یدالله آقاعباسی از انسان شناسی تیاتر می گوید بدنِ فرا روزمره

منتشر شده در صفحه کافه هنر | شماره 740

یدالله آقاعباسی از انسان شناسی تیاتر می گوید
بدنِ فرا روزمره

«گـروه تئاتـر زا» نـمایـش «روایـت عـاشـقـــانـه» را بــه کارگـردانـی بتـابـک دقیـقـی و با نگاهی آزاد بـه نـمایشنامه «روایـت عـاشـقانه‌ای از مرگ در ماه اردیبهشت» نوشته محمد چرم شیر، از ۲۹ شهریورماه سال جاری، در مرکز مطالعات اجرایی قشقایی به نمایش گذاشت. همچنین در کنار اجرای این نمایش، کارگاه‌های آموزشی «بدن و اشیاء» در این سالن برگزار گردید که یکی از این کارگاه ها، مفهوم بدن فراروزمره در اندیشه های یوجینیورباربا با حضور استاد دکتر یدالله آقاعباسی بود که خلاصه ای از آن را می‌خوانید:
می خواهم امروز درباره یک بخش هایی از کتاب «انسان شناسی تیاتر» که حاصل پژوهش های باربا است صحبت بکنیم.
هر زمان به این مطالب نگاه می کنم احساس می کنم برایم جدید هستند از بس که این مطالب کامل و جامع اند. با وجود این که این کتاب را ترجمه می کردم هر بخشی از آن را با دوستان جوانم کار می کردیم و در تمریناتمان استفاده می کردیم اما هر بار که بر می گردم و دقت می کنم به نظرم می آید مطلب برایم جدید و آموزنده است و دلم می خواهد همیشه این مطالب را تکرار کنم. باربا در این کتاب به مسایل مهمی اشاره می کند که یکی از این مطالب «بدن فراروزمره» است. زمانی که می گوییم بدن فراروزمره قاعدتا از «بدن روزمره» هم صحبت می شود. بنابراین تقسیم بندی به این شکل است؛ فنون روزمره، فنون مهارتی و فنون فراروزمره. «فنون روزمره» همان فنونی است که ما در زندگی روزمره با آن ها سروکار داریم هدفشان ارتباط است و مسائل معمول زندگی روزمره. اصولا بشر به دنبال این است که با کمترین تلاش کارهایش را انجام دهد. در مورد زبان هم همین گونه است و کلا در هر موردی همین گونه عمل می کند. یعنی تلاش، همیشه برای ساده تر کردن کارهایش است. تلاش می کند تا کمتر انرژی مصرف شود و زبان به سمت ساده تر شدن می رود و همین طور عمل . «فنون مهارتی» در حقیقت برای برانگیختن اعجاب ما و برای شگفتی ما به کار می روند . مثل فنونی که در آکروبات به کار می رود . یا اینکه مرتب حرکت بکنیم، مرتب ملق بزنیم، مرتب نرمش بدن را به رخ بکشیم . در حقیقت فنون مهارتی برای به رخ کشیدن است. می خواهیم شگفت زده بکنیم تماشاچی را که « وای چه بدن آماده ای دارد.» «چه حرکات عالی.» در بازیگری عرض می کنم ؛ در کارهای دیگر هم به همین نحو. آنچه که در اینجا صحبتش است «بدن فراروزمره» است. باربا یک کلیدواژه می دهد که می گوید:»هدف، اطلاعات است.» من خیلی فکر کردم که خب، اطلاعات به چه معنا؟! و قطعا آنچه که ما با پیام منتقل می کنیم نیست. بخشی از آن شاید آنچه باشد که با پیام منتقل می کنیم اما بررسی در دنیای اطلاعات و در علم اطلاعات شناسی به ما می گوید که یک مفهوم اطلاعات، انرژی است. در حقیقت ما وقتی در یک میدانی قرار می گیریم انرژی به ما داده می شود و اطلاعات را تجربه می کنیم به جای اینکه به ما برسانند ، تعلیم بدهند؛ ما در آن حوضه واقع می شویم و انرژی می گیریم. آن انرژی را «اطلاعات» می گویند. البته معانی زیادی هست برای اطلاعات در دنیای علم اطلاعات اما یک مفهومش این است. بعد بخش های مختلف گفتار را که پیش تر می رویم می بینیم که پُر بی راه نیست که ما از همین مفهوم استفاده کرده و کارمان را پیش ببریم. در این بخش نمی خواهد صدا یا بدن را به رخ بکشد هر لحظه به واسطه حس جنبشی عضلات ، رباط ها و مفصل های خود هنر خود را می آفریند و بر آن آگاه است. قاعدتا فنون فراروزمره در مقابل فنون روزمره می خواهند با عادت های شرطی شده بدن مقابله کنند. آن چیزی که بدن ما به طور خود به خود انجامش می دهدف آن ژست ها؛ آن حرکات، آن اعمالی که بدن به طور خود به خود، به طورمکانیکی، به اصطلاح به طور عادتی انجام می دهد این ها را فنون فراروزمره، می خواهد از بازیگر بگیرد و بازیگران می خواهند بدن جدیدی داشته باشند تا بتوانند آن را در هر نقشی متناسب با آن نقش پرورش بدهند و تربیت کنند. و بتوانند نقش جدید خاص خودشان را برعهده بگیرند. حقیقت امر این است که بدن روزمره در بازیگری به این معنا است که بازیگر همیشه همان بدنی را که دارد؛ با همان عادت ها، با همان ژست ها تکرار می کند. یک جور شبیه سازی است، یک جور تقلید از واقعیت؛ تقلید هم شاید نه! یک جور تکرار واقعیت روزمره است در آثار . اما بدن فراروزمره می خواهد همان طور که گفتیم این عادتها را از بدن گرفته و آن را عادت بدهد به نقش های جدید،عادتهای جدید برای آن کاری که باید بشود. نکته ای که در اینجا وجود دارد این است که فنون فراروزمره سعی می کند تمام انرژی ها را نثار بکند. مثال هایی که باربا می دهد بیشتر درمورد شرق است بیشتر از ژاپن و چین و بالی البته، و مقابله می کند با تئاتر غرب . البته تئاتر غرب به تمامی، از فنون روزمره استفاده نمی کند. در بخش هایی از تئاتر غرب، کسانی مثل «دِ کِرو وا» که تعالیم جدیدتر را کار می کنند یا حتی «کمدیا»؛ «کمدیا دِل آرته» یا حتی باله ، این ها رشته هایی در تئاتر غرب هستند که در کار از فنون فراروزمره استفاده می کنند.
در آموزش بازیگر هم به همین ترتیب و در خود نمایش هم به همین ترتیب . فنون روزمره همان طور که گفتم انرژی کمتری نثار می کند. البته اینجا دو نکته دیگر هم هست یعنی زمانی که شما در نمایش از فنون روزمره هم استفاده می کنید؛ جست و خیزها، سرو صداها، رفت و آمدهای خیلی خیلی زیاد… این ها بازیگر را خسته می کند اما آن انرژی، ربطی به این جنب و جوش های خیلی زیاد ندارد. چندتا کلید واژه دیگر دارد باربا که ما را می تواند به این مفهوم بهتر برساند یکی از این ها «رقص متضادها»ست. یک نیرو، سعی می کند حرکت کند و یک نیرو، تلاش می کند که مانع شود. یک نیرو، سعی می کند مانع شود و نیروی دیگر تلاش در حرکت دارد. هیچ بازیگری روی صحنه ساکن نیست.
مگر بازیگرانی که صرفا از بدن روزمره استفاده می کنند. همیشه نیرویی ما را به سمت بالا، پایین، جلو و عقب می کشاند . بازیگری که فقط یک لحظه فرصت دارد به رو ی صحنه بیاید اگر بیاید؛ حرکت کند و خارج شود بازیگر خوبی نیست. مگر اینکه در همان لحظه ای که «فرصت دارد» کار بکند، حتی اگر حرکت نکند!

46

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

از «پیام ما» بیشتر بدانید :

آمار سایت

  • کاربران آنلاین : 0
  • امروز: 219
  • دیروز: 213
  • هفته: 1,311
  • ماه: 4,377
  • سال: 170,899