زمینه ‌و زمانه‌ی انقلاب

منتشر شده در صفحه صفحه اول | شماره 565

زمینه ‌و زمانه‌ی انقلاب

۲۲ بهمن ماه سالگرد انقلاب بهمن را مردم ایران برای سی‌ وهفتمین بار جشن گرفتند و از شهدای این انقلاب پیروز یاد کردند. باشد که هر سال این پیروزی خواست مردم در برابر خواست‌های یک خانواده و اطرافیان دیکتاتور پرست‌شان را جشن بگیریم، اما چیزی در این میان کم است و به نظر من نگاهی جامع به وضعیت جهان در آن تاریخ است. همانطور که می‌دانید دهه ۷۰ و هشتاد میلادی دوران انقلاب‌ها و پیروزی مردم بر دولت‌های دیکتاتور و ضد مردمی بود که به زور اسلحه‌ی آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها و صرفا برای دفاع از منافع این دو کشور و استعمار گران و استثمارگرانی شبیه این دو، دست‌نشانده‌هایی در سراسر جهان با حکومت نظامی و دخالت مستقیم ارتش‌های ضد مردمی و اندیشه‌های فاشیستی روی کار می‌آمدند و با پشتیبانی‌های مختلف آموزشی و تولید سخت‌افزار در زمینه‌ی شکنجه‌ و بازجویی‌های جهنمی‌گرفته تا متدها و تکنولوژی‌های نوین برای تعقیب و پیگیری دلسوزان مردم و وطن‌پرستان واقعی در سراسر جهان و علی الخصوص ایران آخرین تلاش‌های خود را می‌کردند تا بتوانند دول دست نشانده و فرمان‌بری در کشورهای درحال توسعه روی کار بیاورند و از مردم به عنوان کارگران تقریبا رایگان و از معادن و سرمایه‌های ملی به عناوین مختلف سود ببرند و در پایان هم آن کشور و مردمش را مثل اناری آب گرفته شده به گوشه‌ای رها کنند تا در جنگ داخلی و آتشی که ایشان افروخته‌اند بسوزد و محتاج کمک‌های بشر دوستانه‌ی همین استثمارگران بشود از آغاز دهه‌ی ۷۰ شروع می‌کنم که انقلاب ما در پایان این دهه و در فوریه‌ی ۱۹۷۹ رخ داد و تا همیشه این پیروزی مایه‌ی افتخار آزادی‌خواهان ایرانی خواهد بود. فقط چند مورد از رخ‌دادهای آن پروسه‌ی زمانی را یاد آوری می‌کنم تا با فضای کلی جهان در آن دوران آشنا بشویم در آغاز دهه‌ی هفتاد:
۱۹۷۰- انقلاب قدرت سیاهان در ترینیداد و جنبش مردم در گینه رخ داد.
۱۹۷۱- سپتامبر سیاه در اردن و جنگ آزادی بنگلادش از پاکستان شرقی سابق اتفاق افتاد و جمهوری خلق بنگلادش بنیان گذاری شد.
۱۹۷۲-انقلاب مردم بنین در غرب آفریقا و سپس شروع جنگ داخلی در مالاگاسی در آفریقا که در ۱۹۷۵ به پیروزی رسید.
۱۹۷۳ – شروع جنبش سرخپوستان آمریکایی به نام زانوی زخمی برای مبارزه با تبعیض علیه سرخ‌پوستان و محمد داودخان پادشاهی در افغانستان را به زیر کشید و ایجاد حکومت جمهوری کرد.
