یادبود

منتشر شده در صفحه کرمون | شماره 723

شهید احمد شاهرخی
شهید احمد شاهرخی فرزند رمضان در تاریخ 7/5/1341 در روستای سیرچ از توابع بخش شهداد کرمان در یک خانواده مذهبی دیده به جهان گشود و در دامن پدر و مادری با ایمان پرورش یافت. در 6سالگی راهی دبستان شد.
بعد از پایان تحصیلات ابتدایی به کرمان رفت، نزد برادرش محمود شاهرخی دوران راهنمایی و دبیرستان را به پایان رسانید. قبل از آن که سال آخر دبیرستان را به پایان برساند، درس را نیمه تمام گذاشته با اجازه والدین جهت فراگیری آموزش نظامی به بسیج کرمان مراجعه کرد. پس از پایان آموزش برای نبرد با جنایتکاران صدامی عازم جبهه شد و پس از سه ماه به کرمان مراجعت نمود.
درس را به پایان رساند و مجدداً به اهواز رفت و چندین مرتبه به این صورت به جبهه می رفت و در سمت بی سیم چی مشغول نبرد با صدامیان بود و سپس به کرمان آمده و به شهداد رفت.
دفترچه آماده به خدمت از گروهان ژاندارمری گرفت که عضو سپاه پاسداران شود. اما چون کادر سپاه تکمیل بود، قرار شد مدتی در بسیج کرمان در سمت حسابداری کار کند. از آن جایی که علاقمند بود در جبهه باشد مرخصی گرفت به اهواز رفت. در اهواز عضو لشکر ثارا… گردید و مدتی در واحد تخریب بود که پسر خاله اش به نام جلیل مجدزاده شهید شد. پس از آن برای این که در جبهه جای او را هم خالی نگذارد، حتی به مرخصی هم نمی آمد و به گفته چند نفر از هم رزمانش در واحد تخریب هر ماموریتی به ایشان محول می شد، به نحو احسن انجام می داد.
در بسیاری از عملیات ها شرکت داشت. شهید احمد شاهرخی در یک ماموریت به پاوه می رود. برای شناسایی با دو نفر از همرزمانش به دست گروهک کومله اسیر و پس از سه روز شکنجه در تاریخ 22 / 5 / 1364 به طرز فجیعی به فیض شهادت که از آرزوهای دیرینه اش بود، نائل گردید. و جسد مطهرش پس از 37 روز در گلزار شهدای کرمان مسجد صاحب الزمان به خاک سپرده شد. قرار بود احمد بعد از ماه رمضان 1364 به مرخصی بیاید که با دختر یکی از بستگان خود وصلت نماید و خانواده اش مقداری از وسائل عروسی اش را آماده نموده بودند، لیکن حق تعالی ایشان را در جوار رحمت خویش جای داد.
او جوانی مومن و با ایمان بود و از همان دوران کودکی نمازش ترک نمی شد و سعی می کرد دروغ نگوید و به مادیات و تجملات زندگی اهمیت زیادی نمی داد. به اعتراف هم رزمانش در دل شب که همه در خواب خوش فرو رفته بودند، ایشان به نماز و مناجات با خدای خویش می پرداخت و زمانی که در منزل بود در دل شب به نماز می ایستاد و با معبودش راز و نیاز می کرد و در همه حال به یاد خدا بود و خانواده اش و تمامی دوستان و آشنایان را به تقوا و پرهیزکاری دعوت می نمود. روحش شاد و یادش گرامی باد.

20

نوشته های مرتبط


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

از «پیام ما» بیشتر بدانید :

آمار سایت

  • کاربران آنلاین : 1
  • امروز: 173
  • دیروز: 233
  • هفته: 1,385
  • ماه: 7,314
  • سال: 380,933