بایگانی مطالب نشریه
چند روزی است خبرهای عجیبی از تصمیم متولیان شهرستان کاشان برای رفع گره کور ترافیک در این شهرستان به گوش میرسد. تصمیمی که از طرحی برای عریض کردن خیابانها و قطع درختان سرو و کاج کاشان که بیش از 60 سال عمر دارند برای کنترل ترافیک میگوید. گویی که هیچ راه دیگری برای کاهش عبور و مرور در بافت تاریخی کاشان به جز قطع شریانهای تنفسی شهرستان، وجود ندارد. حسین باغشیخی، عضو شورای اسلامی شهر کاشان در گفتوگو با «پیام ما» میگوید: «از آنجایی که توسعه شهر کاشان در بافت این شهر انجام نشده و خیابانها و چهارراههای اصلی شهر نیز در بافت تاریخی هستند، شهر همیشه در حوزه ترافیک و حجم آن با مشکل بزرگی مواجه بوده است. همچنین به تاخیر افتادن افتتاح زیرگذر شهید سلیمانی، قطع درختان و عریض کردن خیابانهای منتهی به میدان پانزده خرداد و پیشنهاد اجرای طرح قطع درختان را برای فرمانداری این شهر توجیهپذیر کرده است.»
در حالی که نزدیک به دو ماه از قطع درختان کهنسال باغ فین کاشان به بهانه آسیب دیدن آنها میگذرد، این بار طرحی عجیب از سوی فرمانداری این شهرستان برای کنترل ترافیک رو به رشد آن مطرح شده که ظاهرا قصد دارد درختان خیابان 22 بهمن را سلاخی کند تا عبور و مرور ماشینها روانتر شود. این با وجود پروژه زیرگذر شهید سلیمانی شهر کاشان است که در سال ۹۸ به همین منظور با پیشبینی اعتبار ۷۰ میلیارد تومانی آغاز شد. قرار بود افتتاح این پروژه یک سال به طول بیانجامد اما پس از گذشت بیش از سه سال این طرح هنوز به بهرهبرداری نرسیده است. طرح مذکور بنا بود زمستان امسال به بهرهبرداری برسد اما هنوز این اتفاق نیفتاده و مدیریت شهری چاره کار را توجیهپذیر کردن قطع درختان این منطقه دانسته است.
باغشیخی: توسعه باید به نحوی باشد که هم انسان و هم محیط زیست در کنار عبور و مرور ماشینها در آن دیده شود
به گفته حسین باغشیخی، عضو شورای شهر اسلامی کاشان قرار بود این زیرگذر بالاخره در بهمنماه امسال افتتاح شود اما هنوز خبری از آغاز به کار آن نیست. زیرگذری که با هدف روان کردن ترافیک منتهی به خیابانهای اطراف میدان پانزده خرداد و بهویژه خیابان 22 بهمن قرار بود معضل ترافیک این شهر را رفع کند، حالا مشخص نیست که چه زمانی بالاخره افتتاح خواهد شد.
موافقان این طرح چه کسانی هستند؟
باغشیخی در پاسخ به این سوال که طرح قطع درختان برای کنترل ترافیک از کجا آمده است، میگوید: «شورای ترافیک شهرستان، نماینده فرماندار، نیروی انتظامی شهرستان و راهداری اجرای این طرح را پیشنهاد کردهاند.» به گفته این عضو شورای شهر کاشان، با اعتراض او و رسانهای شدن این طرح، دادستان به عنوان نماینده و مدعیالعموم این شهرستان با طرح پیشنهادی مخالفت کرده و حالا امید این وجود دارد که طرح قطع درختان به مرحله اجرا نرسد. «پیام ما» تلاش کرد در این رابطه با فرمانداری کاشان هم گفتوگو کند اما تلاشها برای دریافت پاسخ از این نهاد پس از تماس با روابط عمومی فرمانداری بیپاسخ ماند.
اولویت شهر، انسانها هستند
باغشیخی به «پیام ما» میگوید که وقتی هنوز بسیاری از طرحهای کنترل ترافیک در شهرستان کاشان اجرا نشده، چرا مدیران به سراغ آخرین راهحل رفتهاند؟ او توضیح میدهد: «وقتی هنوز بسیاری از برنامههای کنترل ترافیک شهرستان روی زمین مانده، نباید به سراغ طرح عریض کردن خیابان برای عبور و مرور ماشینها رفت.» او تاکید میکند که اولویت شهر و شهرسازی با انسانهاست و ادامه میدهد: «توسعه باید به نحوی باشد که هم انسان و هم محیط زیست در کنار عبور و مرور ماشینها در آن دیده شود. اولویت شهر انسانها هستند و بعد وسایل نقلیه غیرآلاینده مثل دوچرخه و در آخر ماشینها. نباید در این وضعیت به فکر عریض کردن خیابان و آسفالتریزی برای رفت و آمد سریع اتومبیلهای آلاینده بود. روح حاکم بر شهر، مردمان آن هستند و رضایت آنها باید اولویت ما باشد.»
برای توسعه شهر، هزار راه دیگر وجود دارد
این عضو شورای شهر در رابطه با از ریشه درآوردن درختها و کاشتن آنها در نقاط دیگر مشابه کاری که در برخی شهرها انجام شده است، میگوید: «ساختار و تجهیزات لازم برای اجرای این کار در کاشان وجود ندارد و بهعلاوه درختان این منطقه این قابلیت را ندارند. ما تجهیزات لازم برای جابهجایی سالم درختان را نداریم و جابهجایی سنتی نیز ریشه درختان را از بین میبرد و انتقال آنها در این شرایط یعنی از بین بردن درختهای شهر.» کارشناسان یکی از راههای کنترل ترافیک را رفیوژ خیابانها یا ایجاد گذرگاهی غیر همسطح در وسط معابر سوارهرو که فضایی امن برای عابرین پیاده بهوجود میآورد، میدانند. باغشیخی نیز با اشاره به همین نکته و تشریح این طرح میگوید: «چرا خیابانها را رفیوژ نمیکنند؟ چرا به سرعت به دنبال حذف دو متر باغچه از دو طرف با 600 اصله درخت و حذف 1 متر پیادهراه هستند؟ گویا میخواهند مجموعاً چهار متر به خیابان اضافه کنند که رفت و آمد با سرعت ماشینها تسهیل شود. چه درختها سالم باشند و چه نباشند، به هر حال فضای سبز، شریان حیاتی و محیط زیستی این خیابان است. من به عنوان یک شهروند میگویم که اصلا ماشینها در آنجا رفت و آمد هم نداشته باشند، مشکلی ایجاد نمیشود.» او درباره راهحلهای ترافیکی دیگر توضیح میدهد: «احیای لوپهایی که به خیابان متصل میشود، یکطرفه کردن برخی مسیرها و استفاده از ظرفیتهای زوج و فرد مشابه آنچه در تهران وجود دارد، میتواند در تسهیل ترافیک منطقه راهگشا باشد.»
احیای پیادهراه گامی به سوی فرهنگسازی
شهر کاشان در بافتی تاریخی قرار دارد و مردم آن به فرهنگپذیری و تنوع فرهنگی شناخته میشوند. باغشیخی در این رابطه میگوید: «چرا آن خیابان را به کل تبدیل به پیادهراه نمیکنند؟ اگر پیادهراه در این نقطه از شهر احیا شود، میتوان کلید فرهنگسازی را نیز در این بخش زد.» او اضافه میکند که با احیای پیادهراهها میتوان فرهنگ شهروندی را توسعه داد و مردم را به پذیرش فرهنگ استفاده از پیادهراه به جای خیابان، دعوت کرد. او ادامه میدهد: «به جز خیابان 22 بهمن، چهار خیابان اصلی دیگر مثل خیابان آیتالله بهشتی، خیابان آیتالله کاشانی، خیابان ابوذر و خیابان رجایی وجود دارند که به شدت فشرده شدهاند و مردم را مستاصل کردهاند. هیچ کدام از این خیابانها به جز خیابان رجایی نیز رفیوژ ندارند و طبیعتاً قطع درختان در هر کدام از این خیابانها بدترین راهحلی است که میتوان برای کنترل ترافیک به سراغ آن رفت.»
مقابله اداره میراث فرهنگی با استفاده از فضای زیرزمینی
باغشیخی در نهایت درباره طرحهای دیگر کنترل ترافیک شهر کاشان میگوید: «میدان جهاد که میدان اصلی شهر است و بار اصلی ترافیک را به دوش میکشد، جایی است که باید زیرگذر و روگذر را در آن احیا کرد تا عبور و مرور تسهیل شود. همچنین در دنیای مدرن استفاده از مترو پیشنهاد میشود اما چون شهر کاشان در بافت تاریخی قرار دارد و اداره میراث فرهنگی هم مبتنی بر استانداردهای خود اجازه چنین کنکاشهایی را نمیدهد، فعلا فقط مطالعات زیرگذر و روگذر میدان جهاد، میدان زجاجی و خیابان آیتالله کاشانی آغاز شده است. ما امیدواریم که با انجام مطالعات بتوانیم اداره میراث فرهنگی را نیز متقاعد کنیم که طرحهای جایگزین و استفاده از فضای زیرزمینی به نفع تسهیل ترافیک و گرهگشایی از این معضل است.»
«(باشه وقتی برای دفعه بعد به ایران آمدم) و اینطور بود که هیچ وقت انتشار چنین جشننامهای و یا برگزاری شبی برای او ممکن نشد و امشب ما اینجا در نبود او دور هم جمع شدهایم تا یادش را گرامی بداریم.» این جمله را «علی دهباشی» در شب بخارایی که دو ماه و نیم پس از درگذشت «شهریار عدل» در 10 شهریور 1394 برگزار شد، بیان کرد. شهریار عدل 14 بهمن به دنیا آمد و پس از عمری تلاش برای فرهنگ و تمدن ایران در 31 خرداد بر اثر ایست قلبی درگذشت. این روزها که ایران ما دستخوش انواع و اقسام اتفاقات و تحولات است، لازم و بایسته است یادی کنیم از باستانشناسی که دل در گرو این سرزمین داشت، برای آن عمر خویش گذاشت بیآنکه انتظار تشویقی از فرد یا نهادی داشته باشد. از علی دهباشی، سردبیر فصلنامه بخارا برای تهیه این پرونده سپاسگزاریم که سخنرانیهای انجام شده در این شب را در اختیار ما گذاشت تا بار دیگر بتوانیم زندگی و پرونده شخصیتی را مرور کنیم که از بسیاری از مدعیان ایراندوستی کمتر شناخته شده و بیش از همه آنها در اعتلای این کشور کوشیده است.
ایران او، ایران فردوسی بود
| کامران عدل |
| عکاس |
من و شهریار، کوچکترین برادر، از میان شش برادر بودیم. در نتیجه ما را با هم به فرانسه فرستادند. در دبیرستان با هم بودیم. وقتی من به مدرسه عکاسی رفتم و او به دانشکده هنرهای زیبا، کمی از هم دور شدیم. ولی در آن موقع که همایون برادر بزرگترم را از دست دادیم، هنوز سه برادر در پاریس بودیم. 27 ساله بودم که از پاریس به تهران مراجعت کردم و به استخدام سازمان تلویزیون ملّی ایران درآمدم. از این دوران، زندگی من بهکلی عوض شد و دائم مسافرت بودم، چه داخلی و چه خارجی. در این دوران، وقتی شهریار ایران میآمد، اوایل بهعنوان تعطیلات دانشگاهی و بعدها بهعنوان مأموریت، کمتر هم را میدیدیم. هرچند همسایه بودیم. شهریار وقتی بهایران میآمد، در ماموریت بود و بخت آن که همدیگر را ببینیم، بسیار اندک. اگر هم یکدیگر را میدیدیم، باز در میهمانیهایی فامیلی بود که هر دو در تهران بودیم. شبی که منزل برادرم فرهاد دعوت داشتیم، شهریار دقایقی کوتاه آمد، نشست و گفت باید بروم پیش فلانی که با او درباره «ری» گفتوگو کنم. فرهاد که کار مهمی با ما داشت، به او گفت: یک ساعتی بنشین این کار را تمام کنیم، بعد برو. شهریار گفت: «نه نمیشه که کار «ری» را زمین بگذارم». در این لحظه، برادرم فرهاد به او گفت: ببین شهریار، ری 2500 سال صبر کرده است، حالا، یک ساعت هم روش. شهریار مجبور شد بنشیند. من آن شب فهمیدم که شهریار روی منطقهی ری در حال کاوش است.
روزی از او پرسیدم که قلعه «سمنگان» کجاست؟ جواب داد: «این قلعه بین بلخ و کابل واقع شده است و محل ازدواج رستم و تهمینه بوده است». بعد درباره بلخ و کابل و… صحبت کرد و در این زمان متوجه شدم که ایرانی که در مغز برادرم است، ایران فردوسی است.
در پی اجزای پراکندۀ سرزمین کرۀ خاکی را در مینوردید
| هایده لاله |
| باستانشناس و از اعضای هیات مدیره ایکوموس ایران |
مسعودی چه خوش از قول حکیمان آورده است: «نشان وفا و دوام پیمان مرد این است که به دوستان دلبسته و به وطن خویش مشتاق باشد و نشان کمال این است که نفوس به زادگاه و مسقطالراس خویش دلبسته و علاقهمند باشند.»
دکتر شهریار عدل که بیشتر ایام زندگیاش در غرب سپری شد، ایران را در قلبش دوست میداشت و بر این میکوشید و در ایام بسامان و نیز نابسامان جهان گذران، از آن مجدانه دفاع کرد و در منافعش کوشید. او برای شناساندن جایگاه سرزمینمان، برای ایرانی و غیرایرانی بسیار تلاش میکرد و میدانست که تعلق به سرزمینی کهن و فرهنگخیز با تنوع فوقالعادۀ طبیعی و محیطی فرهنگی که بدان شهره است، اقبال بلندی است که خداوند به همگی ما در این سرزمین ارزانی داشته است.
ما و نیاکانمان در این سرزمین سخت کوشیدهایم و با اندیشه و کار و تلاش مداوم، چه با افت و چه با خیز، پاسدار حلقههای اتصال فرهنگها و باعث استمرار فرهنگی در این سرزمین شدهایم. نقش شهریار در این چرخه بس عظیم و قابل توجه است. او به درستی به گسترۀ وسیع جغرافیایی ایران فرهنگی و جهان ایرانی که مرزهای سیاسی معاصر بخشی از آن را به دور از دسترس ما قرار داده و نیز به جهانی اسلامیکه مرزهای سیاسی آن را نیز امروز تکه کرده، توجه خاصی داشت و جایگاه والای ایران را در عرصۀ بزرگ فرامنطقهای و جهانی میدید. در این راه با موفقیت تمام مرزها را درمینوردید و تلاش بسیار میکرد تا شواهد فرهنگی را که در بطن زیست بوم و مردم و جوامعی که به آن میزیند، بسنجد. برای حصول به نتایج صحیح بر مستندسازی دقیق و گردآوری اسناد معتبر اهتمام خاص میورزید و در این راه پیشرو بود.
استاد شفیعی کدکنی گفته است: «برای بازسازی نیشابور باید جان کند و هر پاره این موجودیت را با هر وسیلهای که امکانپذیر است به دست آورد، بررسی کرد و شناخت. درست مثل قدحی بلورین از میراث نیاکان تو که بر سنگ شکسته است و هر پارهای از آن در گوشهای افتاده و تو میخواهی اجزای پراکندۀ آن قدح شکسته را با کیمیای عشق به هم جوش دهی و آن را از نو بیافرینی. تا این قدح کامل شود به تمام ذرات گمشدۀ آن نیاز داری.»
شهریار عدل در پی اجزای پراکندۀ سرزمین، کرۀ خاکی را در مینوردید و این چنین خوش زیست و آرام به آغوش سرزمینمان رفت و در دل آن جاودان ماند.
دغدغۀ پرسش او را رها نمیکرد
| سید محمد بهشتی |
| رئیس اسبق سازمان میراث فرهنگی و گردشگری |
بارها برایم اتفاق افتاده است که مسئلهای پیش آمده و لحظهای در ذهنم خطور کرده که زنگی به شهریار بزنم و بپرسم چه کاری باید انجام دهیم؟ و یا به همکاری بگویم صبر کن تا شهریار بیاید و با او همفکری کنیم!
شهریار ما را بدعادت کرده، او همیشه حاضر جواب بود. گمان نمیکنم که در زندگیِ کاری هیچ وقت مرخصی گرفته باشد. از لحظهای که از خواب بیدار میشد تا لحظهای که میخوابید و حتی شاید در خواب هم مشغول کار بود. برای شهریار کار و زندگی دو موضوع تفکیکناپذیر به شمار میرفت. اختیار کاریاش دست خودش بود. برای او آدمها اطرافش چه دوست و چه دشمن و چه همسایه همه بنا بر فایدهای که در بخش کاری داشتند، موضوعیت پیدا میکردند. ماموریتی برای خود ساخته بود که هیچگاه این پست را ترک نمیکرد. گاهی احساس میکردم که از من نیز استفادۀ ابزاری میکند! وقتی هزاران بار با فردی کار کنی، نهصد و نود و نهمین بار متوجه این موضوع خواهی شد! اما دلیل این موضوع را به خوبی درک میکردم که او از دیگران در مسائل شخصی خود استفاده نمیکند و یک کار مهم و مأموریت شریفی را بر عهده دارد که اگر بهاین موضوع واقف بودی از کار با شهریار لذت میبردی. اینکه ابزاری باشی به دست او تا این کار ارزشمند به پایان برسد!
طبق تجارب کاری در میراث فرهنگی، با باستانشناسان بسیاری برخورد کردم که تنها در این علم مطالعه داشتند و گاهی به شوخی به آنها میگفتم که شما بر این عقیده هستید که جز علم باستانشناسی علم دیگری نیست! اما شهریار عدل اینگونه نبود و مطالعۀ جامعی از علوم داشت. او از جمله افرادی بود که در لحظه از کار و مطالعاتش لذت میبرد. گاهی در شرایط بسیار خطرناک به مناطق مختلف سفر میکرد. به طور مثال در شرایط بحرانی افغانستان به این کشور رفت یا در بم به اصطلاح مردم خود منطقه در فصل خرماپزان در گرمترین شرایط به مطالعه و پژوهش میپرداخت! چرا این سختیها را تحمل میکرد؟ هیچگاه از او شکایتی در مورد سختی کار نشنیدم! همیشه یافتهای، حرفی و تحفهای تازه در جیب داشت. گاهی که گوش شنوایی میدید قبل از اینکه یافتههایش را در چارچوب مقاله یا کتابی منتشر کند شروع به سخن گفتن و تعریف میکرد. به یاد دارم در جستوجوهایی که پس از زلزله در بم داشت روزی نزد من آمد و گفت که در این جستوجوها به صدفهایی برخورد کرده که پس از مشورت با اهل فن به این نتیجه رسیده که صدف آب شیرین است. این یک چشمانداز جدید در آن منطقه بود. در منطقهای که توقع چنین اتفاقی نداشتیم. بسیاری از محققان ما یافتههایشان را تا زمان انتشار به صورت مقاله و کتاب نگه میدارند و در اختیار هیچکس قرار نمیدهند. حتی بسیاری از این نوشتهها و یافتهها را در طول عمر خود منتشر نمیکنند اما ذوق و شوق شهریار برای حرف زدن بسیار بود.
آخرین ملاقات من با او قبل از سفر به پاریس بود. مطلبی در مورد جدیدترین یافتهاش به من گفت. همۀ ما میدانیم که برای تاریخگذاری آثاری که از منطقهای به دست میآید شیوههای متعددی وجود دارد. تاریخگذاری برخی یافتهها تقریباً غیرممکن است. ما میتوانیم آجر را تاریخگذاری کنیم اما در مورد خشت این موضوع امکانپذیر نیست اما شهریار راهحلی برای مشکل مذکور یافته بود. میگفت که در خشت، آگاهانه یا از روی اتفاق باقیماندههای گیاهانی جا خوش کردهاند. گرچه مقدارشان کم است اما به دلیل اینکه از مواد آلی هستند میتوانیم با استفاده از آنها تاریخ خشت را تعیین کنیم! بعدها از کامران و منشیام شنیدم شهریار حال خوشی ندارد. آنقدر با ذوق و شوق این موضوع را برایم تعریف کرد که متوجه حال بد او نشدم. حتی در این حال نیز به فکر پژوهش بود. یکی از شاگردانش میگفت که در این اواخر وقتی در فرانسه به دیدارش رفتم تا در مورد سندی دربارۀ رنگ با او صحبت کنم بعد از اینکه او را ترک کردم در تماسهای پیدرپی تلفنی، مرا وادار کرد که سند این موضوع را پیدا کنم و نزد او ببرم! دغدغۀ پرسش داشتن او را رها نمیکرد. یکی از درسهایی که در طول فعالیتم در میراث آموختم این بود که بزرگترین ثروت کسانی که پژوهش میکنند داشتن سوال است نه داشتن اطلاعات و پاسخ! آدمهای خیلی باسواد جوابهای متعددی دارند و این روزها بهاین موضوع پی بردم که شخصی که سوالات بسیار دارد با ارزشتر است و حتی سوالات باارزشی که پاسخش تا آخر عمر گریبانگیرش باشد و نداند جوابش چیست؛ طوری که همیشه یک پژوهشگر باقی بماند و حرکت کند. شهریار در مورد فرهنگ ایران شبیه یک علامت سوال بود.
غصه ایران در جانش شعلهور بود
| حکمتالله ملاصالحی |
| استاد دانشگاه تهران و مدرس مدعو دانشگاه آتن |
شهریار عدل، باستانشناسی جامعالاطراف، صاحبنظر، سختکوش، میهندوست با آوازه جهانی و حاذق در میدان عمل و جرّاحیهای باستانشناختی و متفطن در مقام اندیشه و نظر بود. سالهای آغازین نوجوانی تا هنگام پایان زندگی علمی و فکری و عمر پُربار و برکت او در فرانسه گذشت و بهسر آمد. به طول و عرض عمر دو نسل در کشوری مانند فرانسه، که در صف و خط مقدّم تحولات عظیم و بیسابقه علمی، فکری، مدنی و معنویِ دوره جدید در قاره غربی بر صحنه تاریخ جهانی ایستاده و حضور فعال داشته و بازیگر تحولات بوده، زیستن و پروردهشدن، دانش، دانایی، اندوختن و اندیشیدن، توفیق کوچک و فرصت کمی نبود که شهریار عدل به کف آورده بود. اساساً زیستن و گام برگرفتن و رهسپردن و اندیشیدن و تنفس کردن در میانه دو فضای فکری و فرهنگی، دو قاره مدنی و معنوی، دو جغرافیای تاریخی و دو اقلیم وجودی آنچنان آسان نیست که اغلب تصور شده و گمان رفته است. خاصه آنکه وقتی به یکی تعلق خاطر عمیق داری و ریشهها و رگههای ارتباط درونی و رشتههای اتصال باطنی و حلقههای پیوندِ معنویت را با آن حفظ کردهای و همچنان دل در گرو آن نهادهای، و در دیگری پرورشِ فکری و آموزش علمی یافتهای و در فضای آن میاندیشی و معرفت میورزی و دانش و دانایی میاندوزی و در بستر ارزشهای مدرنش زندگی میکنی و در هوای آن نفس میکشی و چونان شهروندِ عالمِ مدرن بر صحنه حضور فعال داری، یقیناً آنقدر آسان و ایمن از مخاطرات نخواهی ماند.
شهریارِ فقید باستانشناسی ما، دانشآموخته کشوری بود که همچنان در صفِ مقدم دانش، دانایی و اندیشههای عمیق فکری و فلسفی، بهویژه فلسفه قارهای، شانه به شانه آلمانیتبارها و آلمانیزبانها میساید و ایستاده است؛ فرانسه سدههایِ پساقرون وسطاییِ دوره جدید که در قاره غربی که سدههای رنسانس و در مرحله سپسین به عصر روشنگری و انقلاب فکری، علمی و صنعتی متصف شده است، فرانسه اندیشهها و اندیشمندانِ بزرگ و فرانسه ارزشها و دستاوردهای عظیم و بیسابقه مدنی و معنوی است. فرانسه یک کشور عادی در میان دیگر کشورها نیست. فرانسه دوره جدید خاستگاه تحولات عظیم تاریخی است. رستنگاه اندیشمندان و طراحان و معماران و منادیان ارزشهای جدید است. شادروان شهریار عدل از خوانِ ضیافت این سنّتهای فکری و علمیِ پُرمایه و غنی توانسته بود بهرههای بسیار ببرد.
«جهانِ ایرانی» نیز یک سرزمینِ معمولی و یک کشور عادی در قلب خاورمیانه نبوی و وحیانی نیست. عالمِ ایرانی، عالَمِ ارزشهای عمیقِ مدنی و معنوی در تاریخ و فرهنگ و جامعه جهانی است. سرزمینی بهغایت اسطورهای و اشراقی و غنی و پرمایه از روح شاعرانگی. سرزمینی که تاریخ نبویاش با پیامهایِ اخلاقی زرتشت و با حکمتِ متعالی مُغان در جهان، در جغرافیایی باز و بیحصار در قلب خاورمیانه نبوی، وحیانی و وحدانی افتتاح میشود. البته برای نخستینبار «تاریخ به مفهوم جهانی آن». معماری پرشکوه تختجمشید یکی از مصادیق مهم و عینی و کالبدیشده تاریخ به مفهوم جهانی آن در اندیشه و عالَمِ ایرانی است.
در میان معدود باستانشناسانِ میهن ما شادروان شهریار عدل هم صاحبِ اندیشه، و هم خودآگاهیِ تاریخی بود. باستانشناسنما نبود. یک شهروندِ عالمِ مدرن به تمام معنی کلمه بود. میدانست در چه عصری زندگی میکند و اندیشهاش در چه فضایی نفس میکشد و جایگاه و موقعیت کشورش در قلب خاورمیانه نبوی و در تاریخِ جهانی چگونه است. شأنِ تاریخی، فرهنگی، مدنی و معنویِ ایرانیبودن را هم میدانست، هم میفهمید و هم به اهمیت آن آگاه بود. نگران سرنوشت مردم و ملّت و میهنش بود و «غصه ایران» در جانش شعلهور بود. مردی بود که دانش و دانایی را نه در محراب نام و نان و جان و جاه قربانی کرد، نه با میهنفروشان از در سازش درآمد، نه فراز و فرودِ جامعه منقلب و متحول ایرانِ دهههایِ اخیر بینش و بصیرتِ تاریخی را از عقل و هوش او توانسته بود برباید و در اراده و عزمش در صیانت از مواریث و مآثر فرهنگی میهنش خلل افکند. با عصای احتیاط گام برمیگرفت و دردِ میهن داشت و با بیغیرتان میانهای خوش نداشت. مرزهایِ دانش و دانایی را خوب میشناخت و میفهمید و گلیمِ معرفت را با پای قومیت و عصبیت آلوده نمیکرد. هم دانشاندوزیاش اصیل بود، هم میهندوستیاش معقول و موجه و مقبول و بهحق و بهجا. بیتردید نامش همچنان در خاطر نسلهای پرشمار میهن ما که در راهند و از پی هم خواهند رسید، خواهد ماند. اندیشههایِ اصیل را مردمان بهخاطر میسپارند و آسان از یاد نمیبرند و از میراثِ ارجمند آن بهره میگیرند و تأثیر میپذیرند.
مردی در تلاش برای جهانی کردن میراث ایران
|پیام ما| سال 1358، سال سخت بعد از تحولات گسترده سیاسی هم «شهریار عدل» را از هدفش دور نکرد. ایرانشناسِ شهیر و دانشمند متخصصِ تاریخ، باستانشناسی و تاریخ هنر دوران اسلامیِ ایران، در این سال، یکه و تنها و با هزینه شخصی تلاش کرد تا سه اثر ایران که نامزد ثبت جهانی شدهاند، در فهرست یونسکو به ثبت برسند؛ چغازنبیل، تخت جمشید و میدان نقش جهان. او که چندین سال برای تهیه پرونده کارشناسی این آثار تلاش کرده بود، با هیئتی به مصر میرود و کار سخت و ناممکن، ممکن میشود. عدل، متولد 14 بهمن 1322 بود و اگر امروز در میان ما بود، میشد جشن هفتاد و نهمین سال تولدش را پاس داشت؛ مردی که بیش از هر چیز، ثبت جهانی آثار ایران اولویتش بود در سال 1394 و در فرانسه چشم از جهان فرو بست اما میراث ماندگارش همچنان میدرخشد.
ثبت جهانی، اولویت کاری شهریار عدل بود. تلاشهایش برای آنکه آثار باستانی ایران را به همگان بشناساند و برای حفاظت از آنها راه ثبت را پیش بگیرد آنقدر گسترده بود که هزینه شخصی برای آنها میکرد. او از سال 1350 که کنوانسیون میراث جهانی در یونسکو به تصویب رسید، پیگیریهایش را برای حضور ایران در آن آغاز کرد. سال 1353 بر اثر تلاشهای او، ایران به عضویت این کنوانسیون درآمد و از همان زمان هم او به فکر ثبت سه اثر شاخص کشور و نوشتن پرونده آنها برای معرفی به کنوانسیون افتاد. سال 1356 پرونده ثبت «تخت جمشید»، «چغازنبیل» و «نقش جهان» آماده میشود اما اوضاع سیاسی کار را سخت میکند. در وضعیت انقلابی، رسیدگی به آثار باستانی اولویت چندانی نداشتند و همین هم دلیلی میشود تا عدل به تنهایی و با هزینه شخصی قدم در راه ثبت جهانی این سه اثر بگذارد.
عدل در تلاش بود تا خلیج فارس به ثبت جهانی برسد و در پروژه بررسی که روی بحث خلیج فارس و معماری حاشیه خلیج فارس داشت در تلاش بود تا به جای ثبت جهانی چند نقطه از خلیج فارس، یک محوطه از این منطقه تاریخی را در فهرست میراث جهانی به ثبت برساند
در نهایت بر اثر تلاشهای او در سال 1358، چغازنبیل نیایشگاهی باستانی که در زمان عیلامیها و در حدود ۱۲۵۰ پیش از میلاد ساخته شده و گفته میشود، بخش بهجامانده از شهر «دوراونتاش» است که با شماره 113 به ثبت جهانی میرسد. تخت جمشید یا پارسه که در شهرستان مرودشت در شمال استان فارس قرار گرفته و یکی از شهرهای باستانی مشهور ایران به شمار میرود با مجموعه کاخهایش با شماره 114 در زمره فهرست آثار جهانی جای گرفته و همچنین میدان نقش جهان، میدان بزرگ مستطیل شکلی در شهر اصفهان ایران با بناهای شاخصش یعنی عالیقاپو، مسجد امام، مسجد شیخ لطفالله و سردر قیصریه با شماره 115 برای همیشه در حافظه جهانیان ماندگار میشود.
او در سالهای گذشته هم بارها برای ثبت جهانی آثار مختلف کمک و تلاش میکند و آنطور که محمد حسن طالبیان، معاون وقت میراث فرهنگی در سال 94 و پس از فوت او گفته بود، عدل در تلاش بود تا خلیج فارس به ثبت جهانی برسد: «شهریار عدل در پروژه بررسی که روی بحث خلیج فارس و معماری حاشیه خلیج فارس داشت در تلاش بود تا به جای ثبت جهانی چند نقطه از خلیج فارس، یک محوطه از این منطقه تاریخی را در فهرست میراث جهانی به ثبت برساند و ما تماسهای زیادی از همکاران مرحوم عدل داشتیم که موافقت خود را برای ادامه همکاری تا به پایان رساندن پروژههای شهریار عدل به ما اعلام کردند.»
مرحوم عدل مدیر برنامه ایران-فرانسه برای نقشهبرداری باستانشناسی بم بود. تهیه نقشههای باستانشناسی از ارزندهترین تلاشهای صورت گرفته در این حوزه است که راه را برای پژوهشگران بعدی به درستی هموار کرد. مطالعات سنسنجی نمونههای برداشت شده از مواد آلی خشتهای حاکمنشین ارگ بم و محوطه گسل، از آخرین فعالیتهای شهریار عدل است
از کاخ گلستان، به سینماتوگراف
اجداد پدری شهریار اهل تبریز بودند و او سالهای دبستان و دبیرستان را در تهران گذراند. پاییز 1338 (1959 میلادى) به فرانسه رفت و در مدرسه عالى علوم تاریخى در سوربن تحصیل کرد و همزمان در مدرسه موزه لوور، تاریخ عمومى هنر، باستانشناسى مشرق زمین و تاریخ هنرهای دوره اسلامى خواند و به مدرسه معمارى پاریس -بوزار- رفت و تا مقطع دکتری ادامه داد. برای رساله دکتری موضوع «فتوحات همایون» را برگزید که به تاریخ جنگهاى شاه عباس در سال 1007. ق در خراسان و فتح هرات مربوط است.
تحقیقات عدل با ورود و عضویت او در «مرکز ملى تحقیقات علمی فرانسه» (CNRS) شکل حرفهایتری به خود گرفت. او در این مرکز پژوهشهای خود را به ایران، افغانستان و آسیای میانه معطوف کرد و از عضو، به مدیر ممتاز تحقیقات ارتقا یافت. طی سالها، به رغم اینکه بسیاری از خارجیهای عضو «مرکز ملى تحقیقات علمی فرانسه» ملیت فرانسوی اختیار میکردند، او ملیتش را تغییر نداد و تابعیت دوگانه نگرفت.
عدل همچنین عضو هیأت تحریریه مجله استودیو ایرانیکا هم بود که از آغاز دهه 70 میلادی در فرانسه منتشر میشود و دیگر اعضای تحریریه آن دانشمندانی چون ژیلبرت لازار، پل برنار، ژان کالمار، یان ریشار و فیلیپ ژینیو هستند.
از جمله دیگر سمتهای او، ریاست «کمیته بینالمللی تدوین تاریخ تمدنهاى آسیای میانه» از اواخر دهه 70 میلادی و در یونسکو است. او در این کمیته همراه با دانشمندانی از نقاط مختلف جهان، مجموعهای پرمایه و مفصل درباره تاریخ تمدنهای آسیای میانه به زبان انگلیسی منتشر کرد که در سالهای گذشته از سوی وزارت امور خارجه ایران دو جلد از این مجموعه به فارسی ترجمه و منتشر شده است.
تحقیقات تاریخی و تاریخ هنری شهریار عدل بیشتر در زمینه قرون میانه اسلامی و بهویژه دورههای صفوی و قاجار متمرکز بود. او سلسله مقالههای مهمی درباره آغاز نقاشى مکتب مغول در هندوستان و همچنین نقاشى و صورتگران دوره صفوی نگاشت و همچنین جنبههای تاریخی، هنری و فنی مواد فرهنگی این دوره مورد علاقه او بود. کتاب «هنر و جامعه در جهان ایرانی» که به فارسی نیز ترجمه شده از جمله کوششهای او در تدوین مقالاتی دراینباره است.
در این میان کار دیگری که نام شهریار عدل را یکبار دیگر به عنوان باستانشناسی ماندگار در تاریخ ایران به ثبت رسانیده، یافتن فیلمهای زمان مظفرالدین شاه قاجار در فیلمخانه کاخ گلستان و تلاشهایش برای ترمیم و معرفی آنها در مرکز ملی سینماتوگرافی فرانسه بود. پیدا کردن سه قطعه فیلم کوتاه از مظفرالدینشاه در سال 1361 توسط او پرتویی نو بر آغاز تاریخ سینمای ایران بود. عدل به این کار بسنده نکرد و مقالات مهم و راهگشایی نیز درباره «آشنایی با سینما و نخستین گامها در فیلمبرداری و فیلمسازی در ایران» نگاشت. او با اشرافی که به تاریخ و هنر دوره قاجار داشت مقالاتی کلیدی نیز درباره تاریخ عکاسی نوشت و در کنار یحیی ذکاء و ایرج افشار از معدود صاحبنظران در این زمینه قرار گرفت.
مطالعه در بم، شهری تاریخی که ویران شد
تحقیقات میدانی باستانشناسی عدل نیز بیشتر بر دوران اسلامی متمرکز بود. او پژوهشها و کاوشهای باستانشناسی گسترده و دامنهداری در زوزن خراسان، بسطام سمنان، ری، مسجد نُهگنبد بلخ و بم به انجام رسانیده یا در دست انجام داشت. نتایج این تحقیقات نیز بهطور پیوسته در نشریات اروپا یا ایران منتشر شده است. کتاب «تهران، پایتخت دویست ساله» از دیگر تلاشهای او و همکار فرانسویاش برنار اورکاد است که به مناسبت دویستمین سالگرد پایتخت شدن تهران در سال 1992 از سوی انجمن ایرانشناسی فرانسه در ایران منتشر شد.
از جمله دیگر کارهای مهم عدل، رفتن به بم پس از زلزله ویرانگری بود که در سال 1382 در این شهر آمد. سید محمد بهشتی که اواخر دهه هفتاد رئیس سازمان میراث فرهنگی (وزارتخانه میراث فرهنگی کنونی) بود، در سال 94 و بعد از درگذشت عدل درباره فعالیت او در بم گفت: «پس از وقوع زلزله بم ایشان بر روی بم متمرکز شده و فعالیتهای گستردهای را همچون بررسی باستانشناسی و تلاش برای ثبت جهانی منظر فرهنگی بم انجام دادند و حتی در روزهای آخر فعالیتش نیز تلاشهای خود را برای بم متوقف نکرد، به گونهای که هر زمان که ایران میآمد، حتما باید به بم سفر و مطالعاتش را تکمیل میکرد.»
لیلا فاضل، باستانشناس هم درباره تلاشهای عدل برای بم به صدای میراث میگوید: «مرحوم عدل مدیر برنامه ایران-فرانسه برای نقشهبرداری باستانشناسی بم بود. تهیه نقشههای باستانشناسی از ارزندهترین تلاشهای صورت گرفته در این حوزه است که راه را برای پژوهشگران بعدی بهدرستی هموار کرد. مطالعات سنسنجی نمونههای برداشت شده از مواد آلی خشتهای حاکمنشین ارگ بم و محوطه گسل، از آخرین فعالیتهای شهریار عدل است. نتایج این تحقیقات در مقالهای با عنوان «پایهگذاری روش علمی برای تاریخگذاری مطلق خشت و چینه» در دوازدهمین گردهمایی سالانه باستانشناسی ارائه شد.»
فعالیتهای گسترده شهریار عدل و کارهایی که او برای هر کدامشان لقب «نخستین» را از آنِ خود کرد؛ از او چنان چهره معتبری ساخت که جهانی باشد و همین هم دلیلی بود تا در سال 1388 (2009. م) مدال فرهنگ جهانی یونسکو را دریافت کند. در آن زمان کویچیرو ماتسورا، دبیر کل وقت یونسکو، طی مراسمی مدال فرهنگ جهانی یونسکو موسوم به «پنج قاره» را در مقر یونسکو در پاریس به شهریار عدل اعطا کرد و او ایرانیای شد که مدالی معتبر بر سینهاش میدرخشد.
فرهاد میثمی کمترین میزان غذا را میخورد
انتشار عکسهای فرهاد میثمی، فعال سیاسی اجتماعی که برای گذراندن دوران محکومیتش در زندان رجایی شهر به سر میبرد با واکنش گسترده در میان کاربران شبکههای اجتماعی روبهرو شده است. این عکسها از ضعف بدنی او بر اثر اعتصاب غذا حکایت دارد. در همین حال خبرگزاری میزان رسانه قوه قضاییه دراینباره نوشت: «پیگیریهای روابط عمومی سازمان زندانها نشان میدهد فرهاد میثمی در این دوره خاص اعتصاب غذا نکرده اما به همبندیها و مسئولین زندان اعلام کرده من کمترین مقدار غذا را مصرف میکنم.
فرهاد میثمی با اتهام توهین به مقدسات و اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی محاکمه و پس از ورود به زندان در سال ۹۷ اقدام به اعتصاب غذا در یک بازه زمانی موقت کرد با توجه به اینکه او سابقه بیماری کولیت داشته است، در همان مقطع زمانی مقداری وزن از دست میدهد، اما با مداخلات پزشکان و رایزنیهای صورت گرفته از سوی مسئولین زندان سرانجام اعتصاب غذای خود را شکست و تحت درمان پزشکی و دارویی قرار گرفت.»
میزان در بخش دیگری از توضیحش نوشته است: «مجددا عکسهایی از فرهاد میثمی در فضای مجازی منتشر شده که پیگیریهای روابط عمومی سازمان زندانها نشان میدهد فرهاد میثمی در این دوره خاص اعتصاب غذا نکرده، اما به همبندیها و مسئولین زندان اعلام کرده «من کمترین مقدار غذا را مصرف میکنم.»
این خبرگزاری افزوده است: «در حال حاضر با توجه به نظارت کادر زندان و گزارشهای ارسال شده به مسئولان زندان رجایی شهر، وضعیت عمومی نامبرده به طور مرتب تحت نظر پزشک مقیم زندان بوده و حال عمومیاش مناسب گزارش شده است».
مدارس و دانشگاههای خوی، غیرحضوری شد
سخنگوی ستاد مدیریت بحران آذربایجان غربی از غیرحضوری شدن آموزش در مدارس و دانشگاههای شهرستان خوی تا پایان هفته جاری خبر داد. به گزارش مهر، علی رزازی دراینباره گفت: «با تصویب ستاد مدیریت بحران، مدارس و دانشگاههای شهرستان خوی از ۱۶ بهمنماه تا پایان هفته جاری برای آرامش و آسایش خانوادهها، غیرحضوری اعلام میشود.» او ادامه داد: «با توجه به تشکیل کمپهای اسکان اضطراری در محیطهای آموزشی و در راستا آرامش خانوادهها، آموزش در دانشگاههای دولتی و غیرانتفاعی و همچنین مدارس این شهرستان در تمامی مقاطع تحصیلی شهری و روستایی (دولتی و غیردولتی)، غیرحضوری خواهد بود.» رزازی اضافه کرد: «ضروری است آموزش و پرورش و وزارت علوم در جهت تداوم برنامههای آموزشی، تدابیر لازم را برای استفاده از بسترهای فضای مجازی برنامهریزی کنند.»
آنچه تالابهای خوزستان را در خطر نابودی قرار داد
خشک کردن تالاب هورالعظیم برای جادهسازی شرکتهای نفتی، تخلیه پسماندهای نفتی در محدوده تالابی، تخلیه پساب نیشکر و ورود فاضلاب به تالاب شادگان، خشکسالی و تامین نشدن حقابه تالابها، همه و همه موجب شدهاند که وضعیت تالابهای خوزستان بدتر شود و امیدی به جان گرفتن دوباره این تالابها نباشد. به گزارش ایسنا، رئیس کمیته محیط زیست در کرسی سلامت اجتماعی یونسکو گفت: از پاییندست سد کرخه تا تالاب هورالعظیم دهها تالاب اقماری وجود دارد که در تابستان امسال خشک بودهاند. هر زمان حقابه داده شده و وضعیت این تالابها مطلوب بوده است خوزستان در بهترین حالت قرار داشته اما هر زمانی که به بهانه صنعت و کشاورزی، حقابه تالابها گرفته شده وضعیت خوزستان وخیم میشود. محمد درویش تصریح کرد: با توجه به اینکه بارگذاریها در بالادست خوزستان، اجرای طرحهای انتقال آب و سدسازیها در حال افزایش است و تغییر اقلیم در حال تشدید و ماهیت بارندگیها در حال تبدیل شدن از برف به باران است، چشمانداز آینده تالابها مناسب و امیدوارکننده نیست. این فعال محیط زیست افزود: آقای سلاجقه میگوید که طرحها و پروژههای دارای ردیف اعتباری در بودجه، باید مجوز محیط زیست را داشته باشند اما اکنون ۴۱۱ طرح دولت مجوز محیط زیست ندارند. عضو هیات علمی دانشکده مهندسی آب و محیط زیست دانشگاه شهید چمران اهواز نیز گفت: در ۱۰ سال اخیر تامین حقابه تالاب ها دچار مشکل شده است و در حال حاضر حدود ۷۰ درصد تالابهای ایران دچار بحران هستند. مهدی قمشی افزود: هر چند از سال ۹۷ مصوب شد که حقابه تالابها مشخص و وزارت نیرو ملزم به تامین حقابه شود و حقابهها نیز مشخص شد و فکر میکنم برای اجرا به وزارت نیرو ابلاغ شده است اما تالابهای خوزستان به جز در سالهای ۹۸ و ۹۹ که بارشهای خوبی داشتیم، حقابه مورد نیاز خود را دریافت نکردند و در شرایط بحرانی قرار دارند. بررسی وضعیت دو تالاب هورالعظیم و شادگان در ۱۰ سال اخیر نشان میدهد که ۵۰ درصد این مدت حقابه حداقلی را هم دریافت نکردهاند و در وضعیت بحرانی خود باقی ماندهاند. او تصریح کرد: آورد رودخانههای خوزستان سال به سال در حال کاهش است که این مساله به دلیل انتقال بین حوضهای آب، استفاده زیاد آب در بالادست خوزستان و همچنین توسعه کشاورزی در بالادست و افزایش فشار بر رودخانهها است. باید توجه شود تنها آبی که از مسیر جان سالم به در میبرد، به تالاب میرسد بنابراین اگر در بالادست تالابها این مسائل مدیریت نشوند همان گونه که اکنون نیز ظاهر امر نشان میدهد و کارها بر همین اساس هستند، نباید منتظر بهبود وضعیت تالابها باشیم بنابراین پیشبینی میشود وضعیت تالابهای خوزستان بدتر شود. قمشی با اشاره به عملیات اکتشاف نفت در تالاب هورالعظیم تصریح کرد: برای اکتشاف نفت فرض را بر این قرار دادند در بخشهایی که کار میشود باید در محیط خشک کار شود بنابراین به دلیل اینکه اهمیت تالاب را نمیدانستند هورالعظیم را خشک کردند تا پول کمتری برای اکتشاف نفت پرداخت شود اما اگر از ابتدا شرایط زنده بودن تالاب با اکتشاف نفت تطابق داده میشد، مشکل بسیار کمتری رخ میداد.
ارائه برنامه هفتم توسعه شاید پایان سال
جلسه هیئت دولت همچون روال سابق، چهارشنبه برگزار شد. با این تفاوت که با ۱۲ بهمن و روز نخست دهه فجر همراه شده بود. سخنگوی دولت پس از برگزاری جلسه به جمع خبرنگاران آمد و گزارشی از جلسه داد. از قیمت تخفیفی ۳۲ قلم کالا تا پایان ماه رمضان تا گزارش از خدماترسانی به زلزلهزدگان خوی و گفتوگو در مورد مصوبه مولد سازی داراییها و زمان ارائه برنامه هفتم توسعه از مواردی بوده که هیئت دولت در جلسه خود به آن پرداخته است.
سخنگوی دولت با اعلام اینکه ۳۲ قلم کالای مورد نیاز روزمره مردم تا پایان ماه رمضان با قیمت تخفیفی توزیع میشود، گفت: این کالاها فقط مخصوص یک شرکت نیست.
سخنگوی دولت درباره زمان تشکیل سازمان بازرگانی گفت: پس از تصویب دولت، لایحه تشکیل این سازمان باید در مجلس بررسی شود و در دستور کار قرار گیرد. تصمیمگیر نهایی درباره تشکیل سازمان بازرگانی مجلس است
به گزارش ایسنا، علی بهادری جهرمی گفت در جلسه هیئت دولت، گزارشهای متعدد از سوی دستگاههای مختلف در خصوص برنامههای دولت در دهه فجر ارائه شد. گزارش مبسوطی از سوی وزیر کشور و بهداشت از نحوه امدادرسانی به زلزلهزدگان شهرستان خوی ارائه شد. توزیع گسترده چادر و امکانات مختلف انجام شده اما حجم تخریب و سرمای زیاد هوا، اذیت کننده است که رئیس جمهور و معاون اول برای تسریع و استمرار خدماترسانی دستور دادهاند.
بهادری جهرمی با بیان اینکه گزارشهای خوبی از ۴ هزار طرح برای افتتاح در دهه فجر ارائه شده است، گفت: همچنین گزارشهای مختلفی از دستاوردها و آمار کشور نیز ارائه شد مثلا رشد صنعت فولاد رتبه اول جهانی را بهدست آورده است.
سخنگوی دولت افزود: وزیر فرهنگ از اختتامیه جشنواره تئاتر فجر و آغاز فیلم فجر گزارشی ارائه کرد. نمایشگاه شهر خانواده که طرح وزارت فرهنگ با همکاری نظام بانکی و وزارت صمت است، آغاز میشود و محصولاتی از جمله پوشاک و صنایع دستی با تخفیفهای مناسب و خرید اعتباری در آن وجود دارد. او توضیح داد که این طرح محدود به تهران نیست و در سایر شهرستانها هم مشابه این نمایشگاه برگزار میشود.
او همچنین اضافه کرد: وزارت جهاد کشاورزی جشنوارهای را با همکاری اتحادیههای صنفی و فروشگاههای زنجیرهای آغاز کرده است که کالاهای مورد نیاز روزمره زندگی مردم تا پایان ماه رمضان با قیمت تخفیف ویژه توزیع میشود. به موازات این طرحها، قانون اجرای طرح کالابرگ الکترونیکی نیز پس از اجرای کامل در استان هرمزگان، در سه استان قزوین، گیلان و مرکزی اجرا میشود تا کسانی که مایل هستند از کالابرگ به جای یارانه نقدی استفاده کنند.
بهادری جهرمی درباره مصوبه مولدسازی داراییهای دولت نیز اظهار کرد: این طرح اختصاص به سال جاری ندارد و شش هفت سال است که در قوانین بودجه سنواتی، مجلس تکلیف میکند تا بسیاری از داراییهای بخشهای مختلف دولتی که به نوعی معطل مانده، تعیین تکلیف شوند. مردم این زمینها و اموال راکد یا طرحهای نیمهتمام را در شهرستانها میبینند و میدانند متعلق به دستگاههای اجرایی است. با وجود آنکه قانونگذار در قوانین بودجه مقرر میکند که این اموال صرف مولدسازی شود، اما تجربه نشان داده که این قانون و فرآیندها و روالهای موجود توانایی انجام وظایف قانونی ندارد. بعضا درصد تحقق این قانون به ده درصد هم نرسیده است.
او درباره زمان ارائه برنامه هفتم توسعه به مجلس شورای اسلامی خاطرنشان کرد: فرایند نگارش برنامه توسعه هفتم برای پنج سال آینده به کار کارشناسی دقیق نیاز دارد. سیاستهای کلی برنامه توسعه در شهریور ابلاغ شده و پنج ماه گذشته است که پنج ماه برای تدوین برنامه توسعه حداقل زمان ضروری است. سازمان برنامه و بودجه در حال نهایی کردن برنامه هفتم است که بلافاصله در دولت با سرعت بررسی و تا پایان سال آماده و تقدیم مجلس شود.
سخنگوی دولت درباره زمان تشکیل سازمان بازرگانی نیز گفت: پس از تصویب دولت، لایحه تشکیل این سازمان باید در مجلس بررسی شود و در دستور کار قرار گیرد. تصمیمگیر نهایی درباره تشکیل سازمان بازرگانی مجلس است. دولت آمادگی کامل دارد که پس از تصویب مجلس، این سازمان را بلافاصله تشکیل دهد.
بهادری جهرمی درباره حکم انفصال از خدمت وزیر آموزش و پرورش بیان کرد: متوجه نشدیم چرا یک موضوع غیرقطعی در رسانهها مطرح شد. این رای غیرقطعی و مربوط به شکایتی است که در سال ۸۸ درباره نحوه محاسبه سنوات خدمت یکی از کارمندان آموزش و پرورش صورت گرفته بود و سوءبرداشتی در روش محاسبه وجود داشته است و همین عامل موجب صدور رای شد که البته رای هنوز غیرقطعی بوده و هنوز لازمالاجرا هم نیست. صندوق بازنشستگی نیز موضوع را پیگیری میکند تا این سوءبرداشت برطرف شود. طبیعتا مسئله خاصی نخواهد بود.
بهادری جهرمی در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه بررسی دستور رئیس جمهور برای واگذاری خودروهای خارج از ضابطه به کجا رسید و آیا تخلف دستگاهها محرز شده است؟ گفت: رئیس جمهور تاکید داشته و دارد که به هیچ وجه در زمینه خودرو دولتی و خصوصی ویژهخواری صورت نگیرد تا دستگاهها خارج از روالی که مردم در آن قرار دارند، خودرو تهیه نکنند. این موضوع از ابتدای دولت به دستگاهها ابلاغ شده است و دستگاهها ملزم به آن هستند.
او ادامه داد: رئیس جمهور به وزیر صمت دستور داده است تا بررسی کنند که در تهیه خودروهای نه شخصی، بلکه ادارای تخلفی صورت گرفته است یا نه که اگر تخلفی صورت گرفته با آن برخورد شود. هنوز گزارش وزارت صمت جمعبندی نشده تا قطعا اگر تخلفی از دستور رئیس جمهور صورت گرفته باشد، با آن برخورد شود. او همچنین در پاسخ به این سوال که آیا میزان عیدی کارکنان دولت مشخص شده است، گفت: هنوز پیشنهادی ارائه نشده است.
بهادری جهرمی درباره احتمال افزایش قیمت گاز خانگی برای سال آینده تصریح کرد: افزایش قیمت امسال هم تکلیف قانونی مجلس بود و دولت مکلف بود هزینه گاز کسانی که سقف الگوی مصرف را رعایت میکنند، افزایش ندهد و به کسانی که خارج از الگو مصرف میکنند، یارانه تخصیص ندهد. اخیرا آییننامهای تصویب شده که مشخص شده است برخی مناطق روستایی یا شهرهای کوچک، کنتورهای گاز تفکیک نشده و مثلا چهار منزل از یک کنتور استفاده میکنند یا استفاده گلخانهای میشود که قبوض آن باید بدون یارانه محاسبه میشد. با این حال رئیس جمهور دستور دادند که در مورد مثالهایی که زدم یا بخشهایی که سرمای شدید داشتند، تفکیکی صورت بگیرد و تخفیف هفتاد درصدی داشته باشد، اما دولت مکلف است بهای گاز مصرفی کسانی که برای استخر یا سونا از گاز مصرف کردهاند را بدون در نظر گرفتن یارانه محاسبه کند. برای سال آتی باید ببینیم مجلس تکلیف قانونی به دولت دارد یا خیر.
اصلاح استانداردهای شاخص آلودگی هوا، پیشنهاد محیط زیست نیست
رئیس سازمان حفاظت محیط زیست ضمن اعلام موافقت با طرح تغییر شاخصهای آلودگی هوا گفت: به هیچ عنوان این طرح و هیچ پیشنهادی درباره بحث آلایندگیها از سوی سازمان محیط زیست مطرح نشده است. با ورود به فصل سرما برودت هوا از سویی و آلودگی هوا از سوی دیگر باعث تعطیلی متوالی مدارس و اعتراض وزارت آموزش و پرورش شد، بهطوریکه ۳ بهمنماه وزیر آموزش و پرورش از تعلیق ملاک شاخصهای کیفیت هوا در تعطیلی مدارس خبر داد. همزمان با سکوت سازمان محیط زیست، وزیر کشور اعلام کرد:
تعطیلی مدارس به محیط زیست هیچ ربطی ندارد و هیئت وزیران در هیئت دولت باید تصمیمات لازم را بگیرند
«سازمانی که طرح تغییر شاخصها را ارائه داده سازمان حفاظت محیط زیست است.» اکنون رئیس سازمان حفاظت محیط زیست به ایسنا گفته است: «به هیچ عنوان این طرح و هیچ پیشنهادی درباره بحث آلایندگیها از سوی سازمان محیط زیست مطرح نشده است. ما تنها در حال انجام و پیگیری اقدامات علمی این موضوع هستیم.» او البته عنوان کرده که موافق ایجاد این تغییرات است. علی سلاجقه افزود: تعطیلی مدارس به یکی از دغدغههای کشور تبدیل شده است چرا که از ابتدای مهرماه دانشآموزان کمتر از ۵۰ روز بهصورت حضوری به مدارس رفتهاند. این موضوع به بحث آموزش و زیرساختهای کشور ضربه اساسی میزند. دانشآموزان در فضای مجازی علاوه بر تاثیرات مخرب آن، به لحاظ علمی نیز نکات لازم را یاد نمیگیرند. بدین جهت وزارت آموزش و پرورش بانی این کار شد و این موضوع را پیشنهاد و مطرح کرد. رئیس سازمان حفاظت محیط زیست تاکید کرد: وزارت بهداشت و درمان، سازمان حفاظت محیط زیست و سازمان هواشناسی شاخصهای خاص خود را دارند. تعطیلی مدارس به محیط زیست هیچ ربطی ندارد و هیئت وزیران در هیئت دولت باید تصمیمات لازم را بگیرند. او ادامه داد: هیات وزیران سال ۹۷ برای شاخصهای آلایندگی و تعطیلی بر مبنا آنها تصمیمات لازم را اتخاذ کرد. اکنون نیز میتواند به تغییر آن اقدام کنند. سلاجقه در پایان ضمن موافقت با این طرح توضیح داد: در بسیاری از کشورها با رسیدن شاخص به ۲۰۰ تا ۳۰۰ نیز کشور را تعطیل نمیکنند. بدین جهت شاخصها باید به نحوی باشد که تعطیلی مهدکودکها، دبستان، سنین بالاتر و حتی برای افراد مبتلا به بیماریهای خاص به طور متفاوت از یکدیگر مشخص شود. طیف و محدوده فعلی باید تغییر پیدا کند به طوریکه با رسیدن شاخص به ۱۵۰ کشور تعطیل نشود. طیف شاخصهای آلودگی هوا باید انعطافپذیر باشد.
رقص «امید» و «آرزو» در نخستین دیدار
مدیرکل محیط زیست مازندران از رهاسازی درنای ماده که از بلژیک به ایران فرستاده شد، خبر داد و گفت: درنای ماده بعد از پنج روز نگهداری، رهاسازی شد و بعد از پنج دقیقه خود را به درنای امید نزدیک کرد و با رقص و آوازی که داشتند، نشان دادند که معارفه خوبی بین این دو پرنده انجام شده است.
به گزارش اداره کل روابط عمومی استان مازندران، عطاءالله کاویان توضیح داد: درنای ماده که از بلژیک به ایران منتقل شده است در این مدت در سازهای نگهداری میشد و به صورت لحظهای نیز پایش میشد. در این مدت به صورت همزمان رفتار درنای امید نیز در تالاب و در مجاورت این سازه مورد پایش قرار گرفت و در این چند روز فاصله این دو پرنده بهم نزدیکتر شد و صبح روز سهشنبه به دلیل فراهم بودن شرایط مناسب و رعایت پروتکلهای لازم رها سازی شد.
او با اشاره به پیگیریهای متعدد در حوزه اداره کل محیط زیست و سازمان متبوع با دفتر حیات وحش، تصریح کرد: مکاتبهای با آقای گیل در کشور بلژیک انجام شد و درنای امید مطابق با استاندارد به نزدیک سازه درنای ماده قرار گرفت و این رهاسازی به صورت تدریجی انجام شد.
مدیرکل محیط زیست مازندران افزود: بعد از پنج دقیقه درنای ماده از سازه خارج شد و خود را به درنای امید نزدیک کرد؛ پس از ۱۰ دقیقه در کنار هم با رقص و آوازی که انجام دادند نشان دادند که معارفه خوبی بین این دو پرنده انجام شده است.
او افزود: انتظاری که ما در حال حاضر داریم این است که از این لحظه به بعد ذات طبیعی این پرنده و محیط نقش خود را به خوبی انجام دهد و ما شاهد بروز رفتارهای طبیعی در هر دو پرنده باشیم. یک ماه به زمان مهاجرت بازگشت پرندگان باقی مانده است و امیدواریم با تغذیه مناسب و تقویت ماهیچههای پروازی شاهد مهاجرت آنها به صورت همزمان باشیم. این برنامه نهایی سازمان محیط زیست است.
کاویان با اشاره به تغذیه و گشت این دو پرنده در فاصله ۱۰۰ متری از هم، یادآور شد: تمام تلاش ما بر این است که پروژه با آرامش به موفقیت برسد.
قطع همکاری یونیسف و وزارت کشور درباره شهرهای دوستدار کودک
12 شهر به عنوان شهر پایلوت دوستدار کودک در کشور انتخاب شدند. همکاریهایی میان یونیسف و شهرداریها شکل گرفت تا یزد، سمنان، رشت، گرگان، مشهد، تبریز، تهران و… را به شهرهایی تبدیل کند که کودکان در آن آسایش داشته باشند. تابستان پارسال یکی از مهمترین گامها در راستای پذیرفتن کودکان در شهرها برداشته شد. شورای عالی معماری و شهرسازی، پارسال الزامات و ضوابط عام شهر دوستدار کودک را تصویب کرد. از آن زمان تاکنون اما خبر تازهای درباره شهرهای دوستدار کودک مخابره نشد. موسی پژوهان، مدیر پروژه شهرهای دوستدار کودک در گفتوگو با «پیام ما» هرچند که تلویحا توقف اقدامات صورت گرفته برای تبدیل شهرها به شهرهای دوستدار کودک را تایید میکند اما ناامید نیست. او میگوید تمام همکاریهای وزارت کشور با یونیسف برای شهرهای پایلوت دوستدار کودک متوقف شده است. او در این گفتوگو ریشهها و دلایل متوقف شدن اقدامات را شرح میدهد.
بعد از انتخاب ۱۲ شهر پایلوت به عنوان شهرهای دوستدار کودک و یک شهر که به عنوان کاندیدای شهر دوستدار کودک انتخاب شد، در دوره تازه مدیریت شهری در شهرهای اقصی نقاط کشور، خبر تازهای از آخرین وضعیت شهرهای دوستدار کودک به گوش نمیرسد. به نظر میرسد که بعضی از اقدامات متوقف شده باشد، آیا شما به عنوان مدیر پروژه شهرهای دوستدار کودک این موضوع را تایید میکنید؟
مجموعهای از موانع و مشکلات دامنگیر شهرهای پایلوت است. ببینید از میان 150 شهری که مدارکشان را به کمیته ملی شهر دوستدار کودک فرستادند 12 شهر را انتخاب کردیم که کارهایی کرده بودند؛ مثلا طبق دستورالعملی که در ما سازمان شهرداریها در سال 97 به وزارت کشور ابلاغ کردیم اداره شهر دوستدار کودک را تشکیل داده بودند و رئیس اداره و کارشناسان تعیین شده بود، شورای اجرایی شهر دوستدار کودک را تشکیل داده بودند. به علاوه اینکه زیرساختهایی در این شهرها فراهم بود. در نهایت 12 شهر را به عنوان پایلوت انتخاب کردیم. قرار شد در این شهرها کار شود؛ برنامه پنج ساله شهر دوستدار کودکشان را بگیریم و راستیآزماییهای لازم را انجام دهیم و اینها به شهر اصفهان بپیوندند که کاندیدا است و (شهر اصفهان به سمت نشان گرفتن رفته بود) این داستانها متاسفانه به نتیجه نرسید و همچنان منتظریم همکاریها به نتیجه برسد.
«دیزنی لند» بهترین نمونه این است که بفهمیم حوزه کودک و تجهیز فضاهای دوستدار کودک به لحاظ اقتصادی چقدر به صرفه است و چقدر سرمایهگذاری جذابی است. دلیل اینکه این فضاها به عقل شهرداریهای ما نمیرسد این است که انگیزه مدیریتی وجود ندارد و یک سری قوانین و مقررات دست و پاگیری هم برای جذب سرمایهگذاری وجود دارد. البته تحریمها نیز به شدت تاثیر دارد
چرا به نتیجه نرسید؟
مجموعهای از مسائل و مشکلات پیش آمد که به نتیجه نرسید. مهمترین مسئله ریشه در اولویت ندادن به قشر کودک و نوجوان در سیاستگذاریهای کلان، میانی و خرد کشور دارد؛ یعنی اولویت به کودک و نوجوان دستکم در نگاه دولت چه در سطح ملی، چه در سطح استانها و شهرستانها و چه در سطح شهرداریها که یک نهاد عمومی هستند و طبق بندهای شش و 21 ماده 55 موظفند به کودکان رسیدگی کنند، وجود ندارد. علی رغم اینکه سالها حرف زدیم و آگاهیرسانیهایی که کردیم و نهادسازیهایی که در قالب اداره شهر دوستدار کودک انجام دادیم ولی همچنان این موضوع در اولویت نیست.
حدود یک سال پیش بود که سند عام برای شهرهای دوستدار کودک در شورای عالی معماری و شهرسازی تدوین شد، اگر این موضوع در اولویت نبود پس چطور برای آن ضابطه به وجود آمد، تغییرات مدیریتی در تغییر نگاه موثر بود؟
اینها حاصل تلاشهای شخصی یا گروهی کوچک از ماست. کسانی که در مجموعه NGO و مجموعههای دولتی هستند و تلاشهای پراکندهای میکنند. ببینید وقتی موضوعی در اولویت سیاستگذاریهای کلان دولت نباشد در لایههای میانی و محلی دولت که شامل استانداریها و فرمانداریهاست هم نیست. شهرداریها هم علیرغم قیافه عمومی مستقلشان کاملا وابسته به دولت و کمکهای دولتی هستند و تا حد زیادی سعی میکنند سیاستهای دولت را پیگیری کنند، پس این موضوع در واقع برای آنها هم در اولویت نیست.
پس میتوان نتیجه گرفت که تمام اقداماتی که تاکنون برای شهرهای دوستدار کودک انجام گرفته هم با علایق شخصی برخی بوده و نه با دستور و مصوبه؟
وقتی روی شهرهای پایلوت تمرکز میکنیم، موضوع کمی فرق میکند؛ مثلا شهری مثل همدان داریم که بنا بر علایق و تعهدات شخصی معاون شهرسازی این شهر، کودکان در اولویت هستند؛ ولی اولویت مجموعه شهرداری و شورا دوستدار کودک نیست. به جرات میتوانم بگویم در 12 شهری که پایلوت هستند و ما تمام تلاشمان در چند سال اخیر این بوده که در اینها از طریق تقویت زیرساختهایشان یک الگوسازی کنیم، برنامههای مختلف و اطلس شهری کودکان و نوجوانان تهیه کنیم تا برای سایر شهرهایمان الگویی شوند، به صورت مبنایی شهر دوستدار کودک در اولویتهای سیاستگذاری و برنامهریزیشان نه در سطح شهرداری و نه در سطح شورا نیست. تلاشهایی هم که صورت میگیرد از روی علاقه شخصی است. من یک مثال برای شما بزنم، مدتی پیش موفق شدیم در وزارت میراث فرهنگی و گردشگری جلسهای بگذاریم و همدان را ببریم به سمت اینکه به پایلوت گردشگری کودک تبدیل شود که این علاقه شخصی معاونش بود و ما هم این ایده را با یکی از دوستانمان در وزارت میراث فرهنگی و گردشگری مطرح کردیم و این جلسه شکل گرفت ولی سیاستهای شهرداری به صورت منسجم و برنامهریزی شده پشتش نیست.
کمیته شهر دوستدار کودک در عموم شهرها ذیل شهرداری و شورای شهر ایجاد میشود و وظیفه این نهادها هم ایجاد زیرساخت برای ایجاد شهر دوستدار کودک است، از ایجاد پارک و بوستان گرفته و تا ایمن کردن فضاها، آیا میتوان نتیجه گرفت که با توجه به در اولویت نبودن این موضوع برای شهرداریها، زیرساختهای کافی هم برای ایجاد شهر دوستدار کودک تهیه نشده است؟
دقیقا! مشکل بعدی ما در شهرها این است که دوستدار کودک شدن نیازمند یکسری زیرساختها برای حضور کودکان و ایمنی و امنیت آنهاست که شهرهای ما اینطور نیستند. شهرهای ما اتومبیل محورند و شهرهایی هستند که به لحاظ زیرساخت های دوستدار کودک به شدت ضعیفند.
در مورد رفت و آمد کودکان، سالانه چهار پنج هزار کودک در تصادفات جادهای و درون شهری از بین میروند و بخش عمدهای از اینها در رفت و آمد بین خانه و مدرسه رخ میدهد و اکثرا هم جلوی در مدرسه اتفاق میافتد که علتش خطکشی نامناسب، عدم کنترل ترافیک و مدیریت سرعت اتومبیلها و عدم اطلاع مربیان، معلمان و متولیان کودک است. اساسا حضور کودکان در شهرهای ما یک حضور سخت و مشکلدار است. بچهها نمیتوانند در شهرها حضور پیدا کنند به خاطر اینکه زیرساختهایش فراهم نیست و فضاها ایمن نیست؛ همه این عوامل به یکدیگر وابستهاند و روی همدیگر تاثیر میگذارند و از همدیگر تاثیر میپذیرند. وقتی سیاستگذاری و ارادهای نباشد و موضوعی در اولویتهای شهرداری نباشد این فضاها هم تجهیز نمیشود. رفتن به سوی تجهیز و توسعه فضاهای دوستدار کودک هزینه میخواهد و در حال حاضر شهرداریها در الفبای مسائل اقتصاد شهری درجا میزنند و دیگر به این سمت نمیروند.
بودجه اداره شهر دوستدار کودک، در شهرداری عموما چقدر برآورد میشود؟
بودجه اداره شهر دوستدار کودک که یک اداره رسمی در بدنه شهرداری و حداقل کلانشهرها و مراکز استانها است به سختی به شش هفت هشت میلیارد میرسد و همه اینها صرف مطالعه میشود و چیزی صرف زیرساخت نمیشود و شهرداریها به شدت دچار مسائل مالی هستند و خیلی از شهرداریها ورشکسته هستند. از طرف دیگر هوش و عقل سرمایهگذاری از طریق مشارکت با بخش خصوصی را ندارند که به دنبال سرمایهگذاری بروند و سرمایه گذاران بیایند و پارکهای کودک و شهربازی ایجاد کنند.
