به مناسبت سالگرد فوت فریدا کالو زنی که همهی زنان است
۲۶ تیر ۱۳۹۵، ۲۳:۲۴
به مناسبت سالگرد فوت فریدا کالو
زنی که همهی زنان است
وقتی هایدن هررا زندگینامه فریدا را در سال ۱۹۸۲ چاپ کرد، خوابش را نمیدید این کتاب دستمایه فـیلم سینمایی فریدا با بازی سلما هایک شود و هالیوود آن را مبنای ساختن اثری قرار دهد. فیلم آنقدر مورد توجه قرار گرفت که فریدا را در چشم عامه مردم، نقاش مـؤنث دوران کرد. اما چرا و چگونه؟ راز جذابیت فریدا چیست و در او چه یافتهایم؟
فریدا در نگاه اول عناصر دراماتیک نامتعارفی را در خود جمع کرده: زن است، مکزیکی است، معلول است، نقاش است و زندگی عاشقانه پرتبوتابی داشته، محبوبه تروتسکی-بله تروتسکی بـوده و مـراوده و ازدواجش با دیگو ریورا -نقاش معروف مکزیکی- نهتنها یادآور رابطه توفانی آمیخته به عشق و تنفر توأمان اسکارلت اوهاراورت باتلر در بربادرفته است، بلکه در وجه فیزیکی هم غریب به نـظر مـیرسد. اگر ریورا عظیمالجثه و غولآسا است، فریدا کوچکاندام و نحیف است. اگر آرامش و اعتماد به نفس آمیخته به لاقیدی در چهره ریورا موج میزند، درد و انتظار بیثمر در اجزای صورت فریدا تـنیده شـدهاند. بـا این وصف قدرت افسارگسیختهای در چـهره، آرایـش و جـامه به دقت آراسته و رنگآمیزی شده فریدا موج میزند. زنی که شیفته لباسهایش، ریشههایش و البته خودش بود.
در آثارش مایههای مربوط بـه هـویت جاری هستند و به نظر میرسد که مدام از خود پرسیده «من کی هستم؟مکزیکی یا اروپایی؟» و سپس قدم بلندتر را-کـه اکـثر زنها برنمیدارند، برداشته و ادامـه مـیدهد: «مـؤنث هستم یا مذکر؟ زشت هستم یا زیبا؟ محبوبم را دوست دارم یا از او متنفرم؟» و البته پاسخی هم به این پرسشها نمیدهد تـا راز و رمـز فـریدایی را قوام بخشد.
داستان مختصر فریدا کالو را شاید شمایی که فیلم زندگی او را دیدهاید، بدانید: نقاش خودساختهای بود، قلم را پس از تـصادف مرگباری که در هجده سالگی پشت سرگذاشت به دست گرفت و بر بوم کشید، زمـانی کـه سـه دندهاش شکسته بود.
اما در نقاشیهای اولیهاش نـشانی از درد نـیست، مـثل پرتره خواهر کریستینا، در ۱۹۲۶، اما چندی بعد رنج و درد، یکی از مضامین آثارش میشوند. در تابلوی خودم و گردنبند کـه آن را در ۱۹۳۳ کـشیده، تلخی غریبی جاری است که تا انتهای راه با او باقی مانده. در تابلوی نقاب در ۱۹۴۷ میرسد، ترکیب بیپردهای از تلخی را میبینیم. فریدا نقابی برابر چهرهاش گرفته که لبالب از ماتم اسـت و مـحنت درونـیاش را عرضه میکند. نقابی که تفاوت چندانی با چهره خودش ندارد. در تابلوی دیـگو و مـن، تصویر ریو را روی پیشانیاش انداخته و از چشمانش اشک جاری شده، اثری که آن را در ۱۹۴۹ کشید، وقتی ریورای زنباره بـا مـاریا فلیکس،ستاره سینما رابطه داشت). در این تابلوها زمختی جسمی که آسیب دیـده، فـناپذیریاش که عریان شده، زیباییای را از دست داده و فقط درد را بـه ارمـغان آورده،ع ـیان است.
چنانکه در تابلوی «فکر کـردن در مـورد مرگ» خودش را چنان تصویر کـرده کـه سبیلهایش پررنـگ شـده و جـمجمهای در پیشانیاش جلب نظر میکند. آنچه از دل رنگها و بومها فریدا بیرون زده و ما را نشانه میرود، ما را وادار میکنند که زیر لب زمـزمه کـنیم:«بـله خود را دوست داریـم و شـیفته خود هستیم.»
ستایش از فـریدا کـالو قابل درک است، چرا که ستایش از خود ما هم هست، خود من، فقط من! اما پرسـش «ایـن من کیست؟» بلافاصله در ذهنمان نقش میبندد!/ منبع : یک پزشک
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
وب گردی
- بهترین مدل شومیز برای افراد چاق؛ 10 مدل ترند 1405
- جنس سیم چه تأثیری در کیفیت برق رسانی دارد؟
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی بیشتر
بیشترین نظر کاربران
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید