معرفی استانداران کرمان از 1300 تا کنون

منتشر شده در صفحه تاریخ | شماره 521

معرفی استانداران کرمان از ۱۳۰۰ تا کنون

قسمت سوم:
نظام‌الدوله نوری
۱۳۰۵ ـ ۱۳۰۴ ش
«امیر اصلان خواجه نوری، ملقب به «نظام‌السلطان» و «نظام‌الدوله» فرزند میرزا محمدخان موقرالدوله نوری و نوه‌ی میرزا آقاخان نوری اعتمادالدوله ـ دومین صدراعظم ناصرالدین شاه ـ متولد ۱۲۵۸، در دربار مظفرالدین شاه ترقی نمود و تدریجاً به سمت مشروطه‌خواهان گرایش نمود و حتی نزدیک بود توسط عین‌الدوله تنبیه گردد، که با توسل چند نفر نجات یافت و به حکومت مازندران رسید. چون اموال زیادی به وی رسیده بود، بر خلاف غالب حکام، چشم طمع به دارایی دیگران و رعایا نداشت و با هزینه شخصی چند جاده احداث کرد. در انتخابات دوره سوم مجلس، از بارفروش (بابل) به مجلس راه یافت. پس از حکومت در بروجرد و لرستان و همدان، بار دیگر (دوره چهارم) از بارفروش به مجلس راه یافت. در سال ۱۳۰۴ ش. حاکم کرمان شد و قریب دو سال بر ایالت کرمان و بلوچستان حکومت نمود. وی که در دوره مظفرالدین شاه لقب «نظام‌السلطان» را دریافت نموده بود، در دوره احمدشاه، پس از فوت پدربزرگ مادری، لقب او که «نظام‌الدوله» بود را دریافت نمود.
وی مردی بسیار متمول و عیاش و خراج و با کفایت و درایت و مدیر و مدبر بود. از ثروتی که از طریق مادر به وی رسید، زندگانی بسیار مجللی برای خود تدارک دید و همین امر باعث شد تا در مأموریت‌ها سوءاستفاده نکند بلکه به رعایا هم کمک مالی نماید. در میان‌سالی عشق سوزانی نسبت به «افتخارالسلطنه» (۱) دختر زیبا و عیاش ناصرالدین شاه پیدا کرد که آن عشق در آن روزها در افواه مردم و هم امروزه در بعضی از یادداشت‌ها گفته و نوشته شده است. سرانجام وی همسر و پنج فرزند خود را رها نمود و با افتخارالسلطنه ازدواج نمود. نظام‌الدوله در لشکرک املاک زیادی داشت. باغی در آنجا احداث نمود که مدفن او نیز می‌باشد. وفات او در ۱۳۱۷ ش. اتفاق افتاد» (۲).
در مورد حکومت وی در کرمان آمده: «نظام‌الدوله نوری در سال ۲۴۸۴ شمسی [۱۳۰۴ ش.] در اردیبهشت ماه وارد کرمان گردید … نظام‌الدوله مختصر سخنرانی نمود و بعد با حاضرین دست داده و به خانه یکی از خوانین که در باغ‌های زریسف بود و قبلاً برای سکونت او مهیا شده، با ماشین که آن روزها خیلی اهمیت داشت رهسپار شد …

وثوق‌السلطنه دادور
۱۳۰۵ ش
«مهدی دادور، معروف به «وثوق‌السلطنه» فرزند میرزا موسی وزیرلشکر، متولد ۱۲۵۷ است. وی تحصیلات خود را در تهران انجام داد و وارد وزارت لشکر شد (دارایی ارتش). مدت‌ها در آنجا مصدر مشاغل مختلف بود تا سرانجام به معاونت وزارت جنگ رسید. در ۱۲۹۹ مشیرالدوله در کابینه خود سمت وزارت جنگ را به او واگذار کرد. بعد از کودتا مدتی حکمران گیلان شد و پس از چندی استانداری کرمان را عهده‌دار شد. پس از آن والی خراسان گردید. در دوره هشتم، نهم، دهم، یازدهم، دوازدهم و سیزدهم از تهران به مجلس راه یافت و چندی نیز نیابت ریاست را داشت. در سال ۱۳۲۳ به استانداری فارس رفت و مدتی نیز استانداری آذربایجان را عهده‌دار بود. در سال ۱۳۲۶ در سن ۶۹ سالگی در تهران درگذشت. وی از ملاکین ایران محسوب می‌شد و طبعاً در ماموریت‌هایی که داشته است، همیشه با حسن خلق انجام وظیف کرده است» (۱).

محمود جم (مدیرالملک)
۱۳۰۶ ـ ۱۳۰۵ ش.
در خصوص سال تولد محمود جم دو روایت متفاوت آمده است؛ در این مورد مهدی بامداد اشاره به سال ۱۲۶۴ شمسی (۱۳۰۲ ق/ ۱۸۸۵ م.) نموده (۱) و باقر عاقلی تولد وی را در سال ۱۲۵۸ شمسی (۱۲۹۶ ق/ ۱۸۷۹ م.) دانسته (۲)؛ یعنی در دوران سلطنت ناصرالدین شاه قاجار در ایران. اما هر دو، محل تولد او را در شهر تبریز ذکر نموده‌اند.
پدرش محمد صادق از طایفه خواجگان جم از اهالی قلعه عسکر کرمان و کارمند دولت بود که به تبریز مهاجرت کرده بود. در خصوص اجداد خاندان محمود جم و یا همان خاندان «خواجگان»، باستانی پاریزی در خصوص مردم منطقه قلعه عسکر معتقد است: «خانواده «خواجه‌ها» و «فرزان» از آن قریه‌اند و محمود جم که سال‌ها رئیس‌الوزراء ایران بود اهل همین قریه است ـ از خانواده خواجگان» (۳).
اما در مورد این خاندان که خود را منسوب به «شیخ محمود شبستری» (۴) می‌دادند از این جا ناشی می‌شود که «… در قدیم اهل این قریه دو طبقه بوده‌اند؛ قومی اهل فضل و کمال و صاحب ذوق و وجد و حال بوده از احفاد «شیخ محمود شبستری» می‌باشند. چون از اهل هنر بوده‌اند، خدمت ملوک و سلاطین را اختیار کرده‌اند و در عهد سلاطین صفویه ـ انارالله برهانهم ـ الی حال، همگی به منصب جلیل وزارت و استیفا و انشاء نامزد بوده‌اند و در بلوک بردسیر املاک بسیار را صاحب و مالک [بوده‌اند]، چون «بیدخان» بسیار خوش آب و هواست، گاهی هم در آنجا توقف داشته‌اند (۵).
در خصوص ارتباط شیخ محمود شبستری با طایفه‌ای منسوب به او در کرمان، آمده است: «شیخ محمود شبستری در اواسط عمر به کرمان رفته و در آنجا عفیفه‌ای را به نکاح خود آورده، دختری از او متولد شد که به واسطه‌ی آن دختر هنوز اعقاب شیخ در کرمان باقی و به خواجگان مشهور، و ارباب قلم و دانشمند» (۶).
در خصوص دوران کودکی و تحصیلا محمود جم اطلاعات چندانی نیامده اما آنچه ذکر شده این است که او تحصیلات خود را تحت نظارت پدر انجام داد و علاوه بر طی دوره‌ی مدارس جدید، در حسن خط و شیوه‌ی نگارش و آموختن زبان فرانسه در مدرسه میسیونرهای مذهبی در تبریز کوشش بسیار نمود.
در اوایل ۱۲۸۰ به دربار ولیعهد محمدعلی میرزا وارد شد و با سمت مترجم دکتر کوپن رئیس داروخانه سلطنتی، مشغول خدمت گردید. پس از استبداد صغیر به تهران آمد و با کمک شوهر خواهرش حسین‌قلی نواب وزیر خارجه کابینه‌ی مستوفی‌الممالک، منشی ایرانی سفارت فرانسه شد. در ۱۲۹۶ به خدمت اداره کل گمرک درآمد. در کابینه وثوق‌الدوله ابتدا رئیس اداره کل غله و سپس خزانه‌دار کل شد و تا کودتای ۱۲۹۹ در این سمت باقی بود. در اواخر ۱۲۹۸ از سلطان احمدشاه لقب «مدیرالملک» گرفت. روز سوم حوت ۱۲۹۹ از افرادی بود که به قزاق‌خانه جلب گردید اما در اولین برخورد، آمادگی خود را برای همکاری اعلام نمود و با توجه به سمتی که داشت، در تهیه پول کوشید. سید ضیاءالدین از توقیف او صرف ‌نظر کرد و او را به عضویت کابینه دعوت نمود و به سمت وزارت خارجه منصوب گردید. یک ماه بعد به وزارت مالیه منصوب شد. در۱۳۰۰ به توصیه‌ی رضاخان، دوباره به همین سمت منصوب شد. در کابینه قوام و مستوفی، ریاست اداره کل غله و نان را عهده‌دار بود. در کابینه سردار سپه برای بار سوم به سمت وزیر دارایی رسید و سپس به معاونت رئیس‌الوزراء (رضاخان) برگزیده شد. در سال ۱۳۰۵ والی کرمان شد.
در ۱۳۰۷ به وزارت فوائد عامه رسید و در ۱۳۰۸ به کمک تیمورتاش به استانداری خراسان رسید. در کابینه فروغی، وزیر کشور شد و با کنار رفتن او (۱۳۱۴ ش.) به نخست‌وزیری برگزیده و به مدت چهار سال عهده‌دار این سمت بود. در ۱۳۱۸ به وزارت دربار پهلوی منصوب شد و در شهریور ۱۳۲۰ که رضاخان به اتفاق خانواده سلطنتی، تهران را ترک نمودند، همراه آن‌ها ـ تا خروج از ایران ـ بود. در ۱۳۲۰ به سمت سفیر ایران در مصر تعیین شد و پنج سال در این سمت ماند. در ۱۳۲۶ به ایران آمد و در کابینه قوام‌السلطنه به وزارت جنگ برگزیده شد. با روی کار آمدن حکیمی، بار دیگر وزارت دربار به وی واگذار شد. در اواخر ۱۳۲۷ به عنوان سفیرکبیر ایران به ایتالیا رفت. در انتخابات دوره دوم سنا، سناتور انتخابی کرمان شد و در ادوار سوم، چهارم و پنجم نیز این سمت را احراز نمود … پنجاه سال تمام در رأس مقام‌های مهم و حساس سیاسی بود. از لحاظ سیاسی محافظه‌کار، بازیگر و زیرک بود. هیچ گاه دست به عملی نزد که خصومت یا حتی مخالفت شدید گروه‌های سیاسی را علیه خود برانگیزد. در سال ۱۳۴۸ در تهران درگذشت. وی با سفارت انگلیس روابط بسیار حسنه‌ای داشت» (۷).
در مورد استانداری محمود جم در کرمان آمده است: «در سال ۲۴۸۶ [۱۳۰۶ ش.] وثوق‌الدوله از حکومتی کرمان معزول و محمودخان جم به حکومتی کرمان منصوب گردید. محمودخان جم چون خاندانش کرمانی و اقوام و بستگانی در قلعه عسکر و بافت داشت و آن‌ها توقعاتی داشتند، معظم‌له خواهان عدالت بود وانگهی حکومت کرمان برای او منصب کوچکی می‌نمود، به این لحاظ دو سه ماهی بیشتر در کرمان نماند …» (۸).
نقل شده وی در سفر رضاشاه (خط سیر تبعید او از ایران ۱۳۲۰ ش.) همراه وی بود و در بندرعباس هنگامی که وی قصد خروج از ایران را داشت، به محمود جم می‌گوید: از طرف من به (محمدرضا) بگو؛ کرمان در زمان سلطنت من از آبادی و عمران بهره‌ چندانی نبرده، ایشان در رفع این نقیصه بکوشند (۹).
پی نوشت‌ها:
(۱) ـ بامداد، مهدی: شرح حال رجال ایران، ج ۵، ۲۸۳.
(۲) ـ عاقلی، باقر: شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، ج ۱، ص ۵۴۷.
(۳) ـ باستانی پاریزی، محمد ابراهیم: رساله دهات کرمان، ص ۳۷۸.
(۴) ـ «شیخ محمود بن عبدالکریم ملقب به سعدالدین در قصبه‌ی شبستر ـ هفت فرسنگی تبریز ـ تولد یافت و در سال ۷۲۰ ق. وفات یافته. از وی تألیفات بسیار باقی نمانده است لیکن مثنوی گلشن راز که تقریباً بیست هزار بیت می‌شود از بهترین و جامع‌ترین رسالاتی است که در اصول و مبادی تصوف به رشته نظم درآورده است». رضازاده شفق: تاریخ ادبیات، ص ۲۶۳.
(۵) ـ منشی کرمانی، محمد امین: حغرافیای ایالت کرمان در عهد ناصری، ص ۲۲۵.
(۶) ـ اعتمادالسلطنه، محمد حسن خان: مرآت البلدان، ص ۴۱۸.
(۷) ـ تلخیص از: عاقلی، باقر: شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، ج ۱، ص ۵۴۷ تا ۵۵۱.
(۸) ـ همت، محمود: کرمان؛ شهر شش دروازه، ص ۱۱۳.
(۹) ـ به نقل از: باستانی پاریزی، محمد ابراهیم، مقدمه‌ی تاریخ کرمان (احمد‌علی‌خان وزیری).
(۱۰) ـ شایان ذکر است این عکس به مناسبت افتتاح میدان سپه شهر کرمان و پرده‌برداری از مجسمه رضاشاه به همراه تعدادی از اتباع اروپایی و مقامات استان گرفته شده است. توضیح این که این مجسمه چندی بعد به علت عدم زیبایی از میدان برداشته شد و میدان نیز از حالت قبلی خارج شد.

49

نوشته های مرتبط


پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

از «پیام ما» بیشتر بدانید :