روزگاری که گذشت
۲۵ مرداد ۱۳۹۵، ۲۳:۲۵
روزگاری که گذشت
عبدالحسین صنعتی زاده
بخش صد و بیست یک
بحث در موضوع رنگ و صباغی آن قدر مفصل و قابل بحث است که در این جا نمی توان بیش از این نوشت. با وجود این مراتب تمام کوشش بنده در این است که باز هم اولیای امور را متوجه به این مطلب نمایم که نباید گذارد صنایع دستی و تجربیات آبا و اجدادی که سال ها سبب استفاده و محل اعاشه هموطنان ما بوده این طور رایگان از دست برود و اگر حالا هم توجهی به این صنایع بنماییم و آن ها را تکمیل و اگر اشکالاتی در کار است رفع نماییم بازهم صلاح و مصلحت ما می باشد.
اکنون باز به بیان وضع کار و معاملاتی که داشتم می پردازم.
روزی به فکرم رسید به یکی از کارخانه های چرخ خیاطی سازی در آمریکا که مرکزش در شهر بلویدر واقع شده بود پیشنهاد نمایم که مقداری قالی برای آن ها بفرستم که به طور امانت به فروش برسانند. مدیر آن کارخانه به این پیشنهاد به نظر تعجب و حیرت نگریسته در پاسخ پیشنهاد من جواب داد که کار ما منحصر است به ساختن ماشین های خیاطی. متاسفیم که نمی توانیم در معاملات و تجارتی که اصلا مربوط به کار ما نیست دخالت کنیم و خلاصه جوابی نامساعد دادند. باز من دنبال کرده نوشتم من هم کارم اختصاص به معاملات داخلی و محصولات ایران می باشد. ولی در همان محلی که قالی های خود را به مشتریان عرضه می دارم ماشین های شما را هم به معرض فروش می گذارم.
در صورتی که اگر بخواهم برای انجام نمایندگی شما شعبه ای تاسیس کنم، بایستی مبالغی صرف خرید سرقفلی فروشگاه و کرایه و حقوق فروشنده آن جا نمایم و بنابراین چه مانع دارد شما هم قالی های ارسالی مرا در کف سالونی که فروشگاه ماشین های خیاطی خودتان می باشد پهن کنید و آن ها را به مشتریانی که برای خرید ماشین خیاطی به شما مراجعه می نمایند ارائه دهید وانگهی مگر کارمندان و کارگران کارخانه شما برای منازل خود قالی لازم ندارند و یا شما میل ندارید به آنان کمک کنید و بدیهی است قالی های ارسالی من چون از دست اول است گذشته از مرغوب بودن برای آنان ارزان تر تمام خواهد شد و بنابراین اگر صلاح بدانید برای مسطوره ده عدل قالی برای شما حمل می کنم و این معامله کوچک نمونه ای برای ادامه این قسم معامله خواهد بود.
کارخانه فوق الذکر با این پیشنهاد موافقت کرد و بعد این طرز معامله مدتی ادامه یافت. در هر چند ماهی مقداری قالی ارسال می داشتم و در مقابل قیمت قالی ها کارخانه ناسیونال سوینگ تعدادی ماشین چرخ خیاطی ارسال می داشت و به این نحو باب داد و ستد و معاوضه را شروع کردم و همچنین این طرز معامله را با کارخانه رادیوسازی جی سی فرنج انجام دادم.
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
سوگواری مردم بهرمان در منزل پدری آیتالله هاشمی رفسنجانی
موزه ریاست جمهوری رفسنجان؛ یادگار گران بهای سردار سازندگی
کرمان بر پشت اسب
کرمون گرام
روایت «پیام ما» از کلاسی که در جمعه تشکیل می شود زمزمه محبت
جازموریان
کرمان بر پشت اسب
دورهمی داستان نویسان استان کرمان در «دلفارد» و «جیرفت»
مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی جنوب کرمان در حاشیه همایش دو روزه داستان نویسان استان کرمان در جیرفت: همایش داستان نویسان در جهت برنامه ارتقای فرهنگی است
کرمان بر پشت اسب
وب گردی
- جنس سیم چه تأثیری در کیفیت برق رسانی دارد؟
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک بیشتر
بیشترین نظر کاربران
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید