گفت‌وگوی «پیام ما» با مدیر کل حفاظت محیط زیست مازندران:احیای میانکاله راه نجات پرندگان استنگرانیم که با لایروبی کانال‌های منتهی به خزر، آبی که در سطح تالاب وجود دارد، داخل دریای خزر خالی شود

شمار پرندگان مهاجر تلف‌شده در میانکاله، نزدیک به ۱۲ هزار بال است. مرگ و میر گسترده دی ماه پارسال در حال تکرار است. در شرایطی که آنفلوانزای فوق حاد پرندگان سازمان دامپزشکی را ناچار به معدوم‌سازی یک میلیون و ۴۰۰ هزار پرنده مرغداری‌ها کرده و باغ‌های پرندگان از بیم تکرار فاجعه قم تعطیل شده‌اند، ۲۴ روز است که محیط‌بانان در تالاب بین‌المللی میانکاله و خلیج گرگان (در مازندران و گلستان) هر روز لاشه‌های مرغ‌های وحشی مهاجری را جمع‌آوری می‌کنند که با «بوتولیسم» مرده‌اند. زمستان مرگبار میانکاله در حالی تکرار می‌شود که سال پیش تا زمان بازگشت مهاجران، شمار تلفات رقم ۴۳ هزار را هم رد کرد. حسینعلی ابراهیمی‌کارنامی، مدیرکل حفاظت محیط زیست مازندران که پیش از این هم درباره رخ دادن فاجعه در زمستان هشدار داده بود، در گفت‌وگو با «پیام ما» می‌گوید حرف‌وحدیث‌هایی که در بعضی محافل در رد بوتولیسم می‌گویند، غیرعلمی است و اکنون چاره‌ای نیست جز احیای تالاب.

آقای دکتر ابراهیمی از آخرین آمار تلفات پرندگان چه خبر؟ در تالاب میانکاله و خلیج گرگان این روزها چه می‌گذرد؟

آخرین آمار مربوط به روز جمعه است. مجموع تلفات پرندگان مهاجری که جمع‌آوری شده به ۱۱ هزار و ۸۰۷ قطعه رسید. اکنون در شرایط همه‌گیری کرونا، وضعیت بسیار بحرانی است و ما باید به همه جواب پس بدهیم. هر روز، بسته به حجم روزانه تلفات، ۳۰،۴۰ نفر از همکاران من در منطقه حضور دارند. محیط‌بانان در این شرایط بیماری کنار هم مشغول جمع‌آوری لاشه‌ها هستند و نیروهای اداره کل محیط زیست هم به صورت شیفتی حضور دارند. شرایط بسیار دشواری است.

مردمی که هر روز اخبار مرگ پرنده‌ها را دنبال می‌کنند، می‌پرسند راهکار چیست. آیا باید فقط لاشه‌ها دفن شوند و منتظر بازگشت پرنده‌ها باشیم؟

این اتفاق در دنیا در حال وقوع است. بررسی‌های کارشناسی نشان می‌دهد که تنها چاره احیای تالاب میانکاله و خلیج گرگان است. اگر این کار انجام شود، یکی از عوامل تشدیدکننده بیماری پرندگان مهاجر به طور قطع مهار می‌شود.

البته تا پیش از این که مسئله انتقال آب مطرح شود، همه برنامه‌ها فقط روی کاغذ بود. در این شرایط بحرانی برای احیای تالاب چه کاری انجام شده؟

