کرمان؛ نقطه شروع سلجوقیان

منتشر شده در صفحه کرمون | شماره 609

کرمان؛ نقطه شروع سلجوقیان

کرمون- استاد باستانی پاریزی در کتاب «سنگ هفت قلم» از کرمان به عنوان «آفتاب لب بام حکومت ها» نام برده است که همه پادشاهان که به نوعی حکومت شان رو به افول بوده است به این شهر آرام و مردم نجیب آن پناهنده می شده اند.
باستانی ضمن اشاره به یادکرد کرمان در تاریخ بیهقی می نویسد:«انتخاب یاد کرمان در بیهقی بیشتر از این سبب بود که کرمان شاهد آخرین لحظات فر و شکوه دولت غزنوی بوده- و این خود از عجایبی است که در مورد بیشتر سلسله های بزرگ تاریخی ایران صادق می نماید، چه، کرمان دروازه های استقبال خود را به روی داریوش سوم هخامنشی و یزدگرد سوم ساسانی و جلال الدین خوارزمشاهی و شاه منصور مظفری و سید احمد صفوی و لطفعلی خان زند- که همه آخرین شاهزادگان درمانده بوده اند هم گشوده و آخرین عبارت بهتر، دولت های بزرگ ایرانی، صبح صادقشان در آفاق دیگر تافته است و کرمان بینوا همیشه ناچار بوده در «آفتاب لب بام» حکومت ها تن خود را گرم کند.»
اما استاد باستانی پاریزی در جایی دیگر از خجالت کرمانی ها درآمده برای یک بار هم که شده همین منطقه را «نقطه شروع» یک حکومت قوی و تأثیرگذار در ایران دانسته است.
وی در ادامه مطلب مربوز به کرمان آورده است:«بر خلاف آن که، کرمان، همه جا لحظات احتضار سلسله های ایرانی را شمرده، یک جا هم توانسته که «نقطه شروع» باشد، و از آن جمله سلجوقیان، بعد از نابود کردن دیلمان و غزنویان، قریب صد و پنجاه سال در کرمان حکومت مستقل داشتند و بالاخره بعد از هجوم غزها و سپس مغولان، از کرمان پراکنده شدند (و اکثریتی نیز به قتل رسیدند). اما از جمله فراریان معروف کرمانی که به عقیده بنده از بقایان همان غزهای خراسان بوده است. یکی هم بزرگترین پایه گذار سه امپراتوری اسلامی(امپراتوری شمال آفریقا، و امپراتوری بغداد و امپراتوری آسیای صغیر) را نام برد.
بهتر است از زبان یکی از صوفیه جهانگرد که خود سال ها در آسیای صغیر به سیاحت مشغول بوده بشنویم. حاجی زین العابدین شیروانی- مستعلی شاه- در ریاض السیاحه می گوید:«… عثمان بیک بن طغرل: تولد عثمان بیگ در قریه ماهان کرمان روی نمود، و به سبب هجوم سپاه چنگیز خان، پدر عثمان بیگ، با قبایل خود، از آن مکان به دیار آذربایجان عزیمت فرمود، و چون لشکر مغول به آذربایجان رسید- از آنجا نیز عطف عنان به طرف ارمن بگردانید، و در آنجا قبایل و طوایف ایشان دو فرقه شدند. گروهی در همان دیار سکونت کردند، و فرقه ای که قریب هفتصد خانه بودند- با پدر عثمان بیگ، روی توجه به صوب روم آوردند.
در آن زمان، سلطان آن مرز و بوم، علاء الدین کیقباد سلجوقی بود و با فرقه باغیه محاربه می نمود، که عثمان بیگ و پدرش به خدمت سلطان رسید، و کمر همت بسته و جنگهای مردانه کرده، و شکست به جانب خصم سلطان افتاد… او را در «کوتاهیه» سکونت دادند….»
باید توضیح دهم که آن طغرل پدر عثمان بیک، در تاریخ، به نام «ارطغرل» معروف است و پسرش عثمان بیک که معروف به عثمان غازی است رسماً حکومت سلجوقیان روم را خاتمه داد (یعنی ریشه درخت را، شاخ درخت، درآورد. زیرا خودش از خاندان سلجوق بود.)
انجیر معبد- این را هم عرض کنم که سلجوقیان، مثل انجیر معبد بودند، هر جا شاخه ای از آن ها به زمین می رسید، همان جا ریشه می گذاشت و خودش مستقل می شد و دیگر احتیاجی به ریشه اصلی نداشت. این سیستم حکومتی قبیله ای موجب شد که سلجوقیان عراق، و سلجوقیان کرمان و سلجوقیان وان و اتابکان دست نشانده آن ها (مثل اتابکان آذربایجان، اتابکان فارس، اتابکان لرستان، اتابکان یزد، اتابکان نیشابور مؤیدیه) همه خود حکام مستقل بالرای بودند و به هر حال، حکومت عثمان خان نیز خود شاخه دیگری از سلجوقیان است که تازه تشکیل شد، منتهی بر پایگاه سلجوقیان قدیم. به عبارت دیگر، نوعی حکومت فدار و فدراتیو که پیش از اسلام، پهنه وسیع ایران را اداره می کرد و خوب هم اداره میکرد در عصر سلجوقی، برای مدتی یعنی تا حمله مغول، تجدید حیات یافت نوعی حکومت که هرگز در تاریخ ایران به دقت بازشناسی نشده و به اهمیت آن توجه نشده است. حکومتی که کوروش پایه گذار آن بود و هر وقت اصول آن رعایت می شد یعنی آزادی مذهب و اعتقاد و سیستم مالیاتی مطابق هر محل تنظیم می د مملکت در رفاه و آسایش به سر می برد.منتهی، مثل بیماری که کورتون خورده باشد- همیشه از درون ضعیف می ماند، و در برابر حمله خارجی- که ایران هرگز از آن برکنار و معاف نبوده- خیلی زود قدرت خود را از دست می داد- چون، یک لشکر متمرکز میلیونی در اختیار نداشت.
نکته لازم به ذکر دیگر آنکه، این عثمان خان، موسس همان امپراطوری و خلافت بزرگ اسلامی است که قریب هفتصد سال برسه قاره آسیا و اروپا و افریقا تسلط بی امان داشت ومن خود آثار تسلط آن را بر دیوارهای کاخ «بی» های تونس- به صورت نام های «چقماقچی»،«شیشقو»، «قره سوخته»، «بلبان»، «شاهین» و «ابراهیم پشه» دیدم و کتیبه عربی «نصر من الله و فتح قریب» آنها را بر دیوار قلعه پرتقالیها (زمان سلطان محمد اربع) در بندر «طبرقه» به چشم عبرت نگریستم، و شعر فارسی «آبروی عسکر نصرت اثر یعنی یوسف طائی مرد نامور» را هم بر کتیبه فارسی سقاخانه یکی از شهرهای تونس مورخ به سال ۰۴۱ ه/۱۶۳۱ م (زمان مراد چهارم غازی) خواندم، و کتیبه حبیب بورقیبه را به زبان ترکی بر سر در مسجد قبا (مدینه) زیارت کردم (و حبیب خود از یک ده تونس- مناستیر- برخاسته و روستازاده است) و چه دلیلی از این بالاتر، که فرزند حبیب، نام «ترکمان بورقیبه» دارد که صاحب دهها بانک تونس و از سرمایه داران معروف است اینها همه آثار خلافت عثمانی در سه قاره عالما ست.
نکته دیگر آنکه آن علاء الدین کیقباد سوم سلجوقی است که سخت گرفتار جنگهای داخلی بود و چهار بار از سلطنت خلع ودوباره ابقا شد.
بنابراین، آشفتگی زمان او باعث شد که آن آواره کرمانی بتواند در ولایت روم، بنای خلافتی را بریزد که کتیبه های فارسی و عربی و ترکی آن در اقصای مراکش و تونس و مصر و مکه و بغداد و ارمنستان و رومانی و بلغارستان و یونان و آلبانی و هرزه گوین و بوسنی و بلگراد بر در و دیوارها نقش بندد، و رجال بزرگی مثل بایزید و مراد و سلطان محمد فاتح قسطنطنیه را در صفحات تاریخ بنشاند.
اما سالهائی که «ارطغرل» ناچار شده است از کرمان مهاجرت کند، اگر حوالی سی چهل سالی قبل از به حکومت رسیدن و طغیان عثمان حدس زده شود، باید مقارن باشد با شروع اقتدار حکومت قراختائیان کرمان که خصوصاً از جانب یورت مغول تائید می شدند و بیشتر احتمالاً مربوط می شود به ایام مقتدرترین حاکم قراختائی، یعنی عصمه الدین قتلغ ترکان خاتون به تناوب با قدرت تمام حکومت داشته و احتمالاً باعث پراکندگی باقیماندگان ترکان سلجوقی و غزه ها شده است. همان روزگاری که ابوحامد اوحدالدین کرمانی، از شاهزادگان سلجوقی کرمان نیز ناچار به مهاجرت شد و در بغداد خانقاه ساخت.
خاتون کرمانی- اما اینکه بعضی اوقات نسب سلاطین عثمانی را به طوایف غز (اوغوز) می رسانند، نیز شاید ازین جهت باشد که وقتی ملک دینار غز به کرمان حمله کرد و محمد شاه سلجوقی فراری شد و حکومت آنان از هم پاشید، ملک دینار، برای تثبیت وضع خود و دلجوئی از بقایای سلجوقیان که لابد بیشتر سلاح داران و لشکریان بودند با این خانواده پیوند ساخت بستر خود را گرم کرد و «… خاتون کرمانی را- صبیه ملک طغرل- عمه محمد شاه (سلجوقی) را خطبه فرمود، و او را در حکم خود آورد، چه، دختر ملک موید را که در حباله او بود- از خراسان با خود نیاورده بود و در نیشابور گذاشته…»
بنابراین می توان حد س زد که: اگر عمه محمد شاه چندان پیر نبوده باشد و اگر ملک دینار- بر قرار معهود- گرفتاریها مجالش داده باشد و اگر خاتون مویدی از نیشابور زود نرسیده باشد، در این صورت فرزندی از ملک دنیار به جهان آمده است که نژاد از دو سوی داشته، غز و ترکمان، و اولاد او همانها باشند که «ارطغرل» در نسل بعد یکی از آن جمله محسوب شود.
حالا، جناب استاد پروفسور عدنان ارزی، مرد سیاست وتاریخ و فرهنگ ترکیه، باز به مخلص ایراد بگیرند که باستانی پاریزی همه چیز و همه جا را از دید کرمان می نگرد، و حتی خلافت عثمانی را هم که یکی از پنج شش امپراتوری دنیاست و بیش از نیم هزاره در آبادترین نقاط دنیا یعنی اطر اف مدیترانه ادامه و تسلط داشته است.

64

نوشته های مرتبط


پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

از «پیام ما» بیشتر بدانید :

آمار سایت

  • کاربران آنلاین : 5
  • امروز: 5,665
  • دیروز: 15,292
  • هفته: 48,004
  • ماه: 64,582
  • سال: 144,636