روزگاری گذشت
۳۰ مرداد ۱۳۹۵، ۰:۳۲
روزگاری که گذشت
عبدالحسین صنعتی زاده
بخش صد و بیست چهار
در همین دکان که گاهی مشغول نویسندگی می شدم روزی به طور تصادف به جوانی فاضل و دانشمند برخورد کردم که بعداً از وجودش استفاضه بسیار کردم. همه روزه این جوان از جلوی مغازه من در حالتی که مقداری کتاب های بزرگ و کوچک را در زیر بغل داشت می گذشت و هنگام عبور با یک نظر عمیقانه ای مرا می نگریست. کلاهی سیاه ماهوتی به سر می گذارد. سرداری بلندی که از پارچه های ایرانی بود می پوشید. سنگین و معقولانه راه می رفت. معلوم بود یکی از دوست داران علم و دانش است و با جوانان دیگر که آن ها هم در دارالفنون تحصیل می کردند از زمین تا آسمان فرق دارد.
خلاصه روزی این جوان از پله مغازه بالا آمده و مثل آن که مرا می شناخت و سال ها با یک دیگر آشنایی داشته ایم. پرسید چرا جلد دوم دام گستران را چاپ نمی نمایی. به طور اختصار مشکلاتی که برای چاپ جلد اول پیش آمد کرد و از ناعلاجی ناچار شدم بمبئی به چاپ برسانم برایش نقل کردم. او با خوش رویی و محبت گفت اگر مایل باشی در چاپ جلد دوم کتاب با تو همه گونه کمک می کنم. نام این جوان آقای مجتبی مینوی بود. مشارالیه نه تنها در چاپ و تصحیح جلد دوم دام گستران مساعدتم کرد بلکه در چاپ کتاب مانی نقاش هم همراهی به سزایی کرد. افسوس که بعداً دستم به دامنش نرسید.
گاهی جوانانی که شوق و عشق نویسندگی داشتند از نگارنده می پرسیدند تو نویسندگی را در نزد چه کسی آموختی؟ چه کتاب هایی را در این رشته مطالعه کردی؟ آیا اگر زیاد کتاب بخوانیم یا کتاب هایی را که به نام دستور نویسندگی و فن نمایشنامه نویسی تالیف شده مطالعه کنیم موفق به نوشتن داستانی می شویم، آیا می توانیم نمایشنامه ای بنویسیم؟!
کار نویسندگی در درجه اول ارتباط به ذوق و قریحه ذاتی دارد. همان قسمی که همه کس نمی تواند خطاط و خوش نویس معروف گردد و در میان چندین میلیون نفر اشخاصی که خط می نویسند یکی دو نفر خطاط درجه اول پیدا می شوند. نویسنده ای هم که از عهده ساختن و خلق داستانی برآید و بتواند طرح ریزی داستانی را که اول و آخر آن به هم مربوط باشد و از پهلوانانی که به وجود آورده به دلخواه نتیجه بگیرد همان ذوق طبیعی است و اگر فاقد این مایه باشد ول معطلی، گذشته از داشتن ذوق که آن هم یک موهبت الهی است تا دلش پاک و ضمیرش صاف و روشن نباشد محال است نوشته هایش در دلها نفوذ کند. غیر از معلومات لازم و مطالعه کتاب های مختلف همت و پشتکاری زیاد می خواهد. باید به آنچه می نویسد ایمان داشته و بر فرض اگر از او انتقاد نمایند یا مورد استهزاء قرار گیرد از میدان در نرفته و همان قسمی که سابقاً هم نوشته ام در ساعات معلومی به کار خود ادامه دهد. همان قسمی که نقاشان در اول برای کشیدن تابلویی با مدادی آن تابلو را بر روی کاغذی طرح می نمایند نویسنده هم باید به وسیله فکر کردن داستانی را در خاطر خود مجسم می سازد قیافه های گوناگون بازی کنان را با لباس ها و اخلاق و رفتارشان به وجود بیاورد. حتی برای هر یک از آنان آهنگ صدا و اگر لازم باشد برایشان لهجه ای فرض کند و خلاصه آن که باید کار کوزه گری را که مقداری گل را به صورت سبویی درمی آورد انجام دهد.
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
سوگواری مردم بهرمان در منزل پدری آیتالله هاشمی رفسنجانی
موزه ریاست جمهوری رفسنجان؛ یادگار گران بهای سردار سازندگی
کرمان بر پشت اسب
کرمون گرام
روایت «پیام ما» از کلاسی که در جمعه تشکیل می شود زمزمه محبت
جازموریان
کرمان بر پشت اسب
دورهمی داستان نویسان استان کرمان در «دلفارد» و «جیرفت»
مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی جنوب کرمان در حاشیه همایش دو روزه داستان نویسان استان کرمان در جیرفت: همایش داستان نویسان در جهت برنامه ارتقای فرهنگی است
کرمان بر پشت اسب
وب گردی
- جنس سیم چه تأثیری در کیفیت برق رسانی دارد؟
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک بیشتر
بیشترین نظر کاربران
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید