روزگاری که گذشت
۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۵، ۲۰:۲۰
روزگاری که گذشت
عبدالحسین صنعتی زاده
بخش چهل و نه
داستان های زیادی از هجوم سارقین و قتل و غارت مسافرین نقل می شد. در اینجا هم ساعاتی را با وحشت گذرانیده و برای آنکه زودتر از این نقطه که آب آن محل منحصر به چشمه آب کوچک بسیار شوری بود، حرکت کنیم. ساعت شماری می کردم و به آخرین نقطه بیابان بی آب و علف و تل های ماسه مختلف الشکل نظر دوخته و انتظار رسیدن قافله ای را داشتم که به اتفاق آن قافله راه افتاده و تا آن حد ترسان و لرزان آن راه بی آبادی و خلوت را طی نکنیم. هر روز از یکی از دو مزارع و دهات کوچک و بزرگ می گذشتیم. با آنکه چند جای انگشتان پاهایم تاول زده و به زحمت راه می رفتم از شوق دیدار پدر دردی احساس نمی کردم.
عاقبت پس از دوازده روز بادگیرهای معروف شهر یزد که هر کدام مانند مناره های خود نمایی داشتند نمودار گردید. چون قونسولخانه انگلیس در خارج شهر واقع شده بود و در نزدیک آنجا پدرم سکونت داشت. به وسیله راه گذری که از او نشانی گرفتم منزل پدرم و تاجر هندویی که با او همسفر بودند جویا شده و به آسانی به آنجا رسیدم. وقتی که حلقه درب منزل او را می زدم از خوشحالی و سرور قلبم تند می زد. انتظار داشتم همین که درب خانه باز شود پدرم را ببینم. اما افسوس که به جای او مرد مسنی که کلاه پوستی مانند فراشان استبدادی به سر داشت درب را بگشود.
سراغ پدرم را گرفتم گفت با خواجه طلا به شهر رفته اند و چون مرا شناخت متعجب گردید. حاج ملا احمد مرا با خورجینی که همراه داشتم به دست آن شخص سپرد و پس از خداحافظی روانه شهر شدند. در این ضمن چشمم به دست چپ آن شخص افتاد و تعجب کردم. زیرا دست چپ او بدون انگشت بود و مشاهده دست او مرا ناراحت کرد. چه این طور به مخیله من خطور کرد که لابد این شخص سارق بود و انگشتانش را به جرم سرقت کردن قطع کرده اند.
ترس و وحشت سراپایم را فرا گرفت و از اینکه عجله کرده و از حاج ملااحمد و همراهان دیگر جدا شدم. پشیمان بودم و شک داشتم که شاید اشتباهاً به این خانه پا گذارده ام اما طولی نکشید که کمی آرام شدم. زیرا بعضی از لوازم زندگی و قالیچه ای که از اثاثه پدرم بود شناختم و یقین کردم که اشتباهی نکردهام. اما باز همین که چشمم به انگشتان قطع شده آن شخص می افتاد ناراحت می شدم. هر دقیقه ای به اندازه چندین ساعت طولانی می گذشت و پیوسته چشمم به درب خانه دوخته شده بود.
بالاخره حلقه درب خانه به صدا در آمد و سراسیمه برای باز کردن درب دویده و چون درب را گشودم پدرم از مشاهده من بسیار تعجب کرد هیچ چنین انتظاری را نداشت و در آغوشم کشید. تمام غم و غصه ها از دلم بیرون رفت. پرسید کجا بودی؟ آن وقت تمام شرح احوال خود را به او گفتم. گفت سود سفر سلامتی است خوب شد که آمدی زیرا در اینجا من هم تنها بودم و هر چه مردم اینجا می خواستند با من حرف بزنند خوب ملتفت نمی شدم.
همان روز عصر به اتفاق به بازار رفتیم. بر خلاف مردم کرمان که همه به سرشان کلاه می گذاردند، در یزد مردمش از کوچک و بزرگ همه عمامه های کوچکی به سر داشتند و چون از بازارهای این شهر میگذشتیم گویی در مقابل چشمم کشتزاری از گل های خشخاش نمایش داده می شد و از کثرت مردمان عمامه به سر چنان تحت تأثیر قرار گرفتم که من هم هوس گذاردن عمامه کردم و همان روز چند زرعی پارچه نازک سفید و عرق چینی خریده به درب دکان عمامه پیچ رفتیم و دستور بستن عمامه ای دادیم و معلوم بود که چون عمامه می گذاردم بایستی عبایی هم داشته باشم و طولی نکشید که من هم یک نفر از جمله عمامه به سرها بودم که با عبا و ردا از بازار و کوچه های یزد به منزل رفتیم.
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
تردد گورخرهای آسیایی در سه استان فارس، یزد و کرمان، تشکیل کارگروهی برای حفاظت از این گونه را ضروری کرده است
«بهرام گــــــور» برای گورها کافــی نیست
تلاش برای احیای اکوسیستمهای آبی جنوب شرق
برنامه احیای تالاب جازموریان و مهار گرد و غبار کلید خورد
محدوده تاریخی شهر کرمان در آستانه ای ثبت جهانی شدن
در راستای مسئولیتهای اجتماعی گروه مالی گردشگری صورت میگیرد
گشایش پروژههای درمانی، حمایتی و اشتغالزا در پهنه کرمان
کودکان کویر به یاد دانشآموزان مدرسه شجره طیبه نقاشی کشیدند
از تکاب برای بچههای میناب
بیتوجهی وزارتخانه میراثفرهنگی به میراث جهانی کرمان
قنات جهانی گوهرریز ۴ ماه پس از تخریب همچنان مدیر ندارد
پیام وزیر فرهنگ برای درگذشت پیشکسوت هنرهای نمایشی استان کرمان
بازدید مدیرعامل شرکت ملی مس از پروژههای توسعهای مجتمع شهربابک
آغاز احداث پروژه ۴۲۰ مگاواتی نیروگاه خورشیدی در سیرجان
عضو کمیسیون آب مجلس: انتقال موقت آب از یزد و کرمان کافی نیست؛ اجرای کامل طرح ۲۰۰ میلیون متر مکعبی برای احیای زایندهرود ضروری است.
پروژه انتقال آب از دریای عمان به زاینده رود: آینده اصفهان در گرو تکمیل طرح
وب گردی
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر بیشتر
بیشترین نظر کاربران
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید