنگاری و عکاسی که اصطلاحا «خبرنگاری» یا «روزنامهنگاری» اطلاق میشود، در لفظ عام دارای شرایط خاصی مثل عضویت در انجمن یا تحریریه نیست. مثلا در وقایع اخیر بعضا افرادی که صرفا سابقه کار خبری داشتند نیز در بازداشت به سر بردند که البته در نهایت آزاد شدند. او گفت: اما منظور ما از خبرنگار، افرادی است که به صورت حرفهای در تحریریهها به کار مشغولند یا حتی به شکل حقالتحریر یا حقالتصویر با رسانهها در حال حاضر کار میکنند. به عنوان مثال یکی از بازداشتشدگان در قسمت حروفچینی کار میکرده یا شخص دیگری محکومیت قبلی داشته و حکمش اجرا شده است. او با بیان اینکه نهادهای انتظامی و امنیتی اذعان دارند اتهام این افراد پوشش وقایع اخیر برای رسانههایشان نبوده، گفت: هیچ فردی در تهران بهخاطر فعالیت رسانهای دستگیر نشده است.
| پیام ما | چهارشنبه پیش روز تلخی برای جامعه پزشکی کشور بود. روزی که تجمع مسالمتآمیز پزشکان مقابل ساختمان نظام پزشکی کشور به خشونت کشیده شد. حال اما آنطور که روابط عمومی سازمان نظام پزشکی خبر داده، دبیر شورای عالی امنیت ملی و دبیر شورای امنیت کشور (شاک) در دیدارهایی جداگانه با ارکان سازمان نظام پزشکی و به گفتوگو با آنها نشسته و از آنان دلجویی کردند.
درست یک هفته از چهارشنبه چهارم آبانماه ۱۴۰۱ میگذرد؛ روزی که پزشکان میخواستند با حضور مقابل ساختمان نظام پزشکی کشور بهطور مسالمتآمیز تجمع کنند تا خواستههای هشتگانهای را که پیشتر اعلام کرده بودند، پیگیری کنند. پزشکانی که از اینجا و آنجا خود را به خیابان کارگر شمالی و حوالی کوی دانشگاه رساندند، با جوی سنگین و حضور پرشمار نیروهای انتظامی و امنیتی مواجه شدند. فضایی امنیتی که عملاً مانع از برگزاری این تجمع شد و شماری از این پزشکان در روایتهایی که از ساعاتی پس از آن دقایق پرالتهاب تا چند روز بعد به شیوهها و از تریبونهای گوناگون به دست دادند، از «برخورد خشن نیروهای انتظامی و امنیتی» گفتند و اینکه چطور حتی رئیس و قائممقام سازمان نظام پزشکی پایتخت از گزند این برخورد خشن مصون نماندند. آن هم در حالی که این دو مقام ارشد در سازمان نظام پزشکی تهران صرفاً سعی در جلوگیری از تشدید خشونت و ضرب و شتم پزشکان معترض، بهخصوص پزشکان زن حاضر در محل تجمع داشتند و البته ناکام مانده و خودشان هم مورد برخورد فیزیکی قرار گرفتند. همین هم باعث شد که هنوز ساعتی از انتشار نخستین تصاویر و اخبار از این رویداد تلخ در شبکههای اجتماعی نگذشته، رئیس و قائممقامش در سازمان نظام پزشکی تهران در اعتراض به این اوضاع استعفا کردند. هرچند با استعفای سید موید علویان از ریاست سازمان نظام تهران مخالفت شد و از سرنوشت استعفای محمد رازی از قائممقام این سازمان، خبر موثقی در دست نیست و هرچه هست، شنیدهها و اخبار غیررسمی است.
رئیسکل سازمان نظام پزشکی در این نشست گزارشی از پیشرفتهای جامعه پزشکی در حوزههای مختلف و ساختار سازمان نظام پزشکی و حوادث چهارم آبانماه ارائه کرد و در ادامه از لزوم اعتراض جامعه پزشکی با رعایت اصول و پیشگیری از هرگونه اغتشاش و نا امنی در فضای شغلی و آسیب به اموال مردم سخن گفت.
اما در شرایطی که همان روز برخی منابع خبری و خبرگزاری نزدیک به دولت سیزدهم از جمله خبرگزاری فارس، بدون اشاره به آنچه مانع از تجمع پزشکان مقابل ساختمان نظام پزشکی شد، از این نوشتند که بهدلیل بیتوجهی و عدم همراهی پزشکان با معترضان، تجمعی مقابل ساختمان نظام پزشکی تشکیل نشد، روز گذشته روابط عمومی سازمان نظام پزشکی از برگزاری جلسات جداگانه رئیسکل و ارکان سازمان نظام پزشکی با دبیر شورای عالی امنیت ملی و دبیر شورای امنیت کشور خبر داده است. جلساتی که البته مشخص نیست دقیقاً چه روز یا روزهایی برگزار شده اما میتوان گفت که بیتردید در یکی از همین شش، هفت روز گذشته برگزار شده است.
بر اساس این گزارش رئیسکل سازمان نظام پزشکی در توضیحاتی که در خصوص نخستین نشست یعنی نشست ارکان سازمان نظام پزشکی با دبیر شورای عالی امنیت ملی برگزار شده، دریابان علی شمخانی پس از تقدیر و تشکر از خدمات پزشکان بهویژه در مبارزه سالهای گذشته با همهگیری کرونا، جامعه پزشکی را «یکی از ستونهای اعتماد کشور» و «پرچمدار پیشرفت و عزت ایران در جهان» توصیف و تاکید کردند که به همین دلیل این صنف همواره مورد طمع دشمن بوده است. محمد رئیسزاده که با اشاره به گزارشی که در این نشست در ارتباط با شرایط جامعه پزشکی و ساختار سازمان نظام پزشکی بهعنوان بزرگترین سازمان مردمنهاد کشور به دبیر شورای عالی امنیت ملی ارائه شد، از بیش از ۸۰ میلیون خدمت این سازمان به مردم در ماه گفته و تاکید کرده که سازمان نظام پزشکی، قدیمیترین نهاد صنفی با وظایف حاکمیتی است که بدون بودجه دولتی و با حق عضویت اعضای خود اداره میشود. رئیسکل سازمان نظام پزشکی که اهمیت اظهار نظر جامعه پزشکی را امری بدیهی میداند، از گلایهمندی پزشکان نسبتبه وقایع چهارم آبانماه و برخوردهای صورت گرفته با آنان در مقابل و اطراف ساختمان سازمان نظام پزشکی سخن گفت و با اشاره به بازداشت شماری از پزشکان در همان روز، گفته اکثر پزشکان بازداشتی آزاد شدهاند. رئیسکل سازمان نظام پزشکی همچنین گفت که در ادامه این نشست برخی اعضای سازمان نظام پزشکی نیز به بیان دیدگاههای خود در مورد وقایع اخیر و نقش و جایگاه جامعه پزشکی و انتقاد از برخی برخوردهای صورت گرفته با اجتماعکنندگان پرداختند اما توضیح بیشتری بهدست نداده است.
یک عضو هیاترئیسه مجمع عمومی نظام پزشکی با بیان اینکه هفته گذشته تجمع مسالمتآمیزی برگزار شد اما برخورد نامناسبی با جامعه پزشکی صورت گرفت، گفته است: رابطه مردم با حکومت رابطه ارباب و رعیتی است و نباید خدمتگزاری به مردم فراموش شود
این نشست اما تنها جلسه پزشکان و اعضای سازمان نظام پزشکی با مقامهای ارشد امنیتی کشور در روزهای گذشته نبوده و بنابر اعلام سازمان نظام پزشکی، رئیسکل و سایر ارکان سازمان نظام پزشکی بجز گفتوگو با علی شمخانی، با سید مجید میراحمدی نیز که در حال حاضر در قامت معاون امنیتی و انتظامی وزیر کشور و البته دبیر شورای امنیت کشور (شاک) فعالیت میکند، به گفتوگو نشستهاند. نشستی که در پی حوادث و رویدادهای اخیر و نارضایتی جامعه پزشکی از حوادث رخ داده تشکیل شده و در آن نیز همچون دیدار پزشکان با شمخانی، بر ضرورت حفظ حرمت جامعه پزشکی و پیشگیری از استفاده نادرست از نمادهای پزشکی و درمانی تاکید شده است.
رئیسکل سازمان نظام پزشکی که در این نشست هم ابتدا گزارشی از پیشرفتهای جامعه پزشکی در حوزههای مختلف و ساختار سازمان نظام پزشکی و حوادث چهارم آبانماه ارائه کرد، از لزوم اعتراض جامعه پزشکی با رعایت اصول و پیشگیری از هرگونه اغتشاش و ناامنی در فضای شغلی و آسیب به اموال مردم سخن گفته است. همچنین در ادامه این نشست، شماری از اعضای سازمان نظام پزشکی نیز به بیان دیدگاهها و نقطهنظراتشان پرداخته و از فعالیتها و خدمات جامعه پزشکی، ناملایمات و نارضایتی بخش بزرگی از جامعه از وضعیت حاکم، حق اعتراض شهروندان و نیز آنچه در جریان تجمع روز چهارم آبانماه پزشکان مقابل ساختمان نظام پزشکی گذشت، سخن گفتند. چنانکه یک عضو هیات مدیره نظام پزشکی تهران بزرگ که نظام سلامت را از جمله پنج دستاورد ارزشمند کشور توصیف کرده، در توضیح این نکته بر اهمیت و ارزش نیروی انسانی و جانفشانی جامعه پزشکی در مواجهه با همهگیری کرونا تاکید کرده است. علی دباغ که جامعه پزشکی را گوهری توصیف کرد که باید حفظ شود، همچنین خاطرنشان کرد: باید در برابر نخبگان و جوانان جامعه پزشکی به گونهای عمل کرد تا سربلند باشیم. بهزاد فرخزاد، یکی از اعضای سازمان نظام پزشکی، همچنین گفت: اگر مدیریت توسط برگزیدگان جامعه پزشکی صورت گیرد، خواستهها و مطالبات در یک گفتمان مشترک انجام و جلوی سوءاستفادهکنندگان نیز گرفته خواهد شد. این در حالی بود که سعید ساعی از دیگر اعضای هیات مدیره نظام پزشکی تهران بزرگ نیز با اشاره به وقایع چهارم آبانماه گفته بازداشتشدگان با رفتارهای ناشایستی روبهرو بودند.
این در حالی است که محمدرضا اقبالی، بازرس سازمان نظام پزشکی نیز با تاکید بر وظیفه همه پزشکان در راستای رسیدگی به بیماران به دور از نژاد، ملیت، مذهب و قومیت، گفته استفاده احتمالی از نمادهای پزشکی در هر شکل و عنوان خارج از حیطه درمان صحیح نیست که متاسفانه در این راستا بیمهریهایی نسبت به جامعه پزشکی روا داشته شده است. در ادامه سیدعلیاکبر سیدمهدی نیز در قامت یکی از اعضای شورای عالی نظام پزشکی بر لزوم برگزاری کرسیهای آزاد اندیشی در نظام پزشکیها و دانشگاهها تاکید کرده و اردوان یاراحمدی که از اعضای هیاترئیسه مجمع عمومی نظام پزشکی است، با بیان اینکه تجمع مسالمتآمیزی برگزار شد اما برخورد نامناسبی با جامعه پزشکی صورت گرفت، گفته است: رابطه مردم با حکومت رابطه ارباب و رعیتی است و نباید خدمتگزاری به مردم فراموش شود. همچنین عبدالرسول صداقت که از اعضای شورایعالی نظام پزشکی است، خواستار فراهم شدن امکان برگزاری تجمعات با رعایت شرایط شده و فهیمه قاسمی، بازرس مجمع عمومی نظام پزشکی نیز ابراز امیدواری کرد که دستاورد این دست جلسات باب جدیدی برای گفتوگو و آزادی باشد.
در ادامه این نشست محمدهادی صادقی که در قامت نایب رئیس شورای عالی نظام پزشکی اظهارنظر میکرد، سلامت و امنیت را دو بال مهم در هستههای تصمیمگیری خوانده و گفته است: لازم است فضایی مناسب برای تضارب آراء و افکار ایجاد شود؛ زیرا اصناف میتوانند بهطور مستقل مورد مشورت حاکمیت قرار گیرند. محمدرضا جباری از دیگر اعضای شورای عالی نظام پزشکی نیز خواستار آزادی فوری بازداشتشدگان شده است. همچنین در حالی که حسین مظلومیان از دیگر بازرسان مجمع عمومی نظام پزشکی از بیمهری به جامعه پزشکی گلایه کرد، سعید شاه قاسمی در قامت یکی از اعضای هیات رئیسه مجمع عمومی نظام پزشکی نیز خاطرنشان کرد: گفتوگوی نظام با مردم باید از طریق حلقههای واسط که همان نظامهای صنفی هستند، انجام شود و با کمک افراد فرهیخته از این شرایط عبور کنیم.
دبیر شورای امنیت کشور نیز در پایان با ابراز امیدواری نسبتبه اینکه این نشست، سرآغاز گفتوگو و دارای نتایج مثبت برای جامعه پزشکی باشد، گفت: جامعه پزشکی بهعنوان یک گروه مرجع اجتماعی نقش مهمی در آگاهسازی عمومی و اقناع مردم دارد. سید مجید میراحمدی با تاکید بر اهمیت سلامت و امنیت کنار یکدیگر، گفت: جامعه پزشکی نیز در این زمینه باید نقش ارزنده خود را ایفا کند.
بنابر اعلام سازمان نظام پزشکی، در پایان این جلسه به حفظ حرمت جامعه پزشکی، دلجویی از شاغلان حرف پزشکی، حفظ محرمانگی اسرار بیماران، پیشگیری از استفاده نادرست از نمادهای پزشکی، حفظ و تبیین مرز اغتشاش و اعتراض بهعنوان وظیفه حاکمیت و تضمین امنیت فضای اعتراض، افزایش همبستگی، درخواست مطالبات همراه با مهربانی و عطوفت و آزادی همکاران بازداشت شده و همچنین پیشگیری از هر گونه حادثه احتمالی و ایجاد بحران در فعالیت جامعه پزشکی تاکید شد.
وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی از نگهداری بخش اعظمی از آثار و اشیای تاریخی در مخازن خبر داد. به نقل از فارس، عزتالله ضرغامی تصریح کرد: «ما یک پدیده نامیمونی به نام مخازن داریم. متاسفانه ارزشمندترین اشیای تاریخی ما که هرکدام اگر در دنیا باشد، بسیار تاثیر گذار خواهد بود در داخل این مخازن نگهداری میشود. البته از روزی که من به عنوان وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی شروع به کار کردم، حفاظت ویژهای برای آنها طراحی کردم و خودم چند بار از مخازن بازدید کردم و تمام تلاشمان را انجام میدهیم که این اشیا را به نحو مطلوب حفظ کنیم.» وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی افزود: «تلاش میکنیم تا این آثار ارزشمند تاریخی را به نمایش بگذاریم و از طریق موزههای استانی، به صورت دورهای و به بهانه یک برنامه فرهنگی و فعالیت موزهای، برخی از این اشیای تاریخی ارزشمند را در شهرهای مختلف در معرض دید مردم بگذاریم.» او ادامه داد: «بسیاری از محوطهها و حرایم ابنیه تاریخی ما، به دلیل نبودن اعتبارات حفاظت خوبی ندارد. اعتبارات تملک نیز یکی از مسائل مهم وزارتخانه ماست، یعنی فردی یک خانهای دارد که آن ثبت شده یا در عرصه قرار گرفته و دیگر نمیتواند آنجا زندگی کند، طبیعتاً باید تملک شود و شخص آنجا را تخلیه کند، اما به دلیل اینکه ما چنین اعتباری نداریم، بسیاری از این موارد همینطور معطل میماند.» وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی بیان کرد: «ما از طریق صندوق توسعه و احیا پروژههای زیادی را اجرا میکنیم و بناهای تاریخی را در اختیار متقاضیان قرار میدهیم تا با قراردادی که با ما میبندند، مرمت بنا را انجام دهند و با کاربری که برای آن تعریف میشود، ۱۰ یا ۱۵ سال یا کمتر و بیشتر، کاربری مورد تأیید ما را در آنجا انجام دهند، به عنوان مثال آنجا را تبدیل به محیط فرهنگی، آتلیه یا سفره خانه سنتی کنند.» او بیان کرد: «ما با کاربریای که خودمان تعریف میکنیم و طبق ضوابط ماست، بعد از مرمت ابنیه این امکان را فراهم کنیم که بخش خصوصی از آن استفاده کند. هنوز تعدادی از این ابنیه وجود دارد که مراحل واگذاری آن هنوز انجام نشده و اعتبارات ما هم محدود است، بنابراین بعضی از این ابنیه که دیده میشود به صورت مخروبه در آمده و تصمیمی درباره آن گرفته نشده، مشمول همین توضیح است.» وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی گفت: «من به سفرهای استانی که میروم، با شهرداران تفاهمهای منطقهای انجام میدهم و بخشی از این ابنیه را برای مرمت در اختیار شهرداری قرار میدهم.»
تاثیر تحریمها بر عملکرد ایران در کاهش انتشار کربن
کارگروه ملی تغییر آب و هوا صبح دیروز با موضوع بررسی سند مشارکت معین ملی جمهوری اسلامی ایران برای ارائه به کنوانسیون تغییر اقلیم (NDC) برگزار شد. در این جلسه علی سلاجقه، رئیس سازمان محیط زیست تدوین این سند را بسیار حساس و مهم عنوان و اظهار کرد: «در تدوین این سند میبایست بررسیهای لازم از سه جنبه فنی، حقوقی و امنیتی مورد توجه قرار گیرد و به تایید دستگاههای ذیربط برسد.»
او در ادامه با اشاره به تحریمهای اعمال شده بر کشور گفت: «این یک اصل اساسی است که کشوری که تحت فشارهای جهانی قرار دارد، هیچ وقت نمیتواند در مباحث جهانی مشارکت مطلوبی داشته باشد. اگر ما نتوانستیم به تعهدات خود در زمینه کاهش انتشار کربن بهطور کامل عمل کنیم به دلیل محدودیتهایی است که در زمینههای مختلف برای ما به وجود آوردهاند.»
سلاجقه با بیان اینکه ما در سند NDC باید مطالبهگر باشیم، خاطرنشان کرد: «رویکرد این سند باید به گونهای باشد که مواضع کشور ما را بیان کند. ما باید با حفظ کرامت خود و در نظر گرفتن عزت، مصلحت و حکمت نظام در کنار جامعه جهانی برای تحقق اهداف محیط زیستی این کنوانسیون تلاش کنیم.»
رئیس سازمان حفاظت محیط زیست با طرح این پرسش که کشورهای توسعهیافته چه اندازه به تعهدات خود به کنوانسیون تغییرات آب و هوایی برای رسیدن به کربن صفر عمل کردهاند، گفت: این کشورها تعهد کرده بودند ۱۰۰ میلیارد دلار به صندوق سبز اقلیم اختصاص دهند اما چقدر از این تعهد محقق شده است؟
سلاجقه با تشکر از تلاش نمایندگان دستگاهها برای تدوین سند NDC ضمن تایید کلیات سند مذکور اظهار کرد: برای اعمال برخی از اصلاحات و بهروزرسانی این سند میبایست جلسه تخصصی برگزار شود و پس از نهایی شدن آن به تایید همه دستگاههای عضو برسد.
به گزارش پایگاه اطلاعرسانی سازمان حفاظت محیط زیست، در جلسه دیروز نمایندگان دستگاههای مختلف عضو کارگروه ملی تغییر آب و هوا به بحث و بررسی درباره سند مشارکت معین ملی جمهوری اسلامی ایران برای ارائه به کنوانسیون تغییر اقلیم (NDC) پرداختند و از جوانب گوناگون نظرات و پیشنهادات خود را مطرح کردند.
درخواست افزایش تولید داروهای آنتی بیوتیک برای کودکان
کارزاری با عنوان «درخواست افزایش تولید داروهای آنتیبیوتیک برای کودکان» در وبسایت کارزار در جریان است. در متن این کارزار خطاب به رئیس جمهور، وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و رئیس سازمان غذا و دارو آمده: «با شروع مدارس متأسفانه ویروسها و بیماریها در بین تمام مردم و بهویژه کودکان شایع شده است و بسیاری دچار عفونتهای شدید در ناحیه، گوش، گلو و ریه شدهاند ولی متأسفانه در تمام داروخانهها در دو ماه اخیر هیچگونه آنتیبیوتیک مخصوصاً برای کودکان پیدا نمیشود.
در زمینه شربتها و قرصهای آنتیبیوتیک و سرم کمبود شدید وجود دارد و تمام مردم سرگردان داروخانههای سطح شهر و حتی شهرهای اطراف میشوند و دارو پیدا نمیکنند.
از شما تقاضا داریم امر بفرمایید تا در این مورد سریع رسیدگی شود چون سلامت کودکان و مردم در میان است.»
این کارزار از اول آبانماه آغاز شده و تا 1 دیماه ادامه دارد.
ماموریت تازه شهرداری تهران در حوزه اجتماعی، مربوط به کودکان کار و خیابان است. شهرداری بعد از تجربه قرارگاه اجتماعی و جمعآوری معتادان متجاهر حالا به سراغ کودکان کار و خیابان رفته است. دیروز، 9 آبان، هشتمین و آخرین کارگروه ویژه رسیدگی به وضعیت کودکان کار و آسیب دیده اجتماعی شهر تهران برگزار و در آن تصمیمات تازهای اتخاذ شد.
هدف تازه جلسات و کارگروههای اجتماعی شهرداری تهران، جمعآوری و ساماندهی کودکان کار و خیابان است. شهرداری تهران تاکنون 8 جلسه برای این موضوع برگزار کرده است و آنطور که احمد احمدی صدر، دبیر قرارگاه اجتماعی شهر تهران میگوید، برنامههای بلندمدت و کوتاه مدتی هم برای این موضوع ترتیب داده شده است. احمدی که مدیرعامل سازمان رفاه و خدمات اجتماعی شهرداری تهران نیز است میگوید، شهرداری به این نتیجه رسیده که برخوردهای سلبی و طرحهای ضربتی جمعآوری پاسخگوی ساماندهی به کودکان کار نیست و باید معضل کودکان کار ریشهای از بین برود. او حالا از مدلی میگوید که با مجموعهای از اقدامات سلبی و ایجابی کار کودک را از بین میبرد.
احمدی صدر گفته که طرح شهرداری با خرد جمعی از هیئتهای اندیشهورز، سمنها، خیریهها، فعالان و نخبگان حوزه کودکان، کارشناسان و سازمانهای مربوط با این ماجرا آماده شده است. او گفته که این طرح در کوتاه مدت تلفیقی از برنامههای سلبی و ایجابی است.برنامههای سلبی که احمدی از آن حرف میزند، شامل برخورد با سرشبکهها و توقیف خودروها است: «همچنین برخورد قضایی با کودکآزاران و اطلاعرسانی به کودکان در مورد جرم بودن تکدیگری در خیابان ها دیگر اقدامات سلبی است. اقدامات ایجابی هم شامل در اختیار قراردادن زیرساختهای فرهنگی، هنری و ورزشی برای کودکان کار از جمله این اقدامات است. ما مدارسی هم به نام پویاشهر داریم که نه فقط به بحث آموزش که به استعدادیابی و پرورش این کودکان هم میپردازد و باید مسیر آن به گونهای پیش برود که روزی عموم کودکان به جز کودکان کار درخواست تحصیل در چنین مراکزی را داشته باشند. همچنین در حوزه ایجابی بحث فرهنگسازی افکار عمومی از طریق رسانهها و وسایل ارتباطی نیز پیشبینی شده است.»
همکاران قرارگاه اجتماعی کودکان کار کدامند؟
احمدی البته از همکاران قرارگاه اجتماعی در حوزه کودکان کار و خیابان صحبتی به میان نیاورده است اما آنطور که علیرضا زاکانی، شهردار تهران پیشتر گفته بود، شبکه کودکان کار قرار است با محوریت بهزیستی، فراجا و مجموعه سپاه و بسیج و مجموعه کمیته شناسایی شود: «این افراد دو گروهاند، اتباع مسیر خاص خودشان را دارند که فراتر از حوزه اختیارات بهزیستی و شهرداری است. اما آنچه ناظر بر مجموعه غیراتباع است، بحث آموزش و بحث مهارتآموزی به خانواده بر گردن آنها است؛ هم طریقی که خانواده بتواند آنها را صیانت کند و هم ما بتوانیم خانواده را صیانت کنیم، چون خیلی هم به اجبار خانواده میآیند. در واقع یک کار ترکیبی طراحی شده است تا بتوانیم مانع از استثمار آنها شویم.» دبیر قرارگاه اجتماعی شهرداری تهران هم روی موضوع خانواده تاکید کرده است، آنطور که روابط عمومی شهرداری تهران به نقل از احمدی نوشته است: نگاه حاکم بر این کار جمعآوری و نگهداری کودکان کار نیست و کودک باید در آغوش خانواده باشد. پیشبینی ما این است که این طرح 18 ماه به طول انجامد و بخش زیادی از کودکان کار در صورت اجرایی شدن این طرح ساماندهی شوند. در بحث کودکان کار حمایت مالی، تحصیلی، عاطفی، معنوی، اجتماعی و حرفهآموزی از خانواده این کودکان نیز حائز اهمیت است.
مشخصات طرح کودکان کار
اما مشخصات و ابعاد طرحی که احمدی صدر از آن صحبت کرده است، هنوز آنچنان که باید روشن نیست، او گفته: این طرح دارای سه مرحله کوتاه مدت، میانمدت و بلندمدت است که در برنامه بلند مدت مواردی مثل بازنگری و تصویب قوانین لازم، برقراری عدالت اجتماعی در حوزه ساماندهی کودکان کارر، کاهش شکاف طبقاتی، کنترل مرزها جهت ساماندهی اتباع، استفاده از ظرفیتها دستگاهها در بحث ساماندهی، افزایش دسترسی مناطق حاشیهنشین به امکانات و تجهیزات مدنظر است.
سیامک زند رضوی، جامعهشناس و فعال حوزه کودک در گفتوگو با روزنامه «پیام ما» میگوید پیش از هر چیز شهرداری تهران باید اقداماتی را انجام دهد: «اینکه در کلام گفته شده از طرحهای ضربتی فاصله بگیریم و به خرد جمعی اتکا کنیم، اتفاق مثبتی است اما باید در قدم اول محتوای طرح علنی شود و کسانی که در تدوین این طرح مشارکت داشتند مشخص شوند، وقتی گفته میشود که طرح متکی بر خرد جمعی است شایسته است که تهیهکنندگان آن معرفی شوند.» او تاکید میکند: «در قدم بعدی باید این فضا فراهم شود که جامعه و سازمانهای غیردولتی این طرح را نقد بررسی کنند، سازمانهای مردم نهادی که در 40 سال گذشته در این مسیر قدم برداشتند باید به دقت ابعاد مختلف این طرح را بررسی کنند.» زند رضوی میگوید اگر سازمانهای مربوطه در این مسیر قدم برندارند و ابعاد مختلف طرح علنی نشود و قرار باشد که طرح دور از چشم جامعه اجرا شود: «به احتمال قریب یقین میتوانم بگویم، این طرح مانند طرحهای گذشته است و نتیجهای جز معلق کردن حقوق کودکان ندارد.»
طرحهای تاریخی که زند رضوی از آنها صحبت میکند، نتیجهای جز شکست نداشتهاند. مرکز پژوهشهای مجلس نیز مدتی پیش در گزارشی تاکید کرده بود که از سال 78 تاکنون تمام طرحهای جذب کودکان کار به دلایلی مانند تقلیلِ توانمندسازی کودکان کار و خیابان به مساعدت مالی، عدم پوشش انواع مختلف کودکان کار و خیابان، غلبه نگاه کوتاهمدت به توانمندسازی به جای فرایندی دیدنِ آن و عدم پوشش اتباع شکست خوردند.
اکنون پرسش این است که در دوره کنونی مدیریت شهری تهران آیا قرار است یک تجربه شکست خورده دیگر به تجربههای قبلی افزوده شود یا اینکه در طرح جدید رویکردهای خطا در فهم مسئله و طراحی راهحلها تغییر کرده است؟ پس از انتشار جزییات بیشتری از طرح، کارشناسان و فعالان حوزه اجتماعی میتوانند داوری دقیقتری از طرح به دست دهند.
مقابله فیزیکی راهکار کنترل آفتهای هیرکانی
معاون حفاظت و امور اراضی ادارهکل منابع طبیعی و آبخیزداری استان مازندران روز شنبه هفتم آبان در گفتوگویی با ایرنا اعلام کرد: « با توجه به پایشهای صورت گرفته در سال جاری هفت هزار و ۹۰۰ هکتار عرصه طبیعی آلوده به انواع آفات در غرب مازندران شناسایی شد که از این مقدار سه هزار و ۲۰۰ هکتار وضعیت بحرانی دارد و این در حالی بود که سال گذشته ۶ هزار و ۸۰۰ هکتار از عرصه طبیعی منطقه آلوده بود.» بهروز باییلاشکی از پروانه ابریشم باف ناجور به عنوان آفتی نام برد که عرصههای طبیعی منطقه چالوس و بخش کجور شهرستان نوشهر را آلوده کرده است. پروانه تخم انگشتری با ۵۰۰ هکتار در عرصههای طبیعی نوشهر، پروانه ابریشم باف ناجور با ۱۵۰ هکتار در منطقه چالوس و بخش کجور، شب پره شمشاد در حوزه نوشهر با ۶۰هکتار، پروانه سفید آمریکایی با یکصد هکتار در منطقه رویان، سوسک قهوهای برگخوار توسکا با یکصد هکتار در منطقه دالخانی رامسر و پروانه دم قهوهای با ۱۵۰ هکتار در منطقه کجور شهرستان نوشهر از دیگر آفتهایی هستند که به گفته این مقام مسئول امسال شمال ایران و جنگلهای هیرکانی را درگیر خود کردهاند. راهحل نیز از نظر معاون حفاظت و امور اراضی ادارهکل منابع طبیعی و آبخیزداری استان مازندران محلولپاشی و البته در کنار آن مقابله فیزیکی با این آفت است.
زمانی که از محلولپاشی صحبت میشود مراد همان استفاده از بیتی (BT) است که در سال جاری در حجم بالا در زاگرس با شیوع پروانه برگخوار سفید بلوط به کار رفت و انتقادهای زیادی را از سوی اساتید حوزه گیاهشناسی و حشرهشناسی به همراه داشت. از جمله آنها حسین رجایی محقق موزه تاریخ طبیعی اشتوتگارت آلمان بود که در گفتوگو با «پیام» عنوان کرده بود: «استفاده از محلولهای بیولوژیک باعث میشود جمعیت دشمنان طبیعی کاهش یابند و از طرف دیگر آفت طغیان کند. این در حالی است که این آفت یا شبپره دشمنان طبیعی زیادی در طبیعت نظیر پرندگان، موش های جونده کوچک مانند موشهای شرو دارد که حشرهخوارند. برخی گونههای سوسک، کفشدوزک، یا مورچهها، انواع و اقسام زنبورها و عنکبوتها هم جزو دسته دشمنان طبیعی این شبپرهها هستند.» او در این گفتوگو با اشاره به اینکه تعادل شکنندهای در زاگرس برقرار است، تاکید کرده بود: «مبارزه بیولوژیک دقیق و واقعی وجود دارد و درباره آن هم مطالعه شده است.
ریزمغذیها برای گیاه حکم نگهدارنده، بقا و سلامتی را دارند و با کاهش آنها، درخت ضعیف شده به راحتی طعمه آفت میشود. در حالت عادی آفتها، حشراتی هستند که در تعداد محدود از یک درخت تغذیه میکنند ولی با ضعیف شدن درخت، تعداد این حشرات به سرعت افزایش پیدا کرده و در غیاب و یا از بین رفتن مکانیزمهای دفاعی درخت، این پیام به حشرات میرسد که درخت ضعیف شده و تنازع بقا به ضرر درخت وارد عمل میشود
به عنوان مثال دکتر لطفعلیزاده عضو هیئت علمی دانشگاه تبریز یکی از سرشناسترین زنبورشناسان ایران هستند که همراه با یکی از دانشجویان خود به نام کمانگر در سال 2017 در مقالهای اختلالات دشمنان طبیعی را ارزیابی کردند. بر اساس این پژوهش دو گونه زنبور تا 66 درصد جمعیت شبپره را میتوانند کنترل کنند، بدون اینکه به گونههای دیگر صدمه بزنند. با این حال طبعا در این شیوه برخلاف مبارزههای بیولوژیکی و شیمیایی نمیتوان بودجه کلان اختصاص داد. متاسفانه کسانی که متولی امور هستند کوچکترین وقعی به پژوهشهای انجام داده شده نمیدهند. تلخ است اظهارنظر کردن وقتی کسی به حرف پژوهشگر گوش نمیدهد.»
حال به نظر میرسد در هیرکانی هم راهحل بهره گیری از محلولپاشی در اولویت قرار داشته و اجرای عملیات مکانیکی شامل هرس و جمعآوری لانههای لارو در گام دوم به کار گرفته شده است. این در حالی است که به گفته علیرضا نادری پروانهشناس و اکولوژیست در جنگلهای هیرکانی تنوع بالایی از نظر پولک بالان که به آنها شاپرک یا بید میگوییم وجود دارد و محلولپاشی میتواند به انواع بیدها آسیب بزند.
چنانچه صعبالعبور بودن مانعی برای جمعآوری فیزیکی آفت باشد، همین موضوع درباره محلولپاشی نیز صدق میکند. چطور کسی که قادر نیست برای جمعآوری لارو برود، میتواند سمپاش را در کوله خود بگذارد و از درختی برای محلولپاشی در منطقه صعبالعبور بالا برود و یا شیبها را با این وضعیت طی کند
او در گفتوگو با «پیام ما» با اشاره به اینکه چنانچه محلولپاشی علمی انجام شود و کانونکوبی مدنظر قرار بگیرد ممکن است موثر باشد، میافزاید: با این حال این گزینه در اولویت نیست و اغلب به واسطه مسائل بودجهای در اولویت تصمیمگیران قرار میگیرد.
جمع کردن شفیرهها و لاروهایی که به شکل توده روی گیاه هستند، آیا کاری است که به شکل فیزیکی به راحتی قابل انجام باشد؟ نادری معتقد است لاروها به شکل واضح قابل دیدن هستند و چنانچه فردی پنس بلند داشته باشد به راحتی میتواند تا روزی هزار لارو را جمعآوری کند. حال اگر 100 نفر به طور همزمان این کار را انجام دهند بخش بزرگی از جنگل پاکسازی میشود در عین اینکه برخلاف محلولپاشی هیچ ضرری هم ندارد.
یکی از استدلالهایی که مسئولان برای عدم استفاده از محلولپاشی عنوان میکنند این است که برداشت مکانیکی در مناطق صعبالعبور دشوار است، این گزاره از نظر نادری کاملا نادرست است. او در این باره توضیح میدهد: چنانچه صعبالعبور بودن مانعی برای جمعآوری فیزیکی آفت باشد، همین موضوع درباره محلولپاشی نیز صدق میکند. چطور کسی که قادر نیست برای جمعآوری لارو برود، میتواند سمپاش را در کوله خود بگذارد و از درختی برای محلولپاشی در منطقه صعبالعبور بالا برود و یا شیبها را با این وضعیت طی کند.
او تاکید میکند: جمعآوری فیزیکی در مناطق صعبالعبور از محلولپاشی گزینه راحتتری است و میتوان مناطق کانونی را پاکسازی کرد. خوشبختانه با شروع بارشها این مشکلات برطرف میشوند و شاهد طغیان آفت نخواهیم بود.
چه عاملی سبب شده تا ما در زاگرس و هیرکانی شاهد طغیان آفت باشیم؟ این پروانهشناس و اکولوژیست میگوید: تغییرات آب و هوایی و تغییر اقلیم باعث ضعیف شدن درختان شده است. پژوهشگران معتقدند کم شدن آب باعث کاهش دریافت ریزمغذی به درختان میشود و همین امر آنها را ضعیف می کند.
به گفته نادری ریزمغذیها برای گیاه حکم نگهدارنده، بقا و سلامتی را دارند و با کاهش آنها، درخت ضعیف شده به راحتی طعمه آفت میشود. در حالت عادی آفتها، حشراتی هستند که در تعداد محدود از یک درخت تغذیه میکنند ولی با ضعیف شدن درخت، تعداد این حشرات به سرعت افزایش پیدا کرده و در غیاب و یا از بین رفتن مکانیزمهای دفاعی درخت، این پیام به حشرات میرسد که درخت ضعیف شده و تنازع بقا به ضرر درخت وارد عمل میشود.
در نوار جنوبی خزر و در کوهستان البرز انواع و اقسام آفتها به جان جنگلهای هیرکانی افتاده است، در سالی که باران کالایی است کمیاب و همین امر زنگ خطر بحران را به صدا درآورده است، درختان هیرکانی که بسیاری از آنها بومی ایران هستند و در هیچ جای دیگر جهان یافت نمیشوند، زیر فشار انواع و اقسام تهدیدها از جمله چرای بیرویه، جنگلتراشی، آفتها و … قرار دارند. محلولپاشی گرچه از نظر کارشناسان آخرین راهحل است، اما به عنوان اولویت در دستور کار قرار گرفته همین امر تنوع زیستی و گونهای در این منطقه را تحتالشعاع خود قرار داده است. باید منتظر ماند و دید بودجهای که به استفاده از BT اختصاص پیدا میکند صرف مقابله فیزیکی میشود یا خیر.
بیش از یک ماه از محدود شدن و قطع اینترنت در کشور میگذرد. اینستاگرام و واتساپ فیلتر شدند و عملا بخش مهمی از ارتباط میان مردم با فیلترینگ مختل شد. این میان علاوه بر ضرری که اختلالات اینترنت برای بسیاری از صاحبان کسب و کارها رقم زده، آنچه از نظر دور مانده، سرنوشت صاحبان کسب و کارهای کوچک و محلی و همینطور هنرمندان صنایع دستی است.
از سال 2010 که برای نخستین بار پلتفرم اینستاگرام به دنیای مجازی معرفی شد تاکنون شاهد تاثیر عمیقی در نوع نگاه و عملکرد مردم جهان هستیم. انگار دنیا در قاب ساده گوشی همراه و یک پلتفرم خلاصه شد که با هر بار لمس صفحه آن تصاویری از زندگی روزمره کاربران تا جدیدترین اخبار که شاید از مدت زمان رویداد برخی از آنها ساعتی نگذشته بود پیش چشمان مخاطب آشکار میشود. تنوع پستها بسیار زیاد است و وقت بسیاری نیز از مخاطب خواهد گرفت.
در دنیای امروز، رسانههای اجتماعی کار بازاریابی و اطلاعرسانی را آسان کردهاند. بسیاری از ما روزانه مدت زمان زیادی در تاکسی، مترو، اتوبوس و قطار، در منزل موقع استراحت یا مهمانی و حتی در صف نانوایی گوشی به دست در حال مرور پستها و استوریهای سایر کاربران فضای مجازی هستیم. در میان تمامی پلتفرمها و شبکههای اجتماعی موجود بدون تردید اینستاگرام پرمخاطبترین رسانه اجتماعی است که کاربران با طیفها و سلایق متنوع در آن فعالیت میکنند. آمارها نشان میدهد تا سپتامبر 2022 اینستاگرام با 89.36 درصد مقام نخست را در میان رسانههای جمعی به خود اختصاص داده است. این رقم معادل 24 میلیون کاربر در گزارش منتشر شده از سوی «فارس نیوز» در هفتم تیرماه سال جاری است. این فضای پرمخاطب بستر خوبی برای تبلیغات کسب و کارهای کوچک، صنایع دستی و نیز محلی است.
«سُپبافی» را شاید دغدغهمندان و دوستداران میراث فرهنگی بیشتر بشناسند؛ شاخهای از حصیربافی که صنایع دستی روستای چاهنهر در لارستان است. این سبدها با دستان هنرمند سه نفر از سالمندان این روستا بافته میشود و تنها محل کسب درآمدشان است. حالا با قطعی اینترنت، دست سپبافان هم خالی مانده است
صاحبان بسیاری از این کسب و کارها و صنایع به این دلیل که با منابع محدود مالی مواجه هستند نمیتوانند به سمت ابزارهای گران تبلیغات بروند. تبلیغ کسب و کارشان روی بیلبوردهای عظیم شهر که در نقاط پر رفت و آمد با فونت درشت قرار داشته باشند یا روی بدنه اتوبوسهای حمل و نقل درون شهری جایی ندارد. اینستاگرام ابرازی کمهزینهتر و نوینتر بود تا کسب و کارهای خانگی و صنایع دستی و کوچکی که گاهی در روستا نیز بودند به راحتی بازار خود را در شهرهای دیگر بیابند و به پویایی اقتصاد نیز کمک کنند. خریدار نیز میتوانست تنها با دیدن تصویر کالا و گپ مختصری در واتساپ با فروشنده محصول را بدون صرف وقت در ترافیک و هزینه بالا خریداری کند. هرچند که کیفیت محصول در تصاویر منتشر شده چندان مشخص نبود اما همان اعتمادی که میان خریدار و فروشنده شکل میگرفت خود حکایتی دیگر بود.
قزوین: یک ضربه دیگر پس از کرونا
هنوز مدت زیادی از دوره شیوع بیماری کرونا در جهان نگذشته است؛ بحرانی که جهان امروز ما را به چالش جدی کشید، دورههای طولانی قرنطینه به مشاغل بسیاری که راه خروج از بحران را در اینترنتی کردن کسب و کارشان دیده بودند، ضربه زد. اینستاگرام امکان دیگری بود تا در چنان شرایط دشواری دوام بیاورند. به گواه ساره، یکی از تولیدکنندگان سفال در قزوین که هفت سال است در این حوزه فعالیت میکند، دوره رکود ناشی از کرونا با تمرکز روی تولید محتوا در فضای مجازی و خصوصا اینستاگرام برای جذب مخاطب و گرفتن سفارشات اینترنتی سپری شد. اکنون اختلالات اینترنت در یک ماه اخیر باعث شده این هنرمند حوزه صنایع دستی آسیب ببیند. ساره میگوید: «با از دست دادن فضای مجازی خیلی از امکانات را از دست دادیم. الان به جز من خیلی آدمها هستند که از طریق اینستاگرام در حال کارکردن هستند؛ کارهای خرد، کارهایی که ابعاد وسیعی ندارد. از یک طرف این فضاها بسته شد و ما امید داشتیم که درست شود اما نشد. حالا باید دوباره به فکر روش دیگری باشیم.» او که صرفا یک کارگاه استیجاری دارد و مغازهای برای فروش در اختیارش نیست ادامه میدهد: «ما فضای فیزیکی نداریم. اگر این فضا را داشته باشیم، شاید اینقدر ضربه نخوریم. هرچند حتی کسی که مغازهای برای فروش داشته باشد هم تحت تاثیر قرار گرفته چون مردم اشتیاقی برای خرید کارهای صنایع دستی و هنری و بهنوعی غیرضروری ندارند و از طرف دیگر، از نظر اقتصادی دیگر خرید اینطور کالاها در توانشان نیست. همه چیز در هم تنیده است و به هم مرتبط است. خود ما در حال دودوتا چهارتا هستیم که چه چیزی بخریم و چیز غیرضروری نخریم و کار ما، در شرایط اقتصادی فعلی، غیرضروری به شمار میآید. این روند به ما آسیب میزند و اگر ادامه پیدا کند امثال ما شاید مجبور شویم تعطیل کنیم. چون فضایی را به عنوان کارگاه اجاره کردهایم یا حتی شاید کسی مغازهای اجاره کرده باشد و درآمد نداریم.»
این هنرمند که در حوزه گردشگری نیز فعال است، ادامه میدهد: «صنایع دستی با گردشگری در ارتباط است. وقتی گردشگری تعطیل شود، از طرف دیگر فروش صنایع دستی نیز خیلی پایین میآید. بخش زیادی از فروش صنایع دستی از طریق گردشگری است، مخصوصا در شهرهای کوچکی مانند قزوین. وقتی چنین شرایطی (قطعی اینترنت در واکنش به اعتراضات مردمی) پیش میآید ما ضربه میخوریم.» او با گلایه میگوید: «از طرفی در فضای مجازی بخواهی پستی (پست کاری) به اشتراک بگذاری به تو حمله میکنند. در صورتی که مگر مغازه در خیابان بسته است؟ مگر شما خودتان سرکار نمیروید؟ این خیلی بی معنی است که دیگران چنین انتظاراتی دارند.»
این هنرمند و صنعتگر صنایع دستی قزوینی همچنین گلایه دارد از اینکه نمیتواند در سرای سعدالسلطنه حجرهای برای عرضه کارهایش اجاره کند: «در فضای سعدالسلطنه تعداد خیلی کمی هنرمند حوزه صنایع دستی حجره دارند و برخی از کسانی که در آنجا حجرهای دارند اغلب یا واسطه هستند یا آنچه میفروشند صنایع دستی اصیل نیست.» این موضوع خود مجال دیگری میخواهد.
دامغان: نگاه میکنند و نمیخرند
در شهرستان دامغان تیم صنایع دستی متشکل از 30 نفر از زنان هنرمند حوزههای مختلف سفال برجسته، چرمدوزی، عروسکدوزی، حولهبافی و… مشغول به کار هستند که یک سال پیش فعالیتشان را در کنار یکدیگر آغاز کردند. بیشترشان کسانی بودند که تا پیش از تشکیل گروه از رونق کارشان ناامید شده بودند و حتی یکی از آنها قصد داشته ابزار کارش را بفروشد. زنان شاغل در این گروه یا در خانه کار میکنند یا کارگاه دارند و سایرین در ساختمانی مستقر شدهاند. امیدشان به نمایشگاهها و اجرای ایدههای تخصصی بود که بتوانند با کمک آنها به کسب و کارشان رونق دهند. الهه که این گروه را تشکیل داده خود از مشکلاتشان میگوید؛ از اینکه در هر نمایشگاه بهسختی از شهرداری سالنی گرفتهاند بدون هیچ گونه میز و صندلی برای نمایش محصولات و اینکه همواره تلاش کرده تا هزینهای از جیب اعضای گروه صنایع دستیاش پرداخت نشود اما به قول خودش «مردم انگار دل و دماغ خرید کردن هم ندارند. خانمی که در نمایشگاه قبلی 11 میلیون فروش داشت در نمایشگاه اخیر 70 هزار تومان فروش داشته». او میگوید مردم بعد از گذر از دوره کرونا نسبت به خرید صنایع دستی حس خوبی داشتند اما از نمایشگاه اخیر استقبالی نکردند: «در این نمایشگاه وقتی با مردم صحبت میکردیم و میپرسیدیم چرا فقط نگاه میکنید و خرید نمیکنید؟ جواب میشنیدیم که ای بابا، ای خانم، همه چیز روی هواست، معلوم نیست چه اتفاقی برای خودمان میافتد، خریدن یا نخریدن وقتی که هیچ چیزی در آینده مشخص نیست، چه فرقی میکند؟» این هنرمند دامغانی نیز از مسئولان استانی و فرمانداری گلایه دارد که در زمان تهیه هدیههای سالانه ارگانها به جای هدیه دادن صنایع دستی بومی، از شهرهای دیگر خرید میکنند و حمایتی ندارند. «سازمان میراث فرهنگی نیز انگار کار مجانی از صنعتگران میخواهد. چند وقت پیش همایشی داشتیم و من سفارش کار (از سوی سازمان میراث) داشتم، از همان آغاز به من گفتند ما به تو پولی نمیدهیم ولی برند تو را معرفی میکنیم. وقتی پولی توی جیب من نیست، معرفی برند به چه درد من میخورد؟» از سوی دیگر قیمت مواد اولیه تولیدکنندگان صنایع دستی گرانتر شده است که خود مشکل دیگری بر مشکلاتشان افزوده است. از سوی دیگر مردم در زمان برپایی نمایشگاهها فکر میکنند باید قیمتها پایینتر از روزهای عادی باشد.
گناباد: مجبور به تعدیل نیرو شدیم
مرتضی، کارآفرین دیگری است که در شهر گناباد سفال و سرامیک تولید میکند. سفال از مهمترین هنرهای دستی این شهر است و اینطور که مرتضی میگوید فعالیت او هم با فیلتر شدن اینستاگرام و اختلالات اینترنت به مشکل خورده است. «با 15 نیرو که 13 نفر از آنها خانم هستند در بلاتکلیفی یک ماه اخیر مجبور به تعدیل نیرو شدیم.» به گفته این کارآفرین که تا پیش از این محصولاتش را در اینستاگرام عرضه میکرد، بالغ بر 70 میلیون خسارت در نتیجه این شرایط به آنها وارد شده است.
لارستان: سُپبافان دست خالی ماندند
پس از این به سراغ کسب و کار دیگری رفتیم که محصولات بومی اعم از خوراکیها و صنایع دستی جنوب فارس را در یکی از محلات تاریخی تهران عرضه میکند. او از روزهای شیوع کرونا میگوید که کار را در یکی از محلات تاریخی در تهران بدون هیچ حمایتی آغاز کردند. صاحب فروشگاه پروند میگوید از شرایط پیش آمده در زمینه خوراکیهای بومی چندان آسیب ندیدهاند اما در زمینه صنایع دستی چرا. «سُپبافی» را شاید دغدغهمندان و دوستداران میراث فرهنگی بیشتر بشناسند؛ شاخهای از حصیربافی که صنایع دستی روستای چاهنهر در لارستان است. این سبدها با دستان هنرمند سه نفر از سالمندان این روستا بافته میشود و تنها محل کسب درآمدشان است. حالا با قطعی اینترنت، دست سپبافان هم خالی مانده است. صنایع دستی که احیا شده بود، سبدهای حصیری سپ، به وسیله این فروشگاه در تهران بازار خود را پیدا کرد و چه بسا از طریق صفحه اینستاگرام این فروشگاه به خانه خیلی از ایرانیها در شهرهای دیگر نیز رفته باشد. صاحب فروشگاه میگوید اینستاگرام کمک بیشتری برای فروش حضوری بود. ساعت حضور در محل فروشگاه از آن طریق به مشتریان اعلام میشد، تبلیغات کالا از این طریق انجام میگرفت و اگر اجناس فروشی تمام شده یا به تازگی شارژ شده بودند در همین صفحه اعلام میشد.
حالا دسترسی به چنین فضایی مختل شده است. خبرها از فیلترینگ دائمی این پلتفرم حکایت میکند اما بسیاری از صنعتگران و هنرمندان حوزه فروش محصولات محلی و صنایع دستی در شهرهای دیگر منتظرند تا شاید یک نفر صدایشان را بشنود و بداند که چه فشاری به شانههای آنها وارد میشود. بدانند که گفتن اینکه کسب و کارها باید خودشان به چنین روزهایی فکر میکردند، مصداق همان مثل معروف بیخبری سواره از پیاده است و نه تنها مشکلی را حل نمیکند بلکه تنشهای اجتماعی بیشتر دامن میزند.
توصیههای ضربتی برای کاهش آلودگی هوا
|پیام ما| پیشبینی کارشناسان از احتمال افزایش آلودگی هوا در تهران و سایر کلانشهرها در نیمه دوم سال حکایت دارد. در این شرایط وزیر کشور در نامهای به استانداران سراسر کشور شماری از راه حلهای مقطعی عبور از بحران تشدید آلودگی در فصل سرد سال را برشمرده است. محسن منصوری، استاندار تهران یکی از مسئولانی است که پیش از این در حاشیه جلسه کارگروه کاهش آلودگی هوا در گفته بود: از اواسط پاییز تا اواخر زمستان با تشدید پدیده آلودگی هوا و افزایش آلایندگی مواجه هستیم که البته پدیدههای طبیعی همچون گرد و غبار نیز روی این موضوع تاثیرگذار است. حالا احمد وحیدی در نامهای به استانداران بر انجام اقداماتی همچون جلوگیری از مصرف نفت کوره در نیروگاهها، جلوگیری از تردد خودروهای فاقد معاینه فنی و نظارت بر توزیع سوخت بنزین، نفت و گاز استاندارد در جایگاه های سوخت تاکید کرد.
به گزارش مهر، وحیدی با اشاره به نامه معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست در تاریخ ۲۸ شهریور ۱۴۰۱ و نیز نامه معاون عمران و توسعه امور شهری و روستایی این وزارتخانه در تاریخ ۳ مهر ۱۴۰۱ درباره انجام اقدامات لازم برای کاهش آلودگی هوا با عنایت به فرارسیدن فصول سرد سال و لزوم پیشگیری جدی از افزایش آلایندههای جوی، بر اجرای اقداماتی مانند تشکیل کارگروه کاهش آلودگی هوای استان، رفع نواقص و آمادهسازی ایستگاههای سنجش کیفیت هوا جهت ارائه دادههای مستمر و برخط، نظارت دقیق بر مراکز بازیافت و اسقاط خودرو در استان، پیگیری اجرای معاینه فنی موتورخانهها و سامانههای احتراقی با اولویت ساختمانهای دولتی، مراکز اداری و مجتمعهای تجاری، تدوین برنامه ویژه پایش و تشدید نظارت و تقویت پایش واحدهای آلاینده هوا، پایش سوخت وفق دستورالعمل ابلاغی و تشکیل به موقع کارگروه مواقع اضطرار آلودگی هوا تاکید کرد.
او در بخش دیگری از این نامه، انجام اقداماتی چون جلوگیری از مصرف نفت کوره در نیروگاهها و صنایع داخل به ویژه پیرامون کلانشهرها، کنترل و نظارت مستمر بر مراکز معاینه فنی، تاکید بر نظارت پلیس راهور استان برای جلوگیری از تردد خودروهای فاقد معاینه فنی، دودزا و کاربراتوری و برنامهریزی برای کاهش میزان کارکرد درجای کامیونها و اتوبوسهای مستقر در پایانههای حمل بار و مسافر را مورد تاکید قرار داده است.
وزیر کشور همچنین ممنوعیت انجام فعالیتهای عمرانی در حاشیه و مجاورت شهرها و همسو با بادهای غالب که منجر به تولید ذرات معلق میشود، تشکیل به موقع جلسات کارگروه شرایط اضطرار آلودگی هوا و نظارت دقیق بر اجرای مصوبات آن، نظارت بر توزیع سوخت بنزین و نفت و گاز استاندارد در چایگاههای سوخت شهری و به ویژه کلانشهرها و نیز تسریع در اجرای طرح کهاب در جایگاههای بنزین، انبارهای نفتی و کامیونهای حامل سوخت در استان را ضروری دانست.
وحیدی در ادامه خواستار برگزاری جلسات کارگروه آلودگی هوا در غیر از مواقع اضطرار آلودگی هوا، اعمال نظارت وزارت کشور از طریق استانداران بر دستگاههای مسئول در اجرای قانون هوای پاک و پایش دقیقتر از عملکرد استان و اقدامات بایسته با متخلفین در صورت مشاهده تعلل یا قصور احتمالی در حصول نتایج مورد انتظار شد.
موارد مورد اشاره در نامه وزیر کشور هر چند جملگی همان مواردی است که سالهاست کارشناسان بر لزوم رعایت آن تاکید میکنند اما روشن نیست با توجه به لزوم همکاری میان دستگاه های اجرایی مفاد این نامه تا چه اندازه ضمانت اجرایی دارد.
برآورد میشود که در سال 1401 حدود 15 درصد از جمعیت 85 میلیونی ایران حاشیهنشین شهرهای بزرگ باشند (حدود 12.7 میلیون نفر). بزرگترین جمعیت حاشیهنشین مربوط به شهر و استان تهران است.
استان تهران، با جمعیتی بالغ بر 13.5 میلیون نفر، بزرگترین استان ایران است و ۳۰ درصد صنایع، ۳۶ درصد از کارخانجات بزرگ، ۴۰ درصد بازار مصرف کل کشور، ۴۰ درصد صنایع غذایی، ۲۰ درصد جمعیت کشور را در خود جای داده است. مرکز آمار ایران روز اول خرداد 1401، اعلام کرد که تهران با ۹ میلیون نفر، مشهد با 3.6 میلیون نفر و اصفهان با 2.2 میلیون نفر پرجمعیتترین شهرستانهای ایران در سال ۱۴۰۰ به شمار میروند. برآورد میشود که جمعیت حاشیهنشین در این سه شهر بهترتیب دو میلیون، 500 هزار و 300 هزار نفر باشد. از سوی دیگر سازمان مدیریت و برنامهریزی استان تهران در مهر 1400 اعلام کرد که ۳۱ درصد مردم تهران در سکونتگاههای غیررسمی، مناطق حاشیهای شهرها و بافتهای «ناکارآمد» زندگی میکنند. به عبارتی دیگر بیش از چهار میلیون نفر از مردم استان تهران در بافت حاشیهنشین، ناپایدار و ناکارآمد زندگی میکنند.
از آنجایی که ما با آیندهای با خطرات افزایشیافته روبهرو هستیم، مواجهه با واقعیت کسانی که بار تغییر اقلیم را به دوش میکشند بسیار مهم است. این یک بیعدالتی است: کسانی که در فقر زندگی میکنند، با وجود اینکه کمترین مسئولیت را در وقوع این بحران دارند، بیشترین آسیب را از تغییر اقلیم میبینند
حاشیهنشینی با فقر همراه است. علت اصلی مهاجرت، خشکسالی، نبود آب و از بین رفتن فرصت کار در روستاها و جابهجایی نیروی کار مناطق روستایی است که با کاهش سطح زندگی و رفاه این گروه در زادگاه خود انگیزهای قوی برای مهاجرت پدید میآورند. حاشیهنشینی به سبب ایجاد فقر و گسترش آن و همچنین مجاورت حاشیهنشینها با محیط شهری میتواند گسترش ناامنی را برای شهرها در پی داشته باشد و تهدیدی جدی برای پایداری و انسجام جامعه شهری تلقی شود.
فقر یک متغیر مهم مرتبط با آسیبپذیری است، زیرا افراد فقیر و بیزمین مجبور میشوند در زمینهای ناامن (مانند دشتهای سیلزده یا دامنههای ناپایدار) مستقر شوند تا به مراکز اقتصادی که دارای مشاغل، مدارس خوب و امکانات بهداشتی است، نزدیکتر باشند. افزایش آگاهی فقرا در مورد مخاطرات (مثلاً سیل یا زمینلغزش) کافی نیست، زیرا آنها با مبارزه روزانه بزرگتری برای کسب درآمد و دسترسی ارزانتر به خدمات بهداشتی و آموزشی روبهرو هستند. با افزایش جمعیت محلههای فقیرنشین، هر خطری بهطور بالقوه میتواند صدها خانواده فقیر را در یک زمان تحت اثر قرار دهد و منجر به یک وضعیت سانحهآمیز یا به دلیل مرگ یا اختلال اقتصادی یا هر دو شود.
با افزایش دمای سطح زمین، احتمال خشکسالیهای بیشتر و افزایش شدت توفانها وجود خواهد داشت که با خشکسالی وسیع در سالهای اخیر به توفان گرد و غبار میانجامد. تغییر اقلیم جهانی، مخاطرات اقلیمی و خطر سوانح شدید اقلیمی را تشدید میکند. افزایش دمای هوا و آب منجر به بالا آمدن سطح دریاها، توفانهای شدید و سرعت باد بیشتر، خشکسالیهای شدیدتر و طولانیتر و فصول آتشسوزی، بارش شدیدتر و سیل میشود. در این مورد، شواهد بسیار زیاد و نتایج ویرانگر است.
برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد تخمین میزند که انطباق با تغییر اقلیم و مقابله با خسارات، 140 تا 300 میلیارد دلار در سال تا سال 2030 برای کشورهای در حال توسعه هزینه دارد. در مارس 2019، توفان «آیدا» جان بیش از هزار نفر را در سراسر زیمبابوه، مالاوی و موزامبیک در جنوب آفریقا گرفت و میلیونها نفر دیگر را که بدون غذا یا خدمات اولیه بودند، آواره کرد. همچنین زمینلغزشهای مرگبار، خانهها را مدفون کرد و زمینها، محصولات کشاورزی و زیرساختها را ویران کرد. توفان «کنت» تنها شش هفته بعد وارد شد و شمال موزامبیک را درنوردید و به مناطقی خسارت زد که از زمان ماهوارهها هیچ توفان استوایی در آن مشاهده نشده بود.
شروع سال 2020، استرالیا را در بدترین فصل آتشسوزیهای جنگلی خود قرار داد؛ پس از گرمترین سال ثبت شدهاش که خاک را به شدت خشک کرده بود. این آتشسوزیها بیش از 10 میلیون هکتار را سوزاند، حداقل 28 نفر را کشته، کل آبادیهای آن پهنه را با خاک یکسان کرد، خانههای هزاران خانواده را ویران کرد و میلیونها نفر را تحت اثر مهدود خطرناک قرار داد. بیش از یک میلیارد حیوان کشته شدهاند و برخی از گونهها و اکوسیستمها ممکن است هرگز احیا نشوند.
سوانح شدید آب و هوایی بر همه کشورها، اعم از ثروتمند و فقیر تأثیر میگذارد. اما از آنجایی که ما با آیندهای با خطرات افزایشیافته روبهرو هستیم، مواجهه با واقعیت کسانی که بار تغییر اقلیم را به دوش میکشند بسیار مهم است. این یک بیعدالتی است: کسانی که در فقر زندگی میکنند، با وجود اینکه کمترین مسئولیت را در وقوع این بحران دارند، بیشترین آسیب را از تغییر اقلیم میبینند.
تغییر اقلیم مردم را مجبور به ترک خانههایشان میکند، فقر بیشتری را به فقرا تحمیل میکند و گرسنگی را افزایش میدهد. مردم کشورهای فقیرتر حداقل چهار برابر بیشتر از مردم کشورهای ثروتمند به دلیل پدیدههای شدید آب و هوایی آواره میشوند. جهان با رقابت با زمان برای کاهش انتشار گازهای گلخانهای و کمک به آسیبپذیرترین افراد برای مقابله با اثرهای تغییر اقلیم که امروزه با آن مواجه بوده و در سالهای آینده تشدید خواهد شد، دست به گریبان است.
روند گرم شدن منجر به افزایش تعداد رویدادهای گرمایی شدید شده است. تغییر اقلیم به بدتر شدن و تشدید اثرهای رویدادهای گرمای شدید، با امواج گرمای طولانیتر، روزهای گرمای شدیدتر و دمای بالاتر از رکوردهای تاریخی ادامه خواهد داد. افزایش خطر سیل ناگهانی به دلیل پتانسیل افزایش شدت رویدادهای بارندگی کوتاهمدت، بهویژه برای محیطهای شهری که رطوبت خاک کمتر جذب میشود –و گاه اصلا جذب نمیشود– و تقریبا تمام بارندگی به رواناب تبدیل میشود، امکانپذیر است. این موضوع هنگامی که با افزایش سطح دریا همراه شود، با افزایش شدت بارندگی، نشان میدهد که در آینده احتمال ریسک سیلاب برای بسیاری مناطق از نظر فراوانی و بزرگی افزایش مییابد.
انتشار متان را نمیتوان حاشا کرد
یک هفته پس از انتشار گزارش ناسا درباره مشاهده یک توده ابر ساطعکننده متان در جنوب تهران، معاون دفتر مدیریت پسماند سازمان حفاظت محیط زیست گفت: «مراکز دفن قدیمی بهطور قطع قابلیت دفع گاز متان را دارند و نمیتوان این موضوع را حاشا کرد.» ناسا در این گزارش این ستون گازی را یکی از ۵۰ توده بزرگ شناسایی شده در جهان معرفی کرده و آن را به یک مرکز دفن زباله مرتبط دانسته بود اما شهرداری در نخستین واکنش، تشکیل ابر متان بر اثر انباشت زباله در آرادکوه را تکذیب کرده و گفته بود که هنوز گزارش مکتوبی به این سازمان نرسیده است. در همین حال دیروز مدیر مجتمع پردازش و بازیافت زباله آرادکوه هم در واکنشی دیگر گفت که این ابر غولآسای گاز متان بر فراز آسمان جنوب تهران، خطری برای شهروندان ندارد.
جوهرچی: شاید تنها آرادکوه باعث این اتفاق نباشد بلکه گاوداریهای عمده در منطقه میتواند مزید بر علت شده باشند
پیام جوهرچی، معاون دفتر مدیریت پسماند سازمان حفاظت محیط زیست با اشاره به گزارش ناسا درباره سایت آرادکوه که پیش از این هم خبرساز بوده است، گفت: «مکانیابی جدید این سایت باید در اولویت قرار بگیرد.»
او به ایسنا توضیح داد: «مراکز دفن قدیمی بهطور قطع قابلیت دفع گاز متان را دارند و نمیتوان این موضوع را حاشا کرد. در کشورهای پیشرفته برای طراحی محل دفن پسماند استحصال گاز دارند تا بهعنوان یک منبع انرژی از آن در نیروگاهها استفاده کنند.»
او افزود: «ما از دو سال گذشته دستور کار طراحی محل دفن زباله را به این شیوه ابلاغ کردیم که باید محل دفنهای زباله جدید و براساس ضوابط و دستورالعمل ابلاغی سازمان محیط زیست ساخته شوند. به عبارتی لولهگذاریهایی برای خروج گاز متان و استحصال انرژی از متان صورت بگیرد. اگر این کار انجام شود چنین مواردی رخ نمیدهد.»
جوهرچی عنوان کرد: «محل دفن زبالههای ما قدیمی هستند، بهطوری که ۶۰ تا ۷۰ سال از زمان احداث آنها گذشته است و تاسیسات لازم برای استحصال گاز از آنها وجود ندارد.»
او همچنین حجم بالای گاز مشاهده شده توسط ناسا بر فراز سایت آرادکوه را مشکوک دانست و اضافه کرد: «شاید عکس در لحظهای که باد غالب بهصورت عمودی وزیده، گرفته شده باشد چرا که در بیشتر مواقع باد افقی میوزد. از سوی دیگر شاید تنها آرادکوه باعث این اتفاق نباشد بلکه گاوداریهای عمده در منطقه میتواند مزید بر علت شده باشند.»
کارت ضابط قضایی برای فرماندهان بسیج محلات
فرماندهان بسیج محلات ضابطان قضایی میشوند. تصمیمی که البته از پشتوانه قانونی برخوردار است و قانون آیین دادرسی کیفری برای نیروهای بسیج نیز این امکان در نظر گرفته تا در صورت گذراندن آموزشهای لازم و دریافت مجوز، صرفاً در حدود صلاحیتی که قانون برای آنها تعیین کرده، بهعنوان ضابط خاص قضایی فعالیت کنند و حالا با امضای یک تفاهمنامه در آینده عملی میشود. پیش از نیمروز نخستین روز هفته جاری، تفاهمنامهای سهجانبه به امضای رئیس ستاد امر به معروف و نهی از منکر، فرمانده سازمان بسیج مستضعفین و معاون اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم قوه قضاییه رسیده و چنانکه پیداست همین یک تفاهمنامه و امضای سه شخصیت حقوقی پای آن کافی است تا تمامی فرماندهان بسیج در محلات سراسر کشور صاحب کارت ضابط قضایی شوند. کارتی با نشان رسمی قوه قضاییه که به این بسیجیان اجازه میدهد در قامت ضابط قضایی وارد عمل شده و بنابر آنچه قانون برای آنان تعیین کرده، درخصوص مسائلی مانند کشف جرم، شناسایی، جلوگیری از مخفی شدن و فرار متهم، حفظ ادله و آثار جرم و حتی بازداشت مجرمان و متهمان و در نهایت ابلاغ و اجرای احکام قضایی دست به کار شوند.
ابتدای هفته جاری، وقتی خبر برگزاری مراسم رونمایی از تفاهمنامه سهجانبه میان ستاد امر به معروف و نهی از منکر، قوه قضاییه و سازمان بسیج مستضعفان از سوی ادارهکل روابط عمومی و امور بینالملل ستاد امر به معروف و نهی از منکر منتشر شد، بدون اشاره روشن و مشخص به فعالیت فرماندهان بسیج محلات در قامت ضابط قضایی، صرفاً از «برگزاری دورههای آموزشی ویژه ضابطان امر به معروف و نهی از منکر، نیازسنجی و تهیه متون آموزشی مورد نیاز، سطحبندی دورههای آموزشی، شناسایی و سازماندهی آموزشی ضابطان، صدور گواهیهای آموزشی، انجام ارزیابیهای آموزشی، سازماندهی و اعزام استادان، صدور کارت ویژه ضابطان امر به معروف و نهی از منکر و تشکیل بانک اطلاعات» بهعنوان محورهای تفاهمنامه اعلام شد.
سخنگوی ستاد امر به معروف و نهی از منکر: این تفاهمنامه در سه صفحه برای استفاده از ظرفیتهای مردمی امضا شده است. بسیج یک ظرفیت بینظیر مردمی است که قرار است از آن در حوزه فرهنگسازی، امر به معروف و نهی از منکر، ترویج معروفات و مقابله با منکرات استفاده شود. نیاز است که ستاد امر به معروف از این ظرفیت بزرگ مردمی و شبکهسازی بسیج در راستای اهدافی که دارد، استفاده کند
حال اما سخنگوی این ستاد، آنچه را که پیشتر با تعبیر نهچندان روشن «ضابط امر به معروف و نهی از منکر» مورد اشاره قرار گرفته بود، مشخصاً «ضابط قضایی» خوانده تا در آینده نزدیک شاهد آن باشیم که فرماندهان بسیج محلات بهعنوان ضابط یا همان «پلیس قضایی» وارد عمل شوند. شرایطی که سردار غلامرضا سلیمانی در قامت رئیس سازمان بسیج مستضعفین، آن را «افتخار بسیجیان» خوانده و از بهرهگیری از «تمام ظرفیتهای بسیج» برای تحقق این مهم خبر داده است. چه آنکه او معتقد است «بسیج در بحث پیشگیری از آسیبهای اجتماعی ظرفیت فوقالعادهای دارد» و این نهاد علاوه بر آنچه در خصوص فعالیت در قامت «ضابط یا پلیس قضایی» گفتیم، خواهان ورود به «بحث کاهش ورودی پروندهها به قوه قضاییه» نیز است. خواستهای که سردار سلیمانی برای تحققش بهدنبال اجرای طرحی است با عنوان «هر مسجد، یک حقوقدان»!
کمتر از 48 ساعت پس از انتشار خبر امضای تفاهمنامه سهجانبه میان سازمان بسیج مستضعفان، قوه قضاییه و ستاد امر به معروف و نهی از منکر، سخنگوی این ستاد در توضیحاتی در این رابطه گفته «این تفاهمنامه در سه صفحه برای استفاده از ظرفیتهای مردمی امضا شده است؛ بسیج یک ظرفیت بینظیر مردمی است که قرار است از آن در حوزه فرهنگسازی، امر به معروف و نهی از منکر، ترویج معروفات و مقابله با منکرات استفاده شود. نیاز است که ستاد امر به معروف از این ظرفیت بزرگ مردمی و شبکهسازی بسیج در راستای اهدافی که دارد، استفاده کند.»
اکنون پرسش این است که با توجه به انتقادهای گسترده از عملکرد گشت ارشاد در هفتههای گذشته آیا میتوان این تفاهمنامه تلاش مضاعف ستاد امر به معروف و نهی از منکر برای مبارزه پرقدرتتر و جدیتر با بدحجابی تفسیر کرد؟ سخنگوی ستاد امر به معروف و نهی از منکر در پاسخ به این پرسش که آیا این طرح در راستای مبارزه با بیحجابی است، پاسخ منفی داده و گفته «اصلا عنوانی بهنام بیحجابی در این تفاهمنامه نیست.» سیدعلی خانمحمدی که با خبرآنلاین گفتوگو میکرد، همچنین گفته «این طرح در راستای مباحث و حوزه آسیبهای اجتماعی است» و در توضیحات تکمیلی اضافه کرده است: «فرض کنید در محلهای مواد مخدر یا طلاق بهعنوان یک آسیب اجتماعی زیاد است، اگر بخواهیم با این آسیب اجتماعی در آن محله مقابله کنیم، با شورای امر به معروف و نهی از منکر راحتتر اینکار انجام میشود. در حوزه ترویجی و فرهنگسازی هم در محلات بهتر میتوانیم مقابله و فعالیت کنیم، چرا که در پایگاه هر محله، یک رئیس و بخشهایی وجود دارد. بخش دیگر آموزش و ساماندهی نیروها و ضابطان بسیج و مردمی قوه قضاییه است که این ساماندهی در حال شکل گرفتن است.» او با تاکید بر اینکه ستاد امر به معروف و نهی از منکر بهدنبال «استفاده بیشتر از ظرفیتهای مختلف بسیج» است و از جمله با اشاره به فعالیت این سازمان در حوزه «فضای مجازی و رسانهای»، از این حوزه بهعنوان یکی دیگر از حوزههای همکاری دوجانبه این دو نهاد سخن گفته، در پاسخ به پرسشی دیگر درباره نقش قوه قضاییه در این تفاهمنامه و همکاریها گفته است: «در حوزه پیشگیری، صدور کارتهای ضابطان با قوه قضاییه است.» خانمحمدی میگوید: «بالاخره ضابط قضایی باید زیر نظر قوه قضائیه باشد و این قوه باید کارت شناسایی برای ضابطان صادر کند. البته این موضوع الان هم هست اما باید ساماندهی شود. به هر حال وقتی ضابط وجود داشته باشد، قوه قضاییه باید یک طرف ماجرا باشد.» پاسخ او به این پرسش که آیا باید نشان قوه قضاییه نیز بر این کارتها ثبت شود، مثبت است اما در پاسخ به این پرسش که آیا به تعداد تمام اعضای هر پایگاه بسیج کارت صادر میشود، میگوید: «نه، طرح این است که فرمانده پایگاه بسیج بهعنوان ضابط قضایی باشد و فقط برای او کارت صادر میشود.»
اما در شرایطی که سخنگوی ستاد امر به معروف و نهی از منکر با اشاره به فعالیت شوراهای امر به معروف و نهی از منکر در سطح محلات و مساجد، از لزوم اسلامی شدن جامعه برای شکلگیری تمدن نوین اسلامی گفته و معتقد است «جامعه، اسلامی نمیشود؛ مگر با احیاء جایگاه راهبردی مسجد در محله»، یک حقوقدان و وکیل دادگستری میگوید: «قانون آیین دادرسی در بخشی که به تعریف و معرفی ضابطان مربوط است، بسیج را هم بهعنوان ضابط معرفی کرده اما برای اینکه بتوانند کار را انجام دهند، باید دورهای را بگذرانند و پس از اتمام دوره، کارت ضابط قضایی برای آنها صادر میشود.» نعمت احمدی با اشاره به دو نوع ضابط قضایی عام و خاص در قانون، بر لزوم آموزش نیروهای بسیج برای فعالیت در قامت ضابط خاص تاکید کرده و به «پیام ما» میگوید: «با توجه به صراحت ماده ۳۰ قانون آیین دادرسی کیفری که به بحث احراز عنوان ضابط دادگستری مربوط است، ارائه این آموزشها و صدور گواهی رسمی برای فعالیت در قامت ضابط چه برای نیروهای بسیج، چه دیگران ضروری است و این یعنی آنچه این نیروها از گذشته تا امروز در این حوزه انجام دادهاند، محل پرسش است؛ چرا که ظاهراً دوره ندیدهاند و فاقد کارت ضابط قضایی بودهاند و اگر چنین باشد، هر آنچه به این عنوان انجام دادهاند، خلاف بوده است.»
این حقوقدان همچنین در پاسخ به پرسشی درباره اهمیت این تفاهمنامه میگوید: «بعد از اتفاقی که برای مهسا امینی افتاد، خلایی در بحث بازداشت افراد احساس شد و به نظر میرسد این سه نهاد میخواهند با امضای این تفاهمنامه این خلاء را جبران کنند.» او ادامه داد: «درواقع میخواهند با ارائه تعالیم و دورههای آموزشی به تعدادی از ماموران بسیج، برای آنها کارت ویژه ضابط قضایی صادر کنند.» او که معتقد است «خبررسانی اولیه در خصوص امضای این تفاهمنامه اشتباه بوده و افکار عمومی اینطور تصور کرد که قرار است رسیدگی به امور منکراتی به بسیج محول شود»، میگوید: «واقعیت این است که در ماده 30 آیین دادرسی کیفری به این مسئله اشاره شده و آنچه محل نگرانی است، موضوع دیگری است.» این وکیل دادگستری «مسئله عدم تناسب برخورد ضابطان با متهمان» را صرفنظر از اینکه وظیفه ضابط قضایی از سوی چه نهادی انجام میگیرد، مشکلی جدیتر عنوان کرد و گفت: «این که نمیشود برای بازداشت فردی که احیاناً مرتکب تخلف شده، او را با باتوم کتک بزنید تا بمیرد.» نعمت احمدی در پایان با هشدار نسبت به اهمیت انجام وظایف ضابط قضایی، در جمعبندی ایرادها و آسیبهای احتمالی این بحث گفت: «باید توجه داشته باشیم که اولا فعالیت احتمالی نیروهای بسیج یا هر فرد دیگری بدون کارت رسمی ضابط قضایی با نشان قوه قضاییه، فاقد اعتبار است و ثانیاً اگر این افراد تعلیم و آموزش لازم را زیر نظر قوه قضاییه ندیده باشند، نمیتوان این امر مهم را به آنان سپرد؛ چرا که منجر به آن میشود که برخوردها غیراصولی و خطرناک باشد و هزینههای مضاعفی ایجاد کند.»