«دیزنی لند» بهترین نمونه این است که بفهمیم حوزه کودک و تجهیز فضاهای دوستدار کودک به لحاظ اقتصادی چقدر به صرفه است و چقدر سرمایهگذاری جذابی است. دلیل اینکه این فضاها به عقل شهرداریهای ما نمیرسد این است که انگیزه مدیریتی وجود ندارد و یکسری قوانین و مقررات دست و پاگیری هم برای جذب سرمایه گذاری وجود دارد. البته تحریمها نیز به شدت تاثیر دارد. سرمایهگذاران داخلی به نسبت سرمایهگذاران بینالمللی که میتوانند در حوزه کودک سرمایه گذاری کنند قدرتشان بسیار محدود است و ترجیح میدهند در حوزههای دیگر که خطر و مقررات کمتر است سرمایهگذاری کنند؛ در حالی که بازار سرمایه گذاری کودک در ایران بازار خیلی جذابی است، یک بازار 20 میلیونی است و این بازار 20 میلیونی هر سرمایهگذاری را در هر جای دنیا قلقلک می دهد که بیاید سرمایهگذاری کند اما چون سرمایه گذاری در ایران امن نیست و کشور گرفتار تحریمهای گوناگونی است سرمایهگذاران خارجی نمیآیند.
همکاریهای وزارت کشور با شهرهای دوستدار کودک در چه مرحلهای است؟
ارتباطات و همکاریهایی که بین یونیسف و وزارت کشور بر سر شهرهای دوستدار کودک بود اکنون قطع شده است. قرارمان این بود که تفاهمنامهای بین یونیسف، وزارت کشور و شهرداریها بسته شود و شهرداریها تعهداتی بدهند و به سمت ایجاد یک سری زیرساختها و برنامههایی بروند و ما با کمک یونیسف در کمیته ملی از اینها حمایتهای فکری و فنی کنیم. قرار بود این تفاهمنامهها در سال 98 امضا شود که به دوران کرونا خورد و نتوانست امضا شود. مسائل و مشکلاتی هم در کشور نسبت به سازمانهای بینالمللی از جمله یونیسف به وجود آمد. در ابتدا شهرداریهای پایلوت انگیزه زیادی نشان می دادند و آماده بودند که به کرونا و سپس تغییر دولت و به تبعش تغییر دوستان مدیران شهری برخوردیم. شوراها و شهرداریهایی که با آنها کار کرده بودیم و آنان را به شهرهای پایلوت رسانده بودیم کلا عوض شدند و افراد جدیدی آمدند و گرفتار این شدیم که اینها را توجیه کنیم و همه موارد را از اول بگویم. ما به دنبال شهر دوستدار کودک ایرانی هستیم. نباید فراموش کنیم که ما 20 میلیون کودک و نوجوان ایرانی داریم که از بودجه کشور، بهره مندیهای سیاستهای توسعه کشور و فضاهای شهری سهم دارند.
پس با این تفاسیر که شما شرح دادید به نظر میرسد که اقداماتی که تاکنون برای شهرهای دوستدار کودک صورت گرفته، متوقف شده است.
نمیتوانیم بگوییم اقداماتی که شروع کردیم متوقف شده و جلو نمیرود. من ناامید نیستم و مسیری است که باید طی شود چون از پویاییهای لازم برخوردار است. عدهای قلیل، اسنادی که تهیه شده دلخوشیشان است. این قطار از حرکت نایستاده است و منتظر خون تازهای در رگهایشان هستند. یک مشکل دیگر این است که مشارکت کودکان در این حوزه وجود ندارد و مشارکت کودکان یک مسئله بسیار مهم است. کلا سیستمهای برنامهریزی و مدیریتمان مشارکتناپذیر و ضد مشارکت است. شهر دوستدار کودک بدون مشارکت کودکان اصلا محقق نمیشود و امکانپذیر نیست. فعلا قطار شهرهای دوستدار کودک در ایران در ایستگاههای ابتدایی مانده است و لوکوموتیوها توان حرکت ندارند ولی روزی را میبینم که با قدرت شروع کنند و با سرعت لازم به سوی شهرهای دوستدار کودک در ایران پیش بروند. اسنادی که ما تهیه کردیم را یک روز افرادی از کتابخانهها این بیرون میآورند و با شور و شوق و انگیزه برای اجرا به دنبالش میروند. ما این اسناد را برای چهار سال شورا ننوشتیم و برای 50 سال آینده نوشتیم تا شهرهای دوستدار کودک در ایران را به یک سمت امیدآفرین ببرد و مطمئنم این حرکت انجام میشود.
زمستان امسال یک بار دیگر بر اثر ریزش برف، محورهای مواصلاتی تعداد زیادی از روستاهای مناطق گوناگون کشور عملا از دسترس خارج شد و با وجود تلاشهایی که از نخستین روزهای هفته صورت گرفته هنوز جادههای دسترسی 582 روستا در استانهای البرز، لرستان، چهارمحال و بختیاری و آذربایجان شرقی بازگشایی نشده است. این در حالی است که بارش برف دیماه نیز حدود 800 جاده روستایی را به مدت بیش از یک هفته از دسترس خارج کرده بود.
بارش برف در دومین هفته بهمن یک بار دیگر روستاهای کشور را از دسترس خارج کرد و حالا با گذشت چند روز از شروع بارشهای سنگین که در زمستان امسال برای بار دوم شاهد آن هستیم هنوز امکان تردد در تعداد زیادی از روستاها وجود ندارد.
جاده 100 روستای بروجرد مسدود شد
یکی از شهرستانهایی که یک بار دیگر بر اثر بارش برف در زمستان دسترسی به تعداد زیادی از روستاهای خود را از دست داده، بروجرد در استان لرستان است. بر اساس خبر منتشر شده از ایرنا تا زمان تنظیم این گزارش، 100 روستا در این شهرستان به دلیل بارش برف دچار مشکلات جدی در محورهای مواصلاتی شدهاند. این خبرگزاری به نقل از مدیر راهداری و حمل و نقل جادهای این شهرستان نوشت: بارش شدید برف که از روز گذشته در شهرستان بروجرد آغاز شده در محدوده منطقه هیراب جاده بروجرد به اراک به ۵۰ سانتیمتر رسیده است و همچنان تداوم دارد. البته تیمهای امدادی مشغول بازگشایی مسیرها هستند. هماکنون رانندگی در جاده بروجرد-اراک به سختی انجام میشود و خودروها با زنجیر چرخ امکان تردد دارند.
معاون اداره کل راهداری و حمل و نقل جادهای آذربایجان شرقی: بارش مکرر و متوالی برف همراه با کولاک و سرمای هوا کار را برای اکیپهای عملیات کند و سخت کرده است. این شرایط در حالی است که همزمان باید خدمات به بسیاری از خودروهایی که در راه میمانند نیز ارائه شود
محمدایرانشاهی ادامه داد: با توجه به فعال شدن سامانه بارشی در شهرستان بروجرد مردم از سفرهای غیرضروری خودداری کنند و در صورت لزوم، تجهیزات ایمنی و گرمایشی را به همراه داشته باشند. شهرستان بروجرد دارای بیش از ۱۸۰ روستا در بخش اشترینان و مرکزی است که تعداد بالای روستاها و پراکندگی آنها کمی عملیات برفروبی و بازگشایی را با مشکل مواجه میکند.
راه ارتباطی ۱۵۰ روستای شهرستان کوهرنگ مسدود شد
شهرستان کوهرنگ نیز از جمله مناطقی است که هر سال از پاییز با ریزش برف محورهای مواصلاتی روستاییاش را گاه تا چند ماه از دست میدهد و تقریبا فقط این آب شدن برفهاست که جادهها را یک بار دیگر قابل تردد میکند. این بار نیز خبرگزاری دولت در پی بارش برف روز گذشته از مسدودی 150 روستای این شهرستان واقع در چهارمحال و بختیاری خبر داد. فرماندار کوهرنگ در گفتوگوبا «پیام ما» با تایید این خبر میگوید: این عدد 150 مربوط به روستاهایی است که دسترسی به آنها به طور کامل قطع شده است اما در عموم محورهای مواصلاتی استان چه فرعی و چه اصلی با بارش برف شدید دچار اختلال شدهایم. متاسفانه تداوم بارش و سقوط مکرر بهمن بهویژه در مناطق کاملا مرتفع و کوهستانی عملیات بازگشایی را با مشکلات جدی مواجه کرده است.
شهباز اکبری ادامه میدهد: بارش برف در مناطقی دیگر از جمله بازفت و صمصامی نه تنها در جاده مشکل آفریده بلکه گزارشهای مکرر از قطع آب و برق و گاز دریافت کردهایم و میتوانیم بگوییم شرایط این مناطق تا رفع مشکل بحرانی است. جلسههای ستاد بحران تشکیل و برنامه برای عملیات ترمیم جادهها و خطوط خدماترسان مانند آب و برق و گاز معین شده است. تیمهای امدادی مشغول کار هستند اما شرایط جوی روند را کندتر از انتظار کرده است. فقط در یک نمونه ارتفاع برف در شهر چلگرد به حدود ۲ متر و در گردنهها و نقاط مرتفع به بیش از سه متر میرسد. اما کار با وجود همه این شرایط در حال انجام است.
مدیرکل راهداری و حمل و نقل جادهای البرز: امکان ریزش بهمن در محور چالوس زیاد است. شهروندان از تردد غیرضروری در محورهای استان البرز خودداری کنند و در صورت نیاز به یک تردد ضروری استفاده از زنجیر چرخ، ضد یخ، همراه داشتن وسایل گرم و آب را فراموش نکنند
او ادامه میدهد: بر اساس آنچه اداره کل هواشناسی استان به ستاد مدیریت بحران استانداری اعلام کرده است سامانه بارشی فعال در استان موجب بروز رعد و برق در برخی نقاط و کولاک برف در گردنهها و رخداد بهمن میشود به همین دلیل از همه مردم میخواهیم خود را در مناطق امن نگه دارند و ترددهای غیرضروری را به وقتی دیگر موکول کنند. گرچه تیمهای هلال احمر در همه نقاط استان مستقر هستند اما همراهی شهروندان در این شرایط میتواند از پیچیدگی کار کم کند.
308 روستای آذربایجان شرقی درگیر با برف
استان آذربایجان شرقی نیز به شکل فراگیری دچار بارش برف سنگین شده است به طوری که بنا به اعلام خبرگزاری روستا، در زمان تنظیم این گزارش اکیپهای راهداری مشغول بازگشایی جادههای دسترسی به 288 روستا در این استان هستند و برای 20 روستا هنوز هیچ اقدامی انجام نشده است.
به گزارش این خبرگزاری، بیشتر این روستاها در در مناطق کوهستانی و برفگیر شهرستانهای مراغه، هشترود و چاراویماق قرار دارند.
غلامرضا رسولزاده، معاون اداره کل راهداری و حمل و نقل جادهای آذربایجان شرقی در گفتوگو با «پیام ما» توضیح میدهد: بیشترین میزان برفروبی در آزادراه تبریز-زنجان و شهرستان های هشترود، چاراویماق، بستانآباد، اهر، ورزقان و هریس انجام شده اما بارش مکرر و متوالی برف همراه با کولاک و سرمای هوا کار را برای اکیپهای عملیات کند و سخت کرده است. این شرایط در حالی است که همزمان باید خدمات به بسیاری از خودروهایی که در راه میمانند نیز ارائه شود.
او ادامه میدهد: بارش سنگین برف در سه روز گذشته شروع شده است. خوشبختانه پس از دریافت هشدارهای هواشناسی جلسه ستاد بحران استان تشکیل شد. بنابراین اکیپهای امدادی و عملیاتی بلافاصله در جادهها مستقر و فعالیتهای خود را آغاز کردند. موفق شدیم ۹ هزار و ۲۲۴ کیلومتر باند از راههای استان را برفروبی و همزمان برای جلوگیری از لغزندگی جادهها، ۲ هزار و ۹۰۳ تن نمک و شن را در جادهها بپاشیم. همین طور در مجموع محورهای اصلی و فرعی استان به 32 خودروی حادثهدیده یا در راه مانده امدادرسانی شد.