فارغ از بیماری بوتولیسم، سه سال است که در دو مسیر استانی و ملی کار را خیلی جدی آغاز کرده‌ایم. در مسیر استانی ۷۶ کیلومتر لایروبی انهار و رودخانه‌های منتهی به تالاب انجام شده است. مسئله تامین آب از سد «گلورد» هم مطرح شده که در حوضه هم‌جوار است و همکارانمان در وزارت نیرو را متقاعد کردیم که از این سد آب تامین کنند. کانال‌های آن هم احداث شد و از ۱۶ بهمن امسال، هزار و ۳۰۰ لیتر آب در هر ثانیه برای اولین بار از این مسیر به تالاب رهاسازی شد. در حال شناسایی منابعی در حوضه نکارود هم هستیم تا ببینیم چه نتیجه‌ای خواهیم گرفت. با این همه اصل ماجرا این است که میانکاله، تالابی ساحلی و تابع نوسانات سطح دریای خزر است. احتمالا همین نوسانات باعث شده که اکنون بخش اعظم تالاب به سمت خشکی برود. از سوی دیگر دو، سه مجموعه علمی در گلستان و با مسئولیت استانداری گلستان راهکار دیگری را مطالعه کرده‌اند؛ لایروبی کانال‌های مرتبط بین تالاب و دریا. این راهکار را در نهایت کارگروه تخصصی احیای تالاب میانکاله که ذیل ستاد ملی احیای تالاب‌های کشور فعالیت می‌کند، تایید کرد.

اما حاشیه‌ها و شک و تردیدها درباره این طرح زیاد بود. واقعا قرار است اجرا شود؟

ما در محیط زیست مازندران هنوز روی این طرح بحث داریم. نگرانیم که این لایروبی باعث خشکیدن بیشتر تالاب بشود. آمار و ارقامی که بررسی کرده‌ایم نشان می‌دهد که سطح دریای خزر بالا نیامده و بسیار پایین‌تر رفته. نگرانیم که با لایروبی همین میزان آبی که در سطح تالاب وجود دارد هم داخل دریای خزر خالی شود. مسئله اینجاست که مشاور طرح راضی به دادن تضمین نشده و در حقیقت همین موضوع بیشتر ما را در موافقت با این طرح دو دل کرده است. اگر از چنین طرحی اطمینان دارند، چرا تضمین نمی‌دهند؟ این است که دستور کار برای احیای تالاب در سطح ملی آماده شد و آماده طرح در اولین جلسه ستاد ملی احیای تالاب‌هاست. آنجا دوباره بررسی می‌شود و اگر به تصویب برسد، منابع اعتباری کلانی نیاز دارد. هم باید این منابع برسد و هم نظرات دستگاه‌ها. این موضوع کاملا فرابخشی است. از سوی دیگر وقتی این تالاب خشکید مسئله تجاوز به عرصه هم نگران‌کننده بود و همین دلیل تا حدود ۵۰-۶۰ کیلومتر مرز منطقه را مشخص کردیم و همچنین برای فاضلاب سه شهر گلوگاه، بهشهر و نکا، مجوز کمیسیون ماده ۲۳ بودجه دریافت شده تا شبکه جمع‌آوری و تصفیه فاضلاب آغاز به کار کند. این‌ها مجموعه کارها در سطح استان بود و طرح‌هایی که ملی است و اعتبارات کلان نیاز دارد، وظایف دستگاه‌ها مشخص شده و کارگروه ملی باید در نهایت تصمیم بگیرد.
موضوع فاضلاب را مطرح کردید. مسئله‌ای که این روزها بعضی گروه‌های دامپزشکی درباره آن صحبت می‌کنند تاثیر فاضلاب در مرگ و میر پرندگان مهاجر است. سال پیش هم تردیدهایی درباره معرفی بوتولیسم به عنوان عامل تلفات گسترده مطرح بود و گروه‌هایی که تلاش داشتند در آزمایشگاه‌ها لاشه‌ها را بررسی کنند به در بسته می‌خوردند یا حتی موضوع تاثیر دایک‌ها در تالاب مطرح بود.

چقدر مسئله فاضلاب به خصوص ورود فاضلاب کشتارگاه‌های بزرگ به تالاب می‌تواند در این تلفات تاثیرگذار بوده باشد؟

سال گذشته و امسال یکی از بحران‌های ما اظهارنظرهای غیرفنی درباره این موضوع بود که هدف آن روشن نیست. هر کسی مستندی دارد، مطالعه و آزمایشی کرده می‌تواند ارائه کند. همه فقط فرضیاتی طرح می‌کنند اما تا این لحظه هیچ گزینه مستندی به جز بوتولیسم درباره تلفات پرندگان مهاجر ارائه نشده است. فرضیات متعددی مطرح شد که بعضی‌شان واقعا تعجب‌آور بودند اما همه آن‌ها رد شدند. در حال حاضر ما به دنبال حقیقتیم. اگر عامل انسانی به طور مستقیم در این موضوع دخیل بود که برای محیط زیست هم راحت‌تر می‌شد؛ جلوی کار را می‌گرفتیم و خسارت دریافت می‌کردیم. اما این‌طور نیست. دلایل باید علمی و مستند و آزمایش شده باشد. با این همه سازمان دامپزشکی اعلام کرده که به متقاضیانی که می‌خواهند کمک کنند، آزمایشگاه و تجهیزات می‌دهد اما افراد بدون سند و هر کدام از ظن خود عاملی را مطرح می‌کنند. مثلا بعضی می‌گویند فاضلاب انسانی شهرهای جنوبی موثر است. گروهی می‌خواهند از این آب گل‌آلود ماهی بگیرند. اما تمام پارامترهای فیزیکی و شیمیایی را آنالیز کرده‌ایم و بنا به دلایل علمی و متقن، سازمان دامپزشکی همه فرضیات مختلف را با دلیل و استناد رد کرده است و دامپزشکان مستقل هم بوتولیسم را تایید کرده‌اند.

در این مدت که مسئله آلودگی تالاب مطرح بود، ورود فاضلاب کشتارگاه‌ها تا چه حد کنترل شده است؟

فاضلاب کشتارگاه کاملا تحت رصد محیط زیست است. یکی از کشتارگاه‌ها رعایت نمی‌کرد که ما پیگیری کردیم و برخورد قضایی کردیم و در حال حاضر به سیستم تصفیه پیشرفته تجهیز شده است. کشتارگاه‌ها به طور جدی آنالیز می‌شوند و تصفیه‌شان در حد استاندارد است.

اکنون چه پیش‌بینی برای این وضعیت می‌توان داشت؟

هیچ پیش‌بینی نمی‌توان کرد. فقط می‌دانیم که تالاب باید احیا شود و این راهکاری برای کنترل بیماری و خطرات آینده خشکیدن تالاب است؛ ما اکنون از این خطرات بی‌خبریم، خطراتی چون تبدیل تالاب به کانون غبار. بنابراین تمام تمرکزمان باید بر احیای تالاب باشد. همه دستگاه‌ها و همه مردم باید پای کار بیایند. همه را باید دعوت کنیم که از این وضعیت بحرانی خارج شویم. البته باید دانست با این‌که در خبرها مدام از مرگ‌ومیر پرندگان مهاجر صحبت می‌شود اما معضلات دیگر محیط زیستی استان همچنان حل نشده باقی مانده‌اند. اگرچه الان تیتر اخبار تلفات گسترده پرندگان در میانکاله است اما مشکل پسماند، هنوز معضل بزرگ مازندران است.

تالاب میانکالهخلیج گرگانسازمان دامپزشکیمحیط زیست
مطالب مرتبط
یادداشت شینا انصاریشینا انصاریشهادت دو تن از محیط‌بانان استان زنجان در آغازین روزهای سال‌جاری موجب تالم خاطر و نگرانی دوستداران محیط زیست کشور شد.
مالک یک معدن در دماوند، رای دیوان عدالت اداری برای توقف فعالیت این معدن را قطعی نمی‌داندابهام درباره دلیل تعطیلی معدن گچ کوه‌سفید
آمریکا و چین اعلام کردند با جدیت و فوریت با گرم شدن کره زمین برخورد می‌کنندتوافق آب‌وهوایی در میانه تنش
مجتبی پارسامجتبی پارسا
پیام خبر
۱۹۸۹
آب و هواانتشار گازها
اقلیم
۱۹۸۰
زنجانشکارچیان

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *