لزوم جریان‌سازی حفاظت از تالاب‌ها در برنامه هفتم توسعهسیاستگذار اقتصاد تالاب‌ها ر ا در برنامه توسعه ببیندباید به این سوال پاسخ داده شود که ضرورت حفاظت از تالاب‌ها توسط دیگر بخش‌های دولتی و خصوصی و همچنین مردم چیست؟

سه شنبه 03 اسفند 1400

فعالیت تمام بخش‌های اقتصادی، در سطوح مختلف و به طرق متفاوتی بر اکوسیستم‌های طبیعی از جمله تالاب‌ها، تاثیر می‌گذارند. در عین حال، حیات اقتصادی بخش‌های مختلف تولیدی و همچنین معیشت جوامع انسانی فعال در این بخش‌ها، به طرز پیچیده‌ای مستلزم حفاظت و بهره‌برداری پایدار از تالاب‌ها و دیگر اکوسیستم‌های طبیعی است. از این رو، موضوع حفاظت و احیای تالاب‌های کشور به‌طور محدود در قوانین برنامه های توسعه چهارم (ماده 67)، برنامه پنجم (مواد 187، 191 و 193) و همچنین برنامه ششم توسعه (ماده 38)، مورد توجه قرار گرفته است و سوال اینجاست که این دست قوانین تا چه اندازه منجر به حفاظت و پایداری زیست بوم‌های تالابی کشور شده‌اند؟ و اگر موثر نبوده‌اند، دلایل آن چیست؟ و راهکار کدام است؟