بر اساس گزارش اداره کل هواشناسی آذربایجان شرقی، سامانه بارشی کلیه نواحی بهویژه نیمه جنوبی استان را دربرگرفته و فعالیت آن تا اواخر هفته تداوم خواهد یافت. همچنین فعالیت این سامانه موجب لغزندگی، مه گرفتگی، کولاک برف، اختلال در تردد بهویژه در گردنهها و جادههای کوهستانی و در نواحی گرمسیر استان احتمال آبگرفتگی معابر عمومی میشود.
برف، راه ۲۴ روستای البرز را مسدود کرد
استان البرز در همسایگی پایتخت نیز از برف شدید در امان نماند. بنا به اعلام مدیرکل راهداری و حمل و نقل جادهای البرز به ایرنا، تمام راههای اصلی استان به جز محور جدید هشتگرد-طالقان باز است اما بارش برف سنگین سبب انسداد راه ارتباطی ۲۴ روستای کوهستانی در این استان شده است.
به گزارش ایرنا، علی زندیفر گفت: این بارشها که از شب گذشته تاکنون در ارتفاعات البرز شدت گرفته، سبب انسداد راه ارتباطی ۱۲ روستا در شهرستان طالقان و ۱۲ روستا در حاشیه جاده گردشگری کرج–چالوس شده است. تیمهای راهداری استان البرز در حال بازگشایی این راههای روستایی هستند.
علی زندیفر در پی تماس «پیام ما» اعلام کرد که در یک حادثه در محور کرج چالوس قرار دارد و امکان مصاحبه نخواهد داشت. با این وجود این مسئول در گفتوگویی کوتاه گفت: امکان ریزش بهمن در این محور زیاد است. شهروندان از تردد غیرضروری در محورهای استان البرز خودداری کنند و در صورت نیاز به یک تردد ضروری استفاده از زنجیر چرخ، ضد یخ، همراه داشتن وسایل گرم و آب را فراموش نکنند.
بهزیستی به دنبال توانبخشی کودکان اوتیسم
دفتر امور توانبخشی روزانه و توانپزشکی بهزیستی به دنبال کودکان اتیسم از خانوادههای کم برخوردار را تحت پوشش قرار داده و با پرداخت ماهانه ۲ میلیون و ۲۵۰ هزار تومان به ازای معرفی هر کودک به عنوان یارانه به مراکز اوتیسم و همچنین واریز 1 میلیون و ۸۳۰ هزار تومان به مراکز چندمعلولیتی با کاربری اوتیسم تلاش دارد اوضاع زندگی را برای این کودکان بهتر کند. رامین رضایی، مدیرکل دفتر امور توانبخشی روزانه و توانپزشکی بهزیستی علت پرداخت این مبالغ به مراکز اتیسم را بالا بودن نرخ خدمات و تحت پوشش بیمه نبودن خدمات توانبخشی میداند. این در حالی است که به گفته او متولی تهیه و تامین داروهای مورد نیاز اختلال طیف اوتیسم و بیمه این افراد در تمام خدمات سلامت از جمله خدمات توانبخشـی، وزارت بهداشت است. بهزیستی با این رویکرد همچنین طرح غربالگری کودکان اتیسم را راه اندزی کرده که افراد دارای کودک 2 تا 5 ساله مشکوک به این بیماری میتوانند در سامانه الکترونیک اتیسم بهزیستی نامنویسی کنند و از طرف کارشناسان این مرکز در آزمونهای تشخیصی شرکت داده شوند و در صورت تشخیص قطعی اتیسم، کودک به مراکز آموزش و توانبخشی اختلال طیف اوتیسم استان محل زندگی خود برای مداخلات مرکزمحور و خانوادهمحور ارجاع داده شود.
مدیرکل دفتر امور توانبخشی روزانه و توانپزشکی بهزیستی از برخورداری نزدیک به ۲۰۰ هزار کودک ۲ تا پنج سال از خدمات غربالگری و تشخیص اوتیسم در سراسر کشور خبر داد. به گزارش ایرنا از سازمان بهزیستی کشور، رامین رضایی هم زمان با چهل و چهارمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی در تبیین و تشریح اقدامات و دستاوردها به راهاندازی مراکز روزانه آموزشی و توانبخشی اختلال طیف اوتیسم و مراکز چندمعلولیتی با کاربری اوتیسم در مناطق کمبرخوردار، گفت: «در حال حاضر در ۳۱ استان کشور، ۱۱۰ مرکز روزانه آموزشی و توانبخشی اختلال طیف اوتیسم با 1هزار و ۲۵۳ نفر پرسنل تخصصی وجود دارد که به چهار هزار و ۲۶۴ کودک با اختلال طیف اوتیسم خدمات ارائه میدهند.» مدیرکل دفتر امور توانبخشی روزانه و توانپزشکی بهزیستی کشور به فعالیت ۱۶ مرکز چندمعلولیتی با کاربری اوتیسم با ۱۶۴ نفر پرسنل تخصصی و آموزشدیده اشاره کرد و گفت: «در حال حاضر ۹۹ کودک با اختلال طیف اوتیسم تحت نظارت سازمان بهزیستی کشور، خدمات دریافت میکنند.»
مدیرکل دفتر امور توانبخشی روزانه و توانپزشکی بهزیستی: در حال حاضر در ۳۱ استان کشور، ۱۱۰ مرکز روزانه آموزشی و توانبخشی اختلال طیف اوتیسم با 1هزار و ۲۵۳ نفر پرسنل تخصصی وجود دارد که به چهار هزار و ۲۶۴ کودک با اختلال طیف اوتیسم خدمات ارائه میدهند
کودکان اتیسم به 100 ساعت آموزش نیاز دارند اما بودجه تنها اجازه 9 ساعت را میدهد
به گفته او، پرسنل تخصصی این مراکز بعد از دریافت آموزشهای گسترده حضوری و کارگاهی، از کفایت لازم به منظور اجرای برنامه غربالگری، تشخیص و مداخلات مرکزمحور و خانوادهمحور درباره افراد دارای اختلال، برخوردار شده و تعداد ۷۱ مرکز فوق به عنوان پایگاههای دائمی اجرای برنامه مذکور نیز فعالیت میکنند که در این مراکز مطابق پروتکل آموزشی توانبخشی بسته خدمتی مداخلات مرکزمحور در حداقل سه روش تیچ، ABA و تعامل همهجانبه و خانوادهمحور (بسته آموزشی روزنه) به کودکان و خانواده آنها ارائه میشود. او به واریز ماهانه ۲ میلیون و ۲۵۰ هزار تومان به ازای معرفی هر کودک به عنوان یارانه به مراکز اوتیسم و همچنین واریز 1 میلیون و ۸۳۰ هزار تومان به مراکز چندمعلولیتی با کاربری اوتیسم برای ارائه خدمات به کودک پذیرششده، اشاره کرد و گفت: «علت پرداخت نشدن مستقیم این مبالغ به خانوادهها، بالا بودن نرخ خدمات توانبخشی در کلینیکهای وابسته به وزارت بهداشت و نبود پوشش بیمه برای خدمات توانبخشی مورد نیاز این افراد است.» رضایی، ادامه داد: «با این بودجه میتوان حدود ۹ ساعت از کلینیکها خرید خدمت کرد، حال آنکه این افراد به طور متوسط به حدود ۱۰۰ ساعت برنامه آموزشی و توانبخشی نیازمندند. به همین منظور سازمان بهزیستی کشور با تامین و پرداخت این مبالغ به مراکز آموزشی توانبخشی اوتیسم تحت نظارت خود، بسته کامل خدمتی مورد نیاز این افراد در طول یک ماه را تهیه و همه روزه از ساعت ۸ تا ۱۳ در اختیار کودکان و خانوادهها قرار داده است.» به گفته مدیرکل دفتر امور توانبخشی روزانه و توانپزشکی بهزیستی کشور، حداکثر شهریه خانواده به عنوان سهم مشارکت خانواده در این مراکز که در بسیاری از موارد به دلیل نبود استطاعت مالی خانواده، پرداخت نمیشود؛ در مراکز اوتیسم و چندمعلولیتی با کاربری اوتیسم ۳۱۰ هزار تومان در ماه است. او ادامه داد: «متولی تهیه و تامین داروهای مورد نیاز اختلال طیف اوتیسم و نیز بیمه در تمام خدمات سلامت از جمله خدمات توانبخشـی، وزارت بهداشت است.»
اجرای طرح غربالگری و مداخله برای کودکان اوتیستیک در سراسر کشور
رضایی در ادامه به اجرای غربالگری، تشخیص و مداخله در اختلال طیف اوتیسم در سراسر کشور اشاره کرد و گفت: «در این برنامه، ضمن اطلاعرسانی و آگاهسازی گسترده در سطح استانهای کشور درخصوص اختلال طیف اوتیسم، تمامی کودکان در سنین طلایی مداخلات (۲ تا ۵ ساله)، مراجعهکننده به پایگاههای غربالگری و تشخیص آن استان (مراکز روزانه آموزش و توانبخشی اختلال طیف اوتیسم)، توسط والدین و با راهنمایی مربیان و کارشناسان آموزشدیده از نظر احتمال دارا بودن علائم این اختلال، مورد سنجش و غربال قرار خواهند گرفت.» مدیرکل دفتر امور توانبخشی روزانه و توانپزشکی بهزیستی کشور، ادامه داد: «سپس در صورت مشکوک بودن کودک به دارا بودن این اختلال، توسط کارشناسان مورد اجرای آزمون تشخیصی قرار خواهند گرفت و در صورت قطعی شدن تشخیص، کودک به مراکز آموزش و توانبخشی اختلال طیف اوتیسم استان محل زندگی خود برای مداخلات مرکزمحور و خانوادهمحور ارجاع داده میشود.» به گفته این مقام مسئول از زمان اجرای غربالگری، تشخیص و مداخله در اختلال طیف اوتیسم در کشور قریب ۲۰۰ هزار کودک در سنین ۲ تا ۵ سال از خدمات غربالگری و تشخیص سازمان بهزیستی کشور برخوردار هستند و در صورت دریافت تشخیص قطعی برای بهرهمندی از خدمات مداخلهای، به مراکز روزانه آموزشی توانبخشی اختلال اوتیسم تحت نظارت، ارجاع داده شدهاند.
شناسایی 382 کودک 2 تا 5 ساله اوتیسم در سال 1401
مدیرکل دفتر امور توانبخشی روزانه و توانپزشکی بهزیستی کشور به ۷۶۷ مورد آزمون غربالگری اختلال اوتیسم در سال جاری اشاره کرد و یادآور شد: «از این تعداد ۵۵۰ مورد مشکوک شناسایی شدند که از ۳۹۰ مورد مصاحبه پیگیری صورت پذیرفت که نهایتا ۳۸۲ کودک ۲ تا ۵ سال تشخیص و برای مداخله و بهرهمندی از خدمات به مرکز ارجاع شدند.» رضایی با بیان اینکه در راستای اجرای برنامه غربالگری، تشخیص و مداخله در اختلال اوتیسم و تسهیل دسترسی، سامانه الکترونیکی
(www.autism.behzisti.net) در سازمان بهزیستی کشور راهاندازی شد، گفت: «این سامانه امکان اجرای آنلاین آزمون غربالگری توسط خانوادهها و ارجاع به پایگاههای غربالگری و تشخیص بهزیستی برای دریافت خدمات تشخیصی و نیز معرفی به ستاد پذیرش و کمیسیونهای پزشکی توانبخشی تعیین نوع و شدت معلولیت برای قرارگیری در چرخه خدمات حمایتی و نیز بهرهمندی از خدمات تخصصی در قالب مراکز روزانه آموزشی توانبخشی اختلال طیف اوتیسم فعال در سراسر کشور را با بالاترین دقت و کمترین زمان و هزینه فراهم کرده است.»
