نهادِ ناکام

پنجشنبه 02 دی 1400

سه سال پیش آقای «محمد فاضلی»، جامعه‌شناس و پژوهشگر توسعه پس از انتصاب به عنوان مشاور وزیر وقت نیرو، مرکز امور اجتماعی آب و انرژی را بنیان گذاشت. امروز خبر رسید که به دستور غیرمستقیم وزیر نیرو، نیروهای این مرکز به سمت‌های اداری دیگری مامور شده‌اند تا این مرکز عمرش به پایان برسد. همان روزهایی که فاضلی مشغول سر و سامان دادن به مرکز اجتماعی بود با او به گفت‌وگو نشستم تا از دلایل تاسیس مرکز و ماموریت‌هایش بگوید. او از ضرورت تولید دانش اجتماعی در حوزه آب سخن گفته بود: «‌در جایی که می‌خواهیم نظم نهادی موجود را اصلاح کنیم اولین گام تولید دانش درباره نادرستی‌ها و تولید دانش درباره سناریوهای جایگزین است که یکی از ماموریت‌های مرکز امور اجتماعی منابع آب و انرژی هم هست».

در جایی از گفت‌وگو با ارجاع به نظریه جامعه کوتاه مدت «همایون کاتوزیان» از رئیس اسبق این مرکز پرسیده بود چه تضمینی وجود دارد که با تغییر دولت و وزیر این مرکز باقی بماند؟ «تاسیس این مرکز اصلا پروژه نیست بلکه ضرورت فرآیندی است. ما باید میان کنشگران اجتماعی ائتلاف ایجاد کنیم. در این صورت این مرکز به جزء جدایی‌ناپذیر وزارتخانه تبدیل می‌شود و کسی نمی‌تواند و نمی‌خواهد که آن را تعطیل کند». امروز پس از سه سال و با پایان یافتن عمر مرکز امور اجتماعی آب و انرژی رویای ایجاد ائتلاف میان کنشگران اجتماعی از دست رفته است. در جامعه‌ای که نهاد کاریزی عمر سه هزار ساله دارد، عمر نهاد اجتماعی آب در ساختار دولتی سه سال است. شاید هم تعطیلی این مرکز نشان دهنده این نکته باشد که بر خلاف تصور کنشگران اجتماعی تاسیس چنین مرکزی به «ضرورت» تبدیل نشده است و صرفا خواست مدیران قبلی وزارتخانه بوده است. چه اینکه زمزمه‌های مخالفت برخی مدیران میانی وزارت نیرو از همان دوره قبل هم شنیده می‌شد. یکی از همین مدیران در جمعی خصوصی به شوخی و جدی این مخالفت را به زبان آورده بود که «این کارها سوسول‌بازی است و برای مردم آب و برق نمی‌شود». شاید هم حق با آن مدیر میانی بود. نمی‌توان ساختاری که طی چند دهه صرفا بر مبنای نگاه فنی و مهندسی اداره شده است را با تشکیل یک مرکز به سمت رویکرد چند بعدی هل داد. حالا همه چیز به نقطه صفر بازگشته است و یک بار دیگر تجربه تلخ کوتاه مدت بودن عمر نهادها روی داد. از این پس وزارت نیرو قرار است چگونه نسبتش را با حوزه دانش علوم اجتماعی تعریف کند؟ و آیا اساسا به چنین رویکردی احساس نیاز می‌کند؟ پاسخ به این پرسش‌ها روشن نیست اما آنچه روشن است اینکه برخورد وزیر دولت با مرکز امور اجتماعی آب و انرژی نشان می‌دهد که بدون قوی شدن جامعه مدنی نمی‌توان به اصلاح حکمرانی آب در دل دولت‌ها دل بست. در زمان یک دولت وزیری سلیقه‌اش این است که چنین مرکزی داشته باشد و در دولت بعد وزیری دیگر سلیقه و میل‌اش این است که مرکز جهاد آبرسانی تاسیس کند. ما میان سلیقه‌ها گرفتاریم.

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.