با نگاهی به این قوانین از یک سو می‌توان دریافت که این مواد قانونی منحصر به فصل محیط زیست برنامه‌های توسعه بوده و از سوی دیگر، همزمان برنامه‌های توسعه، قوانین متعدد و متنوع مرتبط با دیگر بخش‌های توسعه و تولیدی را نیز شامل بوده‌اند که متاسفانه بدون توجه کافی به تالاب‌ها، تدوین و عملیاتی شده‌اند و در نتیجه آن، قوانین مربوط به حفاظت و احیای تالاب‌ها مندرج در برنامه‌های توسعه اقتصادی و اجتماعی کشور، اثربخشی چندانی نداشته و هم اکنون شاهد وضعیتی بحرانی در غالب تالاب‌های کشور هستیم.
این در حالی است که سیاست‌های حفاظت از تالاب‌ها، نباید به‌طور مستقل و به‌عنوان سیاست‌های یک بخش خاص و منحصرا در فصل محیط زیست برنامه‌های توسعه دیده شوند، بلکه سیاست‌های دیگر بخش‌های توسعه باید ابزاری برای پیاده‌سازی اهداف ملی حفاظت و احیای تالاب‌های کشور باشند. در همین راستا، ششمین مجمع جهانی کنوانسیون تنوع زیستی در سال 2002، تصریح کرد که تحقق اهداف کنوانسیون مستلزم درونی‌سازی ملاحظات تنوع‌زیستی در برنامه سایر بخش‌ها بوده و ضروری است کشورهای عضو تا حد ممکن و مقتضی فعالیت‌های مرتبط با حفاظت و بهره‌برداری پایدار از تنوع زیستی را در طرح‌ها، برنامه‌ها و سیاست‌های بخشی یا بین‌بخشی، یکپارچه کنند. بطور کلی جریان‌سازی تنوع زیستی به معنای یکپارچه‌سازی ملاحظات و تمهیدات حفاظت و بهره‌برداری پایدار از تنوع زیستی در طرح‌های توسعه، برنامه‌های تولیدی (کشاورزی، شیلات، صنعت، گردشگری و معدن)، سیاست‌های ملی بخشی و بین‌بخشی، راهبردهای کاهش فقر و امنیت غذایی، است.
برای نیل به این مهم نیاز است موضوع حفاظت و احیای تالاب‌ها در لایه‌های مختلف توسعه شامل قانون اساسی، چشم‌اندازهای بلند مدت نظام، سیاست‌ها، طرح‌های توسعه ملی و استانی، برنامه‌های پنج ساله توسعه کشور، چشم‌اندازهای توسعه، طرح‌های توسعه و پروژه‌های توسعه‌ای و تولیدی جریان یافته و یکپارچه شود. در صورت تحقق این امر می‌توان مهم‌ترین بروندادهای جریان‌سازی حفاظت از تالاب‌ها را در تمامی ابعاد توسعه شامل نظام حکمرانی، سیاست‌گذاری، طرح‌ریزی، بودجه‌ریزی، حسابرسی، ظرفیت‌سازی سازمانی و فردی، سرمایه‌گذاری‌های اقتصادی و ارتقای مدیریت و حفاظت از تالاب‌ها، مشاهده کرد.
اکنون، این مهم در قانون اساسی کشور و برنامه‌های توسعه به‌صورت غیر یکپارچه و جزیره‌ای بوده و محدود به تصویب قانون حفاظت و احیای تالاب‌های کشور و معدود مواد قانونی مندرج در فصول محیط زیست برنامه‌های توسعه پنج ساله کشور بوده است. البته در خوشبینانه‌ترین حالت، ممکن است ملاحظات تالاب‌ها در لایه پروژه‌های توسعه‌ای و آن‌هم از طریق ضوابط استقرار و ارزیابی اثرات زیست محیطی، کم و بیش مورد توجه قرار گرفته باشند. حال آنکه برای خروج تالابهای کشور از شرایط بحرانی موجود، ضروری است دیگر قوانین، چشم اندازها، سیاست‌ها، برنامه‌ها، راهبردها، طرح‌ها و پروژه‌های ملی، استانی، بخشی و فرابخشی، به‌گونه‌ای تنظیم شوند که نه تنها مانع بروز اثرات منفی بر تالاب‌ها شده، بلکه چه بسا تالاب‌ها را نیز منتفع سازند.
اساساً جریان‌سازی حفاظت از تالاب‌ها در برنامه‌های توسعه نیازمند درک صحیحی از چگونگی اثرگذاری فعالیت‌های هر یک از بخش‌های توسعه‌ای و تولیدی بر تالاب‌ها بوده و باید فرصت‌های برد-بردی که متضمن تامین منافع هر دو طرف بوده، شناسایی و اجرایی شوند. سازمان حفاظت محیط زیست و فعالان محیط زیست نیز باید شیوه‌های مدیریت و اثرات بالقوه و بالفعل هر یک از بخش‌های تولیدی بر حفاظت و بهره‌برداری پایدار از تالاب‌ها را شناسایی کنند. ضمنا ارتباطات نیز عنصری کلیدی در جریان‌سازی حفاظت از تالاب‌ها به‌شمار می‌آید. لذا نیاز است پیامی روشن و تاثیر‌گذار در مورد اهمیت تالاب‌ها داده شود و این پیام باید پاسخگوی این سوال باشد که ضرورت حفاظت از تالاب‌ها توسط دیگر بخش‌های دولتی و خصوصی و همچنین مردم چیست؟
البته مدیریت تالاب‌ها بسیار پیچیده بوده و همزمان نیازمند مشارکت فعال و موثر ذی‌نفعان، نه تنها در سطوح مختلف دولت، بلکه در تمامی بخش‌های اثرگذار و بهره‌بردار از تالاب‌ها، است. در نتیجه، جریان‌سازی تالاب‌ها، نیازمند درک و پذیرش اهمیت حفاظت از تالاب‌ها و تاثیر آن بر توسعه ملی و استانی و بهبود عملکرد بخش‌های تولیدی، اقتصادی و کاهش فقر، نیز است. این امر از یک سو مستلزم استقرار ساز‌و‌کاری با مشارکت نمایندگان بخش‌های مختلف برای هماهنگ کردن فعالیت‌های بخشی و به اشتراک‌گذاری ملاحظات تالاب‌ها و مسائل مشترک بوده و از سوی دیگر نیازمند یک راهبرد جامع برای تقویت ارتباطات، آموزش و آگاهی عمومی است. چنین اقدامی باعث می‌شود تا شاهد ارتقای بیشتر آگاهی در خصوص مسائل تالاب‌ها و تقویت همکاری ذی‌نفعان و دست‌اندرکاران در جریان‌سازی حفاظت از تالاب‌ها در برنامه هفتم توسعه کشور باشیم.
به واسطه جریان‌سازی حفاظت از تالاب‌ها در برنامه هفتم توسعه اقتصادی و اجتماعی کشور، ملاحظات و تمهیدات تالاب‌ها در بخش‌های اقتصادی، مدل‌های توسعه، سیاست‌ها و برنامه‌ها یکپارچه شده و اجرایی می‌شوند و در نتیجه آن می‌توان همزمان با تحقق اهداف توسعه پایدار در بلند مدت، شاهد بهبود کیفیت و وضعیت تالاب‌های کشور بود. علاوه بر این، ضروری است که دانش بومی نیز در این فرایند مورد توجه قرار گرفته و منظور شود.
ضمنا هر یک از بخش‌های توسعه برای دستیابی به اهداف پیش‌بینی شده در برنامه هفتم توسعه، ابزارهایی همچون برنامه‌های بخشی، استانداردها، راهنماها، دستورالعمل‌ها و آیین‌نامه‌های اجرایی را نیز مورد استفاده قرار می‌دهند. لذا نیاز است در ادامه جریان‌سازی حفاظت از تالاب‌ها در برنامه هفتم توسعه، شاهد یکپارچه‌سازی ملاحظات تالاب‌ها در این دست ابزارها نیز باشیم.
همزمان برنامه اقدام ملی تنوع زیستی همراه با استقرار ارزیابی اثرات زیست محیطی و ارزیابی راهبردی محیط زیست در برنامه‌ریزی توسعه، ابزارهایی موثر و کارآمد برای جریان‌سازی تالاب‌ها به شمار می‌آیند، مشروط به آنکه ملاحظات تالاب‌ها در این دست ارزیابی‌ها منظور شده باشد. به‌طور کلی هدف از انجام ارزیابی اثرات محیط زیستی و ارزیابی راهبردی محیط زیست کسب اطمینان از این مهم بوده که پروژه‌ها، برنامه‌ها و سیاست‌ها از لحاظ اقتصادی قابل دوام، از نظر اجتماعی عادلانه و از حیث محیط زیستی، پایدار باشند. همچنین برنامه اقدام ملی تنوع زیستی، اگر موثر و کارآمد باشد، باید توجیه و اراده لازم را برای غلبه بر آن دسته استدلال‌های اقتصادی که منجر به تخریب تالاب‌ها می‌شود، داشته باشد و همزمان متضمن تناسب راهکارها و ابتکارات اقتصادی با حفاظت از تنوع زیستی باشد.
کلام آخر اینکه، به‌کارگیری یک یا چند راهبرد و ابزار معرفی شده در این نوشته کمک می‌کند تا زمینه استقرار و جریان‌سازی حفاظت از تالاب‌ها در فعالیت‌های روزانه بخش‌های مختلف فراهم شده و چه بسا نقطه آغاز جریان‌سازی حفاظت از دیگر اکوسیستم‌های طبیعی در نظام توسعه کشور باشد.

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.