۱۹۷۵- مردم تایلند، اتیوپی و پرتغال هم با انقلاب‌هایی خود را رها کردند و برای اینکه ادامه‌ی مطلب تبدیل به فهرستی از تاریخ‌ها و رخ‌دادها نشود صرفا کشورهایی که تا ۱۹۷۹ شاهد انقلاب در خاک خود بودند را نام می‌برم: مراکش، موریتانی،کامبوج، کودتا در جمهوری بنگلادش و سپس در ۱۹۷۵ کودتایی دیگر و در پایان رحمان پس از سه کودتا و ضد کودتا به مسند قدرت نشست. آتش گشودن پلیس تایلند به سوی دانشجویان و تحصن‌کنندگان در دانشگاه تاماسات و کشتن صدها نفر از مخالفین و با کودتایی به قدرت رسیدن ارتش در تایلند.شورش نان در مصر که در پایان این شورش ۷۹ نفر کشته و ۸۰۰ نفر زخمی به جاماند که همگی از مردم فرو دست مصر بودند و دغدغه‌های اولیه‌ی حیات را داشتند.۱۹۷۷ آغاز جنبش زنان در گینه و سال بعد انقلاب ساور در افغانستان و کشته شدن محمد داودخان در آن ماجرا. در سال ۱۹۷۹ جنبش جواهر جدید در گرانادا به شکل مسلحانه‌ای آغاز شد و دولت اریک گری را از پا در آورد. دیکتاتوری سوموزا در نیکاراگوئه توسط انقلاب مردم مارکسیست آن کشور به پایان رسید و جمهوری خلق نیکاراگوئه بنیان گذاری شد و در همان سال کامبوج از خمرهای سرخ آزاد شد و در پایان دهه‌ی هفتاد انقلاب اسلامی ایران بر رژیم پهلوی پیروز شد.
وضعیت تولید در کشور
در دوران حکومت محمدرضا پهلوی یکی از دلایلی که موجب کاهش تولید داخلی و عدم تمایل تولیدکنندگان به تولید می‌شد، اعمال تعرفه های گمرکی پایین از سوی دولت نسبت به کالاهای وارداتی خارجی بود. به عبارت دیگر در نتیجه اعمال تعرفه های گمرکی پایین ، کالاهای خارجی به وفور و با قیمت بسیار نازل در بازار یافت می شد این سیاست اقتصادی نامناسب ، در جهت تضعیف تولیدات داخلی ، افزایش وابستگی اقتصادی کشور به قدرت های صنعتی و تامین بازار برای آنان بوده است زیرا در چنین شرایطی تولید کننده نوپا و کم تجربه داخلی امکان رقابت با تولید کننده توانمند و مجرب خارجی را نمی یابد و به سهولت از صحنه رقابت خارج می شود و حضور در عرصه تولید را مقرون به صرف نمی یابد .در همین خصوص باید در جواب عده‌ای که معتقدند قیمت‌ها در زمان محمدرضا پهلوی ارزان‌تر بوده است گفت؛ بله، کالا در آن زمان ارزان‌تر بوده است اما باید به این نکته بسایر مهم توجه داشت که ارزانی کالاها (به معنای عرفی آن ) یکی از بزرگ ترین موانع رشد و توسعه اقتصادی در جوامع ، به خصوص در جوامع در حال توسعه تلقی می شود ؛ ارزانی غیر معقول ، موجب تضعیف موقعیت تولید کننده و در نهایت ، تضعیف تولیدات داخلی می شود. از همین رو در اکثر کشورهای پیشرفته اقتصادی ،گرانی وجود دارد. برای مثال، بانک جهانی برای چندمین بار، توکیو پایتخت ژاپن را به عنوان گران ترین شهر جهان اعلام کرده است حتی در این کشورها گاه با ارزانی مبارزه نیز می شود، زیرا با واقعی شدن قیمتها ست که می توان از تولید کننده داخلی حمایت کرد و حمایت از تولیدکننده داخلی نیز در نهایت تامین منافع مصرف کننده داخلی را به همراه دارد .
افزایش واردات به منظور پاسخ به تقاضاهای روزافزون و در نتیجه « تغییر الگوی مصرف و عادت دادن مردم به استفاده از کالاهای که امکان تولید آن در کشو رموجود نبود کل زندگی اقتصادی، اجتماع و فرهنگی ایران را با انحصارات غربی پیوند داد تا آنجا که نه تنها برای به حرکت در آوردن چرخ صناثع بلکه برای هرگونه فعالیتی اعم از تولیدی و خدماتی، نیازها از طریق واردات تأمین می‌شد. پس صنایع وابسته پیشاهنگ وابستگی اقتصادی در ایران محسوب می‌شوند.
اخبار و رویدادها بر جای مانده از رژیم شاه شدت این وابستگی را به خوبی نشان می‌دهد. به عنوان مثال کارخانه ارج با هشت هزار کارگر در سال 1356 به علت نداشتن پیچ متوقف می‌شود
کشاورزی و دامداری
در دهه 40، ایران هنوز به طور عمده جامعه‌ای کشاورزی بود. کشاورزی همچنان چهل تا پنجاه درصد از تولید ناخالص ملی را تشکیل می‌داد. سرشماری سال 1345 نشان می‌داد که حدود نیمی از جمعیت شاغل کشاورزانی بودند که مستقیماً در مشاغل کشاورزی فعالیت داشتند؛ اما در همین سال‌ها و حدفاصل سال‌های(1357-1341) حکومت پهلوی تصمیم به اتخاذ سیاست‌های اصلاحات ارضی گرفت که به انقلاب شاه و ملت معروف بود. این اصلاحات، اقتصاد ایران را دچار تحولات و بحران های فراوانی می‌کند.
اهدافی که در اصلاحات ارضی و در بخش کشاورزی دنبال می‌شد شامل «رشد و توسعه امور زراعی و کشاورزی در جهت تامین نیازمندی های مردم و کاهش وابستگی ایران به محصولات کشاورزی وارداتی بود»؛ اما نه تنها این اهداف تحقق نیافت، بلکه نیاز ایران به واردات کشاورزی را افزون تر کرد. یعنی 15 سال بعد از انقلاب شاه و ملت روستاهای ایران به واردات مواد غذایی از خارج وابسته بودند و روز به روز این وابستگی بیشتر می شد. تا جایی که به ادعای منابع خارجی میزان واردات کشاورزی در فاصله سال های 1356 تا 1357 با افزایش 14 درصدی رو به رو بوده است. طبق آمار رسمی دولت در سال 1356، دولت فقط توانایی تامین مواد غذایی مردم خود برای 33 روز در سال را داشت و مجبور بود باقی مواد غذایی را از خارج وارد کند. برای مثال مرغ را از فرانسه، تخم‌مرغ را از اسرائیل، سیب را از لبنان، پنیر را از دانمارک وارد می‌کرد.
گزارشگران سازمان ملل و پژوهشگران غربی که درباره اصلاحات ارضی به تحقیق و تفحص پرداخته اند در مورد شکست این اصلاحات گزارش می دهند که فقیرتر شدن میلیون ها روستایی، سیر صعودی بیکاری، کار با مزد کم طی دهه 1960 و آبیاری ناکافی از نتایج این اصلاحات بود. رشد فرآورده های کشاورزی در سال تنها دو درصد بود، حال آنکه سالانه سه درصد بر تعداد جمعیت و شش درصد بر خرج زندگی افزوده می شد.
صنعت
بخش صنعت در این دوره‌ با برنامه‌ها و طرح‌های گسترده‌ای که از طرف اقتصاد جهانی ارائه می‌شد، تغیرات وسیعی را شاهد بود. حمایت‌های همه جانبه دولت از این بخش از دهه 40 به بعد افزایش یافت. به تدریج رشته‌های صنعتی گوناگون با برخورداری از حمایت‌های همه جانبه دولت و مشارکت مستقیم و غیر مستقیم شرکت‌های انحصاری خارجی تأسیس شد.
کارخانه‌های تولید کننده کالاهای مصرفی، واسطه‌ای، سرمایه بر و سنگین یکی پس از دیگری در قطب‌های صنعتی و اقتصادی کشور ایجاد شدند و نیروهای ماهر و غیر ماهر شهری و مهاجرین روستایی را به خود جذب کردند. خصوصیت عمده این نوع صنایع، مصرفی بودن و وابستگی آنها از نظر مواد اولیه، قطعات، ماشین آلات، نیروی انسانی متخصص و در نتیجه وابستگی تولید به خارج بود.
اگر چه بخش صنعت در این سالها تغییرات زیادی را شاهد بوده است ولی ماهیت آن مانند دوره‌های گذشته تحت تأثیر سه عامل اصلی یعنی دولت، درآمد حاصل از فروش نفت و اقتصاد جهانی قرار داشت. دولت تمام سرمایه گذاری بخش صنایع سنگین و سرمایه بر را خود بر عهده داشت و سایر سرمایه گذاری‌ها نیز زیر نظر دولت صورت می‌گرفت.
فروش نفت به خصوص در این دوره از اهمیت بالایی در پیشبرد طرح های اقتصادی برخوردار بود. به دنبال افزایش بهای نفت در اوایل دهه 50 بلند پروازی‌های حرکت به سوی تمدن بزرگ اثرات خود را بیشتر از گذشته نشان می‌داد و درآمدهای ایران عملا تا پایان دوره حکومت پهلوی وابسته به نفت بود. به عنوان نمونه در سال 1353، 98 درصد صادرات ایران را نفت تشکیل می داد.
از طرفی دیگر صنعت ایران مانند سایر کشورهای پیرامونی تحت تاثیر مستقیم رشد و گسترش اقتصاد جهانی قرار داشت. برنامه‌های توسعه عمرانی ایران بر اساس توصیه‌های سازمان های و مؤسسات بین المللی و جوامع زیر نفود اقتصاد جهانی تنظیم شد. وام‌ها و کمک‌های اقتصادی، نظامی و سیاسی این سازمان‌ها، پایه و اساس رشد و توسعه اقتصاد سرمایه داری پیرامونی و صنعت وابسته ایران بود. در نهایت این فرایند توسعه، وضعیت طبقاتی را در ایران تغییر داد و اختلافات طبقاتی بیشتر و بیشتر شد.
توسعه صنعت کشور طی سال‌های قبل از انقلاب اسلامی ایران و به ویژه در برنامه‌های اول، دوم و سوم بر مبنای ایجاد و توسعه صنایع مصرفی استوار بود و قاعدتا با گسترش کامل صنایع مصرفی و مونتاژ رفته رفته وابستگی شدید به واردات، فقدان هرگونه عمق در تولید صنعتی و فقدان رابطه منطقی میان بخش صنعت با سایر بخش های اقتصاد ملی و زیر بخش‌های صنعت از جمله ویژگی‌های نظام صنعتی کشورگردید. صنایع کشور همچنان از ضعف ساختار برخوردار بوده و اغلب بر صنایع مونتاژ تکیه شده بود. به این ترتیب صنایع تکنولوژی بر، تا 90 در صد به خارج وابسته بودند و در سال 1357 به جز نفت کالای عمده دیگری برای صادرات وجود نداشت
وضع معیشت مردم
در گذشته قیمتها پایین بوده ولی قدرت خرید مردم بسیار پایین تر از آن بوده است. به طور مثال درآمد کارمند عادی ماهانه 500 تا 1200 تومان بود (البته حقوق 1000 تومانی در سالهای حدود 1348 برای افراد بسیار کمی بود) و قیمت پیکان در آن زمان حدود 28000 تومان بود یعنی حقوق بیش از 28 ماه یک کارمند.
بر اساس آمار بانک جهانی، 46 درصد مردم ایران در سال 1356 زیر خط فقر بودند و ضریب جینی در ایران قبل از انقلاب بیش از 45 بوده است.
منابع: ایران بین دو انقلاب/ مبانی اقتصاد سیاسی/تاریخ جنبش‌های اجتماعی/سایت دانا

22

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

از «پیام ما» بیشتر بدانید :